چکیده
بررسی شخصیت و عملکرد برخی همسران پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآله
همواره از مباحث مهم در مطالعات تاریخی و کلامی بوده است. در این میان، حفصه دختر
عمر بن خطاب به عنوان یکی از افرادی که اهل سنت او را یکی از امهات مؤمنین می
دانند، جایگاهی ویژه در منابع اسلامی دارد. پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی ـ
انتقادی و با تکیه بر گزارشهای موجود در منابع اهلسنت، به بازخوانی برخی رفتارها
و مواضع وی میپردازد؛ رفتارهایی که در این منابع به عنوان موجب آزار پیامبر اکرم
صلیاللهعلیهوآله، ایجاد تنش در خانواده نبوی، همدستی در برخی اقدامات علیه آن
حضرت، و نیز تقابل با امیرالمؤمنین علی علیهالسلام گزارش شده است. این
مقاله با تحلیل روایات مربوط به ماجرای سوره تحریم، گزارشهای مربوط به بیماری
پایانی پیامبر، برخورد با برخی همسران پیامبر، و نیز مواضع حفصه در حوادث پس از
رحلت رسول خدا، به ارزیابی تاریخی این نقلها میپردازد.
یافتههای پژوهش نشان میدهد که بر اساس برخی نقلهای موجود در منابع اهلسنت،
زمینهای برای بازاندیشی در ارزیابی جایگاه تاریخی و اعتقادی حفصه وجود دارد.
واژگان کلیدی:
حفصه بنت عمر، ام المؤمنین، آزار پیامبر، سوره تحریم،
ناصبی، امیرالمؤمنین علیهالسلام
مقدمه
حفصه دختر عمر بن خطاب، دختر خلیفه دوم اهل سنت است. مادر
او زینب، خواهر عثمان بن مظعون از صحابه مشهور رسول خدا صلی الله علیه و آله می
باشد. او پنج سال قبل از بعثت به دنیا آمد.[1] همسر او خُنَیس بن حُذافه
سهمی[2]، مدتی بعد از جنگ بدر از دنیا
رفت و حفصه یک سال بعد با رسول خدا ازدواج کرد. از این به بعد، او با توجه به
شناختی که از عایشه پیدا کرد به حزب او ملحق شد[3] و تا به آخر در نقشه هایی که داشت او را یاری
می کرد.
آزار رسول خدا صلی الله علیه و آله
رسول خدا صلی الله علیه و آله به عنوان شخصیتی که قرآن
ایشان را الگو معرفی می کند[4]، خود در
میان افراد، مخصوصا در خانواده خود بهترین اخلاق را داراست. منابع اهل سنت نقل می
کنند که رسول خدا فرمود:
خيركم خيركم لأهله، وأنا خيركم لأهلي[5] .
و از طرفی دیگر آزار رسول خدا تبعات سنگینی دارد. خداوند در
قرآن می فرماید:
«إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي
الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُهِينًا»[6]
با نگاهی به برخی از منابع اهل سنت می بینیم که حفصه دختر عمر بن خطاب بارها باعث
آزار و حتی خشم رسول خدا شده است.
_ عبدالرزاق صنعانی (م 211 ق) نقل می کند:
حفصه، نوشتهای از داستان یوسف را که بر قطعهای
(کتف/استخوان شانه) نوشته شده بود نزد پیامبر آورد و شروع کرد آن را برای ایشان
خواندن. در این هنگام رنگ چهره پیامبر صلیاللهعلیهوآله دگرگون شد و فرمود: سوگند
به آنکه جانم در دست اوست، اگر یوسف نزد شما بیاید در حالی که من در میان شما
هستم، و شما از او پیروی کنید و مرا واگذارید، بیگمان گمراه خواهید شد.[7]
رسول خدا افضل و برتر و خاتم انبیا است و با آمدن ایشان
شریعت های گذشته نسخ شد. شریعت کامل ایشان، انسان را از معارف گذشتگان ( بر فرض
عدم تحریف کتب انبیاء گذشته) بی نیاز می کند؛ با این حال می بینیم افرادی مثل حفصه
که به حسب ظاهری جزو نزدیک ترین افراد به رسول خدا هستند و از خانواده حضرت محسوب
می شود، به سراغ کتب و داستان های بنی اسرائیل می رود و این قضیه آن قدر رسول خدا
را ناراحت می کند که رنگ چهره ایشان تغییر می کند و با بیان اعتراضی به گمراهی و
خطاکار بودن حفصه اشاره می کند.
_ مسلم بن حجاج نیشابوری (م 261 ق) نقل می کند:
عمر بن خطاب به دختر خود شکایت می کند که چرا رسول خدا را
آزار می دهد و بعد می گوید: به خدا سوگند خودت میدانی که رسول خدا تو را دوست
ندارد و اگر من نبودم تو را طلاق میداد[8]
در این عبارت پدر حفصه از عملکرد دختر خود در آزار رسول خدا انتقاد می کند و به
صراحت می گوید که رسول خدا حفصه را دوست ندارد. اگر رسول خدا فردی را دوست نداشته
باشد، این نشان دهنده شخصیت منفی اوست و بالاتر اینکه خدا هم این شخص را دوست
ندارد.
_ محمد بن اسماعیل بخاری (م 256 ق) نقل می کند:
ابن عباس گفت از عمر سوال کردم، امیر مؤمنان آن زنانی که بر
ضد پیغمبر صل الله علیه و آله با هم همدست
شدند چه کسانی بودند، ابن عباس میگوید: هنوز حرفم تمام نشده بود که عمر گفت: آن
دو زن عائشه و حفصه بودند.[9]
مطالب فراوانی در آیات ابتدایی سوره تحریم قرار دارد، از افشای سرّ رسول خدا توسط
حفصه، تا همدست شدن او با عایشه بر علیه پیامبر که خداوند آنها را تهدید می کند که
اگر از دشمنی خود دست برندارند، خدا، ملائکه و صالح المومنین که امیرالمومنین می
باشد را در مقابل خود قرار می دهند. در جواب سوال ابن عباس، عمر بن خطاب به صراحت
مصداق این آیات را عایشه و حفصه معرفی می کند که دشمنی با رسول خدا کردند.
آزار همسران رسول خدا صلی الله علیه و آله
در برخی از منابع اهل سنت گزارش هایی وجود دارد که حفصه
همسران رسول خدا را آزار می داده که، این منجر به ناراحتی و برخورد رسول خدا صلی الله علیه و آله با حفصه می شده است.
ترمذی (م 279 ق) نقل می کند:
انس بن مالک می گوید : به صفیه (همسر پیامبر) خبر رسید که
حفصه (در مورد او) گفته است : دختر یهودی، پس صفیه گریه کرد.پیامبر بر او وارد شد
در حالی که صفیه گریه می کرد.پیامبر به او فرمود : چه شده است ؟ صفیه گفت : حفصه
به من گفته که دختر یهودی هستم.پیامبر فرمودند : تو دختر نبی و همسر نبی هستی.حفصه
به چه چیزی نسبت به تو افتخار می کند؟ سپس پیامبر خطاب به حفصه فرمودند : تقوا
پیشه کن و از خدا بترس ای حفصه[10].
ملا علی قاری درباره این قسمت کلام رسول خدا صلی الله علیه و آله که به حفصه می فرماید تقوای الهی پیشه کن و از خدا بترس، می نویسد: این یعنی
مخالفت با حفصه یا عقاب او به منظور ترک مانند این سخن که از عادات جاهلیت است.[11] صویانی، محقق سلفی معاصر، این سخن حفصه را از مصادیق سب و
دشنام به حساب آورده است.[12]
با این مطالب حفصه هم به یک فرد که مسلمان است، هم صحابی است و هم به بیان اهل سنت
ام المومنین است توهین و جسارت کرده و هم باعث ناراحتی و برخورد رسول خدا شده است
که در اعتقادات اهل سنت هم قابل بخشش نمی باشد.
_ یکی از همسران رسول خدا صلی الله علیه و آله أسماء بنت
النعمان بن الحارث نام دارد. این بانو قبل اینکه به محضر رسول خدا برسد با توطئه
عایشه و حفصه عملی را انجام می دهد که در نهایت به بیان خوش بدبخت می شود و در
نهایت از غصه می میرد.
رسول خدا صلیاللهعلیهوسلم با اسماء دختر نعمان جونیه
ازدواج کرد. مرا فرستاد و من او را آوردم. حفصه به عایشه گفت: تو او را خضاب کن و
من موهایش را شانه میکنم. آن دو چنین کردند. سپس یکی از آن دو به او گفت: پیامبر
دوست دارد وقتی زنی بر او وارد میشود بگوید: «أعوذ بالله منك» (به خدا از تو پناه
میبرم).
پس هنگامی که او بر پیامبر وارد شد و در بسته شد گفت: «أعوذ بالله منك». رسول خدا
صلیاللهعلیه و آله آستین خود را بر چهره کشید و با آن خود را پوشاند و سه بار
فرمود: «به پناهگاه پناه بردی». ابو اُسید گفت: سپس پیامبر نزد من بیرون آمد
و فرمود: «ای ابو اُسید، او را به خانوادهاش برگردان و دو پارچه رازقی (یعنی دو
جامه از کرباس/کتان سفید) به او بده.» او پس از آن میگفت: مرا «زن بدبخت» بنامید. ابن عمر گفت:
هشام بن محمد برایم نقل کرد که زهیر بن معاویه جعفی گفت: «او از اندوه دق کرد و
جان سپرد.[13]
این زن، بعد تحمل فشارهای روحی از دنیا رفت.عایشه و حفصه با
عملکرد شوم خود، جان یک مسلمان و صحابی رسول خدا که به بیان اهل سنت با ازدواج با
رسول خدا به مقام ام المومنینی رسیده و بالاتر از آن بی گناه بوده را گرفتند.
توطئه علیه برنامه رسول خدا در روزهای پایانی عمر ایشان
در جریان نماز رسول خدا صلی الله علیه و آله در روزهای
پایانی عمر خود، در میان شیعه و سنی بحث های فراوانی وجود دارد که برای اطاله کلام
به آنها اشاره نمی کنیم و محققین را به منابع ارجاع می دهیم ولی به گزاره هایی که
به موضوع ما مرتبط است اشاره می کنیم.
در قسمتی از روایتی که احمد بن حنبل نقل می کند، رسول خدا
هرچه از اطرافیان می خواهد که علی بن ابی طالب علیه السلام را برای ایشان خبر
کنند، کسی توجه نمی کند و هر کس به دنبال شخص مورد نظر خود است، از جمله حفصه که
قصد خبر کردن پدر خود را دارد. رسول خدا وقتی این وضعیت را می بیند به نشانه
ناراحتی از این عملکرد اطرافیان سکوت می کند.احمد بن حنبل این قضیه را این طور نقل
می کند:
عن ابن عباس، قال: لما مرض رسول الله صلى الله عليه وسلم
مرضه الذي مات فيه، كان في بيت عائشة، فقال: ” ادعوا لي عليا ” قالت
عائشة: ندعو لك أبا بكر؟ قال: ” ادعوه ” قالت حفصة: يا رسول الله، ندعو
لك عمر؟ قال: ” ادعوه “، قالت أم الفضل: يا رسول الله، ندعو لك العباس؟
قال: ” ادعوه ” فلما اجتمعوا رفع رأسه، فلم ير عليا، فسكت.[14]
این نقل نشان دهنده این است که این افراد، از جمله حفصه، با بی اعتنایی به کلام
رسول خدا صلی علیه و آله عملا به حضرت اهانت کردند تا به جایی که حضرت از ناراحتی
سکوت کردند.
نکته دیگری این مطلب به آن اشاره می کند این است که این
مطلب نشان می دهد ابوبکر و عمر بر خلاف دستور پیامبر در مدینه حضور داشته اند و در
سپاه اسامه نبوده اند که نشان از توطئه ای دارد که جای توضیح آن در این نوشتار
نیست.
ابن ابی الحدید بعد از نقل روایت قبل مطالبی را نقل می کند
از جمله:
و كان علي يذكر هذا لأصحابه في خلواته كثيرا و يقول إنه لم
يقل ص إنكن لصويحبات يوسف إلا إنكارا لهذه الحال و غضبا منها لأنها و حفصة تبادرتا
إلى تعيين أبويهما و أنه استدركها بخروجه و صرفه عن المحراب[15]
علی بن ابی طالب علیه السلام این موضوع را در خلوتهای خود بسیار برای یارانش یاد
میکرد و میگفت: پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) جمله إنّكنّ لصويحبات يوسف! شما
همچون زنان مصر در زمان يوسف در پى خواسته هاى خودتان هستيد را جز از روی انکار
این وضعیت و خشم نسبت به آن بر زبان نیاورد؛ زیرا عایشه و حفصه برای تعیین پدران
خود پیشدستی کردند. و اینکه پیامبر با بیرون آمدن خود و کنار زدن ابوبکر از
محراب، در پی جبران و خنثی کردن تلاش آنها برآمد.
تحریک به قتل
یکی از اتفاقات سال 23 هجری قمری، قتل عمر بن خطاب در مدینه
به دست ابولؤلؤ ایرانی می باشد. بعد از این واقعه عبیدالله بن عمر بن خطاب به
تحریک خواهر خود سه غیر عرب که ایرانی بودند را به قتل می رساند. این عملکرد حفصه
نشان از همان خوی جاهلیتی دارد که در فرازهای قبلی به آن اشاره شده است.
محمد بن سعد (م 230 ق) نقل می کند: عبیدالله بن عمر بن خطاب به قصاص کشته شدن پدرش
توسط یک برده، تصمیم گرفت هر برده و اسیری که در مدینه هست را به قتل برساند؛ ولی
فقط توانست جفینه، هرمزان و دختر کوچک ابولؤلؤ را به قتل برساند، چرا که صحابه
مانع شده و شمشیر او را گرفته و با او درگیر شدند. عبدالله بن عمر اعتراف می کند
که عامل کشته شدن این افراد خواهرش حفصه است لذا می گوید خدا حفصه را رحمت کند؛
زیرا او از کسانی بود که عبیدالله را بر کشتن آنان تشویق کرد.[16]
عداوت نسبت به امیرالمومنین علیه السلام
در جریان جنگ جمل، او که دشمنی اهل بیت را در دل داشت،
ابتدائا قصد ملحق شدن به دشمنان امیرالمومنین علیه السلام را داشت که برادرش به او
اجازه این کار را نداد و مانع او شد.[17] ولی وقتی نامه عایشه درباره
خبر دروغین ترسیدن امیرالمومنین علیه السلام به او رسید مجلس شادی به راه انداخت.
ابن ابی الحدید شافعی نقل می کند: وقتى على عليه السلام به
سرزمين ذوقار رسيد ، عايشه براى حفصه دختر عمر ، چنين نامه نوشت: پس
از حمد و سپاس خداوند؛ تو را خبر مى دهم كه على به ذوقار آمده است و چون خبر جمعيت
و نيروى ما بدو رسيده ، با ترس و وحشت در آن جا اقامت گزيده است. او به سان اسب
سرخْ موى است . اگر جلو آيد ، پى شود و اگر عقب نشيند ، كشته شود.
حفصه، كنيزان خود را فراخواند تا برايش بخوانند و دف زنند و
به آنان دستور داد كه در آوازه خوانى خود ، اين اشعار را بخوانند:
چه خبر ؟ چه خبر؟
على در سفر است.
مانند اسب سرخْ مو
اگر جلو رود ، پى شود .
و اگر عقب نشيند ، كشته شود.
و دختران طُلَقا ، نزد حفصه مى آمدند و براى شنيدن اين
آوازه خوانى اجتماع مى كردند. چون خبر به امّ كلثوم دختر على عليه السلام رسيد با
عده ای به طور ناشناس ، نزد آنان رفت. سپس صورت خود را آشكار كرد.چون حفصه او را
شناخت، خجالت كشيد و «إنّا للّه وإنّا إليه راجعون» بر زبان راند. امّ
كلثوم گفت: اگر شما دو تن (يعنى عايشه و حفصه) امروز عليه على همدست شده ايد، در
گذشته نيز عليه برادرش (پيامبر خدا) همدست شديد و خداوند درباره شما آياتى را نازل
كرده است. حفصه گفت: بس كن ، خدايت رحمت كند! و
دستور داد تا نامه را آوردند و پاره كردند و ( به جهت حفظ آبروی خود، به ظاهر) به
درگاه خداوند، استغفار نمود.[18]
این دو گزارش به صراحت نشان از دشمنی حفصه با علی بن ابی
طالب علیه سلام دارد. در روایات نبوی در منابع اهل سنت دشمنی با امیرالمومنین را
نشانه نفاق، کفر، و مرگ با این عقیده را مرگ یهودی و نصرانی می داند. تا به جایی
که امثال شوکانی می نویسند:
وإنما قلنا: إن الناصبي كافر: لما تقرر في كتب اللغة
وغيرها: أن النصب بغض أمير المؤمنين عليه السلام.
قال في القاموس ما لفظه: ” النواصب والناصبية وأهل
النصب: المتدينون ببغضة علي رضي الله عنه، لأهم نصبوا له؛ أي: عادوه. وإذا ثبت أن الناصبي من يبغض عليا عليه السلام؛
فقد ثبت بالأحاديث الصحيحة الصريحة في كتب الحديث المعتمدة أن بغضه – كرم الله
وجهه – نفاق وكفر
وثبت أن: “من أبغض عليا، فقد أبغض الله ورسوله”،
وبغض الله ورسوله كفر.
وفي الباب أحاديث كثيرة من طرق عن جماعة من الصحابة. وفي
هذا المقدار كفاية[19]
و همانا گفتیم که «ناصبی» کافر است؛ زیرا در کتابهای لغت و
غیر آن ثابت شده است که «نصب» به معنای دشمنی و بغض نسبت به امیرالمؤمنین علیهالسلام
است. در القاموس چنین آمده است: نواصب، ناصبیه
و اهلِ نصب: کسانی هستند که به دشمنی و بغض علی رضیالله عنه دینداری میکنند؛
زیرا در برابر او موضع گرفته و با او دشمنی ورزیدهاند. پس هنگامی که
ثابت شد ناصبی کسی است که علی علیهالسلام را دشمن میدارد، با احادیث صحیح و
صریحی که در کتابهای معتبر حدیث آمده ثابت میشود که دشمنی با او ـ کرّم الله
وجهه ـ نفاق و کفر است. و نیز ثابت شده است که: هر کس با علی
دشمنی کند، با خدا و رسول او دشمنی کرده است. و دشمنی با خدا و رسولش کفر است. و در این باب،
احادیث فراوانی از طرق گوناگون و از جمعی از صحابه نقل شده است. و همین مقدار برای
مقصود کافی است.
نتیجه گیری
بررسی گزارشهای نقلشده در منابع اهلسنت درباره حفصه بنت
عمر نشان میدهد که در موارد متعددی، رفتار و مواضع او با جایگاه همسری رسول خدا
صلیاللهعلیهوآله و شأن «امّالمؤمنین» بودن سازگار نبوده است. بر اساس نقلهای
تاریخی و حدیثی، از ماجرای قرائت نداستان های بنی اسرائیل و ناراحتی پیامبر، تا همدستی
با عایشه در قضایای سوره تحریم، آزار برخی همسران پیامبر همچون صفیه، نقشآفرینی
در ماجرای اسماء بنت نعمان، و نیز رفتارهای او در روزهای پایانی عمر پیامبر، همگی
حاکی از تنشها و عملکردهایی است که موجب نارضایتی و خشم رسول خدا صلیاللهعلیهوآله
شده است.
افزون بر این، گزارشهایی درباره موضعگیریهای سیاسی و
اجتماعی حفصه پس از رحلت پیامبر، از جمله در ماجرای تحریک عبیدالله بن عمر و نیز
ابراز شادی در قبال اخبار مربوط به جنگ جمل، تصویری از استمرار نوعی تقابل با جریان
منسوب به امیرالمؤمنین علیهالسلام ارائه میدهد. با توجه به روایات مورد استناد
در منابع حدیثی اهلسنت درباره جایگاه محبت و بغض نسبت به امیرالمؤمنین علیهالسلام،
این مسئله در چارچوب اعتقادی نیز قابل تأمل و بررسی است.
در مجموع، دادههای مطرحشده در این نوشتار ـ که همگی مستند
به منابع تاریخی و روایی اهلسنت است ـ نشان میدهد که تصویر ارائهشده از حفصه،
تصویری یکدست و خالی از چالش نیست، بلکه مشتمل بر رفتارهایی است که در تعارض با
معیارهای اخلاقی و دینی مورد انتظار از نزدیکان پیامبر ارزیابی میشود. از اینرو،
بازخوانی انتقادی این گزارشها و تحلیل آنها در بستر تاریخی، کلامی و حدیثی میتواند
به فهم دقیقتر از تحولات صدر اسلام و بازشناسی نقش شخصیتهای تأثیرگذار آن دوره
کمک کند.
منابع
_ قرآن کریم
_ ابن ابی الحدید، عبدالحمید بن هبةالله (۵۸۶- بعد از ۶۵۶ق)،
شرح نهج البلاغة
_ابن سعد، محمد بن سعد بن منيع الهاشمي البصري، الطبقات
الكبرى، دراسة وتحقيق: محمد عبد القادر عطا، دار الكتب العلمية، بيروت، الطبعة
الأولى، ١٤١٠ هـ – ١٩٩٠ م
_ ابن عبدالبر، أبو عمر يوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد البر
بن عاصم النمري القرطبي (ت ٤٦٣هـ)، الاستيعاب في معرفة الأصحاب، المحقق: علي محمد
البجاوي، دار الجيل، بيروت، الطبعة الأولى، ١٤١٢ هـ – ١٩٩٢ م
_ ابن ماجه، أبو عبد الله محمد بن يزيد القزويني، وماجة اسم
أبيه يزيد (ت ٢٧٣ هـ)، سنن ابن ماجه، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء
الكتب العربية – فيصل عيسى البابي الحلبي
_ بخاری، أبو عبد الله، محمد بن إسماعيل بن إبراهيم بن
المغيرة ابن بردزبه البخاري الجعفي، صحيح البخاري، تحقيق: جماعة من العلماء،
الطبعة: السلطانية، بالمطبعة الكبرى الأميرية، ببولاق مصر، ١٣١١ هـ، بأمر السلطان
عبد الحميد الثاني، ثم صَوّرها بعنايته: د. محمد زهير الناصر، وطبعها الطبعة
الأولى عام ١٤٢٢ هـ لدى دار طوق النجاة – بيروت، مع إثراء الهوامش بترقيم الأحاديث
لمحمد فؤاد عبد الباقي، والإحالة لبعض المراجع المهمة _ ترمذی، محمد بن عيسى بن سَوْرة بن موسى بن
الضحاك، الترمذي، أبو عيسى (ت ٢٧٩هـ)، سنن الترمذي، تحقيق وتعليق: أحمد محمد شاكر
(جـ ١، ٢) ومحمد فؤاد عبد الباقي (جـ ٣) وإبراهيم عطوة عوض المدرس في الأزهر
الشريف (جـ ٤، ٥)، شركة مكتبة ومطبعة مصطفى البابي الحلبي – مصر، الطبعة الثانية،
١٣٩٥ هـ – ١٩٧٥ م
_ حاکم نیشابوری، أبو عبد الله محمد بن عبد الله، المستدرك
على الصحيحين، مع تضمينات: الذهبي في التلخيص والميزان والعراقي في أماليه
والمناوي في فيض القدير وغيرهم، دراسة وتحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، دار الكتب
العلمية – بيروت، الطبعة الأولى، ١٤١١ – ١٩٩٠
_ شوکانی، محمد بن علي بن محمد بن عبد الله الشوكاني اليمني
(ت ١٢٥٠ هـ)، الفتح الرباني من فتاوى الإمام الشوكاني، حققه ورتبه: أبو مصعب «محمد
صبحي» بن حسن حلاق [ت ١٤٣٨ هـ]، مكتبة الجيل الجديد، صنعاء – اليمن
_ شیبانی، الإمام أحمد بن حنبل (١٦٤ – ٢٤١ هـ)، مسند الإمام
أحمد بن حنبل، المحقق: شعيب الأرنؤوط – عادل مرشد، وآخرون، إشراف: د عبد الله بن
عبد المحسن التركي، مؤسسة الرسالة، الطبعة الأولى، ١٤٢١ هـ – ٢٠٠١ م
_ صنعانی، أبو بكر عبد الرزاق بن همام الصنعاني (١٢٦ – ٢١١
هـ) المصنف، ويليه: كتاب الجامع للإمام معمر بن راشد الأزدي، رواية عبد الرزاق
الصنعاني [منشور بالشاملة مستقلا]، المحقق: حبيب الرحمن الأعظمي، المجلس العلمي-
الهند، توزيع المكتب الإسلامي – بيروت، الطبعة الثانية، ١٤٠٣ هـ – ١٩٨٣
_ صویانی، أبو عمر، محمد بن حمد، السيرة النبوية كما جاءت في
الأحاديث الصحيحة، مكتبة العبيكان، الطبعة الأولى، ١٤٢٤ هـ – ٢٠٠٤ م
_ طبری، أبو جعفر، محمد بن جرير الطبري (٢٢٤ – ٣١٠ هـ)، تاريخ
الرسل والملوك، ويليه بالجزء ١١: «صلة تاريخ الطبري» لعريب بن سعد القرطبي [ت ٣٦٩
هـ] ويليه: «تكملة تاريخ الطبري» لمحمد بن عبد الملك الهمذاني [ت ٥٢١ هـ] ويليه:
«المنتخب من كتاب ذيل المذيل من تاريخ الصحابة والتابعين لمحمد بن جرير الطبري»
لأحد العلماء، المحقق: محمد أبو الفضل إبراهيم [ت ١٩٨٠ م]، دار المعارف بمصر،
الطبعة الثانية ١٣٨٧ هـ – ١٩٦٧ م
_ قاری، علي بن (سلطان) محمد، أبو الحسن نور الدين الملا
الهروي القاري (ت ١٠١٤هـ)، مرقاة المفاتيح
شرح مشكاة المصابيح، دار الفكر، بيروت – لبنان، الطبعة الأولى، ١٤٢٢هـ – ٢٠٠٢م
_ نیشابوری، أبو الحسين مسلم بن الحجاج القشيري النيسابوري
(٢٠٦ – ٢٦١ هـ)، صحيح مسلم، المحقق: محمد فؤاد عبد الباقي، مطبعة عيسى البابي
الحلبي وشركاه، القاهرة، ثم صورته دار إحياء التراث العربي ببيروت، وغيرها، عام
النشر: ١٣٧٤ هـ – ١٩٥٥ م
[1] ولدت حفصة وقريش تبني البيت قبل مبعث النبي صلى الله عليه وسلم بخمس سنين
الطبقات الكبرى، ابن سعد، 8 / 65
[2] حفصة بنت عمر بن الخطاب، زوج النبی صلی الله علیه و سلم قد تقدم ذكر نسبها فِي
ذكر أبيها، وهي أخت عبد الله [بن عمر] لأبيه وأمه، وأمهما زينب بنت مظعون بن حبيب
بن وهب بن حذافة بن جمح. كانت حفصة من المهاجرات، وكانت قبل رسول الله صلى الله
عليه وسلم تحت خنيس ابن حذافة بن قيس بْن عدي السهمي
الاستيعاب في معرفه الاصحاب، ابن عبد البر، 4 / 1811
[3] أن نساء رسول الله صلى الله عليه وسلم كن حزبين، فحزب فيه عائشة وحفصة وصفية
وسودة، والحزب الآخر أم سلمة وسائر نساء رسول الله صلى الله عليه وسلم
صحيح البخاري، 3 / 156
[4] لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ سوره احزاب / 21
[5] سنن ابن ماجه، 1 / 636
[6] سوره احزاب، آیه 57
[7] أن حفصة زوج النبي صلى الله عليه وسلم جاءت إلى النبي صلى الله عليه وسلم
بكتاب من قصص يوسف في كتف فجعلت تقرأ عليه، والنبي صلى الله عليه وسلم يتلون
وجهه، فقال: «والذي نفسي بيده، لو أتاكم يوسف وأنا فيكم فاتبعتموه وتركتموني
لضللتم
المصنف، عبد الرزاق صنعانی، 6 / 113
[8] فدخلت على حفصة
بنت عمر، فقلت لها: يا حفصة، أقد بلغ من شأنك أن تؤذي رسول الله صلى الله عليه
وسلم؟ والله، لقد علمت أن رسول الله صلى الله عليه وسلم، لا يحبك، ولولا أنا لطلقك
رسول الله.
صحیح مسلم، 2 / 1105
[9] سمعت ابن عباس رضي الله عنهما، يقول: أردت أن أسأل عمر بن الخطاب رضي الله
عنه، فقلت: يا أمير المؤمنين، من المرأتان اللتان تظاهرتا على رسول الله صلى الله
عليه وسلم؟ فما أتممت كلامي حتى قال عائشة، وحفصة
صحيح البخاري، 6 / 158
[10] بلغ صفية أن حفصة، قالت: بنت يهودي، فبكت،
فدخل عليها النبي صلى الله عليه وسلم وهي تبكي، فقال: ما يبكيك»؟ فقالت: قالت لي
حفصة: إني بنت يهودي، فقال النبي صلى الله عليه وسلم: «وإنك لابنة نبي، وإن عمك
لنبي، وإنك لتحت نبي، ففيم تفخر عليك؟ ثم قال: اتقي الله يا حفصة.
سنن
ترمذی، 5 / 709
[11] ثم قال: ” اتقي الله ” ، أي: مخالفته أو عقابه بترك مثل هذا الكلام
الذي هو من عادات الجاهلية
مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح، ملا علی قاری، 9 / 3994
[12] حفصة تسب صفیة
السيرة النبوية كما جاءت في الأحاديث الصحيحة، 4 / 280
[13] تزوج رسول الله صلى الله عليه وسلم أسماء بنت النعمان الجونية فأرسلني فجئت
بها، فقالت حفصة لعائشة: أخضبيها أنت وأنا أمشطها ففعلتا ثم قالت لها إحداهما: إن
النبي صلى الله عليه وسلم يعجبه من المرأة إذا دخلت عليه أن تقول أعوذ بالله منك
فلما دخلت عليه وأغلق الباب وأرخى الستر مد يده إليها فقالت: أعوذ بالله منك، فقال
رسول الله صلى الله عليه وسلم بكمه على وجهه فاستتر به وقال: «عذت بمعاذ ثلاث
مرات» . قال أبو أسيد: ثم خرج إلي فقال: «يا أبا أسيد ألحقها بأهلها ومتعها
برازقيين» – يعني كرباسين – فكانت تقول: ادعوني الشقية قال ابن عمر: قال هشام بن
محمد: فحدثني زهير بن معاوية الجعفي أنها ماتت كمدا
المستدرك على الصحيحين، حاکم نیشابوری، 4 / 39
[14] مسند أحمد، 5 / 357
[15] شرح نهج البلاغة، ابن ابی الحدید، 9 / 197
[16] قال عبد الله بن عمر: يرحم الله حفصة، فإنها ممن شجع عبيد الله على قتلهم
الطبقات الكبرى، ابن سعد، 3 / 356
[17] تاريخ الأمم و الملوك، طبری، 4 / 451
[18] قال و لما نزل
علي ذا قار كتبت عائشة إلى حفصة بنت عمر أما بعد فإني أخبرك أن عليا قد نزل ذا قار
و أقام بها مرعوبا خائفا لما بلغه من عدتنا و جماعتنا فهو بمنزلة الأشقر إن تقدم
عقر و إن تأخر نحر فدعت حفصة جواري لها يتغنين و يضربن بالدفوف فأمرتهن أن يقلن في
غنائهن
مَا
الخَبَرُ مَا الخَبَرُ ؟! /عَلِيٌّ فِي
السَّفَرِ / كَالفَرَسِ الأَشقَرِ / إن تَقَدَّمَ عُقِرَ / وإن تَأَخَّرَ نُحِرَ
و
جعلت بنات الطلقاء يدخلن على حفصة و يجتمعن لسماع ذلك الغناء .فبلغ أم كلثوم بنت
علي فلبست جلابيبها و دخلت عليهن في نسوة متنكرات ثم أسفرت عن وجهها فلما عرفتها
حفصة خجلت و استرجعت فقالت أم كلثوم لئن تظاهرتما عليه منذ اليوم لقد تظاهرتما على
14أخيه من قبل فأنزل الله فيكما ما أنزل فقالت حفصة كفى رحمك الله و أمرت بالكتاب
فمزق و استغفرت الله .
شرح
نهج البلاغة، ابن ابی الحدید، 14 / 13
[19] الفتح الرباني من فتاوى الإمام الشوكاني، 2 / 872 _ 873



