حضرت آیت الله میلانی مد ظله العالی فرمودند: مراسم مربوط به حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها باید به بهترین شکل برگزار شود و علاوه بر شعائر، حقایق تاریخی نیز برای مردم تبیین شود.
مؤسس بنیاد فرهنگی امامت حضرت آیت الله سید علی حسینی میلانی در آئین استقبال از فاطمیه با شعار «فاطمیه برترین تندیس دفاع از امامت» که در بنیاد فرهنگی امامت برگزار شد، با تأکید بر ضرورت دعا، توسل و تلاش برای پیروزی ایران و تشیع فرمودند: کشور ما درگیر جنگ با کفر است و همه باید به هر شیوهای که میتوانند برای پیروزی کشور و تشیع تلاش کنند. بهویژه باید با دعا، توسل و استغاثه به حضرت ولیعصرعجل الله تعالی فرجه الشریف، از آن حضرت یاری بخواهیم و امیدوار باشیم که مورد عنایت ایشان قرار گیریم.
ایشان با اشاره به ضرورت طرح مباحث مربوط به حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها اظهار کردند: برخی تصور میکنند پرداختن به این موضوع با دعوت به وحدت و همبستگی مسلمانان منافات دارد؛ حال آنکه حوادث اخیر، ارتباط برخی جریانها با یهود و دیگر گروههای کافر را آشکار کرده است. با کنار رفتن پردهها، روشن شد که هشدارهای پیشین درباره این ارتباطات مورد توجه قرار نمیگرفت.
استاد دروس خارج حوزه های علمیه با بیان اینکه لازم است حقایق درباره حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها بر اساس منابع معتبر و دستاول بیان شود، فرمودند: در بررسی این حوادث، باید سه موضوع را مدنظر قرار داد: نخست، علل و زمینههای وقوع حوادث و اینکه ماجرا از کجا آغاز شده است؛ دوم، بررسی دقیق خود وقایع بر پایه منابع معتبر؛ و سوم، شناخت نتایج و پیامدهای آنها.
ایشان با بیان اینکه همین روش باید در بررسی واقعه عاشورا نیز به کار گرفته شود، گفت: در کنار برگزاری مراسم و شعائر، علما و خطبا باید علل و زمینههای عاشورا، واقعه و نتایج و پیامدهای آن را برای مردم تبیین کنند. در موضوع تولی و تبری نیز، در کنار برگزاری شایسته مجالس، باید دلایل و زمینههای تاریخی این مواضع توضیح داده شود؛ زیرا چنین رویکردی موجب تقویت ایمان مردم در هر دو بُعد تولی و تبری میشود. شعائر باید برگزار شوند، اما بیان حقایق نیز باید در همان مجالس مورد توجه قرار گیرد.
معظم له با اشاره به رقابتهای تاریخی میان قبایل قریش فرمودند: میان قبایل قریش و بنیهاشم بر سر ریاست مکه، مسجدالحرام و امور مرتبط با خانه خدا رقابت وجود داشت. در یک سوی این رقابت، امیه، جد اعلای بنیامیه، و در سوی دیگر هاشم، جد اعلای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، قرار داشتند.
ایشان این رقابت را زمینهساز خصومتی مستمر دانستند و افزودند: در روایتی از این رقابت آمده است که هاشم و امیه قرار گذاشتند مفاخر خود را بیان کنند و هر کدام که مورد تأیید قرار نگرفت، باید ۱۰ سال حجاز را ترک کند. بر اساس این روایت، امیه از مکه و حجاز خارج شد و ریاست در مکه به هاشم رسید؛ رخدادی که در حافظه تاریخی طرفین باقی ماند و به تشدید خصومت انجامید.
مؤسس بنیاد فرهنگی امامت ادامه دادند: این جایگاه در نسل هاشم باقی ماند و با بعثت پیامبر اکرم، حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله، در بنیهاشم اهمیت بیشتری پیدا کرد. در نهایت گروهی با پیامبر صلی الله علیه و آله جنگیدند تا آنکه فتح مکه رخ داد و آنان تسلیم شدند. گروهی دیگر نیز اعلام کردند که به پیامبر ایمان میآورند و از ایشان دفاع میکنند، اما به شرط آنکه ریاست پس از ایشان به آنان واگذار شود که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله این شرط را نپذیرفتند.
ایشان افزودند: گروهی دیگر بدون طرح چنین شرطی، به اسلام تظاهر کردند و در شمار اصحاب پیامبر قرار گرفتند و همراه ایشان از مکه به مدینه هجرت کردند؛ اما در جنگها از رویارویی میگریختند و در پی حفظ جان خود بودند. این گروه تشکیلاتی ایجاد کرده و در پی آن بودند که اگر بتوانند، اساس اسلام را انکار کنند و جامعه را به جاهلیت بازگردانند؛ اما چون به این هدف نرسیدند، درصدد برآمدند پس از پیامبر، زمام ریاست را به دست بگیرند.
ایشان با اشاره به گزارش منسوب به کتاب سلیم فرمودند: بر اساس این گزارش، گروهی گرد هم آمدند، نوشتهای تهیه کردند و آن را امضا نمودند.
ایشان با انتقاد از کسانی که اعتبار کتاب سلیم را زیر سؤال میبرند، اظهار نمودند: این نوشته و توافقی که از آن سخن گفته میشود، واقعیت داشته است. هدف این بود که آنچه را خدا و پیامبر برای دوران پس از پیامبر ترسیم کرده بودند، محقق نشود و پیامبر از اهداف و مقاصد این افراد آگاه بودند. این افراد نهتنها در برخی جنگها از میدان گریختند، بلکه از همراهی با سپاه اسامه نیز سر باز زدند.
آیت الله میلانی سپس به عبارت «إِنَّ الرَّجُلَ لَیَهْجُرُ» اشاره نموده و آن را نشانهای از آشکار شدن مواضع پنهان برخی افراد دانست.
ایشان با اشاره به موضوع جانشینی پیامبر فرمودند: در نقل مورد اشاره، این عبارت نیز مطرح شده است که «لَا تَجْتَمِعُ النُّبُوَّهُ وَالْإِمَامَهُ فِی بَیْتٍ وَاحِدٍ»؛ یعنی نبوت و امامت در یک خاندان جمع نمیشود. این دیدگاه با رقابتهای قبیلهای و تلاش برای گردش قدرت میان قبایل قریش مرتبط است.
معظم له در ادامه به رخدادهای پس از قتل عثمان اشاره کرد و گفت: در تحولات بعدی، طلحه، زبیر، همسر پیامبر و عمرو عاص در جریان مقابله با امیرالمؤمنین علیه السلام نقش داشتند. زبیر تحت تأثیر پسرش قرار گرفت و عبدالله بن عباس نیز به زبیر هشدار داد که در این درگیری، هدف اصلی دیگران تأمین منافع خودشان است و او از این همراهی سودی نخواهد برد. پس از کشته شدن طلحه، مسئولیت این رخداد به امیرالمؤمنین علیه السلام نسبت داده شد و سپس معاویه با عنوان خونخواهی عثمان وارد میدان شد.
ایشان همچنین به نقش بنیزهره در تحولات مربوط به خلافت اشاره کرد و از عبدالرحمن بن عوف و سعد بن ابیوقاص نام برد و بیان کرد: این دو قرار بود پس از عثمان به قدرت برسند، اما هر دو مسموم شدند و از دنیا رفتند.
حضرت آیت الله میلانی با اشاره به شهادت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: پس از شهادت پیامبر صلی الله علیه و آله ، در مدینه دو گروه اصلی مهاجران و انصار حضور داشتند. مهاجران دارای چند گرایش بودند و لذا امیرالمؤمنین علیه السلام در آن شرایط تنها ماندند.
ایشان همچنین به نقش عباس و فرزندانش و نیز ابوسفیان و اطرافیان او اشاره کرد و گفت: برخی تلاش کردند عباس را از همراهی با امیرالمؤمنین علیه السلام جدا کنند. در همین شرایط، انصار پیکر پیامبر را ترک کردند و به سقیفه بنیساعده رفتند.
ایشان با اشاره به گزارشهای تاریخی مربوط به سقیفه فرمودند: با وجود حضور شمار زیادی از افراد در سقیفه، بخش مهمی از جزئیات آن واقعه در منابع بهصورت روشن ثبت نشده است. در صحیح بخاری، گزارشی از عمر درباره ماجرای سقیفه نقل شده، اما به گفته او، گزارشهای مستقیمی از زبان بسیاری از حاضران در دسترس نیست.
استاد دروس خارج حوزه علمیه همچنین به سرنوشت سعد بن عباده اشاره کرد و گفت: او مدینه و سپس حجاز را ترک کرد و در نهایت، بنا بر برخی گزارشها، شبانه به قتل رسید. پس از آن، مردم به شیوههای مختلف به بیعت وادار شدند؛ برخی با تهدید و خشونت و برخی با تطمیع. در چنین شرایطی، حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها برای دفاع از ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام و بیان مواضع خود به سراغ برخی افراد رفتند.
ایشان در ادامه به دیدار حضرت زهرا سلام الله علیها با معاذ بن جبل اشاره نمودند و فرمودند: براساس اسناد، حضرت فاطمه سلام الله علیها درباره ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام، حدیث غدیر و مسئله فدک با معاذ بن جبل سخن گفتند. معاذ پاسخ داد که پس از انجام بیعت، دیگر چه میتوان کرد؛ و حضرت فرمودند که دیگر با او سخنی نخواهند داشت. پس از آنکه پسر معاذ از گفتوگوی پدرش با حضرت زهرا سلام الله علیها آگاه شد، به او گفت که اگر حضرت دیگر با پدرش سخن نگویند، او نیز با پدرش سخن نخواهد گفت.
معظم له به خطبههای حضرت زهرا سلام الله علیها برای مردان و زنان و گریههای ایشان پس از شهادت پیامبر اشاره نموده و فرمودند: فضای خانههای آن زمان بهگونهای بود که صدای ناله و گریه به خانههای همسایگان میرسید و آنان را متأثر میکرد. در نهایت حضرت زهرا سلام الله علیها برای سوگواری و گریه به مکانی میرفتند که از آن با عنوان بیتالاحزان یاد شده است. کسانی که وجود چنین مکانی را انکار میکنند، این انکار ناشی از بیاطلاعی آنهاست.
ایشان به حضور حضرت زهرا سلام الله علیها بر مزار حضرت حمزه علیه السلام اشاره نموده و فرمودند: حضرت حمزه علیه السلام از جمله کسانی بود که پیامبر صلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علیه السلام را بهخوبی میشناخت.
آیتالله میلانی با بازگشت به مسئله بیعت فرمودند: مخالفان امیرالمؤمنین علیه السلام به این نتیجه رسیده بودند که بدون بیعت ایشان، کارشان به سرانجام نمیرسد؛ ازاینرو چند بار برای گرفتن بیعت اقدام کردند. امیرالمؤمنین علیه السلام در پاسخ به این درخواستها، درباره مبنای ادعای آنان پرسش کردند و فرمودند که چرا به پیامبر صلی الله علیه و آله نسبت ناروا میدهند.
ایشان تأکید کردند: این واقعه باید با دقت مطالعه و فهمیده شود. امیرالمؤمنین علیه السلام نباید پیشقدم میشدند و باید در جای خود میماندند؛ زیرا همین ایستادگی و بیعت نکردن بود که سبب شد پس از گذشت پانزده قرن، همچنان گفته شود که آن حضرت بیعت نکردند.
ایشان با اشاره به مقام حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: آن حضرت از عظمت و جایگاه والایی برخوردار بودند و برخی از عالمان اهل سنت نیز بر برتری ایشان نسبت به خلفای چهارگانه تصریح کردهاند.
معظم له سپس به عبارت «إِنَّ الْحُسَیْنَ قُتِلَ بِسَیْفِ جَدِّهِ» اشاره نموده و فرمودند: این سخن در دورههای بعد نیز از سوی برخی تکرار شده است. چگونه ممکن است کسی با تردیدافکنی در این موضوعات، در عمل به سود مخالفان موضع بگیرد؟!
ایشان در ادامه به حضرت محسن علیه السلام اشاره نموده و فرمودند: درباره سرنوشت ایشان گزارشهای متفاوتی نقل شده است؛ برخی از درگذشت ایشان در کودکی سخن گفتهاند و برخی دیگر از سقط شدن ایشان. در منابعی، سقط حضرت محسن علیه السلام در پی ظلم واردشده به حضرت زهرا سلام الله علیها بهصراحت مطرح شده است.
ایشان افزودند: ایستادگی امیرالمؤمنین علیه السلام و بیعت نکردن ایشان، با وجود فشارها و تهدیدها، در منابع تاریخی بازتاب یافته است و به گزارش برخی منابع، برای وادار کردن آن حضرت به حضور، از زور استفاده شد و حتی تهدید به قتل نیز مطرح بود.
مؤسس بنیاد فرهنگی امامت فرمودند: یکی از نتایج این رخدادها، تداوم شهادتین و مطرح بودن شهادت ثالثه در کنار آن در سنت شیعی بوده است.
معظم له سپس به ماجرای ورود اسرای اهلبیت علیهم السلام به شام پس از واقعه کربلا اشاره و تصریح فرمودند: در نقل مورد اشاره، یکی از حاضران از امام سجاد علیه السلام پرسید که در شام چه کسی پیروز شده است. امام سجاد علیه السلام پاسخ دادند که هنگام فرارسیدن وقت نماز و شنیدن اذان، روشن خواهد شد که پیروز واقعی چه کسی است.
ایشان افزودند: امروز منابع دستاولی در اختیار پژوهشگران قرار دارد که در دسترس شماری از عالمان گذشته، از جمله شیخ مفید، شیخ طوسی، سید مرتضی، علامه حلی، علامه مجلسی و حتی علامه امینی، نبوده است. امروز با اتکا به این منابع میتوان با استدلال سخن گفت و نیازی به سبّ و دشنام نیست؛ زیرا منطق و منابع تاریخی برای بیان دیدگاهها وجود دارد.
حضرت آیتالله میلانی مد ظله العالی در پایان با تأکید بر ضرورت برگزاری شایسته و با شکوه مراسم ایام فاطمیه فرمودند: مراسم مربوط به حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها باید به بهترین شکل برگزار شود؛ این امر مورد تأکید مراجع نیز قرار دارد. در این مراسم، علاوه بر برگزاری شعائر، باید حقایق تاریخی برای مردم تبیین شود تا ایمان و آگاهی آنان، بهویژه جوانان و افرادی که فرصت یا امکان مطالعه گسترده ندارند، تقویت شود.

















