یکشنبه, 07 تیر 1394 ساعت 09:00
خواندن 784 دفعه

تجلى نام‏ امیرالمؤمنین على علیه السلام در معمارى اسلامى - حجت کشفی

نام تو مى رفت و عارفان بشنیدند 
نام شریف امیرمؤمنان على - علیه السلام - در هنر اسلامى به شیوه هاى دلپذیرى نگاشته شده است. در معمارى اسلامى نام و فضایل على در قالب کتیبه ها و خطنگارها زینت بخش مساجد، مشاهد، مدارس و خانه هاست. 
ما در این نوشته با استفاده از آثار بزرگان هنر به شناساندن کتیبه، خطوط بنایى و معقلى، که در معمارى اسلامى معمولا وسیله نگارش آیات و احادیث و اسماء الهى و معصومین - علیهم السلام - شده، مى پردازیم و بر آنچه از تجلیات نام مولا امیرمؤمنان زیور گرفته تاکید خواهیم کرد. 
 

1. کتیبه 
اگر عنوان کتیبه را شامل سنگ نبشته هاى کهن تاریخى بدانیم، عمرى به درازاى خط خواهد یافت. در این قلمرو گسترده کتیبه پیش از اختراع کاغذ پدید آمد، سرنوشتى طولانى تر از کتاب پیدا خواهد کرد؛ اما چون وظیفه این گفتار بررسى بخش ویژه اى از کتیبه است ناگزیر جنبه هاى تاریخى و فرهنگى آن به فرصتى دیگر واگذار مى شود. 
کتیبه با مفهومى که اکنون خوشنویسان و هنرمندان در ذهن دارند و نام آن را با تصاویرى از بناهاى هنرى، مذهبى و تاریخى به یاد مى آورند، هنرى است داراى چهار ویژگى عمده؛ ویژگیهایى که مطالعه آنها آفاق تازه اى را به یاد ما مى آورد: 
 

الف) ویژگى نخست محتواى کتیبه است. مضمونى که بر اساس آن کار خطاط و بنا، کاشى ساز و طراح شکل مى گیرد. در اینجا آیین و اندیشه ها و ایده هاى دینى و فرهنگى فرمانرواست. با جستجوى آگاهانه کتیبه هاى زیبا و تاریخى بسیارى خواهیم یافت که با آیات الهى، سخنان معصومین و ابیات و عبارات دینى تکوین یافته است و هر گونه پژوهش و داورى در باره آنها، بدون توجه با محتواى آن، بى معنا خواهد ماند. یکى از مضامین پر ارج که در حقیقت ماهیت هنر شیعى را در معمارى اسلامى و کتیبه نگارى شکل مى دهد نام و یاد مولا امیرمؤمنان است. هر اندازه دشمنان امامت و ولایت در پوشاندن فضایل على کوشیدند و در محو نام او تلاش کردند، ادبا و هنرمندان در قلمرو جاوید و دلپذیر کار خود در پایدار کردن نام و یاد على پا فشارى کرده، اوج هنر را در این جهاد بزرگ به کار گرفته اند. اگر سراغ آثار تاریخى و هنرى بروید و همراه با زیارت و عبادت سیرى هنرى و فرهنگى داشته باشید، به زودى دل و دیده خود را با دیدار این آثار نوازش خواهید داد. 
 

ب) کتیبه هنرى است گروهى، که خطاط محور اولیه آن را پدید مى آورد. آنگاه نوبت به طراح مى رسد که خط یا نگاره را با اسلیمى ها و ختایى هاى مناسب تزیین کند؛ طرحى که به وسیله دو هنرمند خطاط و نقاش براى اجرا به کاشى ساز یا حجار و احیانا منبت کار و فلزکار سپرده مى شود. درک هنر خط و زیورهاى پیرامون آن و حفظ امانت در انتقال زیبایهاى آن دو شرط اساسى کار مجرى است. اگر میان این دو گروه هماهنگى لازم وجود نداشته باشد، کار هر دو تباه خواهد شد و کتیبه چهره هنرى نخواهد یافت. کسى که در کار کتیبه است به خوبى مى داند که مجرى دانا و هماهنگ با مجرى ناهماهنگ چه تفاوتى دارد. خطاط نیکبختى که خطش به دست استادى هنرشناس، بصیر و دلسوز مى رسد، چه پایه شاد و خوشبخت خواهد شد آنگاه که نتیجه کارش بر تارک بنایى بدرخشد؛ و چه ناگوار است سرنوشت خطى که به دست اجراکننده اى ناسزاوار افتد. این نکته بدین جهت یادآورى شد تا عظمت کار گروه هنرمندان را در ابنیه تاریخى به یاد آوریم و بدانیم فرهنگى که توانسته است جمعى را بدان حد از دانش و روحیات انسانى و هنرى برساند که پاس مراحل هنر را نگاه دارند، چه اندازه متعالى و بزرگوارانه بوده است. امروز نام خطاط را، که به دست کاشى ساز و معمار و گروه همراه آنها در تاریخ به ثبت رسیده، به راحتى مى خوانید؛ در حالى که کمتر و بسیار کمتر از معمار کاشى تراش و ایمان، اخلاق و سنن و آداب الهى در تمام کتیبه ها متجلى است؛ مخصوصا اثبات نام شریف و فضایل مولا امیرمؤمنان در نقاط حساس بنا، نشان دهنده احساس پاک و تابناک مؤمنانى است که از مظلومیت امامت و ولایت در طول قرون آتشى جانکاه بر دل داشتند. 
رنگساز یاد مى شود و شاید بکلى نام آنها ثبت نشده، یا متواضعانه از ذکر نام خود صرفنظر کرده اند. بنابراین کتیبه خوب بیانگر فرهنگ انسانى و دانش درست و خوى بزرگوارانه عصر و زمان تولد آن اثر است. باز به خاطر بیاوریم زمانهاى پر اضطرابى را که خطى، قطعه اى یا مطلبى به چاپ سپرده ایم؛ با آنکه توان حفط امانت در ابزار جدید و ماشینهاى چاپ دهها برابر کارگاههاى دستى و نوک شیشه ها و قلمهاى فولادى است. براى خطاط چه روزگار فرخنده اى بوده است که انگاره هاى خطش به دست حجاران و معماران و کاشى سازان هنرمند، نستوه، رنگ شناس و بصیر مى افتاد. 
 

ج) هماهنگى موضوع کتیبه با هدف بنا، کسى که با فرهنگ اسلامى اندکى آشنا باشد با مطالعه کتیبه یک بنا، حتى با نگاه گذرا به سردر و ایوان اصلى ساختمان بزودى پى مى برد، اینجا مدرسه، مسجد، آرامگاه یا آب انبار است. بنیانگذاران این تاسیسات آنقدر در کار خود خبره بودند که توفیق یافتند پدید آوردن بنایى زیبا با استفاده از کتیبه ها از هدف و آیین مقدس خود نیز پاسدارى کنند. انتخاب آیه مناسب، حدیث هماهنگ و سپردن آنها به خطاط و نقاش و کاشى ساز هنرمند بدین منظور صورت مى گرفت که ایده هاى مقدس بانى ماندگار شود و دست تطاول روزگار بیننده گاهى از دیدن نقش آرامش روحى پیدا مى کند و گاهى به عکس به هیجان در مى آید. 
کمتر بتواند در مسیر خیر «باقیات الصالحات » تحریف و ویرانى پدید آورد. ایمان، اخلاق و سنن و آداب الهى در تمام کتیبه ها متجلى است؛ مخصوصا اثبات نام شریف و فضایل مولا امیرمؤمنان در نقاط حساس بنا، نشان دهنده احساس پاک و تابناک مؤمنانى است که از مظلومیت امامت و ولایت در طول قرون آتشى جانکاه بر دل داشتند و وظیفه خود مى دانستند که براى دفاع از حق شور و شوق فراوان خویش را در نگارستان دل انگیز هنر به نمایش درآورند و نگذارند هیچ احساس دیگرى بر آن چیره شود. بى آنکه از حدود ادب و وظیفه دینى پافرا تر نهند و در اداى وظایف خود راه افراط و تفریط بپیمایند. 
 

د) چهارمین ویژگى کتیبه رسالت هنرى است؛ کتیبه چنانکه پیام خود را منتقل مى کند تماشاگر را از لذت روحى بهره مند مى سازد. در سالهاى اخیر«محمود ماهرالنقش » اثر تحقیقى گرانبهایى به نام «طرح و اجراى نقش در کاشیکارى ایران » در پنج جلد منتشر کرد. ماهرالنقش در این کتاب با دقت و بلندنظرى بخش مهمى از دانش و رموز کاشیکارى و نقوش فنى و هندسى را به روشى که براى همگان قابل درک و براى هنرمندان قابل آموزش و اقتباس باشد بیان کرده است. وى در مقدمه جلد چهارم کتاب خود مى نویسد: 
خطوط به طور ساده بى اهمیت مى نمایند، در حالى که مجتمع آنها داراى جنبش و تحرک است یا نمودار اندیشه هایى است. حرکاتى که به آنها داده مى شود در یک صفحه جمع مى گردند تا نظر بیننده را به طرف خود جلب کنند. این جنبش از اندیشه ى جابه جاکننده ى خط حاصل مى شود. یعنى یک هنرمند با اندیشه هایى که در مغز خود پرورده است مى تواند خطها را جابجا کند و نقش مورد علاقه خود را عرضه بدارد، خاصیت خط هر چه باشد هدف آن جنبش و رکت به سوى مقصدى است. اما ناگفته نماند که همچنین ابزار و وسایل کار (مانند قلم موئى، مداد، گچ، رنگهاى روغنى، آب رنگ) در به وجود آمدن این خطوط نقش مهمى دارند. مهارت و استادى خالق نقش هم در کار بسیار مهم است، هر کسى با این وسایل و ابزارها نمى تواند نقش مورد علاقه ى عامه را بوجود آورد، چون اگر مقدارى از این رنگها را روى بوم نقاشى به طور درهم پهلوى یکدیگر بریزیم، هیچ مفهومى از نتیجه کار به ذهن بیننده متبادر نمى شود. اما یک نقاش با همین رنگهاى درهم ریخته به اتکاى مهارت و علاقه ى مخصوص بخود مى تواند یک نقش زیبا خلق کند. خطوط از نظر برداشت تماشاگر یکسان نیستند بلکه نزد افراد به طور متفاوت تعبیر مى شوند. نازکى و کلفتى خط در زیبایى آن اثر دارد. خطوط گاهى خشن به نظر مى رسند و گاهى ظریف گاهى قوى مى نمایند و زمانى ضعیف، در اینجاست که باید گفت هنرمند مى تواند درک کند در کدام قسمت از چه خطى استفاده کند. چون یک نقاش درک آن را دارد که خطوط را به طور افقى، عمودى، مایل، منحنى، نازک، کلفت، قوى یا ضعیف رسم کند تا نقش دلخواه حاصل شود. هر یک از آن خطوط احساس ویژه اى در بیننده ایجاد مى کند، مى توان گفت که خطهاى عمودى توجه بیننده را به سوى بالا مى برند و خطوط افقى آرام بخش چشم هستند، خطوط مایل تحرک ایجاد مى کنند و خطوط منحنى نوعى تحسین در بیننده بر مى انگیزند. در خط همه گونه تنوع مى توان ایجاد کرد. آن تنوع در دید افراد به طور متفاوت و مختلف نمایان مى شود. هر نقش مى تواند به خودى خود هر بیننده اى را جذب کند و در روح و مغز او اثر بگذارد. این بیننده گاهى از دیدن نقش آرامش روحى پیدا مى کند و گاهى به عکس به هیجان در مى آید؛ زمانى در نظر او خطوط هماهنگ هستند و گاهى به هیچ وجه هماهنگى ندارند، بعضى اوقات رنگها با هم تناسب دارند و گاهى ندارند و جمع تمام اینهاست که روحیه ى بیننده را تغییر مى دهد. در اماکن متبرکه، براى یادآورى وظایف دینى و اخلاقى یا تبلیغ هاى مذهبى و غیره، خطوطى به عربى و فارسى (با توجه به هم شکل بودن حروف عربى و فارسى) به طریقه ى تزیینى نوشته اند، و این نوشته ها در کنار گل و بته یا درهم یا با اتصال به یکدیگر براى زیبایى بنا به دست هنرمندان ساخته و پرداخته شده اند. در این نوشته ها به طور کلى مفهوم خط در نظر است نه گل و بته. این تزئینات از خطهاى مختلفى مانند ثلث، کوفى و دیگر خطهاى بنایى تشکیل شده اند کلماتى که در اماکن متبرکه نوشته شده اند معمولا از کلمات مقدس مانند الله، محمد(ص)، رسول و آیاتى از قرآن مجید و اشعارى از فارسى که جنبه ى اخلاقى و مذهبى دارند تشکیل شده اند. این کلمات را به طرق متفاوت و متنوع در جاهاى مختلف به کار برده اند. این کلمات را، با اینکه از نظر اسمى و معنایى یکسان هستند. هنرمندان به طور جداگانه نسبت به موقعیت زمینه ى نقش به طریقى نوشته اند که نظر هر بیننده اى را به طرف خود جلب مى کند. این خطوط با اینکه به صورت ساده به کار رفته اند، جلوه هاى هنرى هستند که در زمان خود با فکر و علاقه ى خاص یک هنرمند خلق شده اند. در هنر خطنویسى، مخصوصا خط بنایى کلمات به طور ساده، عمودى، افقى، مایل و غیره به کار رفته اند. همان طور که گفته شد خلاقیت یک هنرمند مى توانسته این کار را بکند و خط را در زمینه ى مخصوص به خود جاى دهد، که امروزه پس از گذشت قرن ها مى تواند نظر هنرمندان را به خود اقتباس در خط نستعلیق به این صورت است که کلمه «العلم » به صورت کشیده نوشته شده، نام شریف على با یاى معکوس بر بالاى آن قرار مى گیرد. 
جلب کند و آرامشى در روح هر بیینده پدید آورد.» 
نقل مطالب این استاد براى تفهیم ارزش هنرى و فرهنگى خطوط لازم بود. اینک باید نمونه هاى کار را مورد بررسى قرار دهیم، در شهرهاى ایران، مخصوصا در سردر مدارس علوم دینى، حدیث معروف و متواتر نبوى «انا مدینة العلم و على بابها» در کاشیکارى و خطوط کتیبه بسیار به کار رفته است. این گفتار رسول خدا - صلى الله علیه و آله - که حکیم توس نیز در آغاز شاهنامه آن را در قالب شعر حماسى آورده، با ترکیبى که خطاطان زبردست از قرنها قبل در آن پدید آورده اند، همیشه مورد اقتباس قرار گرفته و با آنکه مکررا به وسیله هنرمندان در هر عصر نوشته شده تازگى و زیبایى خود را در مضمون و شکل از دست نداده است. فرم مورد اقتباس در خط نستعلیق به این صورت است که کلمه «العلم » به صورت کشیده نوشته شده، نام شریف على با یاى معکوس بر بالاى آن قرار مى گیرد: «انا مدینة العلم و على بابها». این ترکیب اکنون بر فراز درى که مدرسه دارالشفاى قم را به فیضیه پیوند مى دهد موجود است، گرچه خط این سردر از نظر استوارى و ملاحت چندان بالا نیست، اما از همان ترکیب بهره مى گیرد. در سالهاى اخیر استاد امیرخانى این جمله را با اقتباس از استادان سلف مکررا خطاطى کرده است. یکى از نمونه هاى عالى آن براى موزه شهدا خطاطى شده، که در برشور آن موزه به چاپ رسیده و تصویرى از آن نیز به نقل از مجلات مصرى در مجله «العالم » منعکس شده است. یکى دیگر از استادان معاصر طرح بسیار زیبایى از همین ترکیب را در سردر مدرسه امام حسین - علیه السلام - واقع در کوچه آمار خیابان صفائیه قم ثبت کرده است. ارائه فهرستى از تکرار این حدیث با همین نقش و ترکیب بسیار طولانى خواهد شد. 
ءتصویر قطعات «انا مدینة العلم على و بابها» 
1- برشور موزه شهدا: خط استاد امیرخانى. [اسلاید ضمیمه است]2- ترجمه صلاة فیض: خط مرحوم زرین خط 3- عکس سردر مدرسه امام حسین(ع) در کوچه آمار صفائیه قم. 
 

خط بنایى 
«خط بنایى در ترکیب با رویه هاى رنگارنگ کاشیکارى خودنمایى مى کند و به یکجا از ذوق هنرمندان و اندیشه ى بزرگان مذهب و ادب حکایت دارد. شکوه این شیوه خطاطى را مى توان در محراب مسجدها، در ایوان ها (درون سوسن هاى زیر مقرنس ها، به شکل مربع، لوزى، موج و دیگر شکل هاى هندسى) بر نماها، بر ساقه ى گنبدها، بر روى گنبدها و بر دیگر دیوارها و سقفهاى ابنیه ى متبرکه مشاهده کرد» همان طور که از نام این خط بر مى آید، کاربرد آن منحصرا در معمارى است. چنین به نظر مى رسد که هنرمندان معمار با استفاده از اصول خط کوفى و با استفاده از مصالح منظم هندسى آن را پدید آورده اند و با آنکه به نظر ساده مى آید، پدید آوردن آن کار استادان تواناست: «خط بنایى بسیار مشکل است و حتى استادان قدیمى کمتر پیدا مى شوند که از این هنر بهره داشته باشند و بتوانند به پشتوانه ى تجربه و تبحرى که در طى عمرى کاشى تراشى اندوخته اند، خط بنایى نفیسى ارائه کنند.» 
نمونه هاى بسیار زیبایى از این هنر در مجموعه صحن و سراى حضرت معصومه - علیها سلام - دیده مى شود: 
1. در صحن اتابکى ضلع شرقى در دو ساقه گلدسته کلمه یا على در دو صورت «ستاره شش پر» و مربع نقش شده است. (تصویر ص 34، ج 4، کاشیکارى ایران). 
در همین جلد نمونه هاى زیبایى از نگارش نام شریف مولا على - علیه السلام - در شهرهاى مختلف ایران به چاپ رسید است. 
2. صحن اتابکى، داخل سقف ایوان روبه روى ایوان آیینه کلمات محمد و على در فرمهاى چهار پر مربع و طرحهاى هندسى دیگر. 
3. صحن عتیق، روبه روى ایوان طلا، دو طرف در ورودى به طرف مدرسه فیضیه کلمات الله محمد على، پنج تن، السلطان على بن موسى الرضا. 
4. صحن عتیق ازاره جنب مقبره فتحعلى شاه اسامى شریف پنج تن.
 

منبع : فرهنگ کوثر، شماره 4