شنبه, 06 دی 1399 ساعت 18:53
خواندن 264 دفعه

گزارشی از کتاب سلیم بن قیس هلالی

کتابُ سُلَیْم بْن قِیْس هِلالی کتابی تاریخی و به زبان عربی از شیخ ابوصادق سلیم بن قیس هلالی عامری کوفی است. گفته‌اند این اثر اولین کتاب شیعه است و در زمان امیرالمؤمنین علی( علیه السلام) نگاشته شده است. کتاب سلیم بن قیس هلالی حاوی روایاتی درباره فضایل اهل بیت، امام‌شناسی و اخباری درباره حوادث پس از رحلت رسول خدا( صلی الله علیه وآله) است. درباره انتساب و عدم انتساب کتاب به سلیم بن قیس بین علمای شیعه مباحث بسیاری درگرفته است. این کتاب با عنوان «اسرار آل محمد( صلی الله علیه وآله)» به فارسی ترجمه شده است.
مؤلف
شیخ ابوصادق، سُلَیم بن قیس هلالی عامری کوفی، از خواص اصحاب امیرالمؤمنین و امام حسن( علیه السلام) و امام حسین( علیه السلام) و امام زین العابدین( علیه السلام) و امام باقر( علیه السلام) است.
سُلیم، دو سال قبل از هجرت به دنیا آمده و در نتیجه، هنگام رحلت پیامبر اکرم( صلی الله علیه وآله) ۱۲ سال داشته است. او در ۱۶ سالگی وارد مدینه شده و در ابتدای ورود با حوادث دردناکی روبرو شد.
وی در سال ۷۶ هجری در شهر نوبندجان فارس در سن ۷۸ سالگی بدرود حیات گفت و ظاهراً در همان شهر به خاک سپرده شد.[۱]

نام کتاب
این کتاب در بیان امامان شیعه با عناوین «کتاب سلیم بن قیس هلالی» و «ابجد الشیعة» تعبیر شده و شهرت یافته است. امام صادق( علیه السلام) می‌فرماید:
هر کس از شیعیان و دوستان ما کتاب سلیم بن قیس هلالی را نداشته باشد چیزی از مسائل ولایت ما نزد او نیست و از اسباب ما آگاهی ندارد. آن کتاب، الفبای شیعه است.[۲]
برخی این اثر را «کتاب السقیفة» معرفی کرده‌اند.[۳] از این کتاب با تعابیر «اسرار آل محمد( صلی الله علیه وآله)»، «کتاب فِتَن»، «کتاب وفاة النبی( صلی الله علیه وآله)» و «کتاب امامت» نیز یاد می‌شود.[۴]
این کتاب در میان شیعه و اهل سنت دارای موافقان و مخالفان بسیاری است.
ابن ندیم می‌گوید: اوّلین کتابی که برای شیعه ظاهر شده کتاب سلیم بن قیس هلالی است.[۵]
نعمانی می‌گوید: در بین همه اهل علم و راویان حدیث ائمه( علیه السلام) اختلافی نیست که کتاب سلیم بن قیس هلالی از بزرگ‌ترین و قدیم‌ترین کتاب‌های پایه‌ای است که اهل علم و راویان حدیث اهل بیت( علیه السلام) نقل کرده‌اند.
قاضی بدرالدین سُبکی می‌گوید: اوّلین کتابی که برای شیعه تألیف شده کتاب سلیم بن قیس هلالی است.[۶]
علامه میر حامد حسین نیز می‌گوید: کتاب سلیم بن قیس هلالی که سزاوار است در حقّ آن گفته شود قدیمی‌تر و افضل از همه کتاب‌های شیعه است همان طور که علامه مجلسی به این مطلب معترف است.[۷]
محمد باقر خوانساری صاحب روضات می‌گوید: کتاب سلیم اوّلین تألیف و تدوین در اسلام است که احادیث را جمع کرده است.[۸]
محدث قمی می‌گوید: کتاب سلیم اوّلین کتابی است که برای شیعه ظاهر شده و بین محدّثین معروف است. [۹]
از آن طرف برخی دیگر نیز مخالف انتساب این کتاب به سلیم یا ضعف برخی نقل های آن هستند از جمله مرحوم شیخ مفید در کتاب تصحیح اعتقادات الامامیه می‌گوید: عمل به اکثر این کتاب به جهت وجود آشفتگی و تدلیس جایز نیست.[۱۰]
علامه حلی در خلاصة الاقوال،[۱۱] بعد از توثیق سلیم می‌گوید در موارد فاسد کتاب باید توقف کرد.
ابن داوود حلی در کتاب رجال خویش این کتاب را موضوع می‌داند.[۱۲]
محمدتقی شوشتری در قاموس الرجال با رد ادعای ابن غضائری مبنی بر موضوع بودن این کتاب قائل است که در این کتاب آشفتگی و تدلیس به وسیله معاندین واقع شده است.[۱۳]
برخی از محققان معاصر نیز کتاب سلیم را دارای اشکالات و تناقضات بسیار می‌دانند.[۱۴]

انگیزه تألیف
سلیم در ابتدای ورود به شهر مدینه، با حوادث عجیبی روبرو شد که هر مسلمانی از شنیدن آن رنج می‌برد و چه بسا همین حوادث انگیزه‌ای برای تألیف این کتاب گردید. او مشاهده کرد که اهل بیت( علیه السلام)، که حافظان حقیقی دین و منصوب شدگان از طرف خداوند هستند، در جامعه اسلامی کنار زده شده‌اند و سفارش «حدیث ثقلین» نادیده گرفته شده و بین قرآن و عترت جدایی افتاده است. سلیم با مشاهده این وضعیت، با احساس وظیفه‌ای که در درونش بود، در اوان جوانی تمام وجود خود را وقف در راه حفظ سیره رسول خدا و تاریخ صحیح اسلام کرد.[۱۵]
نقل شده که سلیم مخفیانه با اصحاب راستین پیامبر( صلی الله علیه وآله) آشنایی پیدا کرد. در اولین مرحله ملازمت امیرالمؤمنین علی( علیه السلام) را بر خود لازم دانست و خود را به منبع وحی متصل نمود، سپس با اصحاب آن حضرت، به خصوص سلمان، ابوذر، مقداد و برخی دیگر ارتباط خصوصی برقرار کرد. او از آن‌ها در مورد سیره پیامبر اکرم و وقایع بعد از رحلت آن حضرت به دقت می‌پرسید و جزئیات قضایا را جویا می‌شد. آنان نیز بدون تقیه جواب می‌دادند، سلیم همه مطالب آن‌ها را نوشته و ثبت می‌کرد. وی در طول شصت سال از عمرش این کتاب را جمع‌آوری و تألیف کرد.[۱۶]
سلیم پس از فرار از شر حجاج بن یوسف و ورود به شهر نوبندجان بیش از یک سال دوام نیاورد و بیمار شد. همین که آثار مرگ را در خود دید مخفیانه مسئله کتابش را با ابان بن ابی عیاش در میان گذاشت و سرگذشت خود را در تألیف کتاب برای او تشریح کرد و او را متوجه این نکته نمود که نباید در دسترس هر نااهلی قرار بگیرد.
وی سپس سه شرط اساسی با ابان قرار داد و در مورد آن‌ها عهد و پیمان الهی از او گرفت، که آن‌ها از این قرارند:
تا سلیم زنده است از کتاب و مطالب آن به کسی خبر ندهد.
پس از رحلت او نیز کتاب و مطالبش را جز به موثقین از شیعه خبر ندهد.
هنگام مرگ کتاب را به شخصی موثق و دین‌دار از شیعه بسپارد.
وی تمام کتاب را برای ابان قرائت کرد و او به دقت گوش فرا داد تا در مطالب آن جای ابهامی نماند و در ادای امانت وظیفه خویش را به طور کامل به انجام رسانده باشد.[۱۷]
سلیم بن قیس در کتاب خویش درباره مسائلی مانند امامت ائمه، فضائل اهل بیت( علیه السلام)، سخنان امامان شیعه درباره معارف دین، پیشگویی‌های پیامبر( صلی الله علیه وآله)، اسرار سقیفه، شهادت حضرت زهرا(س)، جریانات پس از رحلت پیامبر( صلی الله علیه وآله)، احتجاجات امام علی( علیه السلام)با خلفای راشدین، جنگ‌های جمل، صفین و نهروان، فتنه‌ها و جنایات معاویه علیه شیعیان و... بحث می‌کند.
اعتبار و اهمیت این کتاب از چند جهت قابل بررسی است:
تقدم زمانی؛ از آنجا که به گفته برخی، این کتاب اولین کتاب حدیثی نگارش یافته مسلمانان است دارای ارزش و اعتبار ویژه‌ای است.
گزارش‌ها تاریخی؛ از ویژگی‌های برجسته کتاب، نقل حوادثی است که همواره میان شیعه و سنّی محلّ اختلاف و کشمکش بوده است. تأکید پیامبر اکرم( صلی الله علیه وآله) بر مسئله امامت و ولایت، ماجرای فدک، هجوم و آتش زدن خانه زهرا(س) و... از جمله این حوادث است.
تأیید ائمه ( علیه السلام)؛ امضای حضرات معصومین( علیه السلام) و تأیید صحت محتوای کتاب از جانب ایشان و حتی دفاع از آن به گونه‌ای صورت گرفته است که نظیر آن در کتب مربوط به زمان ائمّه( علیه السلام) دیده نمی‌شود.[۱۸]
تأیید علما؛ بزرگان علمای شیعه از قرن اول تا امروز، سخنان تأیید کننده‌ای درباره کتاب سلیم گفته و در طول چهارده قرن احادیث آن را به عنوان یک سند معتبر نقل کرده‌اند.
از اصول چهارصدگانه شیعه؛ کتاب سلیم بن قیس به عنوان اوّلین اصل و یکی از مهم‌ترین کتاب‌ها در بین اصول چهارصدگانه بوده، و از همین جهت مورد عنایت خاص علما و محدّثین بوده است.

اعتراف غیر شیعه به اشتهار کتاب بین شیعه؛ برخی از غیر شیعیان مانند ابن ندیم، ابن ابی الحدید، قاضی سُبکی، حیدر علی فیض آبادی درباره انتساب کتاب به سلیم تصریح داشته‌اند.
سلیم بن قیس هنگام تحویل کتابش به ابان بن ابی عیاش به او چنین گفت:
«نزد من نوشته‌هایی است که از افراد مورد اطمینان شنیده و به دست خود نوشته‌ام. در آن‌ها احادیثی است که نمی‌خواهم برای مردم (در اجتماع آن زمان) ظاهر شود، زیرا آن را انکار می‌کنند و عجیب تلقّی می‌نمایند، درحالی‌که حقّ است و از اهل حقّ و فقه و صدق و صلاح، از امیرالمؤمنین( علیه السلام) و سلمان و ابوذر و مقداد گرفته‌ام.»[۱۹]
نسخ:
نسخه‌های خطی کتاب سلیم که در ترجمه کتاب معرفی شده، نسخه‌هایی است که یا در کتاب‌های علمای گذشته به آن‌ها اشاره شده و صاحبان آن‌ها از وجود آن‌ها خبر داده‌اند و یا هم اکنون در کتابخانه‌ها موجود است و در فهرست‌های آن‌ها ذکر شده یا در نسخه‌های خطی دیگر از وجود آن‌ها خبر داده شده است. مجموع این نسخ به بیش از ۶۰ نسخه می‌رسد.[۲۰]
از اولین چاپ متن عربی کتاب بیش از پنجاه سال گذشته، و منتخب کتاب سلیم قبل از چاپ اصل آن به طبع رسیده است. ترجمه کتاب به زبان اردو بیش از بیست سال قبل، و ترجمه فارسی آن ۱۵ سال قبل برای اوّلین بار چاپ شده است.[۲۱]
ویکی شیعه

منابع:
1-     هلالی، اسرار آل محمد، ۱۴۱۶ ق، ص ۱۷ به بعد.
2-    نوری، مستدرک الوسائل، ۱۴۰۸ ق، ج۱۷، ص۲۹۸.
3-    زرکلی، الاعلام، ج ۳، ص ۱۱۹.
4-    هلالی، اسرار آل محمد، ۱۴۱۶ ق، ص ۴۷.
5-    ابن ندیم، الفهرست، ۱۴۱۷ق، ص۲۷۱.
6-    طهرانی، الذریعه، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۱۵۲
7-     کنتوری، عبقات الانوار، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۳۰۹.
8-    خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۴، ص۶۷
9-     قمی، الکنی و الالقاب، ۱۳۹۷ق، ج ۳، ص ۲۹۳
10-     شیخ مفید، تصحیح اعتقادات الامامیه،‌ص ۱۴۹
11-     علامه حلی، خلاصه الاقوال، ۱۴۱۷ق، ص۱۶۳.
12-    ابن داود، کتاب الرجال،‌ ۱۳۹۲ق، ص۴۶۰.
13-    شوشتری،‌ قاموس الرجال، ۱۴۱۴ق، ج ۵، ص۲۳۹
14-    قاسم جوادی، کتاب سلیم بن قیس هلالی، ۱۳۸۴ش.
15-    هلالی، اسرار آل محمد، ۱۴۱۶ ق، ص ۲۷ و ۲۸.
16-    هلالی، اسرار آل محمد، ۱۴۱۶ ق، ص ۱۹ – ۲۳
17-    هلالی، اسرار آل محمد، ۱۴۱۶ ق، ص ۲۸ و ۲۹.
18-    هلالی، اسرار آل محمد، ۱۴۱۶ ق، ص ۵۶.
19-    هلالی، اسرار آل محمد، ۱۴۱۶ ق، ص ۵۰ – ۸۷
20-     هلالی، اسرار آل محمد، ۱۴۱۶ ق، ص ۱۴۲ – ۱۴۷
21-     هلالی، اسرار آل محمد، ۱۴۱۶ ق، ص ۱۵۲.