پنج شنبه, 09 مهر 1394 ساعت 09:20
خواندن 2404 دفعه

درس هایی از خطابه ی غدیر؛ درس چهارم

امیرالمومنین علیه السلام، وارث تمام علوم نبوی صلی الله علیه واله وسلم
از بركات خطابه ی غدیر جدید مطالب و نكات تازه ای است كه ان شاء اللّه به مرور بیان خواهد شد.
 

تعریف شیعه
چكیده ی یكی از این نكته ها و مطلب ها تعریف تشیع است؛ این كه تشیع یعنی چه و تعریف شیعه كدام است. می گوییم شیعه كسی است كه اعتقاد دارد همه ی ائمه ی معصومین، از حضرت امیرالمؤمنین تا امام عصر، علیهم السلام، در تمامی ابعاد شخصیت حضرت رسول صلی الله علیه و آله جانشینان ایشان هستند مگر در بعد قانون آوری.
 

ملاک  اخلاق در امامت
پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله حضرت علی ابن ابی طالب علیه السلام را به عنوان امیرالمؤمنین و مولا معرفی می كنند. اِنَّهُ اِمامٌ مِنَ اللّهِ وَ خَلیفَتی عَلی‏ اُمَّتی.
بعد سه گونه ویژگی برای معرفی حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در خطابه  شان برمی شمرند. فی الواقع می خواهند بفرمایند که ملاک های خلافت این صفات و ویژگی ها است و آن كس كه امام است باید این شرایط و خصلت ها را داشته باشد.
اولین ویژگی ها كه پیامبر صلی الله علیه و آله در خطبه ی غدیر درباره ی امیرالمؤمنین علیه السلام بیان می كنند كمالات فردی و اخلاقی ایشان است؛ فَهُوَ الَّذی یهدی اِلَی الْحَقِّ وَ یعْمَلُ بِه وَ یزْهِقُ الْباطِلَ وَ ینْهی عَنْه. یا جای دیگر كه می فرمایند اَوَّلُ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ، لَمْ یسْبِقْهُ اِلَی الْایمانِ بی اَحَدٌ، وَ الَّذی فَدی رَسُولَ ‏اللّهِ بِنَفْسِهِ، وَ الَّذی كانَ مَعَ رَسُولِ اللّهِ. و ایضاً اَوَّلُ النّاسِ صَلاةً وَ اَوَّلُ مَنْ عَبَدَ اللّهَ مَعی. مانند اینها در خطابه ی غدیر فراوان است.
پیامبر صلی الله علیه و آله همه جا کمالات خاص و صفات و ویژگی های امیرالمؤمنین علیه السلام را بیان می کنند. چه ویژگی های فردی و چه صفات اجتماعی و اخلاقی و آن چه شامل آداب معاشرت و خصایل ایشان در کار تبلیغ دین است. بیش تر جلوه ها و ظواهر و خصلت های دینی را می گویند و آن چه را كه به چشم می آید؛ به اصطلاح ویترین ها را نمایش می دهند. از اول تا آخر خطابه این ویژگی ها و كمالات آمده است كه جای بحث دارد.
پیامبر صلی الله علیه و آله حدود دویست صفت از صفات حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام را برشمرده اند که بعضی هاش تکراری است و چندباره آمده است. مَعاشِرَ النّاس، هذا عَلی اَخی وَ وَصیی وَ واعی عِلْمی وَ خَلیفَتى فى اُمَّتى عَلى‏ مَنْ آمَنَ بى وَ عَلى‏ تَفْسیرِ كِتابِ اللَّهِ، عَزَّ وَ جَلَّ، وَ الدّاعی اِلَیهِ وَ الْعامِلُ بِما یرْضاهُ وَ المُحارِبُ لاَِعْدائهِ وَ الْمُوالی عَلى‏ طاعَتِهِ وَ النّاهی عَنْ مَعْصِیتِهِ. و جای دیگر می فرمایند: مَعاشِرَ النّاسِ، تَدَبَّرُوا الْقُرْآنَ وَ افْهَمُوا آیاتِهِ وَ انْظُرُوا اِلى مُحْكَماتِهِ وَ لاتَتَّبِعوا مُتَشابِهَهُ، فَوَاللَّهِ لَنْ یبَینَ لَكُمْ زواجِرَهُ وَ لَنْ یوضِحَ لَكُمْ تَفْسیرَهُ إِلاَّ الَّذى اَنَا آخِذٌ بِیدِهِ وَ مُصْعِدُهُ اِلىَّ وَ شائلٌ بِعَضُدِهِ (وَ رافِعُهُ بِیدَىَّ) وَ مُعْلِمُكُمْ اَنَّ مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌ مَوْلاهُ، وَ هُوَ عَلِىُّ ابْنُ اَبى طالِبٍ اَخى وَ وَصِیى، وَ مُوالاتُهُ مِنَ اللَّهِ، عَزَّ وَ جَلَّ، اَنْزَلَها عَلَىَّ. همه ی اینها صفات حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام است و پیامبر صلی الله علیه و آله پیوسته این خصلت ها را در خطبه شان برمی شمرند. به این کمالات در درس های بعد اشاره خواهد شد.
 

ملاک علم در امامت
نکته ی دوم در معرفی شرایط امامت و صفات امام، علم است. رسول اكرم صلی الله علیه و آله مفصلاً درباره ی علم حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام صحبت می كنند و سه گونه علم را برای ایشان برمی شمرند. فی الواقع علم پوشه ای است كه پیامبر صلی الله علیه و آله برای معرفی امیرالمؤمنین علیه السلام به دست ما می دهند و داخل این پوشه سه گونه علوم دسته بندی شده است .
 

تمام علوم
اولاً علم به شكل كلی و عام است؛ عموم علوم كه امیرالمؤمنین علیه السلام به شان عالم هستند. تعابیری كه برای این گونه علم و عالم بودنِ حضرت امیر علیه السلام به شكل جامع و كلی می آید براستی بی نظیر است. پیغمبر صلی الله علیه و آله هیچ حد و مرزی برای علم امیرالمؤمنین علیه السلام تعیین نمی كنند؛ می فرمایند: ما مِنْ عِلْمٍ اِلاَّ وَ قَدْاَحْصاهُ ‏اللَّهُ فِی، وَ كُلُّ عِلْمٍ عُلِّمْتُ فَقَدْاَحْصَیتُهُ فی اِمامِ الْمُتَّقینَ، وَ ما مِنْ عِلْمٍ اِلاّ وَ قَدْعَلَّمْتُهُ عَلِیاً، وَ هُوَ الْاِمامُ الْمُبینُ الَّذی ذَكَرَهُ اللَّهُ فی سُورَةِ یس: (وَ كُلَّ شَی‏ءٍ اَحْصَیناهُ فی اِمامٍ مُبینٍ). می خواهند بگویند که حضرت علی علیه السلام به نحو كلی همه ی علوم را دارا هستند؛ چنان كه می فرمایند علمی نیست که خدا به من نداده باشد و من همه ی آن چه را كه فراگرفته ام به علی علیه السلام یاد داده ام. این علوم شامل همه چیز می شود؛ از فیزیک و شیمی و روان شناسی تا علم دین و تفسیر قرآن و اخبار آینده و گذشته و تکوینیات و تشریعیات. تنها یك دوره ی خلاصه ی فقه اسلام می شود چهل و سه جلد كتاب و هر جلد پانصد صفحه؛ كتاب جواهر. جواهر فقط خلاصه ی فقه است. فقها می گویند فقهی كه در جواهر آمده است خلاصه ی فقه های دیگر است.
خلاصه شده است و شده چهل و سه جلد كتاب پانصد صفحه ای. ازفقه كه بگذریم می ماند اخلاق، اعتقادات، تفسیر قرآن، احادیث و علوم دیگر؛ طبیعیات، ریاضیات، علوم ماوراء الطبیعه و چه و چه. پیامبر صلی الله علیه و آله تمام این علوم و هرچه علم هست را به امیرالمؤمنین علیه السلام یاد داده اند .
 

علم حلال و حرام
ثانیاً علوم حلال و حرام است. پیامبر صلی الله علیه و آله می فرمایند كه تمام علوم حلال و حرام پیش امیرالمؤمنین علیه السلام است.
وَ كُلُّ حَلالٍ دَلَلْتُكُمْ عَلَیهِ وَ كُلُّ حَرامٍ نَهَیتُكُمْ عَنْهُ. حضرت رسول صلی الله علیه و آله درباره ی امر و نهی خداوند و كیفیت علم امیرالمؤمنین این طور می گویند: اِنَّ اللَّهَ قَدْاَمَرَنی وَ نَهانی، وَ قَدْاَمَرْتُ عَلِیاً وَ نَهَیتُهُ بِاَمْرِهِ، فَعِلْمُ الْاَمْرِ وَ النَّهی لَدَیه. فی الواقع گزینه ی دومی كه پیامبر صلی الله علیه و آله داخل پوشه دسته بندی می كنند و كلیدی كه برای معرفی علم حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام به دست ما می دهند همین است که می فرمایند تمام علوم حلال و حرام نزد علی علیه السلام.
حالا تمام علوم حلال و حرام یعنی چه؟ یعنی تمام شریعت! پیغمبر صلی الله علیه و آله در خطابه ی غدیر هفده بار از احکام یاد می كنند و هشت حُكم را بیان می فرمایند؛ حلال و حرام، حج و عمره، امر به معروف و نهی از منکر، نماز و زکات را برمی شمرند. اینها بیان گر آن است كه این حلال و حرام و این احكام اصل و اساس و سرچشمه ی بی گفت و گو و خلل ناپذیر احکام و عبادات و فقه است. علم حلال و حرام هرچه هست و هرچه كه باشد پیش علی علیه السلام است .
لا حَلالَ اِلاّ ما اَحَلَّهُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ هُمْ، وَ لا حَرامَ اِلاّ ما حَرَّمَهُ اللَّهُ عَلَیكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ هُمْ. این لاحلال و لاحرام دو بعد دارد. یكی این كه حلال و حرام همان چیزی است که ایشان می گویند و دوم آن که ایشان هستند كه به علم حلال و حرام آگاه هستند. یعنی هرچه ایشان بفرمایند كه حلال است و حلال معرفی اش بكنند آن چیز حلال است و درباره ی حرام خداوند نیز به همین شكل است. به عبارت دیگر علم ایشان عین واقعیت است.
 

علم قرآن
ثالثاً علم قرآن است. فی الواقع فایل یا برگه ی سومی كه پیامبر صلی الله علیه و آله در پوشه ی علم حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام می گذارند و دسته بندی می كنند علوم قرآن است . ایشان چندجا مفصلاً مطالبی درباره ی قرآن، علم قرآن، تفسیر و تأویل قرآن و شأن النزول قرآن در خطابه ی غدیر مطرح می کنند.
مَعاشِرَ النّاسِ، تَدَبَّرُوا الْقُرْآنَ وَ افْهَمُوا آیاتِهِ وَ انْظُرُوا اِلی مُحْكَماتِهِ وَ لاتَتَّبِعوا مُتَشابِهَهُ، فَوَاللَّهِ لَنْ یبَینَ لَكُمْ زواجِرَهُ وَ لَنْ یوضِحَ لَكُمْ تَفْسیرَهُ اِلاَّ الَّذی اَنَا آخِذٌ بِیدِهِ وَ مُصْعِدُهُ اِلی وَ شائلٌ بِعَضُدِهِ (وَ رافِعُهُ بِیدَی) وَ مُعْلِمُكُمْ اَنَّ مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِی مَوْلاهُ. 
پیامبر صلی الله علیه و آله می فرمایند کسی تفسیر قرآن را نمی داند و باطن اش را نمی شناسد مگر آن که من اکنون دستش را گرفته ام و بالا برده ام و نشانتان می دهم. پرونده یا فایل سوم داخل پوشه به قرآن اشاره می کند. قرآن خود حلال دارد و حرام دارد و همه ی علوم درش آمده است اما پیغمبر صلی الله علیه و آله جدا می کنند. یکبار مطلق علم را می گویند، یکبار فقط علم حلال و حرام را و بار دیگر هم علم قرآن را. ما می دانیم در آیه ی شریفه ی وَ كُلَّ شَی‏ءٍ اَحْصَیناهُ فی اِمامٍ مُبینٍ از نظر ظاهر این امام مُبین قرآن است. یعنی هرچیزی در قرآن هست و همه چیز در آن آمده است. کُلَّ شَی ء از ثری تا ثریا است، از مَلَأ تا خَلَأ، از نوترون است تا کهکشان؛ علوم همه ی اینها در قرآن است و همه ی اینها در امام مُبین احصا شده است. رسول خدا صلی الله علیه و آله در خطبه  شان می فرمایند: وَ هُوَ الْاِمامُ الْمُبینُ الَّذی ذَكَرَهُ اللَّهُ فی سُورَةِ یس: (وَ كُلَّ شَی‏ءٍ أَحْصَیناهُ فی إِمامٍ مُبینٍ). این امام مُبین ظاهرش قرآن است و باطن اش حضرت علی علیه السلام است.
یعنی همه ی علوم در امیرالمؤمنین علیه السلام احصا شده است.
 

ملاک قدرت در امامت
و اما سومین صفتی که پبامبر صلی الله علیه و آله برای امیرالمؤمنین علیه السلام بیان می فرمایند قدرت ایشان است.
در خطابه ی غدیر این كه صریحاً به قدرت اشاره بشود کم است ولی در طول خطابه از نمادهای قدرت و آن چه قدرت در آن ظهور و بروز پیدا می كند سخن می گویند. مثلا امیرالمؤمنین را امام متقین توصیف می كنند. تقوا قدرت است و متقین قدرتمندند. قدرتی كه این جا از آن سخن می رود در پرهیزکاری است و البته كه پرهیزكاری قدرت ویژه و خاصی است. و اینكه همه چیز درباره ی تقوا پیش ایشان است. یعنی اولاً علم اش پیش ایشان است و ثانیاً قدرت و توانایی اش.
نكته ی بسیار ظریفی این جا هست که در خطبه ی غدیر پیغمبر صلی الله علیه و آله قدرت را چندان برجسته نكرده اند و آن قدرها روشن و به اصطلاح به شكل تابلو بیان نفرموده اند. علت اش هم آن است که همه ی مردم این ویژگی را نمی فهمیدند. مردم علم را می فهمند اما قدرت را چندان متوجه نمی شوند و نمی فهمند.
این كه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بفرمایند که مثلا علی علیه السلام می تواند آفتاب را جابجا کند، ماه را جابجا کند، رَدّ الشمس بکند و ریگ ها را به سخن دربیاورد همه  فهم نبوده است برای مردم. لذا ایشان خیلی باریك و ظریف به قدرت الاهی امیرالمؤمنین علیه السلام اشاره کرده اند .
 

خلاصه ی بحث
همان طور که بیان شد پیامبر صلی الله علیه و آله درباره ی امیرالمؤمنین علیه السلام سه خصلت برمی شمرند. یکی صفات فردی و ویژگی های اجتماعی، اخلاقیات و کمالات است. دیگری علم ایشان که خودش پوشه یا فولدری است که سه تا فایل یا پرونده داخل اش گذاشته اند؛ علم به نحو کلی، علم احكام و حلال و حرام و علم قرآن که خود قرآن این طور توصیف شده است كه وَ لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ اِلاَّ فی‏ كِتابٍ مُبینٍ. و یا آن چنان كه در سوره ی یاسین آمده است: وَ كُلَّ شَی‏ءٍ اَحْصَیناهُ فی اِمامٍ مُبینٍ. سومی هم قدرت امیرالمؤمنین علیه السلام است. این سه حلقه را کنار هم بگذاریم و چتری بسازیم. سه پوشه را بگذاریم در یک پوشه یا فولدر بزرگ تر. پوشه ی بزرگ تر شامل خصایل و صفات و ویژگی هایی است که هرکس می خواهد اِمامٌ مِنَ اللّه باشد باید دارا باشد.
یعنی امامی كه از طرف خداوند می آید باید این سه خصلت و خصیصه را داشته باشد: کمالات اخلاقی، علم و قدرت الاهی.
 

قدرت امام علیه السلام
نکته ی بعدی این است که علم و قدرت یا اکتسابی است یا وهبی الاهی. وهب الهی یعنی این كه موهبت و بخشش و اعطای خداوند باشد.
علوم اکتسابی چیزهایی است مثل علم تجارت، دانش فیزیک، علم به قوانین شهرداری یا علم به قواعد ترخیص كالا. اینها علوم اکتسابی هستند.
این علم اکتسابی است که انسان بداند مثلاً بهترین مارك حوله مال برند فوزن آلمان است. اما قدرت آن است که بتواند حوله را ببافد؛ آن را ایجاد بکند، تغییرش بدهد، بسته بندی اش بکند و وزن اش را تحمل بكند و برش دارد. اینها قدرت است. کسی که به علم کامپیوتر وارد است لازم نیست که قدرت اش را هم داشته باشد. خیلی ها کامپیوتر را خوب می شناسد و می دانند آی سی چكار می كند اما قدرت این که این آی سی ها را بسازند و جابه جا بكنند ندارند. یا قدرت این که کامپیوتر سنگینی را بلند بکنند ندارند ولی علم اش را دارند و می دانند چه گونه از آن استفاده بكنند. در علم و قدرت اکتسابی این دو مساوی و هم ارز نیستند. لازمه ی علم قدرت نیست اما قدرت لازمه اش علم است. کسی كه قدرت داشته باشد كاری بكند حتماً علم اش را هم دارد اما کسی که علم داشته باشد لازم نیست حتماً قدرت هم داشته باشد؛ ممکن است قدرت اش را داشته باشد یا نداشته باشد. در علم و قدرت وهبی الاهی ولی علم مساوی است با قدرت. هرکس علم داشته باشد قدرت اش را هم دارد.
آیا خود خداوند این چنین است؟ می بینیم كه بیش تر خدا را به عالم بودنش می خوانند. بیش تر از این که خدا را قادر و قدیر بگویند می گویند خدای عالم و علیم.
چون اگر گفته شود عالم و علیم شامل قدرت هم می شود و قدرت در علم مستتر است. ولی قدرت هم جدای از علم از صفات خدا است و چونین صفتی جداگانه هم برای خداوند آمده است. حالا از کجا می گوییم علم وهبی الاهی مساوی است با قدرت؟ به قرآن رجوع می كنیم. قالَ الَّذی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ اَنَا آتیك .
آن كس كه بهره ای و علمی از كتاب داشت به حضرت سلیمان گفت تخت ملكه ی سبا را كه بلقیس بود در پلك زدنی از سبا می آورد .
در آیه آمده است كسی كه عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتاب و نفرموده قال الذی عنده قدرة؛ یعنی كسی که قدرت دارد.
پس معلوم می شود علم و این كه قدرت داشته باشد و بیاورد مثل هم اند و هم ارزند. یعنی عالم بودن و آوردن تخت مناسبت دارند.
معنا ندارد این كه بگوییم من کامپیوتر بلدم پس از نردبام بالا می روم. کامپیوتر دانستن یك چیز است و بالارفتن از نردبام چیز دیگری.
اینها تناسب ندارند. اما منطقی است اگر كسی بگوید من كامپیوتر بلدم و حالا می آیم دستگاه شما را اسمبل می كنم یا لپ تاپ تان را تعمیر می كنم.
در آیه ای از قرآن آمده است که وَ یقُولُ الَّذینَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهیداً بَینی‏ وَ بَینَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتاب .
آن كس كه علم كتاب به تمامی پیش او است حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام است. ایشان علم الکتاب دارند و این علم الکتاب یعنی قدرت.
یعنی همان طور که حضرت علی علیه السلام همه ی علوم را دارا هستند تمام قدرت ها را هم دارند. می توانند تمام كره ها را جابه جا بكنند.
غرض آن كه معلوم می شود از لوازم امامت این است كه امام باید اصل علم و اصل قدرت و اخلاق را دارا باشد. یعنی بایستی به سرچشمه متصل باشد.
به اصطلاح باید قدرت و اخلاق و علم اش اوریجینال باشد.
 

خلاصه درس چهارم:
1- پیامبر در معرفی امیر مؤمنان سه نكته را بیان می فرمایند. نكته ی اول، دسته ای از كمالات اخلاقی و كمالات فردی ایشان است. كمالات اخلاقی مانند فَهُوَالَّذی یهدی إِلَی الْحَقِّ وَیعْمَلُ بِهِ،  وَیزْهِقُ الْباطِلَ وَینْهی عَنْهُ، و كمالات فردی مانند أَوَّلُ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ  لَمْ یسْبِقْهُ إِلَی الْایمانِ بی أَحَدٌ ،  وَالَّذی فَدی رَسُولَ‏اللّهِ بِنَفْسِهِ،  وَالَّذی كانَ مَعَ رَسُولِ اللّهِ   . أَوَّلُ النّاسِ صَلاةً وَ أَوَّلُ مَنْ عَبَدَاللّهَ مَعی (حدود 200 صفت را در این خطبه برمی شمارند) .
2- نكته ی دوم، اشاره به علم ایشان است. علم را در سه دسته ارائه می دهند، اول علمِ به هر چیز مامِنْ عِلْمٍ إِلاَّ وَقَدْ أَحْصاهُ‏اللَّهُ فِی،  وَ كُلُّ عِلْمٍ عُلِّمْتُ فَقَدْ أَحْصَیتُهُ فی إِمامِ الْمُتَّقینَ،  وَما مِنْ عِلْمٍ إِلاّ وَقَدْ عَلَّمْتُهُ عَلِیاً،  وَ هُوَ الْإِمامُ الْمُبینُ  الَّذی ذَكَرَهُ اللَّهُ فی سُورَةِ یس: {وَ كُلَّ شَی‏ءٍ أَحْصَیناهُ فی إِمامٍ مُبینٍ}  ؛ دوم علم به حلال و حرام (تمام شریعت) مَعاشِرَالنّاسِ، وَ كُلُّ حَلالٍ دَلَلْتُكُمْ عَلَیهِ وَكُلُّ حَرامٍ نَهَیتُكُمْ عَنْهُ  .  إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَمَرَنی وَنَهانی،  وَقَدْ أَمَرْتُ عَلِیاً وَنَهَیتُهُ بِأَمْرِهِ.  فَعِلْمُ الْأَمْرِ وَالنَّهُی لَدَیهِ   ؛ سوم علم به قرآن، تفسیر، شأن نزول و تأویل آن مَعاشِرَالنّاسِ، تَدَبَّرُوا الْقُرْآنَ  وَ افْهَمُوا آیاتِهِ  وَانْظُرُوا إِلی مُحْكَماتِهِ  وَلاتَتَّبِعوا مُتَشابِهَهُ،  فَوَاللَّهِ لَنْ یبَینَ لَكُمْ زواجِرَهُ وَلَنْ یوضِحَ لَكُمْ تَفْسیرَهُ  إِلاَّ الَّذی أَنَا آخِذٌ بِیدِهِ وَمُصْعِدُهُ إِلی وَشائلٌ بِعَضُدِهِ وَ رافِعُهُ بِیدَی  وَ مُعْلِمُكُمْ .
3- نكته ی سوم اشاره به قدرت ایشان است. اشاره به این كه ایشان امام متقین است را می توان در این دسته قرار داد. البته پیامبر زیاد روی این دسته سوم كار نكردند زیرا مرد كشش كافی برای درك آن را نداشتند.
4- علم و قدرت امیرمؤمنان و ائمه ی اطهار علیهم السلام از سنخ علوم وهبی هستند نه اكتسابی. در علوم وهبی، علم ند و همراه با قدرت است.
 

منبع : خطابه غدیر