دوشنبه, 07 تیر 1400 ساعت 15:15
خواندن 47 دفعه

بررسی دیدگاه وهابیت در مورد نذر لغیرالله

پرسش
آیا همانطور که وهابیت مدعی شده اند، کسانی که نذر می کنند در صورت اجابت دعایشان، قدمی مثلا مالی برای یکی از اولیاء الهی یا اماکن منتسب به ایشان بردارند، مشرک تلقی خواهند شد؟
پاسخ
تشریح پرسش
همانطور که بارها گفته شده است علمای وهابی مسلک، بسیاری از مسلمانان را به بهانه هایی واهی، از اسلام خارج دانسته و برچسب هایی نظیر شرک و کفر را به ایشان می چسبانند. مقوله نذر از جمله همین بهانه هاست که موجب شده است وهابیون، بسیاری از مسلمانان را بدین جهت مشرک قلمداد کنند. بدین سان که از نظر وهابیون، وقتی شخص مسلمانی، مثلا نذر می کند اگر حاجتش برآورده شود، مبلغی پول در راه اولیاء الهی خرج کند مشرک خواهد بود. یا هنگامی که مسلمانی دیگر، نذر می کند اگر مشکلش برطرف شد، در گسترش ساخت و ساز حرم اولیاء الهی (علیهم السلام)سهیم شود، او نیز مشرک تلقی می شود.
از همین رو طبق دیدگاه مذکور، بسیاری از مسلمانان را باید خارج از اسلام دانست و به شرک و کفر ایشان حکم نمود. حال آنکه واقعیت چیز دیگری است و نمی توان به سبب نذر برای اولیاء الهی، کسی را مشرک و خارج از دین قلمداد کرد. لذا نگارنده در نوشتار پیش رو به نقد و بررسی دیدگاه وهابیت در مورد نذر در راه اولیاء الهی، می پردازد. قبل از بررسی دیدگاه وهابیت، ضرورت دارد دیدگاه وهابیت به خوبی تبیین شود بهمین جهت در ادامه، ابتدا دیدگاه وهابیت تبیین شده و سپس مورد نقد و بررسی قرار خواهد گرفت.

دیدگاه وهابیت  در مورد نذر لغیرالله
همانطور که در مطالب پیشین بدان اشاره شد در آثار وهابیت، فراوان مشاهده می شود که نذر برای غیرالله را شرک دانسته و لذا حکم به مشرک بودن بسیاری از مسلمانان کرده اند. بعنوان نمونه هنگامی که سوال کننده ای از بن باز چنین می پرسد:
« ورد في بعض المجلات الناطقة باسم الإسلام، مقالا جاء فيه: إن بعض المسلمين ينذرون، إن حصل لهم كذا وكذا، فسوف يقدمون بعض الأموال لصناديق النذور الموضوعة في المساجد، المقامة على أضرحة الأولياء والصالحين، وهذه الأموال تجرد كل عام، وتقسم على العاملين بهذه المساجد كالإمام وغيره، ويرجو من سماحتكم التوجيه في هذا الموضوع؟»  در برخی از مجلاتی که به نام اسلام چاپ می شوند، مطالبی بدین شکل درج شده است: برخی از مسلمانان نذر می کنند که اگر فلان حاجتشان روا شود، بخشی از اموال خود را به صندوق نذورات مساجد یا ضریح حرم اولیاء الهی تقدیم کنند. از جنابعالی (بن باز) درخواست داریم که حکم چنین نذر کردنی را بیان کنید.
بن باز در پاسخ به این سوال کننده، می نویسد: « هذه النذور التي يتقرب بها الناس إلى أصحاب القبور، والسدنة التي على القبور كلها باطلة، وكلها شرك بالله عز وجل، لأن النذر عبادة، فلا يجوز أن يصرف لغير الله سبحانه وتعالى، فلا يجوز أن ينذر لقبر البدوي أو الحسين، أو فلان أو فلان لا دراهم ولا شمعا ولا خبزا ولا غير ذلك، كل ذلك منكر لا يجوز، كما أن دعاء الأموات والاستغاثة بهم منكر، وهكذا الذبح لهم والتقرب إليهم بالذبائح منكر، فهكذا النذر»[1] این نذوری که مردم بوسیله آن درصدد تقرب جویی به مردگان هستند، باطل بوده و شرک به خدای متعال محسوب می شود. چرا که نذر عبادت است، و لذا جایز نیست برای غیرالله، صرف شود....
همانطور که واضح و روشن است بن باز در کلام فوق، به شرک بودن نذر برای اولیاء الهی تصریح می کند و دلیلی که برای این مدعا ذکر می کند عبارت است از:
1: نذر، نوعی عبادت است.
2: نباید نذر را برای غیرالله، انجام داد و صرفا نذر باید برای خدای متعال منعقد شود.
با توجه به اینکه این 2 مسئله (یعنی نذر عبادت است و نباید برای غیرالله منعقد شود،) در بسیاری  از کتب علمای وهابی، به چشم می خورد، برهمین اساس، در ادامه به این 2 مدعا که منجر به نتیجه و تالی فاسد (شرک بودن نذر) شده است، پرداخته می شود.
آیا نذر، عبادت است؟
در پاسخ به این سوال که آیا نذر عبادت است یا خیر، باید ابتدا معنای عبادت بخوبی تبیین شود تا بدین وسیله روشن شود که آیا می توان نذر را  از مصادیق عبادت تلقی کرد یا خیر؟ بهمین سبب در ادامه معنای عبادت، تبیین می شود.
معنای عبادت
معانی متعددی برای واژه عبادت، ارائه شده است که 2 معنا طرفداران بیشتری دارد:
1: عبادت به معنی، مطلق خضوع و خشوع باشد: این تعریف، اشکالات متعددی دارد از جمله اینکه اگر قرار باشد هر نوع خضوع و خشوعی را عبادت قلمداد کنیم، هر آیینه، فرزندی که در مقابل پدر ومادر خضوع می کند نیز باید خارج از دین و مشرک قلمداد شود چرا که به عبادت غیرالله مشغول شده است. یا شاگردی که در برابر معلمش خشوع می کند، باید آلوده به شرک شده باشد حال آنکه چنین خضوع و خشوع هایی مورد تاکید دین مبین اسلام بوده است. بنابراین اینکه عبادت را به معنی مطلق خضوع و خشوع بدانیم، امری نامعقول می باشد.
2: عبادت به معنی خضوع و خشوع توام با اعتقاد به الوهیت و ربوبیت می باشد. بدین معنا که اگر کسی خضوع و خشوعش همراه با اعتقاد به الوهیت و ربوبیت باشد، کارش عبادت محسوب می شود: این تعریف، صحیح ترین تعریفی است که می توان در باب عبادت بدان ملتزم بود. چرا که مثلا در ماجرای سجده حضرت یعقوب (علیه السلام) و فرزندانش به حضرت یوسف(علیه السلام)، کسی نمی تواند چنین سجده کردنی را عبادت غیرالله بحساب آورد چرا که حضرت یعقوب(علیه السلام) و فرزندانش، هیچ گونه اعتقادی به الوهیت و ربوبیت حضرت یوسف(علیه السلام) نداشته اند.
این تعریف مورد تاکید بسیاری از علمای اسلامی از جمله آیت الله جعفر سبحانی(حفظه الله)[2]، عبدالفتاح یافعی[3]، عثمان مصطفی نابلسی[4] و شریف حاتم العونی[5]  بوده است. برهمین اساس، نمی توان مطلق نذر را عبادت تلقی کرد بلکه نذر اگر توام با اعتقاد به الوهیت و ربوبیت باشد، عبادت محسوب می شود. از همین رو با توجه به اینکه نذر کنندگان برای اولیاء الهی، هیچ گونه اعتقادی به الوهیت و ربوبیت آنان ندارند، لذا نمی توان چنین نذری را عبادت غیرالله و از مصادیق شرک بحساب آورد.
پس از آنکه مشخص شد نذر تنها در زمانی عبارت می باشد که همراه با اعتقاد به الوهیت و ربوبیت باشد، حال نوبت به بررسی بخش دوم کلام بن باز می رسد که نذر برای غیرالله ممنوع است. لذا در ادامه به این مسئله می پردازیم که آیا همانطور که بن باز گفته است نذر کردن برای غیرالله، ممنوع است؟ یا خیر؟

بررسی حکم نذر لغیرالله
قبل از بررسی حکم نذر لغیرالله، باید گفت: بیشترین تهاجم وهابیت در مسئله نذر لغیرالله، به سوی شیعیانی است که در راه خدمت به ائمه اهل البیت (علیهم السلام) نذوراتی را منعقد می کنند. از همین رو لازم است در همین جا تبیین شود که فقهای شیعه نذر را بدین صورت تعریف کرده اند: «النذر هو الالتزام بعمل للّه تعالى على نحو مخصوص»[6] یعنی نذر، عملی است که شخص نذر کننده، خود را ملزم می کند تا عملی را برای خدا انجام دهد.
پس در ماهیت نذر تصریح شده است که عمل نذر کننده برای خدای متعال است نه غیر او؛ جالب تر آنکه شیعیان، تنها نذر را زمانی شرعا منعقد شده و لازم الوفاء می دانند که نذر کننده صیغه نذر خوانده باشد[7]. صیغه نذر نیز طبق آنچه در آثار فقهی شیعیان ذکر شده است بدین صورت است: «إِنْ كَانَ كَذَا فَلِلَّهِ عَلَيَّ كَذَا»[8] اگر فلان مشکلم برطرف شود و یا فلان حاجتم برآورده شود، برعهده من است که برای خدای متعال، فلان کار را بردارم.
بنابراین مشخص است که شیعیان، نذر را تنها زمانی نذر شرعی می دانند که توام با صیغه نذر باشد آن هم صیغه نذری که صرفا باید از واژه «لله» استفاده شود و نذر کننده طبق این صیغه، باید عملی را برای خدای متعال انجام بدهد.
حال این سوال مطرح می شود که وقتی نذر کننده ای نذر می کند، اگر حاجت روا شد، هزینه ای برای ساخت و مرمت حرم اهل البیت(علیهم السلام) پرداخت کند یا فلان وسیله را برای مجلس ذکر آنحضرت تهیه کند و یا گوسفندی را مثلا در روز عاشورا ذبح کند، آیا انجام چنین اموری منافاتی با انجام عمل برای خدای متعال «لله» ندارند؟ در پاسخ می گوییم: اولا چنین نذوراتی تنها زمانی شرعی هستند که نذر کننده، صیغه نذر را به زبان بیاورد؛ ثانیا: شیعیانی که متعهد می شوند این امور را انجام بدهند، این امور را به این نیت انجام میدهند که ثوابش به حضرات اهل البیت(علیهم السلام)  برسد نه اینکه برای ایشان مقامی در عرض خدای متعال متصور باشند و آنان را شریک حق تعالی بدانند. بدیگر سخن، شیعیان، اولياء الهی (علیهم السلام) را بندگانی مقرب در محضر خدای متعال بحساب می آورند و به جهت کسب رضایت خداوند، درصدد کسب رضایت ایشان بر می آیند[9] تا بوسیله رضایت آن بزرگواران، خدای متعال نیز راضی شده و حاجات پیروان ایشان را نیز روا گرداند.  
با همه این تفاصیل پرواضح روشن است افزون بر آنکه در صیغه نذر – که در نگاه فقهای شیعه، از شروط اصلی انعقاد نذر بحساب می آید-، تصریح به انجام عمل برای خدای متعال شده است، همچنین شیعیان، مقامی هم رده با مقام خداوند متعال، برای هیچ کسی از جمله معصومین(علیهم السلام) قائل نبوده و نیستند ولذا هدف شان از نذوراتی که در جهت خدمت به آنحضرات منعقد می کنند، این است که رضایت آن بزرگواران را که منتهی به رضایت حق تعالی می شود، کسب کرده و به برطرف شدن مشکلات شان، نائل آیند. لذا چنین نذوراتی در عرض نذر برای پرودگار نبوده و بنابراین بی اشکال می باشند. چنانکه شاه فضل رسول قادری از علمای حنفی مذهب قرن 13 هجری، در کتاب "سیف الجبار المسلول على أعداء الأبرار" چنین می نویسد: « وان كان النذر لله وذكر النبي والولي لبيان المصرف او بطريق التوسل بان يقول يا الله ان قضيت حاجتي اتصدق على خدام قبر فلان للنبي او الولي او اطعم الفقراء على بابه او يقول يا الله ان قضيت حاجتي ببركة فلان له كذا اي اهدي ثوابه له ... فالنذر في هذه الصور كلها جائز»[10] اگر نذر برای خدا باشد و صرفا نام انبیاء و اولیاء (علیهم السلام) بجهت بیان مصرف یا بجهت توسل برده شود، مشروع و جایز خواهد بود. به این شکل که بگوید: ای خدا، اگر حاجتم را روا کنی فلان مقدار صدقه را برای خادم قبر فلان پیامبر یا شخص صالح پرداخت می کنم و یا بگوید اگر حاجتم را به برکت فلان شخص صالح برآورده کنی، فلان کار خیر را می کنم و ثوابش را به این شخص صالح اهداء می کنم.
جالب تر آنکه در سایت اسلام وب، که از وب سایت های مورد اعتماد وهابیون محسوب می شود استفتاء و فتوایی بدین شکل وارد شده است:
«السؤال : نذرت لله تعالی ان وفقنی لبناء ثلاثه طوابق ان اذبح عجلا عن روح امی وابی وعن الثلاثه طوابق . هل هذا جائز فی الشرع ؟
فاسائل الکریم نذر ان وفقه الله ابناء ثلاثه طوابق ان یذبح عجلا ویهدی ثواب الصدقه لابیه وامه والذبح طاعه . قال تعالی : فصل لربک وانحر . والصدقه عن المیت طاعه . لما رواه احمد ومسلم وغیرهما عن ابی هریره رضی الله عنه : ان رجلا قال للنبی صلی الله علیه وسلم ان ابی مات وترک مالا ولم یوص . فهل یکفر عنه ان اتصدق عنه ؟ قال : نعم . وهذا النذر یلزم الوفاء به عند عامه اهل العلم لقوله صلی الله علیه وآله وسلم : من نذر ان یطیع الله لیطعه. رواه البخاری ومسلم عن عائشه .»[11]
سؤال : من برای خداوند نذر می کنم که اگر خداوند به من توفیق داد که یک خانه سه طبقه بسازم ، گاو یا گوساله ای را ذبح کنم و برای روح پدر و مادرم و برای خانه سه طبقه هدیه می کنم.
پاسخ:  این سؤال کننده نذر کرده که اگر خداوند به او توفیق داد، گوسفند یا گوساله ای را ذبح کند و ثواب آن را به پدر و مادرش هدیه کند. این ذبح اطاعت خداوند است و خداوند فرموده : فصل لربک وانحر، و صدقه دادن از جانب میت، اطاعت خداوند است. روایتی هم از احمد، مسلم و دیگران از ابی هریره نقل شده که مردی به پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله) گفت: پدرم از دنیا رفته و مال زیادی بر جای گذاشته اما وصیتی نکرده است.  آیا امکان دارد به جای کفاره آن صدقه دهم؟ رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند : بله .
اگر کسی چنین نذری انجام داد، از دیدگاه تمام اهل علم وفا به آن نذر لازم است. به خاطر روایتی که از رسول خدا (صلی الله علیه و آله)بدین صورت نقل شده است: کسی که نذر می کند، در واقع اطاعت خداوند نموده است. پس باید خداوند را اطاعت کند و به آن نذر وفا کند.
پس طبق این فتوا، اگر نذر کنیم که اگر حاجت روا شدیم عملی خیر انجام شود و ثواب آن به اموات هدیه شود، بی اشکال است.

جمع بندی
علمای وهابیت نذر برای غیرالله را از مصادیق شرک معرفی می کنند از همین رو حکم به مشرک بودن بسیاری از مسلمانان کرده اند. عمده دلیل آنان بر چنین مدعایی، این است که نذر عبادت بوده و لذا کسانی که برای غیرالله نذر می کنند، عبادت من دون الله انجام داده اند پس مشرک محسوب می شوند. حال آنکه اولا نذر زمانی عبادت خواهد بود که توام با اعتقاد به ربوبیت و الوهیت طرف مقابل باشد همچنین شیعیانی که برای خدمت به مکتب اهل البیت(علیهم السلام) نذوراتی را منعقد می کنند، هدف از این نذورات را اهدای ثواب به آن بزرگواران دانسته و بدین سبب درصدد کسب رضایت اولیاء الهی هستند چرا که رضایت افراد صالح منجر به رضایت خداوند شده و لذا دعا به موضع اجابت نزدیک تر خواهد بود.   

 

منابع:
[1] . بن باز، فتاوى نور على الدرب،، ج2، ص41، بی جا، بی تا.
[2]. آیت الله سبحانی (حفظه الله) در تعریف عبادت چنین می نویسند: «حقيقت پرستش بر دو پايه استوار است:
1 . خضوع و اظهار كوچكى به وسيله يكى از اعضا، البته خضوع يك امر قلبى است، اما مظهر آن ركوع و سجود يا اشاره به سر و غيره است.
2 . اعتقاد خاص انسان درباره آن كسی كه در مقابل او خضوع مى كند.»    سبحانی، جعفر، آشنایی با عقاید وهابیان، ص46، قم، توحید، چاپ دوم، 1395 ه ش.
[3] . او در کتاب "التوسل بالصالحین بین المجزین و المانعین"، اعتقاد به الوهیت و ربوبیت را داخل در تعریف عبادت دانسته و با بیان شواهد فراوان مدعی می شود که بدون چنین اعتقاداتی، عبادت محقق نمی شود.      التوسل بالصالحین بین المجیزین و المانعین، ص116.
[4] . نابلسی نیز در کتاب "الرویه الوهابیه للتوحید و اقسامه عرض و نقد"  اعتقاد به ربوبیت و الوهیت را در تعریف عبادت داخل می داند و با استناد به ادله متعدد، مدعی آن است که مجرد خضوع و خشوع، عبادت محسوب نمی شود.    الرویه الوهابیه للتوحید و اقسامه عرض و نقد، ،ص141 و 144، اردن، دارالنور المبین، بی تا.
[5] . حاتم العونی از علمای نواندیش وهابیت، سجده حضرت یعقوب (علیه السلام) و فرزندان ایشان بر حضرت یوسف(علیه السلام) را بدین جهت که توام با اعتقاد به الوهیت و ربوبیت حضرت یوسف(علیه السلام) نبوده است، از مصادیق شرک تلقی نکرده است.   العباده بوابه التوحید و بوابه التکفیر، ص7.
[6] . خمينى(ره)، سيد روح اللّه موسوى، تحرير الوسيلة، ج2، ص116، قم، مؤسسه مطبوعات دار العلم، اول،  بی تا.
[7] . چنانکه امام خمینی(ره) در تحریر الوسیله، می نویسد:«و لا ينعقد بمجرد النية، بل لا بد من الصيغة»  تحریر الوسیله، ج2، ص116.
[8] . عاملى، شهيد اول، محمد بن مكى، اللمعة الدمشقية في فقه الإمامية، ص87، بیروت، دار التراث - الدار الإسلامية، اول، 1410 ه‍ ق.
[9] . چنانکه بعنوان نمونه حاکم نیشابوری،  در مورد حضرت زهرا(سلام الله علیها) چنین روایت می کند: {قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآله وسَلَّمَ لِفَاطِمَةَ رَضِيَ اللهُ عَنْهَا: «إِنَّ اللهَ يَغْضِبُ لِغَضَبِكِ، وَيَرْضَى لِرَضَاكِ» هذا حدیث صحیح الاسناد و لم یخرجاه}      المستدرک علی الصحیحین، ج3، ص167، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، 1411 ه ق.
[10] . قادری، شاه فضل رسول، سیف الجبار المسلول على أعداء الأبرار، ص33، بي جا، 1321 هـ. ق.
منبع: وهابیت پژوهی