🖊 علی جلالی
جنگ جمل – در سال 36 هجری جنگی به امیرالمومنین علی علیه السلام تحمیل شد. در آن جنگ عده ای از صحابه که با حضرت بیعت کرده بودند، بیعت خود را شکستند و در مقابلِ امیرالمومنین علیه السلام شمشیر کشیدند.
در روایات اهل تسنن آمده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله ضمن پیشگویی از این واقعه، دستور جنگ با گروه های سه گانه ناکثین، قاسطین و مارقین را به امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام دادند[1] که ناکثین، همین افراد بودند.
با نگاهی به تاریخ می بینیم که در سپاه امیرالمومنین علیه السلام حدود هزار نفر از صحابه رسول خدا حضور داشتند و حضرت را یاری می کردند.[2]
افرادی مانند: امام حسن و امام حسین علیهما السلام، ابوایّوب انصاری، ابوهیثم بن تیّهان، خزیمة بن ثابت، عبداللّه بن بدیل، عبداللّه بن عبّاس، عثمان بن حنیف، عدیّ بن حاتم، عمّار بن یاسر، عمرو بن حمق، عمر بن ابیسلمه، هاشم بن عتبه، جاریة بن قدامه، حجر بن عدی، زید بن صوحان در این جنگ حضور داشتند.
از آن طرف افرادی مثل عایشه و اسماء دختران ابوبکر، طلحة بن عبیدالله، زبیر بن عوام که همگی از صحابه رسول خدا هستند در جنگ جمل در مقابل امیرالمومنین ایستادند.
رسول خدا صلی الله علیه و آله در زمان حیات خود به امیرالمومنین، حضرت فاطمه و حسنین علیهم السلام می فرمایند: من در جنگ هستم با هر کسی که با شما بجنگد.[3]
با همه این مسائل اهل تسنن که قائل به «الصحابة کلهم عدول» هستند، در این جنگ باید طرف کدام صحابی را بگیرند؟
امیرالمومنین که پیامبر فرمود: علی مع الحق و الحق مع علی، امام حسن و امام حسین علیهما السلام که سرور جوانان بهشت هستند، عمار و هزاران صحابی دیگر و یا طلحه و زبیر و عایشه که آنها هم صحابه رسول خدا بودند؟
همچنین بخوانید عدالت صحابه و قتل عثمان
پینوشتها:
[1] اَمَرَ رسول اللَّهِ(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) بِقِتَالِ النَّاکِثِینَ وَالْقَاسِطِینَ وَالْمَارِقِینَ.
عَنْ عَلِيٍّ قَالَ:عَهِدَ إِلَيَّ رَسُولُ اللَّهِ – صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ – فِي قِتَالِ النَّاکِثِینَ ، وَالْقَاسِطِينَ، وَالْمَارِقِينَ.
روایات فراوانی در این زمینه وجود دارد که اکثر آنها از نظر سندی نیز صحیح است؛
چنانچه ابن عبدالبر در اینباره مینویسد: و لهذه الاخبار طرق صحاح قد ذکرناها فی موضعها وروی من حدیث علی ومن حدیث ابن مسعود ومن حدیث ابی ایوب الانصاری انه امر بقتال النَّاکِثِینَ والقاسطین والمارقین.
و یا هیثمی مینویسد: رَوَاهُ الْبَزَّارُ، وَالطَّبَرَانِيُّ فِي الْأَوْسَطِ، وَأَحَدُ إِسْنَادَيِ الْبَزَّارِ رِجَالُهُ رِجَالُ الصَّحِيحِ غَيْرَ الرَّبِيعِ بْنِ سَعِيدٍ، وَوَثَّقَهُ ابْنُ حِبَّانَ.
الاستيعاب في معرفه الاصحاب، ابن عبد البر ، 3/ 1117؛ مجمع الزوائد، هيثمی، 7 / 238؛ مسند البزار، 3 / 26؛ تاريخ دمشق، ابن عساكر، 42 / 468؛ تاريخ بغداد وذيوله، خطيب بغدادی، 8 / 336؛ انساب الاشراف، بلاذری، 2 / 138؛ البدء و التاریخ،مقدسی، 5 / 224؛ مسند الشاشی، 1 / 342؛ المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، 3 / 150؛ الخصائص الكبرى، سيوطی، 2 / 203؛ مناقب علي، ابن مغازلی، 172؛ المقصد العلي في زوائد أبي يعلى الموصلي ، 2 / 380؛ معجم ابن المقرئ، 404.
[2] وقال سعيد بن جبير: كان مع علي يوم وقعة الجمل ثمان مائة من الأنصار، وأربع مائة ممن شهد بيعة الرضوان. رواه جعفر بن أبي المغيرة، عن سعيد.
وقال المطلب بن زياد، عن السدي: شهد مع علي يوم الجمل مائة وثلاثون بدرا وسبع مائة من أصحاب النبي صلىاللهعليهوسلم، وقتل بينهما ثلاثون ألفا، لم تكن مقتلة أعظم منها.
سير أعلام النبلاء، ذهبی، 2 / 517
عن سعيد بن جبير قال كان مع علي يوم الجمل ثمان مائة من الأنصار وأربع مائة ممن شهد بيعة الرضوان. تاريخ خليفة بن خياط، ص 184
[3] أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ جَعْفَرٍ الْقَطِيعِيُّ، ثنا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ حَنْبَلٍ، حَدَّثَنِي أَبِي، ثنا تَلِيدُ بْنُ سُلَيْمَانَ، ثنا أَبُو الْجَحَّافِ، عَنْ أَبِي حَازِمٍ، عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ: نَظَرَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِلَى عَلِيٍّ وَفَاطِمَةَ وَالْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ، فَقَالَ: «أَنَا حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ، وَسِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ»
المستدرك على الصحيحين، حاکم نیشابوری، 3 / 161؛ المناقب، خوارزمي، 150؛ مسند ابن أبي شيبة، ابوبکر بن ابی شیبه، 1 / 355 ؛ مسند أحمد، 15 / 436؛ الدر المنثور في التفسير بالمأثور، 6 / 606؛ تاريخ دمشق، ابن عساكر، 14 / 143؛ أسد الغابة، ابن اثیر، 7 / 216؛ تاريخ الإسلام، ذهبی، 2 / 30؛ أحكام القرآن، جصاص، 2 / 192؛ أحكام القرآن،كيا الهراسی، 3 / 64؛ المعجم الكبير، طبرانی، 3 / 40؛ فضائل فاطمة، ابن شاهين، 33؛ جزء أبي الطاهر، دارقطنی، 51؛ إتحاف المهرة، ابن حجر عسقلانی، 15 / 60.



