یکشنبه, 12 دی 1395 ساعت 12:51
خواندن 557 دفعه

نظریه تنصیص؛ پاسخ به چرایی بی‌اطلاعی یاران ائمه از نام امامان

نظریه تنصیص بنا دارد با جمع‌آوری و بررسی روایاتی که درباره تعداد و نام و نشان ائمه از زبان پیامبر(صلی الله علیه وآله) نقل شده است، همچنین بررسی روایاتی که بی‌اطلاعی شیعیان و یاران ائمه(علیهم السلام) را از جانشینان ایشان نشان می‌دهد، به یک تعارض‌ پاسخ گوید.

 

اشاره: بنا به اعتقاد عمومی شیعه که منشأ آن روایات بسیار است، تعداد دوازده امام(علیه السلام) و نام آنان از زمان رسول‌خدا(ص) مشخص بوده است. کتاب‌هایی مانند کفایة الاثر به این روایات اختصاص یافته و در کتاب الکافی، اخبار نص بر هر یک از ائمه(علیه السلام) نقل شده است. از سوی دیگر روایاتی در دست است که نشان می‌دهد نه تنها عموم شیعیان بلکه حتی خانواده و یاران نزدیک ائمه(علیه السلام) از این نصوص اطلاع نداشته‌اند.

مهم‌ترین مصداق این تعارض و عدم اطلاع، وجود فرقه‌های متعدد در بین شیعیان امامیه(معتقدان به امامت) و ایجاد انشعاب‌های فراوان در زمان حضور ائمه است. این انشعاب‌ها از زمان نخستین امام شروع شد و پس از رحلت امام عسکری(علیه السلام) به اوج خود رسید. شکل‌گیری فرقه‌های کیسانیه، زیدیه، اسماعیلیه، واقفه، تنها بخشی از این اختلافات است که شهرت یافته اما از کتب ملل و نحل استفاده می‌شود که بعد از هر امامی، اختلاف بر سر جانشین او وجود داشته و گاه اصحاب نزدیک ایشان گرفتار این مشکلات شده‌اند. اینکه بسیاری از فرزندان ائمه، پدران خود را به عنوان امام نمی‌شناختند و حتی ادعای امامت کرده‌اند و اینکه گفته می‌شود شخصیتی مانند زراره از جانشین امام صادق(علیه السلام) بی‌خبر بوده یا پس از رحلت آن حضرت، هشام بن سالم و مؤمن الطاق در کوچه‌های مدینه به دنبال امام بعدی می‌گشتند، نمونه‌های بارزی است از گونه‌ای تعارض با اخبار نص بر ائمه نصوص کافی و کتاب کفایة‌الاثر.

حجت الاسلام مصطفی صادقی در کرسی ترویجی عرضه و نقد نظریه تنصیص که از سوی پژوهشکده تاریخ و سیره اهل بیت‌(علیه السلام) با همکاری اداره همکاری های علمی و پژوهشی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی‌(‌آذرماه 95) و در حاشیه دومین نمایشگاه دستاوردهای پژوهشی و فناوری دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم برگزار شد، ضمن ارائه این نظریه به نقدهای حجت الاسلام محمدکاظم رحمان ستایش عضو هیأت علمی دانشگاه قم پاسخ گفت.

در ابتدای این نشست، حجت الاسلام سیدقاسم رزاقی موسوی دبیر علمی نشست با بیان اینکه همواره این تصور مطرح شده که برخی از داده های علمی و گزاره های دانش تاریخ در تعارض با دیدگاه های کلامی ما است، اظهار داشت: شاید به نظر برسد که گزاره های تاریخی، نتایج و دستاوردهای آن در تعارض با داده های علمی باشد یا حتی چالش هایی را در عرصه های عقیدتی و کلامی ایجاد کند، اما نتیجه و ثمره آن تعارض با نقدهایی که صورت می گیرد، تقویت مبانی اعتقادی ما خواهد بود.

وی افزود: با مطالعه اخبار و گزارش‌های تاریخی و روایات معصومین‌(علیه السلام) به دست می‌آید که نام دوازده امام جزء اسرار امامت به شمار می‌ رفته و آگاهی نسبت به آن عمومی نبوده است؛ بلکه فقط ائمه و عدّه کمی از یاران ایشان از آن مطلع بوده‌اند.

دبیر علمی کرسی نقد ایده و عرضه نظریه تنصیص، موضوع این مسأله را بینارشته ای خواند و خاطرنشان کرد: ضرورت پژوهش در این موضوع به دلیل اهمیت مسئله امامت در شیعه است که ایجاب می‌کند جوانب مختلف آن از نظر تاریخی بررسی شود، چون مسئله امامت غالباً با نگاه کلامی و حدیثی بحث می‌شود در حالی که نگاه تاریخی می‌ تواند به آن دو کمک کند و پاسخگوی مخالفان باشد.

در ادامه ارائه کننده نظریه تنصیص به بیان توضیحاتی درباره پژوهش خود با این عنوان پرداخت و با بیان اینکه منظور ما از تنصیص نص بر دوازده امام است، گفت: این سؤال در ذهن کسانی که تاریخ اسلام به ویژه تاریخ اهل بیت‌(علیه السلام) را مطالعه کرده اند مطرح می شود که با وجود این همه روایات درباره نص بر دوازده امام و نام کامل آن بزرگواران از تعدادشان که فراوان در شیعه یا به نقل از اهل سنت حتی صحابه و مخالفان ثبت شده است و شاید نمونه آن کتاب «کفایه الاثر» باشد، پس چرا ما وقتی در تاریخ مطالعه می کنیم می بینیم که از همان صدر اسلام و بلافاصله بعد از پیامبر اکرم‌(ص) و امیرمؤمنان‌(علیه السلام) فرقه ها و شعبه های زیادی درست شد و گویا حتی فرزندان ائمه اطهار‌(علیه السلام) از این نص با اطلاع نبودند.

بررسی کلامی، روایی و تاریخی نظریه تنصیص

وی با بیان اینکه بحث فوق را در سه قسمت می‌ توان پی گرفت، اظهار داشت: نخست نگاه و رویکرد کلامی است که از اصول عقاید در شیعه امامیه به شمار می رود. بدین معنا که امامت دوازده امام از فرزندان رسول‌خدا‌(ص) از مهم‌ترین عقاید شیعه است که علما از دیر باز به آن پرداخته و ضرورت آن را با توجه به قرآن، سنت و عقل اثبات کرده‌اند.

عضو هیأت علمی پژوهشکده تاریخ و سیره اهل بیت‌(علیه السلام) رویکرد دوم را روایی و منظور از آن را اخبار و روایات فراوانی خواند که از پیامبر(ص) در دو زمینه، یکی درباره اصل جانشینی ائمه و تعداد آنها؛ دوم درباره نام و نسب آنها رسیده است و گفت: سومین رویکرد، تاریخی است؛ یعنی این تعارض ظاهری که بین روایات با واقعیت‌ های خارجی و تاریخی هست نه با کلام و نه با روایت بلکه با بررسی و نگاه تاریخی در منابع و اخبار حلّ شود. رویکردی که به نظر می‌ رسد تا کنون وجود نداشته و بیشتر عالمانی که به این مباحث پرداخته‌ اند پاسخی کلامی یا روایی داده‌ اند.

وی با اشاره به بررسی های انجام شده خاطرنشان کرد: آنچه از روایات مشهور در منابع متعدد مانند کفایة الاثر آمده است، بیشتر بر اصل جانشینان رسول‌خدا‌(ص) و تعداد آنان تأکید دارد، سخن می‌ گوید یا این نظریه را تأیید می‌ کند که هر امام جانشین خود را برای مردم معرفی می‌‌کرده است، نه اینکه نام دوازده امام در همه این روایات آمده باشد. بنابراین ائمه به هر کسی این اسرار را نمی‌ گفته‌ اند.

حجت الاسلام صادقی ادامه داد: از کلام شیعه چنین بر می‌آید که اصل در موضوع امامت، جعل و نصب الهی است و نصّ بر امام در مرتبه بعدی قرار دارد و آنچه شیعه را از دیگر فرقه‌ ها ممتاز می‌ کند این است زیرا نص ممکن است درباره افرادی همچون خلفا هم صورت بگیرد ولی آنان به نصب از سوی خداوند اعتقادی ندارند.

وی ابراز کرد: آنچه در شیعه پس از اصل نصب قابل توجه است نصب بر امام از سوی امام پیشین است و متکلمان معاصر هر امام هم بر این موضوع بیشتر تأکید کردند و در صدد شناخت جانشین آن امام بودند نه اینکه بخواهند سلسله امامت را بشناسند و اصراری بر این امر نبوده است، اما بعدها این ایده تفاوت کرده و از نصب به نص گرایش پیدا کرده و تا آغاز غیبت کبری می بینیم که بحث از نام دوازده امام در منابع کلامی و حتی روایی چندان شهرت ندارد و پس از آن است که به تدریج در بین شیعه رواج پیدا کرده و به آن اهتمام می کنند و اولین کسی هم که اینها را مطرح می کند مرحوم علامه حلی است که وقتی از او سؤال می کنند آیا این جزو عقاید هست، ایشان جواب می دهند که بله نام دوازده امام جزو عقاید است که باید نام ایشان را بدانیم در حالی که قبل از ایشان در منابع کلامی ما چنین بحثی مطرح نیست.

نص در کنار کرامت و معجزه از راه های شناخت امام

استاد و پژوهشگر حوزوی با بیان اینکه نص در کنار کرامت و معجزه یکی از راه های شناخت امام است که درباره امام به جای معجزه، تعبیر کرامت در کنار علم به کار می رود، گفت: براساس تاریخ، علم بر نص برتری دارد و بیشتر علم امام را می بینیم چرا که یاران ائمه‌(علیه السلام) بر علم ایشان بسیار تأکید دارند به طوری که از وجود مقدس امیرمؤمنان‌(علیه السلام) تا دیگر ائمه هر وقت بحران و مشکلی برایشان پیش می آید قبل از اینکه به سراغ نص بروند سراغ علم می روند و گاهی هم البته کرامت، و علت این هم که علمای ما این همه کتاب های مناقب را نوشته اند، کلامی بوده است.

وی با اشاره به مطرح بودن بحث علمیت و مرجعیت در صدر اسلام تصریح کرد: برای جانشینی امیرمؤمنان‌(علیه السلام) بیشتر به سراغ علمیت و مرجعیت ایشان می رفتند و در مورد امام کاظم‌(علیه السلام) نیز وقتی یاران ایشان بین عبدالله افتح و دیگران تردید داشتند سراغ آن حضرت رفته و سؤالات علمی پرسیدند و همچنین امام جواد‌(علیه السلام) که یاران و شیعیان آن حضرت، سؤالات را پرسیدند تا اینکه مشخص شد امام ایشان است.

حجت الاسلام صادقی معیار تنصیص نسبت به هر امام بعدی را بلافصل خواند و دو نمونه را در این زمینه به عنوان معیار نزد متکلمان و گزارش های تاریخی مطرح کرد و گفت: سید مرتضی در شافی استدلال ابن راوندی بر آیه «وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ» که گفته است باید بر یکایک اعیان ائمه تنصیص شده باشد، رد می کند و می گوید از آیه چنین استدلال نمی شود.

وی افزود: سعد بن عبدالله اشعری‌(متوفی 300 هجری قمری) که از متکلمان امامیه است در کتاب مقالات خود وقتی عقیده شیعه را مطرح می کند می گوید که امامت در فرزندان امام علی (علیه السلام) و حضرت فاطمه (سلام الله علیها) است و هر امام به پیشوای بعدی اشاره و نص می کند و حرفی از اعتقاد امامیه بر دوازده امام و نص آنها نیست.

شیوه نام بردن دوازده امام در روایات

مدیر گروه تاریخ و جغرافیای دانشنامه پیامبر اعظم‌(ص) در ادامه شیوه نام بردن دوازده امام در روایات را به چهار دسته تقسیم کرد و گفت: در روش اول برخی از ائمه را نام می برد، روش دوم سه امام اول را نقل می کند، سومین روش نام هر امام تا پدر و حداکثر خودشان را مطرح می کند و روش چهارم نام کامل دوازده امام است که فرضیه و سؤال تحقیق ما در این قسمت مطرح می شود که اگر نام دوازده امام بوده پس آن مشکلاتی که به لحاظ تاریخی پیش می آید چگونه اتفاق افتاده است.

وی با بیان اینکه آمار این احادیث در کفایه الاثر که نماد بحث و بهترین کتاب جمع آوری شده، متقدم و متأخر نزد علمای شیعه است به چشم می خورد، اظهار داشت: در بخش صحابه از 87 حدیث منصوب به صحابه 12 تا نام  ائمه را کامل دارد و بقیه تعداد را نقل می کند و از صد خبری که ائمه فرمودند 22 روایت نام دوازده امام است و هرچه به امامان آخر نزدیک می شویم، امام خود و دو فرزندش را نام می برد. در هر صورت با وجود اشکالاتی که ممکن است در راویان این روایت ها و در بیان و تکمیل نام ائمه باشد، روایاتی هم هست که حتی نام دوازده امام را نقل می کند؛ بنابراین به مجموع روایات نمی توان خدشه وارد کرد و کلیت آنها قابل اشکال نیست.

حجت الاسلام صادقی در بخش دیگری از سخنان خود رویکرد تاریخی بحث را اینگونه توضیح داد: شیعیان از نام کامل دوازده امام اطلاع نداشتند و این شواهد و قرائن دلیل این مطلب است که انشعاباتی در شیعه امامیه، سبعیه، حسینیه، کیسانیه، زیدیه، اسماعیلیه، واقفیه و جعفریه وجود داشته است و این انشعابات یک تعارض و سؤال ایجاد می کند که اگر خلیفه اول دوازده امام را نقل کرده پس شیعیان باید بیشتر اطلاع داشته باشند.

ارائه دهنده نظریه تنصیص از مدعیان امامت همچون محمد حنفیه، زید، عبدالله افتح، محمد دیباج، برادران امام رضا‌(علیه السلام) و افراد دیگری غیر از فرزندان ائمه به عنوان شاهد دوم نام برد و با بیان اینکه برخی از این افراد ادعای امامت نداشته اند و این موضوع قابل بحث است، شاهد بعدی را پرسش از قائم بودن بسیاری از ائمه خواند و گفت: بسیاری از شیعیان نمی دانستند که حضرت مهدی‌(علیه السلام) چندمین امام هستند و برخی شیعیان هم در زمان یک امام از نام ائمه قبلی خبر داشتند اما از نام ائمه بعدی بی خبر بودند و وقتی پیش امام می آمدند از سؤالشان پیداست که می پرسیدند آیا شما قائم‌(علیه السلام) هستید، شما مهدی‌(علیه السلام) هستید و این نشان می دهد که نام دوازده امام روشن نبوده و به سبب همین سؤال هم بوده است که مطرح می کردند آیا بعد از شما امام هست یا خیر.

وی به عنوان نتیجه گیری بحث خود با اشاره به تواتر احادیث درباره تعداد ائمه اثنی عشر، نام سه امام اول به اضافه نام حضرت مهدی‌(علیه السلام) را با رویکرد تاریخی پذیرفتنی دانست و گفت: سیاست ائمه اطهار‌(علیه السلام) تنها تعیین جانشین خود بوده است و نام کامل را افراد خاصی می دانستند. فرضیه این تحقیق نیز آن است که نام ائمه‌(علیه السلام) جزو اسرار امامت بوده و تنها افراد خاصی از آن اطلاع داشتند و به قول حضرت آیت الله سبحانی که می فرمایند ممکن است برخی از بزرگان مانند زراه یا هشام بن حکم از نام امامان اطلاع نداشته باشند اما یک نفر که موالی امام است، این سرّ را بداند.

ارائه راهکارهای روشمند برای اثبات حجیت تاریخی گزاره های دینی

پس از سخنان حجت الاسلام صادقی در توضیح نظریه تنصیص، حجت الاسلام محمدکاظم رحمان ستایش به عنوان منتقد این نظریه که به جای تنصیص، تصنیه بر دوازده امام را متناسب با متن می دانست، برخی از شواهد و قرائنی را که حجت الاسلام صادقی به آن اشاره کرد، مورد نقد قرار داد و آن را کافی ندانست و با بیان اینکه تعمیم اصحابی که نام امام بعد را نمی دانستند به همه اصحاب درست نیست، خواستار تعریف متدلوژی و روشی شد که بتوان برای گزارش های تعارض گونه، راه حل های منطقی تری را با استناد به شواهد پیدا کرد.

مدیر گروه رجال پژوهشکده علوم و معارف حدیث پیش از بررسی و نقد نظریه تنصیص، به یک خلأ پژوهشی در حوزه اشاره کرد و گفت: پیش  از ورود به موضوع های کلامی، فقهی و اصولی همواره دنبال حجیت می گردیم اما حجیت ها با نگاه اصولی و در راستای گزاره هایی است که به دستمان رسیده و این یک خلأ جدی به شمار می رود؛ بسیاری از کسانی که به مطالعه اسلام و تشیع پرداختند این زاویه دید را دارند و آنجا که حوزویان در مقام پاسخ گویی دچار چالش می شوند، در بحث حجیت تاریخی است.

وی افزود: نگاه مستشرقان به مسائلی که در درون اسلام و به صورت ویژه در بین شیعیان اتفاق می افتد این است که در برخورد با یک مطلب، کتاب، گزاره یا خبر، کاری ندارند که چه برخورد مذهبی با آنها صورت گرفته و چه جایگاهی دارد یعنی تعبدی برخورد نمی کنند بلکه برایشان حجیت تاریخی مهم است. این نگاه باید در بین پژوهشگران حوزوی اتفاق بیفتد و به دنبال این باشند که راهکارهای روشمند برای اثبات حجیت تاریخی گزاره های دینی را ارائه کنند.

حجت الاسلام رحمان ستایش در ادامه با بیان اینکه در این پژوهش حد و مرز عنوان تنصیص و منظور از آن به خوبی مشخص نشده است، گفت: تنصیص به معنای خاص یک اعتقاد ثابت امامیه است و امامیه را به این عنوان می شناسند، اما جناب آقای صادقی اصلا وارد این موضوع نشده و نخواسته اند این مسأله را تحقیق و بررسی کنند؛ مناسب است که عنوان بازنگری شود و مورد دقت قرار گیرد.

وی افزود: محقق همچون رسم پژوهش، پیشینه ای از آن ارائه کرده اند اما سه منبع وجود دارد که ندیدن آن در بحث خلأ ایجاد کرده است نه از باب اینکه خلأ در منابعی که ایشان بخواهد از آنها تحقیق خود را استخراج کند بلکه زوایایی از بحث را توجه نداشته اند؛ به عنوان نمونه کتاب «الامام والنص» تألیف فیص النور که هم اکنون چندیدن مرکز پژوهشی بر روی آن تمرکز کرده اند، بخشی درباره احادیث اثنی عشر و بخشی دیگر درباره احایث مهدی‌(عج) و نوع برخورد هم با نگاه تاریخی است، که به برخی از فعالیت های پژوهشی که درباره احادیث اثنی عشر صورت گرفته است نیز اشاره دارد.

عضو هیأت علمی دانشگاه قم با اشاره به بررسی کلامی، تاریخی و حدیثی موضوع پژوهش حجت الاسلام صادقی، گفت: ایشان در بحث کلام مطالبی را مطرح کرده اند که به نظر می رسد نیاز به دقت بیشتری دارد؛ بخشی مربوط به اوصاف است. ائمه اطهار‌(علیه السلام) برای مردم و پیروان خود در بسیاری از موارد امام بعدی را با وصف معرفی کرده اند یا همه امامان را با اوصاف معرفی کرده اند مثلا امام باید «اعلم الناس» و «افضل الناس» باشد و یا برای شیعیان به طور خاص فرزند بزرگ تر یا امامت در بین دو برادر امام حسن‌(علیه السلام) و امام حسین‌(علیه السلام) و مابقی فرزند بزرگ تر هستند.

علت بیان ویژگی اعلمیت، عصمت و کرامت امام

وی تصریح کرد: در این مسأله که در برخی از کتاب های کلامی به عنوان نص و معادل های نص از آن یاد شده است باید دقت کرد، حتی اگر برخی کتاب های کلامی به عنوان راه اثبات آورده اند آیا منظور این است که شیعه قائل به تنصیص نیست و قائل به وصف است؛ قطعا اینگونه نیست و این مسأله را باید حتی به لحاظ تاریخی هم بررسی کرد و نکته آن این است که در رابطه با ائمه همان نص کفایت می کرد اما در دوره ای عده ای مدعی امامت شدند مانند سادات حسنی و درگیری هایی که با سادات حسینی پیدا کردند و ادعای امامت در بین آنها مطرح بود و حتی برخی از آنها ادعای نص هم می کردند. آن تنصیص به تنهایی این مشکل را حل نمی کرد و در مقام تعارض ائمه کدهایی را دادند که اگر امام به نص هست صرفا به ادعا نمی شود پس باید معیارهای آزمایش را مدنظر قرار دهند لذا بحث اعلمیت، عصمت و کرامت مطرح شده است.

حجت الاسلام رحمان ستایش با بیان اینکه پژوهشگر در حوزه کلام مطرح می کند که علامه حلی اولین کسی است که می گوید شیعه باید اسم ائمه را بداند، گفت: محقق اگر بخواهد از سخن علامه حلی این استفاده را بکند که در زمان پیشین این مدعا معتبر نبوده و علامه آن را مطرح کرده روشن است در زمان ائمه مثلا در زمان حضور امام نهم، اعتقاد به امامت حاضر لازم بود اما وقتی امامت در عدد دوازده بسته شد اعتقاد به یک عام مجموعه ای یعنی یک مجموعه دوازده نفر امام لازم است و بعد از غیبت صغری دیگر بسته شده است و باید همه نسبت به دوازده امام معتقد باشند.

مدیر گروه رجال پژوهشکده علوم و معارف حدیث با اشاره به اینکه در بین اصحاب کسانی بوده اند که حداقل اسامی ائمه بعد را نمی دانستند و این حقیقت قابل انکار نیست، به بیان علت این مسأله پرداخت و گفت: آنچه که تبلیغات و جو اجتماعی آن زمان بوده است یک تبلیغات شیعی محض که افراد بتوانند تعالیم دینی خود را اخذ کنند نبوده است و این امر تنها به بحث کلام مربوط نمی شود و در فقه نیز هست.

وی خواستار بررسی تاریخی این اتفاق و حکمت مسائل پیش آمده درباره جهالت نسبت به نام ائمه شد و با این سؤال که آیا ندانستن یک عده ای دلیل می شود که بگوییم جزو اعتقاد نیست یا نباید بدانند، نقد خود را از منظر روشی مطرح کرد.

حجت الاسلام رحمان ستایش با بیان اینکه زمانی می گوییم شیعیان نام ائمه را نمی دانستند اما زمانی به اصطلاح می گوییم اتفاقی افتاد که نمی دانستند، چند سؤال در این زمینه مطرح کرد و اظهار داشت: نمی دانستند یا تردید آنها چقدر دلالت دارد و آیا دلیل بر نفی می تواند باشد؟ آیا ندانستن دلیل بر نفی جزئیت نسبت به اعتقادات هست یا نیست؟ این مسأله به لحاظ روشی باید مورد بررسی قرار گیرد و به آن پرسش پاسخ داده شود؛ آنچه پژوهشگر مطرح می کند پاسخ به این ندانستن ها است اما اینکه نبوده یا نمی توانسته باشد اثبات نمی شود.

اعتماد به سخنان دیگران آسیب پژوهش نظریه تنصیص

وی با طرح اینکه پژوهشگر به حرف هایی که دیگران گفته اند اعتماد کرده و این اعتماد آسیب بدی برای یک پژوهش است از جمله به صورت مصداقی به مطلب حدیث لوح حضرت فاطمه‌(سلام الله علیها) و نقدی درباره حضرت عبدالعظیم حسنی‌(علیه السلام) اشاره کرد که در این بخش تنها به مطالب عنوان شده درباره حدیث لوح می پردازیم.

عضو هیأت علمی دانشگاه قم افزود: محقق دیگری از همکاران بر روی این حدیث کار کرده است و نظراتی داده اند و مطالبی را به عنوان اشکال مطرح کرده اند که آن مطالب صرف یکسری استبعاد است و البته همه را نمی توان مردود دانست؛ اما هیچ گونه دلیل و معیاری نداریم که با این ملاک ها یک حدیث را ارزیابی کنیم و یا آن را رد کنیم.

وی ابراز کرد: به نقل از اصول کافی امام صادق‌(علیه السلام) در بیان حدیث لوح حضرت فاطمه‌(سلام الله علیها) نقل می کنند که از پدرم شنیدم که جابر بن عبدالله انصاری را دیدند و به ایشان گفتند که شما ظاهرا حدیث لوح را نقل می کنید و نسخه ای از آن را دارید و بعد به جابر فرمودند که اگر زمانی وقت شد بیایید که نسخه خودمان را با نسخه شما مقایسه کنیم و وی هم قبول کرد و حضرت به خانه جابر رفتند. بر اساس این روایت جابر حدیث لوح را می خواند و حضرت می فرمایند که این دقیقا با آنچه به ما رسیده مطابقت می کند حرفا به حرف و هیچ فرقی نمی کند.

حجت الاسلام رحمان ستایش ادامه داد: اشکالی که به این روایت شده آن است که امام باقر‌(علیه السلام) چه نیازی داشتند چنین کاری انجام دهند. مگر جابر چه چیزی در اختیار دارد؛ جابر صحابی و ناقل مستقیم قصه است و مستقیما این قضیه را دیده و اطلاع دارد، از این جهت بحث نیاز نیست که بگوییم حضرت نمی دانسته یا در این امر مجهولاتی وجود داشته است. صرفا مقایسه کردن نسخه است و الزاما معنای آن نیاز نیست.

وی افزود: مطرح می کنند این قضیه در عهد امامت امام باقر‌(علیه السلام) بوده است در حالی که امام صادق‌(علیه السلام) نقل می کنند برای پدرم این اتفاق افتاده، و اگر مسأله در زمان امامت مطرح باشد، یک مشکل تاریخی پیش می آید چراکه زمان وفات جابربن عبدالله 79 هجری است و سال امامت امام باقر‌(علیه السلام) از 94 یا 95 و 96 هجری است و اصلا نمی توانسته این اتفاق افتاده باشد و هیچ شاهدی در متن روایت در مورد اینکه در زمان امامت بوده نیست و می گوید امام باقر‌(علیه السلام) این کار را کرده است.

استاد حوزه و دانشگاه گفت: حجت الاسلام صادقی نوشته اند که نتیجه درخواست مشخص نیست، در حالی که تصریح شده حرفا به حرف؛ هیچ تفاوتی نمی کرد و همین که  تطبیق دادن و مقابله کردن یک رسم متعارف بین محدثان در زمان حتی صحابه و بعد از آن یک کار کاملا عادی بوده است، پرسیدن از چرایی نتیجه بیهوده است. شاید می خواستند ببینند آنچه به جابر ارائه شده دقیقا مانند آن چیزی است که در نزد ائمه وجود دارد یا اجمالی به او داده شده است.

وی اشکال جدی این بحث را در نابینایی جابربن عبدالله انصاری عنوان کرد و افزود: جابر در سال شهادت اباعبدالله الحسین‌(علیه السلام) نابینا بوده و در سال 79 هم فوت کرده است در حالی که سن امام باقر‌(علیه السلام) در آن زمان 19 سال بوده است، آنجا در روایت تعبیری دارد که حضرت می گوید نظر بکن در نسخه خودت و بخوان ببینم چه می خوانی، این نظر و خواندن با آن نابینایی جور در نمی آید و شبهه ای است که باید در آن تأمل و دقت کرد.

حجت الاسلام رحمان ستایش گفت: شبهه چهارمی که به این روایت مطرح می شود آن است که جابر لوح را دیده چرا بعد از دیدن لوح از اصحاب پا به رکاب امیرمؤمنان، امام حسن و امام حسین علیهم السلام نبوده است و اگر می دانست آنها با این علم امام هستند پس دیگر باید ملازم آنها باشد و از آنها جدا نشود. مسأله ای که در مورد هر راوی وجود دارد این است که فضایل را نقل کند آیا همچنین شرطی هست؟ و ثانیا حدیث لوح مطالبی دارد که وقتی آن را می خوانیم می گوییم لازمه امامت است اما امامت در آن نیست. در واقع تنها جایگاه و منزلت اینها و فضیلت اینها است و جابر چه کاری کرده که با فضیلت اینها ناسازگار باشد.

وی با بیان اینکه عملکرد روات در این جهت مخل و مضر نیست و نباید به عنوان ایراد مطرح شود، اظهار داشت: پژوهشگر مطرح می کند که در روایت کلمه کاغذ آمده است، در صورتی که در روایت به صفحه ای از جلد و پوست اشاره می شود، حدیث لوح مشهور و متداول را به این راحتی نمی توان رد کرد.

آفت تعمیم دادن و کلی کردن قضایا در مباحث تاریخی

عضو هیأت علمی دانشگاه قم با بیان اینکه نام و ویژگی های ائمه از اسرار امامت بوده است و برخی از اصحاب به این اسرار آگاه و برخی ناآگاه بودند، گفت: پژوهشگر بر اساس یک سری نقل ها مطرح می کند که عده ای نام ائمه را نمی دانستند و از آن طرف هم دیگرانی بوده اند که از سرّ امام اطلاع داشتند، که در اینجا این مسأله مطرح می شود که با دیدن چند نقل مبنی بر اینکه اینها نمی دانستند، نمی توانیم بگوییم پس هیچ کس نمی دانست. یعنی تعمیم دادن و کلی کردن قضایا در مباحث تاریخی آفت است.

وی در بخش دیگری از سخنان خود بر نقد نظریه تنصیص، ذهن سازنده و تحلیل گر پژوهشگر را نشانه گرفت و گفت: زمانی موضع حدیثی است و دست فرد بسته است و در این مسأله نیاز به شاهد ضرورت پیدا می کند، در جایی هم خیلی ها با تحلیل خود و بدون هیچ شاهدی تاریخ کلامی می سازند؛ اینکه با کنش و تحلیل عقلی بگوییم این روایت درست و آن غلط است عکس هم می تواند باشد؛ اینها شاهد می خواهد.

حجت الاسلام رحمان ستایش با بیان اینکه در برخی از موارد تصرف در روایات شده است، چون مسأله بسیار دقیق است باید از این جهت مورد توجه و ظرافت های روایت به صورت خاص مورد اهتمام قرار گیرد، پرسید: آیا از ندانستن برخی می توان گفت که هیچ کس نمی دانسته و به دنبال آن چون نمی دانستند پس این اعتقاد وجود نداشته است.

بخش پایانی این نشست تخصصی به پاسخ حجت الاسلام صادقی به نقدهای مطرح شده اختصاص داشت که وی در پاسخ به نقد مطرح شده درباره حدیث لوح حضرت فاطمه‌(سلام الله علیها) گفت: در این تحقیق چند روایت از حدیث لوح نقل کرده و درباره آن بحث کرده ام؛ در برخی تعبیرات اینگونه آمده که امام باقر‌(علیه السلام) به جابر انصاری گفت نسخه ای که داریم با هم مقابله کنیم که بنا بر نقل قول یکی از محققان دیگر، چند اشکال آوردم که چه نیازی است امام باقر(علیه السلام) بخواهد با جابر که یک صحابی است، حدیث لوح را مقایسه کند. در هر صورت اصل حدیث لوح از احادیث مهم است، اما در برخی نقل هایش کم و زیاد وجود دارد و یا به شکلی نقل شده که مطرح کرده ام.

هر چند حجت الاسلام رحمان ستایش به جای تنصیص، تصنیه بر دوازده امام را متناسب با متن می دانست و برخی از شواهد و قرائنی را که حجت الاسلام صادقی به آن اشاره کرد، مورد نقد قرار داد و آن را کافی ندانست، اما به گفته محقق نظریه تنصیص بنا دارد با جمع‌آوری و بررسی روایاتی که درباره تعداد و نام و نشان ائمه از زبان پیامبر نقل شده است، همچنین بررسی روایاتی که بی‌اطلاعی شیعیان و یاران ائمه را از جانشینان ایشان نشان می‌دهد، به این تعارض‌ پاسخ گوید که با وجود آن همه اخبار در کتب روایی، چرا یاران ائمه از نام تک تک امامان اطلاع نداشتند.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن