خطا
  • JUser: :_بارگذاری :نمی توان کاربر را با این شناسه بارگذاری کرد: 5711
چهارشنبه, 14 بهمن 1394 ساعت 08:27
خواندن 837 دفعه

فراسوی پرده ها، ترجمه و تلخیص کتاب کشف الارتیاب علامه سید محسن امین

کتاب «کشف الارتیاب فی اتباع محمد بن عبد الوهاب» نوشتۀ علامه سید محسن امین حسینی عاملی بن عبد الکریم است. 

این کتاب تاریخ و تطور فرقه وهابیت و بانیان سیاسی - فکری آن را بررسیده است. مطالبی همچون تاریخ و چگونگی به وجود آمدن وهابیت، جنگ‌ها و اعمال و رفتار آنها از ابتدای ظهور، و دیدگاه آن فرقه نسبت به مسلمان‌های غیر خود بخصوص شیعه را می توان در این کتاب خواند. 
از خصوصیات تألیفات و بیانات مرحوم سید محسن امین حسینی عاملی، کتاب مستدل نوشتن، با تحقیق و تتبع قلم زدن و مستند سخن گفتن و نسبت دادن است. این خصوصیات در کتاب کشف الارتیاب نیز نمود ویژه دارد. مصنف سعی نموده ابتدا شبهات آنها را با ادله خودشان مطرح نماید سپس با استفاده از آیات قرآن کریم، احادیث رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم و سیره حضرت که در منابع روایی و صحاح آنها ذکر شده به رد آن اعتقادات و نظرات بپردازد. در این راستا در بعد تاریخی از کتاب‌های تاریخی اهل سنت مانند « خلاصة الکلام فی امراء البلد الحرام » تالیف احمد بن زینی دحلان مفتی شافعیه ، « تاریخ الجیرانی » و کتاب « ملطبرون » و... استفاده نموده‌اند، در فقه از کتب فقهی ائمه مذاهب اهل سنت و در سیره از کتب معتبر سیره مانند « سیره حلبیه » (سیره حلبی) و کتب دیگر علمای اهل سنت مانند شیخ محمد عبده استفاده نموده است. عقاید وهابیون را از کتب محمد بن عبد الوهاب و ابن تیمیه و بعض کتب دیگر وهابیین نقل می‌نماید.
این کتاب نخست بار در سال 1346ق چاب شد و پس از آن بارها چاپ و منتشر شده است. 
به تازگی ترجمه ای از این کتاب به قلم دکتر سید حسن افتخارزاده و ویراستاری عبدالحسین طالعی در مؤسسه نبأ منتشر شده است. 
در ادامه سخن ویراستار و مقدمه مترجم آمده است؛ همچنین می توانید فایل متن را از همین صفحه دریافت کنید.

 

سخن ویراستار:

بسم الله الرحمن الرحیم
بیش از نود سال پیش در منطقۀ جبل عامل، عالمی مجاهد می زیست که در برابر کژراهه های رایج، احساس وظیفه می کرد و اقدامهای مختلف علمی و عملی او بر این مدّعا گواه است.
از سال 1346 قمری که مرحوم عالمه سید محسن امین کتاب کشف الارتیاب را در تبیین کژیهای اندیشۀ سلفی نگاشت، تاکنون بیش از نود سال می گذرد. در آن زمان این اندیشه ها از طریق بعضی از ناشران مصری منتشر می شد و به لبنان و دیگر سرزمینها می رسید. بدین روی مرحوم امین با نگارش کتابی جامع، تاریخ و اندیشه های وهابیت را تبیین و نقد کرد که آن را «کشف الارتیاب فی اتباع محمد بن عبدالوهاب» نامید. وی علاوه بر نگارش این کتاب، مضامین آن را در قالب قصیدهای به نام «العقود الدریة فی ردّ شبهات الوهابیة» عرضه کرد که نزدیک به ششصد بیت است. این قصیده بارها به ضمیمۀ کشف الارتیاب چاپ شده است.
 باری، اصل کتاب کشف الارتیاب، بارها به شکلهای مختلف منتشر شده است که برخی از چاپهای آن همراه با افزوده های فرزند دانشمند فقید او استاد سید حسن امین همراه است.
ترجمه های کتاب به زبانهای دیگر نیز بارها منتشر شده است. از جمله ترجمه فارسی کامل آن که دست کم دو بار با ویژگیهای زیر عرضه شده است:
الف) تاریخچه و نقد و بررسی عقاید و اعمال وهابیها، ترجمه: سید ابراهیم سید علوی. تهران: امیرکبیر، 535 ،1367 ص.
ب) تاریخ و نقد وهابیت، ترجمه علی اکبر فائزی پور تهرانی. قم: مطبوعات دینی، 695 ،1387 ص.
کتابی که خوانندگان گرامی در دست دارند، نه ترجمۀ کامل، بلکه گزیده و تلخیصی روان از کتاب سید محسن امین است که پیش از کارهای یادشده سامان گرفته بود. ضرورتی که در سال 1353 پدیدآورندۀ این اثر را به تلخیص و بازنویسی کتاب کشف الارتیاب واداشته بود، همان ضرورتی است که امروز بیش از گذشته رخ نموده است: کمبود فرصت و حوصلۀ خوانندگان و تخصصی بودن برخی از مباحث کتاب که سبب مالل بعضی از خوانندگان می شود.
«فراسوی پرده ها» یک بار در همان سال عرضه شد، در زمانی که در این موضوع در زبان فارسی، تک نگاریهایی اندک شمار در دسترس بود.
اکنون بیش از چهل سال از آن زمان میگذرد و آثار فراوان در این عرصه، عرضه شده است که جنبه های تخصصی از فرقۀ وهابیت را بررسی کرده اند.
ولی اولا به دلیل فضل تقدم در توجّه به کتاب کشف الارتیاب، و ثانیا بدان روی که گزیده ای خوشخوان و روان و کاربردی از کتاب اصلی است، تصمیم به بازچاپ آن گرفته شد. 
در این مرحله، بازنگری و ویرایش چاپ قبلی و افزودن منابع به احادیث و مستندات متن اصلی، بسیار انجام گرفت و فاصلۀ زیاد با نسخه پیشین فارسی چنان شد که می توان آن را کتابی نوپدید دانست.
دربارۀ کتاب، مؤلف و موضوع، در مقدمۀ عالمانۀ مترجم سخن به قدر کفایت آمده، به گونه ای که نیاز به تطویل نیست.
در این مجال، سپاس خاضعانۀ خود را به پیشگاه ولیّ نعمتمان امام مهدی ارواحنا فداه نثار می کنم که توفیق این گام کوچک را به این ناتوان داد؛ برای روح بلند نویسنده علوّ درجه و برای مترجم دانشور و ناشر مخلص، توفیق از
خدای توفیق بخش میطلبم؛ و چشمی گشوده بر راه و بیراهه و دلی سخن پذیر و درونی منصف برای تمام خوانندگان را از خدای حکیم می طلبم.
و آخر دعوانا أن الحمد لله ربّ العالمین
عبدالحسین طالعی
آبان 1394 شمسی

 

سخن مترجم:
بسم الله الرحمن الرحیم
سپاس بی منتهای خداوندی را که هستی داد و برای رسیدن به هستی واقعی، نعمتها ارزانی فرمود و راهنماییها نمود.
سپاس خدای را بر لطف بی دریغش و احسان یک جانبه اش. 
سپاس او را، به آن اندازه که خود شایسته اوست، و آن حدّ که از توان ما بیرون است.
درود فراوان به روان پاک پیامبران و هادیان خلق، آنها که همچون شمعی سوختند تا کلبه تاریک انسان را روشن کنند و به همراهی روشنایی و فروغشان، گرمی دادند و حرارت بخشیدند و جانهای افسرده را رمقی بخشیدند و انسانهای محروم را به نوایی رسانیدند.
درود با اخلاص ما – آنچنان که شایسته یک درود واقعی است – به روان پاک آخرین فرستاده خدا، رسول گرامی اسلام و جانشینان راستینش علیهم السلام، همانها که بهراستی رهبر انسان بودند و پیشوای انسانیت، به ویژه درود ما تقدیم حضور تنها یادگار خاندان نبوت و تنها شاخه باقیمانده شجره طیبهی ولایت، بقیة الله حجة بن الحسن العسکری ارواح العالمین فداه.
حق یا باطل؟ راستی یا کژی؟ امانت یا خیانت؟ داد یا بیداد؟ خدا یا شیطان؟ پاکی و پاکدامنی یا آلودگی و ناپاکی؟
اینها همه راههای زندگی انسانند، و این انسان است که به مقتضیات انسان بودنش، در مسیر این دوراهیها قرار می گیرد و فضیلتش همان است که انتخاب کند و برتر را برگزیند و به آنچه برای او آفریده شده برسد و از این سنگالخ زندگی، به سرعت بگذرد تا موجودی نمونه گردد. این دوراهی های درونی که در فردفرد انسانها، در سرشت هریک از آنها نهاده شده است، ایجاب می کند که اجتماع او نیز میدان جولانگاه آنها گردد، برای هریک طرفدارانی و برای هر کدام گروهی جمع شود، و عده ای دور آن و چند نفری پیرامون این یکی گرد آیند.
اینجاست که دسته بندیها به راه می افتد و کشمکشها پدید می آید، حق و باطل با یکدیگر در ستیز شده، امانت و خیانت طرفدار پیدا می کند، داد و بیداد در مقابل هم صف می بندند، عدهای پاکی را برگزیده و جمعیتی آلوده
به ناپاکی می شوند.
عده ای پیرو حزب خدا می شوند و گروهی طرفداران حزب شیطان.
آنان از خدا و یکرنگی و آزادی دم می زنند، و اینان پیرو شیطان و خواهان نفاق و کینه و دشمنی و چپاول و ستمگری هستند. اینجاست که انسانی که هنوز از مبارزهی درونی خود جانی به سالمت به در نبرده در معرض کشمکش نیروهای خارجی قرار می گیرد، میخواهد قدمی به سوی هدف زندگی بردارد؛ اما در سر راهش هزاران خار پیدا شده و هزاران عامل او را از راه باز می دارند.
عجیب وضعیتی است! و چه خطرناک راهی! می خواهد بایستد و اصلاً راه نرود، نه به خدا بنگرد و نه به شیطان، نه به حق بگراید و نه دم از باطل بزند.
خالصه بیتفاوت باشد و به اصطالح گروهی، با »صلح کل« می بیند که نمی شود بماند و توقف کند، باید راه برود تا زنده باشد. او به تعبیر شاعر، موج است که زندگیش عین تالش و کوشش هدفدار است در جهت هدف صحیح و الهی.
او در خود احساس حیات می کند، اما نمیداند حیاتش در چیست؟
ولی در این مسیر هولناک سکون را جایز نمی داند، چون زنده است. بدین روی همواره می کوشد و می جوشد و تالش می کند.
در چه مسیری؟ برای دستیابی به عقیده صحیح، چون عقیده، انسان را می سازد و از کژها وا می رهاند و به راستیها و روشناییها پیوند می دهد.
اینجاست که خدایش به او و هر انسان فهمیده و هوشیاری چون او نوید میدهد و چنین خطابش می کند:
«و الذین جاهدوا فینا لنهدینّهم سبلنا». 
تحقیق کن، راهها را ببین، با بصیرت قدم بردار، بدان امید که بهترین آنها را بیابی و پیروی کنی. خداوند نیز، برای راهنمایی کامل انسانها پیامبر می فرستد، مبادا در این تاریک بیابان راه را نشناسد و به بیراهه افتد و جهادش به هدر رود و کوشش وی بی نتیجه بماند. آنوقت زنده ای باشد که از حیات بهرهای نگرفته، بلکه به بیان امام سجاد علیه السلام تمام عمرش چراگاه شیطان شده 2 باشد که ابلیس در آن به راحتی بخورد و به آرامش بچرد. 
دریغا! که این کوششهای مخلصانه، به دلیل هوسبازی ستمگران و راحتطلبی عده ای مزدور و خیانتکاری مردمی کژاندیش کمتر نتیجه بخشید.
در این میان، اگر فداکاریِ پاک باختگان و از خود گذشتگیِ آزاد مردان نبود، به کلی اثری از برنامه هایشان به جای نمی ماند.
از سوی دیگر، هدف خدای جهان آفرین از خلقت، غلبۀ حق بر باطل است.
لذا هیچگاه خدای توانا اجازه نمی دهد تاریکی بر روشنایی غلبه کند.
بدین روی، در هر زمان انسانهای پاکن هاد را بر می انگیزاند تا از حریم حق و حقیقت دفاع کرده و چراغی فرا راه انسان حیران بر افروزد، تا بتواند بهتر حرکت کند و به آنجا که شایسته مقام انسانی اوست برسد.
مطالعه تاریخ، این حقیقت را به ما نشان می دهد. هر انسان مصلح و هر خدمتگذارِ با اخلاص و هر روشنفکر مسئول متعهدی را دلگرم می سازد و برای به ثمر رساندن برنامه اش وی را تشویق می نماید تا با پشتگرمی و امید
هرچه تمامتر بکوشد، زیرا این خدای اوست که به او نوید می دهد که « والعاقبة للمتقین»، « إِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»، « إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُركُم وَيُثَبِّت أَقدامَكُم»، « وَ کانَ حَقًّا عَلَيْنا نَصْرُ الْمُؤْمِنينَ».
جلوه گاه این حقیقت را می توان در پیامبران بزرگ، ابراهیم و موسی و عیسی و خاتم الانبیا صلی الله علیه و آله و علیهم دانست؛ همان ها که در صحنه تاریک زندگی انسانها درخشیدند و »سفینة النجاه و مصباح الهدی« گشتند و راه صحیح زندگی را به انسانها نشان دادند. آنان از طریق هدایت گمگشتگان، راه را مشخص ساختند و به ما آموختند که در هر زمانی چگونه انسانها را رهنمون باشیم.
آن بزرگمردان آسمانی به دانشوران آموختند تا به انسانها کمک کنند، نه اینکه علم را برای علم فرا گیرند، و نه اینکه انسان را برای علم به خدمت گیرند. آری به اینان این دستور را دادند که:
«اذا ظهرت البدع فی امیتی فللعالم ان یظهر علمه»
«هرگاه کژی و تباهی بر سر راه انسانی قرار گیرد که می خواهد در راه باشد و جنایتکاران و مزدوران بخواهند در لباس دین و مذهب، انسان را از صراط مستقیم منحرف سازند، این دانشور مخلص باید علم خود را اظهار کند و به
مردم بفهماند، و لکهی اوهام و تحریفات را از دامان مذهب بزداید.»
اینگونه است که سیدمرتضی، شیخ طوسی، شهید اول و دوم و مانند آنها، با بیان و نگارش حقایق تشیع و تدریس این مطالب نورانی، راه به انسانها نشان دادند و خود همچون پروانه در پرتو نور این شمع سوختند تا آیندهای روشن برای آیندگان ساختند.
این احساس وظیفه در هر زمان، مردان بزرگ تاریخ شیعه را واداشت که بدعتها را روشن کنند. این نگرش سبب شد که دست به نگارش در این مسیر بزنند، و یک لحظه آرام ننشینند و راه درست را به رهروان بنمایانند.
دریغا! گاهی اوقات بهجای راه روشن و خردپسند قرآن و خاندان پیامبر که مبیّن راستین کتاب خدایند، کژراهه هایی به مردم عرضه میشود که ضلالت و ظلمت در جبین آن پیدا است. این نغمه های ناساز در هر زمانی از حلقومی برمی آید و جمعی از ناآگاهان را دور خود گرد می آورد.
یکی از این مکاتب، مکتب سلفی یا وهّابی است که در سده سیزدهم هجری به دست محمد بن عبدالوهّاب پدید آمد، البته با احیای مرده ریگ فراموش شده و بی مبنای ابن تیمیه که در سده هشتم مطرح کرده بود، مطالبی که در همان زمان نیز پاسخهای آنها به طور گسترده بیان شده بود.
ابن عبدالوهّاب با سوء استفاده از جهالت مخاطبان خود، ادعاهایی شگفت در قالب تفسیر و حدیث ارائه کرد و کتابهایی نوشت و بر خشونتهای دورۀ جاهلیت جامه ای نو پوشاند و اندیشه های گروهی را در دیار وحی به این خشونتها کشاند.
از نخستین روزهای این جریان شیطانی، گروهی به پاسخگویی آن برخاستند، تا آنجا که سلیمانبن عبدالوهّاب برادر مؤسس وهابیت، رساله ای بر اساس مبانی تسنن در ردّ آن نوشت و نشان داد که این حرکت بر خلاف ادعایش، با مبانی تسنن همخوانی ندارد.
دانشوران شیعه نیز در طول زمان در این مورد آثاری پدید آوردند. یکی از آنان، شخصیتی بزرگ و دانشمندی واالمقام از خاندان پاک پیامبر در لبنان (جبل عامل) مرحوم آیة الله سید محسن امین در کنار دیگر کارهای بزرگ و با ارزش علمی خود (مانند دورهی مفصّل اعیان الشیعه)، کتابی در زمینه پاسخ به شبهات و بدعتهای وهابیه نگاشت.
این کتاب که «کشف الارتیاب» نام دارد، ابتدا در لبنان و سپس بارها در کشورهای دیگر به چاپ رسید.
این کتاب نفیس، حاوی مطالبی سودمند و علمی است، ولی نسبتاً مفصل است و ترجمه اش می بایست در دو مجلد ارائه شود که از حوصلۀ برخی خوانندگان بیرون است. بدین روی با راهنمایی یکی از شخصیتهای بزرگ روحانی – که خود در این راه رنجها برده و تألیفاتی دارد و آثار گرانبهایی از خود به یادگار گذارده – چنان مصلحت دیدم که صفحه ای چند از مطالب عمومیترِ آن را ترجمه کنم و در دسترس عزیزان فارسی زبان بگذارم.
در این کتاب، تاریخ مفصلی از پیدایش فرقه وهابیه و سرگذشت سیاسی آنها و سپس در ضمن فصولی به اشکالهای آنها در عقائد مذهبی پرداخته است. در ترجمه و تلخیص کتاب نیز همین سیر، البته با تأکید بر جنبه های فکری و اعتقادی دنبال می شود.
نویسندۀ بزرگوار کتاب، سید محسن امین، در سال 1284 ه.ق در دیار شام به دنیا آمد و در دوران جوانی برای فرا گرفتن معارف تشیع راهی نجف اشرف گردید.
او پس از اتمام تحصیالت خود در نجف و بازگشت به سوریه و لبنان؛ با عوامل بدبختی زای جامعه خود به مبارزه پرداخت و از آنجا که تقوی و علم و عمل را مظهری آشکار بود، در کشور خویش به سمت مرجعیت عامه رسید و مورد توجه مردم قرار گرفت.
این بزرگ مرد روشن ضمیر، در جهت پاالیش افکار جوانان از نقاط منفی بینش غربی، مدارسی به شیوۀ نو، با محتوای شیعی بنیان گذارد و در نخستین اقدام، خانۀ مسکونی خویش را برای تأسیس نخستین مدرسه در نظر گرفت و سرانجام دبیرستانی به نام المدرسة العلویة بنیان نهاد که پس از مرگش به نام المدرسة المحسنیة تغییر نام یافت. برنامه این دبیرستان از نظر فرم، همچون مدارس دولتی بود، اما محتوایش را آموزه های اسلامی تشکیل می داد. مرحوم امین چنین مدارسی برای دختران نیز برپا کرد.
مرحوم امین بر این عقیده بود که باید مردم به ویژه جوانان شیعه، با روح برنامه های جانبخش تشیع آشنا گردند. بدین روی کتابهایی بزرگ و رساله هایی کوچک نوشت، مانند: المجالس السنیة در پنج جلد.
وی برای ثبت تاریخ و سرگذشت مردان راستین این مذهب، به تألیف اثر بزرگ خود «اعیان الشیعة» پرداخت. برای گردآوری مواد این کتاب از کتابهای چاپی و خطی کتابخانه های ایران و عراق، رخت سفر به این کشورها بر بست و
سرانجام این اثر بزرگ را در 56 جلد منتشر ساخت. البته در سالهای بعد، به شکلهای دیگر نیز نشر یافت.
به علاوه، برای بالا بردن سطح جامعه خود در تمام شئون زندگی همت گماشت و به اداره سه موسسه و انجمن دیگر پرداخت:
1. انجمن جمعآوری اعانات برای بینوایان
2. انجمن تأمین هزینه طبابت و خرید دارو برای مستمندان
3. انجمن حمایت ایتام و کودکان فقیر و تأمین هزینه تحصیلی آنان
آیة الله سید محسن امین در سال 1353ه.ق از شهرهای مختلف ایران دیدن کرد و با دانشوران ایرانی دیدارهایی داشت که گزارش آنها را در سفرنامه اش آورده است.
سرانجام، این مرد بزرگ در سال 1371 قمری درگذشت و در جوار حرم حضرت زینب  علیها السلام در دمشق به خاک سپرده شد. 
رحمت گسترده الهی بر او باد.
سیدحسن افتخارزاده سبزواری

 

دانلود فایل کتاب

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن