دوشنبه, 21 مهر 1393 ساعت 08:30
خواندن 1962 دفعه

شرح دیوان منسوب به امیر المؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام - عباسعلی مردی


شکّی نیست که امیر المؤمنین علیه السلام گاه شعری سروده و یا به شعری تمثل جسته است چرا که «إنَّ مِنَ الشِّعِرِ لَحِكمَةٌ؛ بی گمان برخي از شعرها حكمت است»؛ امّا در صحّت و سقم انتساب همۀ آنچه تحت عنوان ديوان آن حضرت جمع آمده حكم قطعى نمى‌توان كرد:

بعضى تنها رجزها را سرودۀ امام، عليه السّلام، مى‌دانند.

برخى گفته‌اند كه بسيارى از اين اشعار سرودۀ ديگران و انشاد امام، عليه السّلام، است، نه انشاء ايشان.

به‌هرحال در تفاريق كتب پيشينيان ابياتى از قول حضرت امير، عليه السّلام، آورده شده و برخى به جمع‌آورى آنها اهتمام نموده‌اند. ابو احمد عبد العزيز بن يحيى بن احمد بن عيسى جلودى ازدى بصرى (م ٣٣٢ ) نخستين كسى است كه به گردآورى اشعار امير المؤمنين اقدام كرده است.

پس از او ابو عبد الله محمّد بن عمران بن سعيد بن عبيد الله مرزبانى بغدادى (م ٣٨۴ ) ، از مشايخ شيخ مفيد، اشعار امام را در كتابى گرد آورده.

ابو الحسن على بن احمد بن محمّد فنجگردى نيشابورى (م ۵١٢ يا ۵١٣ ) نيز آنچه از اشعار امير، عليه السّلام، يافته در كتابى با عنوان سلوة الشّيعة يا تاج الأشعار جمع كرده.

ابو السّعادات هبة الله بن محمّد على بن محمّد بن حمزۀ حسنى بغدادى، معروف به ابن شجرى، (م ۵۴٢ ) گردآورندۀ ديگر ديوان است.

ليكن هيچيك از اين مجموعه‌ها باقى نمانده. آنچه در دست است، گردآوردۀ ابو الحسن قطب الدّين محمّد بن حسين بن حسن بيهقى نيشابورى كيدرى (م ۵٧۶ ) است كه پس از فراغت از شرح نهج البلاغه به جمع‌آورى اشعار امام على، عليه السّلام، پرداخته و نام أنوار العقول من أشعار وصىّ الرّسول بر آن نهاده است. از میان 33 تن که به گردآوری و يا شرح اشعار امام، به صورت كامل يا ناقص ، اقدام كرده اند؛ به تحقيق پژوهشگر و مترجم دانشمند آقای دكتر ابوالقاسم امامی، جامع ترين آن همان انوار العقول است.

و بهترين شرح به فارسی، شرح قاضی ميرحسين ميبدی (م 909ق) می باشد.  (دكتر ابوالقاسم امامي ، ترجمه ديوان امام علي ، مقدمه از ص 11 تا 22).

شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين، على بن ابى طالب، عليه السّلام كه به تاريخ ٨٩٠ تأليف شده مشهورترين اثر ميبدى است و همواره مورد توجّه و رغبت اهل علم بوده. در تذكرۀ نصرآبادى آمده است: «يكى از فضلا كه تأليفات متعدّد دارد مى‌گفته كه كاش تمام تأليفات من از قاضى مير حسين بود و شرح ديوان او از من بود».

 

قاضی میبدی

قاضى مير حسين بن معين الدّين على ميبدى يزدى، ملقّب به كمال الدّين و متخلّص به منطقى، در ميبد، از قراء يزد، زاده شد.

پدرش، معين الدّين جمال بن جلال الدّين محمّد، مشهور به معلّم يزدى (م ٧٨٩ ق)، نزد قاضى عضد الدّين ايجى، صاحب كتاب مواقف، تلمّذ كرده بود و در دربار دو تن از سلاطين آل مظفّر، يعنى امير مبارز الدّين محمّد و پسرش، شاه شجاع، احترام خاصّ داشت و از رجال بانفوذ به شمار مى‌آمد و «وزير دار العبادۀ يزد بود». دو كتاب مواهب الهى در تاريخ آل مظفّر - كه به نثرى مصنوع و منشيانه نگارش يافته – و ترجمۀ فارسى رشف النصائح الإيمانيّة فى كشف الفضائح اليونانيّة، نوشتۀ شيخ شهاب الدّين سهروردى از آثار اوست.

ميبدى در آغاز جوانى براى تحصيل به شيراز كه از مراكز علمى آن دوران بود عزيمت كرد و نزد استادان آن ديار، از جمله جلال الدّين دوانى، در علوم و فنون مختلف معقول و منقول، مانند فقه، منطق، هيئت، فلسفه و كلام، كسب دانش كرد.

تحقيقاً ميبدى از اهل تسنّن و بر مذهب شافعى بوده، چنانكه در مقدّمۀ شرح دیوان، در موضع ذكر مذاهب اسلام از شافعى با عنوان «امام ما شافعى» ياد مى‌كند؛ اگرچه برخى، مانند حاجى خليفه و مؤلّف ريحانة الأدب ، به اعتبار مطالبى كه در فاتحۀ سابعه از مقدّمۀ همين اثر در شأن امير مؤمنان، على بن ابى طالب، عليه السّلام، آورده، او را به تشيّع منسوب داشته‌اند.

میبدی در کتب تراجم به علم و فضیلت ستوده شده است.

او خود در يكى از منشآت به بيان شمّه‌اى از فضل و دانش خويش مى‌پردازد و مى‌گويد: «هيچ علم از علوم عقلى و نقلى نيست كه كتب مشكل آن بى‌مطالعه نتوانم گفت، و هيچ جوهر از جواهر دانش نيست كه كنه آن را به الماس تفكّر نمى‌توانم سفت، چون دل متوجّه به مطلعى عالى است و دماغ از سوداى غير آن خالى است، هرگز تفاخر به آن علوم ندارم و خود را در سلك جاهلان مى‌شمارم.»

ميبدى در سخن منظوم نيز دستى داشته و به «منطقى» تخلّص مى‌كرده است.

در باب تاريخ و چگونگى مرگ ميبدى در ميان تواريخ و تراجم اختلاف است. بعضى، از جمله صاحب ريحانة الأدب ، وفات او را در حدود سال ٩٠۴ يا ٩١١ دانسته‌اند كه لفظ «قاضى» هم مادّه تاريخ آن است. مؤلّف رياض العارفين نيز آن را سنۀ ٩١٠ ذكر كرده و... .

 

آثار میبدی

١ - شرح الهداية فى الحكمة نوشتۀ اثير الدّين مفضّل بن عمر ابهرى (م ۶۶٣ ).

٢ - مرضىّ الرّضى فى شرح الكافية نوشتۀ جمال الدّين ابى عمرو عثمان بن عمر، معروف به ابن حاجب مالكى نحوى (م ۶۴۶ ). روح و حواشى بسيار بر آن نوشته‌اند. از جمله شروح معروف اين كتاب شرح نجم الأئمّه رضى الدّين محمّد بن حسن استرابادى (م ۶٨۶ ) است. ميبدى با توجّه به شرح رضى الدّين استرابادى مجدّدا كتاب را «لبعض الأعزّة» شرح كرده است.

٣ - شرح الشّمسيّة فى المنطق نوشتۀ نوشتۀ نجم الدّين على بن عمر بن على قزوينى، معروف به دبيران كاتبى قزوينى ( ۶٠٠ - ۶٧۵ ). گويا يك‌بار در حاشيۀ ميزان الانتظام به سال ١٣٢٧ ق در استانبول چاپ شده است.

۴ - شرح حكمة العين: در خلاصة التّواريخ و خلد برين از آثار ميبدى محسوب شده است.

۵ - شرح آداب البحث نوشتۀ شمس الدّين محمّد بن اشرف حسينى سمرقندى (م ۶٠٠ ).

۶ - شرح حورائيّه: شرح رباعی ابو سعید ابو الخیر است با این مطلع: حورا بنظارۀ نگارم صف زد....

٧ - حاشيۀ شرح طوالع الأنوار اثر معروف قاضى ناصر الدّين بيضاوى (م ۶٨۵ ) است كه در نهايت ايجاز تحرير شده. در حوزه‌هاى قديم تدريس مى‌شده و شروح و حواشى بسيار بر آن نوشته‌اند. نخستين و مهم‌ترين شرح آن شرح شمس الدّين ابو الثّناء محمود بن عبد الرّحمن اصفهانى (م ٧۴٩ ) است كه به مطالع الأنظار على طوالع الأنوار موسوم است. ميبدى حاشيه‌اى بر همين شرح نوشته كه خطبۀ آن در ضمن منشآت وى آمده است.

٨ - حاشيۀ تحرير اقليدس: كتاب اقليدس در عهد خلفاى عبّاسى چند بار از يونانى به عربى نقل گرديده، حجّاج بن يوسف بن مطر كوفى يك‌بار در عهد خلافت هارون الرّشيد و ديگر بار در عهد مأمون آن را ترجمه كرده است. اسحاق بن حنين هم آن را ترجمه و ثابت بن قرّۀ حرّانى آن را اصلاح نموده. امّا به جهت دشوارى ترجمه‌ها جمعى به تحرير آن پرداخته‌اند. تحرير خواجه نصير الدّين طوسى از اهمّ اين تحريرات به شمار مى‌رود. که حاشیۀ قاضی بر این تحریر است.

٩ - حاشيۀ تحرير مجسطى: اين اثر در ريحانة الأدب به قاضى ميبدى نسبت داده شده است.

١٠- حاشية شرح الملخّص فى الهيئة از محمود بن محمّد بن عمر چغمينى خوارزمى (م قرن ٩ ).

١١- شرح خبر كميل: ميبدى اين خبر را بطور مختصر، در حدود دو صفحه، به عربى گزارش كرده است.

12- شرح خبر قد صعدنا ذوى الحقائق: حديث مروى از امام حسن عسكرى، عليه السّلام، است و ميبدى در سنۀ ٩٠٨ آن را شرح كرده.

١٣ - جام گيتى‌نما: قسمت عمدۀ اين رساله مشتمل است بر بخشى از فاتحۀ رابعۀ مقدّمۀ شرح ديوان. تاريخ تأليف اين رساله سال ٨٩٧ ، مطابق عدد عبارت «وضع جديد» است. اخيرا نيز در تهران چاپ شده است.

14- منشآت: قريب هشتاد مكتوب است كه خطاب به علما، امرا، حكّام و رجال صاحب‌نام نوشته شده كه گذشته از نثر شيوا، حاوى اطّلاعاتى مهم در باب اوضاع و احوال فرهنگى و اجتماعى آن دوران است. اخيرا اين نامه‌ها بصورتى نادرخور و با اغلاط فراوان چاپ شده است.

١۵ - رسالة فى رؤية شبح الشّىء فى الماء، المشهور برسالة الظّلّ.

١۶ - ديوان اشعار فارسى: در هدية العارفين در جزو آثار ميبدى از آن نام برده شده و صاحب جامع مفيدى نيز ابياتى از آن نقل كرده است.

١٧ - رساله در فنّ معمّا: اين رساله غير از رسالۀ معمّا، نوشتۀ مير حسين بن محمّد نيشابورى است.

١٨ - شرح گلشن راز: در طرائق الحقائق به ميبدى نسبت داده شده است.

١٩ - شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين على بن ابى طالب، عليه السّلام.

 

شیوۀ میبدی در شرح دیوان

 ميبدى پيش از شروع به شرح اشعار منسوب به حضرت امير، عليه السّلام، مقدّمه‌اى مفصّل، مشتمل بر هفت فاتحه (فواتح سبعه) بدین عناوین تألیف کرده است:

فاتحۀ اولی؛  در بیان راه راست که مسلوک اصفیاست؛

فاتحۀ ثانیه؛ در ذات خدا، تقدّس وتعالی؛

فاتحۀ ثالثه؛ در اسما و صفات؛

فاتحۀ رابعه؛ در انسان کبیر؛

فاتحۀ خامسه، در انسان صغیر که انسان العینِ کبیرست؛

فاتحۀ سادسه؛ در نبوّت و ولایت؛

فاتحۀ سابعه؛ در فضایل و احوال مرتضی بر وفق حدیث و قرآن. وی در این بخش روایات بسیاری را از علمای اهل سنت در فضایل امیرالمؤمنین نقل کرده است؛ وی از آیات قرآن تنها آیۀ مباهله را با ذکر شأن نزول آن بر فضیلت امیر المؤمنین علیه السلام گزارش کرده است.

در پایان این بخش، ضمن معرفی حضرت فاطمه سلام الله علیها، یکایک ائمه علیهم السلام را برشمرده و آنان را شناسانده است.

میبدی مقدمه را متضمّن مطالبى اساسى می شمارد که بيان آنها ضرورى است. از يك‌سو به جمع بين معقول و منقول، و از سوى ديگر به نوعى به تأليف ميان اقسام معقول، يعنى فلسفه، علم كلام، حكمت اشراق و تصوّف، مى‌پردازد؛ چه بر طبق مشرب او «طريق اسلم آنست كه طالب، قرآن و حديث را ميزان سازد و عقايد خود را از آن تصحيح كند، و بعد از استحكام عقايد دينيّه در كلمات متكلّمين و حكما و صوفيّه نظر كند، و از هرجا استفاده نمايد، تا آن عقايد به مزيد استحكام و رسوخ موصوف گردد و به درجۀ يقين رسد».

 

شیوۀ میبدی در شرح

اشعار کتاب بر اساس حروف الفبا چیده شده؛ ابتدا شعر، سپس معانى لغات و نكات صرفى و نحوى بيان شده است. آنگاه ترجمۀ فارسى ابيات آمده، و در پايان يك رباعى در مضمون بيت يا ابيات به فارسی سروده است.

اگر اشعار اشاره به حادثه‌اى تاريخى دارد، حكايت آن را شرح کرده است.

شرح دیوان، دارای نكات و فوائد خواندنى بسیاری است که از جمله آنها می توان به ماجرای هجرت رسول خدا صلی الله علیه وآله به مدینه، اطلاع رسول خدا از ماجرای بعد از رحلت، صلح امام حسن علیه السلام، یاغی گری معاویه، روایات بسیار در فضایل امام علی علیه و السلام و ... اشاره کرد.

 

چاپهای شرح دیوان

چاپ سنگی در سال 1285 ق، در تهران؛
چاپ سنگی در لکهنو به سال 1293ق؛
چاپ در حاشیۀ شرح فارسی نهج البلاغه نوشتۀ محمد بن محمد لاهیجانی مشهور به میرزا محمد نواب، به کوشش میرزا ابو القاسم شفیعی و میرزا محمود شفیعی به مباشرت حسین بن محمد اسماعیل خوانساری به سال 1356ق در چاپخانۀ اسلامیۀ عمدة التجّار آقا حاج سید احمد و برادران به دستیاری حاجی عبد الرحیم و آقا اسماعیل معارف خواه؛
چاپ میراث مکتوب به تصیح آقایان حسن رحمانی و سیّد ابراهیم اشک شیرین، 1379ش، تهران.


تازه ترین و بهترین چاپ

بهترین چاپ شرح دیوان، چاپ میراث مکتوب است.

این چاپ بر اساس شش نسخۀ خطی و یک چاپ سنگی به انجام رسیده است. مقدمه ای مفصل در معرفی شارح (میبدی)، صفحه آرایی چشم نواز، اعراب لغات مشکل و اشعار، و فهارس فنی (آیات، احادیث، اشعار فارسی، اشعار عربی، اصطلاحات و مفاهیم، اشخاص، کتابها، جایها، اقوام و فرق و گروهها) از ویژگی های آن است.  

در تصحيح اين كتاب از شش نسخۀ خطّى و يك نسخۀ چاپ سنگى استفاده شده است که مشخصات آنها چنین است:

١ - نسخۀ ش ۴٨۶ ملك: نسخ شهاب بن محمّد بن حسين بن ابى بكر البيضاوى در ٨ ذى الحجّة الحرام سنۀ ثلاث و تسعين و ثمانمائه ( ٨٩٣ ) كه در دهۀ اوّل شهر صفر سنۀ ٨٩۴ در محروسۀ شيراز در بقعۀ مقدّسۀ داعويه با نسخۀ منقول عنه مقابله شده تصحيحات و افتادگيها در حاشيه يادداشت گرديده است.

٢- نسخۀ ش ۴١٣ مجلس: اين نسخه حواشى دارد با نشانۀ «منه مدّ ظلّه».  

٣ - نسخۀ ش ٨٣ ب حقوق: نسخ سدۀ دهم. يادداشت مورّخ جمادى الاولى سنۀ ٩۶٣ در فومن و يادداشت مورّخ شعبان ١١٠٩ در صفحۀ عنوان. اين نسخه جزو كتابخانۀ مرحوم سيّد محمّد مشكات بوده كه به كتابخانۀ دانشكدۀ حقوق فروخته شده است. اين نسخه حواشى با نشانۀ «منه مدّ ظلّه» دارد.

۴ - نسخۀ ش ۴٧٣۴ مجلس: كاتب محمّد باقر بن محمّد قاسم خراسانى مشهدى، بفرمودۀ خواجه محمّد خواجگى گيلانى رشتى، فى أواخر شهر جمادى الثّانى سنة خمس و ألف من هجرة خير البريّة.

۵ - نسخۀ ش ٩٧ مشكات: به خطّ نستعليق، نام كاتب و تاريخ كتابت ندارد. در طرف چپ و پائين برگ ٢٣٩ ب اين جمله به چشم مى‌خورد: «كتبه العبد الفقير عبد الحى عبد الرحمن عفى عنهما الغفران سنه تسع مائة»....

۶- نسخۀ ش ٢٠٨ اصغر مهدوى: کتابت در اوّل محرّم سنۀ ٩۵٩ .

٧ - نسخۀ طبع سنگى: طهران، [بى ن]، ١٢٨۵ ه‍ ق، ۴۵۴ ص، ٢٧ س م.

 

منبع: مقدمه مصححان شرح دیوان؛ سيد محمد مهدی جعفری «شرح ديوان منسوب به اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب علیه السلام».