جمعه, 11 مهر 1393 ساعت 09:00
خواندن 1071 دفعه

شب های پیشاور - علی مختاری

شب های پیشاور، سلطان الواعظین شیرازی، دارالکتب الاسلامی تهران، چاپ 33، 1368، گالینگور، 1059ص.

شب های پیشاور ده شب مناظره یک مبلّغ شیعی، مشهور به سلطان الواعظین شیرازی، با سه نفر از بزرگ ترین عالمان هند و پاکستان است.
تهاجم و تبلیغ علیه اسلام و مکتب اهل بیت علیهم السلام همواره بوده و هست و متأسفانه به شدت ادامه دارد. گذشته از تلاش های تفرقه افکن استکبار جهانی به ویژه آمریکا و صهیونیست ها، برخی از رؤسای جهان اسلام ـ که سر بر آستان آمریکا می سایند ـ هزینه های هنگفت سمپاشی علیه اسلام انقلابی و زنده را بر عهده دارند و به هوای حفظ ریاست خویش از تحریک و تشویق قلم به دستان نابخرد کوتاهی نمی کنند و از آن جا که پیروان علی علیه السلام زیر بار ظلم نمی روند، هدف تیر تهمت عاملان استعمار بوده و خواهند بود.
شیعه به پیروی از رسالت و امامت، خواهان اتحاد و همکاری همه مسلمانان و ایستادگی در برابر دشمنان اسلام است و بزرگان تشیع به سایر مذاهب جسارت نمی کنند و شرط اتحاد را پاس می دارند، نشانه اش سیر کتاب های عقیدتی شیعه است که تنها به دفاع و پاسخگویی به شبهه ها پرداخته اند.
شبهه های دشمنان همه جا پراکنده است و اختصاص به مناطق خاصّی در کشور ندارد. از این رو مبلّغ باید به این مسائل آگاه باشد و برای روحانیون شرق و غرب کشور، این مباحث ضرورت بیشتری دارد.
برای آشنایی با مکاتب و عقاید مذاهب راه های گوناگونی وجود دارد. منصفانه ترین راه، طریقی است که سلطان الواعظین و سید شرف الدین ها رفته اند. زیرا با مشارکت روحانیون دو مذهب، جلساتی سامان یافته و گذشته از بالا بودن میزان راستی و صحت و اعتبار نسبت ها، گفتمانی در جوّی صمیمی و با احترام برگزار می کردند.
از ویژگی های این اثر، حالت داستانی داشتن آن و صبغه تاریخی داشتن بسیاری از مباحث است و زبان تبلیغی و همه کس فهم گوینده نیز بر حلاوت کتاب افزوده است.
سرآغاز این مناظره ها، مقدمه ای در 86 صفحه بدین مضمون است: پس از ورود به کراچی ـ پایتخت آن روز پاکستان ـ خبر ورود داعی را جراید مهمّ نشر دادند...در هر کجا که وارد می شدیم با تجلیات بی سابقه ملی مورد استقبال واقع و در غالب این شهرهای مهمّ از طرف علمای ادیان و مذاهب باب مناظرات باز [باز می شد]. از جمله مجالس مهمّ، مناظره ای بود که با علمای هنود و براهمه در شهر دهلی، با حضور گاندی پیشوای ملّی هند واقع شد که در جراید مفصلاً درج گردید...چون اصرار بر حرکت به سمت ایران داشتم، از اطراف نامه های دعوت می رسید و از طرف رجال مهمّ شیعه پنجاب به پیشاور ـ که آخرین شهر مهمّ سر حدّی پنجاب به افغانستان است ـ دعوت شدم...عصرها در امام باره (حسینیه) عادل بیک و سالدار، مجلس مهمّی تشکیل و با حضور صاحبان ادیان و مذاهب مختلفه ادای وظیفه می نمودم.
چون اکثریّت [مردم]پیشاور از برادران اهل تسنن هستند، در مدت سه ساعت که منبر بودم، روی سخن با آن ها بود... پس از منبر شب ها در مجلس خصوصی ساعاتی به مناظره می گذشت. روزی پس از منبر، خبر دادند: دو نفر از اکابر علمای کابل به نام های حافظ محمد رشید و شیخ عبدالسلام وارد شده اند و تقاضای ملاقات نمودند، ده شب پی در پی پس از نماز می آمدند و در هر شب ساعاتی ممتد ـ که غالبا به 7-6 ساعت می کشید و بعضی شب ها تا مقارن طلوع فجر، وقتمان به مباحثات و مناظرات می گذشت. در پایان، 6 نفر از رجال و ملّاکین و اصناف محترم اهل تسنن مذهب حقه تشیع اختیار نمودند»[ ص 94-92 با اختصار]


چاپ این اثر :
پس از بیست سال، مرحوم شیرازی ـ که از خود در این کتاب به «داعی» تعبیر می کند ـ تهاجم برخی روشنفکران که دل در کمند بیگانگان، دست در کیسه پهلوی و زبان و قلم بر ضد ارزش های این مرز و بوم داشتند، مؤلف را سخت می آزارد و به گونه ای که با بیان و بنان به یاری جوانان پاکدل ـ که ایتام آل محمد صلی الله علیه و آله نامیده شده اندـ می شتابد. وی می گوید:
«از دو جهت ناراحت بودم و نمی توانستم آرام بگیرم و ناظر این صحنه بازیگری و اعمال زشت و دروغ ها و تهمت های بی جا گردم؛ یکی دیدم اگر سکوت کنم و... مورد لعنت خدای متعال واقع خواهم شد که در حدیث است: «اذا ظهرت البِدَع فَلِلعالِم اَن یظهَر عِلمَه و اِذا کَتَمَ فَعَلیه لعنة الله».
جهت ثانی مقام سیادت بود که غیرت هاشمیّت و جوش سیادت، درونم را می گداخت. البته تا آن جا که وظیفه داشتم، در منابر بزرگ و مجالس مهم در حل شبهات و تثبیت عقاید و در رفع اباطیل آن ها کوشیدم... ولی خیلی میل داشتم مستقلاً کتابی بر ردّ دروغ پردازی های آن ها بنویسم، متأسفانه گرفتار کسالت ممتدی گردیدم، و سالی را در بیمارستان ها بسر بردم و قوای خود را از دست دادم. پزشکان هم دستور استراحت کامل و ترک گفتار و نوشتار دادند. روزی در بستر بیماری پس از فکر بسیار متوجه شدم، شاید خلاصه جواب شبهه ها در مجلات و روزنامه هایی که مناظرات شب های پیشاور را منتشر کرده اند، باشد. بهتر آن دیدم که این نوشته ها را چاپ کنم که به شکل همین کتاب عرضه شده است.
یکی از مزایای این کتاب، استناد به اخبار مورد قبول اهل سنت و از کتاب های معتبر آن ها است.
این کتاب، برای مبلغان درس آموز است. بالاخص اینکه نویسنده در پاسخ سؤالات مطرح شده، تنها از قرآن کریم و منابع معتبر اهل سنت کمک می گیرد و به ندرت به منابع شیعه نظر دارد.
نویسنده در ابتدای کتاب این تذکر را بیان کرده است که: «چون نشر این کتاب برای فهمیدن و درک حقایق و قضاوت به حق نمودن است، لازم است با دقت و توجه کامل از اول تا آخر آن مطالعه شود. زیرا مطالب آن مانند حلقه های زنجیر به هم متصل است. هر فردی که با نظر انصاف این کتاب را مطالعه نماید، گذشته از آن که بیدار می گردد، شبهات بسیاری برای او حل می شود و در مقابل تشکیکات واهی قدرت پاسخگویی می یابد.»
عمده مطالب این اثر ظهور حقیقت ولایت و جلوه مقام امامت است. ولی از آنجا که بحث طرفینی می باشد، سؤالاتی خارج از بحث ولایت و امامت نیز مطرح گشته است که خود حائز اهمیت است، اما به لحاظ اهمیت بحث ولایت و امامت این دو را مقدم می داریم.


نمونه ها :
در پاسخ اشکالی که به مذهب شیعه می شود و آن را منسوب به یک نفر یهودی و بعد از خلافت عثمان می دانند، بیانات شیرین و مستدل نویسنده، هر جوینده حقیقت را به وجد می آورد.
ایشان ابتدا، معنای لغوی شیعه را بیان می کند به این که در قاموس اللغة فیروزآبادی در این مورد گفته شده است که: «و قد غلب هذاالاسم علی مَن یَتولی علیا و اهلبیته حتّی صار اسما لهم خاصا»، بعد به آیه ای از قرآن استدلال می کند و شأن نزول آیه را که در مورد حضرت علی و شیعیان اوست، از کتب معتبر اهل سنت نقل می نماید.
قرآن کریم می فرماید: ««ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خیر البریة»...
1 ـ حافظ ابو نعیم اصفهانی، احمد بن عبد الله ـ صاحب کتاب ده جلدی (حلیة الاولیاء) که از مفاخر اهل سنت، و مورد وثوق ایشان است ـ از ابن عباس روایت می کند، چون این آیه نازل شد، رسول خدا خطاب به علی بن ابی طالب فرمود: «یا علی هو، انت و شیعتک تأتی انت و شیعتک یوم القیامة راضین مرضیین.»
2ـ جلال الدین سیولی از ابوالقاسم علی بن الحسن، معروف به ابن عساکر دمشقی ـ که محل وثوق علمای اهل سنت است ـ از جابر بن عبد الله ـ که از کبار صحابه پیامبر صلی الله علیه و آله بوده است ـ نقل می نماید که گفت: «در خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله بودیم که علی بن ابی طالب علیه السلام وارد شد، پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: والذی نفسی بیده ان هذا و شیعته لهم الفائزون یوم القیامة فنزل انّ الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خیر البریّة»
در صلوات بر محمد و آل محمد اشکال می کنند که صلوات خاص پیامبر است و آل او مشمول آن نیستند.
در منابع معتبر اهل سنت از جمله صحیح بخاری، ج 3 و صحیح مسلم ج 1 و سلیمان بلخی حنفی در ینابیع الموده و ابن حجر در صواعق از کعب بن عجزه نقل می کنند که چون آیه «ان الله و ملائکته یصلون علی النبی......» نازل گردید عرض کردیم: «یا رسول الله: طریقه سلام را دانستیم اما کیف نصلی علیک؟» در جواب فرمودند: بگویید: «اللهم صل علی محمد و آل محمد.» در روایات دیگر آمده «کما صلیت علی ابراهیم و آل ابراهیم انک حمید مجید.»
این که علی علیه السلام فاروق بین حق و باطل است، خود دلیل بر ابطال خلافت خلفاء ثلاث است، زیرا که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «ستکون من بعدی فتنة فاذا کان ذلک فالزموا علی بن ابیطالب انّه اول من یرانی و اول من یصافحنی یوم
القیامة و هو معی فی السماء العلیا و هوالفاروق بین الحق و الباطل.»
و همچنین به سند از بزرگان اهل سنت: محمد بن طلحه شافعی در مطالب السؤل، طبری در کبیر، بیهقی در سنن و ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه از ابن عباس، سلمان، ابی ذر و حذیفه نقل می نمایند که رسول اکرم صلی الله علیه و آله با دست اشاره به علی بن ابی طالب نمود و فرمود: «ان هذا اول من آمن بی و اول من یصافحنی یوم القیامة و هذا الصدیق الاکبر و هذا فاروق هذه الامة یفرق بین الحق و الباطل»
و باز هم به اسناد معتبر از اهل سنت که پیامبر فرمود: «علی مع الحق و الحق مع علی یدور حیث دار» و ایضا ـ «علی مع الحق و الحق مع علی یمیل مع الحق کیف مال»
و نیز فرمود: «یا معشر الانصار الا ادلکم علی ما ان تمسکتم به لن تضلوا بعده ابدا قالوا بلی یا رسول الله قال هذا علی فاحبّوه بحُبّی و اکرِموه بکرامتی فانّ جبرئیل امرنی بالذی قلت لکم من الله عز و جل»


منبع :  ماهنامه مبلغان ، شماره 11