شنبه, 24 خرداد 1393 ساعت 13:30
خواندن 2042 دفعه

نقش شاهان اوده در گسترش تشیع - سید منظرعباس رضوی

چکیده :

عوامل مختلفی در گسترش تشیع در منطقه بسیار مهم اوده هند نقش داشته اند. شاهان و حاکمان یکی از این عوامل به شمار می آمدند. جایگاه شاهان در هر منطقه بسیار اثربخش بود؛ زیرا آنان با استفاده از موقعیت و نفوذ سیاسی از یک سو و برقراری روابط مناسب با اندیشه ورزان و دادن جایگاه به عالمان و قشرهای فرهنگی، می توانستند گام های بزرگی در زمینه توسعه دانش و فرهنگ هر گروه و یا پیروان هر دین و مذهب بردارند.
این نوشتار، به نقش برجسته و ماندگار شاهان اوده هند، در زمینه گسترش تشیع می پردازد تا پیشینه تاریخی نفوذ و اقتدار عالمان و فرهیختگان شیعه آشکار گردد. فعالیتهای فرهنگی مانند کمک به فقیران و غریبان، از مهم ترین اقدامات آنان بود که جذب مذهب تشیع در این طبقات را سبب گردید. هم چنین ساختن امام باره (حسینیه) و ارایه خدمات به حوزه های علمیه، از کارهای بایسته این شاهان بود که در این جستار به آن پرداخته می شود.


مقدمه :
شاهان اوده در رشد تشیع نقش بسیار مهمی داشتند. آنها کارهای اجتماعی و فرهنگی انجام دادند. در زمان قدیم، برای گسترش و تبلیغ مذهب حق، عزاداری امام حسین(علیه السلام) ابزار مهمی به شمار می رفت. شاهان اوده این عزاداری را بسیار گسترش دادند و پول فراوان صرف می کردند تا مردم به تشیع مایل شوند. آنها حسینیه ها و مساجد ساختند که از مراکز علمی و فرهنگی به شمار می رفت و از آن  جا، علوم اهل بیت(علیهم السلام) به دیگران رسانده می-شد. شاهان هم چنین مدارس دینی تشکیل دادند و برای آنها امکانات رفاهی فراهم کردند و برای طلبه ها مقرری تعیین نمودند؛ آنها کتاب خانه به وجود آوردند و به علما تا حد امکان کمک می کردند. وقتی طللبه ها از حوزه علمیه فارغ  التحصیل می شدند، به مناطق مختلف می  رفتند و به تبلیغ تشیع و گسترش مراکز علمی می پرداختند و شاهان اوده به آنها کمک می کردند.


نقش شاهان اوده در گسترش تشیع عبارتند از:
الف. اقدامات فرهنگی :
در صده هیجدهم ، شیرازه مغول پراکنده شد و قدرت مغول ها کاهش یافت. اکثر صوبه داران اعلام خودمختاری کردند و مستقل شدند و رابطه آنها با دهلی قطع گشت. صوبه اوده از مهم ترین صوبه های هند بود. در اوده سعادت خان برهان  الملک حکم  رانی می کرد.
در زمان شجاع الدوله و آصف الدوله، مردم از دهلی به اوده مهاجرت می کردند، در میان آن مهاجران، تاجر، عالم و شاعر نیز بودند. حکم  ران اوده همه طبقات را پناه می داد و با آنها روابط خوبی داشت. به همین سبب، همه عافیت و امنیت و زمینه پیشرفت خود را در اوده می  دیدند. مهاجرت از طبقات مختلف، سبب شد که فیض آباد و لکنهو به اوج شکوفایی رسد و رونق دهلی کم رنگ شود. شجاع الدوله و آصف  الدوله پول های فراوان برای مردم خرج میکردند. عبدالحکیم شرر می نویسد خزانه آصف الدوله و شجاع الدوله روی هر کس باز بود.
میرزاجعفرعلی فصیح در زمان آصف الدوله از دهلی به لکنهو آمد و به میر ضمیر معروف شد. آصف الدوله به او اهمیت خاص می داد. میرضمیر مرثیه گو بود و درباره اهل بیت(علیهم السلام) اشعار زیادی گفت و به تشیع خدمت کرد. رجب علی بیگ (متوفای 1829)، نویسنده فسانه عجایب، نیز از دهلی به لکنهو آمد و واجدعلی شاه ماهانه به او پنجاه روپیه می داد. وی پنج کتاب را به رشته تحریر درآورد.
شجاع  الدوله همیشه به هنرمندان و علما عزت و اهمیت می داد. بعد از تباهی دهلی، تمام اهل علم، هنرمندان و تاجران، به فیض آباد مهاجرت کردند. فیض  آباد از لحاظ علمی - فرهنگی به درجه ای رسید که در آن زمان هیچ منطقه  ای با آن قابل مقایسه نبود.
از میان مهاجران، میرمظفر حسین نیز عالم و شاعر بود. وی در زمان آصف الدوله به لکنهو آمد و از زبان و قلم برای تبلیغ استفاده کرد. آصف  الدوله به او اهمیت خاص می داد. او در ماه محرم مرثیه میخواند و سخن رانی می-کرد، اما بیشتر به شاعری معروف است.
وقتی پادشاه کشمیر به مسلمانان ظلم می کرد مسلمان  های کشمیر به لکنهو پیغام فرستاند که پادشاه کشمیر ظالم است و از او کمک خواستند. امجدعلی شاه گفت: {کشمیر دور است. شما به اوده مهاجرت کنید تا در هر زمینه به شما کمک کنم.} مسلمانان زیادی از کشمیر به اوده مهاجرت کردند. امجدعلی شاه برای آنها ساختمان بنا کرد و تمام امکانات را فراهم نمود. امروز آن منطقه به نام محله کشمیری معروف است؛ منطقه ای که همه ساکنان آن شیعه هستند. این کار اجتماعی امجدعلی شاه، هزاران نفر را به مذهب تشیع درآورد. اکنون سؤال این است که چرا مسلمانان کشمیر از امجدعلی شاه کمک خواستند، حال آن که دهلی، به پنجاب و مناطق دیگر کشمیر نزدیک بود؟ شاید یک وجه این بود که آنها می دانستند که فرمان روای اوده کسی را ناامید نخواهد کرد. سخاوت، هم دلی و کمک شاهان اوده بین مردم مشهور بود.
در زمان آصف الدوله، مردم از هر دین و مذهب، عزاداری و تعزیه برپا میکردند. در ماه محرم، نماینده کمپانی شرقی برای دیدار از مجالس عزا و تعزیه، از کلکته به پایتخت اوده (لکنهو) می  آمد و آصف الدوله خودش با لباس سیاه از او استقبال می کرد.
شاهان اوده در ماه محرم ، به نام ائمه اطهار(علیهم السلام) به فقرا و غربا غذا و پول می دادند. در اوده همه عزادری می-کردند که ابزاری مهم برای تبلیغ بود . آصف  الدوله به مجالس عزا می رفت و پول فراوان به عزاداران و تعزیه داران می  داد. وی به نسبت مسلمانان، به هندوها و به نسبت شیعیان، به سنیان پول، نقره و طلای بسیار عطا می کرد. مرثیه گویان و شاعران اهل بیت(علیهم السلام) را بسیار عزیز می داشت و برای آنها پول فراوان صرف می کرد؛ چون آنها در آن زمان، همان مبلغ بودند.
عزاداری، مهم  ترین کار فرهنگی شاهان اوده برای گسترش تشیع بود. در مهم  ترین مرکز عزاداری، یعنی اوده، فقط شیعیان عزاداری نمی  کردند. بلکه عزاداری به همه طبقات تعلق داشت. شاهان اوده ماه محرم را تعطیل رسمی اعلام کردند.
ساخت امام  باره(حسینیه) نیز از فیض آباد شروع شد. اولین امام باره را خانم صفدر جنگ جهان بیگم بنا کرد. این امام باره هنوز وجود دارد. دومین امام  باره را خانم شجاع الدوله بهو بیگم بنا کرد. این امام باره نیز هنوز باقی است. تمام کارهای مذهبی در این امام باره ها شکل می گرفت.
نواب شجاع الدوله نیز به عزاداری خیلی عقیده داشت. اگر در ماه محرم جنگی پیش می آمد، وی جنگ را متوقف می کرد و در خیام  های فوج، مجلس عزا بر پا می ساخت و تمام لشکریان عزاداری می کردند. در سال 1176 قمری جنگ پانی پت پیش آمد. شجاع  الدوله در میدان جنگ بود. او لباس سیاه پوشید، علم امام حسین (علیه السلام) را بر دوش گرفت و سر و پا برهنه از خیمه شاه، هم راه عزاداران به مجلس عزا رفت. سیدغلام علی این طور نقل میکند:
 سیه  پوش شدن نواب والا قدر است در محرم  الحرام و گذشتن با جامعه سیه پوشان از پیش در خانه پادشاهی به این هیأت که هر یک از آنها سر و پا برهنه علم بر دوش گرفته و به سر و سینه می زد و نواب هم به همین صورت، شریک حالشان بود.
بعد از شجاع الدوله، آصف الدوله پایتخت اوده را از فیض آباد به لکنهو منتقل کرد. به همین سبب، تمام شوکت و رونق عزاداری، از فیض  آباد به لکنهو منتقل شد. در فیض آباد مادر آصف الدوله بهو بیگم، باقی ماند؛ به همین سبب، عزاداری در فیض آباد کم رنگ نشد، ولی در لکنهو و اطراف آن بسیار رونق گرفت.
هندوها نیز تعزیه داری می کردند و وقتی به(حسینه ها) می رسیدند، سر را مؤدبانه خم می  کردند و هم  راه شیعیان بر فرش عزا می  نشستند. مسیحی ها و مجوسی ها نیز پا برهنه و سر برهنه در مجلس عزا شرکت می کردند. خانم خیرات حسین می نویسد:
خادم من مجوسی بود لکن در ماه محرم  الحرام، چهل روپیه (پول) برای عزاداری خرج می-کرد؛ مثل مسلمانان از اول محرم  الحرام تا روز عاشورا سوگ واری امام حسین(علیه السلام) می کرد.
تمام شاهان اوده به عزاداری اهمیت بسیار می دادند، ولی سعادت علی خان در این زمینه ممتاز بود؛ زیرا پیش از او فقط دهه اول محرم عزاداری بر پا می  شد، ولی از زمان وی، تا چهلم ادامه داشت. در زمان غازی الدین حیدر، عزاداری بسیار شکوفا شد او در لکنهو حرمی شبیه روضه امام علی(علیه السلام) به نام {شاه نجف} ساخت و به کمپانی شرقی برای عزاداری پول زیاد داد تا بعد از وی همیشه در نجف اشرف عزاداری ادامه داشته باشد. آن پول هنگفت اکنون موجود است و در شاه نجف، از همان پول خرج عزاداری می شود.
سلطان عالم واجد علی شاه اختر، آخرین تاج دار اوده، خود مرثیه خوان بود و به عزاداری بسیار عقیده داشت. وی عزاخانه ای به نام {قصرالعزا} ساخت. عزاداری فقط به فیض آباد و لکنهو محدود نبود، بلکه خارج از این دو مرکز نیز مقبول خاص و عام بود. در اوده منطقه  ای نبود که در آن عزاداری برپا نشود؛ چون در این منطقه جاگیرداران شیعه وجود داشتند و از لحاظ مسافت، به لکنهو نزدیک بودند.
گسترش تشیع در هند است، مدیون مراسم سوگ  واری برای سیدالشهدا است. حسینیه های فراوانی که به نام امام باره ساخته می شود، گاه بیش از مساجد است یا لازم و ملزوم یک  دیگرند؛ یعنی هر جا حسینیه است مسجد هم وجود دارد.
شهر لکنهو پایتخت شاهان اوده، امتیاز خاصی دارد. در زمان گذشته به آن شهر باغات گفته می شد؛ زیرا باغ-های فراوانی داشت، ولی اگر به لکنهو شهر حسینیه  ها (امام باره) گفته شود نیز اشتباه نیست؛ زیرا در هر محله ای، دو تا چهار حسینیه بزرگ وجود دارد. در بعضی از حسینیه  ها قبوری دیده می شود؛ چون کسانی که در ساخت و تعمیر نقش داشته اند، وصیت کرده  اند که آنها را در حسینیه دفن کنند؛ مانند قبر آصف  الدوله یا قبر غازی  الدین حیدر در حسینیه شاه نجف اشرف و یا قبر امجدعلی  شاه در چهوئا.
2.
 امام   باره آصفی
این حسینیه از لحاظ بزرگی و زیبایی شهرت دارد. این امام  باره را آصف الدوله ساخت و در کنار آن رومی گیت(درب بزرگ) را بنا کرد. امام  باره آصف الدوله 163 فوت طول، 53 فوت عرض و 50 فوت ارتفاع دارد. دیوارها شانزده فوت است؛ ساختمانی بدون آهن و چوب. بالای حسینیه آصفی سه طبقه بهول بهلیا(مکان های دیدنی) است که 489 درب دارد. اگر کسی در این مکان ها داخل شود، بدون راه  نما نمی تواند بیرون بیاید. نزدیک حسینیه آصف الدوله، چهوئا امام  باره(حسینیه کوچک) است که امجدعلی شاه آن را بنا کرد و از لحاظ زیبایی بی نظیر است. جهان گردان زیادی برای تماشای این ساختمان  ها به آن  جا می  آیند. یکی از جهانگردان اروپایی، با دیدن حسینیه آصفی از روی تعجب گفت:
 من بهتر از حسینیه آصفی تا حالا هیچ ساختمانی ندیده  ام. در این ساختمان چقدر تنوع، نفاست و زیبایی است و محکم است، تمام اصول تناسب در این موجود است.
در شهر لکنهو دوازده حسینیه بزرگ و معروف وجود دارد. حسینیه های کوچک نیز بسیار است که شاه  کار معماری اسلامی را در آن زمان نشان می  دهد. بعضی از حسینیه   ها را پیروان مذاهب دیگر ساخته  اند؛ مانند امام  باره راجه چهاولال در سال 1229 قمری. یا امام  در باره ولایتی، زن نصیرالدین شاه که فردی غیر مسلمان بود ولی بچه-های او شیعه شدند.
شبیه  سازی حرم های ائمه اطهار(علیهم السلام) و مساجد مانند مسجد کوفه یا حرم امیرالمؤمنین(علیه السلام) در زمان شاهان اوده با مهارت های بسیاری صورت گرفت؛ به طوری که کوچک ترین اختلافی بین مکان اصلی با مکان شبیه سازی شده وجود ندارد. این مکان ها محترم هستند. مردم از تمام فرق و مذاهب در آن جا سر ارادت خم می کنند. این کارها در رشد تشیع بسیار مؤثر بود. در زمان شاهان اوده مدارس زیادی ساخته شد؛ مانند سلطان المدارس و مدرسه سلطانیه که در آنها علوم اهل بیت(علیهم السلام) تدریس می شود. نصیرالدین در چوک لکنهو بیمارستانی تأسیس کرد که در آن خدمات رایگان به بیماران عرضه می شود و دارای پزشکان حاذقی است؛ هم چنین مکان خیریه ای ساخت که به افراد بی خانمان، نابینا یا بی وارث و مددکار، خدمات رایگان عرضه می کرد. به افراد بیمار پس از بهبود و ترخیص از بیمارستان، به اندازه ای پول داده می شد که او می توانست زندگی خودش را به راحتی ادامه دهد.
ب) خدمات به حوزه های علمیه :
شیعه در هند، دارای تاریخ دیرینه ای است و در هر دوره افراد برجسته ای وجود داشته اند. لذا می توان گفت که شیعیان هند در دفاع از مکتب اهل بیت(علیهم السلام) با شیعیان جهان هم راهی کرده اند و حکومت های آنها دانش دوست و دانش پرور بوده اند. بعد از تشکیل دولت تشیع در اوده، علما و پادشاهان به این فکر افتادند که برای حفظ آداب و معارف شیعه باید مراکزی باشند که شیعیان را از معرکه استکبار و استعمار سالم نگه دارد. لذا علما با حمایت و کمک پادشاهان، مراکز فرهنگی و آموزشی تأسیس نمودند. این مراکز در نشر فرهنگ و تمدن اسلامی نقش مهمی داشتند. مراکز آموزشی و مدارس علمیه شیعیان بیشتر در لکنهو بود و در شهرهای دیگر نیز مراکز فرهنگی و آموزشی تأسیس شد. در آن زمان، ساخت و ساز و امکانات اوده در درجه بالایی قرار داشت و این مراکز با حمایت حاکمان اوده، پیش رفت می کرد و تمام مخارج به عهده پادشاهان بود و آنها برای دیدار از آن مراکز شخصاً می آمدند و کمک و حمایت می کردند.
همان طور که گفته شد، مدرسه سلطان المدارس و سلطانیه، اولین و بزرگ ترین حوزه علمیه در اوده، با حمایت و کمک پادشاهان تأسیس گشت و مدرسه ناظمیه و غیره نیز بنا شد.
ج) کمک به عالمان :
سال 1188قمری شیعیان در شمال هند کاملاً از تقیه بیرون آمدند. آنها طبق احکام و اصول و فروع خود عمل می کردند. مدارس شیعی نیز در آن زمان به وجود آمد. همان کارهایی که شاه اسماعیل صفوی در ایران انجام داد، آصف الدوله در اوده انجام داد. این اولین بار بود که شیعیان در شمال هند تشخص یافتند و رسماً شناخته شدند. این کارها را دلدار علی، با کمک آصف الدوله و وزیرش سرافرازالدوله انجام داد.
برخی از پادشاهان اوده، زمام حکومت را به عالم زمان خویش می سپردند. از تاریخ استفاده می شود که اگر کوشش های این فرمان روایان نبود، نامی از مذهب شیعه در هند باقی نمی ماند؛ زیرا فرقه های فراوانی در هند مانند صوفیان، وهابیان، ناصبیان و غیره، می کوشیدند تا تشیع را از هند بردارند. این پادشاهان در راه دین و نشر معارف اهل بیت(علیهم السلام) طلا و نقره و اموال فراوان خرج کردند. آنها فقط شیعه و مدافع مذهب اهل بیت(علیهم السلام) نبودند، بلکه مردمی عادل و سخاوت مند به شمار می رفتند و با غریبان و مساکین بسیار مهربان بودند و علما در کارهای آنها شرکت داشتند. شاهان اوده به علمای شیعی به شدت محبت می ورزیدند. لذا لکنهو پایتخت مملکت اوده، مرکز تشیع بود و علما، ادبا، فلاسفه و شعرای زیادی در آن جا وجود داشت.
غفرانمآب و شاگردان او، با کمک آصف الدوله و سرافرازالدوله، به نجف اشرف رفتند. وی بعد از تحصیل علوم دینی، به هند بازگشت و تشیع را در هند گسترش داد و نقش بسیار مؤثری در راه توسعه تشیع در شمال هند داشت. در دوره محمدعلی شاه (1258 - 1274 ق) در اوده قوانین شیعی، جانشین قوانین حنفی در محاکم شرع گردید. سیدامجد علی شاه بسیار مذهبی و دین دار بود. در زمان او، عنان سلطنت در دست دو عالم شیعه به-نام های سلطان العلما سیدمحمد مجتهد و سیدالعلما سیدحسین مجتهد بود.
غازی الدین نیز فکر کرد که حکومت در دست او جایز نیست و باید مجتهد عنان حکومت را در دست گیرد. لذا سلطنت را به سیدمحمد مجتهد واگذار کرد و گفت: {شما مجتهد زمان ما هستید و بیشتر اهلیت دارید که بر ما حکومت کنید.} سیدمحمد نیز تخت و تاج شاهی را به او واگذار کرد و گفت: {طوری حکومت کن که اسلام می-خواهد.} این طور دولت اوده در حدود شرع درآمد.
تاج گذاری شاهان اوده به دست سیدمحمد بود. وقتی امجدعلی شاه فرمان روای اوده شد، به سیدمحمد مجتهد گفت: { حق حکومت بیشتر با شماست.} سیدمحمد مجتهد به او گفت: {شما به اعتبار نیابت و جانشینی من حکومت کن.} در این زمان فروختن شراب ممنوع شد. این اولین بار بود که در قلمرو اوده، مغازه های شراب فروشی بسته شد و برای زن های فاحشه، حکم کردند که با اشخاص صالح ازدواج کنند و از کارهای انحرافی توبه نمایند.
شاهان اوده به علما و مبلغان شیعه کاملاً کمک می کردند. مانند غفرانمآب به مناطق مختلف مبلّغ می فرستاد؛ برای مثال، مولانا عبدالعلی و فرزندش به فیض آباد، میرزا اسماعیل به حیدرآباد دکن، مولوی عبادت حسین به امروه و سبحان علی خان به الله آباد رفتند. اینها در مناطق خود مرکز علمی دایر کردند. این کارها در زمان آصف-الدوله(1188 -1212ق) انجام شد.
برخی از علما نیز برای کمک به شاهان اوده، از کشورهای مختلف به هند مهاجرت کردند؛ مانند شیخ محمدمهدی استرآبادی که در سال 1240 عازم هند شد و غازی الدین حیدر از او استقبال کرد. وی شهر لکنهو را مسکن خویش قرار داد و در همان جا وفات یافت او مرجع تقلید هند بود و رهبری می کرد. وی تمام عمر را در تألیف و پرورش طلاب صرف نمود. او بیست کتاب در علوم مختلف نوشت.
مولانا یمنی نیز که متولد یمن بود، پس از اخذ کمالات علمی به هند آمد و شهر کلکته را محل سکونت خود قرار داد. سپس به بنارس رفت و همان جا وفات یافت. چون آب و هوای کلکته با طبع وی ناسازگار بود، به دربار غازی الدین حیدر پناه برد. او عالم برجسته ای به شمار می آمد و در ابتدا تحت تعلیم پدر بزرگ وار خود بود؛ لغت و ادب را در محضر استاد محسن بن عیسی و بهاء الدین فرا گرفت و فقه شافعی را از شیخ علی بن یحیی یمانی آموخت. وی چهارده کتاب نوشت.


نتیجه :
محمدامین برهان الملک بنیان گذار دولت اوده است. شاهان اوده فرهنگ تشیع را فروغ دادند؛ به ویژه آصف-الدوله در شهر لکنهو، کارهایی انجام داد که هم اکنون جهانیان به آن توجه دارند؛ مانند ساخت حسینیه آصف الدوله که از عجایب عالم به شمار می رود. لکنهو از لحاظ فرهنگ و تمدن شیعی، بر شهرهای هند برتری دارد؛ زیرا این شهر بعد از شجاع الدوله، پایتخت دولت شاهان اوده بود و بیشتر مراکز علمی و فرهنگی شیعی در آن وجود داشتند و علمای قدیم در همین شهر زندگی می کردند. یکی از ویژگی های شاهان اوده این است که آنها عزاداری را در اوده به اوج رساندند. همه مردم هر مذهب و ملت، عزاداری می کردند. و شاهان اوده به علمای شیعه و مراکز علمی و فرهنگی شیعی کمک می نمودند. آنان مدارس علمی ساختند. این کارها سبب شدند تا تشیع در اوده گسترش یابد.
کمپانی شرق در هند یکی از مشکلات دردسر ساز بود. شجاع الدوله دو بار با آن جنگید، ولی شکست خورد. بعد از این نوابین اوده با رضایت کمپانی تعیین می شدند. در زمان واجدعلی شاه، کمپانی می خواست با زور بر اوده غلبه یابد. واجدعلی شاه در کلکته بود و بین اوده و کمپانی جنگ شروع شد. اوده در این جنگ شکست خورد و بعد از این، کمپانی تمام اوده را به تصرف خود در آورد و اسم آن را عوض کرد و آن را اتراپردیش نامید.


منابع :
1. اشرفی، لطایف اشرفی، ج 2، خطی.
2.
 آغامهدی رحمت الله، شیعون پرکیاگذری، کراچی، سال 1970.
3.
 تصدق حسین، لکنهو کی دو تاریخی امام بادی، چاپ استقلال، لکنهو، سال 1951.
4.
 تهرانی، آقابزرگ، الذریعه، چاپ دوم، انتشارات اسماعیلیان، قم، 1408 ق.
5.
 خان بهادر، علی حسن، تذکره صبح گلشن، ج 9، کلکته، 1295 ق.
6.
 سیدعلی، عمادالسعادت، نظام پر لکنهو، 61945.
7.
 شرر، عبدالحلیم، گذشته لکنهو، نولکشور لکنهو، 61921.
8.
 مسز، خیرات حسین، تنویر امامت، نوالکشور لکنهو، 61832.
9.
 منشی، فیض بخش، تاریخ فرح بخش، نوالکشور لکنهو، 61931.
10.
 نجم الغنی، تاریخ اوده، ج5، نولکشور لکنهو، 61923.
11.
 هادی، حسین علی، لکنهو کی عزاداری، نوالکشور لکنهو، 61979.

 

دانلود گزارش

 

منبع : سخن تاریخ

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن