جمعه, 23 خرداد 1393 ساعت 07:30
خواندن 1415 دفعه

کتاب شناسی دلائل الصدق از محمد حسن مظفر - 1376ق - عباسعلی مردی

چکیده :

سال ها پس از آن که علامه حلی (726ق) نهج الحق را در باب امامت نوشت، فضل بن روزبهان در رد آن، کتابی با عنوان ابطال نهج الباطل نگاشت و در کتاب خود ساحت مناظره را به جدل آمیخت و با الفاظی زشت و دلایلی باطل نهج الحق را مورد حمله قرار داد. آن گاه برخی از علمای شیعه به دفاع از نهج الحق برخاستند که دلائل الصدق از آن جمله است.

در این نوشتار ضمن معرفی نهج الحق و غوری در کتاب ابن روزبهان، به معرفی ردیه های ابطال نهج الباطل پرداخته شده و از آن میان دلائل الصدق به تفصیل معرفی شده است.

در معرفی دلائل الصدق ـ که نقد بخش اصول دین کتاب ابن روزبهان است ـ با نگاهی به محتوای آن، نسخه ها، چاپ ها و ترجمه های آن شناسانده شده اند.

مؤلف دلائل الصدق :

محمد حسن بن محمد بن عبدالله بن محمد بن احمد مظفر صیمری نجفى، متکلم، شاعر و عالم شیعی (نجف 12 صفر 1301ق ـ بغداد 23 ربیع الاول 1375ق) در نجف تحصیل کرد و از اساتیدی چون شیخ محمد کاظم خراسانی، شیخ الشریعه اصفهانی، سید محمد کاظم طباطبایی و شیخ علی بن شیخ باقر جواهری بهره برد. علما او را به صداقت، پاکی نفس، راستگویی و... ستوده اند. ایشان به جز یک بار که در سال 1368ق به ایران برای زیارت امام ثامن الحجج آمد، از عراق خارج نشد.

از او آثار قلمی بسیاری به جا مانده که عناوین برخی از آن ها چنین است:

دلائل الصدق لنهج الحق؛

شرح القواعد، (شرح قواعد الاحکام علامه حلی) ؛

الإفصاح عن أحوال رجال الصحاح؛

شرح کفایة الأصول ؛

حاشیه بر عروة الوثقی؛

رساله در فروع علم اجمالی؛

وجیزة المسائل، (رساله عملیه)؛

حاشیه بر رساله سید ابو الحسن اصفهانی؛

حاشیه بر مناسک حج سید ابو الحسن اصفهانی؛

حاشیه بر رساله عملیه شیخ عبد الحسین مبارک؛

دیوان شعر و... .

این نوشتار تلاش دارد از میان این آثار به معرفی دلائل الصدق بپردازد و ماجرایی را که به نوشتن آن انجامیده است باز گوید.

آغاز تألیف کتاب دلائل الصدق به حدود هفت قرن پیش می رسد؛ زمانی که علّامه حلی با دو کتاب نهج الحق و کشف الصدق و منهاج الکرامة به حضور سلطان محمد خدابنده رسید و نهج الحق را در اثبات امامت و سیره و روش امیرالمؤمنین علیه السلام و تبیین به سلطان اولجایتو اهدا کرد.

نهج الحق، نخستین بنای دلائل الصدق

پس از وفات غازان، خان مغول، در سال 703ق، اولجايتو که از مادری مسیحی به دنیا آمده و کیش مسیحیت را اختیار کرده بود، به حكومت رسيد. اولجايتو با دخترى مسلمان ازدواج كرد و همين ازدواج باعث شد توسط همسرش مسلمان شود. وی پس از مسلمان شدن، نام خود را به «سلطان محمد خدابنده» تغيير داد.

به دلیل نفوذ علماى حنفى در آن روزگار، شاه نيز مذهب حنفى را اختيار كرد. علماى حنفى این فرصت را مغتنم شمرده و به ترويج مذهب حنفى پرداختند و در اين راه از هيچ كارى ـ حتی آزار و اذيت علماى فرقه هاى ديگر ـ فروگذار نكردند.

زمانى كه خواجه عبدالملك مراغى شافعى، با تلاش وزير شافعى مذهب شاه، قاضى القضات ايران شد، درگيرى بين مذاهب حنفيه و شافعيه به اوج خود رسيد؛ تا جايى كه فرقه ها به جاى بحث منطقى، شروع به افشاگرى از يكديگر كردند و به هر نحو ممكن، قصد مخدوش کردن جلوة طرف مقابل را داشتند. اين امر تا اهانت به اصل اسلام و دل سردى مردم از این دین مبین پيش رفت.

بروز چنين مناظر اسف انگيزی باعث شد که اميران مغول از مسلمان شدن خود پشيمان شده و به مرور دست از اسلام كشيده و به دين اجداد خود باز گردند و اين رجعت، هر روز فزونى و سرعت مى گرفت.

سلطان محمد خدابنده هم كه اوضاع را چنين ديد، از مذهب حنفيه دست برداشت و تا سه سال ـ علی رغم اعتقادش به اسلام ـ مذهب ديگرى انتخاب نكرد و در تحيّر به سر برد.

بالاخره يكى از اميران سلطان، پيشنهاد مذهب تشيع را به شاه نمود. سلطان محمد كه تمام فرقه ها را مانند همديگر مى پنداشت، سخن او را رد كرد. امير كه با نرمى و مدارا، سعى در هدايت شاه داشت، دلسرد نشد و پس از تلاش فراوان، سلطان محمد كه نام و آوازه علامه حلى رحمت الله علیه را شنيده بود، از او خواست كتابى برايش بنويسد و در آن ادله عقلى و نقلى شيعه را بيان كند.

علامه نيز در پاسخ به درخواست سلطان محمد خدابنده كتاب نهج الحق و كشف الصدق را تأليف كرد و آن را با کتاب منهاج الكرامه به سلطان اهدا کرد.

این کار باعث شد تا علامه در مقر حکومت اقامت کند. پس از استقرار ایشان در مقر حكومت، باب مناظره براى كشف حق بين او و خواجه نظام  الدين مراغى قاضى القضات باز شد. سلطان محمد نيز هر روز در محل جلسات حاضر مى شد و با دقت نتيجه مناظرات را پى گيرى مى كرد. نتيجة مناظرات علامه حلى رحمت الله علیه با قاضى القضات، تشيع سلطان محمد خدابنده و تمام اميران مغول بود.

پس از تشيع سلطان، در تمام كشور اعلام شد که همه در انتخاب مذهب آزادند و هيچ اجبارى بر مذهبى خاص وجود ندارد.

بدين سان شاه مغول، يكى از مروّجين تشيع شد و دو مدرسه ساخت و رياست آن ها را به علامه واگذار کرد.

علامه در مقدمه می  گوید که برای وصول به ثواب الهی و انجام وظیفه، این کتاب را می نویسد و ثواب تألیف آن را به سلطان هدیه می کند.

در این کتاب، هشت مسأله به بحث گذاشته شده است: مسأله اول در ادراك؛ مسأله دوم در نظر و فكر؛ مسأله سوم در صفات خداوند؛ مسأله چهارم در نبوت؛ مسأله پنجم در امامت كه اكثر حجم كتاب را در برگرفته؛ مسأله ششم در معاد؛ مسأله هفتم در اصول فقه؛ مسأله هشتم در مسائل فقهى كه نظر اهل سنت با قرآن و سنت نبوى مخالف است. علامه در اين قسمت ابتدا نظر فرقه هاى مختلف را ذكر نموده، سپس نظر شيعه را با ارائه دليل از روايات اهل سنت اثبات كرده است. وی مسألة هشتم كتاب را بر اساس ابواب فقه فصل بندى كرده است.

ویژگی نهج الحق احتجاجی بودن آن است؛ به طوری که علامه، پس از ذکر هر مسئله، نظر فرق دیگر را با احترام و ادب نقل و آن گاه مؤدبانه و متقن رد می کند.

کتاب نهج الحق بارها چاپ شده که تحقیق عین الله حسنی ارموی با مقدمة مرحوم آیة الله سید رضا صدر[1] جدیدترین آن هاست. این کتاب همچنین ترجمه های مختلفی به خود دیده است؛ از جمله: ترجمة مولى محمد تقى شمس شوشترى (1157ق)؛ ترجمهء آقا حسين بن جمال الدين خوانسارى (1099ق)؛ ترجمهء علیرضا کهنسال[2] و فضائل اميرالمؤمنين علیه السلام از سيد جلیل بن عبد الحى طباطبايى يزدى (که در سال 1373ق چاپ شده و فقط شامل ترجمهء مسأله پنجم یعنی امامت است).

تهاجم متعصبانه به نهج الحق :

بعد از آن که علامه حلی رحمت الله علیه كتاب نهج الحق و كشف الصدق را در معرفی شیعه نگاشت، حدود دویست سال بعد، عالم اشعري، فضل بن روزبهان، در سال 909ق کتاب ابطال نهج الباطل و اهمال كشف العاطل را در رد آن نوشت. وى در این كتاب، از جاده انصاف خارج شده و رعايت ادب را ننموده و كتاب خويش را آكنده از مطالبى کرده است كه موجب خشم خداوند، سرزنش خردمندان و نكوهش خرد مى گردد. او در کتابش افزون بر این که به علامه حلی رحمت الله علیه نسبت های ناروا داده، به انکار فضایل امیرالمؤمنین علیه السلام ، تحریف روایات و... پرداخته است.

آیة الله سید علی میلانی، رساله اجلی البرهان را در معرفی کتاب فضل نوشته که به ضمیمه جلد اول دلائل الصدق آمده است. بخشی از مطالب سخیف و نادرستی که او در کتابش آورده ـ بنا بر فهرستی که در اجلی البرهان آمده ـ بدین قرار است:

الف) سب و دشنام به علامه حلی رحمت الله علیه ؛

ب) دوستی با دشمنان اهل بیت علیهم السلام و توجیه عملکرد مخالفان اهل بیت علیهم السلام . در این باره او به دفاع از معاویه و دیگر امرای بنی امیه، عبد الله بن زبیر، انس بن مالک و ... پرداخته است؛

ج) تکذیب وقایع قطعی همچون جعل نماز تراویح از سوی خلیفه دوم و حکم خلیفه دوم به رجم زن حامله و شخص دیوانه؛ کتک زدن عبد الله بن مسعود توسط خلیفه سوم؛ دشنام دادن معاویه به امیر المؤمنین علیه السلام و... ؛

د) بدگویی از علمای اهل سنت؛

ﻫ) نقل مطالب از متعصبین و اعتماد به اقوال آنان؛ از جمله این که به دفاع از جاحظ پرداخته است.

و) نسبت دادن مطلب، به کتابی که آن مطلب در آن کتاب نیست و نفی مطلب، از کتابی که آن مطالب در آن کتاب هست؛

ز) دست بردن در روایات و کلمات بزرگان؛

ح) تناقض  گویی در مطالب؛

ط) خروج از بحث و عدم اقرار به سخن حق؛

ی) انکار فضایل امیرالمؤمنین علیه السلام .

با این همه می توان گفت که تنها امتیاز كتاب فضل بن روزبهان، نقل تمام كتاب نهج الحق ـ به جز خطبة آن ـ است.[3]

شروح و مدافعین نهج الحق :

سال ها بعد از این که فضل بن روزبهان ابطال نهج الباطل را در رد نهج الحق علامه نوشت، برخی از علمای شیعه به کتاب فضل بن روزبهان پاسخ گفتند و ضمن شرح کتاب علامه، کتاب فضل را نقد کرده و به اشکالات او جواب دادند؛ چهار کتاب ذیل از آن جمله اند:

الف) احقاق الحق و ازهاق الباطل، از قاضى نور الله شوشترى (1019ق)

سيد نور الله حسينى مرعشى شوشترى مشهور به شهيد ثالث، قاضى، فقيه، متكلم و رجالی نامدار شيعى ساكن هند، در شوشتر به دنیا آمد و در 18 جمادى الثانى 1019ق در اثر ضربات شلاق خاردار كه به دستور سلطان سليم بر او زدند، شهید شد.[4] شیخ آقا بزرگ[5] می گوید: «بعد این که قاضی نور الله احقاق را نوشت، آن ها جواب قلمش را با شلاق دادند».

قاضی نور الله شوشتری نزدیک به صد اثر علمی دارد که از میان آن ها احقاق الحق، مجالس المؤمنین، مصائب النواصب، الصوارم المهرقة فی الرد علی الصواعق المحرقة، حاشیه بر تفسیر بیضاوی و حسن و قبح از دیگر آثار او مشهورتر هستند.

احقاق الحق خلاصه اي است از پژوهش های تطبیقی میان شيعه و سنى دربارة مباحث الاهيات، نبوت و امامت. روشى كه مؤلف در پيش گرفته است روش مناظره و جدل احسن است.

مرحوم قاضى نورالله بعد از خطبه و در مقدمة كتاب، متن خطبه ابن روزبهان را به صورت كامل نقل مى كند و سپس به نقد و ارزيابى آن مى پردازد. سپس كلمه به كلمه فقراتى از نهج الصدق علامه حلى رحمت الله علیه را با جمله « قال المصنف رفع الله درجته» نقل مى كند و به دنبال آن، ردّيه فضل بن روزبهان را با جملة « قال الناصب خَفَضَه الله» مى آورد. سپس در ردّ گفتة فضل، نظر مستدل خود را در تجزيه و تحليل حقايق، از لحاظ تاريخى و منطقى با جملة «اَقول» ارائه مى كند.

قاضی نور الله این کتاب را در هفت ماه تألیف کرد و تاریخ اتمام تألیف آن 1014ق است. اهمیت این کتاب باعث شده بود که علمای شیعه به ترجمه، تلخیص و تعلیقه بر این کتاب بپردازند. تعليقه شيخ مفيد الدين عبد النبى شيرازى، تعليقه مولى محمد هادى بن عبد الحسين و تصحیح و استدراک آیة الله مرعشی نجفی  رحمت الله علیه  از این جمله است. تکمله و استدارکات آیة الله مرعشی رحمت الله علیه را بعد از وفات ایشان، توسط کتابخانة آیة الله مرعشی چاپ شده است.

این کتاب افزون بر چاپ آیة الله مرعشی، بارها در تهران (به خط ميرزا ابو القاسم خوانسارى در سال 1273ق) و قاهره (در سال 1326ق با تلاش شيخ حسن دخيل النجفى، مطبعه سعاده) چاپ شده و چندین بار هم به فارسی ترجمه شده است؛ ترجمة نصیرالدین حسین بن عبدالوهاب بهبهانی با عنوان ایضاح احقاق الحق و ازهاق الباطل ـ که به درخواست میرزا سعدالدین محمد، وزیر معاصر شاه سلیمان صفوی(1077-1105ق) انجام شده بود ـ ترجمة ميرزا محمد نایينى (متوفاى 1305ق) و ترجمة مسألة پنجم با عنوان فضائل امیرالمؤمنین از سيد جليل بن عبد الحي يزدی که در سال 1373ق چاپ شده، از آن جمله است.

ب) الرد على الفضل بن روزبهان ، از آقا محمد تقي بن آقا عبد الحسين بن وحيد بهبهاني ساكن و متوفى در همدان (1333ق). پسرش آقا محمد كاظم از آن نام برده است.[6]

ج) دلائل الصدق لنهج الحق، از محمد حسن مظفر (د 1375ق).

د) أجلی البرهان في نقد کتاب ابن روزبهان، از سید علی حسینی میلانی.

آیة الله سید علی میلانی (متولد 1376ق) از مدرسین حوزه علمیه قم است که از دروس خارج فقه و اصول بزرگانی چون آیات عظام سید محمدرضا گلپایگانی، میرزا کاظم تبریزی، شیخ مرتضی حائری و وحید خراسانی بهره برده است. ایشان دارای آثار قلمی بسیاری است که أجلی البرهان در رد کتاب فضل بن روزبهان و بیان مسائل امامت یکی از آن هاست.

کتاب أجلی البرهان شامل مطالبی در اصول و آداب مناظره و جدل، علم کلام، کتابهای علمای شیعه در اصول دین، کتاب های علمای اهل سنت در اصول دین، موضوعات کتاب های اصول دین (اثبات صانع و صفات او، مسائل عدل، نبوت، امامت و معاد)، نقش علم کلام در بیان اصول دین، اختلاف مسائل کلامی شیعه با دیگر فرق اسلامی، امامت و و دیگر مباحث است.

نویسنده در ادامه ضمن معرفی نهج الحق و نیز ابطال نهج الباطل، مطالبی تحت عنوان «دراسات فی مسائل الامامية من کتاب روزبهان» آورده و در آن بخش، ویژگی ها و انحراف های کتاب روزبهان را در ده عنوان برشمرده است (فهرست این ده عنوان در سطور بالا گذشت). وی در این عناوین، ابتدا سخن روزبهان را نقل کرده و با «اقول»، «قلت» موارد انحراف را از کتاب های اهل سنت نشان داده است.

این رساله افزون بر این که در جلد اول دلائل الصدق (چاپ مؤسسه آل البیت علیهم السلام) آمده، به صورت مستقل نیز توسط نشر الحقائق (خرداد 1387ش) چاپ شده است.

دلائل الصدق لنهج الحق :

شیخ آقا بزرگ دربارة اين كتاب نوشته است:

اين كتاب تتميم و تكميل تحقيق قاضى نورالله شوشترى در كتاب احقاق الحق است كه فاضل معاصر شيخ محمد حسن مظفر در نجف... تأليف كرده است. اين كتاب شامل مقدمه اي است كه چند مطلب را در خود جاى داده است؛ در مطلب سوم مقدمه، مؤلف شرح حال بسيارى از راويان صحاح ستّة را آورده است.[7] اينان افرادى هستند كه احاديث شان را دو يا چند تن از صاحبان صحاح سته در كتاب هاى خود آورده اند... .[8]

نويسنده با بحث درباره سند احاديثى كه درباره فضائل اهل بيت علیهم السلام و مطاعن دشمنان ايشان در كتب صحاح سته آمده، چنين نتيجه می گيرد كه ممكن است در بين اين روايات، اخبار صحيحى هم وجود داشته باشد، اما اين اخبار مى تواند عليه خود اهل سنت و اثبات مناقب و فضايل اهل بيت علیهم السلام و مثالب و نقايص دشمنان ايشان مورد استدلال قرار گيرد.

مرحوم مظفر در اين كتاب، ابتدا كلام علامه حلّى در نهج الحق را آورده و آن گاه گفتة فضل بن روزبهان را در ردّ كلام علامه نقل مى كند و سپس گفتة فضل را رد مى كند. همچنین هرجا كه مناسب ديده، به برخى از كلمات ابن تيميه ـ كه در ردّ كتاب منهاج الكرامة علامه حلّى رحمت الله علیه نگاشته شده، اشاره كرده و به آن ها جواب گفته است.

ردّيه فضل بر نهج الحق ناظر به كل كتاب است؛ اما آن چه مرحوم مظفر در دلايل الصدق بدان پرداخته، تنها مسایل مربوط به اصول دين است. او سبب آن را در پایان کتاب چنین نوشته است: «اصول دین اصل است و اگر خدا کسی را توفیق دهد که برای تبعیت از حق در این کتاب بنگرد، از سخن دربارة اصول فقه و فروعات آن بی نیاز خواهد بود».

مرحوم مظفر در ابتداي كتاب، مقدمه اي نسبتاً مفصل در باب نقل روايات آورده و طي آن به بررسي صحاح سته پرداخته است. سپس به تفصيل، چهار مسألة زير را بررسي كرده و طي آن، ديدگاه هاي شيعه و اشاعره را به گونه اي تطبيقي مورد بحث قرار داده است:

مسأله اول: ادراك؛ مسأله دوم: نظر؛ مسأله سوم: صفات خداي تعالي؛ و مسأله چهارم: نبوت.

آن گاه در پنج مبحث به مسأله امامت پرداخته است:

مسألة اول: وجوب عصمت امام؛

مسألة دوم: امام بايد از ديگران افضل و برتر باشد؛

مسألة سوم: راه تعيين امام؛

مسألة چهارم: تعيين امام پس از رسول خدا صلی الله علیه وآله و دلالت عقل بر امامت اميرالمؤمنين علیه السلام ؛

مسألة پنجم: ذكر برخي از فضايلي كه وجوب امامت علي علیه السلام را به اثبات مي رسانند.

مباحث اول و دوم كتاب مختصراً به بحث عصمت و اثبات وجوب معصوم بودن و نيز وجوب افضل بودن امام مي پردازند.

مبحث سوم با بيان اين كه از نظر شيعه امام فقط به دو طريق مي تواند تعيين شود (يكي نص صريح خداوند يا پيامبر صلی الله علیه وآله يا امامي كه بر امامتش نص وجود دارد و يا ظهور معجزه به دست او، و ديگري دلالت عقل) به بررسي راه تعيين امام مي پردازد.

مبحث چهارم، مفصل ترين مبحث کتاب است و آيات و رواياتِ اثبات كنندة امامت اميرالمؤمنين علیه السلام را نقل مي كند. علامه حلي رحمت الله علیه 84 آيه را در كتاب خود ذكر كرده و با نقل رواياتي از عالمان و مفسران بزرگ اهل سنت، دلالت آن ها بر امامت حضرت امير علیه السلام يا فضايل ايشان و اهل بيت علیهم السلام را به اثبات رسانده است. مرحوم مظفر شانزده آيه ديگر بر آن ها مي افزايد و با همان سبك و شیوة استناد به مصادر اهل سنت، همان نتيجه را مي گيرد.

پس از ذكر آيات، به مسألة تعيين امام از طريق سنت مي پردازد. در اين بخش 28 حديث از طرق اهل سنت نقل شده است و مرحوم مظفر، پس از نقل سخنان علامه حلي رحمت الله علیه و روزبهان، با افزودن توضيحاتي تفصيلي، به خوبي اصل مطلب و چگونگي دلالت احاديث را روشن كرده است.

مبحث پنجم به فضایل اميرالمؤمنين علیه السلام در هنگام ولادت و پس از ولادت مي پردازد. فضايل پس از ولادت حضرت به سه قسم تقسيم شده اند: نفساني، بدني و خارجي. فضايل نفساني تحت عناوين ايمان، علم، خبر دادن از غيب، شجاعت، زهد، كرم، استجابت دعا، حسن خلق و حلم مورد بررسي قرار گرفته اند. به فضايل بدني در دو بخش عبادت و جهاد پرداخته شده است. فضايل خارجي نیز تحت عنوان اين چهار مطلب بررسي شده اند: نسب، همسر و فرزندان، محبت آن حضرت و اين كه آن حضرت صاحب حوض، لواء، صراط و اذن است.

در مجموع، كتاب به گونه اي نسبتاً جامع به مسألة امامت و مباحث آن پرداخته  است (گرچه سه مبحث اول كتاب کوتاه  ترند) و به شيوه اي علمي و دور از تعصب، با استناد به مصادر اهل سنت و نيز دلايل مسلم عقلي امامت اميرالمؤمنين علیه السلام و نيز فضايل آن حضرت را اثبات می  کند.

تاریخ فراغت از تألیف کتاب دلائل الصدق، 29 ربیع الاخر 1351ق است.

منابع دلائل الصدق :

مصنف در خاتمة کتاب از این که از تعداد کمی از کتاب های علمای اهل سنت استفاده کرده عذر خواسته و دلیل آن را عدم دسترسی به منابع بیشتر در نجف ذکر کرده است؛ در عین حال، از مهم ترین کتاب های اهل تسنن بهره برده که با توجه به امکانات آن روز، اهمیت دارد. وی، برخی از منابعی را که استفاده کرده نام برده و به میزان استفاده خود از آن ها اشاره کرده است؛ برخی از آن ها عبارتند از: صحیح مسلم، صحیح بخاری، صحیح ترمذی، صحیح نسائی، صحیح ابوداود، موطأ ابن مالک، در المنثور سیوطی، تفسیر زمخشری، تفسیر رازی، مستدرک حاکم، کنز العمال، تاریخ طبری، کامل ابن اثیر، مسند احمد بن حنبل، شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، عقد الفرید ابن عبد ربه، صواعق ابن حجر و ... .

ترجمه دلائل الصدق :

ترجمه محمد سپهری، انتشارات امیرکبیر، 1374 و 1386ش، تهران؛ بخش مطاعن آن چاپ نشده است.

چاپ های دلائل الصدق :

1- نسخه چاپ تهران؛ در زمان حيات مؤلف با اشراف ایشان در سه جزء به طبع رسيده است: جزء اول، چاپخانه بوذرجمهرى، سال 1369ق؛ جزء دوم، چاپخانه حيدرية نجف، 1372ق؛ جزء سوم، چاپخانه بوذرجمهرى و مروى چاپخانه عالى علوى، 1373ق؛

2- تصحیح مرحوم آیةالله شیخ محمدرضا جعفری، قاهره، نشر دار المعلم للطباعة، 1396ق / 1355ش؛

3- با مقدمه طاهر آل الشیخ راضی، نشر بنیاد فرهنگ اسلامی (کوشانپور)، 1396ق؛ افست از چاپ قاهره؛

4- تصحیح مؤسسهء آل البیت لإحیاء التراث، قم، 1422ق؛ (تاکنون 7 جلد و احتمالاً به 15 مجلد می رسد). ویژگی های این چاپ:

الف) پاورقی هایی علمی زیر نظر سید علی حسینی میلانی به آن افزوده شده است.

ب) رساله ای در شناساندن کتاب ابن روزبهان با عنوان «اجلى البرهان في نقد كتاب ابن روزبهان» از سيد على حسينى ميلانى؛ ضمیمة جلد اول کتاب است؛

ج) مقدمه ای مفصل شامل معرفی علامه حلی رحمت الله علیه ، معرفی فضل بن روزبهان و کتاب او، معرفی قاضی شوشتری و معرفی محمد حسن مظفر؛

د) استفاده از نسخه خطی دست نوشت مؤلف و مقابله و مطابقت آن با نسخه چاپی زیر نظر مؤلف؛

هـ) مقابله و مطابقت سخن منقول علامه حلی رحمت الله علیه و قاضی نور الله شوشتری رحمت الله علیه با نسخه های چاپی و خطی نهج الحق و احقاق الحق؛

و) تخریج مصادر؛

ز) اعراب اسامی خاص و کلماتی که احتمال اشتباه در خواندن دارند؛

ح) شناسایی اعلام، اماکن و... که در کتاب ذکر شده  اند؛

ط) نقل حواشی مؤلف با امضای «منه» در پاورقی.

بیفزاییم که رساله ای نیز با عنوان «دراسة علمیه عن الدلائل» از مرحوم آیة الله سید مرتضی حکمی ضمیمة دلائل الصدق (قاهره، نشر دارالمعلم، 1396ق / 1355ش) چاپ شده است.

 

پی نوشت ها :
[1]. دار الهجره، قم، 1407ق
[2]. انتشارات تاسوعا، 1379ش، مشهد و تهران
[3]. الذريعة : ج1، ص291، ش1521
[4]. استاد فقید سید جلال الدین محدث ارموی، رساله ای مفصل در شرح حال قاضی نورالله شوشتری نوشته که به ضمیمه کتاب «الصوارم المهرقه» ایشان چاپ شده است (سال 1327 شمسی). رساله یادشده توسط عبدالحسین طالعی به فارسی ترجمه و در نشریه پیام بهارستان منتشر شده و متن کامل آن در سایت کتابخانه مجلس در دسترس است.
[5]. الذريعة : ج24، ص416، ش2183
[6]. الذريعة : ج10، ص216، ش611
[7]. این مطالب، بخش هایی از کتاب دیگر مؤلف الانصاح عن احوال رجال الصحاح است که متن کامل آن در سال های اخیر، توسط مؤسسه آل البیت علیهم السلام منتشر شده است.
[8]. الذريعة : ج 8 ، ص251، ش1033

 

فهرست منابع:
1ـ تهرانی، شیخ آقا بزرگ، الذریعة.
2ـ پایگاه اطلاع رسانی lib.ahlolbait.ir مقاله خانم فرزانه اميني.
3ـ پایگاه اطلاع رسانی lib.ir.
4ـ نرم افزار درایة النور.
5ـ نرم افزار نور الولایة.
6ـ مقدمه مرحوم آية الله مرعشى نجفى رحمت الله علیه بر احقاق الحق.
حجتی، سیدمحمدباقر، «گزارشی از تألیف کتاب احقاق الحق و مؤلف آن»، فصلنامه نهج البلاغه، شماره 1.

 

منبع : فصلنامه امامت پژوهی - شماره 2