دوشنبه, 09 دی 1392 ساعت 11:00
خواندن 1993 دفعه

بازتاب حضور امام رضا (علیه السلام) در ایران و گسترش تشیع در خراسان

پیش از وارد شدن به این موضوع می‏طلبد که به اختصار علت شیعه شدن ایرانیان را بررسی نماییم. علت گراییدن ایرانیان به اسلام و مذهب تشیع دو چیز است: 

1. حکومت حق؛ 2. عدالت اجتماعی.

آن چیزی است که بیش از هر عامل دیگر روح تشنه‏ی ایرانی را به سوی اسلام کشید، عدل و مساوات اسلامی است. توده مردم ایران از ظلم و ستم ساسانیان به ستوه آمده بودند و از زندگی طبقاتی به شدت رنج می‏بردند، تا اینکه گمشده خود را در اسلام یافتند. (1) آنان حکومت اسلامی را از نظر سیاسی - در نیمه قرن اول اسلامی - بسیار شورانگیز یافتند. ایرانیان پس از مدتی خلافت اصیل اسلامی را در دوران زمامداری حضرت علی علیه‏السلام - که هدفش گسترش عدالت و مبارزه با تبعیض بود - مشاهده کردند. در واقع عدالت بی‏نظیر امام علیه‏السلام و ساده زیستی مثال زدنی وی توجه ایرانیان را به اسلام و تشیع جلب کرد. 

ایرانیان نخستین بار علی علیه‏السلام را در حالی دیدند که اشک از دیدگان فرو می‏بارید و با اسیران فرس همدردی می‏نمود. همین که اسیران ایرانی (موالی) وارد مدینه شدند، عمر اراده کرد که زنان آنها را بفروشند و مردان آنها را بردگی گیرند، اما در این میان امیرمومنان علیه‏السلام سخن پیامبر را بازگفت: بزرگان هر قوم را گرامی دارید، هر چند مخالف شما باشند. مردم ایران گرامی و محترم هستند و خود تسلیم شده رو به ما آورده‏اند و به رغبت در اسلام وارد شده‏اند. من سهم خود و بنی‏هاشم را به خاطر خدا آزاد کردم. پس از آن، مهاجر و انصار نیز گفتند: ما نیز حق خود را به تو بخشیدیم ای برادر رسول خدا صلی الله علیه و آله. امام فرمود: بار خدایا! پس شاهد باش که آنان بخشیدند و من قبول نمودم و آزاد کردم. پس عمر گفت: علی بن ابیطالب پیش افتاد و امتی را برد و تصمیم مرا درباره اعاجم به هم کوبید (2)

ایرانیان هنوز چند صباحی زیر لوای اسلام نیارمیده بودند که ناگهان چهره حکومت اسلامی با تسلط بنی‏امیه بر دستگاه خلافت به کلی عوض شد. آنان که حکومت اصیل اسلامی را در خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله می‏دیدند، به کمک داعی بنی‏عباس، ابومسلم در خراسان شتافتند تا بدین ترتیب نابودی امویان را رقم زنند، تا اینکه بنی‏عباس به جای آنان نشستند؛ بنی‏عباس نیز پس از چندی عملا در انحرافات غوطه خوردند. اما ایرانیان با توجه به درایتی که داشتند، عدالت و حکومت اسلامی را تنها در خاندان علی علیه‏السلام می‏دیدند و بس، از این رو همواره در جهت اندیشه‏های آنان گام برمی‏داشتند.

بنابراین زمینه گرایش به تشیع در خراسان، از دوره خلافت امام علی علیه‏السلام آغاز شد و همواره نیز رو به رشد بود و حتی این فروغ در زمان خلفای اموی هیچگاه خاموش نشد. آنچه سبب شد تشیع گسترش و تعمیق بیشتری یابد، شهادت امام حسین علیه‏السلام و سپس زید بن علی و یحیی بن زید بود؛ به ویژه با شهادت یحیی در «جوزجان» و قتل عام یاران و طرفداران او عواطف و احساسات خراسانیان نسبت به علی علیه‏السلام و فرزندانش به اوج خود رسید. در زمان امام نشاط و جنبش شیعی چنان شده بود که علنا حب و ولای خاندان رسول خدا صلی الله علیه و آله اظهار می‏شد؛ تا جایی که حتی مأمون در برابر ارباب کلام دم از ولای اهل بیت علیه‏السلام می‏زد و همچنین با علما درباره‏ی خلافت امیرالمومنین علیه‏السلام به مناظره نشست و با براهین قاطع خود آنان را مجاب ساخت اولین قیام شیعی که برای براندازی دستگاه خلافت نوبنیاد عباسیان صورت گرفت قیام «شریک بن شیخ» در بخارا و ماوراءالنهر بود. وی درباره‏ی علت مخالفت خود با حکومت عباسی چنین می‏گوید: «بنی‏مروان برای ما ذلت آوردند، اما خداوند به کمک ما آمده و انها را از بین برد. ما از بنی‏عباس متابعت نکردیم که همچنان شاهد قتل و خونریزی باشیم؛ حکومت هیچ شخصی چون اهل بیت علیهم‏السلام ما را کفایت نمی‏کند.» سرانجام این قیام با فرستاده‏های زیاد بن صالح از سوی ابومسلم متلاشی شد همانگونه که می‏بینیم، تفکر شیعی با «روی کار آمدن فردی از اهل بیت» در پیوند است، اگرچه ممکن است اینان در طرفداری خود چندان اخلاص دینی نداشته باشند. بنابراین آنچه مهم است «موضع سیاسی» آنان می‏باشد

سخت‏گیری‏های منصور، نسبت به علویان و به خصوص «بنی‏الحسن» موجب عصیان آنها شد. اولین حرکت آنها از دهه دوم حکومت بنی‏عباس آغاز گردید، از سوی محمد بن عبدالله بود که علاوه بر داشتن زمینه‏هایی در حجاز و عراق، در ایران نیز طرفدارانی داشت.

یکی دیگر از این قیامها قیام ابراهیم بن عبدالله است. مرکز این قیام در بصره و نزدیک به مناطق ایران بوده است. هنگامی که ابراهیم بصره را گرفت، نمایندگانی به شهرهای مختلف جنوب غربی ایران فرستاد. یکی از داعیان او مغیرة بن مفرغ بود که به اهواز رفت و در آنجا پس از اشغال شهر، با فرستاده‏ی منصور، خازم بن خزیمه درگیر شد و بر او غلبه کرد، اما چندی بعد شکست خورد و به بصره بازگشت. یکی دیگر از داعیا شخصی به نام عمرو بن شداد بود که به فارس رفت و بر آن منطقه نیز مسلط گردید، اما بعد از کشته ‏شدن ابراهیم به بصره بازگشت

حرکت پیروزمندانه‏ی ابراهیم، حرکتی «علوی» بود که زمینه‏ی بروز آن در بلاد ایران وجود داشت. از سوی دیگر، تشیع آنها بیشتر تشیعی سیاسی بود که زمینه آن نیز محبت مردم به علویان از باب «ابناء رسول الله» بوده است. اما در مجموع می‏توان این دو حرکت را به طور ضمنی تشیعی اعتقادی دانست

در زمان خلافت هادی نیز حسین بن علی، شهید فخ قیام کرد، اما سرانجام سرکوب گردید و عباسیان سر او را از مکه به خراسان فرستادند. این امر نشانه نفوذ تشیع در این بلاد بود. البته این برخورد عباسیان با قیامهای علوی نتایجی به رغم میلشان نیز در پی داشت که احتمالا بدبینی مردم ایران و خراسان نسبت به آنان در شمار همین نتایج باشد. شهادت قیام کنندگان باعث محبوبیت زیاد علویان در حجاز، عراق و ایران می‏شد. از این رو، بنی‏عباس بیشترین وحشت را از علویان داشتند.

اما رضا علیه‏السلام در برابر این قیامها هدایت شیعیان را از همان آغاز در مسیری صحیح آغاز کرد. حضرت بر آن بود تا مردم را از افتادن در دام حرکتهایی که از سرچشمه اصیل تشیع سیراب تشیع سیراب نشده و از نعمت امامت بی‏بهره بودند، باز دارد. حضرت در این باره آشکارا و بدون هیچ گونه مماشات سیاسی و تقیه‏ی مذهبی فعالیت مستقل خود را شروع کرد

نکته درخور توجه آنکه، وجهه‏ی علمی امام علیه‏السلام مهمترین عامل گسترش تشیع به شمار می‏آمد؛ به خصوص که مبانی فکری شیعه نیز در آن اوضاع مشخص بود. رجاء بن ابی‏الضحاک که مسئولیت آوردن امام را بر عهده داشت، در مورد حوادث طول راه چنین نقل می‏کند: در هیچ شهری از شهرها فرود نمی‏آمدیم، مگر آنکه مردم به سراغ او می‏آمدند و از او در مورد مسائلشان استفتا کرده، معالم دینی‏شان را می‏پرسیدند. او نیز احادیث زیادی در از طریق پدرانش - تا برسد به پیامبر صلی الله علیه و آله - برای آنها نقل می‏کرد

در این باره این نکته دریافتی است که تکیه امامان علیه‏السلام بر طریق پدران خود، بهترین گواه بر توسعه «تفکر شیعی» است؛ طریقی که تنها با اتکا بر اهل‏بیت علیهم‏السلام احادیثی گفته شده که در سلسله سند آن، تنها نام اهل بیت آمده است، نه راویانی دیگر. این سند در بین راویان حدیث به نام «سلسلة الذهب» مشهور است

پیش‏تر درباره‏ی مناظرات علمی امام علیه‏السلام با علمای ادیان مختلف سخن گفتیم که این نیز به منظور سامان بخشیدن شیعیان و گسترش «تفکر شیعی» بوده است. البته در این میان نقش نامه‏های امام به افراد مختلف - برای توضیح مبانی شیعه - را نمی‏توان نادیده انگاشت.

پی نوشت ها :

1- الهامی، داوود، اسلام و ایران، ص 687

2- الهامی، داوود، اسلام و ایران، ص 691

منبع :  شمس طوس

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن