پنج شنبه, 21 فروردين 1393 ساعت 09:00
خواندن 1752 دفعه

آشنایی با منابع دست اول شیعه - عبدالکریم پاک نیا

کشف الغمه :

چنان که از نامش پیداست، در موضوع آشنایی با زندگی و شخصیّت پیشوایان معصوم نگارش یافته است. این اثر در حقیقت، یک دوره کامل امام شناسی و مجموعه ای مستند و متقن در فضایل و مناقب اهل بیت: و یکی از مهم ترین منابع شیعی در این موضوع است.

 

متفکر نامدار شیعه، علی بن عیسی اربلی :

در این کتاب با قلمی شیوا و عباراتی آسان به تشریح اندیشه های کلامی شیعه می پردازد. او با طرح مسائلی همچون: ضرورت امامت، تبیین جایگاه آن در جامعه اسلامی، نکته های مهمّ تاریخی، فضایل و مناقب، علّت شهادت هر یک از ائمه اطهار:، فرزندان، سخنان آن بزرگان و ناگفته های بسیاری را برای مخاطبان موافق و مخالف خود روشن می سازد.
امانت در نقل حدیث، استناد به منابع معتبر تشیّع و تسنّن، برخورداری از متن استدلالی، رفع شبهات احتمالی، پاسخ متقن و انکارناپذیر به برخی پرسشها و بهره گیری از عبارات نغز و لطیف و سروده های زیبا در پایان هر بخش از زندگی امامان معصوم،: از سایر ویژگیهای این اثر گران سنگ است. محدّث اربلی با استشهاد به آیات و روایات و نقل برخی احادیث به تفسیر آیات مربوط به ولایت و امامت پرداخته، در صورت نیاز، معنا و شأن نزول این آیات را بیان می کند.
این کتاب، بهترین ارمغان برای مشتاقان اهل بیت: و منبع خوبی برای خطیبان و واعظان و برآورنده آرزوهای پژوهشگران در عرصه دین و مذهب است.
شیخ جمال الدین احمد بن منیع حلّی، عالم و ادیب معاصر اربلی، ضمن نوشتن تقریظی بر این کتاب، چنین سروده است:
اَلا قُل لِجامِعِ هذا الکِتاب یَمیناً لَقَد نِلْتَ اَقصَی الْمُرادِ
به نگارنده این کتاب بگو، سوگند! که خوب، حقّ مطلب را ادا کردی و به مقصود خود نایل شدی.
وَ اَظْهَرتَ مِنْ فَضْلِ آلِ الرَّسُول بِتَألیفِهِ ما یَسُوء الْاَعادی
تو با انتشار فضایل خاندان رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در این کتاب [دل دوستان را شاد] و مخالفان و دشمنان آنان را ناراحت کردی.
مؤلّف، «کشف الغمه» را در سال 678 ق یعنی در اواخر عمر شریف خویش به پایان برد. چاپ سنگی این کتاب در سال 1294 ق انجام یافته و از آن به عنوان نسخه اصلی برای چاپهای بعدی استفاده شده است.


ترتیب مطالب کشف الغمه

اربلی پیش از آغاز بخشهای اصلی کتاب،به توضیح مطالبی چون: معنای آل و عترت و فرق آن با اهل پرداخته است. آن گاه، حدیث غدیر را پیش کشیده و با استناد به نقل راویان متعدد و مورد اعتماد اهل تسنّن، ولایت و امامت علی(علیه السلام) را اثبات می کند. وی در ادامه، این پرسش را طرح می کند که چرا امامان معصوم: 12 عدد هستند و پس از نقل جوابهای متعدد، تصریح می کند که اینها همه استحسانات ظنی هستند و اینکه به نظر وی این مسئله، نقلی و توقیفی است و با نصّ صریح پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) ثابت شده است.

دقّت در فهم احادیث، تبیین فصلهای تاریخی و سیره اهل بیت: و تسلّط بر فنّ مناظره و استدلالهای متین، تبحّر وی را در علم کلام و تاریخ برای مخاطبان، کاملاً آشکار می سازد.
ندای تقریب
از مهم ترین روشهای اربلی در تنظیم و ترتیب «کشف الغمه»، احترام به آرا و افکار اهل تسنّن و تقدیم منابع آنان در استنادات فضایل و مناقب اهل بیت: بر روایات شیعی است و این جهت، در پذیرش کتاب و محتوای آن برای اهل سنّت دارای اهمیّت ویژه ای است.
علاّمه شعرانی; در این باره می گوید: «کتاب کشف الغمه چون شامل اخبار عامه و خاصه است در مناقب ائمه اثنا عشر: و عبارات آن در غایت فصاحت و مشتمل بر اشعار نیکو [است]؛ و از آنچه بر طبع گران آید و ذوق سلیم را ناگوار باشد و از اخبار بی اسناد و از توهین و سب، نسبت به علمای عامه و لعن و طعن آنان خالی است و بسیار از آنها به تکریم نام می برد؛ مثلاً: صدیقی الفاضل فلان الحنبلی و یگانه روزگار در فضل و علم ابوعثمان جاحظ،
و... .»
آری، یکی از مهم ترین امتیازهای «کشف الغمة» آزاداندیشی و دوری از هرگونه تعصّب خشک و تندروی است. مخالف و موافق شیعه بر این کتاب به دیده احترام می نگرند و از منابعی است که در 8 قرن گذشته، علمای اسلام بدان استناد کرده اند؛ بدون اینکه غبار فراموشی آن را فرا گیرد. علت آن، این است که اربلی در کتاب خود، گذشته از اینکه از منابع معتبر اهل سنّت به صورت گسترده بهره می گیرد و استدلالهای خود را مستحکم تر می کند، از علما و بزرگان و حتّی خلفای آنان به احترام نام برده و نوعی ادب و اخلاق اسلامی را رعایت می کند. این روش، بدین خاطر برگزیده شده است تا اگر خواننده ای از اهل سنّت به این منبع مراجعه کرد، مؤلّف را به تعصّب، عناد و تندروی متّهم نکند و از مطالعه کتاب آزرده نشود.


مرحوم اربلی در تمام بخشهای کتاب سعی می کند:

نخست، فضایل و مناقب هر معصوم: را از منابع مورد قبول اهل سنّت، بیان، و سپس به احادیث و روایات شیعی استناد کند. او به این وسیله، سخن حقّ را از زبان مخالفان آن بیان کرده، آنان را از انکار باز می دارد. دو نمونه از استنادهای اربلی را در این باره می آوریم:
1. راوی در باب فضیلت بنی هاشم، پس از نقل سخنانی از ابی عثمان عمرو بن جاحظ که چکیده دو رساله وی است می گوید:
«ابن جاحظ از نامداران جهان اسلام و از افرادی است که در فضل، علم، هوشیاری و اطّلاعات گسترده و آشنایی [او] با دقیق ترین مسائل ریز و درشت، تردیدی وجود ندارد. وی شیعه هم نبوده است تا متّهم شود؛ بلکه فردی عثمانی و مروانی است. تألیفات فراوان وی، شاهد این حقایق است؛ امّا با همه اینها در دو مسئله خویش با استدلالهای قرآنی و برهانی، فضیلت خاندان بنی هاشم و برتری امیرمؤمنان، علی(علیه السلام) را با وجوهی انکارناپذیر اثبات می کند؛ به گونه ای که هیچ تردیدی در مخاطب باقی نمی گذارد و حقیقت، مانند صبحِ روشن بر وی آشکار می شود. اگر اعتقاد وی هم، چنین بود، چه بهتر؛ امّا به یقین طبق گواهی آثارش او این اعتقاد را قبول نداشت؛ بلکه خداوند متعال، زبان او را به اظهار حق ناطق کرد تا حجتی بر وی در دنیا و آخرت باشد ... .»[1]
2. اربلی، خطبه حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) ، را که در نوع خود بی نظیر است و از جهات متعددی برای اثبات حق، گویاترین و محکم ترین سند است، از افراد معتبر اهل تسنّن به روایت عمر بن شبّه از کتاب «السّقیفه عن عمر بن شبه» تألیف ابی بکر احمد بن عبدالعزیز جوهری نقل می کند، و در آنجا می گوید: عمر بن شبّه در وثاقت نقل و صدق حدیث در میان اهل سنّت معروف است.[2]


سخنی با اهل سنّت :
اربلی هنگامی که برای تنظیم و تکمیل «کشف الغمه» به منابع اهل سنّت مراجعه می کند به غیر از مناقب حضرت علی(علیه السلام) و امام حسن و امام حسین(علیه السلام)، درباره سایر ائمه: با کمبود مطلب مواجه می شود. او متوجّه می شود که آگاهان آنان نیز در این باره سهل انگاری کرده اند. به این سبب با ابراز شگفتی و اظهار تأسّف از این همه بی مهری به ائمه هدی: می گوید:
«چگونه از منظر دانشمندان اهل سنّت نام، یاد، شرح حال، سخنان و حسب و نسب آن گرامیان پوشیده مانده است؟! در حالی [که] آنان در طول تاریخ تلاش می کرده اند، اسامی و سخنان ناقلان اخبار، اشعار و امثال را در کتابهای مفصل خود بگنجانند، حتّی نام و گفتار و حرکات مجانین، آوازه خوانها، لطیفه گویان، افسانه پردازان، بذله گویان و سایر صنفهای عرب، در متن تألیفات وتواریخ قید شده است؛ حتّی از افرادی که فقط یک بیت شعر و یا یک ضرب المثل گفته اند، به توضیح و تفصیل سخن رانده و درباره آشنایی با ابعاد و نسبت اصوات آوازه خوانان و مغنّیان به بحث نشسته اند؛ امّا بسی شگفتی و تأسّف است که مؤلفان و قلم پردازانی که با آن همه حرص و ولع، این حوادث و نکات غیرمهم را ثبت کرده اند، درباره طایفه ای از عرب سخن به میان نمی آورند که جدّ آنان رسول خدا(صلی الله علیه و آله)، پدرشان وصی پیامبر(صلی الله علیه و آله)، مادر آنان فاطمه(سلام الله علیها) و مادر بزرگشان خدیجه3 و داییهای آنان طیّب، طاهر، قاسم و عمویشان جعفر طیّار است و قرآن به پاکی و طهارت آنان شهادت داده و رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) بر دوستی و مودّت آنان تشویق و امر کرده است.
من به چشم خود مشاهده کردم که در زمان ما قضات و مدرسان آنان، زیارت امام موسی بن جعفر(علیه السلام) را نمی پسندیدند و برای ما جایز نمی شمردند و هرگاه همراه آنان بودیم و در سر راه به زیارت آن حضرت مشرّف می شدیم، آنان بیرون توقف و بعد با ما مراجعه می کردند. این در حالی بود که خود آنان به زیارت قبور صوفیه و برخی قبور ناشناخته می رفتند. ما از هواهای نفسانی به خداوند متعال پناه می بریم.»[3]


ترجمه ها و تعلیقه های کشف الغمه :
کتاب پرارج «کشف الغمه» از همان روزهای تألیف، توجّه عالمان دینی، دین پژوهان و متفکران اسلامی را به خود جلب کرد. وجود ترجمه ها و تعلیقات متعدد، از این واقعیت حکایت دارد. در اینجا به برخی از آنها اشاره می کنیم:
1. «محراب القلوب» از علی بن فیض اربلی در ترجمه کشف الغمة؛[4]
2. ترجمه ابوسعید حسن بن حسین سبزواری بیهقی؛
3. ترجمه علی بن حسن زواره ای صاحب تفسیر «ترجمه الخواص»؛
او از اساتید مولی فتح الله کاشانی، صاحب تفسیر منهج الصادقین است. زواره ای، ترجمه کشف الغمه را در سال 938، به زبان فارسی به سامان رسانده و به امیر قوام الدین محمّد، تقدیم داشته است. وی این ترجمه را به نام «المناقب» منتشر کرده است. این ترجمه با مقدمه میرزا ابوالحسن شعرانی در 3 جلد چاپ شده است؛
4. تعلیقات ابراهیم بن علی کفعمی (صاحب مصباح) بر کشف الغمه؛
5. تعلیقات سیّد هاشم رسولی محلّاتی.


مؤلف کشف الغمه :
اربلی در اوایل قرن هفتم در شهر اربل[5] به دنیا آمد. او پس از اتمام تحصیلات و کسب علوم رایج عصر خویش نزد اساتید فن و نخبگان آن دوران، به ترویج فرهنگ اسلام پرداخت. وی در فن نگارش، شعر و ادب، توجّه عالمان دانش دوست و حاکمان عالم پرور را به خود جلب کرد. در دوران جوانی و اواخر خلافت حکمرانان بنی عبّاس در زادگاه خویش به فن کتابت و نویسندگی اشتغال داشت و پس از آنکه هلاکوخان مغول بر شهرهای اسلامی، از جمله بغداد استیلا یافت و حکومت بغداد به دست خاندان با کفایت و دانش دوست جوینی افتاد، علی بن عیسی اربلی نیز به آنان پیوست و تا اواخر عمر در «دیوان انشاء» [اداره اسناد رسمی و مکاتبات دولتی] با آنان، به ویژه عطاء الملک جُوینی، معروف به علاء الدین همکاری نزدیک داشت.
اربلی در دوران زندگی خویش با دانشمندان بزرگ اسلامی، همچون: خواجه نصیر الدین طوسی، سیّد رضی الدین علی بن موسی بن طاووس، یوسف بن مطهّر حلی (پدر علّامه حلّی) و حسن بن یوسف بن مطهّر حلی (علّامه حلّی) معاصر و مرتبط بود. همچنین مردان سیاست و وزارت در عصر خود، از جمله ابن علقمی[6] وزیر دانش دوست و شیعه در اواخر حکومت عبّاسیان، عطاء الملک جوینی و برادرش شمس الدین به وی توجه داشتند. او در سال 693 ق وفات یافت.
علّامه امینی صاحب الغدیر درباره او می نویسد:
«اربلی یکی از دانشمندان و نوابع کم نظیر جهان اسلام است که با داشتن دانش سرشار و معلومات چشمگیر در قرن هفتم درخشید. او در زمره بزرگ ترین علمای علم ادب پیش از خود قرار دارد. با این حال، او یکی از سیاست پردازان عصر درخشان خود بود؛ چنان که وی حقیقت فقه و حدیث را آشکار و سنگرهای مذهب را حمایت کرد. کتاب ارزنده اش «کشف الغمه»، بهترین اثری است که درباره تاریخ پیشوایان دین، نشان دادن فضایل آنان و دفاع از حریمشان و دعوت به سوی آنان نوشته شده است. این کتاب، دلیل قاطع بر دانش زیاد، مهارت در حدیث، ثبات در مذهب، نبوغ درادب و مهارت در شعر این دانشمند تواناست.»[7]
فضل بن روزبهان شیرازی شافعی، از عالمان اهل سنّت نیز در «ابطال الباطل» درباره شخصیّت ایشان می نویسد: «علمای امامیه اتّفاق نظر دارند که علی بن عیسی از بزرگ ترین عالمان آنها است. هیچ گاه غبار فراموشی، آثار وی را نمی پوشاند و کهنگی و پوسیدگی بر آن عارض نمی شود. او دانشوری قابل اعتماد است که نقلهای وی را با اطمینان خاطر می توان پذیرفت.»[8]


پی نوشت ها:
[1]. کشف الغمه، علی بن عیسی اربلی، نشر بنی هاشمی، ج 1، ص 39 و 48.
[2]. تهذیب التهذیب، شهاب الدین بن حجر عسقلانی، دارالفکر، ج7، ص405.
[3]. کشف الغمه، ج 1، ص 5.
[4]. الذریعه، شیخ آقا بزرگ تهرانی، دار الاضواء، ج 20، ص 147.
[5]. اِربِل یکی از شهرهای شمالی عراق در نزدیک موصل و منطقه ای کردنشین است و امروزه به آن اربیل گفته می شود.
[6]. ابوطالب مؤیدالدین محمّد بن علقمی آخرین وزیر دولت بنی عبّاس بود. وی 14 سال در سمت وزارت به جامعه اسلامی، به ویژه شیعیان، خدمات شایان کرد. او سیاستمداری شیعی مذهب، عدالت پرور، فرهنگ دوست، اهل تحقیق و تفکر، خوشنویس و مروج علم و مکتب بود. وی در سال 657 ق یک سال بعد از فتح بغداد توسط هلاکو خان مغول در همان شهر درگذشت.
[7]. الغدیر، علامه امینی، دارالکتب العربی، ج 5، ص 452.
[8]. مقدمه کشف الغمه.


منبع : مبلغان ، شماره 115