سه شنبه, 17 بهمن 1391 ساعت 09:32
خواندن 2798 دفعه

مشهورترین حدیث نگاران سدۀ سوم و چهار - سید محمد کاظم طباطبائی

این نوشتار 23 تن از حدیث نگاران شیعی سدۀ سوم و چهارم را شناسانده است.

درآمد

سده‌های سوم و چهارم هجری، آکنده از وجود راویان و محدثان مشهوری است که با آثار خویش ماندگار شده‌اند. آن‌گونه که از بررسی تاریخ و کاوش در مصنفات شیعی به دست می‌آید، این دوران فضای خاصی داشته است؛ که پیامد آن تربیت شاگردان و رواج محدثین و نگارشگران حدیث بوده است.

کتب اربعۀ شیعه، که مهم‌ترین مرجع حدیثی شیعیان است، در این دوران نگارش یافته و ماندگار شده است. ارکان مباحث رجالی (یعنی کتب اربعۀ رجالی) نیز در این دوران نگارش یافته است. بنیان ماندگار تفسیر مأثور، از این دوران به جا مانده است و ... . این دوران آن‌سان زیبا و تأثیرگذار است که انسان را به حیرت وا می‌دارد. از این رو، تنها به یادکرد مشهورترین و تأثیرگذارترین محدثان این دوره بسنده می‌‌کنیم؛ یعنی افرادی که در زمان خویش با نگارش اثری مهم، تأثیری شگرف بر فرهنگ و معارف شیعی گذاشته‌اند. بزرگوارانی چون ثقة‌الاسلام کلینی، شیخ صدوق، شیخ مفید، سید رضی و شیخ طوسی در این گروه قرار می‌گیرند. به جز این گروه، از دیگر محدثان و مؤلفانی که به گونه‌ای از آوازه و شهرت برخوردارند نیز یاد خواهد شد. بنابراین از یادکرد بسیاری از افراد دیگر صرف نظر می‌کنیم.

۱. ثقةالاسلام کلینی (م ۳۲۹ ﻫ)

ابوجعفر محمد بن یعقوب کلینی، در ری متولد شد و در شهر مقدس قم به تحصیل پرداخت. استادان حدیثی معروف او، علی ‌بن ابراهیم قمی و محمد بن یحیی العطار بوده‌اند. نزدیک به هشتاد درصد احادیث کتاب کافی از این دو استاد حدیث نقل شده است.

به غیر از کتاب کافی، پنج کتاب دیگر نیز به شیخ کلینی منتسب است[1] که اکنون در دسترس ما نیستند. این کتابها عبارت‌اند از:

الرد علی القرامطه؛

رسائل الأئمه علیهم السلام؛

تعبیر الرؤیا؛

کتاب الرجال؛

ما قیل فی الأئمة علیهم السلام من الشعر.

سید ابن طاووس (م ۶۶۴ ﻫ) در کتابهای کشف المحجه، فلاح السائل و فتح الأبواب برخی از روایات کتاب رسائل الأئمه را نقل کرده است.[2]

کتاب کافی علاوه بر روایات فقهی، شامل روایات بنیادین معارف، چون «عقل و علم»، «حجت و ایمان و کفر» نیز است که در دو جلد آغازین کتاب اصول کافی قرار دارند.

در طول تاریخ حدیث شیعه، از کتاب کافی و مؤلف آن مدح و ستایش فراوانی شده است، همچنین شرحها و حاشیه‌های گوناگونی نیز بر آن نوشته شده است.

توضیحات مفصل دربارۀ این کتاب و مؤلف آن، در دروس دیگر بیان خواهد شد.[3]

۲. ابن‌بابویه (م ۳۲۹ ﻫ)

علی بن حسین ‌بن موسی قمی، پدر و استاد شیخ صدوق و از پایه‌های استوار حدیثی قم است. او با ثقة‌الاسلام کلینی هم‌طبقه بوده است و اساتید او نیز همانند اساتید کلینی هستند. منابع رجالی شیعه نزدیک به بیست کتاب را به او نسبت داده‌اند.[4]

کتاب الإمامة و التبصرة من الحیره، از جمله کتابهای او است که دربارۀ آن بحث و تحقیق انجام شده است. نسخه‌ای از این کتاب نزد علامه مجلسی بوده که به نظر ایشان، از آنِ ابن‌بابویه بوده است،[5] اما محدث نوری[6] و برخی دیگر[7] این نظر را نمی‌‌پذیرند. در سالهای اخیر آقای محمد رضا حسینی جلالی به نسخۀ خطی این کتاب دست یافت و آن را به صورت تصحیح‌شده و همراه با مستدرکات آن، به جامعۀ علمی عرضه کرد. ایشان در مقدمۀ مفصل خویش تمامی اشکالات را بررسی کرده و به آنها جواب داده است. متون حدیثی این کتاب در کتابهای پس از آن، همچون کمال الدین، نقل شده است.

برخی از محققان، کتاب فقه الرضا را نیز به ابن‌بابویه نسبت داده‌اند. شباهتهای موجود بین این کتاب و رسالۀ ابن‌بابویه به پسرش، با عنوان کتاب الشرایع،[8] این نظریه را پدید آورده است.[9] لازم به ذکر است که انتساب این کتاب به امام رضا علیه السلام اشتباه است.[10]

۳. محمد بن حسن ‌بن ولید (م ۳۴۳ ﻫ)

او از معاصران ابن‌بابویه و استاد شیخ صدوق است. افکار و نظریه‌های او در حدیث و رجال با پذیرش و پیروی پسینیان در مدرسۀ حدیثی قم رو به رو شده است.

بیش از همه شاگردش، شیخ صدوق، از او تأثیر پذیرفته است؛ چنان‌که می‌گوید: «هر روایتی که استاد ما بر آن صحّه نگذارد در نزد ما متروک و غیر صحیح است».[11] همان‌گونه که در نظریۀ کلامی «پذیرش وقوع سهو از معصومان علیهم السلام جز در موارد ابلاغ معارف دینی» با استاد خود هم‌باور گشته است.[12]

نمونۀ دیگر، پیروی راوی‌شناسان (رجالیان) از او، در اعتماد نداشتن به برخی از راویان کتاب نوادر احمد بن محمد بن عیسی است، تا آنجا که در کتابهای رجالی از این گروه با عنوان «مستثنیات کتاب نوادر» یاد شده است و از این رو، مورد اشکال قرار گرفته‌اند.[13]

او کتاب حدیثی با نام کتاب الجامع داشته که در اختیار شیخ صدوق و شیخ طوسی بوده است و این دو، روایات بسیاری از این کتاب، در نگاشته‌های خود نقل کرده‌اند.

۴. ابن‌قولویه (م ۳۶۸ ﻫ)

جعفر بن محمد بن جعفر مشهور به ابن‌قولویه از محدثان و فقیهان قم است. او شاگرد کلینی و استاد شیخ مفید است. ابن‌قولویه در قم تحصیل و به برخی از شهرهای دیگر هم مسافرت کرده است. آثار او را در حدود بیست کتاب دانسته‌اند.[14]

کتاب کامل الزیارات تنها اثر باقی‌مانده از او است که منبع و مصدر قابل اعتماد عالمان در سده‌های پس از او بوده‌ و بسیاری از زیارات ائمه علیهم السلام از آن نقل شده است.

افزون بر نقل زیارات و ادعیه، از جهت رجالی نیز به این کتاب توجه شده است. ابن‌قولویه در مقدمۀ کتاب یادآور شده که فقط از افراد ثقه و مورد اعتماد روایت نقل کرده است. از این رو برخی عالمان با استناد به این سخن، تمامی راویان ذکر‌شده در این کتاب را ثقه شمرده‌اند.[15]

شمار راویان موجود در این کتاب به بیش از هفتصد راوی و شمار روایات نقل‌شده در آن به هفتصد و پنجاه روایت می‌رسد.

۵. جعفر بن احمد قمی (متوفای نیمۀ دوم قرن چهارم)

او در شهرهای قم و ری سکونت داشته است و از محدثان خوش‌ذوق سدۀ چهارم به شمار می‌آید. معاصر شیخ صدوق (م ۳۸۱ ﻫ) است و هر دو از یکدیگر، حدیث نقل کرده‌اند.[16] آثار او را، دویست و بیست کتاب دانسته‌اند.[17] رساله‌های کوچک حدیثی باقی‌مانده از او، بیانگر هنر او در نگارش است. برخی از نگاشته‌هایش عبارت‌اند از:

جامع الأحادیث

مجموعه‌ای در حدود هفتصد روایت است که شبیه جامع الصغیر سیوطی (م ۹۱۱ ﻫ) و غرر الحکم آمدی (م۵۵۰ ﻫ)، بر اساس حرف اول متن مرتب شده است. این کتاب و پنج اثر دیگر این مؤلف در یک مجموعه چاپ شده است.[18]

المسلسلات

مجموعه‌ای از روایات است که با عنوان درایه‌ای حدیث مسلسل[19] همخوان است. به عنوان مثال یک حدیث به دلیل آنکه، نام بیشتر افراد زنجیرۀ سند فاطمه است، به حدیث فواطم شهرت یافته است.۵ «بکیر بن أحنف قال: حدثتْنا فاطمةُ بنتُ علی بن موسی الرضا علیه السلام قالت: حدثتْنی فاطمة و زینب و أم کلثوم بناتُ موسی بن جعفر علیهما السلام قُلْنَ حدثتْنا فاطمة بنت جعفر بنِ محمد علیهما السلام قالت: حدثتْنی فاطمة بنت محمد بن علی علیهما السلام قالت: حدثتنی فاطمة بنت علی بن الحسین علیهما السلام قالت: حدثتنی فاطمة و سکینة ابنتا الحسین بنِ علی علیهما السلام عن أم کلثوم بنتِ علی علیه السلام عن فاطمةَ بنتِ رسولِ الله صلی الله علیه و آله قالت: سمعتُ رسولَ الله صلی الله علیه و آله یقول: لمّا اُسْرِی بی‌إلی السماء دخلتُ الجنةَ فإذا أنا بقصْرٍ مِن دُرّةٍ بیضاءَ مُجَوَّفةٍ، و علیها بابٌ مُکلَّلٌ بالدُّّرِّ و الیاقوت، و علی الباب سِتْرٌ فرفعتُ رأسی فإذا مکتوبٌ علی الباب لا إله إلا الله محمدٌ رسولُ الله علی ولی القوم.» حضرت فاطمۀ زهرا علیها السلام می‌فرمایند: از رسول خدا شنیدم که می‌فرمود: آن هنگام که مرا به آسمان بردند وارد بهشت شدم ناگهان قصری از درّ سفید و شفاف دیدم که دری درّ و یاقوت‌نشان داشت و بر در آن پرده‌ای آویخته، چون سرم را بلند کردم دیدم بر سردر آن نوشته: لا إله إلا الله محمدٌ رسول الله علی ولی القوم.

در بخشهایی از کتاب المسلسلات، از شیخ صدوق نیز روایت نقل شده است.[20]

کتاب الغایات

در بر گیرندۀ روایاتی است که با تعابیری مثل «‌برترین، نیکوترین، زیرک‌ترین، زشت‌ترین و منفورترین و ...» به کامل‌ترین وصفها اشاره دارند. روایات این کتاب همه مرسل‏اند.

کتاب العروس

این رساله مربوط به فضائل و آداب روز جمعه است. نگارنده با الهام از حدیث اول کتاب، که در آن، روز جمعه به عروس تشبیه شده، اثر خود را العروس نامیده است:الإمام الصادق جعفر بن محمد علیه السلام قال: إذا کان یومُ القیامة بعثَ اللهُ الأیامَ فی صُورٍ یعرفُها الخلْقُ أنّها الایامُ، ثم یبعثُ اللهُ الجُمُعَةَ أمامَها یقْدُمُها کالعروسِ ذاتِ جمالٍ و کمالٍ تُهْدَی إلی ذی دِینٍ و مالٍ.[21]

امام صادق علیه السلام فرمودند: چون روز رستاخیز فرا رسد خداوند روزها را در هیئتهایی برانگیزد که مردم خواهند فهمید آنها روزهای هفته هستند. آن‌گاه پروردگار روز جمعه را پیشرو روزها قرار دهد، چون عروسی زیبا و کمال‌یافته که عازم خانۀ دامادی با دین و ایمان است.

۶. شیخ صدوق (م ۳۸۱ ﻫ)

محمد بن علی بن حسین مشهور به شیخ صدوق، از مشهورترین راویان و حدیث‌نگاران شیعه است. او در پی دعای امام مهدی علیه السلام متولد شد. مشهورترین اساتید او، پدرش و محمد بن حسن بن ولید هستند. به دعوت رکن الدوله از قم به ری مهاجرت کرد. سفرهای گوناگون او به سرزمینهای مختلف جهان اسلام مایۀ شگفتی است. این سفرها سبب شده است که او استادان فراوان و گوناگونی از فرقه‌های مختلف مذهبی، داشته باشد.

اسامی نزدیک به دویست و پنجاه شیخ حدیثی او اکنون در دست است. شیخ طوسی دربارۀ او گفته است: «در میان اساتید قم، از نظر قدرت حافظه و کثرت علم همانند او دیده نشده است».[22]

همت اصلی او نگارش حدیث است. می‌توان گفت در تمام حوزه‌های معارف نقلی آن روزگار همچون فقه، اخلاق، کلام نقلی، دعا، تاریخ، فضائل و مناقب و فقه الحدیث، نوشته‌های حدیثی دارد.

سلیقه و ذوق هنری او نیز از گونه‌های نگارشی او هویدا است. هرچند شمار اندکی از نوشته‌های او، برای ما باقی مانده است، اما از همین مقدار نیز می‌توان به ذوق، سلیقه و زاویۀ دید او در نحوۀ انتقال معارف حدیثی پی برد. در درس پیشین به برخی گونه‌های نگارشی او اشاره کردیم.

نگاشته‌های او نزدیک به سیصد اثر بوده است. شیخ صدوق در مقدمۀ کتاب من لا یحضره الفقیه تعداد نوشته‌های خویش را تا‌ آن زمان دویست و چهل و پنج اثر برشمرده است.[23] امروزه، تنها شمار اندکی از این مجموعۀ بزرگ آثار، در دسترس ما هستند و اکثر آنها در سده‌های پیشین ناپدید شده‌اند. کتابهای رجالی و بسیاری از کتابهای کلامی با موضوع امامت و کتابهای فقهی ایشان از این گروه‌اند. برخی گفته‌اند کتاب مدینة العلم حتی تا سدۀ نهم هجری در دسترس عالمان بوده است. این کتاب فقهی از من لا یحضره الفقیه بزرگ‌تر بوده است.

از نگاشته‌های شیخ صدوق، اکنون این کتابها در دسترس هستند:

۱. اکمال الدین و اتمام النعمه (یا کمال الدین)

۲. الأمالی ( المجالس)

۳. التوحید

۴. ثواب الأعمال

۵. عقاب الأعمال

۶. عیون أخبار الرضا

۷. علل الشرایع

۸. الخصال

۹. معانی الأخبار

۱۰. من لا یحضره الفقیه

۱۱. فضائل الشیعه

۱۲. صفات الشیعه

۱۳. فضائل الأشهر الثلاثه

۱۴. الأعتقادات

۱۵. مصادقة الأخوان

۱۶. المواعظ[24]

۱۷. المقنع

۱۸. الهدایه

دو کتاب آخر، فقهی بوده و جزء نوشته‌های حدیثی به شمار نمی‌آیند. هرچند روایات متعددی در بر دارند.
دربارۀ هر یک از این کتابها می‌‌توان مفصل سخن گفت، اما از محدودۀ بحث ما خارج است.

۷. ابن‌خزاز قمی (متوفای نیمۀ دوم قرن چهارم)

او شاگرد شیخ صدوق و از متکلمان قم است. در کتاب مشهور خویش کفایة الأثر فی النص علی الأئمة الإثنی عشر به جمع‌آوری روایاتی پرداخته است که بر دوازده امام دلالت دارند. بسیاری از اسناد این روایات به وسیلۀ سنیان نقل شده است.

۸. عیاشی (متوفای نیمۀ اول قرن چهارم)

محمد بن مسعود عیاشی از عالمان خراسان و استاد کشی است. او در ابتدا سنی‌مذهب بود. در جوانی به شیعه گرایش پیدا کرد و در نزد عالمان شیعی تحصیل نمود. نجاشی او را از شخصیتهای برجستۀ شیعیان دوازده‌امامی می‌داند، اما با این حال یادآور شده که او در بسیاری از موارد، از راویان ضعیف روایت نقل کرده است.[25]

تألیفات او را بیش از دویست عنوان برشمرده‌اند که بیشتر آنها فقهی هستند.[26] از این مجموعۀ عظیم، تنها جزء ناقصی از تفسیر او باقی مانده است. نسخه‌بردار این کتاب برای مختصر نمودن آن، اسناد کتاب را حذف و روایات آن را مرسل کرده است. این کتاب از مصادر مهم تفسیر مأثور و قابل توجه مفسران و محدثان بعد از خود بوده است. اگرچه در برخی از موارد، از دقت لازم برخوردار نیست، زیرا با نقل از راویان ضعیف، متونی شاذ و غیر قابل قبول را بدان وارد کرده است.

۹. ابوعمرو کَشی (متوفای نیمۀ اول قرن چهارم)

او از دانشوران خراسانی (سمرقند) است. شاگرد عیاشی و استاد محدثانی بزرگ چون ابن‌قولویه و تَلَّعُکبَری است. کتاب رجال او معروف بوده است. شیخ طوسی گزیده‌ای از این کتاب را عرضه کرده که تا‌کنون نیز باقی مانده و عنوان اختیار معرفة الرجال[27] را یافته است. در این مجموعه، راویان شیعی بر حسب طبقه مرتب شده‌اند و روایاتی در شناخت، ستایش و یا نکوهش آنها نقل شده است.

۱۰. علی بن حسین مسعودی (متوفای نیمۀ اول قرن چهارم)

از مشهورترین نویسندگان سدۀ چهارم هجری است. آزادمنشی او در نقل گزارشهای تاریخی، بر شهرت او افزوده است. اگرچه دربارۀ شخصیت و عقاید او اختلاف نظر وجود دارد زیرا شخصی دیگر نیز با همین نام برخی کتابهای تاریخی را نگاشته است که مشهورترین آن کتاب مُروج الذهب است. مؤلف کتاب إثبات الوصیه نیز همین نام و عنوان را دارا است. با وجود آنکه هر دو کتاب در حدود سالهای ۳۳۲ هجری نگاشته شده‌اند ـ نگارش مروج الذهب در سال ۳۳۲ آغاز شده[28] و إثبات الوصیه نیز در همین دوران نوشته شده است.[29] ـ ولی شیوۀ نگرش و باورهای این دو کتاب کاملاً با یکدیگر متفاوت است. مؤلف إثبات الوصیه، انسانی شیعی با باورهای عمیق امامی است و اعتقاد خود به دوازده امام را به طور صریح ابراز کرده و امام علی علیه السلام را به عنوان وصی بلافصل پیامبر صلی الله علیه و آله معرفی کرده است. در حالی که مؤلف مروج الذهب شخصی سنی می‌نماید که اگرچه فضائل امام علی علیه السلام را می‌ستاید، ولی امامت ایشان را باور ندارد.
از زمانهای کهن دربارۀ شیعه یا سنی بودن مسعودی بحث شده است. هر گروه برای ادعای خویش دلایلی آورده و به یکی از دو نگاشتۀ او استناد کرده‌اند.[30] برخی از محققان معتقدند که مؤلف این دو کتاب، دو نفر هستند که همنام بوده و در یک عصر، ولی در دو منطقۀ جغرافیایی می‌زیسته‌اند. این نظریه با توصیف نجاشی از مسعودی در کتاب رجال نجاشی منافات دارد، زیرا نجاشی تمامی کتابهای مشهور را به علی بن حسین مسعودی شیعی نسبت می‌دهد.[31] نجاشی او را تا ۳۳۳ هجری زنده می‌شمارد. عبدالله الصاوی در مقدمۀ اخبار‌الزمان، مسعودی مورخ را معتزلی، شافعی و تا ۳۴۵ یا ۳۴۶ هجری زنده می‌داند و هیچ‌یک از کتابهای نجاشی را جزء کتب او برنمی‌شمرد.[32]

۱۱. محمد بن ابراهیم نُعمانی (متوفای نیمۀ دوم قرن چهارم)

از زندگی او اطلاع چندانی در دست نیست. او در بغداد از محضر ثقة الإسلام کلینی استفاده کرده و سپس به شام رفته است.[33]

چندین کتاب به او نسبت داده شده است، کتاب الغیبه مشهورترین کتاب باقی‌مانده از او است. نعمانی کتاب الغیبه را برای محکم کردن پایه‌های اعتقادی شیعیان دربارۀ امام مهدی علیه السلام نگاشته است. دربارۀ این کتاب در درس پیشین توضیح مختصری دادیم.

۱۲. هارون بن موسی تلعکبری (م ۳۸۵ ﻫ)

از محدثان مشهور و پر روایت است. بسیاری از اصول و مصنفات اصحاب ائمه علیهم السلام را روایت کرده و به نسلهای پس از خویش انتقال داده است، بدین جهت می‌توان او را نقطۀ اتصال بسیاری از مصنفات دانست. شیخ طوسی دربارۀ او گفته است:وی شخصیتی ارزشمند، مورد اطمینان، پر روایت و بی‌مانند است. همچنین او روایت‌کنندۀ تمام اصول و مصنفات حدیثی است.[34]

بنا به گفتۀ نجاشی او کتابی به نام الجوامع فی علوم الدین داشته است،[35] که اکنون در دست نیست. سید ابن طاووس دعای سحر ابوحمزۀ ثمالی را از طریق او نقل می‌کند.[36] از این رو آقا بزرگ تهرانی، راوی این دعا را ایشان می‌داند.[37]

او بیش از همه، از ابن‌همام روایت نقل کرده و رابطۀ نزدیکی با او داشته است. استاد مهم دیگرش ابن‌عقده است.[38] نجاشی و ابن‌غضائری نیز از شاگردان او هستند.

۱۳. محمد بن جریر طبری

در قرن چهارم هجری، سه نفر محدث با نام محمد بن جریر طبری یافت می‌شوند که از شمال ایران و منطقۀ طبرستان برخاسته‌اند. مشهورترین آنها محمد بن جریر طبری، نویسندۀ کتاب تاریخ طبری و تفسیر طبری است. او سنی‌مذهب است. دو همنام دیگر او شیعه مذهب بوده‌اند. اولی نویسندۀ کتاب المسترشد فی الإمامه است. او در این کتاب به اثبات امامت امام علی علیه السلام و شایستگی ایشان پرداخته است. شیخ طوسی در معرفی او نوشته است: «لیس بصاحب التاریخ»[39] محمد بن جریر طبری دیگر، نویسندۀ کتاب دلائل الأمامه است که علاوه بر اثبات امامت به شرح حال امامان و مناقب و معجزات آنان نیز پرداخته است.[40]

کتابهای دیگری چون مناقب فاطمة و ولدها، نوادر المعجزات و کتاب الرجال نیز به محمد بن جریر نسبت داده شده است.

۱۴. حسین ‌بن حمدان خصیبی (م ۳۳۴ ﻫ)

او از سران غالیان ـ فرقۀ نصیریه ـ است. در حلب می‌‌زیسته است و ابن‌عقده و تلعکبری از او روایت نقل کرده‌اند. رجالیان او را به فساد عقیده متهم کرده و تضعیف کرده‌اند.[41] او کتابی در تاریخ ائمه علیهم السلام داشته است که گزیده‌ای از آن با نام الهدایة الکبری اکنون چاپ شده است. متأسفانه تفکر اشتباه و آمیخته به غلو حسین ‌بن حمدان در برخی از کتابهای پس از او نیز تأثیر گذاشته است. محققان باید همیشه در ریشه‌یابی متون غلو‌آمیز و اخذ و نقد آن متون دقت و توجه کنند.

۱۵. ابن‌شعبه حرّانی

حسین بن علی معروف به ابن‌شعبه مؤلف کتاب تحف العقول است. از زندگی او آگاهی چندانی در دست نیست. تا قرن نهم هجری ذکری از او و کتاب او نشده است. قرینه‌هایی بر اینکه او در قرن چهارم زندگی می‌‌کرده و معاصر با شیخ صدوق بوده است، اقامه کرده‌اند[42] که اثبات آنها محتاج دلایل بیشتری است. کتاب تحف العقول به سبب قوت متن و دارا بودن نظم خاص شایان توجه بوده و ستایش شده است. موضوع محوری آن اخلاق و آداب است و سخنان هر یک از معصومین علیهم السلام را در بابی مجزا ذکر کرده است. اگرچه اسناد کتاب حذف شده، ولی زیبایی و استواری متن آن موجب شهرت و مقبولیت آن گشته است. برخی از خطبه‌ها و نامه‌های امام علی علیه السلام که به گونۀ تقطیع‌شده در نهج البلاغه و کتب دیگر آمده است، به صورت پیوسته و کامل‌تر در این کتاب ذکر شده است.

۱۶. محمد بن محمد بن أشعث کوفی

از راویان شیعی است که ساکن مصر بوده است. نجاشی او را قابل اعتماد دانسته است.[43] تلعکبری در سال ۳۱۳ بخشی از روایات او را که با عنوان اشعثیات شناخته می‌شده با واسطۀ محمد بن داود بن سلیمان کاتب، دریافت کرده است.[44] کتاب اشعثیات یا کتاب جعفریات، را به او منسوب می‌دانند. فضل‌الله راوندی بسیاری از احادیث این کتاب را در نوادر خویش آورده است. محدث نوری نیز بر این کتاب اعتماد داشته و آن را رواج داده است.[45]

۱۷. قاضی نعمان مغربی (م ۳۶۳ ﻫ)

او از مبلغان و مؤلفان مشهور فاطمیان مصر است. دربارۀ مذهب او اختلاف است. محل زندگی، آثار نگارشی و اظهار عقاید او دلالت بر آن دارد که اسماعیلی است، اما محدث نوری تأکید می‌‌کند که او امامی بوده و به تقیه رفتار می‌کرده است.[46] این نظر به هیچ عنوان قابل دفاع نیست.

نوشته‌های او دربارۀ امام مهدی علیه السلام و تطبیق آن بر فاطمیان، حتی با پوشش تقیه نیز قابل توجیه نیست.[47]

کتاب دعائم الإسلام که از جمله آثار او است، قانون و منبع احکام اسماعیلیه بوده است. در این کتاب روایات فراوانی از امام صادق علیه السلام گرد آمده است. محدث نوری بدان اعتماد کرده و احادیث آن را در کتاب مستدرک الوسائل نقل کرده است. [48] از این طریق، احادیث این کتاب در کتاب جامع احادیث شیعه نیز وارد شده است. اگرچه محققان شیعی به این کتاب اعتماد ندارند.

کتاب دیگر او شرح الأخبار است که فضائل امامان شیعه، تا امام صادق علیه السلام، را بازگو کرده است.[49] تفکر اسماعیلی مؤلف از مجموعه روایاتی که دربارۀ امام مهدی علیه السلام آورده است، قابل دست‌یابی است.[50]

۱۸. سید رضی (م ۴۰۶ ﻫ)

محمد بن حسین موسی معروف به سید رضی، شاعر، ادیب، محدث و مفسر یگانه و برادر سید مرتضی است. والدین او از اشراف و بزرگان شیعه بودند. سید رضی مقام نقابت شیعیان را به عهده داشت و مورد احترام آلِ‌بویه و وزیران آنها بود. او در زمانۀ خویش به فرزانگی و بزرگواری معروف و مشهور بود. سید رضی شاگرد شیخ مفید و مؤلف نهج البلاغه است. وجود کتابخانه‌های بزرگ و غنی بغداد این امکان را در اختیار سید رضی قرار داد تا زیباترین و ماندگارترین نگارش از سخنان امام علی علیه السلام را ارائه کند.

سید رضی ابتدا کتاب خصائص الأئمه را نوشت. او در این اثر سعی در معرفی و توضیح زندگانی و سیرۀ امامان علیهم السلام داشت. پس از نگارش سخنان امام علی علیه السلام، به تقاضای عده‌ای تصمیم گرفت تا این قسمت از کتاب را تکمیل و سخنان بلاغی امام علی علیه السلام را جمع‌آوری کند. نهج البلاغه در ماه رجب سال چهارصد هجری پایان یافت. نسخه‌های فراوان خطی از این کتاب در دست است.[51]

نهج البلاغه به عنوان کتابی سیاسی، اخلاقی و اجتماعی، مشهورترین کتاب حدیثی شیعه در میان غیر شیعیان است. شرحهای فراوانی بر این کتاب نوشته شده است. امام خمینی (رحمة الله علیه) نهج البلاغه را افتخار شیعیان برشمرده است.[52]

چون تمامی احادیث نهج البلاغه مرسل است در سالهای اخیر برای مستندسازی آن کوششهایی انجام شده است. مصادر نهج البلاغه، تألیف سید عبدالزهراء الخطیب و نهج السعاده اثر محمد باقر محمودی از مشهورترین این تلاشها است.

کتاب حدیثی دیگر سید رضی، المجازات النبویه نام دارد. او پس از نگارشی دربارۀ مجازهای قرآن، متوجه وجود این صنعت ادبی در احادیث نبوی شد و بر آن شد تا در کتاب جداگانه‌ای به گردآوری و شرح و تفسیر آنها بپردازد.

او در بررسی احادیث این کتاب، ذوق خود را در کاوش از شیوه‌های هنری نمایان ساخته است.[53] توضیحات او در ذیل احادیث، این کتاب را به منبع خوبی در برخی زمینه‌های فقه الحدیث، تبدیل کرده است.

۱۹. شیخ مفید (م ۴۱۳ ﻫ)

محمد بن محمد بن نعمان معروف به ابن‌المعلم و شیخ مفید، نابغۀ بزرگ شیعی و هدیۀ الهی بر آنان است. او مهم‌ترین و پرآوازه‌ترین شخصیت کلامی شیعی در این دوران است. نبوغ و ذوق خارق العادۀ او موجب شد که شیعه از شکل یک اقلیت مطرود و غضب‌شده تبدیل به گروهی شود که با قوت استدلال خویش، هر سدی را از پیش پا برمی‌‌دارد. پشتکار و همت والای او در تبیین آرای منطقی شیعی، تطابق آنها با عقل و نقل، همچنین استفاده از عنصر عقل در نقد احادیث مخالفان و احادیث شیعی و بالاخره بهره‌گیری از فرصتهای پدید آمده که با یاری زمانه و احترام حاکمان آل بویه همراه بود همه و همه از عوامل پیروزی او در طرح این عقاید بود. نظرات مبتکرانۀ او هنوز هم قابل توجه و بررسی است و این نشانۀ پیشی جستن او بر زمانه است. به راستی که جامعۀ شیعی مدیون زحمات این مرد بزرگ است.

فعالیتهای حدیثی او در انتقال روایات و کتب روایی از نسل قبل به نسل پسین و نگارش مجموعه‌های زیبا در حدیث، فقه الحدیث، تاریخ و سیره، دعا و زیارات و کلام نقلی است. شیخ طوسی شمار کتابهای ایشان را نزدیک به دویست عنوان می‌داند[54] که بیشتر آنها در زمینه‌های یاد‌شده است. مقام و موقعیت شیخ مفید، اقتضا می‌‌کند که بسیار بیش از این بدو پرداخته شود، ولی ما حیات او را به اجمال وا می‌‌گذاریم و به معرفی خلاصۀ برخی کتابهای حدیثی او می‌‌پردازیم.

أمالی

این کتاب مجموعه‌ای از چهل و دو مجلس حدیثی شیخ مفید است که از سال ۴۰۴ تا ۴۱۱ هجری و بیشتر در ماه رمضان و در روز شنبه برپا می‌‌شده است. در مجموع سیصد و هشتاد و هفت روایت مسند در این کتاب آمده است. روایات کتاب، متونی قوی و استوار دارد و بیشتر در ارتباط با موضوعات کلامی و به خصوص امامت است. در مقایسه با کتابهای أمالی دیگر، أمالی مفید از دقت بیشتری برخوردار است.

الإرشاد

نام کامل آن الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد است که به تاریخ زندگی، فضائل و سیرۀ امامان معصوم پرداخته است. بیش از نیمی از کتاب دربارۀ امام علی علیه السلام، فضائل و سخنان ایشان است که به گونۀ مبسوط نقل شده است. کتاب ارشاد کهن‌ترین و معتبرترین کتاب تاریخ امامان علیهم السلام است. چاپ جدید آن در دو جلد عرضه شده است.

المَزار

مجموعه زیارات معصومین علیهم السلام است که با اقبال عالمان شیعه مواجه شده است.

الجمل

رویارویی امام علی علیه السلام با عایشه، طلحه و زبیر را می‌‌توان مهم‌ترین فتنه در سدۀ اول هجری نامید. شیخ مفید در دو نگاشتۀ کلامی و تاریخی خویش به این مهم پرداخته و حقانیت امام علی علیه السلام را اثبات کرده است. اکنون این دو نگاشته در یک مجلد و با عنوان الجمل در دسترس است.

مجموعه رساله‌های فقه الحدیثی و نقد الحدیثی‌

نزدیک به بیست عنوان از رساله‌های کوچک شیخ مفید، به ارزیابی برخی از متون و دقت و تأمل در آنها پرداخته است. این مجموعه، تطبیق نظرات فقه الحدیثی شیخ مفید است که دارای اهمیت فراوانی است.
تصحیح الإعتقاد مهم‌ترین نوشته در این مجموعه است. این رساله حاشیه‌ای نقادانه بر کتاب الإعتقادات شیخ صدوق است و اختلافات مبنایی این دو عالم بزرگوار را در موارد فراوانی نشان می‌دهد. قوت و دقت استدلال شیخ مفید و شیوۀ او در مواجهه با نگرش شیخ صدوق در این رساله به خوبی روشن می‌‌شود.

این کتاب، کهن‌ترین نگارش، و قوی‌‌ترین آنها، در مبانی و مصادیق فقه الحدیث و نقد الحدیث است.
بعضی دیگر از رساله‌های فقه الحدیثی شیخ مفید از این قرارند:

رسالة فی معنی المولی؛

مسألة فی معنی قول النبی «أصحابی کالنجوم»؛

رسالة حول خبر ماریه؛

تزویج أمیر المؤمنین بنته من عمر؛

ایمان أبی‌طالب؛

جوابات أهل الموصل فی العدد و الرؤیه.

کتاب آخر در نقد روایاتی است که ماه رمضان را همیشه سی روزبر‌شمارند. این متون در مدرسۀ حدیثی قم پذیرفته شده بود، ولی شیخ مفید آنها را مردود دانست.

شیخ مفید و کتاب إختصاص

رجالیان در فهرست کتابهای شیخ مفید، نامی از کتاب إختصاص نیاورده‌اند، لیکن در مصادر متأخر از قرن دهم، از کتاب إختصاص به عنوان نگاشتۀ شیخ مفید نام برده

شده است.[55] دربارۀ این کتاب و مؤلف آن اختلاف جدی وجود دارد. با توجه به اسناد روایات و متن آنها می‌‌توان اطمینان یافت که این کتاب نگارش شیخ مفید و حتی انتخاب او از کتابی دیگر نیست و به اشتباه، به شیخ مفید نسبت داده شده است.[56]

۲۰. سید مرتضی (م ۴۳۶ ﻫ)

علی بن حسین بن موسی مشهور به سید مرتضی و علم الهدی، از چهر‌ه‌های شاخص فقه و معارف در قرن پنجم است. او برادر بزرگ‌ سید رضی، شاگرد شیخ مفید و استاد شیخ طوسی است و در بسیاری از علوم صاحب نظر است. کتاب الذریعة إلی اصول الشریعه که تصنیف او است را می‌توان به عنوان آغازین نگارش اصول فقه و فقه الحدیث شیعی موجود برشمرد.

وجاهت شخصیت او مورد تأیید شیعه و سنی است. سید مرتضی نزدیک به هفتاد کتاب نوشته، که بیشتر آنها در فقه، کلام و ادب بوده است. کتاب حدیث خاصی ندارد ولی در برخی کتابهای خود به برخی زمینه‌های فقه الحدیثی همانند تأویل و نقد حدیث پرداخته است. کتاب أمالی او حاوی نکات نغز و فراوانی در این زمینه‌ها است.[57]

۲۱. نجاشی (م ۴۵۰ ﻫ)

ابوالعباس احمد بن علی نجاشی، از مشهورترین رجال تاریخی شیعه، شاگرد شیخ مفید و احمد بن حسین غضائری است. نگارش مشهور او در فهرست أسماء مصنفی الشیعه، دست‌مایۀ عالمان رجالی است. نکته‌سنجی و سخت‌گیری او در نقل از اساتید سبب شده است که اساتید بی‌‌واسطۀ او موثق شمرده شوند. تخصص او در رجال نیز موجب شده است که اقوال او بر قول شیخ طوسی مقدم شمرده شود.[58] او کتابهای دیگری هم داشته که به دست ما نرسیده است.[59]

۲۲. شیخ طوسی (م۴۶۰)

ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، شیخ الطائفه، از مشهورترین چهره‌های شیعی است. فقه، حدیث، تفسیر، کلام، رجال و اصول از زمینه‌های تخصص و تألیف او است. او در سال ۳۸۵ در طوس به دنیا آمد و در سال ۴۰۸ به بغداد رفت و در محضر شیخ مفید و سپس سید مرتضی شاگردی کرد.

دوران طولانی زعامت سید مرتضی این فرصت را در اختیار شیخ طوسی قرار داد تا ماندگارترین نوشته‌های خویش را در علوم مختلف عرضه کند. به غیر از فقه ـ که تخصص اصلی شیخ طوسی است و بدان نیز شهرت یافته است‌ ـ نگارشهای دیگری هم دارد. التبیان فی تفسیر القرآن، عدة الأصول (العده فی أصول الفقه) و تلخیص شافی از جمله آثار او است. ماندگارترین آثار او، در زمینۀ حدیث و علوم پیرامونی آن است. کتاب تهذیب الأحکام و الإستبصار، نمونه‌ای از کارهای حدیثی ـ فقهی ایشان است.

او پس از درگذشت سید مرتضی در سال ۴۳۶ در بغداد، رهبری شیعیان را به عهده گرفت. در سال ۴۴۷، پس از هجوم سلجوقیان و سقوط آل بویه، مدرسه و کتابخانۀ او مورد هجوم قرار گرفت و ناچار به نجف هجرت کرد و حوزۀ نجف را بنیان نهاد. در نهایت شیخ طوسی در سال ۴۶۰ هجری در نجف درگذشت و در نزدیکی مرقد امام علی علیه السلام به خاک سپرده شد.[60]

گزارش اجمالی از برخی کتابهای شیخ طوسی

تهذیب الأحکام

شیخ طوسی با هدف جمع‌آوری و حل روایات مختلف، به شرح کتاب المقنعه، نگارش شیخ مفید، پرداخته و احادیث مربوط به هر فرع فقهی را جمع‌آوری کرده است. مؤلف به احادیث اختلافی و چگونگی جمع میان آنها اهتمام خاص دارد. بیش از سیزده هزار و پانصد حدیث فقهی در این کتاب گردآوری شده است. از این رو، بزرگ‌ترین مجموعۀ احادیث فقهی، در زمان خود به شمار می‌آمده است. نگارش این کتاب قبل از سال ۴۱۳ هجری آغاز شده است. شیخ طوسی در آن زمان کمتر از بیست و هشت سال داشته است. مشیخۀ کتاب تهذیب الاحکام نیز اهمیتی خاص در شناسایی راویان، طبقات و مصنفان شیعه دارد.

الإستبصار فیما اختلف من الأخبار

این کتاب گزیدۀ التهذیب است و تنها به اخبار اختلافی و وجه جمع آنها اشاره کرده است. از این رو، این کتاب در زمرۀ کتابهای تطبیقی فقه الحدیث قرار می‌گیرد. در مبحث پیشین دربارۀ این کتاب سخن گفتیم.

أمالی الطوسی

این کتاب با نام أمالی ابن‌الشیخ هم معرفی شده است. این اثر، مجموعه مجالس حدیثی شیخ طوسی است که در اواخر عمر و در نجف برگزار شده است. در مجموع چهل و شش مجلس و هزار و پانصد و سی و هفت حدیث دارد که دارای موضوعاتی مختلف در کلام، تاریخ و اخلاق است. گزارشهای تاریخی در این کتاب نقشی پررنگ دارند. قسمتی از أمالی شیخ مفید نیز در این کتاب آمده است.

کتاب الغیبه

هدف اصلی این کتاب، پاسخ نقلی و عقلی به شبهات مربوط به مهدویت، شفاف‌سازی موضوع غیبت و انحصار[61] امام مهدی علیه السلام است. پردازش دیدگاههای فرقه‌های شیعی و پاسخ‌گویی بدانها، هستۀ اصلی کتاب را تشکیل می‌‌دهد. تاریخ زندگی امام مهدی و حوادث آینده، قسمتهای دیگر کتاب است. شیخ طوسی کتاب خویش را تکمیل‌کنندۀ کتاب غیبۀ نعمانی می‌شمارد.

مصباح المتهجد

کهن‌ترین کتاب دعایی شیعه است که اکنون در اختیار و دسترس ما قرار دارد. این اثر از زمان تألیف با توجه و اقبال دانشمندان شیعه مواجه شده است. اعمال و دعاهای روز، هفته و ماه همراه با زیارات معصومین علیهم السلام در این کتاب ذکر شده است. این کتاب یکی از مصادر اصلی کتب ادعیۀ متأخر شیعه است. شیخ طوسی خلاصه‌ای از این کتاب را نیز نوشته است.

کتابهای رجالی

سه کتاب رجالی از شیخ طوسی در دست است. رجال طوسی، فهرست طوسی و إختیار معرفة الرجال، گزیدۀ رجال کشی.

کتاب فهرست شیخ طوسی در مباحث رجالی، بیشتر مورد استفاده است. زیرا تعدیل و تضعیف آن دربارۀ راویان بیش از کتاب رجال طوسی و رجال کشی است. رجال طوسی برای شناخت طبقات راویان در عصر ائمه علیهم السلام مفید است چراکه بر این اساس مرتب شده است. إختیار معرفة الرجال یا رجال کشی منتخبی از مجموعه روایات است که کشی به گونۀ مسند نقل کرده و وضعیت برخی از راویان را نیز معلوم کرده است. بیشترین متون روایی دربارۀ غالیان و طرد آنها، در این کتاب آمده است. شیخ طوسی در اواخر عمر خویش، در نجف، گزیدۀ رجال کشی را بر شاگردان خویش خوانده است.

نکتۀ مهم و قابل تأمل، در مجموعه آثار شیخ طوسی آن است که بهترین کتابهای حدیثی شیخ طوسی در رابطه با احادیث فقهی، در دوران جوانی او نوشته شده است. کتابهای دوران کهنسالی این شخصیت عظیم‌القدر و بلندمرتبه همانند أمالی یا مجالس، در رتبۀ پایین‌تری نسبت به کتاب تهذیب الأحکام قرار دارد.

۲۳. کراجکی (م ۴۴۹ ﻫ)

محمد بن علی کراجکی از نویسندگان پرکار در قرن پنجم است. او شاگرد شیخ مفید و سید مرتضی است که در علوم مختلف صاحب نظر و دارای تألیفاتی بوده است.

تألیفات او را حدود هفتاد جلد ـ و حتی نود و هفت عنوان ـ برشمرده‌اند[62] که بیشتر آنها در دسترس ما نیست. برخی کتابهای او از این قرار است:

کنز الفوائد

مجموعه‌ای از رساله‌های کوچک است که علاوه بر حدیث، مباحث کلامی و غیر آن را نیز در بر دارد. مباحث فقه الحدیثی نیز در آن یافت می‌‌شود.

معدن الجواهر

مجموعه‌ای از احادیث عددی است که بر اساس اعداد مرتب شده و بر حسب ترتیب معصومان سامان یافته است. سخنان برخی از حکما و بزرگان هم در پایان آمده است.

التعجب فی أغلاط العامة فی مسألة الإمامه

مؤلف به برخی از خطاهای آشکار سنیان، در مبحث امامت اشاره کرده است. او با ابراز تعجب از اشتباه فاحش آنان، آن موارد را نقد و بررسی کرده است. رویکرد کلامی، نقد الحدیثی مؤلف در این کتاب آشکار است.

 

پی نوشت ها :

[1] . رجال نجاشی، ص ۳۷۷.

[2] . خاتمة مستدرک الوسائل، ج ۳، ص ۲۷۵.

[3] . ر.ک: درس جوامع حدیثی شیعه.

[4] . رجال نجاشی، ص ۲۶۲، ش ۶۸۴؛ شیخ طوسی، الفهرست، ص ۱۵۷، ش ۳۹۲.

[5] . بحار الانوار، ج ۶، ص ۲۶۱.

[6] . خاتمة مستدرک الوسائل، ج ۳، ص ۲۸۲.

[7] . الذریعة علی تصانیف الشیعه، ج ۲، ص ۳۴۱.

[8] . از این کتاب در بحار الانوار، ج ۸۰، ص ۱۴۲ و ج ۸۱، ص ۱۵۶، مطالبی نقل شده است.

[9] . برای آگاهی بیشتر رجوع کنید به مقدمۀ کتاب فقه الرضا و کتاب چهل مقاله، رضا استادی، مقالۀ اول، نشر کتابخانۀ عمومی آیت‌الله مرعشی نجفی، سال ۱۳۷۱.

[10] . علی بن حسین ‌بن موسی گاه با نام علی ‌بن موسی از او یاد شده و آن نام نیز به حضرت امام رضا علیه السلام تبدیل شده است.

[11] . من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص ۹۰، ذیل حدیث ۱۸۱۷. این رفتار شیخ باعث شد که در میان عالمان از زبان او چنین سخنی شهرت یابد: هر حدیثی را که استادمان محمد بن حسن بن ولید، صحیح بشمارد، صحیح می‌‌شماریم. (شیخ محمدتقی، هدایة المسترشدین، م ۱۲۴۸، ص ۴۰۰).

[12] . من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۳۶۰.

[13] . احمد بن محمد بن عیسی، از محدثان بزرگ قم است و کتابی با نام نوادر داشته است. این کتاب جامع، در بر دارندۀ بسیاری از متون حدیثی به نقل از راویان گوناگون است و دست‌مایۀ محدثان و فقیهان بود. محمد بن حسن بن ولید، برخی از آن راویان را خوش نمی‌داشت و ثقه نمی‌دانست. او روایات این افراد را از کتاب استثنا کرده و بقیۀ روایات کتاب نوادر را پذیرفت. این افراد با عنوان «مستثنیات کتاب نوادر» شناخته می‌شوند. در روزگاران بعد بسیاری از عالمان شیعه، نظر رجالی محمد بن حسن بن ولید را پذیرفتند.

[14] . رجال نجاشی، ص ۱۲۳.

[15] . معجم رجال الحدیث، ج ۱، ص ۵۰. البته آیت‌الله خویی در پایان عمرش از این نظر عدول کرده‌اند. (کلیات فی علم الرجال، ص ۳۰۱ به بعد).

[16] . به عنوان نمونه شیخ صدوق در معانی الاخبار، ص ۶، ح ۳ و التوحید، ص ۱۸۸، ح ۱، و ص ۴۱۷، ح ۱، از او حدیث نقل کرده و او نیز در المسلسلات از شیخ صدوق روایت نقل کرده است.

[17] . الذریعه، ج ۲۱، ص ۲۱، ش ۳۷۵۱ و ج ۲۲، ص ۳۵۵، ش ۷۴۱۴.

[18] . این مجموعه با تصحیح و تحقیق سید محمد حسینی نیشابوری و از سوی انتشارات آستان قدس رضوی به چاپ رسیده است. (چاپ اول، سال ۱۳۷۱) از این رو شمارۀ صفحات از کتاب جامع الاحادیث که در آغاز این مجموعه آمده، شروع شده است.

[19] . مسلسل به روایتی گفته می‌شود که تمام راویان زنجیرۀ سند، یک عنصر مشترک به عنوان مثال در نام یا حالت یا گفتار داشته باشند، مانند اینکه نام همه محمد باشد یا همه با سوگند نقل حدیث کرده باشند.

[20] . المسلسلات، ص ۲۴۱، ۲۴۵، ۲۵۰، ۲۶۱ و ۲۶۴.

[21] . العروس، ص ۱۴۵.

[22] . شیخ طوسی، الفهرست، ص ۲۳۷، ش ۱۲۵.

[23] . من لا یحضره الفقیه، ج ۱، مقدمۀ مؤلف.

[24] . این کتاب در سالهای اخیر یافت شده و انتساب این نسخه به شیخ صدوق، ثابت نیست.

[25] . رجال نجاشی، ص ۳۵۰، ش ۹۴۴.

[26] . رجال نجاشی، ص ۳۵۱؛ شیخ طوسی، فهرست، ص ۲۱۲، ش ۶۰۴.

[27] . آنچه امروزه به عنوان رجال کشی در دسترس ما است، همین کتاب است.

[28] . مروج الذهب، ج ۲، ص ۳۳۲.

[29] . إثبات الوصیه، ص ۲۳۱.

[30] . خاتمة مستدرک الوسائل، ج ۱، ص ۱۱۶.

[31] . رجال نجاشی، ص ۲۵۴.

[32] . مقدمۀ اخبار الزمان، ص ۱۸ و ۲۰.

[33] . مقدمۀ آقای علی‌اکبر غفاری بر کتاب الغیبه نعمانی، ص ۱۱. این مقدمه در بر دارندۀ اطلاعات ارزشمند دیگری دربارۀ این کتاب و مؤلف آن است.

[34] . رجال شیخ طوسی، ص ۴۴۹، ش ۶۳۸۶.

[35] . رجال نجاشی، ص ۴۳۹، ش ۱۱۸۴.

[36] . اقبال الاعمال، ج ۱، ص ۱۵۷.

[37] . الذریعه، ج ۸، ص ۱۸۷.

[38] . مقالۀ «سال‌شمار آموزشی هارون بن موسی تلعکبری»، سید محمد جواد شبیری، مجلۀ علوم حدیث، ش ۳۲، ص ۱۰. شایان ذکر است که این مقاله با تفصیل بیشتری در شرح حال این راوی، در دانش‌نامۀ جهان اسلام، ج ۸، ص ۹۱، موجود است.

[39] . شیخ طوسی، الفهرست، ص ۷۱۲.

[40] . آقای علی موسی الکعبی، دربارۀ طبری‌ها و اشتراک و تفاوت آنان و آثار علمی ایشان، مقاله‌ای دارند با عنوان «الطبریون نظرة فی المتفق و المفترق» که در مجلۀ علوم الحدیث عربی، شماره‌های ۱۶ و ۱۷، به چاپ رسیده است.

[41] . رجال نجاشی، ص ۶۷؛ رجال ابن‌غضائری، ص ۵۴، ش ۴۰، نشر دار الحدیث، سال ۱۳۸۰.

[42] . خاتمة مستدرک الوسائل، ج ۱، ص ۱۸۷.

[43] . رجال نجاشی، ص ۳۷۹.

[44] . رجال طوسی، ص ۴۴۴، ش ۶۳۲۵.

[45] . خاتمة مستدرک الوسائل، ج ۱، ص ۳۰.

[46] . خاتمة مستدرک الوسائل، ج ۱، ص ۱۲۹.

[47] . شرح الاخبار، ج ۳، ص ۳۵۵ به بعد. همچنین رجوع کنید به مقالۀ آقای امیر جوان آراسته با عنوان «قاضی نعمان و مذهب او» در فصلنامۀ هفت آسمان، سال سوم، شمارۀ نهم و دهم، ص ۸۳ ـ ۴۷، بهار و تابستان، سال ۱۳۸۰.

[48] . خاتمة مستدرک الوسائل، ج ۱، ص ۱۲۹.

[49] . شرح الاخبار، ج ۳، ص ۳۵۵ به بعد. همچنین رجوع کنید به مقالۀ آقای امیر جوان آراسته با عنوان «قاضی نعمان و مذهب او» در فصلنامۀ هفت آسمان، سال سوم، شمارۀ نهم و دهم، ص ۸۳ ـ ۴۷، بهار و تابستان، سال ۱۳۸۰.

[50] . شرح الاخبار، ج ۳، ص ۳۵۵ به بعد (جزءهای چهارده و پانزده کتاب).

[51] . کتاب نهج البلاغة عبر القرون از سید عبدالعزیز طباطبایی. این کتاب به صورت مقاله و با عنوان « فی رحاب نهج البلاغة» در فصلنامۀ عربی تراثنا، ش ۲۹، سال هفتم و ش ۳۵ و ۳۶، سال نهم، ۱۴۱۴ ﻫ، ص ۱۶۸ ـ ۱۶۱ نیز منتشر شده است.

[52] . وصیت‌نامۀ امام خمینی، ص ۴.

[53]. گرایش او به ادبیات و صنایع ادبی و هنرهای موجود در این حوزه، از ویژگیهای بارز شخصیت علمی سید رضی است به گونه‌ای که بر دیگر ابعاد شخصیتی‌اش سایه انداخته است. اشعار فراوان او که دیوان شعرش او را تشکیل می‌دهند همچنین صاحب‌نظر بودنش در ادبیات گواه بر این امر است.

[54] . شیخ طوسی، الفهرست، ص ۲۳۸، ش ۷۱۱. نجاشی نیز نام ۱۷۴ عنوان کتاب او را در رجال خود آورده است. (رجال نجاشی، ج ۲، ص ۳۲۷، ش ۱۰۶۸)

[55] . خاتمة مستدرک الوسائل، ج ۱، ص ۲۰۹.

[56]. ر. ک: مقالۀ «شیخ مفید و کتاب الإختصاص» از سید محمدجواد شبیری که در مجموعه مقالات کنگرۀ شیخ مفید به چاپ رسیده است. ( المقالات و الرسالات، ش ۹، أربع مقالات حول الشیخ المفید المقالة الرابعه، ص ۱۳۴). یادآور می‌شویم در مجموعۀ شمارۀ ۹ که چهار مقالۀ جناب شبیری چاپ شده است، اطلاعات ارزشمند دیگری نیز دربارۀ شیخ مفید آمده به خصوص مقالۀ سوم که دربارۀ سایر آثار شیخ مفید است.

[57] . برای آشنایی بیشتر مراجعه شود به مجلۀ علوم حدیث، ش ۳۴، مقالۀ «منابع و ابزارهای فقه الحدیث در امالی سید مرتضی»، نوشتۀ علی نقی خدایاری.

[58] . سید بحر العلوم در الفوائد الرجالیه، ج ۲، ص ۲۱۲.

[59] . برای آشنایی بیشتر به کتاب «آشنایی با کتب رجال شیعه» نگاشته محمدکاظم رحمان ستایش مراجعه شود

[60] . دربارۀ شیخ طوسی و نوشته‌های مهم حدیثی او، به کتاب «جوامع حدیثی شیعه» نگاشته هادی حجت مراجعه شود.

[61] . منحصر کردن مهدی موعود (عج الله تعالی فرجه) در دوازدهمین امام شیعیان.

[62] . بر اساس شمارش کتاب مکتبة العلامة الکراجکی که نوشتۀ یکی از معاصران و شاگردان او و شامل ترجمه و فهرست آثار کراجکی است. محقق و مصحح این کتاب، مرحوم سید عبدالعزیز طباطبایی است که در مجلۀ تراثنا، سال یازدهم (۱۳۷۴ شمسی، برابر با ۱۴۱۶ قمری)، ش ۴۳ و ۴۴، ص ۳۶۷ به بعد آمده است.

 

 

منبع : کتاب تاریخ حدیث شیعه جلد دوم ، سید محمد کاظم طباطبائی