چهارشنبه, 13 دی 1391 ساعت 15:53
خواندن 2731 دفعه

معرفی کتاب «عبقات الانوار» - سید محمد رضا حسینی

 

کتاب عبقات الانوار میر حامد حسین پاسخی است علمی، مستند و منطقی به کتاب تحفه اثناعشریه عبد العزیز دهلوی. مولوی عبد العزیز (1159-1239ه.ق) از علمای برجسته سنی، که به تعصب شهره بود و به «سراج الهند» شهرت داشت.
وی در راستای تحقق اهداف بیگانگان و ایجاد شکاف در صفوف مسلمین در نیمه اول قرن سیزدهم کتاب تحفه اثناعشریه را تالیف کرد و در این کتاب با تمام توان به عقاید و آرای شیعه اتهام زد و افترا بست. وی در چاپ اول نام مستعار خود، غلام حلیم را بر آن گذارد و این نام، ماده تاریخ تولد عبدالعزیز دهلوی مؤلف کتاب است و در چاپ دوم نام اصلی خود را بر آن نهاد. (1)
صاحب عبقات الانوار می نویسد :
در این کتاب عقاید و آرای شیعه را به طور عموم و فرقه اثناعشریه را به خصوص، در اصول و فروع و اخلاق و آداب و تمامی معتقدات و اعمالشان، به عباراتی خارج از نزاکت و کلماتی بیرون از آداب و سنن مناظره و به شیوه کتب نوآموزان که به خطاب نزدیک تر است تا به برهان مورد حمله و اعتراض قرار داده... کتاب را مملو از افتراآت و تهمت های شنیعه ساخته است. (2)
استاد محمد رضا حکیمی در خصوص فرایند منفی این کتاب در جهان اسلام می نویسد :
باری این کتاب بدین گونه انتشار یافت و باعث تشتت جبهه اسلامی هند شد و در دل برادران مسلمان، نسبت به یکدیگر کینه و نفرت پدید آورد و صفای مسجد و محراب و شکوه رمضان و عاشورا را کدر ساخت و طنین با حشمت بانگ «الله اکبر» و وحدت جهت قبله را که دل دشمن را آب می کرد و جان یهود و نصارای استعمارگر را می گداخت دستخوش نابه سامانی و تزلزل ساخت. سپس برخی دیگر از جان های تاریک و ایادی شر، به گونه ای دیگر به نشر و تکثیر کتاب پرداختند. (3)
مولوی عبدالعزیز دهلوی حرف تازه ای برای زدن ندارد بلکه حرف های پیشینیان خود، مثل ابن تیمیه، روزبهان، جوزی (4) و کابلی از عالمان متعصب اهل سنت را تکرار کرده است.
جالب توجه است که این کتاب کاری ابتکاری هم نبوده است و مؤلف ایراد و اشکال تازه ای بر شیعه عرضه نکرده است، بلکه ترجمه و سرقتی بوده است از تالیفی که سال ها پیش نوشته شده است; زیرا بنا به نگارش نویسنده نجوم السماء (ج 1، ص 352) و مؤلف کتاب عبقات الانوار (مجلد حدیث غدیر)، اصل این کتاب همان کتاب صواقع خواجه نصرالله کابلی است که عبدالعزیز آن را به (فارسی) ترجمه کرده (5) و به نام خود به چاپ رسانده است. مولوی عبدالعزیز دهلوی کتاب تحفه اثناعشریه را با تهمت، جسارت و بسیار بی محتوا و سبک به پایان برد.
خدا گواه است هنگامی که انسان نوشته های واهی و بی بن کتاب تحفه اثناعشریه را می نگرد، می بیند که یک صدم معلومات بیکرانی که در اقیانوس میرحامد حسین موج می زند و خیزابه می گیرد، برای روشن شدن نادرستی کتاب تحفه و ضعف علمی نویسنده آن بسنده است. (6)
هم اندیشان کج اندیش خیال نگر او با پندار محکم بودن تحفه اثناعشریه سعی بر ترویج آن داشتند تا با ارائه آن ورژنی جدید از سقیفه ارائه دهند. در این راستا کتاب تحفه اثناعشریه «در سال 1227 به وسیله غلام محمدبن محیی الدین اسلمی در شهر مدارس هندوستان به عربی ترجمه شد» (7) و از آن پس چندین بار به صورت خلاصه و ترجمه چاپ و توزیع شد. کتاب تحفه، با چاپ های متعدد، در تحریک حس بدبینی اهل سنت علیه جامعه شیعه، اختلاف در صفوف مسلمین، تیره و تار ساختن روابط اجتماعی، سیاسی و فرهنگی مسلمین تا حدودی مؤثر افتاد.
مباحث مورد بحث کتاب تحفه اثناعشریه در دوازده باب تنظیم شد که عبارتند از: 1. درکیفیت حدوث مذهب تشیع و انشعاب آن به فرق مختلف; 2.در مکاید شیعه و طرق اضلال و تلبیس; 3. در ذکر اسلاف شیعه و علما و کتب ایشان; 4. در احوال اخبار شیعه و ذکر روات آن ها; 5. در الهیات; 6. در نبوات; 7. در امامت; 8.در معاد; 9. در مسائل فقهیه; 10. در مطاعن خلفای ثلاثه و ام المؤمنین و دیگر صحابه; 11. در خواص مذهب شیعه مشتمل بر سه فصل: الف) در اوهام، ب) در تعصبات، ج) در هفوات; 12. در تولا و تبرا مشتمل بر مقدمات عشره. (8)
پاسخ هایی بر تحفه اثناعشریه
امامت و رهبری، فلسفه سیاسی اسلام و مترقی ترین فلسفه سیاسی است. دانشمندان و عالمان مجاهد شیعه، همواره، در صدد بوده اند تا این فلسفه، یعنی اصل «امامت » را تحکیم بخشیده و حراست نمایند; اصلی که عظمت و سعادت بشر در گرو آن است. در این راستا پس از نگارش کتاب مستهجن و بی بنیاد تحفه اثناعشریه از سوی عبدالعزیز دهلوی که در آن کتاب احادیث متواتر پیرامون امامت و خلافت امیرالمؤمنین(علیه السلام) را انکار کرد عالمان شیعه به پا خاستند تا رسالت خویش در پاسداری و صیانت از امامت و رهبری را به انجام برسانند، بنابراین عده ای از عالمان شیعه کتاب هایی در رد تحفه اثناعشریه مولوی عبدالعزیز دهلوی نگاشتند که به تعدادی از آن ها اشاره می کنیم:
1. میرزا محمد اخباری نیشابوری ابن عبدالنبی (مقتول 1232ه.ق). سیف الله المسلول علی مخربی دین الرسول این کتاب در رد بر تمام تحفه اثناعشریه است.
2. سید دلدار علی بن سید محمد معین نقوی لکهنوی (م 1235ه.ق). احیاء السنة وامامة البدعة (فارسی) در رد بر باب هشتم تحفه و حسام الاسلام و سهام الملام(فارسی) در رد باب ششم تحفه و الصوارم الالهیه(فارسی) در رد باب پنجم تحفه و ذوالفقار(فارسی) در رد بر باب دوازدهم تحفه اثناعشریه.
3. میرزا محمد بن احمد خان طبیب کشمیری دهلوی (م 1235ه.ق). النزهة الاثنی عشریه در رد تمام ابواب دوازده گانه تحفه اثناعشریه.
4. سید محمد قلی نیشابوری والد ماجد صاحب عبقات، نویسنده برهان السعادات در رد باب هفتم تحفه و سیف ناصری در رد باب اول تحفه و تقلیب المکائد در رد باب دوم تحفه و تشیید المطاعن در رد باب دهم تحفه و مصارع الافهام لقلع الاوهام در رد باب یازدهم تحفه اثناعشریه.
5. سبحان علی خان هندی (م 1260ه.ق). الوجیزة فی الاصول(فارسی). وی در این کتاب مقداری پیرامون علم اصول به بحث پرداخت، آن گاه احادیث دال بر امامت امیرالمؤمنین(علیه السلام) را ذکر کرد و سپس متعرض سخنان صاحب تحفه اثناعشریه شد و آن ها را رد کرد.
6. سلطان العلماء سید محمد بن سید دلدار علی (م 1284ه.ق). الامامة(عربی) در رد باب هفتم و بوارق موبقه(فارسی) در رد باب هفتم تحفه اثناعشریه.
7. سید مفتی محمد عباس شوشتری (م 1306ه.ق). جواهر عبقریه در رد تحفه اثناعشریه.
8. خیرالدین محمد اله آبادی. هدیة العزیز(فارسی) در رد باب چهارم تحفه اثناعشریه. وی همعصر پدر صاحب عبقات بود.
9. علامه سید جعفر معروف به ابوعلی خان موسوی. وی دو کتاب در رد تحفه به رشته تحریر در آورد.
الف) برهان الصادقین رد بر باب هفتم;
ب) تکسیر الضمین(فارسی) رد بر باب دهم.
10. شیخ مهدی بن حسین خالصی کاظمی (م 1343ه.ق). کتابی به نام تصحیف المنحة الالهیه، عن النفثة الشیطانیة نوشت.
11. علامه بزرگوار میرزا فتح الله معروف به شریعت (شیخ الشریعه) اصفهانی (م 1339ه. ق). المنحة الالهیة.
12. علامه محقق سید محمد امام جمعه سلطان العلماء. وی استاد صاحب عبقات الانوار است. کتابی در رد تحفه به نام طعن الرماح نوشته است. (9)
13. میرحامد حسین صاحب عبقات الانوار .
شخصیت میرحامد حسین و کتاب عبقات
علامه سید میرحامد حسین موسوی هندی نیشابوری، متکلمی بزرگ، عالمی متبحر و نام آور و استوانه ای استوار در قرن سیزدهم به شمار می آید. در زمان شاه سلطان حسین صفوی، سید محمد نامی، از علمای نیشابور، به هندوستان رفت و در دهلی اقامت گزید. فرزندان وی به مناصب دولتی در آمدند و کم کم اهمیت پیدا کردند. یکی از احفاد سید محمد، به نام برهان الملک فرماندار صوبه اود شد... در زمان پادشاهان نیشابوری، جماعت زیادی از نیشابور و مشهد مقدس و سایر شهرهای خراسان به هندوستان رفتند و در شهر لکهنو مرکز حکومت آنان ساکن شدند. سادات نقوی تکه نیشابوری هستند در زمان پادشاهان اود به هند رفته اند. مرحوم میرحامد حسین نیشابوری، صاحب عبقات الانوار درتحت حمایت این خاندان حاکم شیعی فعالیت می کرد.... (10)
وی در پنجم محرم سال 1246هجری قمری متولد شد. نام وی سید مهدی و کنیه او ابوالظفر بود و به سید حامد حسین معروف گشت. سید میرحامد حسین نزد پدرش به فراگیری علوم و معارف اسلامی پرداخت و در پانزده سالگی پدرش را از دست داد. آن گاه ادبیات و نهج البلاغه را نزد مفتی سید محمد عباسی، مقامات حریری را از مولوی سید برکت علی صاحب فراگرفت و حکمت و فلسفه را از سید مرتضی بن سلطان العلما و سید محمد بن دلدار علی آموخت.
میرحامد حسین، عالمی پر تتبع بود و بر آثار عالمان گذشته و اخبار و روایات تسلط و در این خصوص شهرت خاصی داشت. وی پس از کسب علوم معقول و منقول عمر خویش را به بحث و پژوهش در اسرار اعتقادات دینی و حراست از ارزش های اسلام راستین و احیای فلسفه سیاسی اسلام گذراند و در این راستا آثار گرانسنگی از خود به یادگار گذارد که صاحب اعیان الشیعه (جلد 18، ص 373) آن ها را ذکر کرده است.
میرحامد حسین در هجده صفر سال 1308 هجری قمری به دعوت حق لبیک گفت و در حسینیه جناب غفران مآب مدفون شد. رحلت میرحامد حسین،جهان اسلام و تشیع خصوصا مردم مسلمان هندوستان را در سوگ خود داغدار نمود و در عزایش به سوگ نشستند. ادبا و شعرا در تمجید از شخصیت او قصیده ها سرودند و در رثای وی مرثیه های بسیاری گفتند.
پدر میر حامد حسین، سید محمد قلی موسوی (م 1260ه.ق) سه فرزند به نام های سید سراج حسین (م 1282ه.ق)، سید اعجاز حسین (م 1286ه.ق) و سید حامد حسین (م 1306ه.ق) داشت. سیدناصر حسین (م 1361 ه.ق) و سید ذاکر حسین از فرزندان سید میرحامد حسین هستند. فرزندان سید محمد قلی موسوی همگان از عالمان دین و مشعل داران فرهنگ، عزت و فضیلت بودند و از خود آثار گرانسنگی به یادگار گذاردند. این خاندان بزرگ، ستارگانی درخشان در آسمان اندیشه بودند و هماره مشعل علم و تقوا و اعتقادات دینی را فروزان نگه داشتند.
علامه امینی درباره میرحامد حسین می گوید :
این سید پاک بزرگوار چونان پدر قدیس خویش، یکی از شمشیرهای آخته خداست بر سر دشمنان حق و درفش پیروزی حقیقت و دین، و آیتی بزرگ از آیات خدای سبحان است. خداوند به دست او حجت را تمام کرد و راه راست و حق را آشکار ساخت. (11)
عبقات الانوار
هرگاه از سوی عالمان شیعه کتابی بر رد تحفه اثناعشریه نگاشته می شد، عالمان هم اندیش مولوی عبدالعزیز و شاگردان وی در صدد پاسخ به آن بر می آمدند اما از آن جایی که کتاب عبقات الانوار میرحامد حسین از قوت بالا و منطقی محکم برخوردار بود آنان را یارای مبارزه و پاسخ نبود. «تاکنون نشنیده ام که کتابی بر رد عبقات الانوار نوشته شده باشد». (12) و این بهترین دلیل بر ناتوانی و تهی بودن اندیشه آنان است.
میرحامد حسین علاوه بر مستندنویسی، آداب اسلامی را کاملا رعایت می کرد. وی با برهان، دلیل، منطق و با حلم، صبر، عدل و انصاف از عهده پاسخ صاحب تحفه اثناعشریه برآمد.
صاحب تحفه اثناعشریه بر این باور بود که دلیل شیعه بر امامت ائمه(علیهم السلام) منحصر در شش آیه و دوازده حدیث نبوی می باشد. میرحامد حسین می گوید:
اقول: ان اول ما فی هذا الکلام هو: حصر «الدهلوی » الاحادیث النبویة الشریفة الدالة علی خلافة امیرالمؤمنیین(علیه السلام) و ولایة المطلقة فی «اثنی عشر حدیثا» و هذا انکار للحقیقة الراهنة ولنا ندری اهو حصر عقلی ام استقرائی؟
اما العقل، فلاسبیل له الی الحکم فی مثل هذه القضایا و البحوث، وان کان حصرا استقرائیا، فان الواقع خلاف ما زعمه، فان النصوص الواردة فی هذا المضمار تبلغ فی العدد لاضعاف المضاعفة لهذا العدد المزعوم...، کما لایخفی علی الخبیر المنصف. (13)
میرحامد حسین پاسخ خود را متوجه آیات و روایات مورد نظر عبدالعزیز دهلوی که در بخشی از تحفه اثناعشریه خود دلالت و سند آن ها را ضعیف دانسته بود ساخت و به همین جهت کتاب خود، عبقات الانوار را در دو منهج تنظیم و تالیف کرد.
منهج اول
وی در منهج اول به بحث و بررسی و اثبات دلالت آیاتی چند از قرآن، مانند «انما ولیکم الله » و «الیوم اکملت لکم دینکم » و... بر امامت پرداخت.
متاسفانه این مجلد تاکنون چاپ نشده است «ولی در کتابخانه مؤلف در لکهنو، و در کتابخانه مولوی سید رجبعلی خان سبحان الزمان درجکراوان و... موجود است ». (14)
علامه سید علی حسینی میلانی در جلد بیستم چاپ جدید خلاصه عبقات الانوار، که نام نفحات الازهار را بر آن نهاد، به اثبات دلالت شش آیه از آیات قرآن به روش علامه میرحامد حسین پرداخت که کاری بسیار مبارک می باشد.
آیات منهج اول عبارتنداز: 1. انما ولیکم الله ورسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة ویؤتون الزکوة وهم راکعون; 2.انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا; 3. قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی; 4. فمن حاجک فیه من بعد ما جاءک من العلم فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابناءکم و نساءنا و نساءکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنة الله علی الکاذبین; 5. انما انت منذر و لکل قوم هاد; 6. والسابقون السابقون اولئک المقربون.
منهج دوم
علامه میرحامد حسین منهج دوم را به بحث از احادیث دوازده گانه درباره امامت ائمه(علیهم السلام) و پاسخ به اعتراضات و شبهات وارده از سوی اهل سنت که مولوی عبدالعزیز دهلوی در کتاب «تحفه اثناعشریه » خود آن ها را مطرح کرده است اختصاص داد که تعدادی از آن به زیور طبع آراسته شد و بعضی را فرزندان و نوه او تکمیل کردند و به چاپ رساندند و از بعضی دیگر اطلاعی در دست نیست.
مجلدات عبقات الانوار که به دست میرحامد حسین نوشته شده، عبارتند از:
1. بررسی حدیث غدیر (یامعشر المسلمین! الست اولی بکم من انفسکم؟ قالوا: بلی، قال: من کنت مولاه فعلی مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه) از نظر سند و دلالت;
2. بررسی حدیث تشبیه (من اراد ان ینظر الی آدم فی علمه و الی نوح فی تقواه و الی ابراهیم فی حلمه والی موسی فی بطشه والی عیسی فی عبادته فلینظر الی علی بن ابی طالب) از نظر سند و دلالت;
3. بررسی حدیث منزلت (اما ترضی ان تکون منی بمنزلة هارون من موسی الا انه لانبی بعدی) از نظر سند و دلالت;
4. بررسی حدیث نور (کنت انا و علی بن ابی طالب نورا بین یدی الله عزوجل قبل ان یخلق آدم باربعة آلاف عام، فلما خلق آدم، قسم ذلک النور جزاین، فجزء انا و جزء علی) از نظر سند و دلالت;
5. بررسی حدیث ولایت (علی منی و انا من علی وهو ولیکم من بعدی) از نظر سند و دلالت;
البته اجل مهلت نداد تا احادیث دیگر را تکمیل نماید و پس از او فرزند برومندش، سید ناصر حسین که او نیز چون والدش از اختران درخشان آسمان فضیلت بود چهار حدیث دیگر را به همان اسلوب والد ماجد تتمیم نمود که به شرح زیر است:
1. بررسی حدیث طیر (قال رسول الله(ص): اللهم ائتنی باحب خلقک الیک والی یاکل معی فجاءعلی) از نظر سند و دلالت;
2. بررسی حدیث باب (انا مدینة العلم و علی بابها...) از نظر سند و دلالت;
3. بررسی حدیث ثقلین (انی تارک فیکم الثقلین، ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا بعدی احدهما اعظم من الآخر: کتاب الله و عترتی) از نظر سند و دلالت;
4. بررسی حدیث سفینة (الا ان مثل اهل بیتی فیکم مثل سفینة نوح من رکبها نجا و من تخلف عنها هلک) از نظر سند و دلالت.
این مجلدات نیز به چاپ رسید و پس از مرحوم سید ناصر حسین، فرزندش سید محمد سعید، که از عالمان برجسته عصر خود بود، دو حدیث دیگر را به شرح زیر تکمیل نمود:
1. برسی حدیث مناصبة (من ناصب علیا الخلافة فهو کافر) از نظر سند و دلالت (به زبان عربی);
2. بررسی حدیث خیبر (لاعطین الرایة غدا رجلا یحب الله ورسوله ویحبه الله ورسوله یفتح الله علی یدیه) از نظر سند و دلالت فقط (به زبان عربی).
متاسفانه این دو حدیث تاکنون چاپ نشده اند. آن دو، شش حدیث نامبرده را نیز به نام نامی و اسم گرامی مرحوم سید میرحامد حسین قرار دادند تا از مقام شامخ آن مجاهد بزرگوار تجلیل و تقدیر شود و اضافه بر آن، مرحوم سید ناصر حسین و فرزندش همان رهی را سپردند که بنیانگذار عبقات ترسیم فرموده بود.
تاکنون 16 جلد از عبقات الانوار به چاپ رسیده که در مورد نه حدیث است. دو «حدیث المناصبة » و «خبیر» (قسمت اول) نوشته شده ولی تاکنون به چاپ نرسیده است (15) و متاسفانه دو حدیث «حق » (رحم الله علیا، اللهم ادر الحق معه حیث دار ) و «خیبر» (قسمت دوم) از مجموع دوازده حدیث نوشته نشده است. (16)
عالمان دین و دانشمندان اسلامی کتاب عبقات الانوار را شاهکار میرحامد حسین و کاری کارستان دانسته اند که تعدادی از این نظرگاه ها را بیان خواهیم کرد. علامه امینی درباره عبقات چنین می نویسد :
اما کتاب او، عبقات، بوی خوش آن، از کران تا کران جهان وزید، و آوازه این کتاب، خاور و باختر را فرا گرفت. هر کس این کتاب را دید، دید که معجزه ای روشن و روشنگر است، که هیچ باطلی و نادرستی در آن راه نخواهد داشت. ما از این کتاب پر ارج و دانش فراوانی که در آن گرد آمده است استفاده بسیار بردیم. از این رو سپاس های پیاپی خویش را به پیشگاه او و پدر گرامی اش تقدیم می داریم و از درگاه خدا برای آنان، پاداش های بزرگ و بسیاری می طلبیم. (17)
امام خمینی قدس سره در کتاب کشف الاسرار می گوید :
... کتاب عبقات الانوار سید بزرگوار حامد حسین هندی، که چهار جلد بزرگ در حدیث غدیر تصنیف کرده و چنین کتابی تاکنون نوشته نشده و عبقات الانوار در امامت از قراری که شنیده شده سی جلد است و آنچه ما دیدیم هفت و هشت جلد است و در ایران شاید تا پانزده جلد آن پیدا شود و اهل سنت در صدد جمع این کتاب و تضییع آن هستند و ما ملت شیعه در خواب هستیم تا آن وقت که یک چنین گنج پرقیمت و گوهر گران بهایی از دست برود و اکنون قریب دو سال است که به ملت شیعه راجع به تجدید طبع این کتاب پیشنهاد شده و به خونسردی تلقی شده است. با این وصف با خواست خدا جلد غدیر در تحت طبع است، لکن بر علمای شیعه بالخصوص و دیگر طبقات لازم است که این کتاب را، که بزرگ ترین حجت مذهب است، نگذارند از بین برود. (18)
محمدرضا حکیمی می نویسد :
به راستی کتاب عبقات، عظیم است. آن اقیانوس بیکران و آن دریای ژرف، این کتاب است. این چنین کتابی، در دیگر آفاق بشری و فرهنگ ملت ها نیز همانند ندارد. هر چه دانشمندان و عالمان بزرگ درباره آن گفته اند و هر چه سپس بگویند، حق آن است. این همه آگاهی و عمق، این همه معرفت و استقصا، این وسعت دامنه اطلاع، این خبرویت و تبحر... این قوام و ماده، این ها همه به راستی اعجاز است در عالم فکر و تالیف و در عرصه قدرت های انسانی. کتاب عبقات، با مجلدات بسیارش، یکی از والاترین نمونه های کار خرد انسانی و پشتکار و مسؤولیت بشری است و یکی از ارجمندترین سندهای هدایت و ارشاد. (19)
وی همچنین می گوید:
کتاب عبقات الانوار شاهکار علمی شیعه است در رشته مناظرات و عقاید و فلسفه سیاسی، در سده سیزدهم اسلامی. (20)
دانشمند بزرگ مرحوم حاج میرزا ابوالفضل کلانتری تهرانی می نویسد :
... رجوع کن به کتاب عبقات الانوار، تصنیف سید جلیل محدث عالم عامل، نادرة الفلک... الامیر حامد حسین المعاصر الهندی... که عقیده من بنده چنان است که از ابتدای تاسیس علم کلام تا حال تالیف این مختصر، کتابی در مذهب شیعه از جهت اتفاق نقل و کثرت اطلاع بر کلمات اعدا و احاطه به روایات وارده از آن ها در باب فضایل تا آن جا که نوشته است مثل این کتاب مبارک تصنیف نشده است. (21)
هدف از نگارش عبقات الانوار
علامه میرحامد حسین کتاب عبقات الانوار را در مقام دفاع از مذهب تشیع و فلسفه سیاسی اسلام و با انگیزه روشنگری و بیدارسازی و حق شناسی نگاشت که با آن تشیع در آن منطقه رونق یافت و افراد بسیار زیادی به مذهب تشیع گرویدند و برکات آن بر جهان اسلام باریدن گرفت.
علامه میر حامد حسین در این کتاب، تمام سعی و تلاش خود را معطوف این داشت تا عبقات الانوار، فلسفه امامت را روشن و مبین سازد و اسلام واقعی را معرفی کند; اسلامی که به عزت و آگاهی، تکامل و سعادت بشر و پویایی جامعه می اندیشد و رهبران آن، پیامبران و امامان معصومند. انسان با چنین ارزش، جایگاه و ارجمندیی، بایسته است فقط از رهبران معصوم پیروی کند تا شان و منزلت و عزت انسانی او تحت رهبری امامان معصوم حفظ شود.
روش تحقیق
روش میرحامد حسین در نگارش این کتاب بدین گونه می باشد که ابتدا، مطلب مورد ادعای صاحب تحفه اثناعشریه را به همراه مستندات او دقیق و کامل بیان می کند آن گاه به پاسخ و رد آن می پردازد که در این رد و پاسخ، نخست سند احادیث مورد بحث (ثقلین، ولایت، غدیر، باب...) را بررسی می کند و آن گاه به اثبات تواتر و قطعی الصدور بودن، تنها از طریق اهل سنت و کتاب ها و مدارک معتبر آنان می پردازد و در این مورد، اسامی راویان آن حدیث شریف را از قرن دوم تا قرن سیزدهم (عصر خود) براساس قرن و با ذکر تاریخ وفات بیان و سپس حدیث مورد روایت آن راوی را ذکر می نماید و بعد به معرفی راوی، اعم از صحابی، تابعی، عالم و مؤلف می پردازد و نظریات صاحبان تراجم و شرح حال نگاران را در خصوص او بیان و حتی بعضی از کتاب ها، مانند مسند احمد، الامامة والسیاسه ابن قتیبه را نیز معرفی می کند. آن گاه متن حدیث و چگونگی دلالت آن را بر وفق نظر شیعه بر می رسد و تحلیل می کند و در پایان به یکایک شبهات و اعتراضات عامه پاسخی مبرهن می دهد.
میرحامد حسین پس از نقل مطالب یا حدیث، نشانی دقیق مصدر را، حتی باب و فصل و صفحه را می نگارد. این روش نگارش میرحامد حسین در عبقات الانوار بود و فرزندان و نوه او، که بعضی از مجلدات عبقات الانوار را کامل کردند همین شیوه را پی گرفتند. عبدالعزیز دهلوی بر این باور بود که فقط دوازده حدیث بر اثبات امامت علی بن ابی طالب(علیهما السلام) وجود دارد و عالمان شیعه به آن ها استناد می کنند.
عبدالعزیز دهلوی در بخشی از باب هفتم کتاب خود که پیرامون مساله خلافت و موضوع امامت نگاشته است چنین وانمود می کند که عقاید شیعی مذهبان درباره پیشوایی و خلافت بلافصل علی(علیه السلام) و یازده نفر ائمه بر حق دیگر، مبنی بر دوازده یا سیزده روایتی است که یک یک آن ها را نقل کرده و سرانجام می گوید:
این احادیث به جز یکی یا دو تا از آن ها، بقیه از نظر سند ضعیف و از درجه اعتبار ساقط و از حیث دلیل بودن بر مدعات شیعه نارسا و غیر کافی است. (22)
و نیز جمله ای از آیات شریفه قرآنی را، که مورد استفاده شیعه بود، نقل و سپس دلالت آن آیات را بر عقیده شیعه تخطئه می نماید.
اگر چه احادیث مورد استدلال و استناد شیعه بر امامت آن حضرت بسیار زیاد می باشد، اما چون صاحب تحفه دوازده حدیث را مورد نقد قرار داد علامه میرحامد حسین نیز در عبقات الانوار از دوازده حدیث شریف بحث می کند و به تثبیت و تحکیم آن می پردازد، اگر چه هر یک از این احادیث خود به تنهایی بر اثبات امامت علی بن ابی طالب(علیهما السلام) کافی است.
روش تحقیق میرحامد حسین در واقع بحث از علوم مختلف، مانند علم تفسیر، کلام، حدیث، درایه، رجال، تاریخ و ادبیات بود. بنابراین بحث های عبقات الانوار بسیار کامل و جامع می باشد و برای هر مفسر، متکلم، مورخ، ادیب و عالم محدثی قابل استفاده است.
شیخ آقا بزرگ تهرانی نکته اخلاقی قابل توجهی را درباره علامه بزرگوار میرحامد حسین بیان می کند:
امر عجیب این است میرحامد حسین این همه کتاب های نفیس و این دائرة المعارف های بزرگ را تالیف کرده است، در حالی که جز با کاغذ و مرکب اسلامی (یعنی کاغذ و مرکبی که در سرزمین های اسلامی به دست مسلمانان تهیه می شده است) نمی نوشته است و این به دلیل تقوای فراوان و ورع بسیار او بوده است اصولا دوری وی از به کار بردن صنایع غیر مسلمانان مشهور همگان است. (23)
زبان نگارش
از آن جایی که کتاب تحفه اثناعشریه به زبان (فارسی) نوشته شده بود میرحامد حسین نیز، که در صدد پاسخ به آن بود، کتاب عظیم عبقات الانوار خود را به زبان فارسی نگاشت. نثر فارسی، زیبا، پخته و پرمغز این کتاب نه تنها ملال آور یست بلکه شیرین و دلنشین است و چون از علوم مختلف بهره گرفته متنوع و گونه گونه است و هر خواننده را برای پی گیری موضوع ها و بحث ها، به دنبال خود می کشاند.
منابع تحقیق میرحامد حسین
بخشی از این منابع و مصادر علامه میرحامد حسین، کتابخانه پدر بزرگوارش مرحوم سید محمد قلی موسوی و بخشی دیگر، کتاب های خریداری شده در مسافرت ها بود. بخش سوم منابع مورد نیاز علامه را از بلادهای مختلف طبق تقاضایش برای ایشان ارسال می داشتند و بخش آخر را نیز از کتابخانه هایی که هنگام بازدید می دید، استفاده می کرد که این بازدید و بهره برداری از کتابخانه حرم شریف نبوی در مدینه منوره و کتابخانه مکه مکرمه و بعضی از کتابخانه های مشهور عراق بوده است. وی در تهیه این منابع متحمل رنج ها و زحمت های فراوان شد تا با بهره وری از کتاب های معتبر اهل سنت به اثبات ولایت و امامت ائمه(علیهم السلام) بپردازد. (24)
بخشی از کتاب های اهل سنت در موضوعات مختلف، که میرحامد حسین از آن استفاده کرده; عبارت است از:
حدیث: الصحاح الستة وشروحها، کتب السنن، کنزالعمال، الموطا وشروحه، المشکاة وشروحها;
تفسیر قرآن: تفسیر ابن کثیر، جلالین، کشاف زمخشری، درالمنثور سیوطی، طبری، روح المعانی;
سیره: السیرة النبویة المعروفة بسیرة ابن هشام، سیرة النبویة دحلان، سبل الهدی والرشاد فی سیرة خیر العباد;
فقه: المبسوط شمس الدین سرخسی، نیل الاوطار شوکانی، احکام الاحکام فی شرح عمدة الاحکام حلبی، بدایع الصنایع کاشانی;
اصول فقه: المختصر لابی الحاجب وشروحه، الاصول سرخسی، المنار و شروحه، مسلم الثبوت و شروحه، نهایة العقول فخررازی;
رجال الحدیث: تهذیب الکمال امزی، تهذیب التهذیب ذهبی، الکمال فی اسماء الرجال، الثقات از ابن حیان;
کلام: شرح المقاصد تفتازانی، شرح المواقف جرجانی، شرح التجرید قوشجی...;
تاریخ: تاریخ الطبری، تاریخ ابن اثیر، تاریخ ابن خلدون، تاریخ الیعقوبی، مروج الذهب مسعودی.
کتب مربوط به عبقات الانوار
1. تتمیم عبقات، اثر سید ناصر حسین معروف به شمس العلماء، فرزند سید میرحامد حسین;
2. تذییل عبقات، نوشته سید ذاکر حسین، فرزند صاحب عبقات الانوار;
3. تعریب، جلد اول، «حدیث مدینة العلم » به قلم سید محسن نواب;
4. تلخیص، جلد دوم، پنجم، ششم و بخشی از جلد یکم به نام الثمرات به قلم سید محسن نواب;
5. تکمیل، جلد هفتم عبقات الانوار، نوشته سید محمد سعید، فرزند سید ناصر حسین و نوه میر حامد حسین;
6. فیض القدیر فی ما یتعلق بحدیث الغدیر، تلخیصی است به قلم محدث شیخ عباس قمی.
مجلدات غدیر از کتاب بزرگ عبقات الانوار میرحامد حسین بسیار مفصل و طولانی است که این امر موجب شده است که کمتر مورد استفاده قرار گیرد. مرحوم حاج شیخ عباس قمی (م 1359ه.ق) آن را به صورتی زیبا تلخیص کرد و به فیض القدیر فیما یتعلق بحدیث الغدیر نام نهاد. وی در این تلخیص روش علامه میرحامد حسین را کاملا رعایت و ساختار و چارچوب کار وی را حفظ کرد و خواننده در مباحث و موضوع ها احساس گسست نمی کند. محدث شیخ عباس قمی در این خصوص در زندگی نامه خود می نویسد:
کتاب فیض الغدیر... و آن مختصری است از جلدین غدیر عبقات الانوار سید محدث، عالم متکلم، محقق و مدقق مؤید مسدد، محیی السنة وسیف الامة، فخرالشیعة و حامی الشریعة، سیدنا الاجل مولانا المیر حامد حسین الهندی. (25)
محدث قمی این اثر را در سال 1321هجری قمری در نجف اشرف به سامان رساند و تا هنگام تصحیح به صورت نسخه خطی در اختیار فرزندش قرار داشت که در سال 1364 هجری شمسی به همت آیة الله استادی با همکاری حجج اسلام، آقایان، رضا مختاری و سید علی میرشریفی تصحیح و تحقیق شده است و در سال 1406هجری قمری نخستین بار با همت مؤسسه در راه حق چاپ و بار دوم به کوشش مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم در 462 صفحه به زیور طبع آراسته شد.
محدث قمی خلاصه این کتاب را به دو مقصد تقسیم کرد: وی مقصد اول را به اثبات تواتر حدیث غدیر و نقض ایرادات فخررازی و مقلدین او و ذکر اسمای ناقلین و مخرجین این حدیث شریف از اکابر ائمه سنیه اختصاص داد که این فصل را در سه باب با این عنوان هاتنظیم کرد: باب اول: اثبات متواتر بودن حدیث غدیر و ذکر نام عالمان اهل سنت که کتابی در خصوص حدیث شریف تالیف کردند; باب دوم: ذکر کلمات فخر رازی در قدح حدیث شریف غدیر و جواب آن; باب سوم: در ذکر نام کسانی که در قدح حدیث غدیر از فخررازی تقلید کرده اند به همراه نقل کلمات بعضی از آنان.
مقصد دوم به بیان دلالت حدیث غدیر بر امامت حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) و نقض کلمات شاه صاحب دهلوی اختصاص دارد که باب اول آن به بحث از کلام شاه صاحب در قدح بر دلالت حدیث شریف غدیر و بعد به رد آن و وجوه دلالت حدیث غدیر بر امامت و خلافت حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) می پردازد. وی در این باب ده دلیل بر اثبات دلالت حدیث شریف غدیر بر امامت امیرالمؤمنین(علیه السلام) بیان می کند.
7. خلاصه عبقات الانوار. این مجموعه به زبان عربی می باشد که علامه سید علی حسینی میلانی تالیف و تعریب آن را در سال 1385هجری قمری در شهر کربلا آغاز کرد. وی در مقدمه جلد اول این کتاب به مباحثی از قبیل التزام علامه میر حامد حسین به قواعد مناظره و بحث، روش استدلال سندی و دلالتی، منابع اهل سنت در حوزه های تفسیر قرآن، علوم حدیث، سیره و تاریخ، فقه و اصول، رجال و کلام می پردازد.
علامه سید علی حسینی میلانی در سال 1414هجری قمری به بازنگری و چاپ مجدد خلاصه عبقات الانوار در 20 جلد به نام نفحات الازهار به صورتی زیبا و با فهرستی کامل در آخر هر جلد پرداخت. وی جلد یکم و دوم و سوم را به «حدیث ثقلین » و چهارم را به «حدیث سفینه » و پنجم را به «حدیث نور» و ششم، هفتم، هشتم و نهم را به «حدیث غدیر» و دهم، یازدهم و دوازدهم را به «حدیث مدینة العلم » و سیزدهم و چهاردهم را به «حدیث طیر» و پانزدهم و شانزدهم را به «حدیث ولایت » و هفدهم و هیجدهم را به «حدیث منزلت » و سرانجام جلد نوزدهم را به «حدیث تشبیه » اختصاص داد. این نوزده جلد مربوط به منهج دوم است.
ابتکار علامه سید علی حسینی میلانی
چون منهج اول عبقات که به آیات اختصاص داشت متاسفانه در دسترس نبود، علامه سید علی حسینی میلانی در ابتکاری ستودنی منهج اول را تالیف کرد و جلد بیستم نفحات الازهار را به این منهج اختصاص داد. وی این منهج را به روش میرحامد حسین تالیف کرد و در همان جلد(ص 8) به آن اشاره می کند. ایشان در این کتاب، هفت آیه مورد ادعای عبدالعزیز دهلوی را مطرح و دلالت آن ها را بر امامت ائمه(علیهم السلام) اثبات می کند. این آیات عبارتند از: 1. «ولایت » آیه 55سوره مائده; 2. «تطهیر» آیه 33 سوره احزاب; 3.«مودة » آیه 23 سوره شوری; 4. «مباهله » آیه 59 سوره آل عمران; 5. «انما انت منذر ولکل قوم هاد» آیه 24 سوره فاطر; 6. «و قفوهم انهم مسؤولون » آیه 24 سوره صافات; 7. «والسابقون السابقون اولئک المقربون » آیه 10 سوره واقعه. این کتاب در سال 1420هجری قمری/1378 در قم به زیور طبع آراسته شد.
8. عبقات الانوار در اثبات امامت ائمه اطهار(علیهم السلام): این مجموعه در شش جلد و با همت گروهی از فضلای اصفهان و به همت موسسه نشر نفائس مخطوطات به سال 1382/هجری قمری در اصفهان به چاپ رسید. در جلد اول و دوم (جمعا در 944 صفحه) به بحث و بررسی سند «حدیث شریف ثقلین » پرداخته شده و جلد سوم و چهارم و پنجم (با 912 صفحه) به بحث از دلالت «حدیث ثقلین » بر امامت ائمه(علیهم السلام) و اثبات آن اختصاص یافته است. در بخش عمده جلد ششم، به ادامه بحث از سند و دلالت «حدیث شریف سفینه » می پردازد و بخش آخر این جلد را، به معرفی تحفه اثنا عشریه و صاحب آن، معرفی میرحامد حسین، آثار و خانواده او اختصاص می دهد.
9. عبقات الانوار: به همت حضرت استاد حاج سید مصطفی مهدوی اصفهانی بخشی از عبقات الانوار به چاپ رسید که عبارتند از: «حدیث طیر» در یک جلد، «حدیث مدینة العلم » در دو جلد، «حدیث ولایت » در یک جلد، «حدیث تشبیه » در یک جلد و «حدیث نور» در یک جلد. این مجلدات به اهتمام مدرسه امام المهدی(علیه السلام) قم به چاپ رسید.
نامه ها
پس از انتشار کتاب عبقات الانوار در کشورهای اسلامی، میرحامد حسین مورد تقدیر علمای دین واقع شد و برای او نامه های تقدیر و تشکر ارسال داشتند که تعدادی از آن ها با عنوان «سواطع الانوار فی تقریظات عبقات الانوار» به کوشش سید مظفر حسن در 56 صفحه در لکهنو در سال 1304 هجری قمری منتشر شد و سپس در سال 1323 با افزودگی هایی به همت مولوی سید مظفر حسین در 124 صفحه به چاپ رسید. اکنون به چند نمونه از آن نامه ها بسنده می کنیم:
نامه آیة الله شیخ زین العابدین مازندرانی حائری:
... چون متدرجا مجلدات کتب مؤلفات و مصنفات آن جناب سامی صفات که عبارت از «استقصاء الافحام » و «عبقات » بوده باشد در این صفحات به دست علما و فضلای این عتبات عرش درجات، ملحوظ و مشاهد افتاد به اضعاف مضاعف آنچه شنیده می شد دیده شد در کتاب «احکمت آیاته ثم فصلت من لدن حکیم خبیر» از صفحاتش نمودار، «کتاب مرقوم یشهده المقربون » از اوراقش پدیدار، از عناوینش «آیات محکمات هن ام الکتاب » پیدا، و از مضامینش «هذا بلاغ للناس ولینذروا به ولیعلموا انه الحق و لیذکر اولوالالباب » هویدا، از فصولش عالمی را تاج تشیع و استبصار بر سر نهاد و از ابوابش به سوی «جنات عدن تجری من تحتها الانهار» باب ها گشاده، کلماتش «وجعلناها رجوما للشیاطین »، کلامش «الا لعنة الله علی القوم الظالمین »، مفاهیمش «الم اعهد الیکم یا بنی آدم ان لا تعبدوا الشیطان انه لکم عدو مبین »، مفاهیمش در لسان حال اعدا «یا لیت بینی و بینک بعد المشرقین و بئس القرین »، دلایلش «هذا بیان للناس و هدی و موعظة للمتقین »، براهینش «کتاب انزل الیک فلا یکن فی صدرک حرج منه لتنذر به و ذکری للمؤمنین »، برای دفع یاجوج و ماجوج مخالفین دین مبین، سدی است متین، و از جهت قلع و قمع زمره معاندین مذهب و آیین چون تیغ امیرالمؤمنین، سیمرغ سریع النقل عقل از طیران به سوی شرف اخبارش عاجز، همای تیزپای خیال از وصول به سوی غرف آثارش قاصر، کتبی به این لیاقت و متانت و اتقان تا الآن از بنان تحریر نحریری سرنزده و تصنیفی در اثبات حقیقت مذهب و ایقان تا این زمان از بیان تقریر حبر خبیری صادر و ظاهر نگشته.
از عبقاتش رایحه تحقیق وزان و از استقصایش استقصا بر جمیع دلایل قوم عیان، ولله در مؤلفها و مصنفها، «اکان للناس عجباان اوحینا الی رجل منهم ان انذر الناس و بشر الذین آمنوا ان لهم قدم صدق عند ربهم قال الکافرون ان هذا لساحر مبین ». (26)
نامه میرزای شیرازی به میر حامد حسین:
به عرض می رسانم: رجای واثق آن که علی الدوام در تشیید قواعد دین حنیف و تسدید سواعد شرع شریف، به برکات امام عصر، ولی زمان (ارواحنا له الفداء) موفق و مسدد باشید! اگرچه در مقام تودد و اتحاد کمتر میسر شده است بتوانم چنانچه شایسته است برآیم. واحد احد اقدس (عزت اسماؤه) گواه است، همیشه شکر نعمت وجود شریف را می کنم و به کتب و مصنفات رشیقه آن جناب مستانسم و حق زحمات و خدمات آن وجود عزیز را در اسلام نیکو می شناسم. انصاف توان گفت تا کنون در اسلام در فن کلام، کتابی به این گونه نافع و تمام تصنیف نشده است، خصوصا کتاب عبقات الانوار ، که از حسنات این دهر و غنایم این زمان است. بر هر مسلم متدین لازم است که در تکمیل عقاید و اصلاح مفاسد خود، به آن کتاب مبارک رجوع نماید و استفاده نماید و هر کس به هر نحو تواند در نشر و ترویج آن ها به اعتقاد احقر باید سعی و کوشش را فروگذار ندارد تا چنان که در نظر است اعلای کلمه حق و ادحاض باطل شود، که خدمتی شایسته تر از این به طریقه حقه و فرقه ناجیه کمتر در نظر است. (27)
محدث نوری نامه های بسیاری برای میر حامد حسین ارسال داشت که از آن مجموعه، دوازده نامه شناسایی شده و در نشریه نور علم (28) به چاپ رسیده است.

 

پی نوشت ها:
1. علامه سید علی حسینی، میلانی، خلاصه عبقات الانوار، ج 1،ص 158.
2. عبقات الانوار، چاپ اصفهان، ج 6، ص 1198.
3. محمد رضا حکیمی، میرحامد حسین، ص 118.
4. علامه سید علی حسینی میلانی، همان، ج 1، ص 111.
5. عبقات الانوار،حدیث ثقلین، چاپ اصفهان، ج 6، ص 1198-1199.
6. محمدرضا حکیمی، همان، ص 151.
7. عبقات الانوار، حدیث ثقلین، چاپ اصفهان، ج 6، ص 1199.
8. همان، ص 1200.
9. عبقات الانوار، چاپ اصفهان، ج 6، ص 1203-1207.
10. محمد رضا حکیمی، همان، ص 105، به نقل از: شهید مطهری قدس سره، خدمات متقابل اسلام و ایران.
11. الغدیر، ج 1، ص 156 و 157.
12. علامه سید علی حسینی میلانی، همان، ج 1، ص 128.
13. همان، ج 6، ص 51.
14. شیخ آقا بزرگ تهرانی، الذریعه، ج 15، ص 214.
15. عبقات الانوار، غلامرضا مولانا بروجردی در مقدمه، ج 1
16. علامه سید علی حسینی میلانی، همان، ج 1، ص 124.
17. الغدیر، ج 1، ص 156 و 157; حکیمی، همان، ص 123.
18. امام خمینی قدس سره، کشف الاسرار، ص 141.
19. حکیمی، همان، ص 128.
20. همان، ص 130.
21. عبقات الانوار، حدیث ثقلین، چاپ اصفهان، ج 6، 1228، به نقل از کتاب شفاء الصدور، ذیل جمله «السلام علیک یابن فاطمة الزهرا(علیهما السلام)»، ص 99-100.
22. عبقات الانوار، حدیث ثقلین، چاپ اصفهان، ج 6، ص 1208.
23. محمدرضا حکیمی، همان، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1359 .
24. علامه سید علی حسینی میلانی، همان، ج 1، ص 108 109.
25. فوائد الرضویه، ص 222.
26. سید علی حسینی میلانی،همان، ج 1، ص 116.
27. عبقات الانوار، مقدمه حدیث غدیر، ص 56; سواطع الانوار، ص 52; حدیث ثقلین، چاپ اصفهان، ج 6، 1237.
28. نور علم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، شماره 48، ص 88.

 

منبع : فصلنامه پژوهش و حوزه، شماره 3

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن