سه شنبه, 30 آذر 1395 ساعت 09:14
خواندن 499 دفعه

ارتباط نبوت و امامت در پرتو قرآن و زیارت جامعه کبیره

حجت‌الاسلام و المسلمین محمدرضا مصطفی‌پور، مدیر گروه کلام پژوهشگاه علوم وحیانی معراج، در گفت‌وگو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن (ایکنا) در پاسخ به این پرسش که ارتباط نبوت و ائمه(علیهم السلام) با توجه به زیارت جامعه کبیره چگونه است؟ گفت: اگر بخواهیم بحث را عمیق و ریشه‌ای بررسی کنیم، باید بگوییم که ما معتقدیم که امامت تداوم نبوت است، مگر در برخی از موارد خاص؛ بنابراین همان‌طور که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) باید مبعوث شود، انتخاب شود و عصمت یکی از شرایط این مقام برای هدایت است، در ادامه کار پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)، رسالت امامت هدایت است و شرط اینکه ایشان امامت خطاناپذیری را دارا باشند، باید از عصمت برخوردار باشند. در این رابطه است که می‌گویید پیامبر دارای شئون مختلفی است، پیامبر شأن نبوت، رسالت، امامت و ولایت دارد. شأن رسالت و نبوت ویژه پیامبر بوده و با خاتمیت ایشان پایان می‌یابد. دیگر شئون پیامبر که امامت و ولایت است که ولایت به حیث ارتباطی با خداوند مربوط می‌شود و امامت به شأن اجرایی و اداره امور مردم، به لحاظ معنوی و دنیوی مربوط می‌شود و طبیعتا بعد از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) امامان هستند که دارای شأن ولایت و امامت خواهند بود. 
مصطفی‌پور تصریح کرد: امامان رابط انسان و خدا هستند و کارشان دستگیری مردم و به اصطلاح، هدف‌شان ایصال مردم به مطلوب است؛ یعنی رساندن مردم به هدف است و نه فقط راهنمایی. از این جهت امامان علاوه بر اینکه مرجعیت علمی مردم را داشته باشند و حرف‌های اسلام را صریحا برای مردم بیان بکنند، باید مسئولیت اجرائی دین را هم داشته باشند و از دین باید حمایت و حفاظت بکنند و مانع از تحریف دین شوند و دین را به تعبیر برخی، معصومانه؛ یعنی بر اساس عصمت در اختیار مردم قرار دهند و چون شأن امام چنین است، طبیعتا تمام ویژگی‌های پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در امامان(علیهم السلام) از جمله علم و عصمت وجود دارد.
چرا به سراغ اهل بیت(علیهم السلام) می‌رویم؟ 
نویسنده کتاب «ولایت در قرآن» ادامه داد: به همین جهت ما در زیارت جامعه وقتی ایشان را ملاقات می‌کنیم، در مرحله اول ایشان را به عنوان اهل بیت نبوت می‌شناسیم و می‌گوییم، «السَّلامُ عَلَيْكُمْ يَا أَهْلَ بَيْتِ النُّبُوَّةِ»، در این جا «بیت» خانه سنگی و دیوار خشتی و گلی و امثال این‌ها نیست و مقصود از این بیت، آن بیت واقعی و حقیقی است؛ یعنی آن بیتی که واقعا در آن انسان می‌تواند به آسمان‌ها عروج یافته و آز آن‌جا با خبر شده و برای مردم خبر بیاورد. چنانچه در قرآن و در آیه «وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا: و در خانه‌های‌تان قرار گيريد و مانند روزگار جاهليت قديم زينت‌هاى خود را آشكار مكنيد و نماز برپا داريد و زكات بدهيد و خدا و فرستاده‏‌اش را فرمان بريد خدا فقط مى‏‌خواهد آلودگى را از شما خاندان [پيامبر] بزدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند» (احزاب، ۳۳) از اهل بیت نام برده می‌شود و آنها را به عنوان معصوم و پاک معرفی می‌کند که حداقل در حدیث «کسا» غیر از خود پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) حضرت امیر(علیه السلام)، حضرت زهرا(سلام الله علیها) و امام حسن و امام حسین(علیهما السلام) را شامل می‌شد و بعد هم طبیعتا دیگر فرزندان امام حسین(علیهم السلام) که امامان بعدی هستند مشمول این آیه می‌شوند.
مصطفی‌پور ادامه داد: به هر حال این مسئله وجود دارد که ایشان از آنجا که به بیت خدا ارتباط دارند، از یک شرافتی برخوردار هستند که ما از آنها به عنوان انسان‌های برجسته‌ای که توجه به ایشان منشأ خیر، برکت و رحمت برای انسان است، به آنها مراجعه می‌کنیم؛ بنابراین در نکته اول به ایشان اهل بیت نبوت گفته می‌شود که در اینجا مقصود کسانی هستند که بالاخره رابطه معنوی بین مردم و خداوند را مانند پیامبر داشته‌اند. در اینجا خانه یا بیت متعلق به مقام پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) است و نه شخص پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم). می‌دانیم که مطابق نظر بزرگان، پیامبر حقیقتی دارد که محمد بن‌عبدالله را شامل می‌شود و یک شأن حقوقی دارد که نبی، رسول، امام و ولی را در بر می‌گیرد و از این رو، اهل‌بیت نبوت؛ یعنی کسانی که به شأن حقوقی ارتباط دارند، نه نبی به عنوان شخص حقیقی.
اهل بیت؛ مَوْضِعَ الرِّسَالَةِ
مصطفی‌پور با بیان اینکه اهل بیت(علیهم السلام) از جهت ارتباط با مقام نبوت، یک سری خصوصیاتی دارند، گفت: ویژگی اول این‌ها آن است که موضع رسالت هستند؛ یعنی در آنجا رسالت الهی تحقق یافته و انتشار می‌یابد، منتهی رسالتی که در اینجا مطرح می‌شود؛ یعنی همان رسالت پیام‌رسانی است؛ یعنی کار ائمه این است که پیام خدا و رسول را به مردم می‌رسانند؛ لذا جایگاه ایشان، جایگاه پیام‌رسانی به مردم است که مردم را با تعالیم نبوی آشنا می‌کنند.
کیفیت وحی به ائمه
نویسنده کتاب «دین‌شناسی» ادامه داد: مطلب بعدی آن است که گفته می‌شود ایشان «مُخْتَلَفَ الْمَلائِكَةِ» هستند، طبیعتا چون ایشان از مقام عصمت برخوردار هستند، لازمه عصمت، ارتباط ایشان با فرشتگان و فرشتگان با آنهاست و این یعنی بیت نبوت محل آمد و شد فرشتگان است، این فرشتگان می‌آیند و با اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) سخن می‌گویند، منتهی سخن‌شان از نوع وحی تشریعی نیست. برخی ممکن است این اشتباه را بکنند و فکر کنند فرشتگانی که با ائمه هدی(علیهم السلام) مرتبط هستند برای ایشان وحی تشریعی می‌آورند، این طور نیست، و برای ایشان تعالیمی آورده می‌شود که از این طریق، تعالیم حق را سالم و بدون تحریف و بدون خطا در اختیار ائمه معصومین(علیهم السلام) قرار می‌دهند، چنان‌چه خود فرشتگان با پیامبر ارتباط داشتند و حقایقی را در اختیار پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) قرار می‌دادند. 
وی افزود: سومین مسئله که در زیارت جامعه از ویژگی‌های ائمه(علیهم السلام) مطرح شده است، «مَهْبِطَ الْوَحْيِ» است که مراد جایی است که وحی به هبوط می‌آید؛ یعنی جایی که وحی نازل و نزدیک می‌شود، منتهی باید توجه داشته باشیم وحیی که در اختیار ائمه معصومین(علیهم السلام) قرار می‌گیرد، طبیعتا از نوع وحی تشریعی نیست؛ چرا؟ چون با رسالت و خاتمیت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) آن وحی منقطع شده است و در زیارت‌نامه‌ها هم داریم که با فوت پیامبر نزول وحی، به معنای وحی تشریعی تمام شده است. اما وحی به معنای عام داریم که مثل آن در قرآن آیه «وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ: و آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما هدايت می‌کردند و به ايشان انجام دادن كارهاى نيك و برپاداشتن نماز و دادن زكات را وحى كرديم و آنان پرستنده ما بودند» (انبیا، ۷۳) است؛ یعنی ایشان را امامانی قرار دادیم که یکی از کارهای ما این است که به ایشان وحی می‌کنیم، این وحی را وحی توفیقی می‌گویند که هم ایشان کار درست انجام بدهند و هم ادراک معصومانه داشته باشند و هم پیام را معصومانه به مردم انتقال دهند. چنانچه قرآن این بحث را دارد و برای مثال به مادر موسی و خیلی از موجودات دیگر وحی کرد و آن‌ها از این وحی در راستای کمال خودشان استفاده می‌کنند یا برای مثال در شب قدر می‌بینیم که صحبت از همین است؛ بنابراین جبرئیل یا فرشتگان دیگر بر اهل بیت(علیهم السلام) فرود می‌آیند و حقایقی را در اختیار ایشان قرار می‌دهند تا ایشان این پیام‌ها را معصومانه در اختیار مردم قرار دهند. 
رحمت ائمه
نویسنده کتاب «ولایت در قرآن» تصریح کرد: در فراز چهارم این دعا می‌خوانیم که «ومَعْدِنَ الرَّحْمَةِ»، همان‌طور که پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) رحمةللعالمین بوده است،؛ لذا همان طور که قرآن می‌گوید رحمت پیامبر نسبت به همه مردم بوده است. از این که مردم هدایت نمی‌شدند هم پیامبر خود را به رنج می‌انداخت و قرآن می‌گوید این‌کار را نکن، مردم قابلیت می‌خواهند و اگر چنین قابلیتی داشته باشند، طبیعتا در مسیر هدایت قرار می‌گیرند و شما هم رحمتت شامل آنها می‌شود و برخی خود را در مسیر استفاده از رحمت خدا قرار نمی‌دهند. طبیعتا همان‌طور که پیامبر معدن رحمت بوده است، ائمه هم معدن رحمت هستند. این رحمت به اینجا بر می‌گردد که آنها مقام ولایت دارند و انسانی که ولی است، مقتضای ولایتش دلسوزی برای هدایت مردم و دستگیری آنها برای نجات است و طبیعتا می‌کوشند تا آنها از سقوط در آتش جهنم و گناه نجات پیدا بکند. در قرآن هم می‌فرماید: «وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ: و مردان و زنان با ايمان دوستان يكديگرند كه به كارهاى پسنديده وا مى‌دارند و از كارهاى ناپسند باز مى‌دارند و نماز را بر پا مى‌كنند و زكات مى‏‌دهند و از خدا و پيامبرش فرمان مى‌‏برند آنانند كه خدا به زودى مشمول رحمت‌شان قرار خواهد داد كه خدا توانا و حكيم است» (توبه، ۷۱) اگر کسی ایمان داشته باشد، ولایت داشته باشد نماز و زکات را اقامه کرده و خدا و رسول را اطاعت کند، معدن رحمت خداوند می‌شود و طبیعی است که خود پیامبران و ائمه معدن رحمت خدا هستند و این رحمت است که آنها را وادار به تعلیم و ارشاد مردم می‌کند و هم این‌که در مقام اجرا، به اجرای قانون‌ الهی بپردازند.
علم امامان(علیهم السلام)
وی با بیان اینکه در ادامه این دعا ائمه به «خُزَّانَ الْعِلْمِ» تعبیر شده‌اند، گفت: همان‌طور که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) از علوم الهی بهره‌مند بودند و خدا معلم پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بوده، امامان نیز چنین خصوصیتی دارند؛ لذا می‌فرماید «...وَعَلَّمَكَ مَا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ...: و آنچه را نمى‏‌دانستى به تو آموخت» (نسا، ۱۱۳) خدا هم معلم انسان و هم معلم پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) است از این رو ائمه(علیهم السلام) نیز تحت تعلیم خداوند قرار دارند و خدا علوم و معارف را در اختیار ایشان قرار می‌دهد و آنها به عنوان خزانه‌داران علم، این علوم را در بین مردم منتشر کرده و مردم را با حقائق الهی آشنا می‌کنند، مخصوصا در بعد انسان‌شناسی و حرکت انسان در مسیر کمال و چگونگی راه یافتن انسان به لقاء الهی و سعادت در دنیا و آخرت.
صبر امامان(علیهم السلام)
نویسنده کتاب «فطرت در قرآن» در ادامه افزود: در ادامه این دعا می‌خوانیم که می‌گوید «مُنْتَهَى الْحِلْمِ» یعنی ایشان نهایت حلم و بردباری را هم داشتند؛ زیرا انسان عالم، بردبار خواهد بود و تاریخ نشان می‌دهد که ایشان در برخوردهای نابه‌هنجار مردم و دولت‌ها سعی می‌کردند بردباری خود را حفظ کرده و سعه صدر داشته باشند و در کمال حلم و بردباری با مردم برخورد بکنند بدون اینکه خشم و غضبی بر آنها عارض شود. یکی از ویژگی‌های پیامبر هم همین مسئله بوده است که در واقع در این آیه «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ: پس به [بركت] رحمت الهى با آنان نرمخو [و پرمهر] شدى و اگر تندخو و سختدل بودى قطعا از پيرامون تو پراكنده مى‌‏شدند پس از آنان درگذر و برايشان آمرزش بخواه و در كار[ها] با آنان مشورت كن و چون تصميم گرفتى بر خدا توكل كن زيرا خداوند توكل‏كنندگان را دوست مى‌دارد» (آل‌عمران، ۱۵۹) به آن اشاره شده است. 
کرم معصومین(علیهم السلام) 
مصطفی‌پور تصریح کرد: در ادامه این دعا داریم که «أُصُولَ الْكَرَمِ» که این یعنی ایشان ریشه‌های کرامت هستند؛ یعنی یکی از ویژگی‌های ائمه این است که کرامت نه تنها به معنای بخشندگی داشتند بلکه یکی از معنای آن بخشندگی است. پیامبر بخشنده بوده و ائمه نیز چنین بودند و آیه «وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا: و  به [پاس] دوستى [خدا] بينوا و يتيم و اسير را خوراك مى‏‌دادند» (انسان، ۸) به این مسئله می‌پردازد.
ائمه پیشوایان امت‌ها و راه‌های ایمان
نویسنده کتاب «صفات خدا در نهج البلاغه» با بیان اینکه در ادامه این دعا می‌خوانیم که «قَادَةَ الْأُمَمِ» یعنی امامان(علیهم السلام) پیشوایان امت‌ها هستند و خودشان اصول و  ارزش‌های دینی را عمل می‌کنند و مردم هم باید دنبال رو آنها باشند، چنانچه پیامبر این طور بود. در قرآن نیز پیامبر و به تبع ایشان ائمه پیشوای مردم بیان شده‌اند، اما شرطش آن است که ایمان داشته باشند. 
مصطفی‌پور افزود: در جمله بعدی می‌فرماید «أَوْلِيَاءَ النِّعَمِ» یکی از ویژگی‌های ایشان این است که ولی نعمت مردم هستند؛ یعنی در واقع نعمت‌های مادی و معنوی خدا به وساطت ایشان به مردم می‌رسند، چنانچه در روایت داریم که اگر وجود حجت الهی نباشد زمین اهل خود را می‌بلعد. از نظر مادی و معنوی روشن است که ایشان ولی نعمت هستند. 
نویسنده کتاب «فطرت در قرآن» تصریح کرد: در ادامه می‌فرماید: «وَ عَنَاصِرَ الْأَبْرَارِ وَ دَعَائِمَ الْأَخْيَارِ» این‌ها عنصرهای نیکوکاری و ستون‌های خیر، برکت و رحمت هستند و به دنبال آن می‌گوید «وسَاسَةَ الْعِبَادِ وَ أَرْكَانَ الْبِلادِ» که یعنی رهبران سياسى بندگان، و پايه‌هاى كشورها، چنانچه پیامبر این طور بوده است و روایتی در اصول کافی داریم که می‌فرماید خداوند پیامبر را در همه جهات پرورش داده و به دنبال آن مقام سیاستمداری را برای اداره امور مردم به آنها واگذار کرده است و ما معتقدیم اخلاق مقدم بر سیاست است این روایت همین مسئله را برای ما بیان می‌کند از این رو ائمه سیاستمداران واقعی جامعه هستند و اداره امور اجتماعی مردم در اختیار این انسان‌های پاک است تا بتوانند مردم را به درستی و در جهت تأمین مصالح و منافع واقعی آنها هدایت بکنند.  
مصطفی‌پور در پایان گفت: در ادامه زیارت صحبت از «أَبْوَابَ الْإِيمَانِ» می‌شود؛ یعنی برای رسیدن به ایمان باید به ایشان متوسل شد چنانچه پیامبر فرمود من شهر علم و علی(علیه السلام) باب این شهر است و برای رسیدن به ایمان باید به این بزرگواران توجه کنیم. و در ادامه می‌گوید «وَ أُمَنَاءَ الرَّحْمَنِ» به معنای امینان خدای رحمان که جالب است در قرآن می‌خوانیم: «إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ: خدا به شما فرمان مى‏‌دهد كه سپرده‌ها را به صاحبان آنها رد كنيد و چون ميان مردم داورى مى‌‏كنيد به عدالت داورى كنيد در حقيقت نيكو چيزى است كه خدا شما را به آن پند مى‌دهد خدا شنواى بيناست ...» (نساء، ۵۸) که روایات فراوان آمده است که مراد از امانت، هدایتی است که در اختیار امامان باید قرار بگیرد و هر کسی را ما نمی‌توانیم به عنوان امام انتخاب کنیم و این بزرگواران هم از سوی خدا امین هستند و هم از سوی مردم امانت‌دارند و حق و قسط را اقامه می‌کنند و مسائل دیگر را پیش می‌برند. 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن