یکشنبه, 27 تیر 1395 ساعت 13:00
خواندن 1277 دفعه

علت وفات زودهنگام حضرت ام کلثوم چه بود؟ / آیا خلیفه دوم داماد علی علیه السلام بود؟

به کوشش: علی شاکر

حضرت ام کلثوم(سلام الله علیها) در چه تاریخی متولد شدند؟

ــ بسم الله الرحمن الرحیم. به خاطر مشکلاتی که تقيه را ایجاب می‏کرد و عدم وجود امكانات لازم در دسترس شيعیان، سند معتبری درمورد تاریخ ولادت حضرت ام کلثوم(سلام الله علیها) وجود ندارد و تاریخ دقیق تولد ایشان معلوم نیست. این مشکل حتی در رابطه با شخصیتی مانند امام چهارم نیز هست؛ یعنی درباره تاریخ ولادت امام سجاد(علیهم السلام) قريب به 13 قول و شايد بيشتر، وجود دارد. ایشان با اینکه یک امام معصوم هستند، ولی تعدد اقوال در روز ولادتشان اینقدر زیاد است؛ چه رسد به جناب ام کلثوم(سلام الله علیها).

 

چرا تواریخ ولادت برخی از بزرگان نامشخص است؟

ــ دلایل نامشخص بودن زمان دقیق ولادت برخی از ائمه اطهار(علیهم السلام) و فرزندانشان به سه دسته تقسیم میشود:

1. تحت الشعاع قرار گرفتن

حضرت ام كلثوم(سلام الله علیها) به دلیل ویژگیهای که حضرت زينب(سلام الله علیها) داشتند ـ مانند خواهر بزرگ بودن، وصي سيدالشهدا بودن، سخنرانيها، نائبة الامام بودن، قهرمانی‏ها در واقعه كربلا و ... ـ كمي تحت الشعاع قرار گرفتند. مثلاً ما بیش از 70 عنوان کتاب در مورد حضرت زينب(سلام الله علیها) داریم ولی در باب حضرت ام كلثوم(سلام الله علیها) شايد تنها 8 یا 9 مورد داشته باشیم.

مثلا حضرت ام البنين(سلام الله علیها) چهار پسر داشت که سه نفر دیگر آنها غیر از حضرت ابوالفضل(علیه السلام) هم ملا و آقازاده بودند. اما در این بین، نورانيت حضرت عباس(علیه السلام) آنها را تحت الشعاع قرار داد.

همین مسأله باز در مورد ابعاد شخصیتی خود حضرت ابوالفضل(علیه السلام) هم موضوع صادق است؛ یعنی چون شجاعت، پهلواني، پرچم داري و وفاداري ایشان بسیار چشمگیر بود، بقیه ابعاد شخصیتی حضرت عباس(علیه السلام) تحت الشعاع قرار گرفته است. درحالی که درباره ایشان داریم که "كان فقيهاً عالماً ؛ یعنی او یک دانشمند فقیه بود" و "كان فقيهاً زاهداً ؛ یعنی فقیهی بود که از دنیا دوری می‏کرد" و "بین عینیه اثر السجود ؛ بین دو چشمانش (یعنی بر پیشانیاش) اثر سجده بود". اما این سجایای بزرگ ایشان تحت الشعاع آن دلاوری هاست و بازگو نمی‏شود.

2. از بین رفتن اسناد شیعی

بسیاری از اسناد شیعه، به دست ما نرسيد و در آتشسوزي هایي كه در كتابخانهها شد از بین رفت؛ آتش سوزی در کتابخانه‏های شیعی بغداد، ری و یا نیشابور. در تاریخ آمده است که در آن زمان 32 دانشگاه وجود داشت که حدود 23 تا از آنها در نیشابور بود. مغول‏ها وقتي به نیشابور حمله كردند، فرمانده آنها پرسید: آب حمامها با چه گرم میشود؟ گفتند: با هیزم. او سپس دستور داد که از این پس آب حمامها باید تا يك هفته با كتب كتابخانهها گرم شود! حال درنظر بگیرید چقدر کتب شیعه در میان این کتب سوخت؟!

کتب ائمه که جای خود دارد، کتب شاگردان ائمه اطهار(علیهم السلام) نیز بسیار کم در دسترس ما است. «جابر بن حیان» شاگرد امام صادق(علیهم السلام) بود. وی 3900 تاليف دارد ولي از اين تعداد، حدود 30 کتب خطی وی در "كتابخانه و موزه ملک" تهران وجود دارد.

جابر کم شخصیتی نیست. نقل است که یکی از مالکان شرکت بنز آلمان، حدود 400 كتاب چاپ شده به زبان لاتين از جابر بن حيان را در كتابخانه خود دارد. وی گفته که 100 كتاب ديگر از جابر دارد که هنوز به لاتين ترجمه نشده است و اگر این 100 کتاب ترجمه شود، ديگر از منزلش خارج نمي شود چراکه همه چيز دارد.

یا پژوهشگر فلان دانشگاه میگوید دانشگاهی تاسیس کنیم كه فقط و فقط كتب جابر بن حیان را تدريس كند.

جابر شاگرد یک امام بود؛ حال اگر اسناد و علوم ائمه(علیهم السلام) به ما میرسید چهها میشد؟ به همین دلیل بنی امیه و بنی عباس میخواستند از ریشه، این مطالب را از بین ببرند.

اسلاف آنها در ماجرای آتش زدن خانه حضرت زهرا(سلام الله علیها) نیز گفتند: "میخواهیم خانه را با اهلش بسوزانیم" نه اينكه يك نفر را بكشند یا ببرند! مدارك این موضوع نیز از کتب شیعه و سنی بسیار است.

3. مظلوميت اهل بيت(علیهم السلام)

قاعده دشمنان اسلام همیشه بر اين بوده است که اسم و رسم اهل بيت(علیهم السلام) را از بين ببرند. مثلا قبر شریف امام حسين(علیه السلام) قريب به 13 بار ويران شد؛ در حالی که ايشان امام معصوم و ریحانه رسول الله(ص) است. حال از خواهرش ميگذارند اسم و رسمي بماند؟!

«متوكل» در دوران حكومتش، 70 هزار زائر را در راه زيارت امام حسين(علیه السلام) كشت؛ به جز آنهایي كه در زندانها كشته شدند. انگشت قطع مي كردند؛ دستان را از مچ و یا بازو قطع ميكردند تا کسی زیارت نرود.

تمام این مسایل باعث می‏شد که اگر هم كسي مطلبی درمورد اهلبیت(علیهم السلام) داشت، پنهان مي كرد چه برسد به تاريخ ولادت اين حضرات.

مثلا «مرحوم شهيد ثاني» فقه اهل بیت(علیهم السلام) را در مسجد الحرام درس ميداد ولی از باب تقيه این فقه را بر اساس مذاهب اربعه اهلسنت تدریس میکرد! یا «مرحوم كليني» 20 سال طول کشید تا کتاب کافی را تألیف کرد. حال معلوم میشود که تشيع و شیعیان چقدر در خفقان به سر مي برد.

 پس با اینهمه مشکلات، رسیدن همین حد از اطلاعات هم کار بسیار بزرگی بوده است.

ــ بله؛ تاريخ ولادت اهلبیت(علیهم السلام) اكثراً با کرامات به دست ما رسيده است یا سينه به سينه نقل شده و با زحمات فراوان در كتب نقل شده است.

در باب مظلومیت اهل‏بیت‎(علیهم السلام) به موضوع کربلا توجه کنید. حضرت امام باقر(علیهم السلام) فرمودند: "بزرگان و مردان ما را كشتند و بقيه مان را به شام بردند". منظور ایشان این نبود که آنها را به شام بردند تا آنها را مشاهده کنند؛ بلكه به قصد اين بود كه آنها را برای تفريح در آن مجالس بكشند!

حضرت ميفرمايند که 400 نفر از سران مملكتي و لشكري و كشوري، زنان رقاصه، جلادان و همه و همه آمده بودند. این حضرات را به قصد كشتن برده بودند که نگذارند اسم و رسمي از آنان بماند. «يزيد» و «معاویه» علناً گفتند که: "دفنا دفنا". یعنی این دو علنا اظهار داشتند که "اشهد أن محمداً رسول الله" را دفن میكنيم كه هيچ اثري از آن باقي نماند!

و رنج‏های فراوانی که روات و محدثان شیعه کشیدند...

ــ بله ؛ مثلاً «ابن ابي عمیر» چقدر به زندان رفت و چقدر شلاق خورد كه اسم شيعيان را به حاکمان بدهد؟! خواهرش تمام كتاب هايش را جمع كرد و در تابوتی گذاشت و روی تابوت را قیراندود كرد. سپس به شيعيان گفت كه به اسم اینکه كسي از اهل این خانه فوت كرده، تابوت را تشيیع کنید و به نخلستان ببرند و دفنش کنند. خواهر ابن ابی عمیر حتی به این نیز اکتفا نکرد و پس از دفن آن تابوت، روی آن سبزيجات كاشت. تا اینکه پس از سالها، ابن ابي عمیر از زندان آزاد شد و تابوت کتاب را درآورد. این کاری ابن ابی عمیر، کار کمی نبود.

اگر به کتاب "وسايل الشيعه" مراجعه کنید، میبینید که چقدر حديث با عنوان "عن ابن ابي عمیر" آمده است. روايات و احادیث، اینگونه و با این زحمات به دست ما رسيده است.

چقدر علمايمان را كشتند؛ درباره مرحوم شهيد را به گشتن تنها بسنده نکردند بلکه حتی سرش را جدا و بدنش را سوزاندند، سپس خاكسترش را به باد دادند؛ چقدر اولادشان را جلويشان كشتند؛ دلایل اینها، فقط این بود که اين روايات به دست ما نرسد. با همه این احوال، روايات به دست ما رسيد.

لذا این سه مورد باعث شد که ولادت بسیاری اهلبیت(علیهم السلام) و فرزندانشان یا نامشخص و یا با تعدد اقوال روبرو شود که ولادت حضرت ام کلثوم یکی از این موارد است.

حضرت ام کلثوم(سلام الله علیها) را معمولاً با کنیه نام می بریم. در مورد نام مبارک ایشان نیز توضیحی بفرمایید.

ــ در مورد اسم حضرت نیز در برخی کتب "امكلثوم كبري" و در برخی "زينب صغري" آمده است. از طرفي، يكي از كنيه هاي حضرت زينب(سلام الله علیها) نیز امكلثوم است که امكان دارد در بعضي مقاتل، اشتباه شود. یا از دیگر کنیههای حضرت زينب(سلام الله علیها) میتوان یه "ام الحسن" (چون فرزندي به نام حسن داشتند)، "ام المصائب"، "ام الرضايا"، "ام نوائب"، "عابده آل علي(علیه السلام)" و "ام كلثوم" اشاره کرد که ذکر کردیم.

لذا "ام کلثوم" برای حضرت زینب(سلام الله علیها) كنيه بود و اسم نبود؛ ولی براي حضرت ام كلثوم(سلام الله علیها)، اسم ایشان بود و كنيه نبود.

یکی از بحث انگیزترین مسائل مربوط به زندگی حضرت ام کلثوم(سلام الله علیها) ازدواج ایشان با خلیفه دوم «جناب عمر بن خطاب» است. عده ای معتقدند که این نقل، از تحریف‏های تاریخی است و عده ای هم می گویند که درست است. نظر شما چیست؟

ــ به نظر بزرگان شیعه، همسر حضرت ام کلثوم(سلام الله علیها) پسرعموی ایشان «عون بن جعفر طيار» است؛ همانگونه که همسر حضرت زینب(سلام الله علیها) هم پسرعموی ایشان «عبدالله بن جعفر طیار» بود.

گذشته از آن، در آن زمان رسم بود که هاشمي با هاشمي ازدواج ميكرد. خيلي از سادات هنوز هم اینگونه ازدواج میکنند؛ در پاكستان و افغانستان نیز کماکان ساداتی هستند كه با غير سادات وصلت نمیکنند.

در نتیجه دو پسرعمو با دو دخترعمو ازدواج كردند؛ عبدالله بن جعفر با حضرت زينب(سلام الله علیها) و عون بن جعفر با حضرت ام كلثوم(سلام الله علیها). این جناب «عون بن جعفر» ـ شوهر ام کلثوم ـ هم در واقعه كربلا شهيد شد.

پس ماجرای ازدواج ایشان با خلیفه دوم از کجا ناشی و اینقدر معروف شده است؟

ــ ماجرای ایجاد شبهه ازدواج حضرت ام کلثوم(سلام الله علیها) با خلیفه دوم، از حمله به بیت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) و جریان آتش زدن در آغاز شد؛ زیرا پس از ماجرای آتش زدن در خانه، مشروعیت خلفا کمرنگ شد. آتش زدن در خانه امیرالمؤمنین علی و حضرت زهرا ـ علیهما السلام ـ ‌لكه ننگي بر پيشاني مسلمانان بود و دستگاه حاکم متوجه شد که مردم در حال فهمیدن علت دفن شبانه حضرت زهرا(سلام الله علیها) هستند.

در کتب "المودة" قندوزي، "استيعاب" ابن عبدالبر، "المعارف" ابن قتيبه و ... آمده که حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) به آنان فرمودند که: "خدا و ملائکه را شاهد ميگيرم که شما مرا آزرديد و رضايت مرا به دست نياورديد. قسم به خدا اگر محضر پدرم برسم از شما شکايت خواهم کرد".

حتی یک دانشمند و مورخ مسيحي پرسید كه: اگر اختلافي در صدر اسلام نبوده، پس چرا قبر دختر پيامبر شما مسلمانان مشخص نيست؟! و چرا گفت که دوست ندارم به تشيیع من بیایند و بر من نماز بخوانند؟‍!

لذا آنها وقتی دیدند چنین بلوایی به وجود آمده است، گفتند باید ارتباطي با منزل حضرت علی(علیهم السلام) برقرار كنيم و مثلا بگوييم كه خلیفه، داماد حضرت زهرا(سلام الله علیها) بوده است تا حرف‎ و حدیثها از بین برود. بر این اساس مردم هم میگویند که اینان با هم اختلافی نداشتند و فقط دعوایی خانوادگی بوده است!

آیا مردود بودن ماجرای ازدواج حضرت ام کلثوم(سلام الله علیها) با جناب عمر در منابع اهل سنت هم آمده است؟

ــ بله؛ فراوان است. افراد زیادی از محققان اهل سنت با اسناد تاریخی، گفتهاند که امیرالمؤمنین علی(علیهم السلام) دختری به نام "ام کلثوم(سلام الله علیها)" داشته است و خلیفه دوم ایشان را از حضرت علی(علیه السلام) خواستگاری نیز کرد ولی حضرت قبول نکردند؛ از جمله: «انصاب الاشراف؛ بلاذري» ، «البدء و التاریخ؛ مقدسي» ، «تاريخ الائمة؛ ابن ابي التلج»، «الموطأ؛ مالك» ، «السنن؛ بيهقي»، «سير اعلام النبلا؛ ذهبي»، «الذرية الطاهرة؛ دولابي»، «دلايل الامامه؛ طبري»، «مناقب آل ابيطالب؛ ابن شهراشوب»، «معارف؛ ابن قطيبه»، «كفاية الطالب؛ گنجي شافعي».

لذا برخی از مولوي هاي حال حاضر اهل سنت هم قبول دارند که مطلب ازدواج او با حضرت ام کلثوم(سلام الله علیها) دروغ است.

«ابن سعد» هم در کتاب "طبقات" جلد سوم صفحه 183 و «ابن هشام» در کتاب "السیرة النبویة" جلد سوم صفحه 791 و "تاریخ طبری" جلد سوم صفحه 269 آوردهاند که خلیفه دوم 14 همسر داشته است که يکی از آنها «ام كلثوم بنت جرول خذاعي» بود. پس ایشان زني به نام امكلثوم داشته ولي نه «ام كلثوم بنت فاطمة الزهراء(سلام الله علیها)».

«دكتر محمد اميني نجفي» فرزند علامه امینی، در کتاب "انگيزه دولت هاي اموي و عباسي در جعل و ترويج حكايت ازدواج عمر با حضرت ام كلثوم(سلام الله علیها)" 1214 مدرک از کتب اهل سنت درمورد تمام رفتار و سکنات خلیفه دوم در طول زندگیاش نقل کرده است. این کتاب تمام ریز حرکات خلیفه دوم را بر اساس منابع اهل سنت بررسی کرده است.

البته در تواریخ آمده است که عمر افرادی را فرستاد براي خواستگاري كه پيوند را برقرار كند، اما به دلایل متعدد تاریخی و غیر تاریخی، این منقولات صحیح نیست.

مثلاً چه دلیلی؟

ــ مثلاً بحث عقلانی بودن یا نبودن این ازدواج. «ابن جوزی» در کتاب "المنتظم" جلد چهارم صفحه 237 و کتاب "ذخایر العقبا" و «ابن سعد» در کتاب "طبقات" جلد هشتم صفحه 463 آورده اند که حضرت زهرا(سلام الله علیها) كه به شهادت رسیدند حضرت ام كلثوم(سلام الله علیها) چهار ساله بود. بعد از شهادت حضرت صدیقه(سلام الله علیها) دو سال و اندی ابوبكر حکومت کرد و سپس نوبت به عمر رسید. پس حضرت ام کلثوم(سلام الله علیها) در زمان آن خواستگاری حداکثر هفت یا هشت ساله بود؛ در حالی که خلیفه دوم 60 ساله داشت.

لذا «عبدالرزاق» در کتاب "مصنف" جلد ششم صفحه 163 آورده است که حضرت ام‎ کلثوم(سلام الله علیها) در هنگام عقد سرگرم بازی با کودکان بود!

حال شما پاسخ دهید آیا پدری، دختر هفت یا هشت سالهاش را به مرد 60 ساله میدهد؟ آن هم امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) که باب علم و حکمت نبی(ص) است؟

گذشته از اینکه کتب اهل سنت مملو از شدت عمل و خشونت خلیفه دوم ـ مخصوصاً با زنان ـ است. آیا حضرت علی(علیه السلام) که از این اخلاقیات و روحیات خلیفه دوم باخبر بود، دختر کودک و نابالغ خود را به ازدواج ایشان در میآورد؟!

برخی پاسخ می‏دهند که ازدواج پیرمردان با دختران کودک در آن زمان مرسوم بود.

ــ اتفاقاً سیره خلیفه دوم خلاف این بود و این هم یکی دیگر از دلایل ماست. «ابن قتیبه» در کتاب "غریب الحدیث" جلد اول صفحه 266 و «ابن ابی الحدید» در "شرح نهج البلاغه" جلد 12 صفحه 163 و «کراجکی» در "کنز العمال" جلد 16 صفحه 499 و کتاب "تاریخ مدینه منوره" جلد دوم صفحه 769 آوردهاند که عمر بن خطاب مردان را نصیحت میکرد که: از خدا بترسند و با زنان هم سن و سال خود ازدواج کنند. او به دختران هم توصیه میکرد که تن به ازدواج با مردان پیر ندهند.

پس چطور خلیفه اهل سنت که در زندگی شخصی زاهد هم بود، خودش حرف خود را زیر پا گذاشته است؟!

کسانی هم که موضع ازدواج را قبول کرده اند آن را به تهدید علی(علیه السلام) به وسیله خلیفه دوم نسبت می‏دهند. نظر شما چیست؟

ــ در کتاب "اصول كافي" جلد پنجم صفحه 346 از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که فرمودند: وقتی امیرالمؤمنین(علیه السلام) خواستگاری از حضرت امکلثوم(سلام الله علیها) را قبول نکردند عمر بن خطاب به «ابن عباس» گفت: به خدا چاه زمزم را پر ميكنم و هيچ فضيلتي را براي شما خانواده باقي نميگذارم مگر اينكه آن را از بين مي برم؛ و دو شاهد مي آورم كه علي دزدي كرده و دست او را قطع مي كنم!

ابن عباس ترسيد و نزد حضرت علي(علیه السلام) رفت و مطالب را اظهار داشت. حضرت فرمودند به او بگو: "آن پيراهن زرد هنوز موجود است. اگر اين کارها را بکند من هم آن پيراهن زرد را مي پوشم".

پیراهن زرد لباسی بود که علی(علیهم السلام) در هنگام جنگاوری ها می‏پوشیدند. لذا وقتي خواستند قبر حضرت زهرا(سلام الله علیها) را نبش كنند، حضرت پيراهن زرد را پوشيد و با ذوالفقار بر ديوار شکسته ايستاد. يكي از صحابه با دیدن این صحنه گفت: پيامبر(ص) فرموده بود بترسيد از لحظه اي كه علي بن ابي‏طالب(علیه السلام) بر ديوار شكسته بايستد و پيراهن زرد بپوشد.

یعنی حضرت علی(علیه السلام) فرمودند که من اينجا دیگر امر به سكوت نشده ام. آن قضيه حمله به منزل بود كه من امر به صبر شدم. ابن عباس این پيغام امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) را به خلیفه دوم رساند و او ديد از اين راه موفق نمی‏شود و دست کشید.

«ابوالقاسم کوفی» در کتاب "الاستغاثه" جلد اول صفحه 78 ، «بیهقی» در کتاب "السنن الكبري" جلد 10 صفحه 144 و «بياضي» در كتاب "الصراط المستقيم" جلد سوم صفحه 130 شبیه همین ماجرا را از طرق مختلف آورده اند؛ لذا این توجیه هم برای اثبات این ازدواج صحیح نیست.

آیا دلایل دیگری هم بر عقلانی نبودن ازدواج حضرت ام کلثوم و خلیفه دوم وجود دارد؟

ــ بله، جناب «جعفر بن ابي طالب» برادر اميرالمؤمنين علی(علیه السلام)، همراه با مسلمانان برای جنگ موته به حبشه فرستاده شد. ایشان در آن جنگ شهيد شد. همسر ایشان «اسماء بنت عميس» بود. بعد از شهادت جعفر، ابوبكر او را به همسري انتخاب كرد و اسماء از ابوبكر دو فرزند به نامهای «محمد بن ابي بكر» و «ام كلثوم بنت ابوبكر» به دنیا آورد.

حال اين اسماء کیست؟ ایشان کسی است که وقتی چند بار خواستند حضرت علی(علیه السلام) را ترور كنند خبردار شد و سریعاً كنيزش را به منزل امیرالمؤمنین(علیهم السلام) ميفرستاد كه آقا شما را ميخواهند ترور كنند. حضرت نیز هربار می‏فرمودند خدا خود مرا حفظ ميكند و دعايش ميكرد. این اسماء همانی است که آنقدر محرم به خاندان اهلبیت(علیهم السلام) بود که در تمام ماجرای غسل و تدفین حضرت زهرا(سلام الله علیها) نقش اساسی داشت.

وقتی ابوبکر از دنیا رفت، حضرت علی(علیهم السلام) با زن برادرش یعنی با همین اسماء بنت عميس ازدواج کرد. این ازدواج حضرت با اسماء نیز سفارش حضرت زهرا(سلام الله علیها) بود. چون اسماء بانوی مؤمنهاي بود. بعد از ازدواج، حضرت علی(علیهم السلام) فرزندان اسماء را دخترم و پسرم صدا ميزدند.

عمر بن خطاب وقتی ديد به هیچ وجه حتی با تهدید علی(علیهم السلام) نمیتواند با ام كلثوم بنت زهرا(سلام الله علیها) ازدواج کند، پس به تلافی عدم ازدواج دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و حضرت علی(علیهم السلام) با وی، آمد که با «ام كلثوم بنت ابوبكر» ازدواج کند.از طرفی هم میخواست کار ابوبکر را تلافی کند!

مگر ابوبکر چه کرده بود که خلیفه دوم میخواست تلافی کند؟!

ــ يكي از زن هاي مطلقه خلیفه دوم، دختر كوچكي داشت. خلیفه دوم گفت دخترت را به عقد من درآور. در این میان، ابوبكر مخالفت کرد و گفت که این دختر بچه بايد تحت حضانت مادرش باشد.

پس عمر بن خطاب گفت که به تلافي آن کار، دختر ابوبكر را به خانهام ميآورم! بدین ترتیب با کسی ازدواج کرد که هم دختر ابوبكر بود و هم منتسب به علي بن ابي طالب(علیهم السلام) بود و دختر خوانده‎ او محسوب می شد.

دلیل بعد هم اینکه نقل های آنها درباره ازدواج عمر با م کلثوم بسیار مغشوش است. ببینید:

در برخی کتب تاریخی است که وقتي ابوبكر از دنیا رفت، ام كلثوم بنت علی(علیهم السلام) هنوز به دنيا نيامده بود يعني اسماء بنت عميس آبستن بود که ابوبكر مرد. پس ببينيد دوران خلافت عمر سن این دخنر چقدر بود. حال بماند که در برخی از کتب اهل سنت آورده شده که ام کلثوم بنت ابی بکر، پيغمبر را هم درك كرده و روايت از پيغمبر هم نقل كردهاند(!).

حال جای سؤال است که این کودک قبل از پدرش به دنيا امده بوده؟!

برخی دیگر نوشته اند: عمر با «عایشه» مشورت كرد و به خواستگاری ام کلثوم بنت ابی بکر رفت. در این خواستگاری نیز حضرت علی(علیهم السلام) با اینکه دختر خواندهاش بود فرمودند که این دختر کوچک است. خود ام کلثوم بنت ابی بکر نیز گفت: اخلاق عمر تند است من نمي خواهم زن او بشوم.

برخی از اهل سنت هم گفتهاند عقد كردند اما به زفاف نكشيد و عمر کشته شد. برخی نیز گفتهاند صبر كردند ام کلثوم بنت ابی بکر بزرگ تر شود و بعد عروسی کنند ولی آن زمان عمر از دنیا رفت. پس این ام کلثوم نیز به خانه عمر نرفت.

اما بعضي از اهلسنت نوشتهاند که عمر با ام کلثوم بنت ابی بکر ازدواج کرد و سه پسر نیز از او دارد!!

ما در جواب این نقل ها چند سؤال داریم: ام کلثوم بنت ابی بکر چند روز خانه عمر بود؟ چه كسي عقد آنها را خواند؟ مهريهاش چقدر بود؟ شاهد عقد چه کسی بود؟ نسل این دو و فرزندانشان کجا هستند؟ كجا مدفون شدهاند؟ اين ها همه سؤال است. پس چرا برای این سؤالات جوابی در کتبشان نیامده؟ فقط ازدواج کردند و سه پسر داشتند؟؟!!

بعضي ها هم ميگويند اين خانم، جِنيه اي بوده كه به عقد عمر در آوردند كه آن هم موفق نشد و به زفاف نكشيد!

برخی كتب اهل سنت هم گفته اند که حضرت ام کلثوم(سلام الله علیها) بعد از ازدواج با عمر، با پسر عمویش عون ازدواج كرد. بعد از شهادت عون، با برادرش محمد ازدواج كرد. پس از کشته شدن محمد نیز با عمويش جعفر ازدواج كرد (يعني با پدر شوهر اولش و عمويش)!!!

جواب به این شبهات این است که: آنها می گویند عون در جنگ تستر (شوشتر) شهيد شد كه زمان حكومت عمر بود! محمد برادر عون نیز در همین جنگ کشته شد. جالب اين است كه در زمان بودن شوهر اولش سه شوهر ديگر كرده است! اهل سنت كه ميگويند جنگ تستر در سال بیستم بوده و عمر در سال 23 هجري كشته شده است. حال اين در زماني كه شوهرش بوده سه شوهر ديگر كرده است؟!

«ابن قتيبه» در کتاب "المعارف" آورده است که "و بنات علي فأما زينب الكبری بنت فاطمة فكانت عند عبدالله بن جعفر فولدت له أولاداً قد ذكرناهم، وأما ام كلثوم الكبری و هي بنت فاطمه فكانت عند عمر بن خطاب فولدت أولادا قد ذكرناهم، فلما قتل عمر تزوجها جعفر بن ابي طالب (عمويش!!) فماتت عنده".

فقط مي خواهند جعل کنند! ضمنا مگر جعفر ابي طالب در جنگ موته شهيد نشد؟! آخر نميگوييد اين از كجا آمد؟

نتیجه چیست؟

ــ نتیجه اینکه عمر بن خطاب نه با ام کلثوم بنت زهرا(سلام الله علیها) ازدواج کرد نه با ام کلثوم بنت ابی بکر.

در "تاريخ طبري" جلد سوم، صفحه 576 و "طبقات الكبري" جلد سوم، صفحه 265 و همچنین «ابن اثیر» در کتاب "البدايه و النهايه" جلد هفتم، صفحه 139 آوردهاند که عمر بن خطاب با ام كلثوم بنت جرول خذاعی ازدواج کرد.

یعنی ام کلثوم دیگری هم پیدا شد! لذا «شیخ مفید» عليه الرحمة و الرضوان میگوید از اين كثرت اختلاف پيداست كه اصل ماجرا باطل است.

مثلا در فقه داريم كه: اگر براي رؤيت هلال دو نفر عادل خبر بدهند و شما از آنها بپرسيد در اول شوال ماه را كجا ديديد؟ اولی بگوید بالا ديدم که چنین طوقي داشت. دومی نیز بگوید پايين ديدم و بدون طوق. بر اساس فقه، حرف هر دو بی اساس و اصل ماجرا باطل است.

مرحوم شيخ مفيد مي فرمايد:

1. در اينكه آيا حضرت علي(علیهم السلام) دخترش را به اختيار داده يا اجبار، اختلاف است؛

2. در اينكه حضرت علي(علیهم السلام) خود مباشر عقد بوده يا عباس عموي پيامبر، اختلاف است؛

3. در اينكه ام كلثوم صاحب فرزند هم شده يا نه، اختلاف است؛

5. در اينكه آيا فقط يك پسر به نام زيد داشته يا دختري به نام رقيه هم داشت اختلاف است؛

6. در اینکه آيا زيد اولاد دار شد يا بدون اولاد از دنيا رفت اختلاف است؛

7. در اينكه وقتي زيد از دنيا رفت مادرش هم همراه او زير آوار ديوار از دنيا رفت يا مادرش زنده ماند (چون گفتند زير ديوار ماند) اختلاف است؛

8. در مقدار مهريه اختلاف است. برخي چهار هزار درهم، برخی پانصد درهم، بعضي 40 هزار درهم، و برخی 100 هزار درهم نقل کردهاند.

و ...

مرحوم شيخ مفيد 17 اختلاف نقل كرده و گفته که اين اختلافات نشان از اين دارد که اين داستان از ريشه باطل استشيخ مفيد در "مصنفات" جلد هفتم در بخش مسائل السرويه صفحه 86 به بعد به اين موضوعات پرداخته است.

«علامه مجلسي» نیز با قاطعيت مي فرمايد كه اين احاديث دلالت بر اين مسأله مي كند که اين اتفاق نزد اماميه نيفتاده است.

«مرحوم آیت الله مرعشي نجفي» نیز در تعليقاتشان بر کتاب "احقاق الحق" ج3، ص315 مي فرمايد اسماء بنت عميس صحابي مشهور و جليل القدری است كه از مهاجرين اوليه بوده و با همسرش به حبشه رفت. سپس به مدينه هجرت نمود و پس از شهادت جعفر با ابوبكر ازدواج کرد که از او صاحب فرزنداني از جمله ام كلثوم شد. اين همان دختري است كه اميرالمؤمنين(علیهم السلام) او را پرورش داد و عمر با او ازدواج كرد. او ربيبه اميرالمؤمنين است و به جاي يكي از دختران آن حضرت استپس دختر خوانده اميرالمومنين علی(علیهم السلام) را به عنوان دختر اصلي ایشان جا زدند براي اينكه بگويند اختلافي نبوده ماجرای احراق بیت از بين رفته است.

مطلب بعدي هم اين است كه علي بن ابيطالب(علیه السلام) با آن شجاعت و غيرتش دخترش را به قاتل همسرش داد. اين ها را علماي وهابي نوشته اند و در اين اواخر به دست حجاج مي دهند. اينها با نقشه اين كار را ميكنند.

يكي از علماي معروف ايرانشهر كه ساليان دراز در حوزه هاي علميه اهل سنت به تحصيل و تدريس پرداخته و در پاكستان و هندوستان به تبليغ و ترويج وهابيت و سلفي گري اشتغال داشته، پرسش هايي برايش مطرح شده از استادش «مولوي ت. ن.» مي پرسد که غالبا بي پاسخ مانده است. يكي از طلاب ايرانشهر به نام «خدانظر طوقي پور» 150 سؤال از آنها را در كتابي تحت عنوان "چند سؤال از محضر استادم" آورده كه يكي از آنها درمورد داستان ازدواج حضرت ام كلثوم(سلام الله علیها) است. متن کتاب اين است:

سؤال 22: شیعه ها مي گويند جريان ازدواج عمر بن خطاب با دختر حضرت علي از اكاذيب و اساطير استچون اولاً: در هيچ يك از صحاح سته به تفصيل جريان نيامده استثانياً: به گفته بعضي از محقيقن مثل «باقر شریف قريشي» از علماي سامرا در کتاب "حياة فاطمة الزهراء"، حضرت علي دختري به نام ام كلثوم نداشته بلكه كنيه حضرت زينب بوده است و ايشان نیز با عبدالله بن جعفر ازدواج كرده استثالثاً: مثل آنچه که در كتاب "الاغاني" جلد 16 صفحه 103 در ذيل ترجمه "احوال مغيرة بن شعبة" گفته شده، تشابه اسمي بوده و عمر درخواست ازدواج با ام كلثوم دختر ابوبكر را كرد كه آن هم در ابتدا مورد موافقت قرار گرفت ولي پس از آن با مخالفت عايشه روبرو و انجام نشدرابعاً: ازدواج عمر با زني به نام ام كلثوم محقق شده ولي آن دختر جرول مادر عبيدالله بن عمر است و ربطي به دختر حضرت علي ندارد. مدرك این مطلب در "سير اعلام النبلاء تاريخ الخلفاء" سيوطي صفحه 87" استخامساً: حقايق تاريخي دروغ بودن اين جريان را به اثبات ميرساند آنجا كه مي گويد پس از رحلت عمر، محمد بن جعفر و پس از او برادرش عون بن جعفر با او ازدواج كرده است. در حالي كه خود در كتب "الاستيعاب" جلد سوم، صفحه 315 و 423" و "تاريخ طبري" جلد چهارم، صفحه 213" و "الكامل في التاريخ" صفحه 546" تصريح كردند كه اين دو برادر در جنگ تستر كه در زمان عمر بوده به شهادت رسيدندسادساً: مدعي هستند پس از اين دو برادر، عبدالله بن جعفر برادر سوم با او ازدواج كرده و ابن قتيبه كه گفت با عمويش ازدواج كرده است! در حالي كه او با زينب(سلام الله علیها) ازدواج كرده و او را داشت. مدرك این هم "الطبقات الكبري" جلد هشتم، صفحه 462. يا اینکه او جمع بين اختين كرده كه در شرع جايز نيست دو خواهر كه هر دو زنده اند را بگيرد.

دلیلی از این ها که ذکر شد عقلانی تر هست؟؟

ابـناشبهه ای هم وجود دارد که می‏گویند این مسائل نباید مطرح شود؛ حال آنکه وهابیون با چاپ کتاب در تیراژهای میلیونی تلاش دارند که با مستمسک قرار دادن این ازدواج، مظالمی که به اهل بیت(علیهم السلام) رفت را دروغ جلوه دهند!

ــ طبق فرموده رهبر معظم انقلاب، ما با اهل سنت وحدت داریم اما این بدین معنا نیست که از عقاید خود دست برداریم یا حقایق تاریخی را انکار کنیم.

ما قصد توهین به هیچ دین، مذهب یا شخصی را نداریم و خدای ناخواسته قصد ایجاد تفرقه نداریم. این مطالبی که گفته میشود همگی تاریخ است. ما مطالب کتب خودشان را کنار یکدیگر گذاشته و از همانها نتیجه می‏گیریم.

کتبی وجود دارد که خوانندگان ما برای آشنایی بیشتر به آنها مراجعه کنند؟

ــ بله؛ «دكتر محمد اميني ‎نجفي» در کتاب "انگيزه دولت هاي اموي و عباسي در جعل و ترويج حكايت ازدواج عمر با حضرت ام كلثوم"، «سید محمد علی حلو» در كتاب "كشف البصر عن زواج ام كلثوم من عمر"؛ «سعید داودی» در کتاب "مسائل سؤال برانگيز در تاريخ اسلام"؛ «كلب العباس محمدعلي» در کتاب "بزرگتر از دروغ!!! افتراء ازدواج حضرت ام كلثوم"؛ «سيد ناصر حسين لکهنوی» (که اهل هند است) در کتاب "افهام العداء و الخصم في نفي عقد ام كلثوم"؛ «علي محمد دوخير» در کتاب "ام كلثوم بنت اميرالمومنين علی(علیهم السلام)" (چاپ بيروت)؛ «سيدمرتضي علم الهدي» در کتاب "انكاح اميرالمومنين ابنته من عمر" و «علامه سيد جعفر مرتضي عاملي» در کتاب "ظلامة ام كلثوم" به این موضوع پرداخته اند.

آیا حضرت ام کلثوم(سلام الله علیها) در واقعه کربلا و سپس اسارت حضور داشتند؟

ــ بله؛ حضرت ام کلثوم(سلام الله علیها) پس از واقعه هولناک کربلا، دوش به دوش حضرت زينب(سلام الله علیها) بود. ایشان هم بارها و بارها در طول مسير خطبه خواند؛ در "كوفه"، "بعلبك"، "سيبور"، "نصیبیین" و چهل منزلي كه رفتند سخنان ایشان وجود دارد. همچنین ایشان در ورود به دروازه شام و ماجرای تازيانه و مطالب ديگر حضور داشت.

خطبه اي كه ام کلثوم(سلام الله علیها) در كوفه خواند غوغایی به پا کرد. وقتي ديدند مردم كوفه نان و خرما در میان بچه ها تقسیم كردند. حضرت آمدند از دهان بچه ها نان و خرما را بيرون كشيد و گفتند: مگر ما را نمیشناسید؟ مگر نمیدانید صدقه بر ما حرام است؟

قافله وقتی در اربعين به کربلا بر‏گشت حضرت زينب(سلام الله علیها) در كنار قبر برادر آنقدر ناله ‎کرد و لطمه زد که از حال رفت. حضرت ام كلثوم(سلام الله علیها) نیز به همین شکل. حضرت زینب(سلام الله علیها) روضه ‎خواند و لطمه ‎زد و از هوش ‎رفت؛ سپس حضرت ام کلثوم(سلام الله علیها) برخاست و روضه ‎خواند و از حال ‎رفت. يعني در همه وقایع پا به پاي حضرت زينب(سلام الله علیها) بود.

حضرت ام كلثوم(سلام الله علیها) همه جا احترام حضرت زينب(سلام الله علیها) را نگه داشت و قبل از ايشان قدم بر نداشت و حتی قبل از ايشان صحبت نکرد؛ اما هر جا كه حضرت زینب(سلام الله علیها) از حال ميرود، ایشان ادامه ميدهند.

در منزل حضرت ام البنين(سلام الله علیها) كه زنها براي عزداري وارد شدند و اولين دسته عزاداري زنانه بود، وقتی ماجرای کربلا را توضیح دادند، حضرت زينب(سلام الله علیها) غش كرد؛ سپس حضرت ام كلثوم(سلام الله علیها) به جای ایشان بلند شدند.

اين عليا مخدره در شهادت پيامبر(ص)، شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها)، اميرالمومنين(علیه السلام) و هم برادرش امام مجتبي(علیه السلام) حضور و بر جان تحمل کرده است.

در لحظه جان دادن امام حسن مجتبی(علیهم السلام)، حضرت ام كلثوم(سلام الله علیها) و حضرت زينب(سلام الله علیها) با هم آمدند. ایشان هم در واقعه كربلا و هم در اسارها، پا به پاي اهلبیت(علیهم السلام) بودهاند. كلمات و آن بيانات و سخنراني هايش داراي فصاحت و بلاغت نه به مانند خواهر ولي در حد خواهر بوده است. در کتاب "بلاغات النساء" كلمات این اوليا مخدره را آورده است.

حضرت ام کلثوم(سلام الله علیها) مانند مادرشان با خواندن خطبهها غوغایی به پا میکردند. خطبه فدكيه حضرت زهرا(سلام الله علیها) که دو سال در يونسكو ثبت شد و مثل اين خطبه را هیچ زني نگفته و نخواهد گفت.

در قضيه كربلا امام حسين(علیه السلام) چقدر ام كلثوم(سلام الله علیها) را صدا زدند. حتي در قضيه حضرت علي اصغر(علیهم السلام) در مقاتل هست كه به حضرت ام كلثوم(سلام الله علیها) فرمودند: "ولدي الرضيع" یعنی پسرم را بياور.

ابـناوفات حضرت ام کلثوم(سلام الله علیها) در چه زمانی بود؟

ــ در کتاب "ریاحین الشریعة" جلد سوم صفحه 256 آمده که حضرت ام کلثوم(سلام الله علیها) به دلیل اینکه صبري كه خداوند به حضرت زينب(سلام الله علیها) عطا کرده بود را نداشت چهار ماه پس از بازگشت از سفر کربلا به مدینه، دق كرد و در واقع بر اثر شدت تألمات به شهادت رسید.

ابـنابا تشکر از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید.

 

منبع : خبرگزاری ابنا

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن