یکشنبه, 12 مهر 1394 ساعت 13:57
خواندن 1597 دفعه

خطبه غدیر تضمین کنندۀ خاتمیّت اسلام و پیامبر - عبدالحسین طالعی

واقعه غدیر خم از جمله وقایع و اتفاقاتی است که بررسی همه مسائل، حاشیه ها و زوایای آن سبب تعمیق بیشتر و تبیین درست این میراث بزرگ شیعه در برابر تمام تهاجمات است. یکی از گنج های بزرگ شیعه که در ضمن واقعه غدیر برای شیعیان باقی مانده خطبه غدیر است. خطبه ای که علی رغم اهمیت آن مورد بی مهری واقع شده و آن طور که درخور شأن است مورد بررسی، مطالعه و تعمق واقع نمی شود و شاید بتوان گفت از گنج های با ارزش اما مهجور است. در روز عید غدیر با محور معرفی بیشتر خطبه غدیر و تبیین جایگاه آن به گفتگو با عبدالحسین طالعی، عضو هیأت علمی دانشگاه قم پرداختیم، که مشروح آن در ادامه می آید.
 

در ابتدا اعتبار سندی و روایی خطبه غدیر را برای مخاطبین ما تبیین بفرمایید.
برای توضیح این مطلب چند نکته مقدماتی می گویم: اعتبار یک حدیث به عوامل مختلف وابسته است که عمدتاً به محتوای آن بر می گردد. محتوای حدیث با میزان عقل و قرآن و متواترات سنّت سنجیده می شود. و اگر مخالفتی با آنها نداشته باشد، بررسی سندی در درجۀ بعدی جای دارد.
به عبارت دیگر، بررسی سند در جایی اهمیت جدی می یابد که تعارض میان دو حدیث پیش آید. در این موارد باید به عوامل حلّ تعارض روی آورد که بررسی سندی یکی از آنها است. فقیه اصولی و مجدّد علم اصول در سدۀ سیزدهم، مرحوم وحید بهبهانی در کتاب "الفوائد الحائریة" بیش از پنجاه شاخص و ضابطه برای ارزیابی احادیث – به ترتیب اهمیت و اولویت – ارائه کرده که بررسی سندی در رتبه های آخر جای دارد. لذا گاهی  در طریق یک روایت معتبر، یک یا دو فرد دیده می شود که از نظر علمای رجال، ناشناخته اند؛ یا به نظر برخی از دانشمندان رجال، ضعیف به شمار می آیند. البته این نظر، همیشه مورد اجماع علمای رجالی نیست. ولی این واقعیت، حدیث را از اعتبار نمی اندازد. مثلاً صحیفه سجادیه – که تمام آن با یک سند روایت شده – اگر ضعفی در طریق روایت آن دیده شد، به معنای ضعف کتاب نیست. به دلیل عظمت محتوای آن که کم نظیر است.
برخی خام اندیشان نهج البلاغه را به دلیل اینکه سید رضی برای احادیث آن سند نیاورده، ضعیف می دانند!
گاهی عاملی که حدیث را ضعیف می کند، مرسل (بدون سند) بودن آن است. یعنی مؤلف کتاب مربوط، سندی برای حدیث ذکر نکند،  نه اینکه در واقع سندی نداشته باشد. در برابر آن، حدیث مسند است یعنی آنچه سندش ذکر می شود. بر همین مبنا برخی خام اندیشان نهج البلاغه را ضعیف می دانند، به دلیل اینکه سید رضی برای احادیث آن سند نیاورده است. در حالی که می دانیم اعتبار آن مورد تأیید تمام دانشمندان شیعه و اکثر علمای منصف سنی، زیدی و اسماعیلی است. یعنی مرسل بودن احادیث آن در برابر درونمایۀ شامخ و بلند آن هرگز قابل طرح نیست.
این نکته نیز گفتنی است که حدیث ضعیف مترادف با حدیث جعلی نیست. یعنی وقتی بر مبنای علم رجال سند حدیثی را صحیح بدانیم، در برابر آن چند گروه حدیث جای می گیرد: حدیث حَسَن، موثّق، ضعیف. یعنی این حدیث با این سند چنان حالتی دارد و شاید همان محتوا با سند دیگر حالت دیگر یابد. مثلاً حدیثی در اهمیت نماز، با سند الف، صحیح باشد، ولی همان محتوا در همان موضوع، با سند ب ضعیف باشد. پس ضعف و سند، حالت طریق حدیث است نه محتوای آن. لذا به حدیث ضعیف نیز در برخی حالات، استناد و عمل می شود. چون فقط یک یا دو راوی آن با شاخص های رجالی ثقه نبوده اند و این هیچ ربطی به محتوای حدیث ندارد.
خطبۀ غدیر، در سه منبع آمده است
پس از این مقدمات می گویم: خطبۀ غدیر، در سه منبع آمده است که مهمترین آنها، کتاب احتجاج نوشتۀ احمد بن علی طبرسی (قرن ششم) است. و در این کتاب، از امام باقر علیه السلام روایت شده است. تمام احادیث این کتاب، مرسل هستند، مگر همین حدیث که مسند است.
یکی از پژوهشگران معاصر، تک تک جملات خطبۀ غدیر را از قرآن یا روایت معتبر دیگر جسته است
محتوای خطبه نیز سطر به سطر، مطابق با قرآن و عقل سلیم و سیرۀ صحیح و روایات معتبر فریقین است، چنانکه یکی از پژوهشگران معاصر، جناب استاد امیر تقدمی در کتاب "نور الأمیر فی تثبیت خطبة الغدیر" تک تک جملات خطبۀ غدیر را از قرآن یا روایت معتبر دیگر جسته است.
پس برای  اثبات اعتبار خطبۀ غدیر، نیاز به دلیل بیرونی نداریم، زیرا اعتبار این روایت در متن آن است. بلکه اگر کسی یک یا چند جمله یا تمام آن را نپذیرد، او باید برای نظر خود دلیل آورد، دلیلی که با مبناها و شاخص های مقبول علم الحدیث مطابق باشد.
 

کمی در خصوص اهمیت محتوایی خطبه غدیر برای مخاطبان ما بگویید. خطبه غدیر چه دستاورد معرفتی برای ما دارد؟
خطبۀ غدیر، وصیت نامۀ پیامبر است که در آن جمع گسترده بیان فرمود
اول؛خطبۀ غدیر، وصیت نامۀ پیامبر است که در آن جمع گسترده بیان فرمود. در میان مردم آن زمان، کلام شفاهی بیش از نوشتۀ مکتوب مطرح بود، بیشتر در یادها می ماند و بدان استناد می شد، و بهتر به آیندگان می رسید. لذا پیامبر، پیام خود را کاملاً روشن و بی ابهام و به عبارات مخالف بیان فرمود، به نوعی که امکان توجیه ناروا و تأویل غلط را از آن بگیرد.
خطبه غدیر را می توان یک دوره تفسیر موضوعی آیات امامت دانست
دوم؛ در این خطبه، به دهها آیه قرآن به صورت تفسیر، سبب نزول، استناد، استشهاد و توضیح، اشاره شده است؛ به گونه ای که می توان آن را یک دوره تفسیر موضوعی آیات امامت دانست، آن هم از زبان پیامبری که خدای حکیم، تبیین قرآن را شأن مهم و جدّی او می داند. در قرآن فرمود: "لتبیّن للنّاس ما نزّل الیهم" (نحل 44). بخصوص تبیین قرآن در  مسائل   مورد اختلاف که فرمود: "لتبیّن لهم الذی اختلفوا فیه" (نحل 64). کمتر حدیثی بدین سان تفسیر موضوعی یک گروه آیات است.
خطبه غدیر تضمین کنندۀ خاتمیّت اسلام  و پیامبر است
سوم: خطبه غدیر تضمین کنندۀ خاتمیّت اسلام  و پیامبر است.  اگر قرار است اسلام، دین خاتم باشد – که هست – این ویژگی بدون قبول تداوم نبوت یعنی امامت و جانشینی راستین  پیامبر تا قیامت، عملی نمی شود. پاسخگویی به دهها مسئله که پس از پیامبر پیش می آید، براساس احادیث معدودی که از پیامبر روایت شده، مقدور نیست، مگر اینکه از مبانی خودساخته برای استنباط احکام – مثل  قیاس و استحسان – کمک بگیرند که گرفته اند. در حالی که گنجینۀ سرشار احادیث اهل بیت علیهم السلام پاسخگوی بسیاری  از مسائل در تمام زمانها و مکانها است. این است معنای این مدعا که خاتمیت بدون قبول امامت مقدور نیست.
چرا پیامبر پس از خطبه غدیر از تمام زنان حاضر بیعت گرفتند؟
چهارم؛ در کدام خطبه پیامبر دیده شده که حضرتش، از همه حاضران حتی زنان، پس از پایان خطبه بیعت بگیرد؟  این کار، نشان دهندۀ اهمیت محتوای خطبه است. بنا بر روایت معتبر، این بیعت گرفتن، سه روز طول کشید و رسول خدا تا سه روز در وادی جُحفه برای بیعت خیمه زده بود. آنگاه اعلام فرمود که با این اعلام عمومی، دین خدا کامل و نعمت او بر مردم تمام شد. خطبۀ غدیر، از این جهت، استثنایی و بیمانند است.
پنجم؛ اهمیت خطبه برای دو گروه دیگر جای بحث و بررسی دارد:
الف - غیر مسلمانانی که اسلام  را نه به عنوان ایمان یا خوشبینی بدان، بل به عنوان یک پدیدۀ اجتماعی می نگرند و تحلیل می کنند.
ب – افرادی که می خواهند اسلام را مورد نقد و ایرادگیری قرار دهند.
این دو گروه باید آخرین نسخۀ این دین را مبنای قضاوت خود بگیرند، یعنی نسخه ای که طبق روایت شیعه و سنی، خداوند، آن را اسلام کامل دانسته و بدان رضایت داده است؛ نه دینی که هنوز تمام نشده و آخرین جزء آن بیان نشده باشد.
 

در روایات و سیره معصومین توصیه ای مبنی بر مداومت بر خواندن یا توجه به محتوای این خطبه مهم شده است؟
در این گونه موارد رویکرد به مسائل و مفاهیم و شعائر دینی چند نکته را باید توجه کرد:
1. ائمه علیهم السلام در شدّت تقیّه ای می زیسته اند که حتی امکان بیان یا اجرای مهم ترین و کلّی ترین مفاهیم و شعائر دینی را به آسانی نداشته اند. به عنوان نمونه به این حدیث از ملاقات ابراهیم  کرخی با امام صادق علیه السلام توجه کنید؛ ابراهیم کرخی گوید: امام صادق علیه السلام در مسجد الحرام نشسته بود و امام کاظم علیه السلام که نوجوان بود، در خدمتش. امام صادق ابتدا امام کاظم را به عنوان جانشین خود به ابراهیم معرفی کرد و چند جمله در باره ایشان و امام مهدی علیه السلام که از نسل او خواهد بود، بیان فرمود. (که شیخ صدوق آن جملات را نقل کرده است). آنگاه یکی از جاسوسان بنی امیه وارد شد که امام صادق علیه السلام مجبور به قطع کلام خود شد. ابراهیم یازده بار پس از آن خدمت حضرتش رسید که ادامۀ کلام را بشنود، ولی مقدور نمی شد؛ تا سرانجام سال بعد بار دیگر خدمت امام علیه السلام رسید و ادامۀ کلام را از حضرت شنید، که آن را نیز شیخ صدوق نقل کرده است. (کمال الدین صدوق، باب 33 حدیث 5).
در حدیث دیگر آمده که یک بار، در  روز عاشورا  امام صادق علیه السلام با گروهی از یاران خود در خانه به عزاداری سید الشهدا علیه السلام مشغول بودند که صدای آنها به یکی از خانه های مجاور رسید. آنها پیش آمدند و علت گریه را پرسیدند. حضرت به خادم فرمود: به آنها بگو که طفلی از ما از دنیا رفته و حال برای او سوگواری می کنیم. (روضۀ کافی).
در جایی که امامان معصوم نتوانند به راحتی یک اصل اعتقادی بیان کنند یا یکی از مهمترین شعائر دینی را در خانۀ خود اجرا کنند، چگونه می توان  ترویج چنین خطبۀ مفصّل از امامان بعدی  انتظار داشت؟
2. بخشی از پاسخ این پرسش در متن خطبه است. این خطبه بخشی از سیره، کلام و پیام پیامبر  است، ولی به روایت حضرت باقر العلوم، یعنی حدود نود الی صد سال پس از رحلت پیامبر. چرا این گوهر گرانبها، تا زمان آن حضرت به این بیان رونمایی نشده بود؟  (البته یک دو جملۀ آن یا کمی بیشتر را برخی از صحابه بازگو کردند، ولی به این صورت مفصّل مورد نظر است).
پاسخ به فضاهای فرهنگی بر می گردد که در نتیجۀ سلطۀ خلفای اموی پیش آمده و شبه دینی به جای دین به مردم نشان داده بودند. نتیجه این که امکان معرفت ائمه به شئون والای امامتشان پیش نیامد.
نمونه آن در زمان حکومت امیر المؤمنین علیه السلام در کوفه پیش آمد که حضرتش اعلام فرمود: کیست یک درهم هزینه کند تا علمی به او بیاموزم؟ بنا به نقل ابن سعد و ابن عساکر، هیچ کس حاضر نشد چنان هزینۀ اندکی بپردازد، مگر یک نفر که با یک درهم پوست حیوانی خرید و به حضرتش داد و حضرت برایش مطالبی نوشت (یا او به املای آن گرامی نوشت).
وقتی وضع آن امام همام  در زمان حکومت ظاهری چنین باشد، باید گوهرها – به ویژه گوهرهای ناب و جواهر نایاب – در صدف بمانند، تا زمانی و شرایطی پیش آید که صلاح بر نمایاندن آنها باشد.
تکرار این ماجرا درزمان امام رضا علیه السلام دیدنی است: جمع زیادی در مسجد جامع مرو نشسته و در مورد اختلاف دیدگاه ها در امامت سخن می گفتند. اما در این میان، فقط یک تن (عبدالعزیز بن مسلم) خدمت حضرتش آمد و دربارۀ امامت از ایشان پرسید که امام علیه السلام مطالب مهم و اساسی در باب امامت فرمود. (اصول کافی، باب نادر جامع فی فضل الامام و صفاته).
مشابه آن وضع حدیث لوح جابر، زیارت عاشورای معروف، خطبة الوسیلة و مانند آن است که دهها سال در گنجینۀ اسرار اهل بیت بود و در زمان امام باقر علیه السلام مجال بروز یافت، آنهم فقط برای عده ای معدود. یا خطبه امیرالمؤمنین علیه السلام در باره غدیر در سال 37 هجری، در روزی که غدیر با جمعه مصادف شده بود. این خطبه را امام رضا علیه السلام در زمان ولایتعهدی خود در خراسان اظهار فرمود. نمونه های دیگر نیز هست که تفصیل آن در جای خود بیاید.
3. این نکته نیز از علامۀ شرف الدین خواندنی است که ضمن مکاتبات خود با شیخ سلیم البشری (شیخ الازهر در آن زمان) می نویسد. مضمون کلامش این است که بر اساس منابع تسنّن، پیامبر خطبه مفصّل خواند، ولی فقط یکی دو جمله از آن نقل می کنید (من کنت مولاه ... و حد اکثر دو سه جمله قبل و بعد از آن). شرف الدین می پرسد: در کدام آیین استناد، می پذیرند که از یک خطبه با چنین اهمیتی فقط دو سه جمله نقل شود و به دیگر جملات آن بی توجهی شود؟
البته یک استثنا در این میان، روایت زید بن ارقم از خطبه غدیر به روایت مفصّل رایج است، که استاد محمد باقر انصاری در کتاب اسرار غدیر به آن ارجاع داده و اشاره کرده است.
ائمه اطهار هر زمان اندک مجالی یافتند، شبیه مضامین خطبۀ غدیریه را با عبارات دیگر بیان کردند
4. ائمه اطهار علیهم السلام هر جا و هر زمان اندک فرصت و مجالی یافتند، شبیه مضامین خطبۀ غدیریه را با عبارات دیگر بیان کردند.
مثلاً امام رضا علیه السلام به سال 201 هجری متن خطبه ای از امیرالمؤمنین علیه السلام را نقل فرمود که امام علی در سال 37 هجری – زمانی که غدیر و جمعه با هم مصادف شده بود – بیان کرده اند. امام هادی علیه السلام نیز در سالی که معتصم عباسی ایشان را به سامرا کوچانده بود، در نجف به زیارت جدّ امجد خود رفت و زیارتی خواند که به زیارت غدیریه معروف است و محدث قمی به نقل از منابع معتبر پیشین در مفاتیح الجنان آورده است.
امام عسکری علیه السلام نیز در تفسیر قرآن خود (که مرحوم آیة الله سید احمد صفایی خوانساری در کتاب کشف الاستار، اعتبار آن را ثابت کرده است)، بارها به مناسبت های مختلف در بارۀ غدیر و زمینه ها و نتایج آن حقایقی بیان فرموده که در کتاب اسرار غدیر آمده است.
5. ائمه اطهار علیهم السلام با وجود تمام دشواری ها بر کلیّت مطالب اساسی و کلیدی دین پای می فشردند و در هر فرصت و مناسبتی  به شیوه ای و زبانی گوشه ای از حقایق آن را بازگو می کردند.  موضوعاتی مانند حقایق توحیدی، معاد، نصوص امامت، ویژگی های امامان، زیارت امام حسین علیه السلام و مانند آن را بارها بیان داشته اند. به گونه ای که در مورد مضمون آنها می توان ادعای تواتر معنوی کرد، اگرچه تواتر لفظی  را  نتوان  گفت.
جایگاه این خطبه در میان شیعیان چگونه است؟ دلیل مهجور بودن این خطبه در میان شیعیان چیست؟ چه کنیم تا خطبه غدیر جایگاه حقیقی خود را به دست آورد؟
این سؤال خود دو بخش است:
بخش اول – جایگاه خطابه در میان شیعیان چگونه است؟و چرا مهجور است؟
جایگاه این خطبه در میان عموم مردم ما، مانند جایگاه دیگر حقایق دینی است، یعنی عدم توجّه، چه در سطح عموم و چه در سطح فرهیختگان. درقرآن،  عبارت "بئر معطّله" آمده، یعنی چاه آبی که بدان توجه نمی شود و از آن آبی استخراج نمی کنند. ائمه فرموده اند که ماییم آن چاه آب  که مردم ما را واگذارده اند و به ما توجّه ندارند. نمی خواهیم نومیدانه سخن بگوییم. همین مقدار که این پرسش  برای ما  طرح شده، خود نتیجۀ تلاش برخی از عالمان دلسوخته و مخلص است که این حقایق را ترویج کردند.
اهمیت حفظ خطیه غدیریه پس از حفظ قرآن در بیان علامه جوادی آملی
از فرصت استفاده کنم و این نکته را از قول آیة الله جوادی آملی بگویم که حفظ خطبۀ غدیریه را پس از حفظ قرآن، واجد اهمیت دانسته اند، از آن روی که خطبۀ غدیریه، وصیت نامۀ شفاهی پیامبر است و هفتاد روز پیش از رحلت حضرتش بیان شده است.
به هر حال، همین نوع برخورد ما با چنین سرمایه های گرانسنگی سبب شده که در جامعه ای که کتابی بسیار معتبر در عرصۀ معرفت خدا و دعا  مانند صحیفه سجادیه دارد، از رواج عرفانهای کاذب بنالیم. نخستین علت، آن است که ما ارزشهای معنوی و محتوای بلند صحیفه را به آگاهی جوانان خود نرسانده ایم. وگرنه چرا از سویی صحیفه مهجور بماند و از سوی دیگر، عرفانهای وارداتی بازار را به دست گیرد؟
مهجوریت خطبه غدیر، نتیجۀ ناسپاسی و قدرناشناسی است
در یک کلام، این مهجوریت، نتیجۀ ناسپاسی و قدرناشناسی است. به قول شاعر: "آبادی بتخانه ز ویرانی ماست".  خدا نکند مشمول هشدار امام جواد علیه السلام گردیم که فرمود: "نعمة لا تُشکر کسیّئة لا تغفر"، نعمتی که شکر آن ادا نشود، مانند گناهی است که بخشیده نشود. (بحار الانوار ج 78 ص 365).
این نکته را بیفزایم که در بعضی از روایت های حدیث ثقلین چنین آمده که رسول خدا فرمود: من در روز قیامت، از شما  می پرسم – و با اصرار و جدیّت – که پس از من با دو یادگار من (قرآن و عترت) چگونه برخورد کردید؟
بد نیست مروری بر فرهنگ هایی داشته باشیم که در اندک زمانی جهانی شدند، و ببینیم چگونه به این جایگاه رسیدند؟  به عواملی می رسیم مانند: برنامه ریزی، تفکر، اجرای جدّی، بازنگری، استفاده از تمام  امکانات، فرصت سازی، واقع بینی، انعطاف و ...
البته قرآن به ما نوید می دهد که شما یک امکان علاوه بر آنها دارید: "و ترجون من الله ما لا یرجون". (شما امیدی به خدا دارید که آنها ندارند). این امید چیست؟ پشتوانۀ عقل و فطرت برای این حقایق که در درون همۀ انسانها هست. چرا از این پشتوانه بهره نگیریم؟ می دانیم که هر کس گامی برای ترویج غدیر بردارد، مشمول دعای مستجاب پیامبر رحمت است که به درگاه الهی عرضه داشت: "و انصر من نصره". این وعدۀ قطعی الهی است که فرمود: "إن تنصروا الله ینصرکم و یثبّت أقدامکم". اگر این وعدۀ خدا و رسولش را جدّی بگیریم، برای پیمودن گامهای اجرایی و عملی جدّی تر و پر توان تر از پیش، مصمّم می شویم.
بخش دوم – برای ترویج خطبۀ غدیر، چه باید کرد؟ و چه می توان کرد؟
این مطلب بسیار گسترده است. سالها پیش گروهی از فرهنگیان دلسوز، در این زمینه، کتابی مختصر ولی مهم به نام "مشعلی در راه" تدوین کردند (تهران: نشر نبأ، 1383). پاسخ تفصیلی به این پرسش در قالب 44 راهکار کلی و 47 راهکار موردی مخصوص غدیر، در آن کتاب آمده، ولی در اینجا پیشنهادهایی بیان می کنم.
1. کارهای پژوهشی بیشتری در مورد متون امامت انجام شود، مانند پایان نامه های دانشگاهی، طرح پژوهشی،  مقالات تخصصی و ...
2. مباحث تطبیقی در مورد معانی مختلف امامت و خلافت، به عنوان تکمیل و روزآمد سازی تحقیقات علامه امینی که در جلد هفتم الغدیر آورده است.
3.ترویج حقایق امامت به کمک مبانی و شیوه های رایج در دانشهایی مانند: روانشناسی، علوم تربیتی، ارتباطات، رشته های هنری، و ...
4. برای آغاز کار، منتظر دیگران خصوصاً نهادها و مراکز رسمی نمانیم. البته همکاری و مشورت با دیگران مفید و لازم  است، ولی باید هر کسی در ایام غدیر، از خود بپرسد: من از غدیر سال گذشته تا امسال، برای غدیر چه کرده ام؟ سهم من در ترویج و تبیین غدیر چه بوده است؟ و چه اندازه از امکانات خود در این راه استفاده کرده ام؟
آنگاه هر کسی بکوشد پاسخی بیابد و خود را با آن بیازماید. لذا هر سال برای سال بعد، برنامه ای بریزد و نقطۀ هدفی در نظر گیرد. شاید این گامها، کوچک به نظر آیند، ولی تجربه نشان داده که برکت زیادی در پی دارد. امام سجاد علیه السلام فرمود: "لا یقّل عمل  مع تقوی و کیف یقلّ ما یتقبّل؟"؛ هیچ عملی را با نیت تقوا نباید کوچک دانست، و چگونه عملی که خداوند پذیرفته، اندک باشد؟(تحف العقول)
5. از برنامه های خانگی و خانوادگی در این مورد (اعم از کارهای تربیتی و برپایی مجالس و مانند آن) غفلت نکنیم. قرآن می فرماید: "قوا انفسکم و اهلیکم نارا". فرهنگ سازی از خانواده آغاز می شود.  آتشی گسترده از هر سوی ما را در بر گرفته و باید خانواده ها را در برابر آن مقاوم کرد. سونامی فرهنگی کم از زلزلۀ ظاهری نیست.
به فرموده پیامبر؛ ابلاغ پیام غدیر، در رأس امر به معروف و نهی از منکر جای دارد
لذا پیامبر در خطبۀ غدیریه فرمود: "فلیبلّغ الشاهد الغائب و الوالد الولد إلی یوم القیامة" باید پیام غدیر را حاضران به غایبان و والدین به فرزندان تا روز قیامت برسانند. همچنین در بیانی دیگر اعلام کردند که ابلاغ پیام غدیر، در رأس امر به معروف و نهی از منکر جای دارد. یعنی مهمترین مطلبی که باید مورد توصیۀ همگان باشد، این پیام است.
باید بدانیم که اهمیت "بهداشت معنوی" فرزندانمان کمتر از "بهداشت جسمی"  آنها نیست. "خودکفایی معنوی" آنها را کمتر از "خودکفایی" آنها ندانیم. فرزندان ما برای زندگی بهینه در دنیا، به "آداب معاشرت" نیاز دارند که به آنها می آموزیم. ولی زندگی آخرتی نیز "آداب معاشرت" خاصّ خود را دارد که باید به فرزندان بیاموزیم و این به تربیت غدیری نیاز دارد.  والدین از آموزش فرزندان غفلت ندارند. چه برای آموزش رسمی و چه برای دوره های اضافی مانند زبان و رایانه تن به هزینه ها و زحمت های زیادی می دهند. اما برای تربیت دینی و به ویژه تربیت غدیری  حتی فکری نمی شود. این تفاوت و تبعیض هیچ توجیه منطقی و مقبولی ندارد.
6. خاضعانه و متواضعانه بگویم که برای برکت یافتن کارهایمان باید ما خود را در خدمت غدیر بگذاریم و خالصانه به غدیر روی آوریم، نه اینکه غدیر را برای منافع تجاری و جناحی – و خلاصه برای نام و نان – خود بخواهیم.  خدای حکیم برای کسانی که چنین خلوصی در کارشان ببیند، وعده داده که راههای خود را به آنها بنماید: "والذین جاهدوا فینا لنهدینّهم سبلنا". چرا خود را از چنین هدیۀ نفیس و بیمانند الهی محروم کنیم؟
باید به غدیر و تربیت غدیری بها بدهیم
7. باور کنیم که آیندۀ ما با غدیر، "بیمه" می شود. هر چه برای بیمه در زندگی مادی ارزش قائلیم، باید به غدیر و تربیت غدیری بها بدهیم. وگرنه برخی از مشکلات فرهنگی که در جامعۀ ما سر بر آورده، بدتر خواهد شد. و چارۀ آنها در توجّه مخلصانه به پیام غدیر است.
8. عید غدیر مناسبت یک روزه نیست، بلکه پیامی از دیروز است که امروز مرور می کنیم تا فردایمان را بیمه کنیم. لذا قصۀ تمام لحظه هاست.
غدیر، ویژۀ سادات نیست، بلکه عید تمام بشریت است، از آن روی که هدایت تمام بشر در گرو توجه به آن است. در واقع مشعل هدایتی که در غار حرا روشن شد، در ایستگاه غدیر به نسلهای آینده سپرده شد.
غدیر را نباید کالایی یکبار مصرف بدانیم
خلاصه اینکه غدیر را نباید کالایی یکبار مصرف بدانیم، بلکه سرمایه ای همیشگی که باید برای همۀ نسلها سودآوری داشته باشد. و این به نوع برخورد ما با غدیر وابسته است. باید به راههایی بیندیشیم که چگونه این پیام الهی را در سطح جهانی مطرح کنیم.
بهتر است سادات در عید غدیر برای هدیه دادن، از هدیه های معنوی استفاده  کنند
9.با وجود این  که در مورد گسترده بودن غدیر، این همه تذکر داده می شود، ولی به هر حال در جامعۀ ما بیشترین توجه در غدیر به سادات بزرگوار است. پس بهتر آن است که این فرزندان حضرت زهرا سلام الله علیها  برای هدیه دادن، از هدیه های معنوی استفاده  کنند که پیام معنوی غدیر را برساند، مانند کتاب یا لوح فشرده یا حتی یک برگه که حدیث و نکتۀ آموزنده ای در باب امامت در بر داشته باشد.
10. برای تشویق توریسم می گویند: "هر گردشگر یک فرصت". این توریسم را می توانیم در فضای فرهنگ غدیر تحقق بخشیم. امکانات فضای مجازی فرصت خوبی در این زمینه در اختیار ما قرار می دهد. هر فردی با هر حدّ آشنایی که با غدیر دارد، می تواند یک نفر را با پیام غدیر آشنا کند.
شعار ما این باشد: "هر فرد جدید که با غدیر آشنا شود، یک فرصت جدید برای نزدیک شدن ظهور است".
منکر غدیر را بیماری بدانیم که تن به رجوع به پزشک ندهد
11. منکر غدیر را مانند بیماری بدانیم که شاید تن به رجوع به پزشک ندهد و به توصیه های درمانی او گردن ننهد. لذا باید به عنوان پزشک دلسوز به او سر بزنیم و راهی بیابیم که  داروی درد معنوی اش را به او پیشنهاد کنیم و به بهره گیری از آن تشویقش کنیم. در این کار، از امکانات فضای مجازی بهترین استفاده را می توان کرد.
با همین منطق، می توان به فرهنگ پیشگیری اندیشید. شماری از کسانی که خود را از غدیر دور می دارند، از آن بی خبرند. و شماری از کسانی که تحت تأثیر شبهه ها قرار می گیرند، ضعف معنوی دارند. اینان باید تحت برنامه های پیشگیری فکری قرار گیرند و متولّیان دینی باید به اینگونه پیشگیری ها بیندیشند.
پس از گذشت صد سال از تاریخ سینما، هنوز یک فیلم در بارۀ غدیر نداریم
12. ضرورت بهره گیری از ظرفیت های هنری مباح و مشروع برای تبیین و ترویج غدیر را بارها تذکر داده اند، ولی این مهم همچنان باید تذکر داده شود.
واقعیت تلخ این است که  پس از گذشت صد سال از تاریخ سینما، هنوز یک فیلم در بارۀ غدیر نداریم. انصاف دهیم: اگر سرمایه ای مادّی در اختیار می داشتیم، آیا همین گونه نسبت به آن بی توجه بودیم و از اینگونه فرصت ها غفلت می کردیم؟ این در حالی است که در مورد مسائل مادّی امر به قناعت شده ایم، اما در مورد دین خدا امر شده ایم که از تمام دارایی های خود در این راه بهره گیریم. خدای حکیم می فرماید: "أنفقوا ممّا جعلکم مستخلفین فیه". یعنی  از تمام امکاناتی که به شما داده ایم،  در این راه مدد بگیرید. توجه شود که وقتی خداوند به ما امر می کند که "اموال و انفس" را برای جهاد به کار گیریم، اموال فقط به معنای نقدینگی نیست. نقدینگی فقط بخشی از اموال است. اموال یعنی تمام سرمایه های پیدا و پنهان و بالقوه و بالفعل، که غالباً از آنها بیخبریم. سرمایه همان است که نقدینه می سازد. هر مهارتی که نقدینه بسازد، سرمایه است و ما موظفیم که آن را در راه گسترش فرهنگ غدیر به کار گیریم. 
13. گویش های محلّی ظرفیت های زیادی برای ارتباط با مردم دارند که باید از آنها نیز بریا غدیر کمک گیریم. به ویژه ادبیات و شعرهای محلّی که گاه در خدمت پیامهای  دیگر  کاربرد خود را نشان می دهد. ادیبان و شاعران محلّی از این امکان بیخب نمانند.
بازخوانی اسناد وقف غدیر، و شیوه های گسترش و ادامۀ آنها موضوع مهمی است
14. وقف سرمایه ای پایان ناپذیر برای تداوم تلاشهای فرهنگی و خدماتی است. در میان موقوفات، به موقوفاتی برای اطعام یا مجلس غدیر بر می خوریم. ولی همچنان باید تشویق واقفان به ورود در عرصۀ ترویج فرهنگ غدیر را در برنامه قرار دهیم. بازخوانی اسناد وقف غدیر، و شیوه های گسترش و ادامۀ آنها موضوع مهمی برای بررسی است.
15. در نیمۀ دوم ماه ذیحجه مناسبت های مختلفی هست که با اصل اصیل امامت  پیوند دارد. مباهله، نزول آیۀ ولایت، نزول سورۀ هل اتی، آغاز حکومت ظاهری امیر المؤمنین علیه السلام در کوفه، از جملۀ آنهاست. خوب است که با استفاده از مناسبت غدیر، این مفاهیم و رویدادها نیز معرفی شوند.
16. پیامبر رحمت در خطبۀ غدیر،  به نخستین امام و تداوم راه هدایت پس از خود توجه نشان داد. اما  پیام غدیر منحصر به آن نیست. بلکه رسول خدا سرنوشت پایان امت را نیز بیان فرمود. یعنی پیام غدیر را نه تنها در سطح بیان، بلکه در زمینۀ زمانۀ تحقق آن  و ویژگی هایش معرّفی فرمود. نوید به فردای روشن امت و تحقّق آرزوی دیرینۀ نیکان و پاکان، بخشی از خطبۀ غدیر است. در واقع، تربیت غدیری بیانی دیگر از انتظار و زمینه ساز ظهور است که باید بدان نیز بطور جدّی بها داد. تهیه و تدوین منشور تربیت غدیری و تعیین شاخص های آن نخستین گام است تا پیروزی ها و شکست های خود در این راه را واقع بینانه بسنجیم و بررسی کنیم که تا کجا به فرهنگ انتظار نزدیک یا از آن دور شده ایم. این گام مهم، نقطه عطفی در این راه نورانی تواند بود. و توفیق از خداست.
 

منبع : نسیم

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن