چهارشنبه, 02 مهر 1393 ساعت 11:57
خواندن 2459 دفعه

دانشمند گمنامی که 40 سال از مکتب اهل بیت علیهم السلام دفاع کرد

علمای اهل سنت به او تبرک می کردند

یکی از وکلای «آیت الله سیستانی» به من گفت: "آقا چرا شما کلاسی برای این مستبصرین نمی گذارید و آقای فریدونی را از تهران دعوت نمی کنید تا مسائل اعتقادی را برای آنها تدریس کند؟". من حیا کردم که بگویم قم، مرکز علم و تحقیق و استاد است و ما چرا از تهران کسی را برداریم بیاوریم تا برای مستبصرین کلاس بگذارد؟! ...

بیش از چهل روز پیش «استاد محمدرضا فریدونی» از پژوهشگران برجسته علوم قرآنی در تهران درگذشت. وی در سال 1326 هـ. ش. در شهر همدان متولد شد و پس از طی دروس مقدماتی دینی، در سال 1349 هـ. ش. وارد مباحث قرآنی شد. خود علت ورود به این مباحث را احساس نیاز جامعه به مباحث قرآنی می‌دانست و می‌گفت: «احساس کردم آنطور که باید از قرآن در مباحث اعتقادی استفاده نمی‌شود و جای قرآن در کنار روایات در مباحث اعتقادی خالی است، بدین جهت فعالیت خود را در این رشته برگزیدم.»

استاد فریدونی در سال 1384 هـ. ش. و در پی درخواست مجمع جهانی اهل بیت(علیهم السلام) کلاسی برای مستبصرین خارجی در قم تشکیل داد و در سال 1386 هـ. ش. و در پی تقاضای هیئت امنای بنیاد فرهنگ جعفری، مشغول تدریس در این بنیاد شد که طلاب و فضلای زیادی از دروس وی بهره‌مند شدند. وی در این کلاس ها موضوعاتی مانند مباحث آیه شریفه «اولی الامر»، آیه شریفه «ولایت»، آیه شریفه «شوری»، آیه شریفه «اکمال» و همچنین بحث «توحید عبادی»، «عصمت»، «فهم قرآن»، «شفاعت»، «دعا» و بررسی شبهات و نقد کتاب "خرافات وفور در زیارات قبور" برقعی را مطرح می کرد.

مراسم تشییع و تدفین استاد فریدونی روز دوشنبه 6 تیرماه 1393 در قم برگزار شد.

خبرگزاری ابنا برای شناخت بیشتر از این دانشمند گمنام، گفتگویی با «حجت الاسلام والمسلمین حسینعلی نقده دوزان» رییس اداره شیعیان مجمع جهانی اهل بیت(علیهم السلام) انجام داده است. آقای نقده دوزان این توفیق را داشت که در ورود استاد فریدونی به جامعه علمی قم نقش داشت. 

 لطفا برای شروع، معرفی اجمالی از «مرحوم استاد فریدونی» داشته باشید.

 بسم الله الرحمن الرحیم. قبل از هر چیز من وفات این مرد بزرگ را تسلیت عرض می کنم. در رابطه با شخصیت مرحوم آقای فریدونی گفتنی زیاد هست. سخن گفتن در مورد شخصیت ایشان، جهات مختلف و متعددی دارد؛ جایگاه علمی، فعالیت پژوهشی، کار در مباحث علوم قرآنی، فعالیت در مبانی تشیع و دفاع وی از مکتب اهل بیت(علیهم السلام). 
ایشان یک شخصیت خاص داشت و در واقع یک پدیده خاص بود. بجرأت می توانم بگویم که در سطح مجامع علمی و محافلی که درگیر مباحث کلامی و اعتقادی هستند شاید نتوان مانند او را پیدا کرد؛ انسانی بود منحصر به فرد و خودساخته، هم از نظر علمی و هم از نظر عملی. 
گذشته از تحصیلات و حیات علمی ایشان، خصوصیات و اخلاق فردی و مجاهدت وی شخصیت او را تکمیل کرده بود و باعث شده بود که در راستای دفاع از مکتب اهل بیت(علیهم السلام) حدود 40 سال فعالیت مستمر کند.

اصلاً چه عاملی باعث شد که استاد فریدونی وارد این وادی شود؟ آیا در خانواده روحانی رشد کرده بود؟

♦ خیر؛ ایشان تاجرزاده بود و پدرش یک تاجر متدین از تجار همدانی بازار تهران بود. دلیل ورود وی به این مباحث هم این بود که به تبعیت تدین و ریشه مذهبی که در خانواده ایشان وجود داشت، در منزل پدر آقای فریدونی جلسات دینی برگزار می شد. آن جلسات در واقع جلسات مناظره و گفتگو با افرادی بوده که از خط و منهج اهل بیت(علیهم السلام) منحرف بودند؛ یا به انحاء مختلف ولایت امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) را قبول نداشتند؛ یا معتقد به وجود مقدس حضرت حجت(عجل الله تعالی فرجه الشریف) نبودند. در آن جلسات مدافعین مکتب تشیع در مقام پاسخگویی به شبهات و عقاید فاسد این افراد بر می آمدند. آقای فریدونی که آن روزها نوجوان و تازه وارد بازار کار شده بود و در حجره پدرش مشغول کسب و کار بود و می خواست آینده شغلی خودش را پیدا کند در آن جلسات کارهایی مانند پذیرایی انجام می داد.
ایشان می گفت یک روز من توی حیاط خانه ایستاده بودم و صدای حاضران را می شنیدم که داشتند بحث می کردند. یک لحظه به ذهنم آمد که اگر الآن حضرت حجت(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بیایند و به من بگویند: "آقا محمدرضا! شما برای من چه کار می توانی بکنی؟ چه دفاعی تا حالا از من کردی؟ چه دفاعی از مذهب و اجداد من کردی؟ چه کاری برای دین حق انجام دادی؟" من هیچ جوابی ندارم که بدهم چون دستم خالی است و کاری نمی توانم بکنم.
این شاید یک عنایت الهی بوده که این فکر به ذهن فریدونی نوچوان می رسد و جرقه ای در ذهن او ایجاد می کند که بایستی به دنبال بارور کردن خود و توانمند کردن خویش برای دفاع از مذهب برود. یعنی احساس می کند وظیفه ای در مقابل دین، در مقابل مکتب، در مقابل مذهب، در مقابل اهل بیت(علیهم السلام) و در مقابل امام زمان ـ صلوات الله علیه ـ دارد که بایستی آن را ادا کند. 
همانجا یک خط فاصله ای در وجود آقای فریدونی بین او و بین بازار و اقتصاد و پول و همه دنیا ایجاد می شود. یعنی در حالی که می توانست یک تاجر بزرگ شود و به مواهب مادی برسد دنیا را رها می کند و می رود تا درس بخواند. خداوند هم همه اسباب را برای ایشان مهیا کرد و وقتی به سلسله اساتید ایشان نگاه می کنیم می بینیم با اینکه هیچوقت به شکل سازمانی، طلبه نبود اما از استادان خوبی بهره گرفت.

 اساتید مرحوم فریدونی چه کسانی بودند؟

♦ ایشان از محضر اساتید مبرزی استفاده کرد. یعنی پیداست همان کسی که آن جرقه اولیه را در ذهن وی زد، همو این استادان را یکی پس از دیگری در مقابل وی قرار داد تا مصداق "من جاهد فینا لنهدینهم سبلنا" باشد. اول اینکه با خانواده ای ازدواج کرد که اهل علم و پدر عیالش «مرحوم آیت الله شیخ ابوالفضل نجفی قدسی اصفهانی» از شاگردان مجتهد مرحوم «آیت‌الله سیدجمال گلپایگانی» بود. لذا ایشان شاگرد پدر خانم خودش می شود و مسائل و مقدماتی که برای ورود به کار تحقیق لازم است را خرده خرده از محضر ایشان یاد می گیرد.
سپس در زمانی که «آیت الله جعفر سبحانی» و «آیت الله شیخ محمدرضا جعفری» در تهران کلاسهایی داشتند آقای فریدونی با آنها مربوط می شود و از محضر آنان ــ که از مفاخر دنیای تشیع هستند ــ استفاده می کند. شما این زمینه ها را نگاه کنید و در کنار آن دست الهی و توفیق الهی و استعداد سرشار آقای فریدونی را در نظر بگیرید، اینها با هم جمع می شود و محصولی را به وجود می آورد به نام استاد محمدرضا فریدونی. یعنی پس از اینکه مبانی علمی و ادبیات عرب ــ و باصطلاح مقدمات حوزه ــ را در خارج از سیستم حوزه تحصیل کرد، اساتیدی مثل آقای سبحانی و آقای شیخ محمدرضا جعفری (که از نجف به ایران برگشته بود) به صورت متناوب به تهران می روند و سر راه وی قرار می گیرند.
سپس وی شروع به کار در میاحث قرآنی می کند. ایشان در زمینه "علوم و معارف قرآن" استادی داشت که روش او متفاوت از روش اساتید حوزوی وی بود. خودش هم همیشه می گفت که این روش من، روش همان استادم است. آن استاد، «مرحوم شیخ حسین نیکوصفت» بود که ظاهرا مانند خود آقای فریدونی در کسوت روحانیت نبود.
این خط مشی ورود به مباحث قرآنی را آقای فریدونی با استفاده از بهره مندی از مباحث آیت الله جعفری و آیت الله سبحانی آغاز و سپس با روش مرحوم نیکوصفت جمع کرد. در نتیجه به مکتب خاصی در پاسخ گویی به شبهات قرآنی دست پیدا کرد.
تا آخر عمر هم با آیت الله سبحانی و برخی بزرگان دیگر ارتباط داشت. 

 با وجود اینکه مرحوم فریدونی سبکی در مباحث قرآنی داشت، چرا اینقدر گمنام بود؟

♦ آقای فریدونی آدمی نبود که خود را مطرح کند و بگوید من هم هستم! حتی تهران را ترک نمی کرد تا بیاید قم و شناخته شود.

 ولی سرانجام به قم آمد...

♦ بله ؛ خوشبختانه تقدیر خداوند این بود که وی در تهران منزوی و مخفی نماند و از علم او استفاده شود. ورود آقای فریدونی به حوزه علمیه قم و بهره مند شدن دوستان طلبه و حوزوی ما از مباحث و روش ایشان، خودش عنایتی الهی بود که از مجمع جهانی اهل بیت(علیهم السلام) هم شروع شد.

 تعریف کنید که این رابطه چگونه شکل گرفت.

♦ از کارهایی که ما در اداره کل شیعیان مجمع انجام می دهیم ــ در کنار فعالیت فرهنگی در مناطق مختلف ــ ارتباط با مستبصرین و دوستان نوشیعه خارجی است. هم اکنون اداره شیعیان مجمع، مرکز مهمی برای رفع شبهات مستبصرین و دیگر مسائل آنان محسوب می شود. ما برای حل مشکلات آنان، با افراد و مراکز مختلفی ارتباط داریم. یکی از این افراد که همواره همیار و همیار ما بوده و خیلی محبت داشته «حاج آقا تقی اختیاری» از وکلای «آیت الله سیستانی» در تهران هستند. یک روز ایشان به من گفتند: "آقا چرا شما کلاسی برای این مستبصرین نمی گذارید و آقای فریدونی را از تهران دعوت نمی کنید تا مسائل اعتقادی را برای آنها تدریس کند؟". من استاد فریدونی را نمی شناختم، و حیا هم کردم که بگویم قم، مرکز علم و تحقیق و استاد است و ما چرا از تهران کسی را برداریم بیاوریم تا برای مستبصرین کلاس بگذارد؟!
اما با اینکه این پیشنهاد خیلی برای من قابل درک و هضم نبود، اما شخصیت و احترامی که نسبت به آقای اختیاری داشتیم زبان من را بست و نتوانستم مقاومتی درباره پیشنهاد وی بکنم. لذا جلسه ای گذاشتیم و برای اولین بار خدمت آقای فریدونی رسیدیم و این کلاسها شروع شد. بعد دیدیم که نه، واقعا این استاد با دیگران فرق دارد و تشخیصی که آقای اختیاری داده بود صحیح بود؛ به طوری که مطالبی که مرحوم فریدونی بیان می کرد مطالبی بود که در جای دیگر گیرمان نمی آمد. ابتدای ورود آقای فریدونی به بدنه حوزه علمیه از اینجا شروع شد.

این کلاس ها چه روزهایی تشکیل می شد؟

♦ کلاس ها هفتگی بود و جمعه ها تشکیل می شد. ایشان هر جمعه از تهران بلند می شد و به قم می آمد. وی دو تا شاگرد هم داشت که حاج آقا را می آوردند و می بردند و در واقع می خواستند با این وسیله از درس استاد فریدونی استفاده کنند .ایشان چه در اوج گرما و چه در اوج سرما به قم می آمد و یک ساعت یا یک ساعت و نیم درس می گفت و بر می گشت تهران و این محفل علمی تعطیل نمی شد.

 استقبال چطور بود؟

♦ بسیار خوب بود. توجه داشته باشید کسانی که پای درس او می آمدند مؤلف بودند و برخی از آنها کتابهایشان در مجمع چاپ شده بود. یعنی استاد فریدونی شاگردهایی داشت که خودشان اهل تحقیق و تألیف و صاحب نظر بودند؛ ولی کاری که حاج آقا می کرد کار دیگری بود؛ و حرفی که حاج آقا می زد حرف دیگری بود.
جالب است بدانید کسانی که از نظر علمی قوی تر بودند بیشتر و منظم تر به کلاس وی می آمدند و بعضی طلبه ها که حال درس نداشتند کمتر می آمدند. در واقع، آنهایی که پیگیر بودند و رشته کار را می دانستند مرتب و منظم از این جلسات استفاده می کردند. بعضی از شاگردهای ایشان، طلاب فهیمی بودند که در مباحث قرآنی کارکشته بودند.

شاگردان از چه کشورهایی بودند؟

♦ از کشورهای مختلفی بودند؛ از آفریقا، از کشورهای عربی، از شرق آسیا و از شبه قاره.  

 مرحوم فریدونی برای این جلسات چقدر حق التدریس می گرفت؟

♦ یکی از ابعاد ناشناخته آقای فریدونی این بود که هیچ هزینه ای، حتی یک ریال، نه از مجمع و نه از هیچ مرکز دیگری حق التدریس دریافت نکرد. مثل آدمی بود که حساسیتی نسبت به اسکناس داشته باشد! من آدمی این شکلی ندیده بودم . یک وقتی استادی می گوید من اینقدر میگیرم می آیم؛ یک وقتی هم یکی همینطوری می آید اما اگر هدیه ای دادند رد نمی کند؛ اما ایشان در ابتدا طی می کرد که من پولی نمی گیرم!
از این عجیب تر اینکه او نه تنها هیچگاه حاضر نشد پول بگیرد، بلکه کمک هزینه ای هم به طلبه ها می داد. من یک روز دیدم یک چکی به من داد؛ پرسیدم: این چیست؟ ؛ گفت: این مبلغ را به عنوان کمک هزینه ایاب و ذهاب به طلاب این کلاس بده. یعنی ایشان وقتی وضعیت طلبه های خارجی را فهمیده بود، به مناسبتهای مختلف از کسانی که تمکن مالی داشتند مبالغی را می گرفت و به شاگردانش می داد؛ مثلا می گفت عید نزدیک است و می خواهیم به بعضی ها عیدی بدهیم و از تهران پول جمع می کرد و به شاگردان عیدی می داد.
لذا در این چند سال، نه تنها از ما حق التدریس نگرفت بلکه وقتی می فهمید مثلاً طلبه ای مشکل خانه و رهن دارد می رفت و خودش را به تکاپو می انداخت و مبلغ رهن او را تهیه می کرد.حتی یکی از شاگردان قدیمی ایشان برای من گفت که وی تمام ثروت پدری اش را هم فروخته و خرج این راه کرده است. 

آیا آن کلاس ها ضبط شده است تا دیگران هم بهره ببرند؟

♦ـ بله، ولی متاسفانه ما آن روز نمی دانستیم که ایشان را بزودی از دست خواهیم داد. والا می بایست تدریس ایشان با دوربین بسیار مجهزتری ضبط می شد. ما این کار را با یک دوربین دستی و امکاناتی که در اداره شیعیان مجمع بود انجام دادیم. اصل مطالب هست و به شکل مضبوط و محفوظ در اختیار ما قرار دارد؛ ولی متأسفانه به شکل آبرومند و حرفه ای نیست.

به غیر از قم در شهرهای دیگری هم کلاس داشت؟

♦ـ بله، چند سال پس از آغاز کلاس های قم، برای ایشان برنامه ریزی کردند که کلاسهایی برای شیعیان بعضی از نقاط مرزی داشته باشد. این مرد با آن سن و سال و آن وضعیت جمسانی و بیماریهایی که داشت به این مناطق می رفت و فعالیت می کرد. بواقع "طبیب دوّار بطبه" بود و کاری پیغمبرگونه می کرد. مثلا روز چهارشنبه راه می افتاد و از این شهر به آن شهر کلاس می گذاشت و جمعه شب بر می گشت؛ یعنی توی استان حدود بیست ساعت جلسه، تدریس، ایاب و ذهاب داشت. 
به شکل کلی، دنبال تربیت آدم بود. می خواست آن چیزی که دارد را به هرکسی که استعدادش را داشت و قدرت فهم و توانایی حمل این دانسته ها را داشت برساند. 

در این تربیت نیرو موفق شد؟

♦ـ تا حدی که من اطلاع دارم خروجی های درس ایشان منشأ آثار فراوان در داخل و خارج ایران هستند. افرادی که به این کلاس ها می آمدند در غنا، الجزایر، بنگلادش، اندونزی، روآندا و کشورهای مختلفی که من خبر دارم راه ایشان را ادامه می دهند. شاگردان حاج آقا امروز در سرزمین های مختلف مشغول تعلیم دیگران هستند و همون حرفهایی که از او گرفتند و همان روش دارد ادامه پیدا می کند. 
دو سال پیش بود که یکی از طلاب بنگلادشی قم برای تبلیغ ماه مبارک رمضان به کشورش رفته بود. وی در آنجا یک برنامه شبانه راه اندازی کرد و حدود 50 نفر از اساتید دانشگاه بنگلادش که اکثراً فارغ التحصیل دانشگاههای سعودی بودند را جمع کرد و برخی مباحث مرحوم فریدونی را به آنها آموزش می داد. اینها انگشت تحیر به دندان گرفته بودند و نمی توانستند به این مطالب اعتراضی بکنند؛ چون به غیر از قرآن چیزی نبود. 
برخی از شاگردان غیر ایرانی آقای فریدونی نیز در شبکه سحر به زبان های انگلیسی و فرانسوی برنامه دارند و یکی از آنها به خود من گفت: من الآن دارم حرفهای آقای فریدونی را توی شبکه سحر میگویم.
مهم این است که این شاگردان، به روش استاد خود پایبند هستند؛ روش بدیعی که در آن از یک نکته یا آیه قرآنی استفاده می شد که کسی به ذهنش نمی رسید که این چطوری به بقیه مباحث متصل و مربوط می شود.

 شما دائماً به روش قرآنی مرحوم فریدونی تأکید می کنید! این روش چرا اینقدر اهمیت دارد؟

♦ـ چون نوع روایاتی که در فضائل و مناقب اهل بیت(علیهم السلام) وجود دارد رجال آنها به وسیله علمای اهل سنت مورد جرح قرار گرفته اند. این امر به چند دلیل رخ داده است: اول دشمنی برخی از آنها با اهل بیت(علیهم السلام) ؛ دوم فشار حاکمان بنی امیه و بنی عباس بر این علماء، و سوم ضعف سندی برخی از این روایات از نظر مخالفان، که نتیجه جرح ظالمانه راویان آنهاست. لذا بسیاری از این روایات در کتب آنها تضعیف و یا حتی مجعول شمرده شده است و اگر روایتی از دست آنها سالم مانده معجزه اللهی و دست خدا بوده است؛ والا در این ساز و کار و این روشی که آنها پایه ریزی کردند هر روایتی که از فضایل و مناقب اهل بیت(علیهم السلام) باشد یا نصی بر خلافت و زعامت و وصایت آنان داشته باشد باید رد شود! 
لذا استاد فریدونی با این روش، آن سیستم را کنار می زد و فقط استدلالش از قرآن بود و فقط به خود قرآن تکیه می کرد. مثلاً به یک نحو اقناعی از آیه "الیوم اکملت لکم..." به اثبات ولایت در غدیر می رسید. یعنی بحث آیه اکمال را به نحوی طرح می کرد که خروجی آن باید غدیر می شد و غیر از آن به جایی دیگر راه نمی یافت. همه تفاسیر را می دید؛ همه آراء را می دید؛ همه حرفها را می خواند؛ و به همه منابع مسلط بود. نتیجه گیری که می کرد فکر خودش بود که می گذاشت جلوی مستمع و او چاره ای نداشت غیر از اینکه قبول کند.
بنابراین فرصت به دشمنان اهل بیت(علیهم السلام) نمی داد که در روایات تشکیک کنند. با خود قرآن حرفش را اثبات می کرد. 40 سال نشسته بود و در قرآن تدبر کرده بود. مثلا فکر کرده بود که در بحث عصمت چگونه وارد شود که جنبه اقناعی داشته باشد و شاگردش بتواند در بنگلادش اساتید وهابی و سلفی را قانع کند و هیچکس نتواند نفس بکشد. همه می گفتند این مطالب از کجاست؟ در هیچ کتاب تفسیر رسمی اینطور نبود! با این روش نبود! یک چیز نو و در حقیقت تولید فکر بود؛ آنهم فکر صحیحی که مصدرش تدبر در قرآن بود.

 آیا حافظ قرآن هم بود؟

♦ـ تمام آیاتی که مرتبط با مباحثش بود را از حفظ می خواند؛ اما فکر نمی کنم که حافظ کل به معنای مرسوم آن بود. ایشان علاوه بر انس دائمی با الفاظ و معانی قرآن، همیشه نسخه ای از کلام الله را به همراه داشت و آیات کلیدی را که با آنها کار داشت را نیز در حافظه داشت.

 روش ایشان ویژگی قابل ذکر دیگری هم داشت؟

♦ـ بله؛ مباحث مرحوم فریدونی "کاربردی" بود. به گونه ای بود که از یک مبلّغ، یک سرباز آماده به بحث می ساخت. یکی از دوستان مستبصر که از فضلای غیر ایرانی است و در تحصیلات رسمی حوزوی بسیار موفق است به طور مرتب در دروس حاج آقا حاضر می شد. وی بعد از سالها تحصیل در حوزه، در یک تعطیلات تابستانی برای تبلیغ به کشورش رفت. بعد از بازگشت به من گفت: "اگر مباحث آقای فریدونی نبود دستم در کار تبلیغ خالی خالی بود؛ زیرا هیچکدام از مطالب درسی که طی سالها در حوزه آموخته ام به کار تبلیغ من نمی آمد، بلکه آنچه برایم در آن میدان قابل استفاده بود همین مباحث حاج اقای فریدونی بود".

 موفقیت آقای فریدونی فقط به دلیل قوت فکری و روش ایشان بود یا عوامل دیگری هم در آن تأثیر داشت؟

ــ همراه آن تدبر و روش، "اخلاص" و "توسل" زیادی هم داشت که به نظر من موفقیت آقای فریدونی را تضمین می کرد. یعنی از جان و دل عاشق اهل بیت(علیهم السلام) بود. در برخوردش، در رفاقت هایش، در گرایش هایش و در همه چیزش اهل بیت(علیهم السلام) را مد نظر داشت. یادم هست یک بار به من گفت: "منهج من این است: سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم". یعنی آنچه ما در زیارت ها می خوانیم را او در تعامل با دیگران پیاده می کرد؛ هر کس با اهل بیت(علیهم السلام) دوست بود را دوست داشت و هر کس با آنها دشمنی می کرد را دشمن داشت.
درس را همیشه با دعای سلامتی امام زمان(عجل) شروع می کرد. این دعا ذکر قنوت نمازش هم بود و من این را دائم می دیدم. توجه خاصی به حضرت حجت(عجل الله تعالی فرجه الشریف) داشت و طبیعتا حضرت هم بی توجه به ایشان نبود که آنهمه آثار و موفقیت داشت.  

 غیر از مجمع، جای دیگری نیز در قم تدریس کرد؟

♦ مجمع جهانی اهل بیت(علیهم السلام) دریچه ای شد که ایشان وارد قم شود. ظاهرا بعد از مجمع، آقای اختیاری ایشان را به "بنیاد فرهنگ جعفری" دعوت کرد و ایشان در آنجا نیز مشغول به تدریس شد. شاگردان حاج آقا در مجمع صرفا طلاب خارجی و مستبصرین بودند؛ اما بعد از مجمع، در بنیاد جعفری، طلبه های ایرانی هم به طلاب حاج آقا اضافه شدند.
در مرحله بعدی "مؤسسه امامت" که یک مرکز رسمی و تخصصی حوزه است حاج آقا را دعوت کرد. 
آیت الله سبحانی هم با اینکه مؤسسه آموزشی و پژوهشی بزرگ با نام "مؤسسه تحقیقاتی و تعلیماتی امام صادق(علیه السلام)" دارند و شاگردان زیادی از فضلای قم را تربیت کرده اند، گاهی که مسأله ای پیش می آمد و باصطلاح نیاز به دفاع از تشیع و مبانی عقیدتی شیعه بود بلافاصله دنبال آقای فریدونی می فرستادند که برو فلانجا کلاس بگذار. یعنی با وجود اینهمه شاگردان مؤسسه امام صادق(علیه السلام) با همه بزرگواری و فضل آنان، قابلیتی در آقای فریدونی دیده بود و که ایشان را برای دفاع از مذهب می فرستاد.
مدتی هم کلاس هایی برای مستبصرین در "مؤسسه صادق آل محمد(صلی الله علیه و آله)" برگزار می کرد.
به این ترتیب ایشان عملا نسلی از شاگردان حوزوی و غیر حوزوی پیدا کرد. این چند سال اخیر نوع شاگردان حاج آقا استاد دانشگاه، طلبه، مهندس، دکتر یا بازاریان مطلع بودند . ایشان در تهران و قم آدمهای بسیار زبده، به درد بخور و اساتید فن تربیت کرد. لذا وقتی طلبه ها زیاد شدند و خودش به تنهایی جوابگو نبود و نمیتوانست از نظر وقت آن کلاس ها را تامین کند یکی دو تا از شاگردا ن خوب خود را از تهران آورد تا به عنوان دستیار از وجودشان استفاده کند؛ از جمله پسر ایشان.

 کلاسداری ایشان چگونه بود؟

♦ در کلاسداری و فن بیان هم نمونه بود. روش حوزوی معمولاً مانند سخنرانی است؛ یعنی استاد روی منبر یا پشت تریبون یا پشت میز قرار می گیرد و مطالبش را می گوید و می رود. اما کلاس استاد فریدونی بسیار جاذبه داشت. گاهی از جایش بلند میشد و بین طلبه ها راه می رفت و کلاسداری می کرد. الآن مرسوم شده که برخی از اساتید از وسایل جدید مانند رایانه و پاورپوینت استفاده می کنند؛ اما ایشان اولاً فقط با تخته کار می کرد؛ ثانیاً در کلاس دور می زد و همه را به کار می گرفت. کلاس حدود دوساعت طول می کشید اما کسی خسته نمی شد.
نکته جالب دیگر اینکه مرحوم استاد فریدونی هر وقت احساس می کرد تعلیم یک شخصی مفید و اثربخش است برای او وقت می گذاشت. یعنی اینطور نبود که حتما کلاس یا جمعیت معتنابهی تشکیل بشود تا ایشان برای تدریس بیاید. مواردی پیش می آمد که از ایشان تقاضا می کردیم برای بعضی به شکل خاص و ویژه تدریس کنند و ایشان هم می پذیرفتند. یکی از این موارد مربوط به دوست عزیز و مستبصری از کشور فلسطین بود. ایشان که فارغ التحصیل دانشکده اصول دین دانشگاه اسلامی غزّه بود برای مدت کوتاهی با همسرش به قم آمده بود. من قبل از اینکه به استاد حرفی بزنم به ایشان گفتم ما چنین شخصیتی را داریم و به او پیشنهاد کردم بد نیست الان که شما ایران هستید از فرصت استفاده کنی و از مطالب این استاد مطلع بشوی زیرا در مباحث تبلیغی می توانید از آن استفاده کنید. ایشان گفت: "فکر نکنم مطلبی جدید برای من داشته باشد؛ چون من نزد اساتید بزرگ دانشگاه غزه که بعضی از آنها از سلفی های دو آتشه هستند درس خوانده ام. بعضی اساتید من کتاب هم در رد تشیع نوشته اند. از طرفی خودم هم با تحقیقات و مطالعات فراوان به تشیع رسیده ام و زیر و بم عقاید و مبانی فکری دوطرف را می شناسم". به ایشان گفتم شما اینجا فرصت آزاد دارید و با حضور در این کلاس، وقتتان تلف نمی شود. بالاخره قانع شد که من با حاج آقای فریدونی صحبت کنم و قراربحث را بگذاریم. دوست غزه ای ما و همسرش چند جلسه در مدت اقامتشان در قم به محضر مرحوم استاد فریدونی رسیدند و از مباحث ایشان بهره بردند. یکی از دوستان طلبه الجزائری هم به عنوان مترجم آنها را همراهی می کرد. رفیق مستبصر غزه ای پس از اولین جلسه اذعان کرد که بحث ها برای او بسیار مفید و کارگشا هستند. جالب اینکه هنگام درگذشت مرحوم استاد فریدونی که با تجاوز اخیر صهیونیست ها به غزه همراه بود و ما برای اطمینان از سلامتی دوستان مرتب با انها در تماس بودیم، وقتی خبر رحلت استاد را برای این دوست غزه ای گفتم بسیار متأسف شد. یعنی با اینکه خود آنها در وضعیتی غیر قابل وصف بودند اما فقدان وجود ذیجود استاد برای او سنگین تمام شد.

آیا فرصتی شد که اهل سنت هم از مباحث استاد فریدونی استفاده کند؟

♦ بله ؛ این اواخر یک دوره آموزشی سه روزه به همت سپاه سیستان وبلوچستان با حضور علمای اهل سنت و شیعه و نیز اساتید دانشگاه شیعه و سنی در مشهد برگزار شد. ما در مؤسسه تحقیقاتی صادق آل محمد(صلی الله علیه و آله) قم مسؤول برنامه ریزی آموزشی این دوره شدیم و تعدادی از اساتید بزرگ ــ از جمله حاج آقا فریدونی ــ را به این کلاس ها بردیم. بحث "توحید عبادی در قرآن" را برای حاج آقا فریدونی گذاشتیم که مبحث روز وهابی ها در دنیاست و تمام این مشکلاتی که می بینید سلفی ها در جهان درست می کنند از همین نقطه شروع می شود. یعنی تکفیر و مفاسدی که دنبال آن است از عدم فهم توحید عبادی ناشی می شود. آقای فریدونی سه تا جلسه آنجا داشتند و همه اساتید و علماء چه سنی و چه شیعه متحیر مانده بودند از مباحث بکر ایشان. حتی کسانی که افکار سلفی گری داشتند تحرکاتی کردند و سؤالاتی را مطرح نمودند که ایشان همه حرفهای آنها را با قرآن پاسخ داد. خوشبختانه فیلم این دوره موجود است و ضبط شده و به یادگار مانده است.
عجیب اینکه برخی از روحانیون معتدل اهل سنت که گرفتار وهابی ها هستند می آمدند و دست به کت مرحوم فریدونی می کشیدند و تبرک می کردند و می گفتند: آقا شما کی هستی و ما تاحالا ندیده بودیم کسی تا اینقدر مسلط به مباحث قرآنی باشد.

 از مرحوم استاد فریدونی آثار مکتوب هم باقی ماند؟

♦ ایشان آثار مکتوب بسیار بسیار زیادی دارد. خود ایشان می گفت حدود هزاران صفحه مطلب دارم. می گفت: نشستم و فکر کردم که احتمالاً چه شبهاتی در آینده مطرح خواهد شد و همه را جواب دادم و مکتوب کردم. یعنی نه اینکه فقط شبهات موجود را جواب داد؛ بلکه شبهاتی که شاید مطرح بشود را هم پاسخ داد! البته می گفت: من نمی توانم اینها را دست کسی بدهم چون خودش شبهه پراکنی است، اما آماده گذاشته ام تا اگر روزی یک کسی این شبهه را مطرح کرد جوابش آماده باشه و معطل نباشیم.

یعنی همه آثار وی مخطوط است و چاپ نشده اند؟

♦ چرا ؛ جزواتی آماده کرده بود که به شاگردانش می داد؛ مانند جزوه "آیه اکمال"، جزوه "آیه تبلیغ" و جزوه "بحث توحید عبادی". در رابطه با رد مباحث وهابیت هم جزواتی داشت. بنیاد فرهنگ جعفری هم اخیرا یکی از کتابهای آن مرحوم را که درباره آیه شریفه "اطیعوا الله و اطیعوا الرسول..." بود را چاپ کرده است. 

 اخلاق شخصی ایشان چگونه بود؟

♦ بسیار خوش محضر بود. نشستن با او هیچوقت کسل کننده نبود. با همه  خیلی رفیق می شد. انسانی بسیار عاطفی بود. اوج عاطفه و مهربانی بود. محبت ویژه و پدرانه ای به همه داشت. طبیعتا به خود شخص من هم همینجور بود. بی ادعا بود و تنها دلخوشی اش این بود که توانست شاگردهایی بپروراند؛ خصوصا پسر برومندش که وارث دانسته های پدر است.بسیار متعبد بود و در این چند سال بنده هیچگونه معصیتی، غیبتی یا تهمتی از او ندیدیم و نشنیدیم.
در عین حال، در بیان حق، بی تعارف بود و اگر موردی می دید که کسی اشتباه کرده حتما به وی تذکر می داد. مثلا صاحب یکی از تفاسیر که بسیار معروف و محترم و ارزشمند است مطلبی داشت که خلاف مشهور و نظر اکثریت علماء هم هست. به نظر استاد فریدونی هم اشتباه بود. ایشان شروع کرد به نامه نگاری کردن با آن مؤلف بزرگ. خود این نامه نگاری ها هم اگر بشود روزی جمع آوری و منتشر شود خوب است و خودش یک کتاب با ارزش خواهد شد. آن اشتباه بعداً در ترجمه عربی تفسیر مذکور اصلاح شد.

 در صحبتتان، به پسر ایشان اشاره کردید. استاد چند فرزند داشت و آیا آنها هم اهل علم هستند؟

♦ ایشان دو پسر و چند صبیه دارند. پسرها شاگرد حاج آقا بودند و من از دیگران شنیدم که جزء سرآمدین شاگردان ایشان هم هستند. شاید کل دارایی علمی  وراثت علمی آقای فریدونی، غیر از وراثت جسمی و مالی، به آقازاده ایشان «آقا طاهر» رسیده است که جزء زبده های تحصیل کرده دانشگاه تهران است. ایشان در رشته خودش ــ فلسفه غرب ــ در هر دوره ای که تحصیل می کرده شاگرد اول بوده است. جالب این که ایشون یک زمان خواست وارد سیستم پذیرش اساتید دانشگاه بشود و معرفی نامه ای می خواست. بحث بود که کی معرفیشان کند، بنا شد آیت الله سبحانی این زحمت را بکشند. استاد رفتند پیش آیت الله سبحانی، اما ایشان خیلی بی رودر بایستی گفتند که من شما را می شناسم اما فلسفه غرب رشته خطرناکی است؛ ایشان باید بیاید و من از جهت علمی و عقیدتی امتحانش کنم. آقا طاهر هم رفته بودند خدمت آیت الله سبحانی و با صطلاح تست شده بود و تأییدیه برای نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاهها گرفته بود.
لذا بحمدالله رب العالمین نعم الخلف و بهترین بازمانده آقای فریدونی، خود پسر آقای فریدونی است.
البته دیگر شاگردان فاضل و فرهیخته ایشان هم اولاد معنوی استاد و وارث دانش و منش و روش ایشان هستند؛ مانند «استاد عینی زاده موحد» که 30 سال از محضر مرحوم فریدونی استفاده کرده است.

 شما با ایشان سفرهایی هم داشتید. خاطره ای از این مسافرت ها دارید؟

♦ـ تمام آن مسافرت ها خاطره است. اما آنچه شاید برای خوانندگان شما آموزنده باشد "تلاش بی حد و حصر" آقای فریدونی بود. یعنی دائم مشغول کار بود؛ ایشان یا مطالعه می کرد، یا تدریس داشت، یا مشغول عبادت بود. اصلا وقت پرت و دورریز نداشت. این تلاشگری و در کنارش اخلاص بزرگی که داشت اون را به موفقیتهای بزرگی رساند.

ایشانن در 67 سالگی فوت کردند. دلیل این رفتن زودهنگام چه بود؟

♦ ایشان روزی یک بسته قرص مصرف می کرد و فشار خون داشت. آیت الله سبحانی به او گفته بودند: فشار و چربی خونت را کنترل و وزنت را کم کن، چرا که بایستی برای مذهب بمانی. لیکن خداوند تقدیر کرده بود که استاد در اثر ابتلا به "سرطان" از دنیا برود. 
از دست رفتن ایشان هم ناگهانی انجام شد و بستری شدن او در بیمارستان هم مدت کوتاهی طول کشید و خیلی سریع عمرش به پایان رسید. انتظار نبود که آقای فریدونی ناگهان از بین ما برود؛ لذا برای شاگردان و دوستانش یک نوع تحیری از فوت ایشان ایجاد شد.

 و سخن پایانی؟

♦ به نظر من لازم است که شاگردان خود حاج آقا، خصوصا پسر بزرگوارش، درباره روش منحصر بفرد آقای فریدونی تحقیق کنند تا تاریخ پدیدار شدن این روش و حرکت علمی تبیین شود. بررسی شود که ایشان چگونه به مباحث ورود پیدا می کرد؛ مقومات بحثش چه بود؛ از چه چیزهایی استفاده می کرد؛ و مبانی ای که بر اساس آنها تحقیق می کرد چه بودند؟ این کار نشده است و اگر بشود کار بسیار بزرگی است. حتی به نظر من می توان این کار را به عنوان رساله دکتری در حوزه علمیه انجام داد که کار ارزشمند و راه گشایی در توسعه و ترویج مباحث ولایی در قرآن خواهد بود. امیدواریم راهی که شیخ حسین نیکوصفت پیمود و آقای فریدونی استحکامش بخشید، ادامه و توسعه یابد.

 از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید ممنونیم.

♦ من هم از زحمات خبرگزاری ابنا برای پوشش اخبار ارتحال و مراسم ایشان تشکر می کنم. 

 

به کوشش: تقی سمیعی ـ احمد محبوبی 
 

منبع : خبرگزاری ابنا