شنبه, 01 شهریور 1393 ساعت 13:16
خواندن 1708 دفعه

بحارالانوار شاهکار علامه مجلسی در گفت و گو با استاد عبد الحسین طالعی

 در ابتدای بحث بفرمایید علامه آیا به تنهایی مجموعه بحارالانوار را جمع آوری کردند یا در یک حرکت گروهی موفق به تالیف مجموعه بحارالانوار شدند؟

طالعی: علامه مجلسی بسیار مظلوم واقع شدند؛ شناخت خوبی از علامه مجلسی انجام نشده است و کار بسیاری می طلبد؛ کارهای علمی روش شناسانه کمتر انجام شده است؛ لازم است کارهایی بر روی آثار فارسی ایشان صورت گیرد؛ شاهرخ مسکوب، شخصیت ادبی که  خیلی وجهه دینی نداشت، درباره فارسی نویسی علامه مجلسی با تعریف و تمجید وارد شده؛ همچنین آثاری که در شرح کتب حدیثی از علامه مجلسی وجود دارد، جای تحقیق دارد.
در جمع‌آوری بحارالانوار، افرادی به علامه مجلسی کمک کردند؛ سید نعمت الله جزائری، میرزا عبدالله افندى اصفهانى، ملاذوالفقار اصفهانی، شیخ عبدالله بحرانی و... از جمله افرادی بودند که به علامه مجلسی در جمع آوری بحارالانوار کمک کردند؛ هنر مرحوم مجلسی در این است که توانست کار جمعی علمی انجام دهد؛ شاید بتوان گفت اولین فرد یا جزء اولین نفرهای حوزه شیعه بوده که  در عرصه کار علمی جمعی وارد شده  است؛ امروز در فضای علمی روشن شده که کار علمی به هر میزان گروهی تر باشد اعتبار بیشتری دارد.

در 400 سال پیش علامه مجلسی در انجام کار گروهی پیشقدم بوده است؛ البته این به معنای دغدغه نداشتن عالمان دوره های پیشین نیست؛ اما قبل از زمان صفویه شیعه ها عموما گرفتار اختناق زمان و گروه هایی همانند داعش بودند و فرصت و آرامش برای انجام چنین کارهای علمی گروهی را نداشتند.
علامه مجلسی با استفاده از فرصت توانست شاگردانی تربیت کند و به کمک شاگردان کار گروهی علمی انجام دهد. البته منظور از جمعی یا گروهی به این معنا است که کمک شاگردان در حد یافتن احادیث از باب هایی که علامه مجلسی عنوان می کرد، بود؛ گاهی شاگردان در استنساخ  به علامه مجلسی کمک می کردند.

لذا بعضی از نسخ خطی که از بحارالانوار باقی مانده است تماما به خط علامه مجلسی است، اما بعضی دیگر به این صورت است که ابتدای حدیث را علامه مجلسی نوشته است و شرح حدیث نیز به خط علامه مجلسی است و متن حدیث به خط کسی دیگر است؛ در کنار این امر علامه مجلسی شاگرد پروری می کرده است؛ قابل ذکر است استاد و شاگرد علامه مجلسی و خودش یعنی سه نسل علمی شرحی بر چهار کتاب اصلی شیعه نوشتند؛ شرح من لا یحضره الفقیه توسط پدر ایشان نوشته شد و شرح کافی، و شرحی بر تهذیب توسط علامه مجلسی نوشته شد.
زمانی که علامه مجلسی سید نعمت الله جزائری را تربیت کرد، شرح استبصار توسط سید نعمت الله جزائری نوشته شد؛ به دست سه نسل علمی از ملا محمد تقی مجلسی، محمد باقر مجلسی و سید نعمت الله جزائری در طول چند دهه یک دوره شرح کتب اربعه نوشته شد.

میرزا عبدالله افندى اصفهانى نیز دوره ریاض العلماء را تالیف نمود که منبعی مهم در کتابشناسی شیعی و سرگذشت نگاری است، به عبارت دیگر ادامه تحقیقات کتاب شناسی و رجال شناسی مجلسی بود؛ شیخ عبدالله بحرانی دوره مفصلی همانند بحارالانوار به نام عوالم العلوم با ابتکارات جدیدتری نوشت؛ مرحوم آیة الله سید محمد باقر موحد ابطحی توانست نسخ خطی این کتاب را که پراکنده بود بیابد و نزدیک به 20 جلد از آن را به چاپ رساند.
علامه مجلسی در بحارالانوار از شاگردان خود کمک می گرفت اما همزمان شاگرد پروری می کرد؛ در نتیجه کارهای علامه مجلسی بعد از او در قالب خدمات جزائری، بحرانی، افندی و... ادامه یافت؛ خط اصلی در جمع آوری مطالب بحارالانوار توسط علامه داده می شد و شاگردها تربیت می شدند تا کارهای استاد ادامه یابد.


یکی از سوالاتی که همواره درباره بحارالانوار مطرح است  بحث سند حدیث است؛ برخی مطرح می کنند خود علامه مجلسی در ابتدای بحارالانوار ذکر کرده است، برخی احادیث آمده در بحار ضعف سندی دارند. نظر شما در این باره چیست؟
طالعی: این جمله که به علامه مجلسی نسبت داده می شود غلط است و هر کسی می گوید علامه مجلسی چنین حرفی را عنوان کرده است، نشان دهد؛ علامه مجلسی 80 صفحه در آغاز جلد اول مقدمه تحت عنوان توثیق المصادر دارد؛ در این بخش بحث می شود که تنها از منابع معتبر استفاده شده است؛ حتی در استفاده از کتاب های دست دوم معتبر عنوان می کند که وقتی منابع معتبر درجه اول موجود است، چندان نیازی به استفاده از منابع این کتاب ها نیست.
علامه مجلسی درباره کتاب سلیم بن قیس عنوان می کند که حرفهایی درباره این کتاب هست ولیکن حق این است که این کتاب از اصول معتبره است؛ اگر این کتاب را علامه مجلسی معتبر می داند و یک محدث دیگر به هر دلیلی معتبر نمی داند، نباید  نتیجه گرفت که علامه مجلسی از کتاب نامعتبر نقل کرده است؛ بلکه باید اختلاف مبانی و اختلاف دیدگاهها را به رسمیت بشناسیم و هر عالمی حق دارد نسبت به کتابی نظری داشته باشد ولیکن علامه مجلسی از کتاب های معتبر استفاده کرده است.

علامه مجلسی عنوان می کند مرسل بودن  (بی سند بودن) یک حدیث یا یک کتاب مثل نهج البلاغه یا تحف العقول لطمه ای به آن کتاب نمی زند به دلیل ارزش بسیار بالای مطالب آن؛ ممکن است یک دانشمند بگوید که حدیث یا کتاب مرسل ضعیف است، ولیکن با این مبنای علامه مجلسی می توان کتاب را معتبر دانست؛ و در هر حال کسی حق ندارد حرف خود را به زبان علامه مجلسی بیان کند، بلکه  می تواند حداکثر حرف خود را عنوان کند.
گاهی علامه مجلسی احادیثی از کتاب های مجهول نقل می کند؛ در خصوص این احادیث علامه مجلسی  کلمه وجدت را عنوان می کند ، یعنی درجه این حدیث اندکی پائین تر است؛ پائین تر بودن به معنای جعلی بودن نیست، حدیث ضعیف با حدیث جعلی تفاوت دارد.
حدیث ضعیف با شرایطی که در علم الحدیث بحث شده، قابل اعتماد و استفاده است البته اگر به تعارض افتاد، در مقام تعارض بین حدیث وجاده ای و حدیث روایتی، حدیث روایتی اولی است؛  اما اگر در بابی حدیثی غیر از حدیث وجاده وجود نداشت باید از  این حدیث استفاده شود؛ دلیلی بر رد آن وجود ندارد.

نکته این است که تمام این نقادی ها و ارزیابی ها  کار کسانی است که مبانی و مقدمات علمی را به حد کمال رسانده باشند. طبع نقادی آیت الله شبیری زنجانی بر همه کس آشکار است؛  ایشان در دیداری با افرادی که حدیث کار می کنند، تذکر دادند که بحارالانوار شاهکار علامه مجلسی است و جای بازیگری بچه ها نیست؛ بحارالانوار جای نقادی دارد ولیکن نقادی آن کار کسی که مبانی نخوانده است، نیست.
هیچ کس نمی گوید که  علامه مجلسی معصوم بوده است ولیکن علامه مجلسی بچه ای نیست که به سادگی حدیث را انتخاب کرده باشد؛ علامه مجلسی در مقدمه عنوان می کند که پیش از تألیف بحار، علوم رایج روز را درس گرفته  است؛ علامه مجلسی متولد سال 1037 است و در سال 1070 طرح اولیه بحارالانوار را نوشته است؛ علامه مجلسی تا پایان عمر خود که 40 سال به طول انجامید بر رو ی این طرح کار کرده است.
در سال 1070 علامه مجلسی 33 ساله بوده است و با توجه به این که از ابتدای کودکی در مکتب پدر مشغول تحصیل علم بوده است، در 33 سالگی علوم رایج روز را تمام کرده است و بعد وارد امر تالیف بحارالانوار شده است؛ اگر فرد ناقد  این علوم را فرا نگرفته باشد  حق اظهار نظر درباره بحارالانوار ندارد.

بعلاوه علامه مجلسی ذیل برخی از احادیث که به صورت وجاده ای نقل می کند پاورقی می زند و عنوان می کند که برخی از قسمت های این حدیث مورد قبول خود من نیست ولی به دلیل برخی نکات خاص نقل شد؛ برخی مواقع احادیث معتبر نقل شده و عنوان شده است که با حدیثی دیگر در تعارض است، حل تعارض احادیث را نیز به صورت بیان  و توضیح  ذکر کرده است.
خضوع علامه مجلسی در خصوص احادیث قابل توجه است که در نسل جدید کم تر دیده می شود؛ گاهی دیده می شود که بعضی از درس خوانده های نسل جدید کلنگی برداشته اند تا ریشه حدیث را بزنند ، و هم و غم آنها  بر تضعیف احادیث است در حالی که علامه مجلسی زمانی که می خواهد حدیثی را نقل کند بنا را بر فرض صحت می گذارد و بر روی آن بحث می کند؛ عبارت "بر فرض صحت" به معنای این است که نمی خواهد با تردید و تشکیک شروع کند.
زمانی که علامه مجلسی در شرح کافی و شرح تهذیب حدیثی را عنوان می کند، می گوید این گفته ها احتمالات در معنای حدیث بود و با قاطعیت نمی توان سخن گفت؛ این نوع برخورد مجلسی  نیز پایه علمی و عقلی دارد چرا که گوینده معصوم است و کسی که توضیح یا نظر می دهد، غیر معصوم است؛ لذا نمی تواند برداشت خود را بر حدیث تحمیل کند؛ علامه مجلسی در مقابل احادیث خضوع علمی دارد که گاهی در نسل جدید دیده نمی شود؛ خضوع علمی علامه مجلسی وی را به ساده لوحی متهم کرده است.

نکته مهم دیگر این است که دو مبنا در بررسی احادیث وجود دارد؛ مبنای متقدمین و متاخرین است؛ متقدمین در مبنای خود خیلی به سند توجه ندارند و توجه بیشتری به محتوا دارند؛ اما متاخرین بیشتر توجه خود را به سند معطوف می کنند؛ علامه مجلسی در دو کتاب خود دو روش را به کار گرفته است؛ مبنای او در بحارالانوار مبنای متقدمین و در مرآت العقول مبنای متاخرین است.
علامه مجلسی درباره حدیثی در مرآت العقول از آن به عنوان حدیث ضعیف و در حق الیقین به عنوان سند معتبر نام می برد؛ عنوان ضعیف بر مبنای متاخرین و سند معتبر بر مبنای متقدمین است؛ علامه مجلسی در بحارالانوار در بخش های متعددی عنوان می کند فلان حدیث بر طبق مبنای متاخرین ضعیف و بر مبنای متقدمین معتبر است؛ پس کسی که  قصد نقد بحارالانوار را دارد باید بر مبنای متقدمین باشد.

کسانی که احادیث بحارالانوار را تضعیف می کنند به صرف استبعاد است؛ این به معنای دلیل آوردن عقلی نیست؛ به طور مثال حدیثی از پیامبر صلی الله علیه و آله در باب علائم آخرالزمان نقل شده که در این حدیث عنوان شده است در دوره آخرالزمان زنان لباس هایی می پوشند که لباس پوشیده هستند ولیکن برهنه اند؛ در آن زمان این حدیث از لحاظ عقلی قابل فهم نبود و لذا در نظر بعضی از افراد آن زمان درست نبود، اما بعضی از محدثان گفته اند:  من معنای آن را  درنیافتم ولیکن علم آن را به اهل بیت موکول کردم.
امروز ما لباس هایی می بینیم که هم پوشیده و هم برهنه است؛ در حالی که در آن زمان چنین لباس هایی وجود نداشت و افرادی به صرف استبعاد این نوع احادیث را تضعیف می کردند؛ در 400 سال پیش طبیعی است عالمی بگوید چنین حدیثی خلاف عقل است چرا که آن را درک نمی کردند.

علامه مجلسی چنین احادیثی را نقل کرده است و بارها می گوید که  من معنای آن را در نیافتم ولیکن خدا بهتر می داند پیامبر صلی الله علیه و آله یا اهل بیت چه گفته است؛ آن احادیث در آن زمان توسط علامه مجلسی برای نسل امروز نقل شده است؛ این چنین احادیث بسیار است. در حدیث معتبری از رسول خدا روایت شده است که گاهی کسی مطلبی برای دیگران نقل می کند که خودش معنای آن را نمی فهمد و گاهی مطلبی نقل می کند برای دیگری که بهتر از گوینده معنای آن را می فهمد. لذذا نمی توان بهسادگی از حدیثی چشم پوشید.


شیعه در چه وضعیتی بوده که علامه مجلسی نیاز به تالیف چنین کتابی داشتند؟
طالعی: قبل از صفویه شیعه در شدت اختناق بود؛ داستانی را  ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه نقل کرده  است که پدر و مادر و پسری بودند؛ پدر در حال مرگ به پسر می گوید من شیعه بوده ام  ولیکن این امر را از همه حتی از مادرت کتمان کردم؛ مادر این پسر نیز در حال مرگ به پسر خود می گوید شیعه بوده ام و این مطلب را حتی از پدرت کتمان کردم؛ این داستان نشان دهنده شدت اختناق بوده است.
در این شدت اختناق، شیعه سرافراز بوده است که تمام کارهای خود را مبتنی بر عقل، استدلال، بحث و گفت وگو، تفکر، آزاد اندیشی و... پیش می برده است؛ اختناق معمولا باعث می شود انسان حالت لجاجت پیدا کند و تندرو، متعصب و افراطی شود ولیکن شیعه در این اختناق افراطی نشد و عقلانیت را از دست نداده است.

در طول چند قرن به دست دانشمندان شیعه آثاری تالیف شد که بخش اعظمی از این آثار در این اختناق از بین رفت؛ به طور مثال شیخ صدوق حدود سیصد کتاب تالیف کرده است که تنها 25 کتاب از آنها  موجود است؛ همین طور پدر شیخ صدوق 180 کتاب نوشته است که تنها 3-2 کتاب موجود است.
در زمان علامه مجلسی  فرصتی به دست آمد که شیعه  از لحاظ فرهنگی هویت خود را آشکار سازد؛ شیعه باید منابع قدیم خود را زنده می کرد؛ علامه مجلسی از امکانات حکومت بهره برد و این عمل را انجام داد؛ علامه مجلسی حقی بر گردن شیعه در احیای صحیفه سجادیه دارد؛ علامه مجلسی نسخ قدیمی را یافت و با یکدیگر مقابله کرد و با کمک شاگردان جلسات مقابله مفصلی ترتیب داد؛ کتاب های بسیاری وجود دارد که امضا و یادداشت مقابله مجلسی کنار آن قرار دارد.

علامه مجلسی علاوه بر امکانات حکومت از موقوفاتی برای این کار استفاده می کرد؛ به عنوان مثال حمامی به نام حمام نقش جهان در اصفهان وجود داشت که صاحب حمام درآمد آن را وقف ترویج کتب حدیث کرده بود؛ اکنون برخی کتب حدیثی موجود است که علامه مجلسی در آن ذکر کرده است که کتاب در مجلس جمعی از فضلا و... با هزینه حاصله از موقوفه حمام نقش جهان، مقابله شده است.
علامه مجلسی به گونه ای کار کرده است که بعد از او کار نیمه تمام نماند و ادامه یابد؛ کتب قدیمی توسط علامه مجلسی احیا شد ولیکن در حد نسخی که در نزد او موجود بود؛ از بین این کتب غیر از کتب اربعه 10 کتاب را انتخاب کرد و ترتیب موضوعی داد؛  و کار موضوعی را در حدود 2800 عنوان دسته بندی کرد  که به این کار،  اکنون نمایه سازی گفته می شود.

علامه مجلسی نمایه سازی دقیق و منسجمی انجام داد و منظومه فکر شیعی را سامان داد؛ علامه مجلسی 10 کتاب را منظم کرد که طرح اولیه بحارالانوار شد؛ بعد با این فکر که  مبادا این 10 کتب منظم شده بر اثر حوادث مختلف از بین برود و کار ناتمام بماند، ذیل 2800 عنوان احادیث آن کتاب ها را نوشت و در ادامه شرح کوتاهی بر احادیث افزود و ابتدای هر باب آیات مربوط به آن باب را نیز نوشت.
در این فاصله علامه مجلسی کتب دیگری یافت و سراغ موضوعات در کتب دیگر رفت؛ این شیوه به همین طریق ادامه یافت تا نتیجه نهایی آن بحارالانوار شد؛ در ادامه فکر مدیریتی به این امر که منظومه فکر شیعی نیاز است، ایجاد شد؛ علامه مجلسی در صدد شرح بحارالانوار بود که فرصت پیدا نشد.


آیا می توانید چند کتاب مفید برای آشنایی با علامه مجلسی معرفی کنید؟
طالعی: برخی به علامه مجلسی عنوان نوکر حکومت نسبت می دهند؛ کتاب سید علی محمد رفیعی به نام "علامه مجلسی، زمینه و زمانه" به طور اختصاصی به این عنوانی که به علامه مجلسی نسبت داده شده است پرداخته است؛ کتاب علامه مجلسی نوشته استاد حسن طارمی، از سلسله کتاب های اندیشمندان اسلام و ایران و کتابی دیگر از ایشان در همین مورد در سلسله کتابهای طرح نو نیز  برای شناخت روزآمد از علامه مجلسی مفید است.

دکتر احمد جلالی مدتی نماینده ایران در یونسکو بوده است؛ ایشان  بحثی را با مسئولین یونسکو مطرح می کند مبنی بر این که 300 سال پیش در ایران دانشمندی در علوم دینی  بوده است که کار علمی گروهی انجام می داده است، یونسکو به دلیل این امتیاز مجلسی حاضر می شود مجلسی را در ردیف بزرگداشت قرار دهد لذا  در سال 1378 همایش بین المللی از سوی یونسکو در اصفهان برگزار شد و کتابهای خوبی در آن زمان منتشر شد  که این آثار در خصوص تحقیق علامه مجلسی مفید خواهد بود. همچنین کتاب کم حجم و  استوار "آشنایی با بحار الانوار" نوشته دکتر احمد عابدی و کتاب مفصل  و پرنکتۀ "زندگینامه علامه مجلسی" نوشته محقق فقید اصفهان مرحوم استاد سید مصلح الدین اصفهانی قابل مراجعه و استفاده است.

 

منبع : خبر گزاری نسیم 

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن