شنبه, 17 فروردين 1392 ساعت 11:16
خواندن 3750 دفعه

نوآوری علمی و نگاه پژوهشی، در پاسخگوئی به سؤالات فاطمیه‌ی نسل جوان

اشاره
حجت الاسلام علی لباف، متولد 1353 در شهر تهران است. وی پس از اخذ دیپلم ریاضی فیزیک به دانشگاه رفته و پس از دریافت لیسانس حقوق قضایی از دانشگاه تهران،و طی دروس مقدماتی در تهران، مشرف به حوزه‌ی علمیه قم می‌شود. ایشان در تهران در مباحث عقاید و معارف از تعالیم حضرت آیت الله ضیاء آبادی (حفظه الله) و در مباحث تاریخ تحلیلی اسلام از مکتب مرحوم علامه سید مرتضی عسکری و پس از هجرت به قم در مباحث امامت از مکتب حضرت آیت الله میلانی مد ظله العالی استفاده می‌کند.
حجت الاسلام لباف، اولین شخصیت روحانی که در آغاز نوجوانی اش از نزدیک با وی آشنا شده است را مرحوم حجت الاسلام و المسلمین حاج سید محسن رفیعی قزوینی فرزند مرحوم آیت الله العظمی رفیعی قزوینی معرفی می‌کند.
وی همچنین سرآغاز توجه اش به دفاع علمی از مظلومیت حضرت صدیقه (سلام الله علیها) را مدیون شنیدن سخنرانی‌های جناب آقای دکتر محمد اسدی گرمارودی و مطالعه دست نوشته های فاضل ارجمند جناب استاد حاج آقا رضا فریدونی و ملاقات با محقق فرهیخته و متکلم برجسته، فقیه فقید مرحوم آیت الله شیخ محمد رضا جعفری بیان می‌دارد. وی در تدوین تالیفات خویش از نظارت علمی اساتید ارجمندی چون جناب حجت الاسلام و المسلمین استاد حاج شیخ مرتضی فرج‌پور، جناب حجت الاسلام و المسلمین استاد حاج شیخ محمد رضا مامقانی ،جناب حجت الاسلام و المسلمین استاد حاج شیخ نجم الدین طبسی بهره‌ می‌برد.

حجت الاسلام لباف، چهره‌ای شناخته شده در زمینه‌ی احیای فرهنگی فاطمی و پاسخ گویی به شبهات فاطمیه است. همچنین ایشان صاحب آثار و تحقیقات علمی فراوانی است که بسیاری از آنها به زیور طبع آراسته‌ شده‌اند. برا‌ی آشنایی بیشتر مخاطبین محترم فهرست برخی از تألیفات حجت الاسلام لباف در زمینه مباحث فاطمیه پژوهی در ذیل اشاره می‌کنیم:

*دانشنامه شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها (چاپ جدید 1392، با ویرایش علمی جدید)

*مصائب فاطمی در مکتب مشایخ حدیث قم چاپ جدید 1392

*درسنامه های فاطمیّه 2جلدی (چاپ جدید 1391)
این مجموعه شامل کتاب های ذیل است:
1 به رنگ خون(سیری در نصوص شهادت حضرت زهراعلیهاالسّلام)
2 با كاروان جُوَیْن(سوگنامه شهادت حضرت زهراعلیهاالسّلام در میراث مكتوب نیشابور)
3 حقایق پنهان(تأمّلی كوتاه در تحریف اسناد فاطمیّه)
4 تازیانه بر وحی(حضرت محسن‌علیه‌السّلام در منابع اهل سنّت)
5 زخم آتش(احراق بیت فاطمهعلیهاالسّلام در منابع اهل سنّت)
6 مصائب فاطمی، در نُسخ خطّی قرن 5 و 6 هجری
7 مصائب فاطمی، در میراث علمی ابن قُولُوَیْه قمی (متوفّای 367 هجری)
8 زخم آتش(احراق بیت فاطمهعلیهاالسّلام در منابع اهل سنّت)
9 و آتش زبانه می‌كشید(احراق بیت فاطمهعلیهاالسّلام در منابع امامیّه)
10 آن روز سرد(قباله فدک و پرسش‌های فرارو)
11 رنج‌های فراموش شده(بازخوانی حوادث هجوم از زبان شاهدان عینی)
12 ایستاده در باد(نگاهی گذرا به حمایت‌های حضرت‌زهراعلیهاالسّلام از امیرمؤمنان علیعلیه‌السلام)
13 مصائب فاطمی، به روایت شیعه پیش از دولت صفوی
14 خزان یاس(چرا شیعه می‌گوید: شهادت حضرت زهراعلیهاالسّلام)
15 ارغوان(اثبات شهادت حضرت زهراعلیهاالسّلام در منطق صحابه)
16 شعله‌های همیشه (گامی به ‌سوی احیاگری فرهنگ فاطمیّه)
17 عبور از تاریكی(پژوهشی در غصب اموال حضرت زهراعلیهاالسّلام)
18 میراث جاودان(فهرستی موضوعی از كتاب دراسةٌ و تحلیل حول الهجوم علی بیت فاطمه علیهاالسّلام)
19 هجوم اوّل به روایت ابن أبی‌شیبه (متوفّای 235 هجری)
20 غروب سرخ غدیر(بازخوانی سكوت امیرمؤمنان علی‌علیه‌السّلام در حوادث سال یازدهم هجری)
21 تا ابد اندوه(دلایل سوگواری شیعیان در ایّام فاطمیّه)
توجّه 21 عنوان کتاب های فوق، بصورتِ «تک جلدی شومیز» نیز به چاپ رسیده اند که بدون هرگونه ویراش و تغییری در شکل و محتوای کتاب ها، در مجموعۀ 2 جلدی درسنامه های فاطمیّه گردهم آمده اند
از ویژگی های مجموعه 2 جلدی درسنامه های فاطمیّه ، ارائۀ اهداف علمی از نگارش و مطالعۀ هر کتاب ؛ و ارائۀ 3 الگوی مطالعۀ هدفمند، بویژه ارائه یک نمونه الگوی آموزشی دقیق ، جهت تدریس این مجموعه از کتاب ها ست

*بررسی مصائب حضرت زهرا سلام الله علیها در مناابع اهل سنّت شامل کتاب های:
زخم آتش(احراق بیت فاطمهعلیهاالسّلام در منابع اهل سنّت)
هجوم اوّل به روایت ابن أبی‌شیبه (متوفّای 235 هجری)
هجوم اوّل به روایت ابن أبی‌شیبه (متوفّای 235 هجری)
3عنوان کتاب فوق که با ویرایش علمی جدید(چاپ 1392) کنارهم گردآمده اند ؛ پیش تر، بصورت تک جلدی شومیز و نیز در کتاب دو جلدی درسنامه های فاطمیّه به چاپ رسیده اند

*مصائب فاطمی، پژوهشی در سَده سوم و چهارم هجری

*راهنمای یاوران فاطمیّه:مجموعه پرسش و پاسخ های پژوهی

*امامیّه و سقط حضرت محسن علیه السّلام

*ازدواج اُمّ کلثوم با عمر بن خطّاب

*معمّای نام (بررسی تشابه اسامی فرزندان حضرت علی علیه السّلام با نام های خلفا)

*دیدگاه علامه سیّد مرتضی عسکری در بارۀ خلافت در صدر اسلام

*بررسی های تاریخی برگرفته از آثار علامه عسکری : زوایای پنهان سقیفه

*دانشنامه روابط سیاسی حضرت علی علیه السّلام با خلفا (ویرایش جدید 1391)

*سیرۀ علوی از سال یازدهم تا سیزدهم هجری:مجموعه پرسش و پاسخ های پژوهی

*زمامداری خلفا پس از سقیفه (ویرایش جدید)

از اینکه دعوت ما را پذیرفتید بسیار خرسند و ممنون هستیم. ابتدا از ورود خودتان به عرصه‌ی تحقیق و پژوهش فاطمیه بفرمایید و اینکه چگونه به حوزه‌ی پژوهشی و تحقیقی مباحث فاطمیه راه یافتید؟
شاید اتفاقی که باعث آشنایی و ورود من به اینگونه مباحث شد، آشنایی با کتابی بود که حجت الاسلام آقای مهندس سید جواد حسینی طباطبایی در سال 1380 نوشته بود. در زاهدان نشریه‌ای به نام «ندای اسلام» در شماره‌ی سوم خود، مقاله‌ای با عنوان «فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) از ولادت تا افسانه‌ی شهادت» را منتشر کرده بود. آقای مهندس طباطبایی که اصالتا اهل زابل بودند و ساکن در مشهدمقدس، کتابی را در پاسخ به شبهات موجود در این مقاله نوشتند. در سفری که به اتفاق تنی چند از دوستانم به مشهد مشرف بودیم،شب عید سعید قربان خدمت ایشان رسیدیم و بنده از ایشان خواستم که کتابشان را خلاصه نویسی کنم.
پس از بازگشت از سفر و مطالعه‌ی کتاب و اصل مقاله که در ابتدای کتاب آورده شده ‌بود، احساس کردم که کتاب بیشتر به شرح و بسط نیاز دارد تا خلاصه نویسی، زیراکه به نظرم می رسید به تمام زوایا و شبهات موجود در آن مقاله پاسخ داده نشده بود. پس از پژوهش و مطالعه جهت شرح و بسط این کتاب، به تدریج با شبهات دیگری در این زمینه فاطمیه که از سوی افراد مختلفی مطرح شده بود، آشنا شدم. در برهه‌ای از زمان تمام فضای پژوهشی و تحقیقی خود را اختصاص به این موضوع دادم، به طوری که دغدغه‌ی ذهنی من نیز به طور کامل معطوف به این موضوع شده بود. هر جا شبهه یا تشکیکی در مباحث فاطمیه در قالب مقاله، کتاب چه به زبان فارسی و یا عربی، به نام حقیقی یا مستعار دیده می‌شد، مورد توجه قرار می‌گرفت و به شکر خدا و کمک دوستان به ویژه مرحوم آقای اسماعیل انصاری، توانستم آریشو نسبتا کاملی از شبهات فاطمیه را جمع ‌آوری کنیم.

در حوزه‌ی مباحث مربوط به اهلبیت (علیهم‌ السلام) و به ویژه حضرت فاطمه (سلام الله علیها) موضوعات فراوانی وجود دارد، چرا در آثار و فعالیت‌های علمی شما بیش از همه جنبه‌ی پاسخ به شبهات فاطمیه ظهور و بروز دارد؟
پس از چاپ کتاب ارزنده مأساة الزهراء )سلام الله علیها( تالیف علامه محقق استاد جعفر مرتضی عاملی به تدریس ترجمه آن به زبان فارسی برای جمعی از دانش آموزان دبیرستان نیکان پرداختم، در آن سالها من به فعالیت فرهنگی در دبیرستان نیکان تهران مشغول بودم و کلاس هایی به نام "مطالعه هدفمند"را برای علاقمندان به مطالعات تخصصی - مذهبی برگزار می کردم. کلاس بیشتر جنبه مباحثه پیدا کرد و در هر جلسه بخش معینی از کتاب مورد مطالعه و سپس بحث وگفتگوی جمعی واقع می شد. در آن مقطع ، من پس از اتمام برگزاری آن کلاس به این نتیجه رسیدم که پاسخ گویی به آنچه به عنوان سوال یا شبهه در موضوع فاطمیه (منظورم مصائب فاطمی است) در ذهن مخاطب نسل جوان شکل پذیرفته یا گاهی به او القاء می شود، نیازمند به بازنویسی علمی با قلم و منطقی جدید و مبتکرانه است که هم واجد جنبه های تحقیقی باشد و هم برای مخاطب جوان قابل فهم و تجزیه و تحلیل باشد. برای مثال شاید در مقام مناظره، پاسخ های نقضی بسیار هم راهگشا باشند ولی ذهن کنجکاو و پرسشگر نسل جوان اغلب خواستار دریافت پاسخ های حلی است.
همچنین سطح آگاهی و پرسشگری نسل جوان ارتقاء یافته است. به عبارت دیگر نسل جوان دیر قانع می شود و از این رو پاسخ گویی به پرسش های او در موضوع فاطمیه نیازمند به اسلوب و شیوه خاص خودش است و حتی نیازمند به مقدمه چینی های علمی پله به پله است.
به هر حال نسل جوان با زبان و ادبیات نگارشی کتابهایی که با اسلوب ویژه حوزوی نوشته می شوند چندان مأنوس نیست. لذا گاهی به دلیل عدم موءانست ،استدلال را ناقص می انگارد و گاهی زاویه ورود به بحث را درک نمی کند و گاهی بدلیل چینش خاص مقدمات بحث ،به پاسخ های ارائه شده اشکال نیز وارد می سازد.
اینکه بگوییم اشکال هایی که نسل جوان به پاسخ های ما طلبه ها وارد می سازند، از نظر علمی وارد نیست و بحثی که ما در مقام پاسخگویی به یک شبهه ارائه می دهیم از نظر علمی کامل است(!)، مشکل عدم ارتباط نسل جوان با پاسخ های متعارف به شبهات بویژه در خصوص فاطمیه را حل نمی کند.
یادمان باشد که شبهه، آرامش روح یک جوان شیعه را بهم می ریزد، همان جوانی که قرار است پرچم عزای شهادت صدیقه طاهره سلام الله علیها را بدوش کشد. پس رسالتی که ما در مرکز پاسخگویی به شبهات فاطمیه بر دوش خود احساس کردیم این بود که دغدغه های علمی ذهن نسل جوان را درک کنیم و برای آن اهمیت قائل شویم و خود را موظف به رفع آنها نماییم.

رویکرد شما نسبت به پاسخ دهی به شبهات چگونه است؟
بنای ما در پاسخ دهی به شبهات این بوده است که با یک نوآوری علمی و نگاه پژوهشی جدید‌تری به سوالات پاسخ حلی داده شود و از تکرار پاسخ دیگر فضلا هم بپرهیزم. مقید بر این بودیم که پاسخها به طور نقضی نباشد. این موضوع مستلزم آن بود که شناخت کاملی از آنچه اتفاق افتاده بود، داشته باشیم. بنابراین بخش عمده‌ای از کار ما، صرف نظر از پاسخ‌دهی به شبهات، مطالعه و پژوهش گسترده در منابع جهت برطرف کردن ابهام‌های موجود بود.
مباحث مربوط به فاطمیه، مباحثی کاملا تخصصی است، لذا در این بخش باید از ارائه پاسخهای سطحی و غیر علمی کاملا پرهیز شود. ورود به این بحث باید کاملا عالمانه و با بصیرت تمام باشد. در چند سال گذشته کتابهایی در دفاع از حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) چاپ شده است، که متأسفانه در برخی، این مباحث به طور علمی و عمیق مورد توجه قرار نگرفته است.
یکی از گذرگاه هایی که در هنگام ارائه مباحث خودش گاهی باعث ایجاد شبهه جدید می‌گردد و افرادی که در پی القای شبهه هستند، از آن سوءاستفاده می‌کنند؛ غفلت از جمع برخی تعارض‌های ظاهری است که در نگاه اول قابل جمع نیست و جمع آن دقت علمی و آگاهی خاص خود را می طلبد.
آفت شبهه این است که آرامش روحی انسان را به هم می‌ریزد، هر چند از لحاظ علمی از قوت کافی برخودار نباشد. بنابراین جواب به شبهه باید به گونه‌ای کامل باشد که سکون و آرامش را باز گرداند. به همین دلیل جواب نقضی دادن به شبهه شاید آن آرامش را باز نگرداند. اگرچه پاسخ دادن به شیوه ی جواب نقضی نیز خود، هنر و علم خاصی را می‌طلبد و احتیاج به ذهن خلاقی دارد. ما برای شبهات به ویژه در بحث فاطمیه (علیها السلام)، احتیاج به پاسخ‌های دقیق علمی داریم. در کتاب‌ها و پاسخ‌هایم سعی من بر آن بوده است که تا حد توان پاسخ‌ها جدید،حلی ، دقیق و پژوهشی باشند، چراکه اگر جواب به اصطلاح نپخته باشد، خود ایجاد کننده‌ سوال یا شبهه‌ای جدید است. سعی و تلاش ما براین بوده است که تخصصی بودن حوزه‌ی پاسخ گویی به شبهات فاطمیه حفظ شود. متاسفانه برخی فضلا شاید هنوز این حوزه را یک حوزه‌ی پژوهشی تلقی نکرده‌اند.

با توجه با حساسیت‌های موجود در این ایام که ممکن است در بعضی از مناطق وجود داشته باشد؛ روش مناسب برای تبلیغ در ایام فاطمیه را چه می‌دانید؟
چون در ایام فاطمیه بیشتر نگاه‌ها به تعظیم شعائر معطوف است لذا به نظرم می‌رسد اگر به موازات آن منبرهای فاطمیه جنبه‌ی تعلیمی داشته باشد و جنبه‌های تحقیقی و علمی را مطرح سازند نقش مکمل را ایفا می نمایند. نکته‌ی مهم این است که افرادی که برای تبلیغ در ایام فاطمیه به مناطق مختلف کشور می‌روند، ابتدا مطالعات علمی خود را در این زمینه تکمیل نموده باشند. پیشنهاد دیگرم این است که در کنار منبرهای عمومی، حلقه‌های پرسش و پاسخی را برای جوانان تشکیل دهند. صرف ایجاد یک شور و هیجان بدون پشتوانه‌ی علمی برای جوانان ممکن است با یک هیجان دیگر خنثی شود و با یک القای شبهه از بین برود. بنابراین باید فرض را بر این گذاشت که شاید این اولین و آخرین فرصت ما برای تبلیغ در یک منطقه است. لذا یکسری نکات کلیدی و اساسی را بیاموزیم و سپس با زبان کاملا علمی به جوان شیعه تعلیم دهیم . به نظر من این نیاز مهم و اساسی است.

پس جنابعالی به عنوان یک مبلغی که در بسیاری از زمینه‌های تبلیغ و گسترش فرهنگ فاطمیه، چه گفتاری و چه نوشتاری فعالیت نموده‌اید، مناسب ترین شیوه برای تبلیغ در این حوزه را شیوه‌ی علمی می‌دانید؟ چرا؟
به نظر من شیوه طرح مباحث اگر علمی باشد، یک حرکت پایدار و ماندگار خواهد شد و اساسا وقتی رنگ و بوی تبلیغ، علمی و پژوهشی شود، از بروز ناخواسته خیلی تنش‌ها نیز به طور طبیعی پرهیز می‌شود. با زبان تحقیق و شیوه‌ی پژوهشی، بازگو کردن خیلی از حرفها آسان‌تر خواهد بود تا شیوه‌ی احساسی و هیجانی.

گاهی مبلغین ما با طیفی از مخاطبینی مواجه‌‌اند که ممکن است نسبت به بیان برخی از مطالب تاریخی، واکنش‌هایی را انجام دهند و همچنین ضرورت و مصلحت در دوره‌ی کنونی اجتناب از بیان برخی سخنان است. نظر شما در رابطه با بیان این مطالب چیست؟
تبلیغ در تمامی مناطق کشور یعنی از مناطق مرکزی گرفته تا مناطق مرزی، باید همواره همراه با التزام به رعایت شیوه‌ی علمی و نیز رعایت ادب گفتاری انجام گیرد. ممکن است حساسیت‌هایی که در بحث فاطمیه وجود‌ دارد گاهی اقتضای کند که مبلغ فقط به بیان برخی از اتفاقات مهم تاریخی و پاسخگویی به برخی از سوالات کلیدی اکتفا کند و علاقمندان را به مطالعه کتب تخصصی در این زمینه راهنمایی نماید. پیشنهاد دیگرم این است که در ایام فاطمیه انتخاب موضوع منبرها حتما به گونه‌ای باشد که مرتبط با ایام فاطمیه باشد، چه از لحاظ اخلاقی و چه تحلیل سیاسی و اجتماعی. البته ورود به این مباحث کاملا به صورت تحقیقی و علمی و با رعایت ادب گفتاری انجام پذیرد. در این صورت مبلغ ما هیچگاه متهم به تفرقه‌افکنی و تعصب‌ورزی نخواهد شد. اگر مبلغ بداند که ارزش آن بحث علمی و پاسخ دادن به یک شبهه و ارائه‌ی یک مبنای فکری که جوان با آن می‌تواند با بسیاری از شبهات دست به گریبان شود،چه ارزشی دارد هیچ‌گاه این خدمتگزاری را با چیز دیگری مبادله نخواهد کرد. باید اقتضائات حرکت فرهنگی در زمینه‌ی فاطمیه را درک کرد و در مسیر آن اقتضائات حرکت کرد و به نظر می‌رسد، مشی و سیره‌ی علما و مراجع عظام چنین بوده است. باید ورود و خروج به این مباحث عالمانه و بر اساس برهان و منطق باشد که در این صورت هم بستر و زمینه‌ی هدایت فراهم است و هم تأثیر‌گذارتر خواهد بود.
نکته‌ی دیگر این است که تبلیغ در مراکز شیعه‌نشین مانند قم، کاشان و... با برخی از مناطق دیگر کشور متفاوت است. هرکسی باید قبل از ورود به منطقه‌ای برای تبلیغ، اقتضائات همانجا را بشناسد و برای تبلیغ در آنجا برنامه‌ریزی کند. به عنوان مثال اگر من می‌خوام در شهر زابل سخنرانی عمومی کنم نباید سخنرانی فلان خطیب مشهور را که در شهر مشهد و در یک هیئت مذهبی با مخاطبان خاص ایراد کرده، گوش بدهم و بعدآن را عینا در منبر عمومی ام در زابل تکرار کنم. نکته دوم اینکه اگر بنده با توجه به اقتضائات یک شهر خاص با شیوه و الگوی متناسب با فضای بومی آنجا در ایام فاطمیه سخنرانی کردم نباید با دوست مبلغ خودم که در یک شهر مرزی در همین ایام سخنرانی کرده مقایسه‌ای انجام دهم و سرزنشی نسبت به عدم بیان تمام جزئیات مطالب از جانب او بر زبان جاری سازم زیرا گاهی شرایط یک منطقه تنها اقتضای کلی گویی و ترسیم خطوط اصلی را دارد.
به هر حال مبلغ قبل از ورود به هر منطقه باید تمام اقتضائات را بشناسد و نسبت به این شناخت،محتوای تبلیغ خود را برنامه‌ریزی کند.

ایام محرم بهترین بستر برای انتقال مفاهیم بلند نهضت عاشورا، مانند آزادگی و آزادمنشی، عدالت‌خواهی، ظلم ستیزی و بسیاری از شعارهای دیگر قیام بلند حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) است. به نظر شما فرهنگ فاطمیه حاوی چه نقاط عطفی که در ایام فاطمیه می‌شود برای تبلیغ آنها کوشش کرد؟
تمام آنچه که در بحث عاشورا مطرح می‌شود که شاخصه‌ی اصلی آن ظلم ستیزی و ایستادگی مقابل طاغوت است، در فرهنگ فاطمی نیز وجود دارد، یعنی حرکت حضرت صدیقه‌ی طاهره (سلام الله علیها) اولین حرکت ظلم ستیزانه مقابل طاغوت و استکبار است. در واقع شیعه در ظلم ستیزی و در ایستادگی مقابل استکبار دو بال داشته است: فاطمیه و عاشورا. تفکیک میان فاطمیه و عاشورا و کم رنگ ساختن ابعاد سیاسی فاطمیه یک نوع تفکیک نامناسب است و نسل جوان ما باید بداند که شعیه دو الگو برای ایستادگی در مقابل بدعت ها دارد. اگر مظاهرایستادگی مقابل ظلم و افشای بدعت یا مبارزه با طاغوت در عاشورا وجود دارد،این مضامین بلند با تمام ویژگی‌هایش در فاطمیه هم به وضوح قابل رؤیت است، علاوه بر اینکه توجه به این مظاهر در فاطمیه مهم‌تر خواهد بود، چراکه توجه آغاز انحرافی است که به عاشورا انجامید.
شاید این غفلت ما بوده است که ماجرای ظلم بیداری و بصیرت را منحصر در عاشورا کرده‌ایم و از نکات آموزنده‌ی فاطمیه غفلت ورزیده‌ایم. دفاع از امیر المؤمنین (علیه السلام)، استنصارهای شبانه، خطبه‌ی فدک ،اینها همه به نوعی مبارزه‌ی سیاسی است . حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها). با ابثار جان و شهادت خود در این مسیر ، امامت و وصایت امیر المؤمنین (علیه السلام) را برای همیشه تاریخ از هر گزندی حفظ کردند. لذا از بیان ابعاد حماسی فاطمیه در مسیر دفاع از امامت نباید غفلت شود. به هر حال حرکت حضرت صدیقه‌ (سلام الله علیها) یک حرکت کامل و جامع است و الگوی اعلای دفاع از اسلام به شمار می آید.
البته محذورهای ما در بحث فاطمیه بویژه در بحث بین الملل، به مراتب بیش از عاشوراست. اما تمام تأکید بر این است که در همه جا باید هم محتوی‌ مباحث علمی باشد و هم طرز و شیوه بیان باید منطبق بر الگوی گفتار علمی باشد. چون ممکن است در مواردی محتوی سخن علمی باشد، اما نوع بیان، هیجانی باشد که در اینصورت گاهی محتوی را هم زیر سؤال می‌برند. یعنی مخاطب ما نباید جلوه ی تعصب را در کلام ما احساس کند که در اینصورت گستره‌ی مخاطب ما به تدریج کم خواهد شد. ضرورت رعایت این نکته در نوشتارها هم قابل تأکید است. بنابراین تأکید ما در این قسمت باز هم بر دو موضوع است؛ حفظ محتوای علمی به همراه انتخاب شیوه صحیح ابراز و بیان آن. چون در این گونه بحث ها ما احتیاج به همراهی و همدلی مخاطب داریم تا صبورانه مراحل استدلال را از زبان ما به گوش جان بشنود و بپذیرد ؛لذاست که ابراز مطالب توسط ما به صورت هیجانی باشد، ممکن است همراهی مخاطب را در بحث از دست بدهیم و نتوانیم او را تا انتهای بحث با خود همراه سازیم. این خلاصه آنچه بود که به نظر من می‌رسید و شیوه‌ی قلم من نیز به تبع بسیاری از بزرگان همینگونه بوده است مانند علامه‌ی عسکری (رحمه الله) که تمام حقایق تاریخی و اعتقادی را در کتاب‌های خود بیان کرده است به دور هر گونه حساسیت‌زایی و این بنظرم یک نوع فراست است. ایشان چیزی از آنچه که ما در فرهنگ خودمان به عنوان تولی و تبری از آن یاد می‌کنیم را در ارائه مباحث امامتی فروگذار نکرده است. ایشان در کتاب معالم المدرستین در رابطه با بدعتهای خلفا مطالب مهمی را به رشته تحریر درآورده است و همچنین با ورود به بحث‌های سقیفه حقایق تاریخی فراوانی را روشن ساخته است. اما با یک ادبیات کاملا علمی. به عنوان مثال ایشان برای اینکه ناگزیر است در آثار خود فراوان از دو واژه‌ی شیعه وسنی استفاده کند و از سوی دیگر نمی خواهد با استفاده مکرر ازاین دو واژه بهانه ای بدست غرض ورزان دهد که اختلاف میان شیعه و سنی ایجاد کنند، لذا با فراست و ژرف اندیشی از دو واژه‌ی مکتب اهل بیت (علیهم السلام) و مکتب خلفا بهره می برد. حتی جناب آقای عصام العماد می‌گفتند که وهابیت روی واژه‌ی شیعه حساسیت دارند و شما در گفتگو‌ها بگویید که اثنی عشری هستید، این یعنی رعایت یک نوع ادبیات خاص در گفتگوی آرام با پیروان فرق اسلامی با حفظ کامل محتوای والای اندیشه شیعی.

پس این موضوع نه منافات با وحدت دارد و نه تسامح در اعتقادات؟
دقت در واژه گزینی و رعایت ادب گفتاری به هیچ وجه مستلزم تسامح در اعتقادات شیعی نیست. مشکل اینجاست که گاهی بعضی به بهانه‌ی بحث وحدت متاسفانه تسامح در مواضع مسلم شیعی داشته باش و به بهانه بحث وحدت ناخواسته یا خواسته از مواضع عقیدتی شیهع کوتاه آمده‌اند، لذا اغلب ما هم فکر می‌کنیم اگر بخواهیم به وحدت فکر کنیم، باید از مواضع اعتقادیمان کوتاه بیاییم! و در نتیجه هرکس هم که از لزوم توجه به اتحاد اسلامی سخن بگوید، از مواضع شیعی اش عقب نشسته‌ است
استاد شهید مطهری (ره) در بحث وحدت یک بحث کلیدی در کتاب امامت و رهبری دارند و می‌ فرمایند:
ما خود شیعه هستیم و افتخار پیروی اهل البیت را داریم،کوچکترین چیزی حتی یک مستحب یا مکروه کوچک را قابل مصالحه نمی دانیم...
این در حالی است که بی تردید ایشان طرفدار اتحاد اسلامی است. اگر مبنا این باشد که از عقاید حقه کوتاه نیایم و از طرف دیگر به موزات بیان عقاید حقه بخواهیم در راستای اتحاد اسلامی نیز گام بردارم، می‌اندیشم و فکر می‌کنم که این حقایق آگاهی بخشی را که برای هدایت برادران دینی خود می‌خواهم بگویم و یا بنویسم، در چه قالب علمی و منطقی و با چه ادبیاتی بیان کنم که تنش‌زا نباشد. نتیجه انتخاب هوشمندانه علامه عسکری که می‌نویسد مکتب اهل بیت و مکتب خلفا این شد که کتاب معالم المدرستین در تمام کشورهای اسلامی پخش شده و همه آن را به عنوان یک کتاب علمی می‌شناسند و از ایشان نیز به عنوان یک عالم شیعی مراقب وحدت نام می‌برند، همانند مرحوم شرف الدین که ایشان نیز کتاب اجتهاد در مقابل نص را می‌نویسد و تمام بدعتهای خلفا را به تفصیل برمی‌شمارد و در عین حال هیچ کس تاکنون مرحوم شرف الدین را به این عنوان متهم نکرده است که وی وحدت را خدشه دار نموده است. پس می‌شود در جامعه‌ی امروزی به گونه‌ای از حقایق سخن گفت و یا قلم زد که به هیچ وجه متهم به تفرقه افکنی نباشی و اعتقادات شیعی را نیز به طور کامل و تمام بیان کنی. پس اگر در مقامی قرار بگیرم که بخواهیم از تمامی مبانی تشیع دفاع کنیم و آنها را تبلیغ نماییم و به وحدت هم خدشه‌ای وارد نسازیم، الگو داریم. کسانی همانند علامه شرف الدین که وارد این عرصه شدند و موفق هم خارج شدند.

از اینکه وقت گرانبهای خود را در اختیار ما گذاشتید، سپاسگزاریم.


مصاحبه کننده : حجت الاسلام الیاسی