شنبه, 23 آذر 1392 ساعت 12:00
خواندن 2783 دفعه

"بررسی ولایت تکوینی و تشریعی در دین اسلام" به قلم آیت الله العظمی صافی گلپایگانی

این اثر که سومین کتاب از مجموعه آثار «سلسله مباحث امامت و مهدویت» تالیف حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی است، به اختصار توضیحی درباره دو موضوع ولایت تکوینی و ولایت تشریعی ارائه می دهد.
* معنای ولایت تکوینی :
بدیهی است بحث کتاب حاضر در این رساله، بحثی علمی، اعتقادی و دینی محسوب می شود و بحث لفظی نیست و فرقی نمی کند که خصوص این لفظ (ولایت تکوینی و تشریعی) در قرآن مجید و احادیث شریفه باشد یا نباشد؛ زیرا اگر لفظ و اصطلاحی در قرآن و حدیث نباشد، دلیل بر آن نیست که معنایی که از آن اراده می شود و برای آن اصطلاح کرده اند، به الفاظ و تعابیر دیگر در قرآن و حدیث بیان نشده و مورد نفی و اثبات قرار نگرفته باشد و نتوان حق یا باطل بودن آن معنی را از کتاب و سنت استفاده کرد.
* مفهوم و مدلول لفظی ولایت تکوینی
در ولایت تکوینی، ممکن است تکوین صفت ولایت باشد و در مقابل ولایت ازلی قدیمی و غیر حادث و غیرتکوینی الهی اطلاق شود و به عبارت دیگر، از آن ولایت غیرتکوینی الهی اطلاق شود و به دیگر عبارت، از آن ولایت حادث و ایجاد شده اراده شود.
* سخن نهایی و معقول :
کسانی که در قبول ولایت تکوینی و تصرفات معصومین(علیهم السلام) در امور تکوینی از بیم وقوع در شرک و تفویض و غلو (و در حقیقت به علت جهل به معنی ولایت ایشان) تامل دارند، نهایت چیزی را که در اینجا با وجود وقایع عینی و مسلم خارجی که هر یک حکایت از ولایت آن بزرگواران دارد می توانند احتمال دهند و بیش از آن نمی توانند. به این دلیل است که بگویند؛ آنچه به نظر ما تصرف و اختیار و ولایت بر کاینات است، تصرف و اختیار به نحوی که مردم برخود و افعال خود و آنچه مسخر آنهاست دارند، نیست؛ بلکه در این تصرفات فاعل بلاواسطه خداست؛ چنانکه اشاعره از اهل سنت، در مورد افعال عباد همین حرف را زده اند و در مقام مبالغه در توحید افعالی، اثبات نقص کرده اند که در هنگام دعا و توجه یا اراده و خواست نبی یا وصی، فعل را انجام می دهد. به عنوان مثال، شق القمر می کند، درخت را به سوی پیغمبر سیر می دهد، سوسمار را به نطق درمی آورد، بیمار را شفا می دهد، مرده را زنده می سازد، خود ولی یا کسی را که او خواسته است طی الارض می دهد، جمع کثیری را با طعام قلیلی اشباع و سیر می کند و امثال این کارها را انجام می دهد و نسبت این افعال به نبی یا وصی مجاز است.
* تذکر یک مطلب مهم :
مطلبی که تذکرش در اینجا لازم است، این که افعال و کارهای خدا، مثل خلق و رزق و اماته و احیا و سایر افعالی که اسمای حسنی بر آنها دلالت دارند، گاهی به واسطه یا وسایطی انجام می گیرد و در این صورت به واسطه نیز مستند می شود و منافی با توحید نیست؛ خواه آن که واسطه عاقل و ذی شعور نباشد یا عاقل و صاحب شعور باشد.
* معنای ولایت تشریعی :
شکی نیست که ولایت حقیقی بر تشریع احکام و جعل قوانین و نظامات عبادی، معاملاتی، مالی، اقتصادی، سیاسی، قضایی، کیفری، اجتماعی و احوال شخصی و تعلیم و تربیت و امور دیگر، فقط و فقط اختصاص به ذات بی زوال حضرت حق عز اسمه دارد و خداوند متعال را در این مورد نیز شریک و عدیل و همتایی نیست.
بر اساس مطالب کتاب، هیچ کس، نه به عنوان فردی و مقام مادی یا معنوی و نه به عنوان عموم و نمایندگی از جانب عموم، حق قانون گذاری و انشای نظامات و مقررات را ندارد و بدترین استعبادها و کثیف ترین قبول استعبادها که کرامت و شرافت انسانیت از آن ابا دارد و بزرگ ترین ننگ جامعه و دلیل انحطاط افراد و بی شخصیتی و ضایع شدن ارزش های انسانی محسوب می شود، این است که فردی بخواهد احکام و فرمان های خود را نظام زندگی و حیات دیگران قرار دهد و افراد، استثمار و استعباد شده هم او را صاحب این حق بشمارند و فکر و حکم او را بر خود و نوامیس خود حاکم بشمارند و خود را مجری اوامر و پیرو منویات او بگویند.
یکی از حقایق آزادی بخش توحیدی اسلام که درک آن دلیل رشد فکری به شمار می آید، همین است که فردی مالک مقدرات فرد دیگر نیست و حق استضعاف احدی را ندارد و حدود و نظامات فقط از جانب خدا تعیین می شود و جاری ساختن نظامات دیگر، خروج عبودیت خدا و تجاوز به حریم حکومت و قوانین اوست: «ان الحکم الا لله امر الا تعبدوا الا ایاه؛ تنها حکم فرمای عالم، وجود خداست و امر فرموده که جز او را عبادت نکنید(یوسف، آیه 40)».
آیت الله صافی گلپایگانی معتقد است که «ولایت بر قانوان گذاری اگر صحت جعل آن برای غیرخدا ثابت شد حتما باید به جعل و اعطای خدا باشد، و ولایت تشریعی بر جعل احکام و تشریع قوانین و نظامات چه تشریعیه از باب صفت به حال متعلق موصوف صفت ولایت باشد و یا اینکه صفت خود ولایت باشد، و مراد آن گونه ولایت بر قانونگذاری باشد که با جعل و تشریع اعطا شده باشد که در مقابل ولایت حقیقه الهیه بر تشریع قرار دارد باید از جانب خدا باشد و از جانب غیرخدا اگرچه تمام افراد جامعه باشند، صحیح نیست و مداخله در شوون و اختصاصات الهی و مشرکانه است، چنان که در تعیین زمامدار و ولی امور خلق نیز همین معیار را باید رعایت کرد و از منطقه حکومت و سلطنت الهی به اندازه سر مویی نباید خارج شد.»
بنابراین، در این که یک معنای ولایت تشریعی، ولایت به نحو جعل و تشریع بر امور تشریعی و جعل قانون است، شبهه ای نیست، چنان که در این که این ولایت از جانب خدا به طور کلی و در جعل تمام قوانین و احکام، به پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) هم اعطا نشده است، سخنی نیست و عقل و نقل بر آن اتفاق دارند.
آنچه مورد بحث است، این که:آیا در بعضی از موارد، این ولایت به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و ائمه هدی(علیهم السلام) تفویض شده و مانع شرعی و عقلی دارد یا نه و این مطلبی است محتاج به تامل و تحقیق که در این اثر به آن پاسخ داده شده است.
* معنای دیگر ولایت تشریعی :
معنای دیگر ولایت تشریعیه، ولایتی است که کسی بر حسب تشریع و حکم خدا بر چیزی یا شخص یا اشخاصی داشته باشد که از آن تعبیر به ولایت شرعیه نیز می شود. وقتی این ولایت را به «تشریعیه» توصیف کنیم، در مقابل ولایت تکوینیه است که به تکوین و احداث خارجی موجود شده، نه به تکوین انشایی و اعتباری. وقتی هم آن را به «شرعیه» توصیف کنیم، در مقابل ولایت های غیرشرعیه و جائره است.
بر اساس مطالب کتاب، این ولایت، بی اشکال به اقسامی که دارد، ثابت است و آیات قرآن و صدها حدیث معتبر بر آن دلالت دارند و بخش مهمی از فقه اسلام، درباره این ولایت و اقسام و حدود آن است.


منبع : ایبنا