جمعه, 07 اسفند 1394 ساعت 09:33
خواندن 517 دفعه

روز شمار فاطمیه

در این متن به اتفاقاتی خواهیم پرداخت که منجر به شهادت مظلومانه حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها بعد از شهادت رسول گرامی اسلام گردید
 

سقیفه بنی ساعِده 
ابوبَكر در خانه پیامبر، در كناری نشسته است و حوادث را به دقّت زیر نظر دارد. «مَعن بن عَدی ـ» و «عُوَیم بن ساعِدَه» مى گویند سعد بن عباده با كسان خود به سقیفه رفته اند تا جانشین پیغمبر را بگزینند.ممكن است انصار با سعد بیعت كنند و از ما پیش بیفتند. خبر گردهم آیی انصار در سقیفه را به عُمَر می رسانند. او نیز ابوبَكر را باخبر می سازد و هر دو، روانه سقیفه بنی ساعِده می شوند.
در سقیفه، به علّت اختلاف دیرینه دو قبیله «اُوس» و «خَزرَج»، مهاجرین با یاری هواداران قدیمی خود در میان انصار ـ كه بر این اختلاف دامن می زدند ـ گوی سبقت را از سَعد بن عُباده انصاری می ربایند. انصار در رقابت با یكدیگر، برای بیعت با ابوبَكر پیش دستی می كنند.
 

آغاز زورگیری بیعت
عُمَر به همراه گروهی در مدینه می چرخند و در كوچه های آن فریاد می زنند: همانا با ابوبَكر بیعت شده است، پس برای بیعت بشتابید. قبیله أسلَم كه گویا با هماهنگی قبلی در بیرون مدینه آماده بودند، با چوب دستی های بلندی وارد مدینه می شوند. 
افراد این قبیله، دستور دارند كه همگان را برای بیعت به مسجد بفرستند و اگر كسی امتناع كرد، به سر و پیشانی او بزنند. اما این چند تن هنوز به پیمان غدیر معتقد هستند و مخالف این بیعت ها و بیعت شونده ها : . نام آن ها چنین است: مِقداد، عَمّار، ابوذر، سلمان، عُبادَه بن صامِت، حُذَیفه بن یمان و زُبَیر...
 

تدفین پیامبر
در انتهای روز، ابوبَكر و عُمَر كه در مسجد به گرفتن بیعت مشغول اند، اعلام می كنند كه نمی توانند بر جنازه پیامبر كه در خانه مجاور مسجد است، حاضر شوند. امیرمؤمنان، به تدفین پیامبر مشغول می شوند و بدن پیامبر در شبِ چهارشنبه، دو روز پس از وفات، به خاك سپرده می شود. هنوز اطرافیان خلافت و برخی همسران پیامبر (عایشه و حَفصه. ) بر جنازه آن حضرت نماز نخوانده اند. عایشه كه اتاق او در گوشه مسجد واقع است، می گوید: به خدا قسم! نفهمیدم پیامبر چه زمانی دفن شد، تا این كه در شب چهارشنبه، صدای بیل ها را از حجره پیامبر شنیدم! 
 

جمع آوری قرآن
امیرمؤمنان اینك به سفارش رسول خدا به امر مهمِّ دیگری دست یازیده اند: جمع آوری قرآن. امروز، اوّلین روز از ایام جمع آوری قرآن است. این جمع آوری، بر عهده وصی پیامبر خاتم است. آن حضرت، قرآن را براساس ترتیب نزول آیات و مشخّص كردن مواردی چون: شأن نزول، محكم و متشابه، مطلق و مقید، ناسخ و منسوخ و تفسیر و تأویل هر یك از آیات آن، گردآوری می كنند. 
 

آغاز تحصّن
در مسجد، همچنان اخذ بیعت برای ابوبَكر صورت می گیرد. گروهی از صحابه، به نشانه اعتراض به غصب خلافت، به خانه حضرت زهرا وارد شده و در آن جا متحصّن می شوند. در روز اوّل، عدّه ای مانند زُبَیر، مِقداد و گروهی از انصار به همراه عدّه كمی از مهاجران، در این خانه اجتماع كرده اند. این اوّلین روز از روزهای سه گانه تحصّن است.
 

اوّلین هجوم مقدّماتی
ابوبَكر، به اصرار عُمَر، قُنفُذ ـ پسرعموی عُمَر ـ را كه به خشونت مشهور است، می فرستد تا امیرمؤمنان را ـ كه اینك از مراسمِ تجهیز و تدفین رسول خدا فارغ شده اند ـ برای بیعت فراخواند. عُمَر اصرار دارد كه: تا از او بیعت نگیریم، به جایی نرسیده ایم
قُنفُذ سه بار مراجعه می كند
پاسخ، در هر سه بار روشن است.
پس از مراجعه سوم، عُمَر كه قصد اِرعاب حاضران را نیز دارد، خطاب به ابوبَكر می گوید: امر خلافت جز با كشتن او به استواری نخواهد رسید. ابوبَكر، زیركانه او را به آرامش فرا می خواند و به قُنفُذ می گوید كه بار دیگر مراجعه كند و به امیرمؤمنان بگوید: پاسخ ابوبَكر را بده. امیرمؤمنان در پاسخ می فرمایند: من به سفارش برادرم رسول خدا، مشغول جمع آوری قرآن هستم و از خانه خارج نمی شوم؛ تو نیز به نزد ابوبَكر بازگرد. 
 

دومین هجوم ابتدایی
اینك، نوبت عُمَر است؛او با اشاره ابوبَكر، به همراه قُنفُذ به خانه امیرمؤمنان می آید. عُمَر، از خشونت و اِعمال زور سخن به میان می آورد. او حتّی اهل خانه را به اِحراق و آتش زدن تهدید می كند
امیرمؤمنان با حضور در آستانه در می فرمایند: قسم یاد كرده ام كه از خانه خارج نشوم و ردا بر دوش نگیرم، تا آن كه قرآن را جمع آوری كنم. این سخن، مهاجمان را كه شرایط را مناسب نمی بینند، به ظاهر آرام می كند. آنان پراكنده می شوند تا در فرصتی دیگر باز گردند...
 

شکستن تحصن
بار دیگر قُنفُذ ـ غلام ابوبَكر ـ با گروهی راهی می شود تا متخلّفان را كه در خانه حضرت امیر جمع شده اند، برای بیعت با ابوبَكر فراخواند. متحصّنان در خانه امیرمؤمنان از خروج امتناع می كنند. قُنفُذ در كنار خانه می ایستد و فردی را به سوی خلیفه روانه می كند تا كسب تكلیف نماید.
 عُمَر و اطرافیان وی پس از رسیدن به خانه امیرمؤمنان، با فریاد و سر و صدا تهدید را آغاز می كنند و از متحصّنان می خواهند كه خارج شده و بیعت كنند.
به عمر گفته شد: ابا حفص، فاطمه علیها السلام در این خانه است. عمر گفت: اگر چه {فاطمه علیها السلام در خانه باشد} پس آن گروه خارج شده و با ابوبكر بیعت كردند جز علی علیه السلام.
از میان تحصّن كنندگان، زُبَیر با شمشیر خارج می شود. عدّه ای بر سر او می ریزند و دستش را می گیرند و شمشیر وی را با كوبیدن به سنگ می شكنند. 
پس عمر هیزم طلب كرد و آنها را بر در خانه  فاطمه علیها السلام جمع كرد... و {عمر} خانه را با آتش سوزاند.
وقتی حضرت فاطمه علیها السلام پشت در آمد تا عمر و حزبش را برگرداند، در خانه را آتش زدند و در را شکستند و فاطمه (سلام الله علیها) خود را پشت در قرار داد تا از صدمه در امان بماند که عمر، فاطمه علیها السلام را بین در و دیوار به شدت فشار داد تا فرزندش سقط شد و میخ در، به سینه زهرا علیها السلام فرو رفت.
مهاجمان به خانه وارد می شوند و تمامی تحصّن كنندگان را خارج می كنند و همگی آن ها را به زور تا مسجد می كشانند و از همگی بیعت می گیرند.
(در این میان، امیرمؤمنان كه قسم یاد كرده اند تا قرآن را جمع نكنند از خانه خارج نشوند، همچنان در منزل خویش باقی می مانند. مهاجمان نیز با توجّه به تهدید حضرت صدّیقه كبری به انجامِ نفرین، اقدام بیشتری برای گرفتن بیعت از وی انجام نمی دهند. اهل سقیفه به سخن می آیند: علی یك نفر است، به بیعت او احتیاجی نیست. امّا در این هجوم، به شدّت حرمت حریم بیت علوی می شكند و بیت فاطمه تا مرز سوختن در آتش جلو می رود.)
 
مفضّل حدیثى از امام صادق علیه السلام روایت كرده كه ...«قنفذ دستش را وارد خانه كرد تا در را باز كند و عمر با تازیانه چنان به بازوى زهرا علیهاالسلام زد كه همچون بازوبند روى بازویش حلقه زد و لگدى به در كوبید كه به شكم فاطمه علیهاالسلام خورد در حالى محسن را شش ماهه در شكم داشت، و سقط شدن محسن و هجوم عمر، قنفذ، خالد بن ولید، سیلى زدن به زهرا علیهاالسلام چنانكه گوشواره اش شكست، فاطمه علیهاالسلام بلند بلند مى گریست، مى گفت: پدر! وا رسول  اللَّه! دخترت فاطمه را تكذیب مى كنند، او را مى زنند و فرزندش را در شكمش مى كشند... در اثر لگدى كه به شكم او زدند و راندن در، درد زایمان گرفت و محسن را سقط كرد.
 

نفرینی که در سایه دستور ولی اجرا نشد
حضرت علی(علیه السلام) را وارد مسجد کرده بودند، در این هنگام حضرت زهرا (سلام الله علیها)به هوش می آید، این نقل را باز «ابن قتیبه» دارد که وقتی حضرت فاطمه علیهاالسلام دید، شمشیر را بر سر امیر المومنان (علیه السلام) گرفتند و او را تهدید می کنند که اگر بیعت نکند، آن حضرت را گردن خواهند زد، فرمود: «دست از پسر عمویم بردارید که به خدا سوگند که اگر او را رها نکنید، به سوی قبر پیامبر(صلی الله علیه و آله) می روم و در حق شما نفرین خواهم کرد»، معطل هم نشد و به سوی قبر مطهر پیغمبر(صلی الله علیه و آله) رفت، امیرالمومنین(علیه السلام) که چنین صحنه ای را دید، به سلمان فرمود: «سلمان برو، جلوی ایشان را بگیر که اگر نفرین کند، خدا عذابی خواهد فرستاد که دیگر کسی روی زمین باقی نخواهد ماند!».
سلمان آمد تا مانع حضرت(سلام الله علیها) شود، عرض کرد: شما پدرتان رحمة للعالمین بود، نفرین نکنید، فرمود: «ای سلمان! بگذار دادم را از این بیدادگران بگیرم»، سلمان عرض کرد: این گفته من نیست، این فرموده امیر المومنین است. لذا تا حضرت(سلام الله علیها) شنید امیر المومنین دستور داده است، فرمود: «چون او فرمان داده است، من اطاعت می کنم و شکیبایی می ورزم و از خدا فقط می خواهم که بین ما و آنها داوری کند».
 

مصادره اموال
روزى چند از این ماجرا نگذشته بود كه حادثه دیگرى رخ داد.:دهكده فدك ملك شخصى نیست و نباید در دست دختر پیغمبر بماند!حاكم مسلمانان بمقتضاى راى و اجتهاد خود نظر مى دهد:آنچه بعنوان (فى ء) در تصرف پیغمبر بود،جزء بیت المال مسلمانان است و اكنون باید در دست خلیفه باشد.بدین جهت عاملان فاطمه (سلام الله علیها) را از دهكده فدك بیرون رانده اند.
در عصر پیغمبر (صلی الله علیه و آله) و صدر اسلام،مسجد تنها مركز دادخواهى بود. از دختر پیغمبر حقى را گرفته و با گرفتن این حق سنتى را شكسته بودند.
 از تاریخ استفاده می شود كه غصب فدك پس از بیعت گرفتن از مردم برای ابی بكر و استقرار جانشینی او ؛ نیز پس از هجوم به خانه فاطمه (سلام الله علیها) برای بیعت گرفتن از علی بوده است.
ماجرای دفاع از فدك و خطبه فدكیه نیز در دوران بیماری و پس از آزردن آن بانو بوده ؛ اما در زمان شدت گرفتن و بستری شدن آن بانو نبوده است. حضرت در واپسین روزهای عمر خویش در بستر افتادند و این گونه نبوده كه از آغاز هجوم به خانه بستری شده باشند.
 

یاری طلبی
در انتهای این دو شب، امیرمؤمنان علی، باردیگر حضرت زهرا را بر روی مركبی می نشانند و دست حَسَنَین را می گیرند و به طلب یاری و اتمام حجّت، به در خانه مهاجران و انصار می روند. بسیاری درها را باز نمی كنند و پاسخ نمی گویند. باز هم گروه بسیار اندكی دعوت آن حضرت را اجابت می كنند. 
 

عرضه قرآن
واقعه روز هفتم، عرضه قرآن توسّط امیرمؤمنان است. آن حضرت وارد مسجد شده ـ در حالی كه گروهی در اطراف ابوبَكر در مسجد حاضر هستند ـ باصدای بلند می فرمایند: ای مردم! من پس از پایان غسل و دفن رسول خدا، به جمع آوری قرآن مشغول شدم، اینك این قرآن، كه یكی از دو ثقل است و من، كه ثقل دیگر آن هستم. عُمَر پاسخ می دهد: ما را به تو و قرآنی كه آورده ای، احتیاج نیست، ما نزد خود قرآن داریم. در پسِ این سخن، امیرمؤمنان خطبه ای رسا ایراد می فرمایند. 
پس از پایان این اتمام حجّت، امیرمؤمنان، قرآن تألیفی خویش را به منزل می برند. این قرآن، یادگار نبوّت و امامت تا زمان ظهور امام زمان است.
 

هتک حرمتی دیگر
روایت شده: «ابوبکر نامه ای بدین مضمون برای فاطمه نوشت که فدک را به او باز می گرداند، فاطمه در حالی که نامه را به همراه داشت، بیرون رفت، عمر او را دید و گفت: ای دختر محمد! این چه نامه ای است که که با خود داری؟ گفت: نامه ای است که ابوبکر در مورد بازگرداندن فدک برایم نوشته است، عمر گفت: آن را به من بده، ولی فاطمه نپذیرفت، عمر ضربه ای به فاطمه زد که او به زمین افتاد، عمر نامه را گرفت و پاره کرد، از آن پس فاطمه هفتاد و پنج روز بیمار بود و پس جان باخت»
 

آغاز مصادره فَدَك
حاكمان سقیفه، پس از مصادره ارثِ خاندان وحی و خُمسِ متعلّق به ایشان، چشم به فَدَك دوخته اند. فَدَكی كه هبه و هدیه رسول خدا به صدّیقه طاهره است و حكم ارث یا خُمس بر آن جاری نمی شود. 
 

خطابه فاطمی
این خبر به خانه وحی می رسد. آن بانوی الهی مقنعه به سر می افكنند و خود را در چادری می پیچند و با گروهی از زنانِ بنی هاشم به جانب مسجد رسول خدا گام می نهند. ورود آن حضرت، هم زمان با حضور ابوبَكر در مسجد است. آن حضرت در پس پرده می نشینند و خطبه ای رسا، علیهِ دستگاه حاكم ایراد می فرمایند.
این خطبه آن چنان تأثیر می گذارد كه در تاریخ نقل می كنند: تا به آن روز دیده نشد كه مردمان چنین ناله و گریه ای سر دهند.
 

شرح ماوقع از زبان خود حضرت فاطمه در بخشی از خطبه فدک :
هنوز دو روزى از مرگ پیغمبرتان نگذشته و سوز سینه ما خاموش نگشته،آنچه نبایست، گردید.و آنچه از آنتان نبود بردید.و بدعتى بزرگ پدید آوردید.
 

مصادره قطعی فَدَك
قدرت حاكمه برای نشان دادن اقتدار خویش، در همین روز، یعنی پانزدهمین روز پس از وفات رسول خدا، كارگزارانِ حضرت صدّیقه كبری را از فَدَك اخراج می كند. این تصمیم، به ظاهر در آغاز صبح و با فرستادن عناصر خلیفه به سوی منطقه خَیبَر و دهكده فَدَك صورت گرفته است.
ماجرای بیت الاحزان
حضرت زهرا(سلام الله علیها) نیز در مبارزه با غاصبان حق امیرالمؤمنین و فدک، وقتی نتیجه ندیدند، شیوه گریه و حزن را در پیش گرفتند. تا جایی که در حدیث آمده است که مردم آمدند و گفتند:« یا علی!فاطمه هم شب گریه می کند و هم روز و ما راحتی و آسایش نداریم. شما از او بخواهید که یا شب گریه کند و یا روز. 
کسانی که از گریه اش آزرده می شدند غاصبان خلافت بودند زیرا خانه حضرت زهرا دیوار به دیوار مسجد النبی بود و آنها همچنان که بر منبر بودند یا نماز می خواندند صدای گریه ی حضرت را می شنیدند. حضرت فاطمه در برابر این اعتراضات ساکت نشدند بلکه راه مبارزه را تغییر دادند و دست حسنین را گرفتند و در حالی که در جمعی از زنان مدینه بودند به قبرستان بقیع می رفتند و در سایه درختی برای رسول خدا نوحه سرمی دادند. اما ابوبکر و عمر(لعنت الله علیهما) برای خاموش کردن حضرت فاطمه (سلام الله علیها) آن درخت را قطع کردند. امیرالمؤمنین برای ایشان مکان مسقفی فراهم کردند که در آن به سوگواری بپردازند و نام آن را بیت الاحزان گذاشتند. شب امیرالمؤمنین(علیه السلام) می رفت و او را به خانه می آورد. حضرت فاطمه 27 روز چنین عمل کرد. 
 

مدت بیماری و زمان شهادت
دختر پیغمبر چند روز را در بستر بیمارى بسر برده؟درست نمی دانیم،چند ماه پس از رحلت پدر زندگانى را بدرود گفته؟،روشن نیست.كمترین مدت را 40 شب و بیشترین مدت را 8 ماه نوشته اند و میان این دو مدت روایت هاى مختلف از 2 ماه  تا 75 روز، 3 ماه، و 6 ماه  است.
در روایات متعددی از امام صادق علیه  السلام آمده است: «علت وفاتش این بود که قنفذ غلام آن مرد (یعنی عمر) به دستور وی، فاطمه را با نوک غلاف شمشیر زد و بدین ترتیب فاطمه محسن را سقط کرد و به همین سبب به شدت بیمار شد.»
 
این نوشتار براساس مطالب مندرج در مآخذ ذیل به رشته تحریر درآمده است: 
(منابع تخصّصی در زمینه استخراج حوادث هجوم اصلی و زمان وقوع آن): 
1. الهجوم علی بیت فاطمه: عبدالزهراء مهدی. 
2. دانشنامه شهادت حضرت زهرا (جلد 2 ـ 1): علی لبّاف. 
(منابع تخصّصی در زمینه آشنایی با دلایل سكوت امیرمؤمنان در ماجرای هجوم): 
3. مظلومی گمشده در سقیفه (جلد 2 و 4): علی لبّاف. 
(منابع تخصّصی در زمینه مصادره اموال حضرت زهرا): 
4. عبور از تاریكی: عدنان درخشان، علی لبّاف. 
(منابع تخصّصی در زمینه آشنایی با ماجرای سقیفه و غصب خلافت): 
5. سقیفه: علاّ مه سید مرتضی عسكری. 
6. پس از غروب: یوسف غلامی. 
7. تاریخ خلفا: رسول جعفریان. 
8. خاستگاه خلافت: عبدالفتّاح عبدالمقصود. 
9. جانشینی حضرت محمّد: ویلفرد مادلونگ.

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن