سه شنبه, 28 ارديبهشت 1395 ساعت 12:39
خواندن 1259 دفعه

آشنایی با بایسته های حوزه ی امامت پژوهی

 

سومین جلسه از سلسله نشست های علمی تربیتی بهار 95 با موضوع "بایسته های تحصیلی حوزه­ی امامت" روز یکشنبه 95/2/26 در سالن همایش های بنیاد فرهنگی امامت برگزار گردید.

حجت الاسلام والمسلمین دکتر سبحانی، مدیر عامل محترم بنیاد فرهنگی امامت در این نشست به معرفی نيازها و خلاهاي مباحث امامت پرداخته و اهميت تحصیل در حوزه­ی امامت را بیان فرمودند.

ایشان فرمودند: هر گونه که امامت را تعریف کنیم از اهمیت و جایگاه خطیر آن کاسته نمی شود.

دکتر سبحانی، با معرفی شاخصه های چهار حوزه­ی امامت پژوهی، آن را آب حیات اندیشه­ی امامت دانستند.

در ادامه ایشان با معرفی بایسته های امامت پژوهی، به امامت پژوهان محترم توصیه کردند منتظر یک وقت و ساعت مفصل و اختصاصی نباشید بلکه از فرصتهای ناچیز هم برای تحصیل در امامت، کمال بهره را ببرید.

گزیده ای از بیانات ایشان، تقدیم می گردد:

اهمیت تحصیل در حوزه ی امامت

- شيطان در چشم انسان چيزهايي را كه بزرگ هستند، کوچک جلوه می دهد. بحث امامت يكي از آن مباحث مهم است. امامت از روز اول در دستور كار اهل بيت و علماء بوده است. اگر مساله ی امامت برای ما برجسته باشد، تمام ساعات زندگي مان را در مسير فهم معارف امامتي به كار ميگيريم.

- امامت در حوزه فكري و فرهنگي، سه تعريف دارد كه بر طبق همه آنها اهمیت خود را از دست نمی دهد.

  1. اعتقاد امامت، حد فاصل بين مذهب شيعه و مذاهب ديگر است. اگر كسي در طول تاريخ بخواهد تشيع را دنبال كند، اصل امامت نقطه فاصل بين شيعه و غير شيعه است.
  2. امامت به عنوان يكي از اركان دين و تفكر اسلامي می باشد و از اصول دين است.
  3. امامت نه يك اصل از اصول دين بلكه چهارچوب معارف ديني است. بنياد معرفت ديني در گرو پذيرش امامت است. اساس دين داري و دين شناسي بر محور امامت است. دين شناسي در صورت اعتقاد به امامت، مطابق با واقع است. در ساحت عمل و زندگي نميتوانيم مسلمان باشيم، اگر امام نباشد.

- اگر اهل بيت علیهم السلام را بگيريم چه مي ماند؟! اگر امام حسين را بگيريد در واقعيت بايد يزيد و معاويه را بگذاريد. كسي كه علي ندارد، باید خلفاء را بپذیرد.

- تبیین محبت و مرجعيت علمي اهل بیت علیهم السلام، جاي امامت را نمي گيرد. مرجعيت انحصاري اهل بيت علیهم السلام كه پشتوانه اش عصمت باشد، همان امامت است.

- شيطان اصل اساسي تشيع را كمرنگ کرده است. اگر آمار موسساتی که در دنيا روي امامت كار ميكنند را بدانیم؛ پايان نامه هاي دكتري وهابيت که بر ضد تشيع نگاشته شده را مطلع باشیم؛ كمي غيرتمند می شويم و ساعتی از خواب خود می کاهیم. و تابلو امامت در نزدمان هميشه پر رنگ می باشد.

- آنچه در عرصه امامت انجام شده است نسبت به آنچه باقی مانده است، نسبت 10 به صد است.

محورهای امامت پژوهی

- چهار حوزه امامت پژوهي داريم که جزء ضروريات است و براي انديشه و زندگي ما در اين دوره، آب حيات است.

الف) امامت شناسي تطبيقي

امامت شناسی تطبیقی عرصه­ی امامت در تعامل و تقابل با رقيب است. تئوري امامت را در حوزه تشيع بيان كنيم و فرق آن با مذاهب ديگر را اشاره کنیم.

90 درصد تاريخ امامت پژوهي ما كار تطبيقي است، يعني اثبات حقانيت امامت شيعي است در مواجهه با ديگران.

ب) امامت شناسي تبييني

امامت شناسی تطبيقي، فقط مرزهاي اختلاف ما با ديگران را بيان مي­كند؛ آيا اين مقدار گوياي انديشه شيعي است؟!.

در روايات اهل بيت چند درصد مباحث امامتي اهل بيت، در ردّ نظر ديگران است و چند درصدش تبيين وجوه اختصاصي امامت شيعي است؟.

امامت شناسی تبیینی یعنی كاري كه يك فقيه در فروع فقهي انجام مي­دهد، درباره­ی شئون امام، منابع علم و ارتباط علم امام با علم خدا و رسول و نقش آنها در تدبير عالم، انجام شود. مباني كتاب و سنت آن مسئله بيان شود و منطقي از او دفاع شود.

- طبق این توضیح، چند كتاب امامت تبييني سراغ داريد؟!. مي­توانم 20 مساله امامتي كه نفی یا اثباتش براي شيعه مهم است و در زندگي مومنانه ایشان تأثیر دارد را معرفي كنم، در حالیکه درباره­ی آنها حتي يك مقاله وجود ندارد.

ج) امامت شناسي تاريخي

بدون آشنايي با تاريخ امامت در دو عرصه امامت تطبیقی و تبیینی نمي­توانيم موفق بشويم چون اصل امامت يك بستر تاريخي دارد كه بسياری از ادله ما در تاريخ است و ادله خصم نیز به آنها بر مي­گردد.

نمی­توان در بحث حديث منزلت، بستر تاريخي اش را درست نكرد؟! در نظريه خصم برای تمام آيات امامت، يك تاريخ درست كرده اند كه بگويند ربطي به امامت ندارد.

اگر كسي تاريخ نفاق صدر اسلام را نداند در معرفي ولايت اميرالمومنين علیه السلام موفق نيست.

- امروز مخالفان تشیع (چه در درون جهان اسلام و چه مستشرقان) بخش اصلي كارشان را در مطالعات تاريخي امامت گذاشته اند. ميگويند مطالعات تاريخي زيرساخت شناسايي يك تفكر است. ما بايد جريان تاريخي امامت را با روش شناسي و ابزار تاريخي دنبال كنيم.

برهان بسياري از مباحث تاريخي است. اعجاز رسول خدا و ائمه علیهم السلام، بحث تاريخي است. در امامت شناسی تبييني باید نشان داد كه نقش تاریخی امامت ائمه چه بوده است؟ تبيين كنيم كه اگر ائمه نبودند از اسلام چيزي باقی نمي ماند.

د) امامت شناسي كاربردي یا تمدني

نمی توان گفت مباحث امامت را فهميده ایم ولي امام در زندگي مان جای نداشته باشد. عده ای هستند که اعتقاد به امامتشان، شيعي است ولي توحيدشان معتزلي یا اشعري است و این يعني که امامت از قله روي دامنه نيامده است.

اگر عرصه های مختلف زندگي مان امامتي نباشد نتيجه اش اينست كه من شيعه اي هستم كه امامتي عمل نمي كنم.

باور ما اينست كه حيات و امتداد امامت (بنا بر نص قرآن و روايات و مباني عقلي و فكري) در زندگي اجتماعي است.

امامت بايد در همه زندگي ما نمود پيدا كند و نظام سياسي، فرهنگي و اقتصادي مان بر محور امامت باشد.

- كسي كه مي گويد از امام باید اطاعت کرد حتی اگر جائر باشد با كسي كه ميگويد امام معصوم بايد درقله ی همه مباحث بايستد، دو نظام متفاوت دارند. دلیل احراز عدالت امام در تفكر شيعي آن است که نظام پيشوايي بايد بر اساس يك چهارچوب باشد. شیعه، "الحق لمن غلب" را قبول ندارد.

- بايد اجتماعي بر اساس اهل عدالت شكل بگيرد. خانواده اي كه بر اساس معرفت و محبت امام معصوم زندگي خود را تنظيم كند، اختلافات، رشد و ... متفاوت مي شود. می بایست در موضوع "تربيت بر محور امامت" کار اساسی انجام دهیم.

 

بایسته های امامت پژوهی

- امامت يك حوزه ميان رشته اي است. و چون امامت را يك چهارچوب براي معرفت دين و دينداري مي دانيم لذا نيازمند اطلاعات گسترده ای می باشد. به نمونه هایی از اطلاعات لازم، اشاره می کنم:

  1. آشنايي مناسب و دقيق با سرگذشت تفكر اعتقادي مسلمين و به خصوص تفكر شيعه.

آنچه بر تاريخ فكر مسلمين گذشته، بر واقعيت اعتقادشان موثر بوده است. همچنانی که امروز از پس زمينه ی تاريخي حوزه، متاثر هستيم. بسياري از مباحث حوزوي از يك بستر (درست يا غلط) شكل گرفته است.

- بايد بدانيم مسير تاريخ فكر تشیع از كجا گذشته است. خط غلو اصحاب ائمه را گرفتار كرد. لیست بزرگان اصحاب که دچار غلو و یا تقصیر شده اند، نیاز به بررسی دارد. آيا فضای سیاسی در ایجاد اين جریانات نقشی داشته است؟! در حالیکه بسياري از آراء از بيرون تشیع آمده و فكر غلو را تقويت كرد. لذا دانستن اين تاريخچه مهم است.

  1. سبك شناسي هاي امامت پژوهي

- هر سبكي، روش خودش را دارد . مهمترين سبكها را در بين شيعه و غير شيعه بايد بدانيم.

- اگر كسي امروز به نقطه اي نرسد كه سبك انتخاب كند، مجتهد نيست. سبكها، راههاي جديد را باز مي كند.

  1. حوزه ی دانش هاي حديثي

- اين يك عنوان مشير است. در عرصه حديث شناسي اطلاعاتي داريم كه براي امامت مورد استفاه قرار نگرفته است. منظور در اينجا تراجم شناسي و رجال شناسي است.

- آيت الله ميلاني فرمودند: اگر يك دوره مصادر تراجم را ببينيم، آنقدر اطلاعات جالب در اثبات امامت است كه ما را نسبت به بسیاری از استدلالات بي نياز مي كند.

  1. حوزه مطالعات تاريخي

- تاريخ را تحريف كردند و آنچه به سود ما نيست را قرار داده اند ولي اگر همين تاريخ تحريف شده را با عينك روش شناسي كار كنيم، نكات بسياري بدست خواهيم آورد.

  1. حوزه مطالعات قرآني

- در حوزه كار مطالعات قرآني نيازمند ورود با نگاه امامتي هستيم. بايد به قرآن به عنوان يك منبع مهم امامت پژوهي نگاه شود.

- اصل و اساس امامت يعني ولايت خداوند در زمين توسط امام معصوم و اين بايد در قرآن متبلور باشد. روايات می فرمایند:  نصف آيات در حق اهل بیت علیهم السلام می باشد؛ یعني وقتي قرآن از تاريخ انبياء صحبت مي كند، امامت مي گويد.

- قرآن يك درسنامه امامت است. يك امامت پژوه بايد اين قضيه را جدي بگيرد.

  1. حوزه مطالعات روش شناسي

- همانند برخي مباحث علم اصول. امروزه مباحث معناشناسي جديدی داريم که امامت پژوه بايد رصد كند.

  1. حوزه مطالعات فقه تطبيقي

- به نظر مي رسد بسياري از آثار امامت در فقه آشكار شده است. همانند فقه خلافت. با توجه به حساسیت این حوزه لذا پيگير بودن در اين بحث، اهمیت دارد.

  1. مباحث مهارتي

مهارت هاي استفاده از منابع، ‌مناظره، ‌ارائه مقالات علمي، ‌كارهاي تبليغي در ميدانهاي بزرگ، آشنايي با زبانهاي مورد نياز

 

توصیه های استاد

- توصيه اكيد می کنم از فرصت استفاده كنید ولو از فرصت هاي ناچيز. در دنياي امروز فرصت مناسب فراهم نمی شود بلکه می بایست از فرصت های ناچیز استفاده کرد. بسياري از مباحثي كه گفته شده توسط اساتيد ارائه شده است؛ فايل صوتی اش را در راه گوش دهید. وقتها را غنيمت بدانيم.

- اي كاش دوستانی که دوره آموزشی امامت را گذرانده اند، يك برنامه ریزی مناسب براي خودشان و يك برنامه براي طلاب و امامت پژوهان جوان تنظیم می کردند تا معلوم باشد كه در كنار درسها به چه مباحثي بايد پرداخت.

- واقعيت اينستكه پرچم دفاع از ولايت حضرت امير المومنين علیه السلام به دست ماست و اين يك توفيق است و يا يك ابتلاء بزرگ است. دشمنان بچه شيعه ها را بردند و ما نشسته ایم.

- اگر يكروز امام صادق علیه السلام، هشام بن حكم را تشويق مي كردند، امروز اين توفيق نصيب ما شده است.

- اگر مي خواهيم انگيزه پيدا كنيم و كار بكنيم می بایست يك ساعت با خودمان خلوت كنيم؛ اين سخنان را به ذهن بياوريم، اگر احساس كرديم عمود خيمه تشيع در خطر است و ولايت حضرت در غربت است و اگر تصديق كرديم كه روي صندلي اي هستيم كه از هر 1000 نفر، يك نفر مي تواند بنشيند، در اينصورت تابلوی امامت هميشه در زندگي ما روشن خواهد بود.