سه شنبه, 02 دی 1399 ساعت 12:23

برهان معجزه برای امامت چگونه بر امامت حضرت امام زمان(عجل االله تعالی فرجه الشریف) دلالت می‌کند؟ در حالی‌که ایشان الآن در غیبت به سر می‌برند!

پاسخ اجمالی
معجزه، همان‌گونه که‌ صدق‌ مدّعی نبوت را اثبات می‌کند، صدق مدّعی امامت را نیز اثبات می‌کند و به نبوت اختصاص ندارد. معمولاً متکلمان امامیه، معجزه را یکی از راه‌های شناخت امام دانسته و توانایی بر انجام معجزه را از صفات لازم‌ امام شمرده‌اند. آنان در اثبات امامت امامان(علیهم السلام) عموماً و امام مهدی(عجل االله تعالی فرجه الشریف) خصوصاً علاوه بر نصوص امامت، از برهان معجزه نیز بهره گرفته‌اند. معجزات حضرت ولی عصر(عجل االله تعالی فرجه الشریف) بسیار است که برخی به دوران قبل از امامت آن‌حضرت و برخی به دوران امامت ایشان در دو دوره غیبت صغرا و کبرا مربوط است.
در تواتر معنوی این‌ معجزات، تردیدی‌ راه ندارد؛ بنابراین، معجزه، برهان قاطع بر امامت ایشان حتی در زمان غیبت خواهد بود.
پاسخ تفصیلی
از دیدگاه امامیه، یکی از راه‌های شناخت امام، معجزه است.[1] معجزه، کار خارق‌العاده‌ای است که به‌ مشیت‌ و عنایت‌ خاص خداوند از فردی صادر می‌شود، تا‌ دلیل‌ بر‌ حقانیت مدعای الهی او باشد.[2]
گفتنی است؛ میان معجزه با کرامت تفاوت وجود دارد؛ مانند این‌که معجزه همراه با ادعاى نبوت یا منصبى الهى(امامت) است امّا کرامت این‌گونه نیست و صاحب کرامت ممکن است هیچ‌گونه ادعائى نداشته باشد. کرامات از اولیای الهى صادر می‌شود چه پیامبر یا امام باشند یا نباشند. امّا معجزه از کسى صادر می‌شود که منصبى الهى(نبوت یا امامت) داشته باشد.[3]
بسیاری از معجزات حضرت‌ ولی‌ عصر(عجل االله تعالی فرجه الشریف) از‌ جنس خبرهای غیبی و برخی‌ از آنها از جنس کارهای خارق‌العاده هستند. پس برهان معجزه، امامت همه امامان(علیهم السلام) از جمله امام زمان(عجل االله تعالی فرجه الشریف) را اثبات می‌کند؛ زیرا آن بزرگواران مدّعی امامت بودند و معجزات‌ بسیاری‌ نیز توسط آنان واقع شده است؛ از‌ این‌رو برخی‌ از متکلمان‌ امامیه‌ اثبات‌ امامت امامان اهل بیت‌(علیهم السلام) را یک‌جا مطرح کرده‌اند.[4] برخی از متکلمان‌ نیز‌ معجزات هر یک از امامان(علیهم السلام) را در باب مخصوص به امامت آن امام، به عنوان یکی‌ از‌ دلایل‌ امامت او بیان کرده‌اند؛ مانند شیخ مفید در کتاب‌ «ارشاد»؛ وی‌ برای‌ اثبات‌ امامت‌ امام‌ زمان(عجل االله تعالی فرجه الشریف) از دلایل عقلی و نقلی بهره گرفته و بابی را به نقل معجزات و کرامات آن‌حضرت، اختصاص داده است.[5]
نمونه کامل‌تر و دقیق‌تر‌ استدلال بر امامت ولی عصر(عجل االله تعالی فرجه الشریف) بر اساس معجزات آن‌حضرت، روشی است که شیخ طوسی در کتاب «الغیبة» به کار برده است. وی امامت حضرت ولی عصر(عجل االله تعالی فرجه الشریف) را از سه راه اثبات کرده است که یکی از آنها معجزه می‌باشد:
الف. از راه ضرورت وجود امام معصوم در هر زمانی به حکم عقل و ابطال دیدگاه‌های مذاهب اسلامی دیگر در باب امامت و تعیین‌ مصداق امام غیر از دیدگاه شیعه امامیه؛[6]
ب. از راه نصوص متواتری که از پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) و امامان‌ اهل‌ بیت(علیهم السلام) بر امامت ولی‌ عصر(عجل االله تعالی فرجه الشریف) نقل شده است؛[7]
ج. از راه خوارق عادات و معجزاتی که توسط حضرت صاحب الزمان(عجل االله تعالی فرجه الشریف) واقع شده‌ است.[8]
شیخ طوسی حدود‌ سی‌ نمونه از معجزات امام عصر(عجل االله تعالی فرجه الشریف) را نقل کرده و در پایان گفته است: «این اخبار، بیانگر خبرهای غیبی و گزارشی‌ از‌ حوادث آینده‌ به روش خارق‌العاده است که کسی نمی‌تواند از آنها آگاه شود، مگر این‌که خداوند از طریق پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) او را آگاه کرده باشد و چون‌ خداوند‌ معجزات را به دروغ‌گویان نمی‌دهد، این معجزات، راست‌گویی امامان(علیهم السلام) را در ادعای امامت اثبات می‌کند».[9]
معجزاتی که از ولی‌ عصر(عجل االله تعالی فرجه الشریف) سر زده، بسیار است. برخی از آنها قبل از فرا رسیدن زمان امامت آن‌حضرت(255-260 ق) واقع شده است، و‌ برخی دیگر در دوران غیبت صغرا(260-329 ه‍) و برخی دیگر در دوران غیبت کبری رخ داده است. معجزات بخش نخست؛ از آن‌رو‌ که‌ زمان امامت ولی عصر فرا نرسیده، و ادعای امامت از سوی وی مطرح نشده بود، جنبه «ارهاصی» دارد؛ یعنی پایه و شالوده امامت او را استوار می‌سازد، و از آن‌جهت که امامت او توسط‌ پدر بزرگوار و نیاکان گرامی‌اش مطرح شده بود، برهان امامت به شمار می‌رود. همچنین معجزاتی که در دوران غیبت صغرا و کبرا واقع شده است، برهان‌ امامت‌ حضرت مهدی به شمار می‌رود؛ زیرا به جهت ادعای امامت از سوی آن‌حضرت بوده است.
از آن‌جا که نقل همه این معجزات از گنجایش این مقاله بیرون است، به نقل دو نمونه از معجزات ولی عصر(عجل االله تعالی فرجه الشریف) در زمان غیبت صغرا بسنده‌ می‌کنیم.[10]
1. محمد بن ابراهیم بن مهزیار گفته است:
هنگامی که امام عسکری(علیهم السلام) از دنیا رفت، من [درباره امام پس از او] دچار تردید شدم، و نزد پدرم اموال بسیاری [از وجوهات] بود. پدرم بیمار شد و یقین‌ کرد‌ که از دنیا خواهد رفت؛ لذا سفارش آن اموال را به من کرد و پس از
سه روز‌ از‌ دنیا‌ رفت. من آن اموال را به عراق بردم و منزلی اجاره کردم. تصمیم گرفتم که چند روزی منتظر بمانم و هرگاه حقیقت امر بر‌ من‌ روشن‌ شد، آن اموال را به امام تحویل دهم، و در غیر‌ این ‌صورت، آن‌‌را صدقه بدهم.
پس از گذشت چند روز، فردی نامه‌ای برایم آورد که خطاب به من نوشته شده بود و در آن، مقدار‌ و خصوصیات‌ اموال، دقیقاً بیان شده بود؛ حتی جزئیاتی توضیح داده شده بود که من‌ از آنها آگاه نبودم. اموال را به فرستاده تحویل دادم و ‌ ‌چند روز از شک و تردیدی که به من‌ دست‌ داده‌ بود، شرمنده و سرافکنده بودم، تا این‌که نامه‌ای به دستم رسید که‌ در‌ آن آمده بود: «تو را جانشین پدرت کردیم؛ پس خدای را سپاس‌گزار باش».[11]
2. از شیخ‌ عمری، نایب‌ خاص‌ امام عصر(عجل االله تعالی فرجه الشریف) نقل شده که فردی اموالی‌ را‌ که به‌ عنوان وجوهات شرعی بدهکار بود، به من داد [تا به امام عصر برسانم. اموال را‌ به امام دادم] اموال به وی باز پس داده شد و به او گفته شد: «چهارصد‌ درهم‌ از این اموال، حق عموزادگان تو است؛ حقّ آنان را از آن، جدا کن». آن مرد، متحیر و شگفت‌زده شد، و‌ به‌ بررسی‌ اموال خود پرداخت. در دست او مالی بود که به فرزندان عمویش تعلق داشت؛ برخی را به‌ آنان‌ داده بود، و برخی را نپرداخته بود که مقدار آن، چهارصد درهم بود. آن‌را از مال‌ خویش‌ جدا‌ کرد و به صاحبانش داد، و بقیه اموال از او پذیرفته شد.[12]
 
منابع:
[1]. ر. ک: حلبی، ابو الصلاح، تقریب المعارف، ص‌ 101، قم، مؤسسه نشر اسلامی، 1404ق؛ حلّی، جعفر‌ بن حسن، المسلک فی اصول الدین، ص 212، مشهد، مجمع‌ البحوث‌ الاسلامیة، 1414‌ق؛ حلّی، حسن بن یوسف، نهج الحق و کشف الصدق، ص 168، قم، دار الهجرة، 1414 ق؛ حلّی، حسن بن یوسف، الألفین، ص 27، نجف اشرف، المکتبة الحیدریة، 1388ق.
[2]. مفید، محمد بن‌ محمد‌، النکت الاعتقادیة، ص 48، قم، المجمع العالمی لأهل البیت، 1413ق؛ ر. ک: «تعریف و اثبات اعجاز»، سؤال 115.
[3]. بحرانى‏، ابن میثم، قواعد المرام فی علم الکلام، ص 182، قم، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی‏، چاپ دوم‏، 1406ق؛ رضایى‏، محمد على، پژوهشى در اعجاز علمى قرآن، ص 65، رشت، کتاب مبین‏، چاپ اول‏، 1381ش.
[4]. مانند: تقریب المعارف، ص 119 - 123؛ سیوری، مقداد بن عبد الله، اللوامع الالهیّة، ص 346، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، 1422ق؛ ربانى گلپایگانى‏، علی، القواعد الکلامیه، ص 190، قم، مؤسسة الإمام الصادق(علیهم السلام)، چاپ اول‏،‏ 1418ق؛ المسلک فی اصول الدین، ص 273
[5]. الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، ج ‏2، ص 355.
[6]. ر. ک: طوسی، محمد بن الحسن‏، کتاب الغیبة، محقق: تهرانی، عباد الله، ناصح، علی احمد، ص 3 – 21، قم، دار المعارف الإسلامیة، چاپ اول، 1411ق.
[7]. ر. ک: همان، ص 88 - 116.
[8]. ر. ک: همان، ص 170 - 199.
[9]. همان، ص 326 – 327.
[10]. برای آگاهی بیشتر از معجزات و کرامات امام عصر(عجل االله تعالی فرجه الشریف) ر. ک: مجلسی، محمد باقر، بحار‌ الانوار، ج‌ 51، ص‌ 293 -243، تهران، المکتبة الاسلامیة،1390ق؛ حر عاملی، محمد بن الحسن، اثبات الهداة، ج 5، ص 284 – 341، بیروت، مؤسسة‌ الاعلمی، 1425‌ق.
[11]. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ‏1، ص 518، تهران، دار الکتب الإسلامیة، 1407‌ق؛ بحار الانوار، ج 51، ص 310 - 311.
[12]. همان، ص 519؛ صدوق، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 486، قم، مؤسسة الاسلامی، 1416‌ق؛ مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، ج 2، ص‌ 356، قم، المؤتمر العاملی لالفیة الشیخ المفید، 1413ق.