چهارشنبه, 12 آذر 1399 ساعت 15:52
خواندن 178 دفعه

بررسی دیدگاه ابن‌ تیمیه در تکذیب نزول آیه انفاق در شأن امیرالمومنین علی علیه السلام

نويسنده: سیدرضا هاشمی شاه‌ قبادی (پژوهش گر موسسه دارالاعلام لمدرسة اهل البیت قم و دانش‌پژوه تاریخ اهل بیت(ع) جامعة ‌المصطفی‌ العالمیة)

بسیاری از دانشمندان اهل‌سنت، نزول آیه 274 سوره بقره، معروف به «آیه انفاق» را در شأن امیرالمؤمنین امام علی(ع) دانسته‌اند. ابن تیمیه با اقامه چند شبهه سعی در انکار این موضوع دارد. این مقاله سعی دارد، با مراجعه به منابع معتبر اهل‌سنت، به بررسی این ادعا بپردازد؛ بر اساس گزارشات و سند های متعدد، این شأن نزول از سوی بسیاری از دانشمندان شیعه و اهل‌سنت صحیح و پذیرفته شده است و روایات آن از طرق متعدد و توسط علمای بسیاری نقل شده است. ابن‌تیمیه با استشهاد به ضعف سند در یک مورد، سعی دارد که روایتِ در این خصوص را کذب و دروغین معرفی کند؛ در حالی که همین روایت از طرق دیگری نیز رسیده که ضعف سند را جبران کرده است. وی در مغالطه‌ای آشکار، با استدلال به عام بودن مفهوم آیه، درصدد رد و تکذیب سبب نزول است؛ در حالی که همه می دانند، سبب نزول، هیچ ارتباطی به عام بودن مفهوم آیه ندارد و در حین اینکه مفهوم آیه عام است و همیشه می‌توان به آن عمل کرد، اما سبب نزول آیه خاص بوده و از طریق روایات و نقل ثابت می‌شود. وی ادعا می‌کند که سبب نزول فضیلت نیست؛ در حالی که همه دانشمندان آن را فضیلت شمرده‌اند و حتی خود او در دیگر موارد، به فضیلت بودن آن استدلال کرده است.
مقدمه
پیروان اهل‌بیت(ع) برای اثبات افضلیت و امامت امیرالمؤمنین علی(ع)، به آیات و روایات مختلفی استناد کرده‌اند. یکی از این آیات، آیه 2(ع)4 سوره بقره، معروف به «آیه انفاق» است.
«الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ سِرًّا وَ عَلانِيَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ‏ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُون»؛ کسانى كه مال خود را در شب و روز و پنهان و آشكارا انفاق مى‏كنند، اجر ايشان پيش خداى تعالى است و خوف و ترسى برای آنان نيست و حزين و ناراحت نيستند.

استدلال شیعه در نزول این آیه در شأن امیرالمومنین(ع)، مستند به روایات است. این روایات از طرق مختلف و توسط بسیاری از دانشمندان نقل شده است. اکثر مفسرین نیز در تفسیر آیه 2(ع)4 سوره بقره، شأن نزول این آیه را در مورد امیرالمومنین علی(ع) صحیح دانسته و روایاتِ در این خصوص را ذکر کرده‌اند. یکی از معتبرترین کتاب  ها در خصوص بیان شأن نزول آیات، کتاب اسباب النزول واحدی است که روایت مورد نظر در این خصوص را این  چنین نقل کرده است(ع)
«و قال الكلبي(ع) نزلت هذه الآية في علي بن‌أبي‌طالب رضي‌اللَّه‌عنه، لم‌يكن يملك غير أربعة دراهم، فتصدق بدرهم ليلًا، و بدرهم نهاراً، و بدرهم سراً، و بدرهم علانية، فقال له رسول‌اللَّه صلى‌اللَّه عليه و سلم(ع) ما حملك على هذا؟ قال(ع) حملني أن أستوجب على اللَّه الذي وعدني، فقال له رسول‌اللَّه صلى‌اللَّه عليه و سلم(ع) أَلا إِنَّ ذلك لك، فأنزل‌اللَّه‌تعالى هذه الآية».[1]
کلبی در این خصوص گفته است(ع) این آیه در شأن علی بن ابی  طالب(ع) نازل شده است. امام علی(ع) چیزی جز چهار درهم همراه نداشت؛ پس درهمی را در شب و درهمی در روز و درهمی مخفیانه و درهمی را آشکارا انفاق کرد؛ سپس رسول خدا(ص) به ایشان فرمودند(ع) چه چیز تو را به این کار وادار کرد؟ امیرالمومنین(ع) پاسخ داد(ع) این کار را انجام دادم تا مستوجب وعده خدا در مورد انفاق کنندگان شوم؛ سپس رسول خدا(ص) فرمودند(ع) همانا این اتفاق برایت خواهد افتاد و سپس خداوند این آیه را نازل کرد
در خصوص پذیرش و یا رد شأن نزول آیه انفاق باید توجه داشت که شأن نزول از طریق نقل، قابل ارزیابی است؛ از آنجایی که در مورد این آیه نیز، شأن نزول‌های متفاوتی نقل شده است و روایات در این خصوص متعدد است،[2] همه دانشمندان با توجه به قوت و ضعف روایات در این خصوص، به تقویت یا تضعیف یک شأن نزول رأی داده‌اند و هیچ  یک از علما، با وجود روایت در خصوص یک شأن نزول، آن را رد نکرده‌اند. اولین  بار ابن  تیمیه با طرح شبهات و نه استدلال‌های متقن و صحیح، سعی در تکذیب و رد برخی از شأن نزول‌ها (که مورد قبول بسیاری از علمای علم تفسیر بوده و هست)، کرد. متاسفانه بعد از او نیز، برخی از پیروان وی (وهابیون)، حرف  ها و ادعاهای او را تکرار کرده و به این شبهات پرداخته‌اند؛ در ادامه  ، این مقاله سعی دارد، با استفاده از منابع اهل‌سنت، به بررسی این دیدگاه و شبهات طرح شده از طرف وی بپردازد.
ابن‌تیمیه و ادعای کذب بودن شأن نزول
ابن‌تیمیه بعد از اطلاع از کتاب منهاج‌الکرامه علامه حلی که در اثبات مقام امامت و افضلیت امیرالمومنین(ع) نگاشته شده بود، کتابی با نام منهاج‌السنه با رویکرد رد و ابطال روش و استدلال‌های علامه حلی نوشت.
علامه حلی بعد از بیان روایت در خصوص نزول آیه انفاق در شأن امیرالمومنین(ع) نوشته است(ع) این روایت را ثعلبی نیز روایت کرده است و از آنجا که چنین اتفاقی برای غیر از ایشان رخ نداده، پس این ماجرا نشانه افضلیت علی بن ابی  طالب(ع) بوده و ایشان امام هستند.[3]
ابن‌تیمیه با شبهه در دو محور سندی و دلالی، سعی در رد این برهان نموده است. اشکالات وی از این قرار است(ع)
۱. اشکال به صحت نقل روایت؛
۲. کذب بودن روایت؛
۳. عام بودن مضمون آیه؛
۴. ناسازگاری محتوای آیه با روایت؛
۵. عدم فضیلت بودن عمل به آیه؛
به  عنوان مقدمه باید به این نکته در خصوص روش و نحوه استدلال علامه حلی توجه داشت که یکی از مهم  ترین شروط امامت نزد علامه حلی، افضلیت است. ایشان از مجموعه ادله و شواهد برای افضلیت امام علی(ع) استفاده کرده است. آیه انفاق نیز یکی از شواهد افضلیت است.
بهترین روش ارزیابی سخن علامه حلی در خصوص نزول آیه انفاق در شأن امیرالمومنین علی(ع)، مراجعه به کتب تفسیری و حدیثی است. اکثر مفسرین در تفسیر آیه 2(ع)4 بقره، شأن نزول این آیه را در مورد امیرالمومنین علی(ع) دانسته و روایت ابن‌عباس در این خصوص را ذکر کرده‌اند. بغوی در معالم التنزیل فی تفسر و التأویل،[4] بیضاوی در تفسیر خود، انوار التنزیل و اسرار التأویل،[5] این روایت را نقل کرده‌اند. قرطبی نیز در ذیل این آیه آورده است(ع) «و روي عن ابن  عباس أنه قال(ع) هذه الآیه، نزلت في علي بن أبيطالب رضي‌الله عنه، كانت معه أربعة دراهم فتصدق بدرهم ليلا و بدرهم نهارا و بدرهم سرا و بدرهم جهرا، ذكره عبدالرزاق قال(ع) أخبرنا عبدالوهاب بن مجاهد عن أبيه عن ابن  عباس».[6]
همین روایت را شوکانی در تفسیر خود ذکر کرده و اضافه می  کند(ع) هرچند عبدالوهاب ضعیف است، ولی ابن‌مردویه این روایت را از طریقی دیگر از ابن  عباس نقل کرده است.[7]
در ادامه به ذکر هر یک از اشکالات ابن‌تیمیه در این خصوص و پاسخ به آنها می  پردازیم.

نقد اشکال عدم صحت نقل
ابن‌تیمیه با باطل خواندن این برهان، خواستار بررسی "صحت نقل" شده است. وی ادعا کرده است که روایت أبونعیم و ثعلبی، دلیل بر صحت نقل نمی‌باشد.[8]
در پاسخ به شبهه صحت نقل، روایت مذکور از منابع روایی اهل‌سنت بررسی شده است.

نقل روایت از طریق ثعلبی
ثعلبی شأن نزول آیه انفاق درباره امیرالمومنین(ع) را در تفسیرش این  گونه ذکر کرده و می  گوید(ع)
«مجاهد عن ابن‌عباس قال(ع) كان عند عليّ بن‌أبيطالب- كرّم الله وجهه- أربعة دراهم لايملك غيرها، فتصدق بدرهم سرّا، ودرهم علانيّة، ودرهم ليلا ودرهم نهارا، فنزلت الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ بِاللَّيْلِ وَالنَّهارِ الآية. وعن يزيد بن روان قال(ع) ما نزل في أحد من القرآن ما نزل في علي بن‌أبيطالب رضي‌الله‌عنه».[9]

مجاهد از ابن‌عباس نقل کرده است که(ع) نزد علی بن ابی  طالب(ع) چهار درهم بود و غیر آن چیزی نداشت. درهمی از آن را مخفیانه و درهمی را آشکار، و درهمی را شب و درهمی را روز صدقه داد؛ پس این آیه در شأن ایشان نازل شد. یزید بن روان گفته است(ع) در شأن هیچ  کس مانند آنچه در شأن علی بن ابی  طالب(ع) از قرآن نازل شده، وجود ندارد.
ثعلبی روایت را در متن تفسیرش بدون سند ذکر کرده است. باید متذکر شد که این مطلب از اعتبار نقل او نمی‌کاهد؛ زیرا که منابع ثعلبی، علاوه بر اساتید و مشایخ وی،[10] شامل کتاب‌های موجود در عصر او می  باشد. او با ذکر فهرست اين کتب (به همراه طرق اجازه آنها در مقدمه کتابش)،[11] از تکرار اسناد در متن، خودداری کرده است
دانشمندان، ثعلبی را در علم تفسير و قرائات و ادبیات عرب و فن وعظ، ستوده و او را در نقل حديث، ثقه دانسته‌اند.[12] کتاب‌های طبقات‌الشافعيه ایشان را از فقهای شافعی برشمرده و به فقاهت وی تصريح کرده‌اند.[13] ثعلبی در عصر خود، به  خصوص در تفسير قرآن، آوازه‌ای بلند داشته است؛ به  گونه‌ای که طالبان علم از مناطق دوردست و از هر مذهبی برای استفاده از مجلس درس وی، به نيشابور سفر می‌کردند.[14] کتاب تفسیر وی با نام الکشف و البیان، در زمره تفاسير جامع و بر منهج تفاسير مأثور و از منابع معتبر تفسیری است. بیشتر عالمان، منابع اين تفسير را ستوده و برخی آن را برتر از تفاسير ديگر دانسته‌اند.[15]

نقل روایت از طریق أبی  نعیم
ابونعیم حدیث را به این طریق روایت کرده و می  گوید(ع)
مرا (ابونعیم الحافظ) ابوبکر بن خلاد از احمد بن علی الخزار از محمود بن حسین مروزی از عبدالله بن محمد بن جعفر از محمد بن یحیی بن مالک الضبی از محمد بن سهل جرجانی و محمد بن ابراهیم بن علی، این دو از ابوعروبه از سلمه بن شبیب از عبدالرزاق از عبدالوهاب بن مجاهد از پدرش از ابن  عباس در قول خداوند که فرمود(ع) )الذین ینفقون اموالهم باللیل و النهار سرا و علانیه(، حدیثی نقل کرد که در شأن علی بن ابی  طالب(ع) نازل شد. با او چهار درهم بود که در شب یک درهم و در روز یک درهم و در پنهان یک درهم و در آشکار یک درهم، انفاق نمود.[16]
این حدیث را دیگر دانشمندان اهل‌سنت در کتب خود مانند قندوزی[17] و الجوینی،[18] از طریق ابونعیم نقل کرده‌اند.

نقل دیگر دانشمندان
علاوه بر ابونعیم و ثعلبی، دانشمندان بسیاری از اهل‌سنت این روایت را در کتب خویش ذکر کرده‌اند. موارد زیر نمونه‌ای از آن است(ع)
قندوزی این حدیث را از موفق بن‌ احمد، حموينی، ثعلبی، مالكی و أبونعيم و معجم الکبیر نقل کرده است.[19] ابن  حجر هیثمی و قندوزی، همین حدیث را از قول "واقدی" آورده‌اند.[20] ابن  صباغ مالکی از واحدی نقل می‌کند که در تفسیرش حدیث ابن‌عباس را نقل نموده است.[21] خوارزمی همین روایت را از مجاهد نقل می‌نماید؛ سپس شعری که چند فضیلت امیرالمؤمنین(ع) را یادآور شده، در ادامه سخنش می‌آورد.[22] هیثمی،[23] نحاس،[24] واحدی،[25] حاکم نیشابوری،[26] بغوی،[27] زمخشری،[28] قرطبی،[29] فخر رازی،[30] خازن،[31] طبرانی،[32] ابن‌اثیر،[33] سیوطی،[34] شوکانی،[35] ابن  کثیر،[36] ابن‌عساکر،[37] صدیق حسن‌خان،[38] ابن‌جوزی،[39] گنجی،[40] طبری،[41] شبلنجی،[42] ابن‌طلحه شافعی،[43] ابن  مغازلی،[44] نیز این حدیث را نقل کرده‌اند. [45]

طرق مختلف نقل روایت
این روایت با طرق دیگری نیز وارد شده است. نقل این حدیث با طرق مختلف، می‌تواند آن را تا درجه صحیح ارتقاء دهد. حاکم حسکانی 15 روایت در این زمینه از ابن‌عباس و مجاهد با طرق متعدد گزارش کرده که سند آنها متصل است.[46]

نقد اشکال کذب بودن روایت
ابن‌تیمیه این روایت را کذب دانسته است.[47] وی جهت اثبات ادعای خویش، هیچ دلیلی اقامه نکرده است.

دلایل صحت این روایت به شرح زیر می  باشد(ع)
الف(ع) با توجه به آنچه در نقد اشکال صحت نقل گذشت، این حدیث را ثعلبی و ابونعیم و دیگران نقل کرده  اند.
ب(ع) این روایت از طرق مختلفی نقل شده و فقط از طریقی که در آن عبدالوهاب بن‌ مجاهد است، ضعیف شمرده شده و برای کذب بودن آن هیچ دلیلی وجود ندارد.
ج(ع) ضعف این روایت از طریق ابن‌مجاهد، با وجود طرق دیگر جبران شده است؛ بنابراین صحت این حدیث تا درجه «حسن لغیره»[48] ارتقاء یافته است.
د(ع) این حدیث با همین مضمون، بدون ذکر نام امام علی(ع) از طرق صحیح دیگری نقل شده[49] که صدور روایت را تأیید می  کند.

نقد اشکال عام بودن آیه
ابن‌تیمیه با عام شمردن این آیه مدعی شده(ع) هر کس در شب و روز، مخفیانه و آشکار صدقه بدهد، به آیه عمل کرده و مصداق آن می‌گردد. این موضوع در مورد شخص امیرالمؤمنین علی(ع) و غیر او مساوی است و انحصار آیه در یک فرد خاص، مورد اراده نمی‌باشد.[50]
اشکال قول ابن‌تیمیه این است که سبب نزول، هیچ ارتباطی به عام بودن آیه ندارد و به مفهوم عام آیه لطمه نمی‌زند. وی در مغالطه  ای آشکار با ادعای عام بودن مضمون آیه، سبب نزول را رد کرده است. عام بودن مضمون آیه نه تنها در این مورد، بلکه در بسیاری از آیات قرآن دارای اتفاق  نظر است؛ در حالی  که سبب نزول فضیلتی است که برای اثبات آن، نیاز به اقامه دلیل نقلی و محکم (مانند روایت)، است.[51]
در تعریف سبب نزول می  گویند(ع) هرگاه در دوران رسالت پیامبر(ص) چیزی واقع می‌شد، یا رویدادی پیش می‌آمد و یا به  منظور شناخت حکمی شرعی یا کاری از کارهای لازم دینی، از حضرت سوال می‌شد، یک یا چند آیه فرود می‌آمد. آن وقایع و رویداد را "سبب نزول" می‌نامند؛[52] با توجه به این تعریف، اگر بخواهیم سبب نزول آیه مورد نظر را بیابیم، باید سراغ حوادثی برویم که قبل از نزول آیه اتفاق افتاده است؛ از طرفی اثبات یا رد سبب نزول، مستند به اقوال و احادیث دوران نزول قرآن است؛ یعنی سبب نزول فقط از طریق روایات قابل اثبات است و نه با دلایل عقلی و ظنی؛ با توجه به این نکات، بین عمل به آیه و سبب نزول تفاوت وجود دارد. سبب نزول رویداد و عاملی است که قبل از نزول آیه در زمان رسول خدا(ص) رخ داده؛ حال آنکه عمل به مضمون آیه، بعد از نزول و آگاهی از آن است و می‌تواند در موارد متعدد و در هر زمانی بعد از نزول آیه، واقع شود؛ در نتیجه، آنچه علامه حلی به آن استشهاد کرده‌اند، طبق روایات، گفته پیامبر(ص) و سبب نزول است.

صابونی در کتاب التبیان فی علوم القرآن می‌نویسد(ع) اسباب نزول، با رأی و نظر درک نخواهد شد؛ در واقع باید از طریق روایتِ درست و دریافت خبر از آنان که شاهد نزول آیات بوده‌اند و یا از اسباب نزول آگاهی دارند و از صحابه بزرگوار و تابعین نیکوکار و یا از کسانی  که دانش خود را از دانشمندان متعهد و شایسته کسب کرده و به پژوهش و تحقیق پرداخته‌اند، به آن پی برد؛[53]پس شناخت اسباب نزول بر مبنای نقلِ درست تکیه دارد و علامه حلی نیز از این طریق وارد شده است؛ در مقابل، ابن‌تیمیه با ادله‌ای ضعیف که برداشت شخصی وی است، در مقابل نقل ایستاده که خلاف اسلوب و روش پذیرفته شده اهل حدیث و سلف است.

نقد اشکال ناسازگاری محتوای روایت با آیه
ابن‌تیمیه عبارت )باللیل والنهار، سرا و علانیه( را این  گونه تفسیر کرده و می  گوید(ع) مراد از انفاق در شب، همان انفاق سری و انفاق در روز همان انفاق علنی است؛ لذا از دیدگاه وی، مدلول آیه فقط شامل دو انفاق شده و با روایت سبب نزول در خصوص امام علی(ع)، ناسازگاری دارد؛ چراکه روایت ذکر شده در خصوص حضرت علی(ع)، به  جای دو انفاق، به بیان چهار انفاق پرداخته است. وی دلیل تفسیر خویش را این  گونه بیان کرده است(ع) از آنجایی که دو عبارت «باللیل و النهار» و «سرا و علانیه» به هم عطف نشده  اند، «سرا و علانیه» مصدر یا حال برای «باللیل و النهار» است، پس منظور از انفاق در آیه در دو مورد ذیل منحصر می‌شود(ع)
۱. انفاقِ سِری در شب؛
۲. انفاق علنی در روز؛[54]
اما این ادعا به سه دلیل باطل است که در ادامه بیان می  گردد.
اولا(ع) دلیل وی در انحصار آیه در دو انفاق (یعنی انفاق پنهانی در شب و آشکار در روز)، نادرست است؛ چراکه فخر رازی در تفسیر خود ذیل این آیه آورده است(ع) این آیه از آنجایی که آخرین آیه در بیان حکم انفاقات است، لاجرم باید أکمل وجوه انفاق را ذکر کند و جمیع احوالات و اوقات را شامل شود.[55] بیان ابن‌تیمیه در انحصار انفاقات در دو حالت، با این بیان تناقض دارد. بیان ابن‌تیمیه شامل انفاق پنهانی در روز و انفاق آشکار در شب نمی‌شود.

از طرفی استدلال ابن‌تیمیه در مورد اینکه «سرا و علانیه» حال، برای «بالیل و النهار» است نیز درست نمی‌باشد؛ چراکه اگر «سرا و علانیه» حال باشد، مرجع این حال، عبارت «باللیل و النهار» نیست؛ بلکه همان    طور که سیبویه گفته است، این حال به ضمیر انفاق برمی‌گردد. این امکان هم وجود دارد که این عبارت، صفت برای مصدر محذوف باشد.[56]
ثانیا(ع) مقصود آیه از انفاق در جمیع اوقات و شرایط است. «باللیل و النهار» انفاق در جمیع اوقات و عبارت «سرا و علانیه»، انفاق در جمیع شرایط را به شنونده تذکر داده است؛ [57] به  علاوه از نظر عقلی نیز، انفاق پنهانی در روز و انفاق آشکار در شب نیز امکان داشته و انحصار در دو صورتی  که ابن‌تیمیه مدعی شده، صحیح نیست.
ثالثا(ع) نقل روایات با طرق مختلف از طریق شیعه و اهل‌سنت، نادرستی، غیرمنطقی و غیرعلمی بودنِ انکار واقعیت تاریخی بر اساس گمانه‌زنی ابن‌تیمیه را به    خوبی نشان می  دهد. بر بطلان قول وی همین بس که خود در چند سطر بعد، هر چهار حالت را ذکر کرده و ممکن می  داند. او می‌نویسد(ع) اینجا مگر بیش از انفاق چهار درهم در چهار حال، مطلب مهم دیگری وجود دارد؟ این کار تا روز قیامت از هر کسی ممکن است سر بزند و باب انجام آن مفتوح بوده و قابل تکرار است.[58]
ابن‌تیمیه در خصوص این شبهه دچار «جدل همراه با قیاسِ باطل» شده است. استدلال وی به اینکه صورت مصور و قطعی در آیه، دو صورت انفاق آشکار در روز و انفاق مخفی در شب است، از موارد قیاس باطل است؛ زیرا همان  طور که ذکر شد، روایات متعددی از طرق مختلف خلاف این ادعا را ذکر کرده و عقل هم حکم می  کند که می‌توان در روز، انفاق مخفی و در شب، انفاق آشکار داشت.

نقد اشکال ناچیز بودن عمل و عدم دلالت بر افضلیت
ابن  تیمیه می  گوید(ع) اگر فرض کنیم که علی(ع) چنین کاری کرده است و چهار درهم در چهار حالت و زمان  های متفاوت صدقه داده باشد و این آیه در شأن وی نازل شده باشد، این عمل وی بسیار کوچک و ناچیز است و هر کسی می  تواند انجام دهد و بسیاری تا قیامت انجام خواهند داد؛ در نتیجه این عملِ کوچک و پیش  پاافتاده نمی  تواند از خصائص باشد و دلیل بر افضلیت ایشان به  عنوان امام نیست.[59]
وی در این مورد نیز به جدل و مغالطه دست زده است. مغالطه‌ او در اینجاست که مدعی شده، مردم می‌توانند تا قیامت، چهار درهم انفاق کرده و مصداق آیه باشند؛[60] باید توجه داشت، این مطلب که مردم می‌توانند با عمل به آیه مصداق آن واقع شوند بر کسی پوشیده نیست؛ از طرفی مصداق بودن آیه، مورد استشهاد علامه حلی نبوده است؛ بلکه نزول آیه در شأن امیرالمومنین(ع) مورد استشهاد و دلیل فضیلت ایشان است؛ چراکه رفتار امام علی(ع) قبل از نزول آیه،‌ به یقین با رفتار کسانی  که از مضمون کلام خدا بعد از نزول آگاهی دارند، قابل مقایسه نیست. ابن‌تیمیه می‌خواهد با این قیاس، عمل امام که موجب نزول آیه در شأن ایشان شده را با اعمال نیک دیگران بپوشاند که در واقع این قیاس صحیح نیست؛ چراکه تمام علما بر تفاوت درجه بین اعمال و به  خصوص این  گونه اعمال که در شأن آنان آیه نازل شده، اعتراف دارند.
از طرفی باید توجه داشت که علامه حلی، تنها دلیل فضیلت و امامت امام علی(ع) را این انفاق ندانسته است؛ بلکه آن را شاهدی در کنار دیگر شواهد افضلیت ایشان و نه امامت برمی‌شمرند.
جدل همراه با طعن و ناسزاگویی نیز یکی از نقدهای جدی به روش‌ ابن‌تیمیه در مباحث عقلی و نقلی است. وی از اين روش، جهت بی  ارزش و بی  اهميّت جلوه دادن استدلال و عمل طرف مقابل، استفاده کرده است. وی با کوچک و بی‌ارزش شمردن عمل، سعی در تخریب مخاطب دارد. او سعی دارد، با کوچک شمردن صفات کمالی و فضیلت  های نفسانی امیرالمومنین(ع)، ایشان را با اضعف صحابه، برابر برشمرد. وی در این خصوص، صفات و کمالات امام علی(ع) که خداوند در شأن آنها آیه نازل کرده است را صفاتی بسیار عادی و کوچک می‌شمارد و به مخاطب چنین تلقین می‌کند که این  ها فضیلت و کمال نیستند؛ بلکه امری عادی‌اند که ممکن است برای هر کسی اتفاق بیفتد.

نتیجه
شأن نزول آیه انفاق طبق روایات نبوی در خصوص امیرالمؤمنین(ع)است و مورد پذیرش بسیاری از دانشمندان شیعه و اهل‌سنت می  باشد که به برخی از اقوال ایشان در مقاله اشاره شد؛ بر اساس گزارشات و اسناد متعدد، این روایت صحیح و پذیرفته شده است و ادعای کذب بودن روایت از طرف ابن‌تیمیه پذیرفته نیست. ابن‌تیمیه با استدلال به   ضعف سند می‌خواهد روایت را تکذیب کند؛ در حالی  که همین روایت از طرق دیگری نیز رسیده است که ضعف سندی آن را جبران کرده است. وی در مغالطه‌ای آشکار، با استدلال به عام بودن مفهوم آیه، درصدد رد و تکذیب سبب نزول است؛ در حالی  که همه می  دانند که سبب نزول هیچ ارتباطی به عام بودن آیه ندارد و در حین اینکه مفهوم آیه عام است و همیشه می‌توان به آن عمل کرد، اما سبب نزول آیه خاص بوده و از طریق روایات و نقل ثابت می‌شود. وی مسئله سبب نزول آیه در خصوص امیرالمومنین علی(ع) را فضیلت نمی‌داند؛ در حالی  که این  گونه فضائل را همه دانشمندان مسلمان قبول داشته و دارند. شبهات وی در خصوص ناسازگاری محتوای آیه با روایت و ناچیز بودن عمل نیز، ناتمام بوده و با روایت و نقل ناسازگاری دارد؛ در واقع این  گونه اشکال‌تراشی و نحوه استدلال، نشان می  دهد که وی در این خصوص، برخلاف روش علمی رفتار کرده است.   
منبع : مجله سراج منیر شماره 35  

منابع
۱. قرآن کریم.
۲. آل مجدد، سیدحسن، خلاصة منهج النقد في علوم الحدیث، قم(ع) مرکز تخصصی کلام، جزوه آموزشی، سال تحصیلی 92-91ش.
۳. ابن ابی  حاتم رازی، عبدالرحمن، تفسیر القرآن العظیم، ریاض(ع) مکتبه نزار مصطفی الباز، بی  تا.
۴. ابن اثیر، عزالدین، أسدالغابة، بیروت(ع) دارالكتاب العربی، بی  تا.
۵. ابن‌تیمیه حرانی، احمد بن عبدالحليم، مقدمة في أصول التفسير، بيروت(ع) دارمكتبةالحياة، چاپ اول، 1490ق.
۶. ابن‌تیمیه حرانی، احمد بن عبدالحليم، منهاج السنة النبوية في نقض كلام الشيعة القدرية، تحقيق(ع) محمد رشاد سالم، عربستان(ع) جامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامية، چاپ اوّل، 140(ص)ق.
۷. ابن جوزی، جمال‌الدين، التذكرة في الوعظ، محقق(ع) أحمد عبدالوهاب فتيح، بیروت(ع) دارالمعرفة، چاپ اول، 140(ص)ق.
۸. ابن جوزی، جمال‌الدين، زاد المسير في علم التفسير، محقق(ع) عبدالرزاق المهدی، بیروت(ع) دارالكتاب العربي، چاپ اول، 1422ق.
۹. ابن طلحه شافعی، محمّد، مطالب السؤول في مناقب آل الرسول، تحقيق(ع) ماجد بن أحمد العطية، بى  جا(ع) بی  نا، بى  تا.
۱۰. ابن عربی، ابوعبدالله محی الدین محمد، تفسیر ابن  عربی، تحقیق(ع) سمیر مصطفی رباب، بیروت(ع) داراحیاء التراث العربی، بی  تا.
۱۱. ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ دمشق، تحقيق(ع) عمرو بن غرامة العمروي، بیروت(ع) دارالفكر للطباعة والنشر والتوزيع، 1415ق.
۱۲. ابن كثير دمشقی، اسماعيل، تفسير القرآن العظيم، تحقيق(ع) محمد حسين شمس الدين، بیروت(ع) دارالكتب العلمية، چاپ اوّل، 1419ق.
۱۳. ابن مغازلی، علی  بن محمد، مناقب علی بن أبی  طالب، تحقيق وتعليق؛ أبي عبدالرحمن تركي بن عبدالله الوادعي، یمن(ع) دار الآثار صنعاء، چاپ اول، 1424ق.
۱۴. اندلسی، ابن عطیه، المحرر الوجیز فی تفسیر الکتب العزیز، بیروت(ع) دارالکتب العلمیه. بی تا.
۱۵. آلوسی، محمود بن عبدالله، روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني، تحقيق(ع) علی عبدالباری عطية، بیروت(ع) دارالكتب العلمية، چاپ اوّل، 1415ق.
۱۶. بغوی، حسین بن مسعود، معالم التنزیل فی التفسیر و التأویل، بیروت(ع) دارالفکر، چاپ اول، 1422ق.
۱۷. بلاغى نجفى، محمد جواد، آلاء الرحمن في تفسير القرآن، قم(ع) بنیاد بعثت، چاپ اول، 1420ق.
۱۸. بیضاوی، عبدالله بن محمد، تفسیر البیضاوی المسمی انوار التنزیل و اسرار التأویل، بیروت(ع) دارالفکر، 1430ق.
۱۹. ثعلبی، أحمد، الكشف والبيان عن تفسير القرآن، تحقيق(ع) الإمام أبی محمد بن عاشور، بیروت(ع) دار إحياء التراث العربي، چاپ اوّل، 1422ق.
۲۰. جوینی، ابراهيم بن سعدالدين، فرائدالسمطين في فضائل المرتضى و البتول و السبطين و الأئمة من ذريتهم عليهم السلام، بیروت(ع) مؤسسة المحمود، چاپ اوّل، 1400ق.
۲۱. حاکم حسکانی، عبیدالله بن احمد، شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، تحقيق(ع) محمد باقر محمودى، تهران(ع) سازمان چاپ وانتشارات وزارت ارشاد اسلامى، چاپ اول، 1411ق.
۲۲. حلی، حسن، منهاج الکرامه، مشهد(ع) موسسه عاشورا، 13(ع)9ش.
۲۳. حموی، ياقوت، معجم البلدان، بيروت(ع) دار صادر، چاپ دوّم، 1995م.
۲۴. خوارزمی حنفی، موفق بن احمد، المناقب، بیروت(ع) مؤسسة النشر الإسلامي، 1411ق.
۲۵. زمخشری، محمود، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، بیروت(ع) دارالکتاب العربی، بی تا.
۲۶. ذهبی، محمد بن أحمد، سیر أعلام النبلاء، محقق(ع) مجموعة من المحققين بإشراف الشيخ شعيب الأرناؤوط، بیروت(ع) مؤسسة الرسالة، چاپ سوم، 1405ق.
۲۷. سبکی، عبدالوهاب بن تقی الدين، طبقات الشافعية الكبرى، تحقيق(ع) محمود محمد الطناحی، عبدالفتاح محمد الحلو، بیروت(ع) للطباعة و النشر والتوزيع، چاپ دوّم، 1413ق.
۲۸. سمرقندی، نصر بن محمد بن احمد، بحر العلوم، بی جا(ع) بی نا، بی  تا.
۲۹. سیوطی، جلال الدین، الدر المنثورفی التفسیر بالمأثور، بیروت(ع) دار المعرفة للطباعة والنشر، بی  تا.
۳۰. شبلنجی شافعی، مومن بن حسن، نورالابصار فی مناقب آل بیت النبی المختار، قم(ع) الشریف الرضی، بی تا.
۳۱. شوكانی، محمد بن علی، فتح القدير، بیروت(ع) دارالوفاء و دار ابن حزم، چاپ دوم، 142(ص)ق.
۳۲. صابونی، محمد علی، درآمدی بر علوم قرآنی، التبیان فی علوم القرآن، ترجمه(ع) محمد بهاءالدین حسینی، سنندج(ع) افخم زاده، چاپ دوم، 1393ش.
۳۳. صدیق حسن خان، أبو الطیب، فتحُ البيان في مقاصد القرآن، بیروت(ع) المَكتبة العصريَّة للطبَاعة والنّشْر، 1412ق.
۳۴. صريفينی، تقی الدین، المنتخب من کتاب لسیاق التاریخ نیشابور، محقق(ع) خالد حيدر، بیروت(ع) دارالفكر للطباعة والنشر التوزيع، 1414ق.
۳۵. طبرانی، سليمان بن أحمد، المعجم الكبير، تحقيق(ع) حمدی بن عبد المجيد السلفی، قاهره(ع) مكتبة ابن تيمية، چاپ دوّم، بی  تا.
۳۶. طبری، محب الدين أحمد، الرياض النضرة في مناقب العشرة، بیروت(ع) دارالكتب العلمية، چاپ دوم، بی تا.
۳۷. طبری، محب الدين احمد، ذخائر العقبى في مناقب ذوى القربى، قاهره(ع) دارالكتب المصرية، 135(ص)ق.
۳۸. علاءالدين خازن، علی، لباب التأويل في معاني التنزيل تفسیر خازن، تصحيح(ع) محمد علی شاهين، بيروت(ع) دارالكتب العلمية، چاپ اوّل، 1415ق.
۳۹. فخررازی، محمد بن‌ عمر، تفسیر فخر رازی المشتهر بالتفسیر الکبیر و مفاتیح الغیب، بیروت(ع) دارالفکر، چاپ اول، 1425ق.
۴۰. قرطبی، محمّد، الجامع لأحكام القرآن(تفسیر قرطبی)، تحقيق(ع) أحمد البردوني وإبراهيم أطفيش، قاهره(ع) دارالكتب المصرية، چاپ دوّم، 1384ق.
۴۱. قندوزی، سلیمان بن ابراهیم، ینابیع المودة لذوی القربی، قم(ع) دار الأسوة للطباعة والنشر، 141(ص)ق.
۴۲. گنجی شافعی، محمّد بن يوسف، کفایه الطالب فی مناقب علی بن ابی طالب(ع)، تهران(ع) دار إحیاء تراث أهل‌البیت، ۱۴۰۴ق.
۴۳. مالکی، ابن صباغ، فصول المهمه فی معرفة الائمه، قم(ع) دارالحديث للطباعة و النشر، 1422ق.
۴۴. مغنیه، محمد جواد، تفسیر الکاشف، تهران(ع) دارالکتب الاسلامیه، 1424ق.
۴۵. نحاس، أحمد بن محمد، معانی القرآن، محقق(ع) محمد علی صابونی، مکه(ع) جامعة أم القرى، چاپ اول، 1409ق.
۴۶. واحدی نیشابوری، علی بن احمد، اسباب نزول القرآن، تحقیق(ع) کمال بسیونی زغلول، بیروت(ع) دارالکتب العلمیه، چاپ اول، 1411ق.
۴۷. هیثمی، ابن حجر، الصواعق المحرقة فی الرد علی اهل البدع و الزندقة، قاهره(ع) مكتبة القاهرة، 1385ق.
۴۸. هیثمی، علی بن ابی‌بکر، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، تحقيق(ع) حسام‌الدين القدسی، قاهره(ع) مكتبة القدسي، 1414ق.
 
پی نوشتها
[1]. واحدى، على بن احمد، اسباب نزول القرآن، ص95.
[2]. «ابن  جوزی در تفسیرش می‌نویسد: در اینکه این آیه در شأن چه کسی نازل شده سه قول است؛ قول اول در شأن رباط خیل است و قول دوم در خصوص امیرالمومنین علی(ع) است و سپس روایت مذکور را نقل کرده و می  گوید: مجاهد، ابن  سائب و مقاتل نیز بر همین نظرند. وی در قول سوم می  گوید: این آیه در شأن علی و عبدالرحمن بن عوف نازل شده است و این روایتِ ضحاک از ابن  عباس است»؛ (ابن  جوزی، جمال  الدین، زاد المسیر فی علم التفسیر، ج1، ص246).
[3]. «البرهان السابع والعشرون: قوله تعالى: )الذين ينفقون أموالهم بالليل والنهار سرا وعلانية(، من طريق أبي  نعيم (الحافظ) بإسناده إلى ابن  عباس نزلت في علی، كان معه أربعة دراهم، فأنفق درهما بالليل، و درهما بالنهار، و درهما سرا، و درهما علانية، و روى الثعلبي ذلك. ولم يحصل ذلك لغيره، فيكون أفضل، فيكون هو الإمام»؛ (حلی، حسن، منهاج الکرامه، ص137).
[4]. بغوی، حسین بن مسعود، معالم التنزیل فی التفسر و التأویل، ج1، ص245.
[5]. بیضاوی، عبدالله بن محمد، تفسیر البضاوی المسمی انوار التنزیل و اسرار التأویل، ج1، ص573.
[6]. قرطبی، محمّد، الجامع لأحكام القرآن، ج3، ص347.
[7]. شوکانی، محمد بن علی، فتح القدیر، ج1، ص498.
[8]. ابن‌تیمیه، احمد، منهاج السنه، ج7، ص228.
[9]. ثعلبی، احمد، الکشف و البیان، ج2، ص279.
[10]. «منابع ثعلبی را در تفسير الکشف و البيان می  توان به دو دسته شفاهی و مکتوب تقسيم کرد. وی مجموعه مسموعات خود را از قريب به سيصد تن از شيوخ هم عصرش با ذکر سند، در جای  جای تفسير آورده است. اين شنيده  ها علاوه بر احاديث نبوی، شامل قصص و حکايات و همچنين اقوال پراکنده مفسران و محدّثانی است که تأليف مستقل و مکتوبی نداشته  اند. ثعلبی از ميان اين سيصد شيخ، بيشتر مطالب را از استادانی چون ابن  حبيب نيشابوری و ابومحمد عبداللّه بن حامد و حاکم نيشابوری و بيش از همه، ابوعبداللّه حسين بن محمد بن فَنْجويِه ثقفی دينوری شنيده است»؛ برای تفصيل بيشتر رجوع کنيد به؛ (ثعلبی، احمد، الکشف و البیان، ج1، ص99- 97 و91-90)؛ (همان، ج1، ص113،107، 104، 102)؛ (همان، ج1، ص113)؛ (همان، ص41، 38، 33، 21)؛ (همان، ج8، ص145، 106)؛ (همان، ج17، ص384).
[11]. ثعلبی، احمد، الکشف و البیان، ج1، ص68-20.
[12]. (حموی، ياقوت، معجم البلدان، ج4، ص1663ـ1662)؛ (صريفينی، تقی‌الدین، المنتخب من کتاب لسیاق التاریخ نیشابور، ص109)؛ «وی دوبار بر وثاقت ثعلبی در حدیث اذعان کرده است»؛ (ذهبی، محمد بن احمد، سیر أعلام النبلاء، ج17، ص437ـ435).
[13]. سبکی، عبدالوهاب، طبقات الشافعية الكبرى، ج4، ص59.
[14]. حموی، ياقوت، معجم البلدان، ج4، ص1663ـ1662.
[15]. ذهبی، محمد بن احمد، سیر أعلام النبلاء، ج17، ص437ـ435.
[16]. این روایت در کتاب النور المشتعل من کتاب ما نزل من القرآن فی علی علیه السلام در صفحات 43-44 ذکر شده است. این کتاب بازنویسی کتاب  ما أنزل من القرآن في علي از ابونعیم است که با تلاش آقای محمدباقر محمودی و استفاده از دیگر منابع اهل  سنت بازنویسی شده و در ذیحجه 1406ق،  منتشر شده است.
[17]. قندوزی، سلیمان بن ابراهیم، ینابیع الموده، ج1، ص275.
[18]. جوینی، ابرهیم، فرائدالسمطین، ج1، ص356، ح28.
[19]. قندوزی، سلیمان بن ابراهیم، ینابیع المودة لذوی القربی، ج1، ص275.
[20]. همان، ج2، ص419؛ هیثمی، ابن  حجر، الصواعق المحرقة فی الرد علی اهل البدع و الزندقة، ص131.
[21]. مالکی، ابن  صباغ، فصول المهمه فی معرفة الائمه، ج1، ص577.
[22]. خوارزمی حنفی، موفق بن احمد، المناقب، ص281.
[23]. هیثمی، علی بن ابی  بکر، مجمع الزوائد، ج6، ص324 .
[24]. نحاس، احمد بن محمد، معانی ‌القرآن، ج1، ص305.
[25]. واحدی نیشابوری، علی بن احمد، أسباب‌النزول، ص64.
[26]. حاکم حسکانی، عبیدالله بن احمد، شواهد التنزیل، ج2، ص109؛ مالکی، ابن  صباغ، الفصول‌المهمه، ص105.
[27]. بغوی، حسین بن مسعود، معالم التنزیل، ج1، ص249.
[28]. زمخشری، محمد، الکشاف، ج1، ص25.
[29]. قرطبی، محمد، الجامع لأحكام القرآن، ج3، ص347.
[30]. فخر رازی، محمد بن عمر، تفسیر کبیر، ج7، ص89.
[31]. خازن، علی، تفسیر خازن، ج1، ص249.
[32]. طبرانی، سلیمان بن احمد، المعجم الکبیر، ج3، ص112.
[33]. ابن‌أثیر، عزالدین، أسدالغابه، ج4، ص25.
[34]. «سیوطی در تفسیر خود آورده است که عبدالرزاق، عبد بن حميد، ابن  جرير، ابن  منذر، ابن  أبی‌حاتم، طبرانی و ابن‌عساکر از ابن‌عباس نقل کرده‏‌اند که آیه 274 سوره بقره در شأن علی(ع) نازل شده است. او چهار درهم داشت، يکی را شب (در راه خدا) صدقه داد و يکی را روز و يکی را پنهانی و يکی را آشکارا، که این آیه نازل گردید»؛ (سیوطی، جلال  الدین، الدر المنثورفی التفسیر بالمأثور، ج1، ص363).
[35]. شوکانی، محمد بن علی، فتح‌القدیر، ج1، ص265.
[36]. ابن  کثیر، اسماعیل، تفسیر ابن‌کثیر، ج1، ص326.
[37]. ابن‌عساکر، علی بن حسن، تاریخ دمشق، ج2، ص414.
[38]. صدیق حسن‌خان، ابوالطیب، تفسیر فتح‌البیان، ج1، ص362.
[39]. ابن‌جوزی، جمال  الدین، التذکره، ص17.
[40]. گنجی شافعی، محمد بن یوسف، کفایه‌الطالب، ص232.
[41]. طبری، محب  الدین، ذخائر‌العقبی، ص88 ؛ همان، الریاض‌النضره، ج2، ص206.
[42]. شبلنجی، مومن   بن حسن، نورالأبصار، ص105.
[43]. ابن‌طلحه شافعی، محمد، مطالب‌السؤل، ص35.
[44]. ابن  مغازلی، علی بن محمد، مناقب علی بن‌أبی  طالب، ص226.
[45]. «در منابع شیعی نیز این روایت را می‌توان دید: رواه الصدوق في العيون مسندا عن الرضا و روي في التبيان مثله عن ابن  عباس. و في مجمع البيان. و رواه في الكشاف»؛ (بلاغی نجفی، محمد جواد، آلاء الرحمن في تفسير القرآن، ج‏1، ص242).
[46]. حاکم حسکانی، عبیدالله بن احمد، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، ج1، ص149-140.
[47]. ابن‌تیمیه، احمد، منهاج السنه، ج7، ص228.
[48]. «أنّ الحدیث الحسن لغیره: هو الحدیث الذي فیه ضعف غیر شدید، كأن یكون راویه ضعیفاً لا ینزل عن رتبة مَن یعتبربه، أو مدلّساً لم یصرّح بالسماع، أو كان سنده منقطعاً، وكلّ ذلك مشروط بأمرین: أن لا یكون الحدیث شاذّاً، وأن یروی من وجه آخر مثله أو أقوی منه، بلفظه أو بمعناه»؛ (آل  مجدد، سیدحسن، خلاصة منهج النقد في علوم الحدیث، ص50).
[49]. «در تفاسیر اهل  سنت روایات دیگری نیز یافت می‌شود که مضمون روایت مذکور را دارد؛ اما نام انفاق کننده در آن مشخص نشده است؛ برای نمونه سیوطی از ابن‌ابی‌حاتم از طریق مسعر از عون نقل کرده است: قال قرأ رجل )الذین ینفقون أموالهم باللیل و النهار سرا وعلانیه(؛ فقال انما کانت أربعه دراهم فأنفق درهما باللیل و درهما بالنهار و درهما فی السر و درهما فی العلانیه»؛ (سیوطی، جلال  الدین، الدرر المنثور فی تفسیر المأثور، ج1، ص363)؛ (قرطبی، محمد، الجامع لأحکام القرآن، ج3، ص347)؛ (ابن  أبی  حاتم، عبدالرحمن، تفسیر القرآن العظیم، ج2، ص543)؛ (اندلسی، ابن  عطیه ، المحرر الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز، ج1، ص371).
[50]. ابن  تیمیه، احمد، منهاج السنه، ج7، ص228.
[51]. «ابن‌تیمیه خود در تعریف شأن نزول گفته: شأن نزول حادثه یا عملی است که قبل از نزول آیه اتفاق افتاده و سپس آیه در شأن آن نازل شده است؛ نه اینکه بعد از نزول آیه، با عمل به مضمون آیه، خود را مورد شأن نزول قرار دهد»؛ (ابن  تيمیه، احمد، مقدمة في أصول التفسير، ص17-16).
[52]. صابونی، محمدعلی، درآمدی بر علوم قرآنی(التبیان فی علوم القرآن)، ص34.
[53]. همان، ص36.
[54]. همان.
[55]. فخر رازی، محمد بن عمر، تفسر الفخر الرازی المشتهر بالتفسیر الکبیر و مفاتیح الغیب، ج3، ص79.
[56]. آلوسی، محمود بن عبدالله، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، ج2، ص46.
[57]. سمرقندی، نصر بن محمد، بحرالعلوم، ج1، ص182؛ ابن  عربی، محی  الدین محمد، تفسیر ابن  عربی، ج1، ص91؛ مغینه، محمد جواد، تفسیر الکاشف، ج1، ص428.
[58]. ابن  تیمیه، احمد، منهاج السنه، ج7، ص228.
[59]. همان، ج7، ص231.
[60]. همان.