شنبه, 14 مهر 1397 ساعت 13:14

آیا شیعیان قائل به قضا و قدر در شهادت امام حسین هستند؟

اگر بگویید بله در این صورت چرا شیعیان برای امام حسین بر سر وسینه و صورت می زنند و این گونه عزاداری می نمایند؟ و اگر بگویید به قضا و قدر ایمان نداریم در این صورت شما شیعیان متهم هستید به این که به قضای الهی اعتراض دارید و راضی به حکم الهی نیستید؟
پاسخ
شيعيان به قضا وقدر الهی ايمان دارند لکن عزاداری برای امام حسين (علیه السلام) مربوط به افعال انسان و جوارح می باشد و با ایمان به قضاء و قدر که از افعال قلبی است منافاتی ندارد.
توضیح:  نحوه عزاداری یک مسئله فقهی است؛ زیرا مسائل فقهی مربوط به افعال مکلفین است نه یک مسئله اعتقادی چون عقائد از افعال قلبی است نه جوارحی.
در مسائل فقهی باید به ادله فقهی آن مسئله رجوع شود و این امر مربوط به مجتهد و مرجع تقلید است. خطاء در این مسئله مستلزم گمراهی نیست در غیر این صورت باید بگوییم بسیاری از مردم که در مسائل فقهی اشتباه می کنند گمراهند در حالی که هیچ فقيهی خود را  در استنباط احکام معصوم از خطا نمی داند. در صورت درست بودن استنباط مجتهد دو ثواب می برد ودر صورت خطا یک ثواب؛زیرا تلاش خود را کرده و بی اجر نمی ماند.
گریه و عزاداری برای مصیبت اهل بیت: منافاتی با ایمان به قضا و قدر الهی ندارد ؛زیرا برای مؤمن جایز است هنگام مصیبت عزیزان خود گریه کند چه برسد به این که مصائب بزرگی چون مصیبت اهل بیت: باشد.خود پیامبر(صلى الله عليه واله وسلم) در موارد زیادی گریه کرده اند. یکی ازآن موارد گریه برای مرگ فرزندش ابراهیم بوده است.
 در صیح بخاری از انس بن مالک روایت شده که گفت: دخلنا مع رسول الله (صلى الله عليه واله وسلم) على أبي سيف القين وكان ظئرا لإبراهيم عليه السلام، فأخذ رسول الله صلى الله عليه واله وسلم إبراهيم فقبله وشمه، ثم دخلنا عليه بعد ذلك، وإبراهيم يجود بنفسه، فجعلت عينا رسول الله (صلى الله عليه واله وسلم) تذرفان. فقال له عبد الرحمن بن عوف رضي الله عنه: وأنت يا رسول الله؟ فقال: يا ابن عوف إنها رحمة. ثم أتبعها بأخرى فقال: (صلى الله عليه واله وسلم) : إن العين تدمع، والقلب يحزن، ولا نقول إلا ما يرضى ربنا، وإنا بفراقك يا إبراهيم لمحزونون.[1]
همراه پیامبر نزد دایه ابراهیم  ابوسیف قین رفتیم.رسول خدا(صلى الله عليه واله وسلم) ابراهیم را بوسید وبغل گرفت. بعد از ان دوباره نزد او رفتیم. ابراهیم داشت جان می داد.لذا  چشمان پیامبر(صلى الله عليه واله وسلم) اشک ریختند.عبدالرحمن بن عوف گفت:یا رسول الله شما هم؟پیامبر(صلى الله عليه واله وسلم) فرمود: ای پسر عوف این اشک(اشک رحمت) نشانه دلسوزی است. پس از آن دوباره گریه کرد و فرمود:ای پسر عوف چشم اشک می ریزد و قلب اندوهگین است وچیزی نمی­گویم جز آن چه پروردگارمان را خشنود سازد. ای ابراهیم ما از جدایی تو بسیار اندوهناکیم.
یکی دیگر از موارد گریه پیامبر گریه بر امام حسین (علیه السلام) قبل از کشته شدن در کربلاست.
هيثمی در مجمع الزوائد نقل می کند از ام سلمه که گفت:« كان رسول الله صلى الله عليه واله وسلم جالساً ذات يوم في بيتي، قال: لا يدخل علي أحد. فانتظرت فدخل الحسين، فسمعت نشيج رسول الله صلى الله عليه واله وسلم يبكي، فاطلعت فإذا حسين في حجره والنبي صلى الله عليه واله وسلم يمسح جبينه وهو يبكي، فقلت: والله ما علمت حين دخل، فقال: إن جبريل عليه السلام كان معنا في البيت فقال: أفتحبه؟ قلت: أما في الدنيا فنعم، قال: إن أمتك ستقتل هذا بأرض يقال لها: كربلاء، فتناول جبريل من تربتها. فأراها النبي صلى الله عليه واله وسلم فلما أحيط بحسين حين قتل قال: ما اسم هذه الأرض؟ قالوا: كربلاء، فقال: صدق الله ورسوله، كرب وبلاء».[2] هيثمی می­گوید:این روایت را طبرانی با سندش نقل نموده و از ثقات است.
از ام سلمه نقل شده است كه گفت : در يكى از روزها كه پيغمبر اكرم (صلى الله عليه واله وسلم) در منزل من نشسته بود ، به من فرمود : مواظب باش کسى بر من وارد نشود. من همچنان مراقب بودم كه ناگهان حسين (علیه السلام) وارد شد و صداى گريه رسول خدا  (صلى الله عليه واله وسلم) بگوشم رسيد. ديدم حسين (علیه السلام) در دامان پيغمبر(صلى الله عليه واله وسلم) قرار گرفته بود و حضرت (علیه السلام) گريه‏كنان دست بر سر او مى‏كشيد. پوزش خواستم و گفتم : به خدا سوگند ! من متوجه ورود او به اتاق نشدم. رسول خدا (صلى الله عليه واله وسلم) فرمود : جبرئيل در اين جا حضور داشت و همين كه حسين (علیه السلام) را مشاهده كرد پرسيد : آيا او را دوست مى‏دارى ؟ در پاسخ گفتم : آرى ! جبرئيل گفت : امّتت او را در سرزمينى به نام‏ كربلا شهيد مى‏كنند . آنگاه جبریل از خاك كربلا مشتى برداشت و به حضرت رسول ص نشان داد. هنگامى كه لشكر دشمن، حسين ع را محاصره كردند و خواستند او را به شهادت برسانند، پرسيد : اين زمين چه نام دارد؟ گفتند :كربلا . حسين ع فرمود : رسول اكرم (صلى الله عليه واله وسلم) راست فرمود كه اين زمين، «كرب» و «بلا» است
روایت دیگری نیز از پیامبر هست که برای مادرشان آمنه بنت وهب وقتی سرقبرشان رفتند گریه کردند.
 عن أبي هريرة، قال: زار النبي صلى النبي صلى الله عليه واله وسلم قبر أمه، فبكى وأبكى من حوله.[3]
 ابی هریره نقل می کند: پیامبر قبر مادرش را زیارت کرد پس گریستند وکسانی که در اطرافشان بودند را به گریه وا داشت.
آیا با این اوصاف پیامبرص نعوذ بالله به قضا وقدر ایمان نداشتند پس چرا برای فرزندشان ابراهیم و امام حسین (علیه السلام) که هنوز شهید نشده اند و بر مادرشان آمنه گریه کردند؟
اولين كسى كه در عزادارى، مراسم سينه زنى به راه انداخت عايشه، همسر پیامبر(صلى الله عليه واله وسلم) بود.
 عائشه و برخی از صحابه  بعد وفات پیامبر(صلى الله عليه واله وسلم) برخودشان لطمه وارد کردند. خود عائشه در مسند احمد می گوید: هذا مع مات رسول الله صلى الله عليه وآله بين سحري ونحري، وفي دولتي لم أظلم فيه أحداً، فمن سفهي وحداثة سنّي أن رسول الله صلى الله عليه وآله قُبض وهو في حجري، ثم وضعت رأسه على وسادة، وقمت ألتدم مع النساء، وأضرب وجهي.[4]
پیامبرص در حالی از دنیا رفتند که سرش بر روی زانوی من بود و در دولت من به کسی ظلم نمی شود.(مقصود این که آن شب نوبت من بود و من پیامبر را به زور به خانه خود نیاورده بودم.از سفاهت و نادانی و کم سنی من این بود که رسول خدا(صلى الله عليه واله وسلم) از دنیا رفت در حالی که سرش بر دامن من بود و من سرشان را بر روی بالشتی قرار دادم. همراه سایر زن ها بلند شدم و دو دستی بر سر و صورت خود می زدم.
اآلبانی می گوید سند این روایت حسن است.[5]
«قمت ألتدم مع النساء» همراه زنان برای لطمه زدن به صورتم، بلند شدم.
جوهری می گوید: ولَدَمَتِ المرأةُ وجهها: ضربته... والْتِدامُ النساء: ضربهُنَّ صدورهن في النِياحة.[6]
ابن منظور در لسان العرب می گوید:  التَدَمَ النساءُ: إِذا ضربْنَ وُجوهَهنّ في المآتم، واللَّدْمُ: الضرْبُ، والتِدامُ النساء من هذا، واللَّدْمُ واللّطْمُ واحدٌ، والالْتِدامُ الاضْطراب، والْتِدامُ النساء: ضَرْبهُنّ صُدورَهنّ ووجوهَهن في النِّياحة.[7]
والتدم النساء: به معنای به سینه و صورت زدن زنان در مصیبت است. الدم و لطمه زدن به یک معناست.
صالحی شامی در ذيل حديث عائشه می نويسد :
اين حديث را فقط ابن اسحاق نقل كرده است، زمانی كه ابن اسحاق تصريح به شنيدن حديث كند، حديثش حسن و قابل اعتماد است. وی در اين حديث می‌گويد : از يحيى بن عباد بن عبد الله بن الزبير شنيدم كه از پدرش نقل می‌نمود كه وی از عايشه شنيده است.[8]
ابن تيميه در مورد ابن اسحاق مي گويد :«ابن إسحاق اذا قال حدثنى فحديثه صحيح عند أهل الحديث». وقتی كه ابن اسحاق تصريح به شنيدن حديث كند، نزد علمای حديث، حديثش صحيح و مورد اعتماد است.[9]
آیا زنان پیامبرص که بر سرو سینه می زدند و به صورت خود لطمه وارد می کردند ایمان به قضاء وقدر الهی نداشتند؟آیا راضی به حکم خدا نبودند؟
[1] -  بخاری،محمدبن اسماعیل،صحيح البخاری،ج1،ص639، کتاب جنائز،باب اندوه پیامبر،حدیث 1303.
[2] - الهيثمي، مجمع الزوائد 9/188.
[3] -  نیشابوری،مسلم ،صحيح مسلم،ج2،ص671.
[4] - ابن حنبل الشيبانی ، احمد (متوفی 241ق) ، مسند ج 6، ص 274، مؤسسة قرطبة، مصر. بلاذري، أحمد بن يحيى بن جابر (متوفى 279ق)، أنساب الأشراف ج1،ص 243.  أبو يعلى الموصلي التميمي، أحمد بن علي بن المثنى ( متوفي 307) ، مسند أبي يعلى، ج 8 ، ص63، تحقيق: حسين سليم أسد، دار المأمون للتراث، دمشق،چاپ اول، 1404ق1984م. طبری،‌ محمد بن جرير (متوفی 310ق)، تاريخ الأمم و الملوك، ج 2،ص 232، دار الكتب العلمية، بيروت. عبد الملك بن هشام بن أيوب الحميری المعافری ( متوفی213 ق)، السيرة النبوية، ج6، ص75، ح 26391، تحقيق : طه عبد الرءوف سعد، دار الجيل، بيروت،چاپ اول،1411ق.
[5] - آلبانی،محمد ناصر الدین،إرواء الغليل،ج 7،ص86 ،حدیث2021.
[6] - جوهری، الصحاح،ج5،ص2028.
[7] - ابن منظور ، محمد بن مكرم بن منظور (متوفي 711ق )، لسان العرب ج12، ص 539 ، دار صادر، بيروت،چاپ اول.
[8] - الصالحی الشامی (متوفي 942) ، سبل الهدی و الرشاد ج12، ص 267، تحقيق وتعليق : الشيخ عادل أحمد عبد الموجود ، الشيخ علي محمد معوض، ناشر : دار الكتب العلمية، بيروت، چاپ: الول،1414ق1993م.
[9] - ابن تيمية حراني أحمد عبد الحليم( متوفی 728 ق)، الفتاوى الكبرى، ج3 ، ص 23، تحقيق: محمد مخلوف، دار المعرفة،بیروت.