چهارشنبه, 08 آذر 1396 ساعت 10:52
خواندن 91 دفعه

امامت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف - قنبرعلى صمدى

امام مهدى (عليه السلام) ، دوازدهمين امام شيعيان ، فرزند امام حسن عسكرى (عليه السلام) ، در صبح گاه جمعه ، پانزدهم شعبان سال 255هجرى قمرى ، در شهر سامرا ، چشم به جهان گشود (كمال الدين ، ص 427 ؛ الارشاد ، ص 346 ؛ الغيبه ، ص 141). به دليل احاديث رسيده از پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) درباره اينكه از صلب امام حسن عسكرى(عليه السلام) فرزندى به دنيا خواهد آمد كه برپا دارنده عدل و قسط و نابود كننده بساط ظلم و جور ستمكاران خواهند بود ، دستگاه خلافت عباسى بر آن شدند تا با هدف جلوگيرى از چنين رخدادى ، امام عسكرى (عليه السلام) و بيت ايشان را مدت ها تحت مراقبت شديد قرار دهد ، تا در صورت آگاهى از تولد چنين فرزندى ،او را بكشد ، اما اراده حكيمانه الهى چنين بود كه امام مهدى (عليه السلام) همانند حضرت موسى (عليه السلام) به طور معجزه آسا ، دوران حملش نامحسوس و قضيه ولادتش از آگاهى و ديد دشمنان ، پنهان بماند.

در چنين شرايطى امام عسكرى (عليه السلام) با تدبير خاصى ،تلاش مخالفان را بى نتيجه گذاشت و ضمن حفظ جان فرزندش ، وى را به تعدادى از خواص شيعيان و ياران خود نشان داد و معرفى كرد تا شيعيان در مورد امام دوازدهم ، دچار ترديد و انحراف نشوند. احمد بن اسحاق قمى ، ابوهاشم بن جعفر ، معاوية بن حكم ، محمد بن ايوب بن نوح ، محمد بن عثمان عمرى و... از جمله كسانى اند كه در زمان حيات امام عسكرى (عليه السلام) ، موفق به ديدار و گفت و گو با فرزندش مهدى شده اند. آنان گزارش كرده اند كه: ما چهل تن از شيعيان ، حضور امام حسن عسكرى (عليه السلام) رسيديم تا در مورد امام بعد از وى ، از حضرت سؤال كنيم. حضرت فرزندش مهدى (عليه السلام) را به ما نشان داد و فرمود: اين ، امام شما بعد از من و خليفه من بر شماست ، از او اطاعت كنيد و از گرد او پراكنده نشويد كه هلاك مى گرديد و دين تان را تباه مى كنيد ، آگاه باشيد از اين به بعد او را نخواهيد ديد (كمال الدين ، ص 427 ؛ بحارالانوار ، ج52 ، ص 26).همچنين ، حكيمه عمه امام عسكرى (عليه السلام) شاهد ولادت حضرت مهدى (عليه السلام) بوده و جريان ولادت حضرت را بازگو نموده است (كمال الدين ، ص 427) موضوع ولادت حضرت مهدى (عليه السلام) نه تنها در ميان شيعيان يك امر مسلم و قطعى است ، بلكه بيش از يكصد و سى نفر از علماى تاريخ ، فقه ، حديث ، انساب و برخى از علماى اهل سنت در كتاب هاى خود نيز به ولادت حضرت مهدى (عليه السلام) در سال 255 اذعان و يا تصريح كرده اند. و بيش از 65نفر از آنان در خصوص زندگى حضرت مهدى (عليه السلام) ، كتاب هاى مستقلى نگاشته اند. ( در انتظار ققنوس ، ص 189ـ 199 ؛ خورشيد مغرب ، ص 75ـ 136).


نام حضرت مهدى (عليه السلام) ، همنام جدش رسول اللّه (صلى الله عليه وآله وسلم) است. اين نام گذارى از قبل ، توسط خود پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) اعلام شده است ؛ چنان كه مى فرمايد: مهدى فرزند من است ، نام او نام من و كنيه او كنيه من است (ينابيع الموده ، ص 491 ؛ العمده ، ص 433). در برخى روايات از تصريح به نام حضرت منع شده است (الغيبه نعمانى ، ص 299) به همين جهت علماى شيعه غالباً از تصريح به نام مبارك ايشان خوددارى مىورزند.


القاب معروف حضرت عبارت اند از: مهدى ، قائم ، منتظر ، حجت ، خلف صالح ، ابوالقاسم ، صاحب الأمر و بقية اللّه (حياة الامام المهدى (عليه السلام) ، ص 27 ؛ بحارالانوار ، ج51 ، ص 42). مادر حضرت ، كنيزى است از تبار حواريون عيسى (عليه السلام) ، موسوم به نرجس خاتون. در برخى نقل ها از وى با نام هايى چون: ريحانه ، سوسن و صيقل نيز ياد شده است (كمال الدين ، ص 43 ؛ الغيبه طوسى ، ص 241) اما در روايت معروف جناب حكيمه ، امام عسكرى (عليه السلام) ايشان را با نام نرجس ياد نموده است (كمال الدين ، ص 424).


دلايل فراوانى از طريق نقل و عقل ، بر اثبات امامت امام مهدى (عليه السلام) وجود دارد و در منابع كلامى وحديثى ، تفصيلاً بيان شده است. فريقين از پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) به طور متواتر احاديث دال بر ضرورت وجود امام و خليفه بعد از پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) را نقل كرده اند ، نظير حديث: من مات و ليس له امام مات ميتة الجاهلية (المحاسن ، ج1 ، ص 154 ، الإمامة والتبصره ، ص 32) ، من مات ولم يكن فى عنقه بيعة مات ميتة الجاهلية (صحيح مسلم ، ج6 ، ص 22 ؛ الفصول المختاره ، ص 245) ؛ هر كس بميرد در حالى كه امامى ندارد و يا بيعتى از امام حقى در گردن نداشته باشد ، او با مرگ جاهليت از دنيا رفته است. بر اساس اين احاديث ، اصل ضرورى بودن امام و جانشين پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) در هر دوره و زمانى ، مورد اتفاق همه فرق اسلامى اعم از شيعه و سنى است.
در احاديث ديگر ، پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) از بيان مصاديق امامت و خلافت سخن به ميان آورده و در موارد فراوانى امامان و جانشينان بعد از خود را معرفى كرده است. در اين نوع احاديث ، تعداد امامان و جانشينان پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) دوازده نفر و آخرين آنان امام مهدى (عليه السلام) ذكر شده است ، نظير حديث: الأئمة بعدى اثنا عشر أوّلهم على بن ابوطالب وآخرهم القائم ، هم خلفائى وأوصيائى وأوليائى وحجج اللّه على امّتى بعدى المقّر لهم مؤمن والمنكر لهم كافر (كمال الدين ، ص 259 ؛ كفاية الأثر ، ص 23 ؛ مناقب آل ابوطالب ، ج1 ، ص 254) ؛ امامان بعد از من دوازده نفرند نخستين آنان على بن ابوطالب و آخرين آنان قائم امام مهدى (عليه السلام) است ، اينها جانشينان و اوصياى من و حجت هاى الهى بر امت من بعد از من اند. هر كس به امامت آنان اعتراف كند مؤمن است و هر كس امامت آنان را انكار نمايد كافر است. در برخى موارد ، تك تك امامان دوازده گانه با خصوصيات اسمى آنان ذكر شده است (الأمالى صدوق ، ص 738 ؛ الاحتجاج ، ص 87) و در بيشتر موارد اين گونه آمده است: الأئمة بعدى اثناعشر تسعة من صلب الحسين تاسعهم قائمهم. (مناقب آل ابوطالب ، ج1 ، ص 254 ؛ كفاية الأثر ، ص 39). در تعداد ديگرى از اين نوع احاديث ، عصمت و طهارت امامان و جانشينان پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) نيز بيان شده است ، مثل حديث نبوى: يخرج من صلب الحسين تسعة من الأئمة معصومون مطهرون ومنهم مهدى هذه الأُمّة الذى يقوم بالدين فى آخر الزمان (كفاية الأثر ، ص 135 ؛ غاية المرام ، ج2 ، ص 5). در اين احاديث نبوى ، ضمن اينكه تعداد امامان و اوصاف آنان ، مورد اشاره قرار گرفته ، امام مهدى (عليه السلام) به عنوان آخرين امام و جانشين پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) ذكر شده است.


با روش عقلى استفاده از قاعده سبر و تقسيم نيز ثابت مى شود كه مقتضاى ادله امامت و ويژگى هاى آن ، صرفاً با ديدگاه شيعه اماميه اثناعشرى كه معتقد به امامت بالفعل امام مهدى (عليه السلام) به عنوان آخرين امام هستند قابل تطبيق است و در هيچ يك از فرق اسلامى ديگر اعم از اهل سنت و فرق شيعى ديگر ، مصداق ديگرى پيدا نمى شود ، زيرا ديدگاه اهل سنت به دليل عدم اعتقاد به عصمت امام و خليفه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) ، نمى تواند خاستگاه دلايل عقلى و نقلى امامت را كه در علم كلام در باب امامت عامه از آن بحث شده است برآورده سازد ، به همين جهت اين ديدگاه غير قابل پذيرش و مردود است. افزون بر اين كه اهل سنت در شرايط كنونى نمى توانند كسى را به عنوان امام و خليفه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) معرفى كنند ، در حالى كه دلايل عقلى و نقلى لزوم وجود امام و خليفه عام است و شامل همه زمان ها مى شود.
همچنين ادله امامت و مهدويت ، ديدگاه ساير فرق شيعى نظير: كيسانيه ، زيديه ، اسماعيليه ، واقفيه و...ـ را باطل مى سازد ، زيرا اولاً ، افرادى مثل: محمد حنفيه كه فرقه كيسانيه مدعى امامت ايشان اند و زيد بن على (عليه السلام) كه فرقه زيديه وى را امام مى دانند و اسماعيل بن جعفر (عليه السلام) كه فرقه اسماعيليه قائل به امامت وى اند هيچ كدام خود ادعاى امامت نكرده اند و همچنين دليلى بر عصمت آنان وجود ندارد ، بلكه فرقه هاى ياد شده چنين نسبتى را به آنان داده اند.
ثانياً ، هيچ دليلى بر حيات كنونى آنان وجود ندارد.
ثالثاً ، ادعاى فرقه هاى ياد شده و نيز ادعاى كسانى كه بر امامت يكى از ائمه ديگر توقف كرده اند ، مثل: ناووسيه ، كه امام صادق (عليه السلام) را آخرين امام مى پندارند و واقفيه كه قائل به مهدويت امام كاظم اند و...با احاديث متواتر نبوى در مورد امامان بعد از خود ، سازگار نمى باشد. در اين احاديث ، پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) با تأكيد بر دوازده نفر از امامان بعد از خود ، امام مهدى (عليه السلام) را آخرين آنان ذكر كرده است كه پيش از اين اشاره شد. در چندين مورد ديگر نيز پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)ضمن اشاره به دوازده نفر بودن امامان بعد از خود ، نه نفر آنان را از نسل حسين (عليه السلام) ذكر نموده است ، كه نهمين آنان مهدى است ، مثل حديث: الأئمة بعدى اثنا عشر تسعة من صلب الحسين تاسعهم قائمهم ألا أنّ مثلهم فيكم مثل سفينة نوح من ركبها نجى و مَن تخلف عنها هلك (مناقب آل ابوطالب ، ج1 ، ص 254 ؛ كفاية الأثر ، ص 39) و احاديث ديگرى مشابه آن كه همگى با ديدگاه اماميه اثنا عشرى قابل تطبيق اند ، چون فقط اماميه معتقد به امامت امامان دوازده گانه اند و امام مهدى (عليه السلام) را دوازدهمين امام مى دانند كه هم اكنون زنده و حاضر است و در پرده غيبت به سر مى برد ، تا زمانى كه اراده الهى بر ظهورش تعلق گيرد.


علاوه بر احاديث نبوى ، احاديث زيادى از اميرمؤمنان (عليه السلام) و ساير امامان معصوم (عليهم السلام) نقل شده است كه هر كدام در موارد متعددى امام مهدى را به عنوان دوازدهمين امام و آخرين وصى پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) معرفى كرده اند ( كمال الدين ، باب 26 ، ص288 ؛ جامع الاثر ، باب ششم ، ص 435) از جمله خود امام حسن عسكرى (عليه السلام) بارها فرزندش مهدى (عليه السلام) را آخرين امام و جانشين بعد از خود ذكر كرده است. عثمان بن سعيد عمرى ، نماينده ويژه امام عسكرى (عليه السلام)نقل مى كند كه ما در حضور امام حسن عسكرى (عليه السلام) بوديم ، از حضرت سؤال شد كه يابن رسول اللّه! چه كسى بعد از شما امام و حجت الهى است؟ حضرت پاسخ داد: ابنى محمد هو الإمام والحجة بعدى من مات ولم يعرفه مات ميتة الجاهلية (كمال الدين ، ص 409 ؛ وسائل الشيعه ، ج16 ، ص 246) ؛ فرزندم محمد ـ نام اصلى حضرت حجت ـ او امام و حجت بعد از من است ، هر كس بميرد ، در حالى كه او را به عنوان امام نشناسد به مرگ جاهليت مرده است.
امام مهدى (عليه السلام) ، گرچه به دليل خوف و خفقان به وجود آمده از سوى دستگاه خلافت وقت كه منجر به پنهان زيستى و غيبت حضرت از انظار عمومى شد ، جلسات مباحثه و مناظره علمى با كسى نداشته است ، با اين حال ، بعد از شهادت امام حسن عسكرى (عليه السلام) شيعيان از طريق نواب خاص امام عصر (عجل الله تعالی فرجه) ، پرسش هاى شرعى و شبهات اعتقادى خود را از محضر امام (عليه السلام) استفتا مى نموده و پاسخ خود را كتباً از ناحيه حضرت دريافت مى كرده اند ، كه اصطلاحاً به آن توقيع گفته مى شود. در برخى از اين توقيعات پرسش هاى اعتقادى و كلامى شيعيان پاسخ داده شده است ، مسائلى چون: توحيد در خالقيت ، تأكيد بر مقام عبوديت ائمه (عليهم السلام) و نفى غلو در مورد امامان معصوم (الاحتجاج ، ج2 ، ص 285 و 289) ، ضرورت وجود حجت الهى در زمين ، قضا و قدر ، انتصابوبودن مقام امامت (كمال الدين ، ص 511) ، نقش امام در عالم خلقت (الغيبه طوسى ، ص 285) ، جايگاه امامت و اوصاف و ويژگى هاى امام (همان ، ص 288) ، رد منكران امامت امام عصر (عجل الله تعالی فرجه) ، فلسفه غيبت ، فوايد امام غائب (كمال الدين ، ص 410) و... از جمله موضوعاتى است كه در اين توقيعات ، حضرت به آن پرداخته است.

منابع:
(1) الاحتجاج ، طبرسى ، ابومنصور احمد بن على ، متوفى 548هـ ، تحقيق: سيد محمدباقر خراسانى ، دارالنعمان للطباعة والنشر ، نجف ، 1386هـ ، 1966م ؛
(2) الارشاد من معرفة حجج اللّه على العباد ، مفيد ، محمد بن نعمان ، 413هـ ، مؤسسة آل البيت لاحياء التراث ، قم ، 1416هـالامالى ، صدوق ، ابوجعفر محمد بن على ، قم ، مؤسسة البعثة ، 1417هـ ؛
(3) الامامة والتبصرة عن الحيرة ، ابن بابويه قمى ، ابوالحسين على بن الحسين ، 329هـ ، مدرسة الامام المهدى ، قم ، 1404ـ 1363 ؛
(4) بحارالانوار ، مجلسى ، محمد باقر ، 1111هـ ، تحقيق: محمدباقر البهبودى ، دارالاحياء التراث العربى ، بيروت 1403ق ـ 1983م ؛
(5) جامع الأثر فى امامة الأئمة الاثنى عشر ، آل طه ، سيد حسن ، مؤسسة النشر الاسلامى ، قم ، 1414ق ؛
(6) حياة الامام المهدى ، قرشى ، باقر شريف ، قم ، 1417هـ 1996م ؛
(7) خورشيد مغرب ، حكيمى ، محمدرضا ، دفتر نشر فرهنگ اسلامى ، تهران ، 1360 ؛
(8) صحيح مسلم ، قشيرى ، نيشابورى ، مسلم بن حجاج ، 261هـ ، دارالفكر ، بيروت ، لبنان ؛
(9) غاية المرام وحجة الخصام فى تعيين الامام من طريق الخاص والعام ، بحرانى ، سيد هاشم ، 1107هـ ، تحقيق سيد على عاشور ؛
(10) الغيبه ، نعمانى ، ابوزينب محمد بن ابراهيم ، 380هـ ، تحقيق: فارس حسون كريم ، قم ، 1422هـ ؛
(11) الغيبة ، طوسى ، ابوجعفر ، محمد بن حسن ، 460هـ ، تحقيق: عبداللّه الطهرانى وعلى احمد الناصح ، مؤسسة المعارف الاسلاميه ، قم ، 1411هـ ؛
(12) ... ، الفصول المختارة ، شريف مرتضى، على بن الحسين، تحقيق: نورالدين جعفران ، دارالمفيد ، بيروت ، 1414ق ـ 1993م ؛
(13) كفاية الاثر فى النص على الامامة الاثنى عشر ، الخزاز القمى الرازى ، ابوالقاسم على بن محمد بن على ، قرن4 ، تحقيق: حسينى كوهكمرى خوئى ، انتشارات بيدار ، قم ؛
(14) كمال الدين وتمام النعمة ، صدوق، محمد بن على ، تحقيق على اكبر غفارى ، مؤسسة النشر الاسلامى ، قم ، 1416هـ ؛
(15) المحاسن ، برقى ، احمد بن محمد بن خالد ، 274هـ ، تحقيق: سيد جلال الدين حسنى ، دارالكتب الاسلاميه ، تهران ، 1370ق ـ 1330ش ؛
(16) مناقب آل ابوطالب ، ابن شهر آشوب ، مشيرالدين ابوعبداللّه محمد بن على ، 588هـ ، محقق: لجنة من أساتذة النجف الأشرف ، مكتبة الحيدرية ، 1376ق ـ 1956م ؛
(17) وسائل الشيعه ، حر عاملى ، محمد بن الحسن ، 1104هـ ، تحقيق محمد رازى وابوالحسن الاشعرى ، دارالاحياء التراث العربى ، بيروت ؛
(18) ينابيع المودة ، قندوزى ، سليمان بن ابراهيم ، 1294هـ ، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات ، بيروت ، لبنان .؛

منبع: دانشنامه کلام اسلامی

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن