سه شنبه, 11 مهر 1396 ساعت 10:50
خواندن 57 دفعه

بازخوانی خطبه استقامت حضرت زینب از منظر آیت الله مکارم

حضرت ‌آیت الله مکارم گفت: در تاريخ‏ زندگى رهبران دينى، نمونه‏ هایی وجود دارند که در صبر و استقامت بی همتا هستند، در این میان حضرت زینب کبری(س) صبر و استقامت را ‏ در تاريخ‏ به يادگار گذاشته است.

به گزارش خبرگزاری رسا، تاريخ‏ معلّمى است كه رمز عزّت و سقوط امت ها را بازگو مى‏ كند، و آنان را به استقامت‏ دعوت مى‏ كند و در مسيرشان دلگرم مى‏ سازد.[1] بهترين شاهد و گواه براى این مسأله  مطالعه تاريخ‏ گذشتگان است؛ لذا در تمام عرصه ها كسانى پيروز شدند كه از صبر و استقامت‏ بيشترى برخوردار بودند، همان‏ ها كه بر مركب صبر سوار شدند و به سوى مقصد تاختند و شاهد مقصود را در آغوش گرفتند.[2]

از این رو در تاريخ‏ زندگى رهبران دينى، نمونه‏ هایی وجود دارند که در صبر و استقامت بی همتایند؛[3] در این میان حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) صبر و استقامت را ‏ در تاريخ‏ به يادگار گذاشته است[4]؛ استقامت در برابر موانع وصول به مقصد و پيمودن راه طولانى وصول به هدف نهضت حسینی  و استقامت در برابر دردها و رنج‏ها و كار شكنى‏هاى اين و آن.[5]

اهمیت و جایگاه‏ صبر و استقامت‏ در اسلام

اهمّيّت‏ صبر و شكيبايى و استقامت‏، بسيار بيش از آن است كه ما فكر مى‏كنيم. به گفته بعضى از مفسران، صبر در قرآن مجيد، بيش از هفتاد بار يا نزديك به يكصد بار تكرار و تأكيد شده، در حالى كه هيچ يك از فضايل انسانى، به اين اندازه مورد تأكيد قرار نگرفته است. اين نشان مى‏ دهد كه قرآن، براى اين فضيلت اخلاقى و عملى اهمّيّت فراوانى قائل است، و آن را عصاره همه فضيلت‏ ها و خمير مايه همه سعادت ‏ها و ابزار وصول به هر گونه خوشبختى و سعادت مى‏ داند.[6]

لذا در قرآن کریم می خوانیم: «إِنَّما يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسابٍ[7]؛ صابران اجر و پاداش خود را بى‏ حساب دريافت مى‏ دارند»، تعبير «بغير حساب» نشان مى‏دهد كه صابران با استقامت‏ برترين اجر و پاداش را در پيشگاه خدا دارند، و اهميت‏ هيچ عملى به پايه صبر و استقامت نمى‏ رسد.[8]

هم چنین رواياتى كه درباره فضيلت صبر و شكيبايى از معصومين عليهم السلام به ما رسيده، بيش از آن است كه به شمارش در آيد. و در برخى از كتب كه درباره صبر تأليف يافته، نزديك به 900 حديث از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و ائمه معصومين عليهم السلام در اين باره آمده است‏.[9]

بی تردید پيشبرد هر گونه هدفى از اهداف ايمان اعمّ از هدف هاى تربيتى، اجتماعى، انسانى، علمى، فرهنگى و سياسى، مقاومت و استقامت‏ شرط نخستين است،[10] اینگونه است که استقامت‏ ، صبر و ايستادگى در برابر حوادث ضامن سربلندى و پيروزى مسلمين است كه در حقيقت ريشه اصلى هر گونه پيروزى مادى و معنوى را تشكيل مي دهد،[11]در حالی که اگر مؤمن صبر و استقامت نداشته باشد ايمانش به خاطر موانعى كه بر سر راه دارد، از بين مى ‏رود.[12]

صبر و استقامت در برابر دشمن ؛ مهمترین درس‌ عاشورا

حقیقت صبر به معناى استقامت همراه با تلاش براى حلّ مشكل است؛ نه تسليم در برابر مشكلات و تحمّل بى‏قيد و شرط آن. اين گونه صبر در ميدان جنگ سفارش شده است. قطعاً چنين صبرى در جنگ، به معناى تسليم و سستى و زبونى در مقابل دشمن نيست، بلكه در دفاع و عزّت و سربلندى مسلمين تجلى مى‏كند و سبب مى‏ شود مثلًا بيست نفر چنان قدرتمند شوند كه در برابر دويست نفر ايستادگى كنند. نمونه ‏هاى بارز اين نوع صبر در نهضت عاشورا اتفاق افتاد، لذا درباره حضرت حسين‏ بن على عليهما السلام سيدالشهدا كه اسوه صبر و استقامت‏ بود، در يكى از زيارت نامه‏ ها آمده است: «ولقد عجبت من صبرك ملائكة السماوات‏؛[13] آنچنانکه فرشتگانِ آسمانها ازصبر و شکیبائى توبه شگفت آمدند».[14]

اینچنین است که  آن حضرت در روز عاشورا به دفعات یارانش را به صبر و استفامت دعوت کرد و در حالى که دايره محاصره او و لشكريانش تنگتر مى‏ شد و مشكلات ميدان جنگ شديدتر، ياران خود را مخاطب ساخته و می­فرمود: صَبْراً بَنِى الْكِرامِ... استقامت‏ كنيد اى بزرگ زادگان!...».[15]

و یا آن حضرت در فراز دیگر فرمود: «صَبْراً عَلَى الْمَوْتِ يا بَنِي عُمُومَتِي، صَبْراً يا أَهْلَ بَيْتِي وَاللَّهِ لارَأَيْتُم هَواناً بَعْدَ هذَا الْيَوْمِ أَبَداً؛ اى عموزادگان من! صبر و استقامت پيشه كنيد و اى اهل‏بيت من! بردبار باشيد كه پس از امروز ديگر هرگز ذلّت و خوارى نخواهيد ديد».[16]،[17]

با این تفاسیر  داستان قيام امام حسين(علیه السلام) در كربلا را باید در  «صبر و استقامت‏» حسين و ياران جانبازش تعبیر نمود.[18]

حضرت زینب(سلام الله علیها)؛ اسوه صبر و استقامت

طمأنينه و آرامشى كه در نهضت عاشورا به ویژه  پس از شهادت امام حسین(علیه السلام) ،در زينب كبرى‏ عليها السلام، يادگار صبر و شكوه على عليه السلام ، در فرازهای متعدد ظهور كرد [19]به گونه ای است که آن حضرت را باید صابرترين صبر كنندگان‏ نامید.[20]

 به ویژه آنکه  دشمن در انتظار بود تا با ديدن كوچكترين نشانه‏اى از ضعف و پشيمانى درخاندان پيامبر، قهقهه مستانه سر دهد،[21] لیکن آن حضرت با ديدن پيكر به خون آغشته برادر، رو به آسمان كرد و گفت: «أَللَّهُمَّ تَقَبَّلْ هذا الْقُرْبانَ‏؛ خدايا اين قربانى را قبول فرما!».[22]،[23]

اين جملات با صلابت و مستحکم حضرت زینب که از اوج صبر و استقامت آن بانوی بزرگ اسلام حکایت می کند هم چون پتكى بر سر دشمن فرود­آمد و كوس رسوايى آنها را به‏ صدا درآورد.[24]

این برش تاریخی و دیگر موارد متعدد در سیرۀ عملی حضرت زینب(سلام الله علیها)، از معارف الهيه و بالاترين درجه رضا و تسليم حکایت دارد؛ نه شكوه‏اى، نه بى‏تابى، نه اظهار عجز وناتوانى، و نه ابراز يأس و ناخشنودى ابداً در آن ديده نمى‏ شود. همه جا سخن از صبر و شكيبايى و رضا و تسليم در برابر قادر متعال و خداوند لايزال است.[25]

پیام رسان کربلا؛ سنگ صبور اسرا

پس از شهادت امام حسین(علیه السلام) در روز عاشورا، دشمن پيكرهاى ذرارى پيامبر صلى الله عليه و آله به خصوص پيكر پاك سرور جوانان بهشت را بى‏ غسل و كفن در بيابان رها کرد. لذا در هنگام ترک سرزمين كربلا، مشاهدۀ وضعيت غمبار براى کاروان اسرای کربلا بسيار دشوار و سخت بود.[26]

مشاهده آن صحنه‏ هاى دلخراش با آن بدن‏ هاى پاره پاره و پايمال سمّ اسبان كه عمدتاً قابل شناسايى نبودند، مى‏توانست هر بيننده ‏اى را از پاى درآورد ولى صبر و استقامتی که در زينب كبرى‏ عليها السلام موج مى‏زد، تا حدود زيادى آن فضاى سنگين را شكست و آن را براى آل رسول قابل تحمل كرد.[27]

زنان حرم چون چشمشان به آن بدن هاى پاره پاره افتاد، فريادشان به ناله و شيون بلند شد و بر صورت خود لطمه زدند.[28]،[29] لیکن زينب عليها السلام سنگ صبور اهل كاروان بود، كه با نوحه سرائى بجا و به موقعش تا حدودى باعث تخليه بغض‏ هاى فرو خفته در گلو شده بود.[30]

و یا در فراز دیگر آن حضرت متوجه على بن الحسين عليه السلام شد، و اینگونه بود که دختر شجاع اميرمؤمنان عليه السلام فرزند برادر خود را با  پيش‏گويى عجيب و شگفت‏آورش، تسلى بخشيد وفرمود:«خداوند از جماعتى از اين امت كه گردنكشان زمين آنها را نمى‏ شناسند ولى فرشتگان آسمان آنان را مى ‏شناسند، عهد گرفته است كه اين پيكرهاى پاره پاره و پراكنده را جمع كنند و به خاك بسپارند، در آينده در اين سرزمين بر مرقد پدرت حسين عليه السلام پرچمى به اهتزاز در مى‏ آيد كه هيچگاه كهنه نشود و در گذر زمان گزندى به آن نرسد و سردمداران كفر هرچه در محو آن تلاش كنند، روز به روز بر عظمت آن افزوده شود».[31]،[32]

جلب رضای الهی؛ حقیقت صبر زینبی

حقیقت صبر و استقامت آن است که  در برابر تمام مشكلاتى كه در مسير اطاعت و ترك گناه و جهاد با دشمن و مبارزه با ظلم و فساد وجود دارد براى جلب خشنودى پروردگار باشد،  لذاخداوند در قران کریم مى‏ فرمايد: «وَ الَّذِينَ صَبَرُوا ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ؛آنها كسانى هستند كه به خاطر جلب رضايت‏ پروردگارشان صبر و استقامت به خرج دادند»[33]

«وجه رب»در اين فراز قرآنی به معنى« رضايت و خشنودى پروردگار» است، يعنى آنها به خاطر جلب رضاى حق در برابر همه مشكلات صبر و استقامت بخرج مى‏دهند، استعمال وجه در اين معنى، به خاطر آن است كه انسان هنگامى كه مى‏خواهد جلب رضايت كسى را كند صورت او را به خود متوجه مى ‏سازد[34]

اين جمله دليل روشنى است بر اين كه صبر و شكيبايى در صورتى ارزش دارد كه‏ «ابْتِغاءَ وَجْهِ اللَّهِ» و براى خدا باشد، و اگر انگيزه‏هاى ديگرى از قبيل رياكارى و جلب توجه مردم و يا حتى براى ارضاى غرور خود، كارى را انجام دهد بى ‏ارزش است.[35]

لذا کلام حضرت زينب عليها السلام که فرمود:«ما رَأَيْتُ إِلّا جَميلًا؛ من جز زيبايى و نيكى نديدم»[36] نشان می دهد آن بانوی شجاع، به خاطر اطاعت فرمان خدا و اينكه هر حادثه‏ اى در زندگى رخ مى‏دهد دليل و حكمتى دارد صبر و استقامت به خرج مى‏ دهد آن چنان كه عظمت حادثه را در هم مى‏ شكند، و از گشودن زبان به كفران و آنچه دليل به جزع است خوددارى مى‏كند، اين نوع صبر و استقامت را باید مصداق حقیقی  «ابتغاء وجه اللَّه» دانست.[37]

حضرت زینب(سلام الله علیها)؛ سبوي صبر و شجاعت

گفتنی است تمام اخلاق حميده به صبر برمى‏ گردد، [38]لذا تلاش برای  صبر و استقامت هر چه بيشتر به اقتدار می انجامد[39]؛ حال صبر چه در مقابل عوامل معصيت باشد، چه در مسير اطاعت پروردگار چه در برابر مصائب روزگار انجام گيرد، نوعى شجاعت محسوب مى‏ شود و تنها شجاعانند كه از عهده شكيبايى در اين مراحل سه‏ گانه بر مى ‏آيند. نمونه كامل اين سخن همان چيزى است.‏[40]

لذا روح بلند على بن ابى‏ طالب عليه السلام و شجاعت‏ بى ‏نظیر آن حضرت را باید در کلام دخترش زينب‏ كبرى عليها السلام جستجو کرد كه با همان زبان و همان منطق پدر سخن مى ‏گويد.[41]

اینگونه است که ابن زياد، آن مرد سفّاك بى‏رحم و خطرناك با پاسخ کوبندۀ زینب کبری(سلام الله علیها) مواجه می شود که فرمود: «ما رَأَيْتُ إِلّا جَميلًا هؤُلاءِ قَوْمٌ كَتَبَ اللَّهُ عَلَيْهِمُ الْقَتْلَ، فَبَرزُوا إلى‏ مَضَاجِعِهِمْ ...؛ جز خوبى (و شجاعت و عظمت) در كربلا نديدم ، آنها گروهى بودند كه شهادت در سرنوشت‏شان رقم زده شده بود و به آرامگاه ابدى خود شتافتند و به زودى در دادگاه عدل الهى در برابر آنها ظاهر خواهى شد».[42]،[43]

و یا خطبه آتشين شير زنِ ميدانِ كربلا در كوفه که گفت: «گريه مى‏ كنيد و ناله سر مى‏ دهيد، بخدا بسيار بگرييد و كمتر بخنديد، لكّه ننگى بر دامان شما نشست كه با هيچ آبى پاك نمى‏ شود. شما چگونه اجازه داديد سلاله پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله وپناهگاه شما در مشكلات كشته شود و چراغ فروزان جامعه شما را خاموش كنند؟!»[44]،[45]

و نیز جملات کوبندۀ آن بانوى شجاع اسلام  که غرور يزيد را در هم مى ‏شكند و با آيه‏اى از قرآن، موضعش را در پيشگاه خدا روشن مى‏سازد و مى‏گويد: هرگز بهره ‏ورى از حكومت و كاخ و ثروت را دليل بر امتياز الهى نگير، تو از مصاديق كسانى هستى كه خداوند آنها را به حال خود واگذارده، تا پشت آنها از بار گناه سنگين شود، سپس آنها را از همه چيز ساقط كرده و به دوزخ مى ‏فرستد!.[46]

سخن آخر

آفرين و هزاران آفرين از سوى خدا بر تو باد اى بانوی صبر و استقامت؛[47] بی شک  تا چنين استقامتى نباشد انسان به جايى نمى‏رسد، زيرا طبيعت زندگى دنيا اين است كه با مشكلات آميخته شده و غالباً در كنار گل‏ها خارهايى است و در كنار عسل‏ها نيش زنبورانى. تاريخ‏ نيز بارها و بارها نشان داده است كه پيروزى‏ها در انتظار افراد با استقامت و صبور است.[48] همانگونه که حركت انقلابى امام حسين عليه السلام با صبر و استقامت بی مانند حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) پيروزى‏ رسيد.[49]

صبر ، استقامت و مقاومت يك قانون جاودانه تاريخ است نه منحصر به ياران پيامبر(صلی الله علیه و آله) و امام حسين عليه السّلام بوده و نه مربوط به ديروز و امروز است، بلكه در آينده مانند گذشته نيز اين اصل اساسى حاكم است.[50]

[1] اخلاق اسلامى در نهج البلاغه (خطبه متقين) ؛ ج‏2 ؛ ص267.

[2] پيام امام امير المومنين عليه السلام ؛ ج‏13 ؛ ص272.

[3] ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ؛ نص‏ج‏3 ؛ ص507.

[4] اخلاق در قرآن ؛ ج‏2 ؛ ص437.

[5] پيام امام امير المومنين عليه السلام ؛ ج‏13 ؛ ص271.

[6] اخلاق در قرآن ؛ ج‏2 ؛ ص446.

[7] سورۀ زمر؛آیۀ10.

[8] برگزيده تفسير نمونه ؛ ج‏4 ؛ ص216.

[9] اخلاق در قرآن ؛ ج‏2 ؛ ص447.

[10] پيدايش مذاهب ؛ ص65.

[11] تفسير نمونه ؛ ج‏3 ؛ ص233.

[12] اخلاق در قرآن ؛ ج‏2 ؛ ص448.

[13]  بحارالانوار، ج 98، ص 240.

[14] دائرة المعارف فقه مقارن، ج‏2، ص 181.

[15] پيام قرآن ؛ ج‏5 ؛ ص327.

[16] مقتل الحسين خوارزمى؛ ج 2؛ ص 28، ملهوف( لهوف)؛ ص 101 و ابصارالعين؛ ص 50.

[17] عاشورا ريشه‏ ها، انگيزه ‏ها، رويدادها، پيامدها، ص 486.

[18] برگزيده تفسير نمونه ؛ ج‏3 ؛ ص78.

[19] عاشورا ريشه ‏ها، انگيزه‏ ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص546.

[20] همان ؛ ص608.

[21] همان ؛ ص547.

[22]  مقتل الحسين مقرّم؛ ص 307.

[23] عاشورا ريشه‏ ها، انگيزه‏ ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص547.

[24] همان.

[25] همان ؛ ص530.

[26] همان؛546.

[27] همان.

[28] مقتل الحسين مقرّم؛ص 306 ، نفس المهموم؛ ص 201.

[29] عاشورا ريشه ‏ها، انگيزه‏ ها، رويدادها، پيامدها، ص 547.

[30] همان ؛ ص549.

[31]  كامل‏الزيارات؛ ص 274- 275، بحارالانوار؛ ج 28؛ص 57 و ج 45، ص 179، نفس المهموم؛ ص 210 ، مقتل الحسين مقرّم؛ ص 308.

[32] عاشورا ريشه ‏ها، انگيزه ‏ها، رويدادها، پيامدها، ص: 550.

[33] برگزيده تفسير نمونه ؛ ج‏2 ؛ ص476.

[34] تفسير نمونه ؛ ج‏10 ؛ ص188.

[35] برگزيده تفسير نمونه ؛ ج‏2 ؛ ص476.

[36] عاشورا ريشه‏ ها، انگيزه ‏ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص576.

[37] تفسير نمونه ؛ ج‏10 ؛ ص189.

[38] اخلاق اسلامى در نهج البلاغه (خطبه متقين) ؛ ج‏2 ؛ ص196.

[39] تفسير نمونه ؛ ج‏21 ؛ ص295.

[40] پيام امام امير المومنين عليه السلام ؛ ج‏12 ؛ ص46.

[41] عاشورا ريشه ‏ها، انگيزه ‏ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص603.

[42] مقتل الحسین مقرم؛ ص 116.

[43] عاشورا ريشه ‏ها، انگيزه‏ ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص25.

[44] ر.ک: بحارالانوار؛ ج 45؛ ص 109 و 165.

[45] عاشورا ريشه‏ ها، انگيزه ‏ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص25.

[46] همان ؛ ص603.

[47] همان ؛ ص530.

[48] پيام امام امير المومنين عليه السلام ؛ ج‏13 ؛ ص271.

[49] عاشورا ريشه ‏ها، انگيزه ‏ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص663.

[50] پيام امام امير المومنين عليه السلام ؛ ج‏2 ؛ ص219.

/۱۳۲۳/ ۱۰۳/ص

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن