سه شنبه, 16 آذر 1395 ساعت 08:56
خواندن 244 دفعه

غدیر در گفتگو با عبدالحسین طالعی

اجمالاً از پیشینه علمی خود بگویید. از رشته کتابداری، دانشگاه قم و مطالعات اسلامی و آثاری چون قصه زمین، طلوع خورشید، چشم‌انداز ظهور، گزارش میلاد، ویژگی‌های امام موعود علیه‌السلام، ره‌توشۀ منتظران، از زبان آینه‌ها، راهنمای موضوعی کتاب مکیال المکارم في فوائد الدعاء للقائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، فروغ مهدویت، نشانه‌های راه، کتابشناسی گزیده آثار دانشمندان اهل تسنن دربارۀ امام مهدی علیه‌السلام و ...
زندگی علمی من نکتۀ خاصی ندارد. بعد از یکی دو بار تغییر رشته، علاقه‌ام را در رشتۀ کتابداری و اطلاع رسانی یافتم (که امروز رشته علم اطلاعات و دانش‌شناسی خوانده می‌شود). البته از زمان نوجوانی (حدود سال 1355) سؤالهای جدی برایم پیش آمد که دینی را که در محیط خانواده با آن آشنا شده‌ایم، آیا درست است یا نه؟ از این سؤالها به سادگی نگذشتم و در کنار خواندن درس‌های جاری، به طور جدی در پی یافتن پاسخ برآمدم. 
سالها گذشت تا به تبیین عقلانی از دین رسیدم. در این مدت، طبعاً بعضی از آثار دینی که می‌خواندم، خوش قلم و استوار بودند و به نوعی با برخی کتابهای دینی دیگر تفاوت داشتند. از آنجا که سالها در شهرستان، طعم تلخ عدم دستیابی به اساتید را چشیده بودم، و بیشتر به کتاب دسترسی داشتم تا استاد، لذا از همان زمان عزم را جزم کردم که اگر روزی امکان یافتم، خودم با تولید آثاری که نسبتاً خوش قلم و استوار باشند، چهرۀ عقلانی و فطری دین را ترسیم کنم. 
اینگونه بود که سالها بعد، به نگارش آثار دینی روی آوردم. اکنون اگر به همین کتابهایی که نام بردید یا مقالاتی که نوشته‌ام، توجه کنید، می‌بینید که کوشیده‌ام مختصر، کاربردی، عقلانی و فطری بنویسم. و پاسخ پرسشهای خودم و دیگران را در دین بجویم. خوشبختانه فرهنگ غنیّ شیعی چنین فرصتی را بطور گسترده در اختیار می‌گذارد. 
دو سه مورد از این آثار نیز مربوط به غدیر است، مثل: «درسهایی از خطبه غدیر»، که ضمن مجموعه «غدیر نماد مهر و علم و عدالت » چاپ شده است. همچنین «نجوا زیر آسمان غدیر» که شامل سی درس از زیارت غدیریه است و سال گذشته برای نخستین بار چاپ شد. 
البته هیچ ادعایی در بین نیست. از کنار این خوان گستردۀ معارف شیعی لقمه‌ای ساده برداشتم و به اهل آن دادم. و از بن دندان می‌گویم: 

خجل از روی حبابم که به این تنگی ظرفهر چه در وسعت خود داشت به دریا بخشید

* از مکتب الغدیر علامه امینی بگویید
در بارۀ علامه امینی بسیار گفته‌اند و بسیار می‌گویند. در این مورد، مقاله مفیدی تهیه شده با عنوان «راهنمای پژوهش در باره علامه امینی» که در فصلنامه سفینه شماره 38 چاپ شده و از طریق سایت مجله نیز قابل دستیابی است. یکی از راههای شناخت ایشان بازدید از کتابخانه‌ای است که آن عالم فقید شصت سال پیش در زمان اقامت خود در نجف تأسیس کرده و نخستین کتابخانه عمومی نجف به معنای جدید آن به شمار می‌آید. این بنده توفیق این زیارت را بارها یافته‌ام و هر بار خوشه‌ای از خرمن آن چیده‌ام. 
ولی در این فرصت چند نکته را یادآور می‌شوم: 
1. علامه امینی پس از گذراندن دروس حوزوی می‌توانست مرجع، مدرس، خطیب، امام جماعت یا صاحب عنوان دیگری در عالم روحانیت شود، ولی آن همه را داد و عنوان خدمتگزاری امیرالمؤمنین علیه السلام را گرفت. و چه خوش سودا کرد، که به قول میرزا حبیب خراسانی: 

بنده را سر بر آستان سودنبهتر از پا بر آسمان بودننفسی در هوای حضرت دوستبهتر از عمر جاودان بودن
2. وقتی تصمیم گرفت عمر بر سر غدیر بگذارد، همه دین بلکه همه انسانیت را از منظر غدیر دید، و درست دید. زیرا غدیر، برکه‌ای است که هفت اقیانوس از دل آن می‌جوشد. و به راستی همه انسانیت را در آن می‌توان یافت. 
البته توضیح می‌دهم که کتاب الغدیر، با همه عظمتش، تنها بخشی از طرح گسترده‌ای است که مرحوم امینی برای احیای غدیر در نظر داشت. از یک سوی عمر هفتاد ساله او و بیماری‌هایش کفاف نداد. و از سوی دیگر، جامعۀ علمی آن روز، قدر امینی را ندانست و امکانات مناسب در اختیارش قرار نداد. لذا ایشان بطور فردی طرحهایی به برخی از اهل علم داد و به آنها کمک کرد، مانند مرحوم محمدصادق نجمی در نگارش «سیری در صحیحین» و مرحوم اسد حیدر در نگارش دورۀ «الإمام الصادق والمذاهب الأربعة» و ... 

3. علامه امینی کتاب الغدیر را به عربی نوشت تا شمار بیشتری از اهل نظر، از آن بهره گیرند. در این جهت، ادبیات فاخر عربی را به کار گرفت. نتیجه اینکه ادبای عرب با کتابی روبرو شدند با ادبیات فاخر و فخیم عربی که یک دانشمند تبریزی نوشته بود، لذا در برابر آن خاضع شدند و آن را ستودند که هنوز ادامه دارد. البته در این جهت، عالمانی ادیب مانند مرحوم میرزا محمدعلی اردوبادی به کمک امینی شتافتند که سعیشان مشکور باد. 

4. امینی با نوشتن کتاب الغدیر، کار خود را تمام‌شده ندانست. سفرهای متعدد به ایران، و بیان حقایق والای ولایت در شهرهای ایران، نیز سفرهای پژوهشی چند ماهه به سوریه و هند، برای بهره‌گیری از کتابخانه‌های غنی آنها، و استفاده از فرصت سفر درمانی به لندن برای این برنامۀ علمی، نشان داد که او همچنان به تکمیل و بهینه کردن کتابش می‌اندیشد. در اواخر عمر نیز سفری به ترکیه کرد به قصد اقامتی چند ماهه و استفاده از کتابخانه‌های آن دیار، ولی شدت بیماری اجازه نداد و پس از دو هفته بازگشت. 
به هر حال، همین که به هیچ حدّی از کار رضایت نمی‌داد و به فکر بهینه کردن آن بود، نکته‌ای مهم و درس‌آموز است. نوشتار این بنده با عنوان «سالشمار علامه امینی» که نسخۀ آن از طریق فضای مجازی در دسترس است، گوشه‌ای از این همه تلاش و جهاد پیگیر را نشان می‌دهد. 

5. آنچه در باره ایشان گفته شد، به این معنی نیست که کار او قابل نقد یا تکمیل نباشد، بلکه مانند هر کار علمی دیگری باید به کمک منابع جدید روزآمد شود، و این کاری است که جامعۀ علمی ما جدی نگرفته است. 

* چرا واقعه غدیر مکتوب نشد؟
وقتی می‌گوییم «پیشینۀ مکتوب»، باید بدانیم که این جمله فقط به معنای کتاب، آن گونه که ما می‌اندیشیم، نیست، بلکه در واقع باید به رسانه به مفهوم عامّ آن بیندیشیم، که در آن زمان، «شعر» رسانه‌ای مهم و اثرگذار بود. در این راستا، شعر امیرالمؤمنین علیه السلام، شعر حسان بن ثابت، و حتی شعر عمرو بن عاص که رویداد غدیر را به تصویر کشیده، و همه مربوط به همان سالهای نخستین است، گویاتر از دهها کتاب امروز ما، بلکه سند آنها است. 
همچنین مجالسی تحت عنوان «مجالس مناشده» برپا می‌شد که گوینده‌ای در یک جمع رسمی از افراد شاخص، در مورد بعضی از مطالب، حاضران را سوگند می‌داد و آنها تأیید می‌کردند. این مجالس خود بخشی از اسناد تاریخی بر صحت غدیر و معنای آن هستند. علامه امینی چندین مجلس مناشده را در کتاب الغدیر گزارش کرده است. 
اما در عرصۀ کتاب، به همان معنای خاصّی که ما از آن در نظر داریم، کتابهایی از جمله کتاب سلیم بن قیس از قرن اول و کتاب الوصیة نوشته عیسی بن مستفاد از قرن دوم، اکنون در اختیار ما است. و پس از آن، کتابهای قرن چهارم و پس از آن، فراوان است. 
در این زمینه، محقق کتابشناس مرحوم آیة الله سید عبدالعزیز طباطبائی یزدی – که از شاگردان علامه امینی و شیخ آقابزرگ تهرانی بود – کتابی نوشت تحت عنوان «الغدیر في التراث الاسلامي» که منابعی در باره پیشینۀ مکتوب غدیر را شناساند. تکمیل و تحریر فارسی این کتاب در زبان فارسی، با عنوان «غدیر در آیینۀ کتاب» توسط آقای انصاری زنجانی ارائه شد که بارها چاپ شده است. همچنین تحقیقی در این مورد با رویکرد دیگر، توسط سید احمد حسین‌زاده انجام شد که باید تا کنون منتشر شده باشد. 

* ردیه های تسنن از غدیر چیست؟ (در صورت موجود بودن) و در مقابل آن چه ادله‌ای وجود دارد؟
ردیه‌های دانشوران اهل تسنن، چندین خطا دارد. در اینجا یک خطای محتوایی و یک خطای روشی یاد می‌شود. 
الف. خطای محتوایی آنها در بررسی مسئلۀ امامت، به عدم فهم توحید باز می‌گردد. به واقع کسی که عمق توحید قرآنی را نفهمد، نمی‌تواند در بارۀ خلیفة الله و حجة الله سخن بگوید. بدون هیچ گونه پیشداوری، همگان را به مطالعه نقادانۀ مباحث و روایات توحیدی که در دو کتاب صحیح مسلم و صحیح بخاری آمده (دو کتابی که اهل تسنن آنها را صحیح ترین کتابها پس از قرآن می‌دانند)، فرا می‌خوانیم. آنگاه آنها را با توحیدی که مثلا در کتاب کافی و نهج البلاغه مطرح شده، مقایسه کنند؛ و نیک بنگرند که کدامیک از این دو گونه بیان توحید با عقل و قرآن سازگارتر است. 
همین گونه است نبوت. امامت، ادامۀ نبوت است. با هر نگاهی به نبوت نگریستیم، امامت را همان گونه تفسیر می‌کنیم. کتاب سیری در صحیحین مرحوم نجمی مطالعه‌ای آزادانه در همین موضوع است. 
نگاه شیعی به توحید و نبوت این است که: خداوند، منزّه از تشبه به آفریدگان است، مثل و مانند ندارد، در تصور و توهم هیچ کس حتی خاتم الانبیاء نمی‌گنجد، از ظلم و مجبور کردن مردم بر کاری خصوصاً کار زشت مبرّا است. از سوی دیگر، بشر از خود هیچ ندارد، مگر به تملیک خداوندی که بشر را مالک کمالات کرده، در حالی که خود نسبت به آنها املک است و می‌تواند هر لحظه هر چه را که داده، بگیرد یا گسترش دهد یا کم کند. و در هر حال، هرگز ستم نمی‌کند، یا به عدل رفتار می‌کند یا به فضل. بشر نیز مختار است، برای هر کاری که بخواهد، و تنها کسی که جوابگوی کار اوست، خود اوست، نه خدا و نه هیچ عامل دیگر. 
طبعا پیامبران که از آن بارگاه جلال برای هدایت بشر آمده اند، نشانگر آن قداست و نزاهت‌اند، البته در سطح مخلوقیت. و اگر جز این باشد، نمایندگی آنان از بارگاه قدس الهی بی معنا می‌شود. در حالی که خداوند، از عمل لغو مبرّا و منزّه است. طبعاً مردم وظیفه عقلی دارند که چنین پیامبری را اقامه کنند، و اگر چنین نکردند، کیفر کفران نعمت را در دنیا و آخرت می‌بینند.
آنگاه امامی که جانشین چنین پیامبری است، نیز باید واجد چنین مقام قداست و نزاهت باشد. وگرنه ادعای امامت او و جانشینی برای رسول الله، مدعایی باطل و غلط می‌شود. اقامۀ چنین امامی نیز وظیفۀ مردم است، و اگر چنین نکردند، یک سر سوزن از مقامات و شئون امام کم نمی‌شود. 

شب پره گر وصل آفتاب نخواهدرونق بازار آفتاب نکاهد.
این طرح بسیار مختصر، می‌تواند به تفصیل بیان شود. ولی در حد این مجمل، صورت مسئله اختلافات را بیان می‌کند. 
ب. اما خطای روشی آنها به این نکته باز می‌گردد که آنها رویدادهای واقع شده در صدر اسلام را «حق مطلق» می‌پندارند، آنگاه آن را تئوریزه می‌کنند. نظریه‌پردازی برای توجیه آنچه در عمل روی داده، خطای فاحش آنها است. 
ما می‌گوییم: کارپردازان صدر اسلام، مانند هر انسان دیگری، مختار بودند و گاهی خطاکار، لذا باید حق را بر مبنای صحیح الهی خود بشناسیم، آنگاه بر مبنای عقل سلیم خداداد، ببینیم چه کسی بر اساس این حق عمل کرده و چه کسی با آن مخالفت ورزیده است. طبعاً شیوه‌های حکومتی خلفا در طول تاریخ عوض شده و لذا همزمان با این تغییرات، اندیشمندان آنها در باب امامت و خلافت، نظریات مختلف و بعضا متناقضی ارائه کرده اند. علامه امینی بخشی از این مطالب را در جلد هفتم الغدیر، تحت عنوان خلافت و معانی آن بازگو کرده که بسیار خواندنی است. 
یک نمونۀ آن تفسیر قرطبی ازآیۀ 30 سوره بقره است که در کتاب «الجامع لأحکام القرآن» به صراحت ابراز می‌دارد که هر کسی با هر سابقه‌ای و با هر روشی - حتی روشهای ناجوانمردانه – به قدرت رسید، «خلیفة الله و خلیفة رسول الله» می‌شود. او شکلهای مختلفی از این گونه خلافت الهی در بحث طولانی خود بیان می‌کند که جای بررسی و نقادی دارد. این بیان مقایسه شود با بیان طولانی شیخ صدوق که در مقدمه مفصل خود بر کتاب کمال الدین، طرحی از امامت به مفهوم شیعی ترسیم می‌کند، او هم بر اساس همان آیه.
منابع روشن است و در دسترس همگان، عقل سلیم نیز بهترین شاخص، سخن کوتاه و حجت تمام. 

اگر امام (علیه السلام) در جایگاه واقعی از نظر مردم قرار می‌گرفت سمت وسوی امت اسلام کجا بود؟ از دیدگاه پرهیز از تفرقه افکنی.
جواب این پرسش را حضرت زهرا و امام باقر علیهما السلام در دو حدیث جداگانه و به یک مضمون داده اند، که اگر حق را به صاحب حق می‌دادند، دو نفر نمی‌یافتی که در باره خدای تعالی اختلاف کنند. هر دو حدیث در کتاب بسیار معتبر «کفایة الأثر» است. 
پیامبر خدا در خطبه جاودانۀ غدیر، تفسیر قرآن را شأن امیرالمؤمنین و فرزندان معصومش دانست. اکنون نیک بنگرید. آنان که این حق را از اهل بیت گرفتند و به مخالفان دادند، یا اهل بیت را به حاشیه بردند، از مکتب آنها چه ثمره‌ای برخاست جز داعش و جنایاتش و گروه‌هایی مانند آنها در طول تاریخ؟ 
برای اینکه مطلب روشن شود، به این بیان می‌گویم: گاهی دست یا پا را از بدن انسانی جدا می‌کنند. چنین انسانی می‌تواند به زندگی ادامه دهد، البته با تحمل اندکی دشواری. ولی اگر روح از بدن جدا شود، از آن بدن چه می‌ماند؟ 
باید این واقعیت خرد پسند را باور کنیم که امامت روح در پیکر دین است، نه یک عضو در بدن دین. فقیه بلندمرتبۀ شیعه مرحوم شیخ مفید در باب روایت «الصلاة عمود الدین» می‌نویسد که نماز، ستون دین است، البته بعد از معرفت به حق خدا و رسول و ائمۀ طاهرین. مطلب روشن است، زیرا رتبۀ نماز، فروع دین است یعنی شاخه درخت دین، اما معرفت در رتبۀ اصول است یعنی ریشۀ درخت دین. شاخه هر چه زیبا و پر میوه به نظر آید، بدون ریشۀ محکم و سالم آیا باقی می‌ماند؟ 

* واقعه غدیر در تاریخ تشیع از چه ویژگی برخوردار است؟ 
تشیع چه می‌گوید؟ تشیع، عقل را در کنار پیامبران و امامان حجت خدا می‌داند. و از بن داندان به این کلام محکم الهی پایبند است که فرمود: ﴿ویجعل الرجس علی الذین لا یعقلون﴾. لذا کتابهای حدیثی معتبر شیعی مانند کافی، وافی، بحار الأنوار که در آنها مباحث مهمتر ابتدا می‌آیند، با «کتاب العقل والجهل» آغاز می‌شود، آنگاه «کتاب فضل العلم» و سپس «کتاب التوحید». این ترتیب و اولویت مباحث، پیامهایی دارد که ما هنوز جدی نگرفته‌ایم. 
مبنای تشیع بر معرفت است. امیرالمؤمنین علیه السلام در ضمن وصایای خود به جناب کمیل فرمود: «یا کمیل ما من حرکة إلّا وأنت فیها محتاج إلی معرفة». حتی قبول توحید و نبوت و امامت نیز باید بر مبنای معرفت باشد، وگرنه بی ثمر یا کم ثمر و گاه زیانبار است. 
تشیع، قرآن را ملاک می‌داند، نه عمل مدعیان پیروی از قرآن را. و دین را از پیامبر می‌گیرد نه از دیگران. لذا غدیر، تبیین قرآن است. پیامبر، در خطبۀ غدیر، حدود هشتاد آیۀ قرآن را تبیین و تفسیر یا به آن استشهاد کرده است. محدثان تسنن در عناد با پیام روشن امامت، خود را از این خطبۀ مفصل و نورانی محروم می‌کنند و فقط به دو سه جمله آن اشاره می‌کنند، که آن را نیز به دلخواه خود تفسیر می‌کنند. آنان با این کار با چه کسی لجاجت می‌ورزند بجز خودشان که خود را از سرچشمۀ علم محروم می‌کنند؟ 
ابن سعد، در مورد امام سجاد علیه السلام می‌گوید که احادیث زیادی از او رسیده، ولی تعداد بسیار اندکی از آنها را نقل می‌کند. نتیجه چیست؟ فقر علمی منابع آنها، به ویژه در باب توحید و معارف عقلی و اخلاقی. 
از منظر برون دینی به قضیه بنگریم. یعنی از دید کسی که وحیانی بودن اسلام و قرآن را نپذیرفته و فقط به عنوان یک رویداد اجتماعی بدان می‌نگرد. برای اینکه چنین کسی تداوم آن حرکت را تفسیر کند، بهترین راه آن است که به پیام پیامبر آن دین رجوع کند، آن هم آخرین سخنرانی مهمی که در چنان جمع پرشکوهی ایراد کرده، با بیعت گرفتن از تمامی حاضران، از مرد و زن (بیعت گرفتن از زنان و به شمار آوردن آنان کاری مهم در فضای آن روز بود). 
سه روز در آن بیابان گرم و بدون امکانات ماندن برای اتمام بیعت، و خطابهای مکرر «معاشر الناس» و تأکید بر اینکه این پیام خطاب به همه آدمیان تا قیام قیامت در همه زمانها و همه مکانها است؛ همگی اهمیت این پیام را نشان می‌دهد، حتی در یک نگاه برون دینی. حال، اگر کسی در درون فضای دین خود را از آن محروم کند، چه می‌شود؟ قرآن به این پرسش پاسخ داده است: ﴿وجحدوا بها واستیقنتها أنفسهم ظلماً وعلوّاً﴾. 
پس باید پیام خطبه غدیر را بشناسیم، بشناسانیم، گردن نهیم، عمل کنیم و کاربرد آن را در تمام شئون زندگی نشان دهیم. 

* آیا بین غدیر و پویایی تشیع می‌توان رابطه‌ای یافت و چگونه است؟
تشیع، حقیقتی پویا است. آنچه می‌ماند، عملکرد ما است در برابر آن که باید پویا باشد. 
اشاره شد که تشیع، پیامی عقلی و فطری است که اگر کسی منصف باشد، بر دل و جان او می‌نشیند. آنچه باقی می‌ماند، وظیفۀ ما است که اگر آن را به درستی ترویج نمی‌کنیم (که وظیفۀ جدی ما است) دست کم با عمل ناروا و تفسیر نابجا آن را غلط نشان ندهیم و تحریف عملی نکنیم. 
چند نمونه از این تفسیرهای نظری و عملی ناروا یاد می‌شود: 
الف. حقیقتی را که پیامبر خدا به بیانهای مختلف بر جاودانگی و گستردگی آن تأکید می‌ورزد، به صورتهای مختلف محدود کرده ایم. سخن گفتن از آن را به ایام غدیر محدود کرده ایم، یعنی فقط مناسبتی، آن هم به شیوۀ احساسی نه عقلی و استدلالی و پژوهشی (اکتفا به شعرخوانی)، آن هم نه در سطح تمامی بشریت، بلکه محدود به گروه اندکی از شیعیان که سادات باشند. این کار، ظلمی به غدیر و عظمت آن است که توجیه ندارد. 
ب. پیامبر، ابلاغ پیام غدیر را در رأس امر به معروف و نهی از منکر می‌داند، در حالی که عملاً ما امر به معروف و نهی از منکر را به چند حکم فرعی فقهی محدود کرده ایم، آن هم نه به شیوۀ قرآنی «حکمت و موعظۀ حسنه»، بلکه گاه با خشونت و تندی که دین‌گریزی و دین‌ستیزی را در پی دارد. 
ج. پیامبر، ابلاغ پیام غدیر را وظیفۀ پدران و مادران و مربّیان می‌داند که نسل به نسل تا قیامت آن را به فرزندان خود انتقال دهند، یعنی که در برنامه‌های تربیتی مسلمانان جایگاهی مهم داشته باشد. آیا به راستی اکنون خطبۀ غدیر در کتابهای درسی مدارس و دانشگاههای ما جایگاهی دارد؟ 
به هر حال، آفت «یکبار مصرف کردن» حقایق دینی آنها را از بهره وری گسترده ساقط می‌کند و شبهۀ «تکراری بودن» آنها را پیش می‌آورد. اما باید خود و همگان را به این نکتۀ مهم تذکر دهیم که: 
بعضی از پدیده‌ها و رفتارها تکراری اند، مانند دیدن ماه و خورشید، یا زندگی روزمرّه مثل خوردن و نوشیده و استراحت کردن، یا آب و هوا و غذا و ... 
اینها همه تکراری‌اند، ولی آنچه آنها را همواره «نو و تازه» نشان می‌دهد، «نیاز ما به آنها» است که لحظه به لحظه نو و تازه می‌شود. لذا نه آن نیازها بوی کهنگی می‌گیرد، نه آن پدیده‌ها یا آن رفتارها. 
برنامۀ تربیتی مناسب و مورد پسند پیامبر، آن است که «نیاز داشتن همیشگی انسانها به پیام غدیر، با تمام گستردگی آن» را به همگان بباوراند تا خودشان همیشه بدان رجوع کنند. این کار، برنامه‌ریزی جدی می‌خواهد و با سرسری گرفتن، آن هم در فضایی که مخالفان، قطع این شاهرگ دین را با تمام توان هدف گرفته اند، به نتیجه نمی‌رسد. 
باید سبک زندگی غدیری را به همگان – از طریق بیان و عمل – بیاموزیم. برای رعایت اختصار، فقط یک نمونه یاد می‌شود. 
محمد ابن ابی عمیر، یکی از اصحاب بلند پایۀ امام صادق علیه السلام است، که به تجارت روزگار می‌گذراند و همزمان، احادیث و آموزه‌های حضرتش را رواج می‌دهد. حاکمان وقت، ایشان را به زندان می‌اندازند و او چهار سال در زندان می‌ماند. اگر به شرایط آن روزها (قرن دوم هجری) دقت شود، می‌توان فهمید که این دوره زندانی شدن، چه ضربۀ اقتصادی بر او و زندگی اش می‌توانست وارد کند. 
با همین حال، پس از آزادی او از زندان، یکی از شیعیان به دیدارش می‌رود و ده هزار درهم به او می‌دهد، و می‌گوید که این مبلغ را به تو بدهکار بوده ام. ابن ابی عمیر می‌پرسد که این مبلغ را از کجا به دست آورده ای؟ تجارت کرده‌ای یا ارثی به تو رسیده؟ مرد پاسخ می‌دهد: هیچکدام، بلکه خانه‌ام را فروخته‌ام تا بدهی خود را بپردازم. ابن ابی عمیر سوگند یاد می‌کند که دست به آن پول نمی‌زند، با آنکه به یک درهم آن نیاز دارد. زیرا از امام صادق علیه السلام شنیده است که کسی برای ادای دین خود نباید خانه‌اش را بفروشد. آنگاه ده هزار درهم را به او بر می‌گرداند تا او خانه‌اش را پس بگیرد. 
این یک نمونه عینی، عملی و کاربردی از «زیست غدیری» است. جامعۀ ما تا چه اندازه به این حقایق نورانی پایبندی عملی خود را نشان داده است؟ پویایی تشیع و پایایی غدیر، در گرو ترویج چنین رفتارهایی و ترویج عمل به آنها است. 

* در مطالعات غدیر چه کارهایی شده است و پیشنهاد شما فراروی پژوهشگران نوپا و بنیاد‌های غدیرشناسی چیست؟ کدام قسمت از غدیر مورد اغفال قرار گرفته است؟
چون در جامعۀ ما، بر خلاف آموزه‌های قرآنی، متأسفانه علم از عمل جدا شده و شأن مستقل یافته است، بیشتر کارهای مربوط به غدیر، در مقولۀ علمی خلاصه شده، آن هم به گونه‌ای که اثبات حقانیت جانشینی حضرت امیر و جدل با «دگر اندیشان» را هدف گرفته، نه تبیین ابعاد امامت حضرتش و لوازم عملی آن را. 
البته مباحث علمی لازم است، ولی هرگز کافی نیست. ما باید به «جامعۀ علوی» برسیم، چنانکه در زیارت عاشورا ، از خداوند می‌خواهیم: «اللهم اجعل محیاي محیا محمد وآل محمد ومماتي ممات محمد وآل محمد». یا در زیارت امین الله می‌خوانیم: «اللهم فاجعل نفسي ... مستنةً بسنن أولیائك، مفارقةً لأخلاق أعدائك». 
آنچه سخت بدان نیاز داریم، تحقق عقاید و اخلاق علوی در سطح فردی و اجتماعی است. این هدف از این مقدمات می‌گذرد: 
الف. شناخت دقیق و جامع غدیر، یعنی تمام دین، به گونه‌ای که فطری، عقلی، پاسخگوی نیازها، با رعایت اولویت‌ها و رعایت آنها باشد. 
ب. بدانیم و باور داریم که غدیر، وسیلۀ تحقق توحید و عبودیت است. رابطۀ غدیر و امامت با توحید را باید بشناسیم و باور داریم، بدانیم و بر جان بنشانیم. 
ج. عمل را به عنوان رکنی اساسی برای دینداری جدّی بگیریم. 
د. طبعاً با این نگرش، غدیر از ماجرایی یکبار مصرف به سرمایه‌ای عظیم اجتماعی و جاودانه تبدیل می‌شود. این پیام الهی را در گوش داشته باشیم که خطاب به مؤمنان می‌فرماید: ﴿یا أیها الذین آمَنوا آمِنوا﴾. یعنی مؤمنان باید ایمان آورند، زیرا ایمان آوردن فرآیندی مستمرّ است. 
افزون بر این، شناخت بیشتر منابع اولیه و سخنان معصومان در بارۀ غدیر، ضرورت تامّ دارد، مانند زیارت غدیریه که از ناحیۀ امام هادی علیه السلام صادر شده و با حجم نسبتاً کوتاه خود، بهترین و معتبرترین منبع در شناخت سیرۀ علوی است. متن این زیارت را محدث قمی در مفاتیح الجنان نقل کرده که ترجمه و ترویج و بهره گیری از مضامین آن در سطوح مختلف، پاسخگوی پاره‌ای از پرسش‌های جدّی نسل فعلی است. 

* رابطۀ غدیر با مهدویت چگونه است؟
غدیر، هفتاد روز پیش از رحلت پیامبر بود. اما یکی از پیامهای خطبۀ غدیر، تبیین سرنوشت امت و ویژگیهای حضرت مهدی موعود و کارنامۀ دوران ظهور آن حضرت است. 
تبیین سرنوشت امت در آخرین روزهای عمر مبارک پیامبر، و در آستانۀ نخستین روزهایی که امت پس از پیامبر می‌گذراند، نشان از اهمیت این حقیقت دارد. اگر در آن روزها که تقریبا دو و نیم قرن پیش از میلاد حضرت مهدی است، رسول خدا ویژگی‌های امام موعود را بیان می‌فرماید و مردمان را به انتظار حضرتش فرا می‌خواند، وظیفۀ مردم این روزگار در زمینۀ انتظار چه اندازه سنگین است؟ مردمی که در زمان امامت دوازدهمین امام زندگی می‌کنند و رعیت او به شمار می‌آیند. 
امروز غدیری بودن یعنی به راستی منتظر ظهور بودن، وگرنه بر ما همان می‌رود که بر واقفیه رفت. واقفیه گروهی از شیعیان بودند که در میان آنان برخی از اصحاب امام کاظم علیه السلام نیز دیده می‌شدند. اینان پس از شهادت امام کاظم علیه السلام شهادت حضرتش را منکر شدند، ایشان را آخرین امام دانستند و به امامت امام زمان خود یعنی حضرت رضا علیه السلام گردن ننهادند. در احادیث معتبر، از آنها به عنوان‌هایی مانند: حیران، زندیق و مانند آنها یاد شده است. 
سخن اساسی در این زمینه همان است که جناب ابان بن تغلب صحابی وفادار امام صادق علیه السلام در زمان حیات حضرتش می‌فرمود. طبق بیان ایشان، شیعه کسی است که در اختلافهای پس از پیامبر به علی علیه السلام رجوع کند، و در اختلافهای پس از آن گرامی (مانند زیدیه و کیسانیه و ... ) به امام صادق (یعنی امام زمانشان) رجوع کند. 
این بیان که برگرفته از دهها آیه و حدیث معتبر و مبتنی بر مبانی عقل سلیم است، تکلیف را برای ما نیز روشن می‌کند. البته انکار، یک بحث است و غفلت هرگز به معنای انکار نیست. ولی غفلت از حجت خدا، گناهی بزرگ است که نباید آن را سرسری گرفت، وگرنه تداوم این غفلت می‌تواند به انکار منجر شود. 
امید است این عید بزرگ برای همگان نقطۀ عطفی در زمینۀ شناخت وظایف و گردن نهادن و عمل به آنها باشد.

منبع: خبرگزاری فرهنگ رضوی با دکترطالعی پیرامون غدیر- سایت مکتبه امیرالمومنین علیه السلام

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن