یکشنبه, 26 شهریور 1396 ساعت 09:30
خواندن 1203 دفعه

نقد و تحلیل رویکردهای حج امام حسین علیه السلام - ابراهیم ابراهیمی

چکیده:

برای برخی از تاریخ نویسان و سیره نویسان مسلم است که امام حسین (علیه السلام) حج خود را به عمره مفرده تبدیل کرده و مکه را به سوی عراق ترک کردند و این نظریه به عنوان نظریه ای مشهور میان آنان متداول شده است. در این جستار، برای بررسی این مساله، به روایات وارده در جوامع روایی پرداخته شده است؛ از تتبع در نقل های تاریخی و از استناد به روایات صحیح این نتیجه حاصل می آید که امام حسین (علیه السلام) با عمره مفرده وارد مکه شده و با عمره مفرده ماه ذی الحجه از مکه خارج گردیده اند. آن حضرت، از میقات شجره یا میقات های دیگر، محرم به احرام عمر? تمتع نشده بود تا برای خروج از احرام، نیت حج یا عمره تمتع خود را از باب حکم مصدود، به عمر? مفرده مبدل ساخته باشند.

طرح مسأله

بعضی از تاریخ‌نویسان و سیره‌نویسان،به نقل از منابع تاریخی،می‌گویند:امام حسین(علیه السلام) در جریان حادثه کربلا،حج خود را ناتمام گذاشت؛یا به عبارت دیگر حج تمتع خود را به‌ عمره مفرده تبدیل و در روز ترویه که حاجیان عازم منا و عرفات می‌شوند،مکه را به‌ سوی عراق ترک کردند(نک:مفید،66/1،طبرسی،144)و این نظریه به عنوان یک‌ رأی مسلم در میان آنان پذیرفته شده،به گونه‌ای که از شهرت تاریخی برخوردار گردیده‌ است.
مسئله اصلی در این پژوهش این است که آیا حج امام حسین(علیه السلام)در سال شصت‌ هجری حج تمتع بوده و ایشان آن را به عمره مفرده تبدیل نموده است؟آیا آن حضرت‌ در روز ترویه محرم به حج شده و آن را ناتمام گذاشته است؟یا اینکه(علیه السلام)از ابتدا محرم به عمره تمتع نشده بودند تا اینکه بخواهند آن را به عمره مفرده تبدیل نمایند یا ناتمام بگذارند؟
ثمره عملی مترتب بر این پژوهش،این است که عمل(علیه السلام)به عنوان یک سنت‌ عملی،قاعده‌ای فقهی است که اگر قول شهرت‌یافته را بپذیریم،فقهاء می‌توانند در فتوای خود به آن استناد کنند که ظاهرا تاکنون دیده نشده است فقیهی بدان استناد کرده باشد.
قول مشهور
1-دیدگاه شیخ مفید(م 314 ه.ق)در کتاب الارشاد چنین است که امام حسین(علیه السلام)به‌ سبب ترسی که از دشمن داشت،نتوانست حج را بجا بیاورد و نیت خود را به عمره‌ مفرده تبدیل کرد و پس از اتمام عمره،مکه را به سوی عراق ترک کرد.
وی دراین‌باره می‌نویسد:«لما أراد الحسین (علیه السلام)التوجه إلی العراق،طاف بالبیت و سعی بین الصفا و المروه،و أحل من إحرامه و جعلها عمره،لانه لم یتمکن من تمام الحج‌ مخافه أن یقبض علیه بمکه فینفذ إلی یزید بن معاویه،فخرج(علیه السلام)مبادرا بأهله و ولده و من انضم إلیه من شیعته»(مفید،66/2).یعنی:«وقتی امام حسین(علیه السلام)تصمیم گرفت به‌ عراق برود،خانه خدا را طواف کرد و بین صفا و مروه سعی نمود و از احرام خود خارج‌ شد و آن را عمره قرار داد(تبدیل نیت به عمره مفرده)زیرا با دستگیر شدن در بین‌ مناسک،نمی‌توانست اعمال حج را به پایان برساند؛چون می‌خواستند او را دستگیر کنند و نزد یزید بن معاویه ببرند.ازاین‌روی(علیه السلام)با خانواده خود و شیعیان‌ همراهش،از مکه خارج شدند.»
از کلمه«من تمام الحج»در نقل شیخ مفید،فهمیده می‌شود که به نظر او،امام (علی)محرم به احرام حج شده بود و نیت خود را به عمره مفرده تبدیل کردند.
2.-محمد بن احمد بن علی الفتال النیشابوری(م 805 ق)که رئیس نیشابور او را به‌ شهادت رساند(نک:خوئی،معجمک رجال الحدیث،61/51)گفتاری مانند گفتار شیخ‌ مفید،در کتاب خود نقل کرده است(فتال نیشابوری،روضه الواعظین،771).
3-شیخ طبرسی(م 845 ق)،علت تبدیل احرام(علیه السلام)به عمره مفرده را این‌ گونه بیان می‌کند:«لأنه لم یتمکن من تمام الحج مخافه أن یقبض علیه بمکه فینفذ إلی‌ یزید بن معاویه»(طبرسی،544/1)یعنی:«زیرا با دستگیر شدن در بین مناسک،نمی- توانست اعمال حج را به پایان برساند؛چون می‌خواستند او را دستگیر کنند و نزد یزید بن معاویه ببرند.»
از کلمه«من تمام الحج»در نقل طبرسی نیز فهمیده می‌شود که به باور او،امام(علیه السلام) محرم به احرام حج شده بود و نیت خود را به عمره مفرده تبدیل کردند.
4-علامه سید مرتضی عسکری،از ابن کثیر(م 477 ق)نقل می‌کند:«ثم طاف‌ الحسین بالبیت و بین الصفا و المروه وقص من شعره و أحل من احرامه و جعلها عمره (عسکری،75/3؛ابن کثیر،661/8)/
از کلمه«وجعها عمره»در نقل ابن کثیر،فهمیده می‌شود که(علیه السلام)نیت احرام‌ حج را به عمره مفرده تبدیل کرده‌اند.
5-علامهء مجلی(م 1111 ق)قول شیخ مفید را پذیرفته است و به نقل از کتب‌ معتبر می‌نویسد:«أن یزید أنفذ عمرو بن سعید بن العاص فی عسکر عظیم و ولاه أمر الموسم و أمره علی الحاج کلهم،و کان قد أوصاه بقبض الحسین(علیه السلام)سرا و إن لم یتمکن‌ منه بقتله غیله،ثم إنه دس مع الحاج فی تلک السنه ثلاثین رجلا من شیاطین بنی امیه، و أمرهم بقتل الحسین(علیه السلام)علی أی حال اتفق،فلما علم الحسین(علیه السلام)بذلک،حل من‌ إحرام الحج و جعلها عمره مفرده»(مجلسی،99/54).
مضمون این نقل چنین است که یزید،عمرو بن سعید بن العاص را با لشکری عظیم‌ به امارت حجّ گمارد و از او خواست که امام حسین(علیه السلام)را دستگیر کند و اگر نتوانست،او را به قتل برساند و سی نفر از شیاطین بنی امیه را در میان حاجیان قرار داد نتوانست،او را به قتل برساند و سی نفر از شیاطین بنی امیه را در میان حاجیان قرار داد و آنان را مامور کرد که به هر شکل ممکن،آن حضرت را به قتل برسانند،وقتی امام حسین(علیه السلام) از این توطئه آگاه شد،از احرام حج خارج شد و آن را به عمره مفرده قرار داد.
از عبارت«حل من إحرام الحج،و جعلها عمره مفرده»در نقل علامه مجلسی فهمیده‌ می‌شود که(علیه السلام)،نیت احرام حج را به عمره مفرده تبدیل کرده و از احرام خارج شده‌اند.
6-شیخ عبد الله بحرانی(م 0311 ق)گفتاری مانند گفتار شیخ مفید در کتاب الارشاد، نقل کرده است(نک:البحرانی،عبد الله،312).
7-قندوزی(م.4921 ق)می‌نویسد:«بعد أن طاف وسعی و أحل من إحرامه،و جعل‌ حجه عمره مفرده،لانه لم یتمکن من إتمام الحج مخافه أن یبطش به ویقع الفساد فی‌ الموسم و فی مکه،لان یزید أرسل مع الحجاج ثلاثین رجلا من شیاطین بنی أمیه و أمرهم بقتل الحسین علی کل حال»(قندوزی،95/3)یعنی:«بعد از این‌که(علیه السلام) طواف و سعی کرد،از احرام خارج شد و نیت حج خود را به عمره مفرده تبدیل کرد؛زیرا می‌ترسید که در اثناء مناسک و در مکه فسادی ایجاد شود و نتواند حج خود را به اتمام‌ برساند؛چون یزید سی نفر از شیاطین بنی امیه را در میان حاجیان قرار داده بود و آنان‌ مامور بودند که به هر شک ممکن،امام حسین(علیه السلام) را به قتل برسانند.»
از عبارت«و جعل حجه عمره مفرده»در نقل قندوزی،چنین برداشت می‌شود که‌ امام (علیه السلام) نیت احرام حج را به عمره مفرده تبدیل کرده و از احرام خارج شده است و از عبارت«لانه لم یتمکن من إتمام الحج»فهمیده می‌شود که(علیه السلام)محرم به احرام حج‌ شده بود و خوف آن داشت که نتواند آن را به اتمام برساند؛ازاین‌روی با تبدیل نیت،از احرام خارج شد.
براین‌اساس،مفاد کتابهای فوق،گویای آن است که(علیه السلام)،حج خود را به عمره‌ مفرده تبدیل کرده است.
نقد و تحلیل
نگارنده در این پژوهش بر آن است که اینگونه نبوده است که امام حسین(علیه السلام)محرم به‌ احرام عمرهء تمتع شده باشد و عمره تمتع را به عمره مفرده تبدیل کرده باشد؛همچنین، آن حضرت،محرم را به احرام حج تمتع نشده تا آن را از باب حکم مصدود1به عمره مفرده‌ مبدل ساخته باشد؛بلکه(علیه السلام)با عمرهء مفرده وارد مکه شد و با طواف وداع یا عمره‌ مفرده ما ذی الحجه،بدون تبدیل نیّت،از مکه خارج شد.
بیان مطلب از منظر تاریخ
امام(علیه السلام)،پیش از حرکت از مدینه به سوی مکه،در عالم خواب از پیامبر اسلام شنیده‌ بود که فرمود:
(1)-مصدود عبارت است از کسی که دشمن او را از عمره یا حج منع کند.
«یا حسین کانک قریب اراک مقتولا مذبوحا بارض کرب و بلا:گویا به همین زودی می‌بینم که در سرزمینی با نام کربلا کشته و ذبح می‌شوی(صدوق، 2517،شریف قرشی،952).
امام حسین(علیه السلام)،بیست و پنج بار خانه خدا را زیارت کرد که آخرین بار آن در سال‌ 06 هجری بود و در سال 75 یا 85 هجری بود که در کنار جبل الرحمه دعای عرفه را انشاء فرمود.
آن حضرت در شب 72 رجب سال 06 هجری،از میقات مسجد شجره،به صورت‌ عمره مفرده،عازم مکه شد و در سوم شعبان به مکه رسید.بعد از اعمال عمره مفرده، مکه را پایگاه خود قرار داد و ماه شعبان،رمضان،شوال،ذی العقده و هفت روز از ذی‌ الحجه را در مکه می‌گذراند و مردم نیز گروه گروه با ایشان دیدار می‌کردند؛حتی عبد الله بن‌ زبیر،در جماعت امام شرکت می‌کرد(نک:ابو مخنف،26-86).
کوفیان پس از شنیدن ماجرای مخالفت امام با یزید،او را به عراق دعوت کردند؛از این‌رو،امام(علیه السلام)،مسلم بن عقیل را در 51 رمضان سال 06،به کوفه اعزام کرد تا اگر مردم خواهان او هستند،عازم عراق شود.خطاب به او فرمود:
«و ان رایت الناس مجتمعین علی بیعتی فعجل لی بالخبر حتی اعمل علی حسب‌ ذلک:اگر دیدی که مردم در بیعت کردن با من یکپارچه‌اند،به سرعت خبر آن را به من‌ برسان تا براساس آن اقدام کنم.»
مسلم بن عقیل،پنجم شوال به کوفه رسید و بعد از اینکه حدود 81 هزار نفر با او بیعت کردند،با فرستادن نامه‌ای به(علیه السلام)از حضرت خواست که سریعا به کوفه بیاید (نک:مجلسی،533/44).
با نزدیک شدن موسم حج که مسلمانان و حجاج گروه گروه وارد مکه می‌شدند،در آستانه روز«ترویه»آن حضرت تصمیم گرفت که به سوی عراق حرکت کند.امام(علیه السلام) قبل از حرکت،این خطابه را در میان خاندان بنی هاشم و گروهی از شیعیان خویش- که در مدت اقامت آن حضرت در مکه،بدو پیوسته بودند-بیان کرد:
«سپاس برای خداست،آنچه خداوند بخواهد همان خواهد شد و هیچ نیرویی‌ حکفرما نیست،مگر به ارادهء خداوند؛مرگ بر انسانها لازم گردیده،همانند گردن‌بند که لازمهء گردن دختران است،و من به دیدار نیاکانم،آنچنان اشتیاق که یعقوب به‌ دیدار یوسف اشتیاق داشت،و برای من،قتلگاهی معین شده است که در آنجا فرود
خواهم آمد و گویا با چشم خود می‌بینم که درندگان بیابانها(لشکریان کوفه)در سرزمینی در میان نواویس و کربلا اعضای مرا قطعه‌قطعه و شکم‌های گرسنه خود را سیر و انبانهای خالی خود را پر می‌کنند.از پیش آمدی که با قلم قضا نوشته شده است، چاره‌و مفری نیست،بر آنچه خدا راضی است،ما نیز راضی و خوشنودیم.در مقابل بلا و امتحان الهی صبر و استقامت می‌ورزیم که اجر صبرکنندگان را به ما عنایت خواهد کرد. میان پیامبر و پاره‌های تن وی(فرزندانش)هیچ‌گاه جدایی نخواهد افتاد و در بهشت‌ برین در کنار او خواهند بود؛زیرا آنان وسیله خوشحالی و روشنی چشم پیامبر بوده و وعده او(استقرار حکومت الله)نیز،به وسیله آنان تحقق خواهد یافت».
امام(علیه السلام)،سخنانش را با این جمله پایان داد:
«الا و من کان فینا باذلا مهجته موطنا لقاء الله نفسه فلیر حل معنا فانی راحل مصبحا ان شاء الله؛آگاه باشید!هریک از شما که حاضر است در راه ما از خون خویش بگذرد و جانش را در راه شهادت و لقای پروردگار نثار کند،پس آمادهء حرکت با ما باشد که من‌ فردا صبح حرکت خواهم کرد ان شاء الله)نیز،به وسیله آنان تحقق خواهد یافت».
امام(علیه السلام)،سخنانش را با این جمله پایان داد:
«الا و من کان فینا باذلا مهجته موطنا لقاء الله نفسه فلیر حل معنا فانی را حل مصبحا ان شاء الله؛آگاه باشید !هر یک از شما که حاضر است در راه ما از خون خویش بگذرد و جانش را در راه شهادت و لقای پروردگار نثار کند،پس آمادهء حرکت با ما باشد که من‌ فردا صبح حرکت خواهم کرد ان شاء الله»(مجلسی،63/44؛ابن طاووس،25).
در اینجا توجه به چند نکته ضروری است:
1-امام(علیه السلام)از ابتدا تصمیم داشت از مکه خارج شود و از شهادت خود در کربلا، مطلع بود و در روز هشتم ذی الحجه که حجاج عازم منی و عرفات بودند،مکه را به‌ سوی عراق ترک کردند.
2-حرکت امام از مدینه به مکه،در ماههای عمره مفرده یعنی ماههای رجب و شعبان صورت گرفته است و نه در ماههای حج،یعنی شوال،ذی القعده و ذی الحجه.
3-امام(علیه السلام)سه روز قبل از حرکت،با ابن عباس و محمد حنفیه و دیگران گفتگوهایی‌ داشته‌اند؛آنان اصرار می‌کردند که(علیه السلام)از رفتن به عراق منصرف شود(دینوری. 342-542)آن حضرت به ابن عباس گفتند:«انی قد اجمعت المسیر فی احد یومی‌ هذین إن شاء الله:تصمیم گرفته‌ام در این یکی دو روز،به جانب عراق حرکت کنم ان‌ شاء الله»(ابو مخنف،مقتل الحسین،46)،همچنین(علیه السلام)،در روز هفتم،یعنی یک روز قبل از حرکت،گفتند:«فانی راحل مصبحا ان شاء الله:من فردا صبح حرکت خواهم کرد ان شاء الله»از این گفتگوها فهمیده می‌شود که(علیه السلام)،خود را برای حج آماده نکرده‌ است؛بلکه مقدمات سفر به عراق را آماده کرده است.
4-با توجه به سخن امام صادق(علیه السلام)که گفته‌اند:«حسین بن علی(علیه السلام)،روز ترویه به‌ سوی عراق رفت؛در حالیکه به عمرهء مفرده محرم شده بود»،معلوم می‌شود که(علیه السلام)، قصد عمرهء تمتع نکرده بود تنها به خاطر احترام کعبه،عمره مفرده بجا آورده بود؛زیرا اگر امام در ماههای حج محرم به احرام عمره تمتع شده بود،باید برای بستن احرام به‌ یکی از مواقیت پنچگانه‌1می‌رفت و در یکی از آن میقات‌ها احرام می‌بست؛نه در ادنی‌ الحل‌2.این مطلب،یعنی حضور در مواقیت خمسه که فرسنگ‌ها از مکه فاصله دارد،نه‌ در تاریخ آمده و نه در جوامع روائی ذکر شده است.
5-اگر(علیه السلام)،محرم به احرام حج شده بود،باید مانند سایر مردم در بعد از ظهر روز هشتم و روز ترویه،در مسجد الحرام،احرام می‌بست.درحالی که امام چند روز قبل از حرکت،به‌طور غیر رسمی و در روز هفتم به‌طور رسمی اعلام کرده بود که صبح هشتم‌ عازم عراق هستم و با این اعلام جائی برای حکم مصدود3باقی نمی‌ماند؛چنین مطلبی‌ در تاریخ یا حدیث نیامده است.چنانچه فتوای فقیهان این است که اگر کسی احرام‌ عمره یا حج را بست و بعد از آن،دشمنی یا کسی دیگر،او را از رفتن به مکه یا رفتن به‌ عرفات منع کند و راه دیگری نباشد،می‌تواند در همان محل که ممنوع شده،یک شتر یا یک گاو یا یک گوسفند قربانی کرده و بعد ازتقصیر،از احرام خارج شود(نک:خمینی،854/1 و همو،مناسک حج با محشی مراجع معاصر،مسائل 0731 و 2731).
لازم به ذکر است که مبنای این فتوا،حدیث سوم و ششم باب اول از«ابواب الاحصار و الصد»جلد یازدهم وسائل الشیعه است.
6-آنچه از شیخ مفید و دیگران نقل شده،این است که(علیه السلام)،قبل از حرکت، خانه خدا را زیارت کرد و سعی بین صفا و مروه کرد و آن را عمره مفرده قرار داد و از احرام خارج شد و هیچ اشاره‌ای به قربانی کردن شتر یا گوسفند نشده است تا قرینه‌ای‌ برا مصدود بودن باشد.
(1)-مواقیت پنجگانه عبارت است از:مسجد شجره(مدینه)،جحفه(شام)،یلملم(یمن)،قرن المنازل(طائف)، وادی عقیق(عراق).
(2).مواقیت اهل مکه و نیز میقات عمرهء که به ادنی الحل نامبردار است،عبارت است از:تنعیم.حدیبیه، جعرانه.
(3).مصدود عبارت است از کسی که دشمن او را از عمره یا حجّ منع کند.
7-امام(علیه السلام)،چون عازم عراق بوده است،به احترام کعبه و حلول ماه نو(ذی الحجه)،شب یا صبح هشتم،به ادنی الحل رفته و به احرام عمره مفرده،محرم شده و قبل از حرکت به سوی عراق،اعمال خود را به اتمام رسانده و از احرام خارج شده است؛چنانکه‌ امام صادق(علیه السلام)با استناد به فعل امام حسین(علیه السلام)بیان داشته‌اند:«و لا بأس بالعمره فی‌ ذی الحجه لمن لا یرید الحج»و در عبارت دیگر می‌فرماید:«و قد اعتمر الحسین(علیه السلام)فی‌ ذی الحجه»که به زودی درباره آن سخن خواهیم گفت.
8-دقت در گفتار ابو مخنف کوفی(م 751 ه.ق)،از مورخان مشهور شیعه،قول ما را تائید می‌کند.أبو مخنف به سند خود از عبد الله بن سلیم و المذری به المشمعل‌ الاسدیین که به عنوان حج از کوفه به مکه آمده بودن،نقل می‌کند که گفتند:فطاف‌ الحسین بالبیت و بین الصفا و المره وقص من شعره و حل من عمرته ثم توجه نحو الکوفه و توجهنا نحو الناس إلی منی(ابو مخنف،مقتل الحسین(علیه السلام)،66)یعنی:«حسین(علیه السلام)بر گرد خانه خدا و بین صفا و مروه طواف کرد و کمی از موی خود را چید و از عمره خود بیرون آمد.آنگاه به سوی کوفه روان شد و ما همراه مردم به منا رو کردیم».
ابن جریر طبری(م 013 ه.ق)نیز روایت ابو مخنف را در کتاب خود آورده است(طبری،982/4)چنانکه که ملاحظه می‌شود،در روایت ابو مخنف هیچ اشاره‌ای به تبدیل حج به‌ عمره مفرده نشده است.
بیان مطلب از منظر روایات
روایت اول،صحیحهء إبراهیم بن عمر الیمانی از امام صادق(علیه السلام)است؛بدین‌قرار:«أنه‌ سئل عن رجل خرج فی أشهر الحج معتمرا ثم خرج إلی بلاده؟قال لا بأس و إن حج من‌ عامه ذلک و أفرد الحج فلیس علیه دم،و إن الحسین بن علی(علیه السلام)خرج یوم الترویه إلی‌ العراق و کان معتمرا1»(کلینی،535/4؛طوسی،723/2).یعنی:«از امام صادق(علیه السلام)درباره‌ (1).این روایت با دو سند آمده است یکی طریق شیخ طوسی(در کتاب الاستبصار،723/2)است که از طریق‌ روایت صحیح می‌باشد زیرا شیخ طوسی،روایت را اینگونه آورده است:عن علی بن ابراهیم عن ابیه(ابراهیم بن‌ هاشم) عن حماد بن عیسی عن ابراهیم بن عمر الیمانی...که همه این روات از ثقات شیعه هستند دوم طریق‌ شیخ کلینی(در کتاب الکافی،535/4)است که از یک جهت معتبر و از جهت دیگر صحیح می‌باشد،جهت‌ معتبر بودن روایت،وجود محمد بن اسماعیل است(محمد بن اسماعیل نیشابوری)که اعتبار روایت او مورد اختلاف است.طریق شیخ کلینی اینگونه است عن علی بن ابراهیم عن ابیه(و عن محمد بن اسماعیل )عن فضل‌
کسی سوال شد که در ماههای حج،عمره مفرده به‌جا آورده،سپس به شهر خود بازگشته است.امام فرمود:جایز است و اگر در همان سال حج بجا آورد و حج افراد انجام‌ دهد بر او قربانی واجب نیست و در ادامه گفتند:حسین بن علی(علیه السلام)روز تزویه به سوی‌ عراق رفت؛در حالیکه به عمرهء مفرده محرم شده بود.
حدیث دوم صحیحه یا مصححه معاویه بن عمار است؛به این صورت:«قال:قلت لابی‌ عبد الله(علیه السلام):من این افتراق المتمتع و المعتمر؟فقال:«إن المتمتع مرتبط بالحج و المعتمر إذا فرغ منها ذهب حیث شاء و قد اعتمر الحسین(علیه السلام)فی ذی الحجه ثم راح یوم‌ الترویه إلی العراق و الناس یروحون إلی منی،و لا بأس بالعمره فی ذی الحجه لمن لا یرید الحج‌1».(کلینی،535/4؛طوسی،823/2)یعنی:معاویه بن عمار می‌گوید:به امام‌ صادق(علیه السلام)عرض کردم فرق عمره مفرده را انجام می‌دهد هنگامی که آن را به پایان رساند، می‌تواند به هرجا که بخواهد برود و امام حسین(علیه السلام) در ذی الحجه عمره مفرده بجا آورد؛سپس در روز ترویه،به عراق رفت؛درحالی که مردم به سوی منا می‌رفتند و کسی که نمی‌خواهد حج به جا آورد،جایز است که در ماه ذی الحجه،عمره مفرده انجام‌ دهد.
این دو روایت که از نظر سند صحیح است،به‌طور صریح،دلالت می‌کند که امام حسین(علیه السلام)در ماه ذی الحجه به عمره مفرد محرم شده و آن را به اتمام رسانده است و هیچ دلالتی بر تبدیل نیت ندارد.
رأی فقیهان
در ادامه بحث و به عنوان حسن ختام،لازم است به رأی فقیهان که متکی بر روایات‌ صحیحه است،اشاره کنیم:
(1)-بن شاذان عن حماد بن عیسی عن ابراهیم بن عمر.یعنی اگر مروی عنه علی بن ابراهیم بن هاشم،محمد بن‌ اسماعیل بدانیم حدیث معتبر است و اگر مروی عنه او ابراهیم هاشم از فاضل بن شاذان باشد،حدیث صحیح‌ است.
1.صحیح بودن این روایت از آن جهت است که شیخ کلینی در(کتاب الکافی،535/4)و شیخ طوسی در(کتاب‌ الاستبصار،83/2)روایت را اینگونه آورده‌اند:عن علی بن ابراهیم عن ابیه عن اسماعیل بن مرار مرار عن یونس(بن‌ عبد الرحمان)عن معاویه بن عمار...با توجه به اینکه مروی عنه اسماعیل بن مرار یونس بن عبد الرحمان است، روایت او تلقی به صحیح شده است.
1-سید محسن حکیم در کتاب مستمسک العروه می‌نویسد:
"و أما ما فی بعض کتب المقاتل:من أنه(علیه السلام)جعل عمرته عمره مفرده ،مما مفرده"مما یظهر منه‌ أنها کانت عمره تمتع و عدل بها إلی الافراد.فلیس مما یصح التعویل علیه فی مقابل‌ الاخبار المذکوره التی رواها أهل الحدیث»(حکی،291/11)یعنی:با تکیه بر آنچه در بعضی از کتاب‌های مقاتل آمده است که(علیه السلام)عمره خود را عمره مفرده قرار داد یعنی محرم به عمره تمتع شده بود و نیت خود را به مفرده تبدیل کرد،در برابر دلالت‌ احادیثی که محدّثان نقل کرده‌اند،صحیح نیست.»
همانطور که ملاحظه می‌شود،حکیم،روایات را بر نقل تاریخ ترجیح می‌دهد و قول‌ تبدیل نیت از عمره تمتع به مفرده را نمی‌پذیرد.
2-مرحوم آیه الله خوئی در کتاب الحج می‌گوید:
«قد دل بعض النصوص المعتبره علی جواز الخروج حتی یوم الترویه مثل صحیحه ابراهیم بن عمر الیمانی،....و فی الروایه و ان لم یصرح بجواز الخروج یوم الترویه و لکن‌ یظهر من استشهاد الصادق(علیه السلام)بقضیه خروج الحسین(علیه السلام) ان ذلک من باب تطبیق‌ الکبری علی الصغری و ان خروجه(علیه السلام)یوم الترویه کان جائزا فی نفسه،و استشهاده بفعل‌ الحسین(علیه السلام)دلیل علی جواز الخروج سواء کان الحسین(علیه السلام)مضطرا کما فی کتب‌ المقاتل و التواریخ أم لا،و أوضح من ذلک دلاله معتبره معاویه بن عمار....و الحاصل: لا ریب فی ان المستفاد من الخبرین ان خروج الحسین(علیه السلام)مضطرا کما فی کتب‌ المقاتل و التواریخ أم لا.و أوضح من ذلک دلاله معتبره معاویه بن عمار....و الحاصل: لا ریب فی ان المستفاد من الخبرین ان خروج الحسین(علیه السلام)یوم الترویه کان علی طبق‌ القاعده لا لاجل الاضطرار و یجوز ذلک لکل أحد و ان لم یکن مضطرا»(خوئی،کتاب الحج، 632/2).
مضمون گفتار آیه الله خوئی این است که خارج شدن از مکه در روز ترویه جایز است و استشهاد امام صادق(علیه السلام)به قضیه خروج امام حسین(علیه السلام)،دلیل بر جواز خروج از مکه در روز ترویه است و این استشهاد از باب تطبیق کبری بر صغری است.همچنین‌ مستفاد از خبر ابراهیم بن عمریمانی و معاویه بن عمار این است که خروج امام حسین‌ (علیه السلام)در روز ترویه،بر طبق قاعده بوده ا ست؛نه به سبب اضطرار که در کتاب‌های تاریخی‌ و مقاتل آمده است.
3-آیه الله گلپایگانی در کتاب البیع می‌نویسد:
"و ظاهر الروایه(صحیحه معاویه بن عمار)أن فعل الحسین(علیه السلام)کان لاجل جواز الخروج من مکه فی أیام الحج بعد الفرغ من العمره المفرده لا أنه صدر ذلک منه علیه‌
السلام لاجل الضروره بقرینه ذیل الروایه المصرح بجواز الخروج فی ذی الحجه بعد العمره لمن لا یرید الحج فان قوله(علیه السلام):و لا بأس بالعمره الخ مراده أنه یجوز له الاکتفاء بالعمره و الخروج من مکه و لا یلزمه الاتیان بالحج بأن کان فی ذی الحجه(گلپایگانی،553/1).
4-مضمون گفتار مرحو محقق نجفی در جواهر الکلام و محقق بحرانی در الحدائق‌ و محقق سبزواری در ذخیر المعاد و آیت الله حکیم و آیت الله خوئی و آیت الله‌ گلپایگانی این است که مستفاد از ظاهر روایت معاویه بن عمار،خروج امام حسین(علیه السلام)از مکه به عراق در روز ترویه از باب اضطرار نبوده است؛بلکه از باب جواز خروج در ایام حج‌ می‌باشد(نک:نجفی،164/02؛بحرانی،633/61؛سبزواری،797/1).
گرچه فاضل هندی در کشف اللئام و محقق طباطبائی در ریاض المسائل،آن را حمل‌ بر ضرورت کرده‌اند(نک:فاضل هندی،683/1؛طباطبایی،771/7).
نتیجه
نقل‌های تاریخی،از حیث سند مورد بررسی کارشناسانه دانشمندان رجال قرار نمی‌گیرد و معمولا مستند به قول معصوم نیست و در اصطلاح علم درایه آن را مقطوع می‌نامند و نزد محدثان شیعه و غالب اهل سنت،به جهت عدم اتصال سند به معصوم ضعیف‌ شمرده می‌شود.
روایات جوامع حدیثی که هم سخن معصوم است و هم سند آن مورد بررسی‌ کارشناسانهء دانشمندان رجال قرار می‌گیرد،درصورتی که از نظر علم رجال و علم درایه‌ معتبر باشد،حجت است و تکیه‌گاه و مستند قول فقیهان قرار می‌گیرد.
استناد به عمل امام حسین(علیه السلام)به عنوان یک سنت عملی،قاعده‌ای فقهی است و از ظاهر کلام فقهاء استنباط می‌شود که هیچ فقهی از قدماء و متاخرین و معاصرین، تبدیل حج تمتع و افراد به عمره مفرده را جایز نمی‌داند و عدم جواز،به معنای بی‌اعتبار بودن قول شهرت یافته می‌باشد.
به نظر نگارنده،امام حسین(علیه السلام)محرم به احرام حج نبوده تا آن را به عمره مفرده‌ تبدیل کرده باشند.بلکه(علیه السلام)با عمره مفرده وارد مکه شده و
با عمره مفره ماه ذی الحجه از مکه خارج شده است؛چنانکه از روایات ابراهیم بن عمر یمانی و معاویه بن عمار به صراحت استفاده می‌شود.


 منابع
1.ابن طاووس،علی بن موسی بن جعفر بن محمد،اللهوف فی قتلی الطفوف،چاپ‌ مهر،قم،7141 هـ.ق؛
2.ابو مخنف،لوط بن یحیی بن سعید،مقتل الحسین(علیه السلام)،مطبعه العلمیه قم، 8931 هـ.ق؛
3.اردبیلی،محمد علی،جامع الرواه،مکتبه المرتضویه لاحیاء الآثار الجعفریه،تهران،بی‌ تا؛
4.بحرانی،یوسف،حدائق الناضره فی احکام العتره الطاهره،موسسه نشر اسلامی،قم، بی‌تا؛
5.بحرانی،عبد الله،کتاب العوام الامام الحسین(علیه السلام)،مدرسه امام مهدی مطبعه امیر،قم، 7041 هـ.ق؛
6.ترابی،علی اکبر،الموسوعه الرجالیه المیسره او معجم الرجال الوسائل،تحت اشراف؛
7.حر عاملی،عاملی،محمد بن حسن،تفصیل وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل‌ الشریعه،تحقیق مؤسسه آل بیت علیهم السلام لإحیاء التراث قم،4141 هـ.ق؛
8.حکیم،سید محسن،مستمسک العروه،نشر مکتبه السید مرعشی،قم،4041 هـ.ق؛
9.خمینی،روح الله،تحریر الوسیله،موسسه مطبوعاتی اسماعیلی،قم،6931 هـ.ق؛
01.همو،مناسک حج با حواشی مراجع معظم تقلید،حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج،2831؛
11.خوئی،سید ابو القاسم،معجم رجال الحدیث،مدینه العلم،بیروت،لبنان، 3041 ه.ق؛
21.همو،المعتمد،کتاب الحج‌ CD اصدار الثالث للگلبایگانی؛
31.همو،المعتمد فی شرح المناسک،مقر السید رضا الخلخالی،مدرسه دار العلم،قم، 0141 هـ.ق؛
41.دینوری،احمد بن داود،الاخبار الطوال،منشورات شریف رضی،طبعه الامیر،قم، 8631 هـ.ق؛
51.سبزواری،محمد باقر،ذخیره العماد فی شرح الارشاد،موسسه آل البیت(علیه‌ السلام)،قم،بی‌تا؛
61.شریف قرشی،باقر،حیاه الامام الحسین(علیه السلام)،مطبعه الآداب،نجف الاشرف، 4331 هـ.ق؛
71.طباطبائی،سید علی،ریاض المسائل،موسسه نشر اسلامی،قم،5141 هـ.ق؛
81.طبرسی،فضل بن حسن،إعلام الوری بأعلام الهدی،موسسه آل البیت(علیه‌ السلام)،قم،بی‌تا؛
91.طبری،ابن جریر،تاریخ الامم و الملوک،موسسه الاعلمی بیروت،بی‌تا؛
02.طوسی،شیخ محمد بن الحسن،الاستبصار فیما اختلف من الاخبار،دار الصعب- دار التعارف،بیروت،1041 هـ.ق1891/ م؛
12.همو،رجال الطوسی،مکتبه الحیدریه،النجف الاشرف،0831 هـ.ق؛
22.همو،الفهرست،مکتبه الحیدریه،النجف الاشرف،0831 هـ.ق؛
32.صدوق،أبی جعفر محمد بن علی بن الحسین بن بابویه،الامالی،الاسلامیه،تهران، 4041 هـ.ق؛
42.عسکری،سید مرتضی،معالم المدرستین،موسسه نعمان،بیروت،1041 هـ ق؛
52.فاضل هندی،بهاء الدین محمد بن حسن بن محمد،کشف اللثام،منشورات آیت الله‌ نجفی،قم،5041 هـ.ق؛
62.فتال نیشابوری،محمّد بن احمد بن علی،روضه الواعظین،منشورات رضی،قم،بی‌ تا؛
72.قندوزی،سلیمان بن ابراهیم،ینابیع الموده لذوی القربی،دار الاسوه للطباعه و النشر؛
82.کلینی،أبی جعفر محمد بن یعقوب بن اسحاق،الکافی،صححه و علق علیه علی اکبر الغفاری،دار الکتب الاسلامیه،طهران؛
92.گلبایگانی،سید محمد رضا،تقریرات البیع‌ CD ،اصدار الثالث للگلبایگانی؛03.همو،الاحصار و الصد CD ،اصدار الثالث للگلبایگانی؛
13.مجلسی،محمد باقر،بحار الانوار،موسسه وفاء ،بیروت،3041 هـ.ق؛
23.مفید،محمد بن محمّد بن نعمان،الارشاد،موسسه الاعلمی للمطبوعات،بیروت، 9931 هـ.ق؛
33.نجاشی،احمد بن علی،رجال النجاشی موسسه نشر اسلامی،4041 هـ.ق؛
43.نجفی،محمد حسن بن باقر،جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام،دار الکتب‌ الاسلامیه،تهران،5041 هـ ق.


دانلود مقاله

 

منبع : فصلنامه پژوهش های قرآن و حدیث - شماره 1

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن