پنج شنبه, 25 آبان 1396 ساعت 17:12

حجت بودن فقها بعد از رحلت پیامبر و عدم نیاز به امام.

پرسش:
درباره ضرورت امامت بعد از پيامبر مي گويند كه چون حجت الهي بايد تمام شود و مردم حجت داشته باشند پس امامت لازم است. در حالي كه در دوران غيبت كبري وقتي مي گوييم حجت كيست و ما بايد دين خود را از كه بگيريم با اين كه امام زمان غايب است مي گويند از فقها. خوب كسي مي گويد اين حرف را پس از رحلت پيامبر بزنيد و فقها را هم بعد از رحلت پيامبر حجت بدانيد و ديگر نيازي به امام نيست؟
پاسخ:
قبل از اين كه اصل جواب را بيان نماييم تذكر چند مطلب به عنوان مقدمه كوتاه و خلاصه ضروري به نظر مي رسد:
الف: از نظر شيعه همانگونه كه مقام نبوت يك مقام و منصب الهي مي باشد كه بايد از طرف خداوند به انبياء و رسولان داده شود, مقام و منصب امامت نيز چنين است يعني امام كه جانشين پيامبر است بايد توسط شخص پيغمبر به اذن و دستور خداوند معين و نصب بشود و اهميت اين مساله به حدي است كه خداوند متعال به پيامبرش مي فرمايد: يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته(1) يعني: ( اي پيامبر آنچه بر تو نازل شد (مساله جانشيني اميرالمومنين) تبليغ كن و به مردم برسان و اگر تبليغ نكني رسالت الهي را تبليغ نكرده اي) يعني اگر پيامبر اكرم موضوع امامت و امام بعد از خودش را به مردم بيان نكند گويا اصلا به وظيفه و رسالت خودش عمل نكرده است. و در آيه ديگر مساله امامت و ولايت را اكمال دين و اتمام نعمت مي داند و مي فرمايد: اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الاسلام دينا(2) يعني (امروز با بيان مساله خلافت و امامت و تعيين امام بعد از پيامبر دين خاتم كامل گرديد و نعمت بر شما تمام گرديد) و نيز در احاديث آمده است كه: من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهليه(3) يعني ( هر كس بميرد و امام زمان خود را نشناسد مرگ اش از نوع مردن جاهليت است).
ب: ائمه طاهرين ـ عليهم السلام ـ « علوم و معارف را از يك طريق رمزي و غيبي كه بر ما مجهول است از پيغمبر گرفته اند»(4) يعني اميرالمومنين از پيامبر و امامان بعدي از اميرالمومنين ـ عليهم السلام ـ و اين خيلي بالاتر و اصلا قابل مقايسه نيست با مجتهدان و فقهاء و دانشمنداني كه اسلام را از روي فكر و استدلال هاي عقلي و نقلي و بر اساس اجتهاد و استنباط از منابع ديني از قبيل كتاب و سنت شناخته است و جايزالخطاء مي باشند.
د: دليل لزوم و ضرورت وجود امام و حجت الهي در هر عصري تنها و صرفا اتمام حجت بر خلق نيست كه با شوون امام معصوم و ابلاغ احكام به واسطه علماء حجت بر مردم تمام شود بلكه گذشته از مسايل و آثار تشريعي آثار تكويني و خيلي از مسايلي كه بر ما پوشيده است دارد چنانچه در روايات وارد شده كه: « لولا الحجه لساخت الارض باهلها»(5) يعني( اگر وجود حجه خدا در زمين نباشد زمين اهل اش در خود فرو خواهد برد) و چنانچه در زيارت جامعه كبيره كه از امام هادي ـ عليه السلام ـ روايت شده مي خوانيم كه به واسطه شما اهل بيت باران نازل مي گردد و به واسطه شما آسمان برپا است و امثال اين تعبيرات. و لذا در زمان غيبت هم انسان ها نياز به وجود امام و حجت الهي دارند همان گونه كه در زمان حضور نياز دارند و لو در زمان غيبت از دسترسي ظاهري به آن حضرت محروم باشند و بر اساس بيان پيامبر اكرم كه فرمود: « اني تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتي ما ان تمسكم بهما لن تضلوا ابدا, لن يفترقا حتي يردا علي الحوض»(6)ائمه طاهرين ـ عليهم السلام ـ عدل قرآن هستند و هيچ گاه از هم جدا نخواهند شد تا بر حوض بر پيامبر وارد شوند و مادامي كه انسان ها به آن دو تمسك نمايند گمراه نخواهند شد. يعني همانگونه كه بشريت و انسانيت هميشه و الي الابد نياز به قرآن دارند از ائمه طاهرين نيز بي نياز نخواهند بود و لو احيانا امكان دسترسي مستقيم به حجت الله وجود نداشته باشد مثل دوران غيبت.
از توجه و دقت در نكات چهارگانه كه ذكر گرديد جواب سوال مورد نظر خود به خود روشن خواهد شد, زيرا آن گونه كه توضيح داديم كه امام و مقام امامت تنصيصي است و امام را پيامبر اكرم بايد به دستور خدا معين نمايد و امام معصوم در تمام شئون پيامبر غير از نبوت جانشين آن حضرت اند و علوم ائمه علومي مخصوص و ويژه بوده و از راه خاص ائمه به آن نائل مي گردند و اينكه بالاخره ائمه معصومين عدل قرآن است و دليل لزوم وجود امام در هر عصري تنها قيام حجت و بيان احكام نيست, هيچ شخص و شخيصتي در شرايط عادي كه دسترسي به معصوم امكان دارد نمي تواند جايگزين امام معصوم بشود و اصلا چنين اشخاصي با چنان مقامات علمي و عملي كه ذكر كرديم وجود ندارد كه جاي امام معصوم را بگيرد و اين كه گفته مي شود در زمان غيبت به علماء مراجعه شود و در مسايل شرعي و مبتلا به گفته هاي فقهاء عظام حجت است در شرايط عادي نبوده و در صورتي است كه دسترسي به امام معصوم به دلايلي وجود نداشته باشد. و آن هم در بعضي از شئون امام مثل بيان احكام كه مستفاد از آيات و روايات است و مثل قضاوت و بعضي از امور ديگر كه علما و فقها با مهارت و آگاهي و تخصصي كه دارند احكام و وظايف مكلفين را با اجتهاد و استنباط از آيات و روايات به دست مي آورند و اين هرگز به اين معني نيست كه علما و فقها جاي ائمه ـ عليهم السلام ـ را مي گيرند و با وجود فقها از ائمه ديگر بي نياز مي شويم در حالي كه علوم تمام علما در تمام اعصار و در تمام ابواب احكام و مسائل علمي قطره از اقيانوس بي كران علوم خدادادي اهل بيت بوده و مي باشد.
پی نوشت:
1. سوره مائده, آيه67.
2. سوره مائده, آيه3.
3. دلايل الصدوق, ص13-6.
4. امامت و رهبري علامه شهيد مطهري, ص52.
5. مستدرك سفينة البحار, ج5, ص278.
6. بحار الانوار, ج2, ص285, كتاب سليم بن قيس, ص201, كمال الدين, ص64.