یکشنبه, 05 شهریور 1396 ساعت 09:57
خواندن 1485 دفعه

گفتگو درباره مسند امام باقر علیه السلام

گفت‌وگو با حجت‌الاسلام محمدرضا نوراللهیان دربارۀ مسند امام باقر علیه السلام نوشتۀ آیت الله عطاردی- سعیده محبی

مسند 6 جلدی امام باقر (علیه السلام) حاصل سال‌ها تلاش و تحقیق آیت‌الله شیخ عزیزالله عطاردی است که بنا به توصیه‌ای نگاشته شده است؛ توصیه‌ای از سوی آیت‌الله میلانی در ایامی که آیت‌الله عطاردی سخت مشغول تحقیق و تهیه فیش‌هایی درباره تاریخ خراسان بزرگ بود. ولی این توصیه مسیر وی را به سوی مسندنویسی باز می‌کند. در گفت‌وگو‌یی که با حجت‌الاسلام محمدرضا نوراللهیان، مدیر مرکز فرهنگی خراسان انجام دادیم، وی با اشاره به این که «مسند امام باقر (علیه السلام)» در مجموعه مسانید آیت‌الله عطاردی اثری ممتاز است، به کتابشناسی این اثر از زوایای مختلف پرداخت. حجت‌الاسلام نوراللهیان که به گفته خودش ربع قرنی را با مرحوم عطاردی گذرانده در خلال این گفت‌وگو گفت که آیت‌الله عطاردی هشت هزار و 564 حدیث را از زیدیه‌، اسماعیلیه، اهل سنت و عمدتا اهل تشیع از امام باقر (علیه السلام) در مجموع این 6 جلد آورده است که هزار و 110 حدیث آن از زیدیه و اسماعیلیه و اهل سنت است. در ادامه، این گفت‌وگو را که در آن سوالاتی درباره احادیث این مجموعه و آسیب‌های پیرامون آن نیز مطرح شد، می‌خوانید.

 

چرا مرحوم عطاردی به رغم سال‌ها پژوهش و تحقیق درباره تاریخ خراسان به‌یکباره به مسندنویسی روی آوردند؟

مرحوم عطاردی محدث مسندنویس نبودند و عمده برنامه‌ای که برای عمرشان تنظیم کرده بودند نوشتن تاریخ خراسان بود که این تمدن شرق جهان را بتوانند معرفی کنند. در این راه 50 سال فیشبرداری‌های سخت و طاقت‌فرسا نیز انجام دادند. ایشان هنگام نوشتن تاریخ خراسان بزرگ، محور خراسان را امام رضا (علیه السلام) قرار می‌دهند و در این مسیر باید افکار امام رضا (علیه السلام)‌، نامه‌ها، احادیث و روایات و ... را نیز معرفی می‌‌کردند که در نتیجه دو جلد «مسند الامام الرضا (علیه السلام)» را نوشتند. این مسند به دست آیت‌الله محمدهادی میلانی می‌‌رسد و اولا یک اجازه روایتی را به مرحوم عطاردی می‌‌دهند و بعد می‌‌گویند من دوست دارم شما چنین کاری را برای امام باقر (علیه السلام) انجام دهید. با این درخواست آیت‌الله میلانی مبدأ میل جدیدی در مرحوم عطاردی به وجود می‌‌آید و مسند 6 جلدی امام باقر (علیه السلام) مولود درخواست یک فقیه بزرگ شیعی می‌‌شود. مسند امام باقر (علیه السلام) نتیجه تحقیق چندساله آیت‌الله عطاردی است که شاید قریب 10 سال ــ از آغاز تا چاپ ــ ازمولف آن وقت برد و توسط محمدرضا عطایی خراسانی در 6 جلد نیز ترجمه شده است.

 

مسند امام باقر (علیه السلام) درمجموعه مسانید 73 جلدی آیت‌الله عطاردی چه ویژگی‌های متمایزی دارد؟

به اعتقاد من مسند امام باقر (علیه السلام) درمجموعه مسانید ایشان کار ممتازی است. در جلد اول این مسند مرحوم عطاردی ابتدا به معرفی امام باقر (علیه السلام) ــ اعم ازتاریخ ولادت، محل ولادت، پدر، والده، محیط زندگی، فضایل و مناقب و مکارم اخلاق، برخی کرامات‌ و ویژگی‌های شخصیتی تا شهادت ایشان می‌‌پردازند. در جلد اول بعد از مباحث مربوط به زندگینامه امام (علیه السلام) بحث امامت امام (علیه السلام) عنوان و ادله امامت امام (علیه السلام) ارائه شده است. ارائه این بحث در جلد نخست کتاب از این نظر مهم است که به عنوان مثال فرقه زیدیه به رغم این که شیعه هستند، امام باقر (علیه السلام) را قبول ندارند و معتقدند امام باید قائم به سیف باشد. آنها به جای امام باقر (علیه السلام) برادر ایشان زید را قبول دارند در حالی که زید خود، به امام باقر (علیه السلام) ارجاع دادند.

بحثی دیگری که در جلد نخست این کتاب آمده درباره علم امام است که در آن روایات مربوط به دانش گسترده امام باقر (علیه السلام) بیان شده است.

مرحوم عطاردی به دانش گسترده علم امام باقر (علیه السلام) که ملقب با «باقرالعلوم» هستند و این روایت درباره علم ایشان از پیامبر (صلی الله علیه و آله)) خطاب به جابر بن عبدالله انصاری است که فرمودند: ای جابر! تو زنده می‌‌مانی و فرزندی از من را که نام او باقر است و عمقی درعلوم و دانش ایجاد می‌‌کند، می‌‌بینی، به طور جامع و مفصل در این کتاب 6 جلدی پرداخته‌اند که شامل همه سخنرانی‌ها و سخنان و مواضع فکری، سیاسی، کلامی، عقیدتی و کلامی امام باقر (علیه السلام) می‌شود و البته همه مستند است.

مرحوم عطاردی درهمین فصل دانش و علم امام (علیه السلام) به روایاتی از اهل سنت هم در فضایل ایشان اشاره کرده است.

بله؛ ایشان در این کتاب از چند دانشمند برجسته که اتفاقا همه از اهل سنت هستند، درباره گستره دانش امام باقر (علیه السلام) روایت‌هایی را آورده‌اند نظیر «ابن خلکان» که نخستین کسی است که نهج‌البلاغه را زیر سوال می‌‌برد و منکر می‌‌شود و با مذهب ما دشمن است؛ اما درباره امام باقر (علیه السلام) گفته: او عالم و سیدی بزرگوار بود و دانش را به اعماق سیر کرد. یا «ابن‌حجر» عسقلانی که به رغم تعصب، دانشمند رجالی بزرگی است و درباره علم امام (علیه السلام) می‌‌گوید: علم و دانش امام باقر (علیه السلام) شهره آفاق و زبانزد خاص و عام بود. ازدیگران هم روایاتی اینچنینی درباره علم امام باقر (علیه السلام) درکتاب به چشم می‌‌خورد.

مرحوم عطاردی موارد مختلفی ازعلم امام (علیه السلام) نظیرتسلط ایشان به زبان‌های مختلف از جمله سریانی و عبری و اشراف امام به صحبت پرندگان را درکتاب ذکر کرده‌اند. یکی دیگر از مواردی که در باب علم امام (علیه السلام) درکتاب آمده درباره «محمد بن مسلم ثقفی کوفی» است که گفته شده 30 هزار حدیث از امام باقر (علیه السلام) شنیده است.

 

روایات مربوط به امام باقر (علیه السلام) از سوی راویان مختلفی از جمله راویان غیرشیعه نقل شده است. آیا در مسند امام باقر (علیه السلام) به این روایات هم اشاره شده است؟

بله؛ در بین شاگردان امام، از اهل سنت، صوفیه، شعرا و شاگردان برجسته‌ای چون ابوبصیر، محمد بن مسلم کوفی‌، ابوحنیفه‌، مالک بن انس و شافعی که از فقهای مدینه و عراق هستند، دیده می‌‌شوند که از امام روایت کرده‌اند. در کتب

تفسیری نیز روایات امام (علیه السلام) وجود دارد مانند تفسیرکشاف زمخشری و برخی دیگر که روایات امام (علیه السلام) را در ذیل آیات تفسیری آورده‌اند. امام باقر (علیه السلام) یک سلسله مکاتباتی را هم داشته‌اند که نویسندگان این مکاتبات متفاوت هستند و آنها هم درکتاب آمده است. علم و اطلاع امام (علیه السلام) برمغیبات از موارد دیگری است که در کتاب به آن پرداخته شده است. ازجمله این که قطب راوندی روایتی را از ابوبصیر نقل می‌‌کند که امام صادق (علیه السلام) فرمودند: پدرم یک روز نشسته بودند و در فکر فرو رفته بودند و سرشان پایین بود. بعد که سر را بلند کردند، فرمودند: مردم مدینه! مواظب باشید که شبیخونی با لشگری عظیم به مدینه خواهند زد. و خصوصیات آن اتفاق را بیان می‌‌کنند. به‌غیر از بنی‌هاشم که ازمدینه خارج شدند سایر مردم توجهی به فرمایش امام (علیه السلام) نکردند. خود امام (علیه السلام) هم با خانواده مدینه را ترک کردند که ماجرای نافع بن ازرق پیش آمد.

 

یکی از فصل‌های جلد نخست کتاب، بررسی مشکلات عصر امام باقر (علیه السلام) درحوزه اجتماعی، سیاسی و حتی خویشاوندی است. ریشه مشکلات خویشاوندی دوره امام باقر (علیه السلام) بنا بر آن چه مرحوم عطاردی در مسند آورده، از کجا نشات می‌‌گیرد؟

اندکی از سادات بنیحسن خیلی مرموزانه با معصومان ــ که پسرعموهایشان بودند ــ درگیری راه می‌‌انداختند و افشاگری‌هایی ناصواب ودروغ می‌‌کردند و حتی امام باقر (علیه السلام) را به محکمه می‌‌کشاندند که مرحوم عطاردی این فصل را نیز در جلد نخست کتاب آورده‌اند و خواندنی هم هست. همعصری با بنی‌امیه وعبدالملک مروان و مشکلاتی که آنها برای امام (علیه السلام) پدید آوردند و درگیری‌هایی که در عصر امام باقر (علیه السلام) میان بنی‌عباس و بنی‌امیه برای کسب قدرت پیش آمد، از موارد تاریخی دیگری است که درکتاب آمده است. مرحوم عطاردی بعد ازاین مقدمات به بیان مبانی و مواضع فکری‌، سیاسی عقیدتی و فرهنگی امام (علیه السلام) می‌‌پردازند که مباحث احادیث امام (علیه السلام) از همان جلد نخست شروع می‌‌شود.

 

سبک نگارش مسند امام باقر (علیه السلام) توسط آیت‌الله عطاردی بر چه مبنایی است؟

سبکی که مرحوم عطاردی در همه مسانید دارند سبک مرحوم کلینی و دیگر قدماست؛ یعنی اولین کتاب، کتاب عقل است و هرچه روایت درباره عقل و تفکرات و اندیشه وی داریم در این کتاب آمده است. بعد کتاب علم است که هرچه روایت در باب علم که خود، ادله‌ای برعلم امام است، بیان شده است. در جلد نخست روایاتی درباب توحید و امامت نیز آمده و جلد یک با روایاتی درباره امامت حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به پایان می‌‌رسد.

 

بخش عمده روایات و آموزه‌های اهل بیت (علیه السلام) رویکرد اخلاقی دارند. در مسند امام باقر (علیه السلام) به این روایات نیز پرداخته شده است؟

بله‌؛ در جلد 2 کتاب این مباحث دیده می‌‌شود. البته جلد 2 با فضایل اهل بیت (علیه السلام) از زبان امام باقر (علیه السلام) شروع می‌‌شود که فصل مفصلی است و دسته‌بندی‌های خوب و منظمی دارد. بعد ازآن کتاب ایمان و کفر شروع می‌‌شود که باب‌هایی در نشانه اسلام و مسلمانی ومباحث مهم اخلاقی در آن گنجانده شده است. اخلاقی‌ترین مباحث امام (علیه السلام) در باب رفتار با خانواده، رفتار با اجتماع، تواضع، زهد، وفای به عهد‌، آداب معاشرت، آداب سلوک، آداب رفتار و ... در این فصل دیده می‌‌شود که این فصل اگر به صورت مستقل منتشر شود، اثری متقن و مستدل برای سبک زندگی اسلامی خواهد بود.

 

درباره روایات تفسیری امام باقر (علیه السلام) که در مسند آمده نیز توضیح دهید؟

امام یک سلسله روایات تفسیری دارند. تقریبا یک جلد کتاب به روایاتی که امام (علیه السلام) آیات را تفسیر کرده‌اند، اختصاص پیدا کرده است. 95 سوره از 114 سوره قرآن که امام (علیه السلام) درمناسبت‌های مختلف درباره آیاتی از آنها صحبت کردند، تقریبا در یک جلد جمع‌آوری شده است. اگر کسی بخواهد روایات تفسیری امام باقر (علیه السلام) و دیدگاه‌های تفسیری و قرآنی امام (علیه السلام) را ببیند، این کتاب منبعی خوب و سرمایه‌ای بزرگ برای او خواهد بود و اگر ما بخواهیم تفسیر امام باقر (علیه السلام) را داشته باشیم می‌‌توانیم به این فصل کتاب مسند مرحوم عطاردی مراجعه کنیم. ما بسیار هم به این کار تفسیری احتیاج داریم و اکثر مواد «تفسیرماثور» از دیدگاه امام باقر (علیه السلام) دراین کتاب آمده است ضمن این که بخشی هم درباره فضایل قرائت قرآن، آداب تلاوت، فضایل سور قرآنی و ... که در زمره مباحث علوم قرآنی به شمار می‌رود، دراین بخش کتاب آمده است.

 

یکی از بخش‌هایی که آیت‌الله عطاردی در این مسند به آن پرداخته‌اند درباره ادعیه منسوب به امام باقر (علیه السلام) است. این دعاها شامل چه مواردی است؟

در واقع جلد سوم مسند امام باقر (علیه السلام) با کتاب دعا شروع می‌‌شود. البته درباره امام باقر (علیه السلام) این موضوع وجود دارد که صحیفه سجادیه که بزرگترین سند دعای شیعه است را پدرشان املاء کرده‌اند و ایشان به همراه زید بن علی بن الحسین (برادرشان) آن را نوشته‌اند. درمقدمه صحیفه سجادیه ذکر شده که امام صادق (علیه السلام) می‌‌فرمایند: جدم املاء می‌‌کرد، پدرم و عمویم می‌‌نوشتند و من هم نشسته بودم. البته آن نسخه از صحیفه سجادیه که توسط امام باقر (علیه السلام) نگاشته شده، دردست شیعه نیست. ازامام باقر (علیه السلام) در این کتاب بیش از 100 صفحه دعا در حالات و به مناسبت ایام و لیالی مختلف آمده و تعلیمات دعایی امام باقر (علیه السلام) بسیار ارزشمند است . البته طی سالهای اخیرمرحوم آیت‌الله موحدی ابطحی ادعیه همه ائمه (علیه السلام) ازجمله امام باقر (علیه السلام) را جمع‌آوری کرده‌اند که آن اثر و بخش‌هایی را که آیت‌الله عطاردی در مسند آورده‌اند می‌‌تواند مورد توجه و استفاده قرار گیرد.

فصل دیگر جلد سوم، کتاب احتجاجات است که اختصاص به مناظرات امام (علیه السلام) ــ یعنی همین بحث گفت‌وگوی ادیان و مذاهب که امروز درباره آن صحبت می‌‌شود ــ دارد. امام (علیه السلام) با خوارج، نصارا، اهل سنت و چهره‌هایی چون طاووس یمانی و حسن بصری که هرکدام نماینده یک طرز تفکر هستند، احتجاجاتی داشتند که بخش‌هایی از آن درکتاب آمده است.

 

بخش مفصلی از کتاب به بیان روایات مربوط به امام باقر (علیه السلام) در احکام اختصاص پیدا کرده است. این فصل کتاب چه قدر می‌‌تواند مورد استفاده فقها و حوزه‌های علمیه قرارگیرد؟

از بخش‌های پایانی جلد سوم و همه جلد چهارم و بخش‌هایی ازجلد پنجم، روایات احکام امام (علیه السلام) شروع می‌‌شود که خاص فقها و مجتهدان است؛ یعنی خلاصه مباحث جدی علمی در اصول و دروس خارج فقه در سه جلد کتاب آمده است. سبک آن نیز سبک کتب فقهی یعنی 53 جلد کتاب فقهی لمعه شهیدین که از طهارت شروع می‌‌شود تا دیات است و مرحوم عطاردی نیز به همان شیوه همه روایات را با سند آورده‌اند و مجموع چند هزار روایت که در کتاب آمده، 1200 سال منشأ فتوا بوده است.

روایات فقهی امام باقر (علیه السلام) بسیاراعجاب‌انگیز است. از آنجا که سایر امامان ما مانند سید‌الشهدا (علیه السلام)، امام سجاد (علیه السلام) یا امام حسن (علیه السلام) فرصتی مناسب برای نشر اندیشه‌هایشان نداشتند،

امام باقر (علیه السلام) به سبب درگیری دو قدرت عصرخود این فرصت را یافتند و از این‌رو اگر بتوانیم مجموعه روایات فقهی امام باقر (علیه السلام) را که در سه جلد کتاب آمده، به صورت مستقل در یک جلد منتشرکنیم، بسیار مورد استفاده و کاربرد حوزه‌های علمیه خواهد بود.

درپایان جلد پنجم مباحث معاد شناسی گنجانده شده و بحث کوتاهی هم در باب نوادر آمده است.

فصل پایانی مسند امام باقر (علیه السلام) رویکردی متفاوت با سایر مجلدات کتاب دارد و طی آن به نقل روایات زیدیه و اسماعیلیه پرداخته شده است. کمی درباره این جلد مسند توضیح دهید.

جلد آخر کتاب درواقع از ابتکارات مرحوم عطاردی است وسیری را که در پنج جلد پیشین آمده درجلد ششم نیز طی کرده‌اند؛ منتهی از روایات زیدیه واسماعیلیه. مولف در این جلد با جست‌وجو درمنابع زیدیه و اسماعیلیه آنها را نیز ذکر کرده است. در واقع آیت‌الله عطاردی تمام کتاب‌های منبع را جست‌وجو می‌‌کنند و تمام روایات زیدیه و اسماعیلیه درباره امام باقر (علیه السلام) را ذکر می‌‌کند که بسیار هم زیاد است و طرح این موضوع‌ها می‌‌تواند عامل وحدت ما با این فرقه‌ها شود. کار دیگری که آیت‌الله عطاردی در فصل پایانی کتاب انجام داده‌اند این که ایشان کتب اهل سنت را هم تفحص می‌‌کنند و اکثر روایات اهل سنت درباره امام باقر (علیه السلام) را در فصول مختلف آورده‌اند. آیت‌الله عطاردی 8هزار و 564 حدیث را از زیدیه‌، اسماعیلیه، اهل سنت و عمدتا اهل تشیع از امام باقر (علیه السلام) در مجموع این 6 جلد آورده است که هزار و 110 حدیث آن از زیدیه و اسماعیلیه و اهل سنت است.

 

مسند امام باقر (علیه السلام) به لحاظ اعتبار سند احادیث و روایات چه قدر قابل اطمینان است؟

مرحوم عطاردی چون خود عالم رجالی بودند و اطلاعات رجالی و حافظه بسیار قوی داشتند دغدغه‌شان این بود که روایات دارای سند را ذکر کنند. ضمن این که ایشان درپایان این دایرةالمعارف امام باقر (علیه السلام)، درباره شاگردان یا صحابی موجود در آخرین سلسله حدیث تحقیق کردند. مثلا درباره محمد بن مسلم کوفی که گفته شد 30 هزار حدیث از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده است، تحقیق کرده‌اند ودر کتاب آورده‌اند و هر جا در این 6 جلد از او روایتی بوده، سند آن را ارائه داده‌اند. ایشان به 654 شخصیت محدث در فصل تحقیق و بررسی سندی پرداخته‌اند که در بین آنها چهره‌هایی شناخته‌شده و موثق مانند محمد بن مسلم کوفی، ابوبصیر، جابر، زراره و البته نام‌هایی ناشناخته و معمولی بودند. حتی یکی از کسانی که از امام باقر (علیه السلام) روایت دارد خود امام صادق (علیه السلام) هستند که سالها در محضر پدر بودند.

 

نقل حدیث از کسانی که به قول شما شخصیت‌هایی معمولی و ناشناخته بودند، به صحت انتساب حدیث به معصوم (علیه السلام) لطمه نمی‌زند؟

به هر حال روایت آنها باید آورده می‌‌شد. البته ممکن است آنها آدم‌های قابل اعتمادی نباشند ولی سخنشان در نقل خبر درست بوده باشد و آن خبر از سوی دیگران هم گفته شده باشد و با نقل سخنان این افراد هم تواتر خبری پیش ‌‌آید.

 

احتمال مردود بودن برخی روایاتی که در کتاب آورده شده است، وجود دارد؟

البته مولف خود سخن‌شناس بوده و از کتاب‌های مرجع و محققانه استفاده کرده است. ایشان اگر روایتی را مردود تشخیص می‌دادند، حذف می‌‌کردند و روایات درست‌تر را می‌‌آوردند ولی باز هم ممکن است در آنها روایات خطا پیدا شود. مطابق بحث رجالی، ایشان آخرین نفر یک سلسله سند حدیث را آورده‌اند یعنی فقط راوی اول را ذکر کرده‌اند. البته ممکن است در یک روایت پنج تا شش نفر دیگر این روایت را از قول یکدیگر تا برسد به او نقل کرده باشند. ممکن است این زنجیره تا به زمان ما برسد، چند برابر هم شده باشد. اما چون ما عمدتا از کتب قدما ــ مانند شیخ

طوسی، شیخ کلینی و شیخ صدوق ــ استفاده می‌‌کنیم، این راویان 5ـ6 نفر و گاهی کمتر هستند که ممکن است در میان آن روات، آدم‌های ناسالمی هم بوده باشند. به هر حال باید نقاط ضعف و قوت حدیث پیگیری شود. دربین روات امام (علیه السلام) حتی زیدیه، اهل سنت و اسماعیلیه هستند و تبحری می‌‌خواهد تا انسان سره را از ناسره تشخیص دهد و روایات صحیحتر را به دست بیاورد.

 

اما ممکن است به برخی منابع معتبر شیعی هم به لحاظ صحت منابع اسناد و منابع حدیثی اشکالاتی وارد باشد؟

بله؛ دربحارالانوار علامه مجلسی که بی از پنج قرن متاخر از کلینی شیخ صدوق و شیخ طوسی بوده و در دوره او دانش حدیث بسیار تکامل و ترقی داشته، باز روایات ضعیف داریم. البته کسانی هستند که «الصحیح من الکافی» نوشته‌اند و بعضا برخی مانند محمدباقر بهبودی روایاتی را که تشخیص داده‌اند صحیح نیست، ازاصول کافی خارج کرده‌اند ولی ما آن کار را توصیه نمی‌کنیم چرا که ما باید برای محقق مواد علمی را فراهم کنیم. ضابطه‌ها هم مشخص است و او باید با قواعد خودش روایت را تشخیص دهد زیرا ممکن است روایتی را من ضعیف تشخیص دهم و فقیه دیگری آن را درست و قوی بداند.

 

درباره ترجمه این اثر هم توضیح دهید.

مترجم از شاگردان مرحوم ادیب نیشابوری و از دوستان مرحوم عطاردی است. نظر ما این بود که ترجمه در دو جلد منتشر شود ولی به هر حال ترجمه قدری برای کسانی که می‌‌خواهند همه روایات را ببینند و معنی ادعیه را بفهمند، گسترده‌تر و جامع‌تر شد. ترجمه، ترجمه‌ای متقن است البته نه به این معنی که بدون اشکال باشد کما این که در خود کتاب هم اشکالاتی وجود دارد که باید در چاپ‌های بعد رفع شود.

البته مولف خود در کتاب آورده که اینها مواردی بوده است که من به آنها رسیده‌ام و ممکن است صدها حدیث از امام باقر (علیه السلام) باشد که دیگران به آن برسند و ازآنها خواهش می‌‌کنم که به من متذکر شوند که در چاپ‌های بعدی بیاورم. ما هم از اصحاب قلم‌، کتاب و محققان خواهش می‌‌کنیم اگر در ترجمه یا متن اصلی مسند امام باقر (علیه السلام) به اشکالی برخوردند یا طرحی برای بهتر شدن آن داشتند به مرکز فرهنگی خراسان اطلاع دهند. در همین جا بگویم که در نشر مسند امام باقر (علیه السلام) سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی نیز به ما کمک کردند.

 

فصل‌های برجسته این کتاب به اعتقاد شما کدام‌اند؟

فصول برجسته کتاب به تناسب مخاطب متفاوت است. برای فقها، سه جلدی که روایات فقهی درآن آمده است؛ برای مفسران یک جلدی که مباحث تفسیر قرآن در آن است؛ برای مورخان جلد اول و برای رجالیون جلد آخر قابل استفاده است ولی یکی از نکات شاخص کتاب مربوط به فصلی است که مولف روایات امام باقر (علیه السلام) را از منابعی غیر از منابع شیعی و کتب اربعه می‌‌آورند. یکی از اقدامات برجسته مرحوم عطاردی در این کتاب آن است که به بحارالانوار و کتاب‌های 500 سال پیش ارجاع نمی‌دهند و به مصادر بحارالانوار ارجاع می‌‌دهند. به نظر من بخش تفسیری امام باقر (علیه السلام) از قرآن و فصل معرفی ابعاد وجودی امام (علیه السلام) از فصول زرین و برجسته کتاب است.

 

منبع : ایبنا

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن