سه شنبه, 24 مرداد 1396 ساعت 10:52

گزارشی از یک مطالعۀ تطبیقی در دیار غرب دربارۀ امامت - عبدالحسین طالعی

پایاننامهای درباره امامت به دستم رسید به زبان انگلیسی[1]، با این مشخصات:

Doctorine of Imamate in Twelwer Shiism: Traditional, Theological, Philosophical and Mystical PerspectivesByHamid Mavani, Institute of Islamic Studies, McGill University, Montreal, 2005.

(نظریه امامت در تشیّع دوازده امامی: دیدگاههای سنتی، الهیاتی، فلسفی و عرفانی، نوشته: حمید موانی. مؤسسه مطالعات اسلامی، دانشگاه مک گیل، مونترآل کانادا، 2005)

در این یادداشت میکوشم بدون ردّ یا تأیید تمام یا بخشهایی از رساله، درونمایۀ آن را بشناسانم. بدیهی است که این یادداشت جایگاه نقد و بررسی دقیق مطالب نیست و فقط برای مروری اجمالی در نظر گرفته شده است.

این پایاننامه که به شیوۀ تطبیقی نوشته شده، با پیوستهایش، 267 صفحه دارد و در مقطع دکتری رشته فلسفه، ارائه و دفاع شده است. نویسندۀ آن، اکنون در دانشگاه کلارمونت امریکا به تدریس اشتغال دارد و در زمان نگارش این پایاننامه، چند سالی را در قم اقامت داشته است.

او در این پایاننامه از 199 منبع مکتوب استفاده کرده که کتابشناسی آنها را در صفحات 250 – 263 آورده است. از این منابع، 57 منبع (کتاب و مقاله) به زبان انگلیسی، 2 منبع به زبان فرانسوی، و آن دیگرها، آثار عربی و فارسی هستند که چهار مورد آثار خطی نیز در آنها دیده میشود. نویسنده در همین بخش در مورد بعضی از این منابع توضیحات مفیدی ارائه میکند، ازجمله: تفسیر البرهان بحرانی، مرآة الانوار فتونی، مشجرة اجازات علماء الامامیة طباطبایی، کتاب سلیم بن قیس، ینابیع المودة قندوزی، تفسیر قمی، بصائر الدرجات صفار و شرح تجرید الاعتقاد احمد امینی.

همچنین در مقدمات رساله (ص 23 – 25) از چند شخصیت علمی حوزه علمیه قم یاد میکند که با آنان ارتباط علمی داشته و از نکات آنان بهره برده است: سید علی حسینی میلانی، شیخ احمد امینی نجفی، شیخ محیالدین مامقانی، شیخ محمدرضا مامقانی، شیخ یحیی انصاری شیرازی، سید عبدالعزیز طباطبایی یزدی، شیخ مرتضی فرج پور، سید احمد اشکوری، شیخ محمدرضا جعفری، سید احمد مددی، شیخ محمد هادی یوسفی غروی (محقق کتاب النجاة فی القیامة فی تحقیق امر الامامة)[2].

پس از مقدمهای نسبتا مبسوط، متن رساله در شش فصل ارائه شده است.

در فصل اول (ص 27 – 57) سه موضوع اصلی در مباحث امامت بیان شده است:

الف. مودت/ محبت/ حبّ /وَلایت (به فتح واو).

ب. خلافت

ج. وِلایت (به کسر واو) مطلقه (تشریعی و تکوینی) که خود چهارده عنوان
فرعی دارد:

1. حقیقت نوریه

2. اوّل ما خلق الله

3. الأسماء الحسنی

4. شفاعت

5. العلم اللدنّی

6. محبت

7. الامامة الباطنیة

8. معجزات و کرامات

9. پیمان پیشین (عالم ذر)

10. عرضه اعمال به پیامبر و خاندان

11. راهنمایان معصوم شاهد امت در قیامت

12. طینت پیشوایان معصوم

13. جایگاه پیشوایان معصوم در روز جزا

14. رابطۀ پیشوایان الهی با خدا و پیامبران (حبلالله المتین)

عنوان فصل دوم (ص 58 – 115) چنین است: رویکردهای مختلف و منابع مستند در مطالعات امامت: روشهای قرآنی (تفسیر و تأویل) و حدیثی (منهج قرآنی
 و حدیثی).[3]

این فصل پس از مقدماتی به دو منبع اصلی میپردازد: قرآن و حدیث.

در بخش قرآن (ص 63 – 93)، پس از تبیین آیه ولایت (آیه 55 سوره مائده)، تأویل را بهعنوان منبعی مهم برای شناخت معارف قرآنی در کنار تفسیر مطرح میکند و رابطۀ مستقیم این دو عنصر را با هم در پیکر چند مثال مانند لایههای معنایی مختلف کلمات: الحیاة، الموت، الماء، ربّ، توضیح میدهد. پسازاین مباحث کتابنامهای مختصر به ترتیب زمان در همین زمینه آمده است.

در بخش حدیث (ص 94 – 115) پس از اشاراتی به شیوهها و ابزارهای بررسی احادیث (سند و متن)، به رویکردهای مختلف در تبیین حدیث میپردازد: رویکرد سنتی، الهیاتی، فلسفی، عرفانی. آنگاه به تحلیل حدیث غدیر بهعنوان نمونهای از این روش میرسد. در این بخش، الغدیر علامه امینی منبع اصلی به شمار میآید. در پایان این بخش، کتابنامهای تخصصی به ترتیب زمان درزمینۀ حدیث
 آمده است.

فصل سوم (ص 116 – 175) روش کلامی را بررسی میکند. این فصل با تعریف علم کلام آغاز میشود و مناظرۀ هشام بن حکم با عمرو بن عبید معتزلی در باب امامت را شاهدی بر قدمت کلام در میان مسلمانان میآورد. آنگاه محورهای بحث کلامی امامت را بیان میدارد:

_ امامت چیست؟ (بحث تطبیقی در دیدگاههای اشاعره، معتزله و شیعه)

_  آیا نصب امام بر خدا واجب است؟ (اشاره به قاعدۀ لطف و بررسی انتقادی آن)

_  چرا وجود امام واجب است؟

_  امام چگونه است؟

_  عصمت

_ افضلیت

_ محجوب النصّ

_ امام کیست؟ (نصوص خفی و جلی، فضائل، اولوالامر، فِرق الشیعة)

در پایان این فصل نیز کتابشناسی تخصصی کلام به ترتیب زمانی آمده است.

در فصل چهارم (ص 176 – 208) روش فلسفی در امامت بررسی شده است.

بحث با تعریف حکمت نظری و حکمت عملی آغاز میشود. پسازآن، امامت و ولایت در حکمت نظری (بحث تفصیلی در افعال الهی و اقسام آنها، سنخیت، برهان امکان اشرف)، مثالهایی برای کاربرد این قواعد (مانند شرح ملاصدرا بر شش حدیث امامت در اصول کافی ازجمله «لولا الحجة لساخت الارض بأهلها») بررسی میشود. هشت قاعدۀ فلسفی دیگر که در باب امامت مطرح شده، در پی میآید. (ص 176 – 194).

امامت بر اساس حکمت عملی و فلسفۀ سیاسی اسلام بهطور اختصار در پی میآید.

بخش مبسوط بعدی، کاربرد پنج شیوۀ منطق (برهان، خطابه، شعر، جدل، مغالطه) در امامت است که نمونههایی از هرکدام و نیز شیوههای تحلیلی و ترکیبی بیان شده است. (ص 198 – 208).

کتابنامه تخصصی فلسفی به ترتیب زمانی در پایان این فصل آمده است.

فصل پنجم (ص 209 – 221) به روش عرفانی اختصاص دارد. فصل با تعریف تصوف، عرفان نظری و منابع آن آغاز میشود. شیوههای تحلیل عرفانی ولایت در پی میآید، بهویژه بر مبنای سخنان ابن عربی، آقا محمدرضا قمشهای و امام خمینی.

 منبع شناسی متون عرفانی به ترتیب زمانی در پایان فصل آمده است.

یکی از منابع مؤلف در فصول اخیر، رساله دانشگاهی دوره دکتری است در دانشگاه مک گیل، با این عنوان:

Ali al_OraibiShii Renaissance, 1992

در فصل ششم (ص 222 – 246) آثار کمالالدین میثم بن علی بن میثم بحرانی (متوفی 669 قمری) بررسی شده است تا کاربرد آمیختهای از این روشها را نشان دهد. این فصل با گزارشی مختصر از زندگی و آثار مکتوب ابن میثم و رابطۀ او با خواجه نصیر طوسی آغاز میشود. مقایسه میان دیدگاههای ابن میثم و ابن ابی الحدید (بر اساس دو شرح بر نهج البلاغه) و رویکردهای ابن میثم در تبیین توحید و نبوت و معاد، مقدمهای است تا مؤلف به دیدگاههای او دربارۀ امامت برسد.

موانی، نظرات ابن میثم دربارۀ امامت را از آثار مختلف او: مصباح السالکین (شرح مختصر نهج البلاغه)، قواعد المرام، النجاح فی القیامة، شرح الاشارات، بررسی میکند.

 نتیجهگیری از تمام مطالب، پایانبخش رساله است.

دو پیوست در پایان آمده که پاسخهای مکتوب حضرات آیات وحید خراسانی و میرزا جواد تبریزی به چند پرسش پیرامون مباحث امامت در سال 1418
 قمری است.

متن کامل این پایاننامه از لینک زیر قابل دستیابی است:

http://digitool.library.mcgill.ca/webclient/DeliveryManager?pid=85188&custom_att_2=direct

 

 

پی نوشت ها :

[1]. به لطف جناب شیخ احمد امینی فرزند علامه امینی.

[2]نام این بزرگان بدون عنوان و لقب یاد شد. بدیهی است که عظمت یکایک آنان درگرو القاب نیست.

[3]مؤلف در حاشیه این عنوان تذکر داده که این مطالب را نباید با رویکرد اخباریگری همانند دانست.

 

 

دانلود مقاله

موارد مرتبط

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن