سه شنبه, 16 خرداد 1396 ساعت 09:00
خواندن 938 دفعه

حضرت خديجه سلام الله علیها مادر امّت - محمد محسن طبسی

مقدمّه :

سخن ازخدیجه(علیها السلام)، سخن از یك دنیا عظمت و پایداری واستقامت در هدف است. به حق قلم فرسایی درباره كسی كه خداوند براو سلام و درود می فرستد، بسی مشكل است.اما به مصداق "ما لا یدرك كلّه لایدرك كلّه،" به بررسی گوشه هایی از شخصیت و زندگی این بزرگ بانو می پردازیم :

ولادت و خانواده :

خدیجه(علیها السلام) 68 سال قبل از هجرت بدنیا آمد با توجه به اینكه سن حضرت خدیجه هنگام ازدواج با پیامبر (صل الله علیه و آله) كمتر از سی سال بوده، پس تاریخ ولادت ایشان غیر از این است كه در متن داده شده است . خانواده ای كه خدیجه (علیها السلام)را پرورش داد از نظر شرافت خانوادگی و نسبت های خویشاوندی ، در شمار بزرگترین قبیله های عرب جای داشت.این خاندان در همه حجاز نفوذ داشت. آثار بزرگ و نجابت و شرافت از كردار و گفتار خدیجه (علیها السلام) پدیدار بود.

خدیجه (علیها السلام) از قبیله هاشم بود و پدرش خویلد بن اسد قریشی نام داشت . مادرش فاطمه دختر زائدبن اصم بود .

اخلاق خدیجه(علیها السلام) :

خدیجه (علیها السلام)در بین اقوام خود یگانه و ممتاز و میان اقران كم نظیر بود . او به فضیلت اخلاقی و پذیرایی های شایان بسیار معروف بود و بدین جهت زنان مكه به وی حسد میورزیدند. دختر خویلد در سجایا و كمالات اخلاقی زبانزد و نمونه بود و به حق ایشان كُفو خوبی برای پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) بود. بی تردید می توان گفت كه این سجایا و فضایل اخلاقی سبب شد تا خدیجه(علیها السلام)برای همسری پیامبر اكرم(صلی الله علیه وآله) شایسته شمرده شود. طبق روایات ، او برای پیامبر (صلی الله علیه وآله)یاوری صدیق بود. سیر اعلام النّبلاء، ج2، ص114

آیا خدیجه(علیها السلام) قبل از پیامیر (صلی الله علیه وآله)ازدواج كرده بود؟:

معروف است بحار الانوار، ج16،ص10تنقیح المقال،ج3،ص77ریاحین الشریعه،ج2،ص202 اولین كسی كه به خواستگاری خدیحه (علیها السلام)آمد یكی از بزرگان عرب به نام "عتیق بن عائذ مخزومی" بود. او پس از ازدواج با خدیجه(علیها السلام)، در جوانی درگذشت واموال بسیاری را برای خدیجه(علیها السلام)به ارث گذاشت. پس از او "ابی هاله بن المنذر الاسدی" كه یكی از بزرگان قبیله خود بود با وی ازدواج كرد. ثمره این پیوند فرزندی به نام "هند"بود كه در كودكی درگذشت. ابی هاله نیز پس از چندی، وفات یافت وثروت بسیار از خویش بر جای گذاشت. هر چند این مطلب كه پیامبراكرم(صلی الله علیه وآله)سومین همسر پیامبر(صلی الله علیه وآله) بود و جز عایشه با دوشیزه ای دیگر ازدواج نكرد نزد عامه و خاصه معروف است ولی مورد تأیید همگان نمی باشد. جمعی از مورخان و بزرگان نظر مخالف دارند برای مثال "ابولقاسم كوفی" ، "احمدبلاذری" ، "علم الهدی" ،(سید مرتضی) در كتاب "شافی" و "شیخ طوسی" در "تلخیص شافی" آشكارا می گویند كه خدیجه (علیها السلام) هنگام ازدواج با پیامبر، "عذرا" بوده است. این معنا را علامه مجلسی نیز تایید كرده است . او می نویسد: "صاحب كتاب انوار والبدء" گفته است كه زینب و رقیه دختران هاله، خواهران خدیجه(علیها السلام)بودند تنقیح المقال،ج3،ص77. برخی از معاصران نیز چنین ادعاكرده اند و برای اثبات ادعای خود كتابهایی نوشته اند.ر.ك:بنات النبی(ص)ام ربائبه نوشته علامه سید جعفر مرتضی،ص 88.

آشنایی با حضرت محمد(صلی الله علیه وآله) :

فضایل اخلاقی خدیجه(علیها السلام)،بسیاری ازبزرگان و صاحب منصبان عرب عتبه،شیبه،عقبه بن ابی معیط،ابوجهل و...ریاحین الشریعه،ج2،ص239. را به فكر ازدواج باوی می انداخت. ولی خاطرات همسر پیشین به وی اجازه نمی داد شوهر دیگری انتخاب كند. تااینكه با مقامات معنوی حضرت محمد (صلی الله علیه وآله)آشنا شد و آن دو غلامی را كه برای تجارت همراه پیامبر(صلی الله علیه وآله)فرستاده بود مطالب و معجزاتی كه از وی دیده بودند برای خدیجه(علیها السلام) نقل كردند. خدیجه(علیها السلام) فریفته اخلاق و كمال پیامبر شد.البته او از یكی از دانشمندان یهود و نیز ورقه بن نوفل، كه از علمای بزرگ عرب و خویشان نزدیك خدیجه(علیها السلام) به شمار می رفت، درباره ظهور پیامبر(صلی الله علیه وآله) آخرالزمان و خاتم الانبیا مطالبی شنیده بود .بحارالانوار،16،ص61. همه این عوامل باعث شد تا خدیجه(علیها السلام)حضرت محمد(صلی الله علیه وآله)را به همسری خود انتخاب كند .

ازدواج خدیجه :

زفاف حضرت خدیجه (علیها السلام)با حضرت محمد (صلی الله علیه وآله) 2 ماه و 75 روز پس از بازگشت از سفر تجارت شام همان،ص20. تحقق یافت. در آن زمان، حضرت محمد(صلی الله علیه وآله) 25 سال داشت زندگانی فاطمه زهرا(س)،حسین عماد زاده،ص29. و خدیجه(علیها السلام)چهل ساله بود.بحارالانوار،ج16،ص3. ابن عباس سن ایشان را 28 سال نقل بحارالانوار،ج16،ص3. می كند. زندگانی فاطمه زهرا(س)،ص29. هر چند بعضی از مورخّان اهل سنّت سعی می كنند این سخن را رد كنند چون راوی آن محمد بن صائب كلبی از شیعیان است و آنها او را ضعیف می دانند. خدیجه(علیها السلام) به سبب علاقه به حضرت محمد (صلی الله علیه وآله)مقام معنوی او با رسول خدا(صلی الله علیه وآله)ازدواج كرد وتمام دارایی و مقام و جایگاه فامیلی خود را فدای پیشرفت مقاصد همسرش ساخت. در عقد ازدواج حضرت محمد (صلی الله علیه وآله)و خدیجه(علیها السلام)، عبدالله بن غنم بحارالانوار،ج16،ص12،اعلام النّبلاء،ج2،ص111. به آنها چنین تبریك گفت:

هنیئاً مریئاً یا خدیجه قد جرت           لك الطیر فیما كان منك باَسعد

تزوجت خیر البریه كلهّا            ومن ذاالذی فی الناس مثل محمد؟

وبشّر به البُرّان عیسی بن مریم            و موسی ابن عمران فیاقُرْب موعد

أقرّت به الكتاب قدماً بِاَنّه ***رسول من بطحاء هادو مهتد یكی از رجال قریش و شاعر بود.(بحارالانوار،ج16،ص14. ***گوارا باد بر تو ای خدیجه كه طالع تو سعادتمند بوده و با بهترین خلایق ازدواج كردی. چه كسی در میان مردم همانند محمد است. محمد كسی است كه حضرت عیسی و موسی به آمدنش بشارت داده اند و كتب آسمانی به پیامبری او اقرار داشتند. رسولی كه سر از بطحاء(مكه) در می آورد و او هدایت كننده و هدایت شونده است.

احترام پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله)به خدیجه(علیها السلام):

احترام حضرت محمد(صلی الله علیه وآله) به خدیجه(علیها السلام)، به خاطر عقیده و اعتقاد او به توحید بود. سفینه البحار،ج2،ص 570،وقات الزهراء(س)،سید عبد الرزاق مقرم،ص7.

خصال خدیجه(علیها السلام) :

خدیجه(علیها السلام) از بزرگترین بانوان اسلام به شمار می رود. او اولین زنی بود كه به اسلام گروید چنان كه علی بن ابی طالب(علیه السلام) اولین مردی بود كه به اسلام روی آورد. تنقیح المقال،ج3،ص77. اولین زنی كه نماز خواند، خدیجه بود.او انسانی روشن بین و دوراندیش بود.باگذشت علاقمند به معنویات، وزین و با وقار، معتقد به حق و حقیقت و متمایل به اخبار آسمانی بود. بحارالانوار،ج16،ص21و79. همین شرافت برای او بس كه همسر رسول خدا(صلی الله علیه وآله)بودوگسترش اسلام به كمك مال و ثروت او تحقق یافت. سیرالاعلام النُّبلاء،ج2،ص111. خدیجه از كتب آسمانی آگاهی داشت و علاوه بر كثرت اموال و املاك، او را "ملكه بطحاء" می گفتند.از نظر عقل و زیركی نیز برتری فوق العاده ای داشت و مهمتر اینكه حتی قبل از اسلام وی را "طاهره" ریاحین الشریعه، ج2،ص207. و "مباركه" و "سیده زنان" ریاحین الشریعه، ج2،ص207. می خواندند. سیرالاعلام النبلاء،ج2،ص111. جالب این است كه او از كسانی بود كه انتظار ظهور پیامبر جدید را می كشید و همیشه از ورقه بن نوفل و دیگر علماء جویای نشانه های نبوت می شد. اشعار فصیح پیامبر اكرم(صلی الله علیه وآله) از علم و ادب و كمال و محبت او به آن بزرگوار حكایت می كند. بحارالانوار، ج16،ص52. نمونه ای از اشعار خدیجه درباره پیامبراكرم(صلی الله علیه وآله)چنین است:

فلوانّنی امسیت فی كل نعمه           ودامت لی الدنیا و تملك الاكاسره

فما سُوِّت عندی جناح بعوضه***اذا لم یكن عینی لعینك ناظرهبحارالانوار،ج16،ص52. اگر تمام نعمت های دنیا از آن من باشد و ملك و مملكت كسراها و پادشاهان را داشته باشم، در نظرم هیچ ارزش ندارد زمانی كه چشمم به چشم تو نیافتد.

دیگر خصوصیت خدیجه این است كه او دارای شمّ اقتصادی و روح بازرگانی بود و آوازه شهرتش در این زمینه به شام هم رسیده بود. زندگانی فاطمه زهرا(س)،ص31.البته سجایای اخلاقی حضرت خدیجه(علیها السلام)چنان زیاد است كه قلم از بیان آن ناتوان است. پیامبر اكرم (صلی الله علیه وآله)می فرماید: "افضل نساءاهل الجنه خدیجه بنت خویلد و فاطمه بنت محمد و مریم بنت عمران وآسیه بنت مزاحم." ریاحین الشریعه،ج2،ص204. چه می توان گفت در شأن كسی كه مایه آرامش و تسلای خاطر رسول خدا بود؟!در تاریخ می خوانیم:

"حضرت محمد (صلی الله علیه وآله) هر وقت از تكذیب قریش و اذیت های ایشان محزون و آزرده می شدند، هیچ چیز آن حضرت را مسرور نمی كرد مگر یاد خدیجه و هرگاه خدیجه رامی دید مسرور می شد" همان، ص25.

ذهبی می گوید: مناقب و فضایل خدیجه بسیار است او از جمله زنان كامل، عاقل، والا، پای بند به دیانت و عفیف و كریم و از اهل بهشت بود. پیامبر اكرم (صلی الله علیه وآله) كراراً او را مدح و ثنا می گفت و بر سایر امّهات مؤمنین ترجیح می داد و او را بسیار تجلیل می كرد. به حدی كه عایشه می گفت: بر هیچ یك از زنان پیامبر به اندازه خدیجه رشك نورزیدم و این بدان سبب بود كه پیامبر(صلی الله علیه وآله)بسیار او را یاد كرد. سیر الاعلام النبلاء،ج2،ص111.

درود خدا برخدیجه(علیها السلام) :

خدیجه كبری(علیها السلام) چنان مقام والایی داشت كه خداوند عزّوجل بارها بر او درود و سلام فرستاد.طبق روایاتی از حضرت امام محمد باقر (علیه السلام)پیامبر اكرم(صلی الله علیه وآله)هنگام بازگشت ازمعراج، به جبرئیل فرمود: "آیا حاجتی داری؟"

جبرئیل عرض كرد: خواسته ام این است كه از طرف خدا و من به خدیجه سلام برسانی" بحارالانوار،6،ص7. در روایتی دیگر می خوانیم: روزی خدیجه به طلب رسول خدا(صلی الله علیه وآله)بیرون آمد. جبرئیل به صورت مردی با وی روبه رو شد و از خدیجه احوال رسول خدا(صلی الله علیه وآله)را پرسید. خدیجه نمی توانست بگوید رسول خدا(صلی الله علیه وآله)در كجا بسر می برد.او می ترسید این مرد از كسانی باشد كه قصد كشتن رسول خدا(صلی الله علیه وآله)را دارد. وقتی كه خدمت آن حضرت رسید و قصه را باز گفت، حضرت محمد(صلی الله علیه وآله)فرمود:آن جبرئیل بود و امر كرد كه از خداتو را سلام برسانم.ریاحین الشریعه، ج2،ص206.

نقش خدیجه(علیها السلام) در پیشبرد اسلام :

وقتی حضرت خدیجه(علیها السلام) دریافت كه سعادتمند شده، هر چه داشت در راه پیشرفت و موقعیت پیغمبر اسلام(صلی الله علیه وآله) انفاق كرد. او تمام اموال خویش را به پیامبر(صلی الله علیه وآله) بخشید و در راه نشر اسلام به مصرف رساند. تا جایی كه هنگام رحلت پارچه ای برای كفن نداشت. ابن اسحاق جمله ای در شأن خدیجه دارد كه گویای همكاری و صداقت او در پیشبرد اسلام است. او می گوید: "خدیجه یاور صادق و با وفای پیامبر(صلی الله علیه وآله)بود و مصیب تها در پی رحلت خدیجه(علیها السلام) وابو طالب بر پیامبر(صلی الله علیه وآله) سرازیر شد." سیره ابن هشام،ج1،ص426. گویا این دو در برابر هجوم ناملایمات بر پیامبراكرم(صلی الله علیه وآله)،سدی بلند و مستحكم بودند.این جمله معروف كه اسلام رهین اخلاق پیامبر (صلی الله علیه وآله)، شمشیر علی (علیه السلام)، و اموال خدیجه است الصحیح فی سیره النبی الاعظم (ص)، علامه سید جعفر مرتضی عاملی، ج3،ص198. از نهایت همكاری و صداقت خدیجه(علیها السلام) پرده بر می دارد.

فرزندان خدیجه(علیها السلام) :

در تعداد فرزندان خدیجه(علیها السلام)،میان مورّخان اختلاف است. به گفته مشهور: ثمره ازدواج رسول خدا(صلی الله علیه وآله) و خدیجه(علیها السلام)، شش فرزند بود.1- هاشم.2- عبدالله. به این دو "طاهر" و "طیب" می گفتند. بعضی مدعی هستندكه پیامبرازخدیجه دو پسر به نام قاسم و عبدالله داشت كه ملقّب به طیب و طاهر بودند نه این كه غیراز قاسم و عبدالله فرزندانی به نام طیب وطاهر باشد. (ریاحین الشریعه،ج2،ص267. 3- رقیه.4- زینب. 5- ام كلثوم.6- فاطمه. رقیه بزرگترین دخترانش بود و زینب، ام كلثوم و فاطمه به ترتیب پس از رقیه قرار داشتند.پسران خدیجه(علیها السلام)پیش از بعثت پیامبر(صلی الله علیه وآله)بدرود زندگی گفتند. ولی دخترانش، نبوت پیامبر(صلی الله علیه وآله)را درك كردند. فروغ ابدیت ،ج1،ص167. گروهی از محققان معتقدند: قاسم و همه دختران رسول خدا(صلی الله علیه وآله)پس از بعثت به دنیا آمدند و چند روز پس از بعثت پیامبر(صلی الله علیه وآله)به مدینه هجرت كردند. تنقیح المقال،ج3،ص77.

وصیت خدیجه(علیها السلام) :

حضرت خدیجه(علیها السلام) سه سال قبل از هجرت بیمار شد ریاحین الشریعه،ج2،ص77. پیغمبر(صلی الله علیه وآله)به عیادت وی رفت و فرمود: ای خدیجه(علیها السلام)، "اما علمت انّ الله قد زوجّنی معك فی الجنّه" آیا می دانی كه خداوند تو را در بهشت نیز همسر من ساخته است؟! آنگاه از خدیجه(علیها السلام) دل جویی و تفقّد كرد او را وعده بهشت داد و درجات عالی بهشت را به شكرانه خدمات او توصیف فرمود.بحارالانوار،ج19،ص20.

چون بیماری خدیجه شدّت یافت، عرض كرد: یا رسول الله! چند وصیت دارم:

من در حق تو كوتاهی كردم، مرا عفو كن. پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمود: هرگز از تو تقصیری ندیدم و نهایت تلاش خود را به كار بردی. در خانه ام بسیار خسته شدی و اموالت را در راه خدا مصرف كردی. عرض كرد یا رسول الله! وصیت دوم من این است كه مواظب این دختر باشید و به فاطمه زهرا(علیها السلام)اشاره كرد. چون او بعد از من یتیم و غریب خواهد شد. پس مبادا كسی از زنان قریش به او آزار برساند. مبادا كسی به صورتش سیلی بزند. مبادا كسی بر او فریاد بكشد. مبادا كسی با او برخورد زننده ای داشته باشد. اما وصیت سوم را شرم می كنم برایت بگویم. آن را به فاطمه می كنم تا برایت بازگو كند. سپس فاطمه را فراخواند و به وی فرمود:"نور چشمم! به پدرت رسول الله بگو: مادرم می گوید: من از قبر در هراسم از تو می خواهم مرا در لباسی كه هنگام نزول وحی به تن داشتی، كفن كنی." پس فاطمه زهرا(علیها السلام)ازاتاق بیرون آمد و مطلب را به پیامبر(صلی الله علیه وآله) عرض كرد. پیامبر اكرم (صلی الله علیه وآله)آن پیراهن را برای خدیجه(علیها السلام)فرستاد واو بسیار خوشحال شد. هنگام وفات حضرت خدیجه(علیها السلام)پیامبراكرم(صلی الله علیه وآله)غسل و كفن وی را به عهده گرفت. ناگهان جبرئیل در حالی كه كفن از بهشت همراه داشت نازل شد و عرض كرد: یا رسول الله، خداوند به تو سلام می رساند و می فرماید: "ایشان اموالش را در راه ما صرف كرد و ما سزاوار تریم كه كفنش را به عهده بگریم."شجره طوبی، ج2،ص235پند تاریخ، ج2،ص22.

وفات خدیجه(علیها السلام) :

خدیجه(علیها السلام) در سن 65 سالگی چنانكه گفتیم سن ایشان كمترازاین مقداربوده است. در ماه رمضان سیز الاعلام النبلاء،ج2،ص112،طبق قولی حضرت خدیجه در ماه رجب رحلت فرمود.(المصباح،ص566.) سال دهم بعثت در خارج از شعب ابوطالب بحارالانوار،ج9،ص14. جان به جان آفرین تسلیم كرد. پیغمبرخدا(صلی الله علیه وآله)شخصاً خدیجه(علیها السلام)راغسل داد، حنوط كرد و با همان پارچه ای كه جبرئیل از طرف خداوند عزوجل برای خدیجه(علیها السلام)آورده بود،كفن كرد. رسول خدا(صلی الله علیه وآله)شخصاً درون قبر رفت، و سپس خدیجه(علیها السلام)را در خاك نهاد و آنگاه سنگ لحد را در جای خویش استوار ساخت.

او بر خدیجه(علیها السلام) اشك می ریخت، دعا می كرد و برایش آمرزش می طلبید.آرامگاه خدیجه در گورستان مكه در "حجون" واقعبحارالانوار،ج9،ص14. است. همان،ص21.رحلت خدیجه برای پیغمبر مصیبتی بزرگ بود زیرا خدیجه یاور پیغمبر خدا بود و به احترام او بسیاری به حضرت محمد(صلی الله علیه وآله) احترام می گذاشتند و از آزار وی خودداری می كردند.

یاد خدیجه(علیها السلام) :

رسول خدا(صلی الله علیه وآله)با این كه بعدها با زنانی چند ازدواج كرد ولی هرگز خدیجه را از یاد نبرد. عایشه می گوید: هر وقت پیغمبر خدا(صلی الله علیه وآله)یاد خدیجه می افتاد، ملول و گرفته می شد و برای او آمرزش می طلبید. روزی من رشك ورزیدم و گفتم: یا رسول اللّه، خداوند به جای آن پیر زن، زنی جوان و زیبا به تو داد.

پیغمبر (صلی الله علیه وآله) ناگهان بر آشفت و خشمگینانه دست بر دست من زد و فرمود:خدا شاهد است خدیجه زنی بود كه چون همه از من رو می گردانیدند، او به من روی می كرد و چون همه از من می گریختند به من محبت و مهربانی می كردو چون همه دعوت مرا تكذیب می كردند،به من ایمان می آورد و مرا تصدیق می كرد. در مشكلات زندگی مرا یاری می داد و با مال خود كمك می كرد و غم از دلم می زدود. همان ،ج43،ص131. حضرت امام صادق (علیه السلام) فرمود: " وقتی خدیجه(علیها السلام) از دنیا رفت، فاطمه كودكی خردسال بود،نزد پدر آمد و گفت:"یا رسول الله اُمی" مادرم كجاست؟

پیامبر(صلی الله علیه وآله) سكوت كرد. جبرئیل نازل شد وگفت: خدایت سلام می رساند و می فرماید:به زهرا بفرما، مادرت در بهشت و در كاخ طلایی كه ستونش از یاقوت سرخ است و اطرافش آسیه و مریم هستند، جای دارد. المجالس، ص110.


منبع : مجله فرهنگ كوثر ، دی 1378 ، شماره 34

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن