دوشنبه, 12 تیر 1396 ساعت 10:00
خواندن 881 دفعه

وهابیت و يوم الهدم، تا به حال نام يوم الهدم را شنيده ايد ؟

تا به حال نام یوم الهدم را شنیده اید ؟یوم الهدم یعنی روز ویران کردن...

درهشتم شوال سال 1344 هجری قمری پس ازاشغال مکه، وهابیان به سرکردگی عبدالعزیز بن سعود روی به مدینه آوردند و پس از محاصره و جنگ با مدافعان شهر، سرانجام آن را اشغال نموده، مأمورین عثمانی را بیرون کردند و به تخریب قبور ائمه بقیع و دیگر قبور همچون قبر ابراهیم فرزند پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله) قبور زنان آن حضرت ، قبر ام البنین مادر حضرت اباالفضل العباس (علیه السلام) و قبر عبدالله پدر پیامبر و اسماعیل فرزند امام صادق (علیه السلام) و بسیاری قبور دیگر پرداختند .

ضریح فولادی ائمه بقیع را که در اصفهان ساخته شده بود و روی قبور حضرات معصومین امام مجتبی ،امام سجاد ،امام باقر و امام صادق -علیهم السلام -قرار داشت را از جا درآورده، بردند .اما این دلیل حمله آنان به مدینه نبود .آنان در سال 1221 هجری نیز یک بار دیگر به مدینه هجوم برده. پس ازیک سال و نیم محاصره توانسته بودند آن شهر را تصرف کنند و پس از تصرف اقدام تخریب و غارت اشیای گرانبهای حرم پیامبر(صلی الله علیه و آله) و تخریب و غارت قبرستان بقیع نمودند.

طبق نقل تاریخی آن ها در این حمله چهل صندوق مملو ازجواهرات مرصع به الماس و یاقوت گرانبها و حدود یکصد قبضه شمشیر با غلاف های مطلا به طلای خالص و تزیین شده به الماس و یاقوت و ...و به یغما بردند و این نخستین حمله آنان به مقدسات اسلامی نبود .

صلاح الدین مختارنویسنده و مورخ وهابی در کتاب "تاریخ امملکه العربیه السعودیه کما عرفت"بخشی از افتخارات وهابیت در حمله به کربلای معلی را چنین شرح می دهد :

«در سال 1216 امیرسعود در رأس نیروهای بسیاری از مردم نجد و حبوب و حجازو تهامه و نواحی دیگر به قصد عراق حرکت نمود و در ماه ذی القعده به شهر کربلا رسید و آن را محاصره کرد. سپاه مذکور شهر را خراب کردند و به زور وارد شهر شدند .بیشتر مردم را در کوچه و بازار و خانه ها به قتل رسانیدند و نزدیک ظهر با اموال و غنائم فراوان از شهر خارج شدند .سپس در محلی به نام ابیض گرد آمدند .خمس اموال را خود سعود برداشت و بقیه را به هر پیاده یک سهم و به هر سوار دو سهم قسمت کرد.(چون به نظر آنها جنگ با کفار بود).»

عثمان بن بشر از دیگر مورخان وهابی درباره حمله به کربلا چنین می نویسد:"

«...گنبد روی قبر (یعنی قبرامام حسین علیه السلام (را ویران ساختند و صندوق روی قبر را که زمرد و یاقوت و جواهرات دیگر در آن نشانده بودند، برگرفتند و آنچه در شهر از مال و سلاح و لباس و فرش و طلا و نقره و قرآن های نفیس و جز آن ها یافتند ،غارت کردند و نزدیک ظهر از شهر بیرون رفتند درحالی که قریب به 2000تن از اهالی کربلا را کشته بودند.»

جالب این جاست که مورخ مزبور نام کتاب خود را "عنوان المجد فی تاریخ نجد" گذاشته و از این وقایع به عنوان نشانه های مجد و شکوه و عظمت وهابیت یاد کرده است!

اما این فقط شیعیان و اماکن مقدسه آن ها نبودند که وهابیان آثار مجد و شکوه خود را در آن به نمایش گذاشته اند ، مکه مکرمه و طائف نیز از حملات آنان در امان نماند ."جمیل صدقی زهاوی"در خصوص فتح طائف می نویسد :

«طفل شیرخواره را بر روی سینه مادرش سر بریدند ، جمعی را که مشغول فراگیری قرآن بودند کشتند ،چون در خانه ها کسی باقی نماند، به دکان ها و مساجد رفتند و هر کس بود ، حتی گروهی را که درحال رکوع و سجود بودند ،کشتند .کتاب ها را که از میان آن ها تعدادی مصحف شریف و نسخه هایی از صحیح بخاری و مسلم و دیگر کتب فقه و حدیث بود، در کوچه و بازار افکندند و آنها را پایمال کردند.»

سر زدن این قبیل امور از پیروان محمد بن عبدالوهاب شگفت نیست! تابعان کسی که همه مسلمانان را کافر و مشرک می دانست و مکه و مدینه را قبل از آنکه به دست وهابیان بیافتد، دارالحرب و دارالکفر! می دانست در کتاب "الدررالسنیه"می خوانیم:

«وی -محمد بن عبدالوهاب -از صلوات بر پیامبر صلی الله علیه و اله نهی می کرد و از شنیدن آن ناراحت می شد .صلوات فرستنده را اذیت می کرد و به سخت ترین وجه مجازات می نمود.

حتی او دستورداد مرد نابینای متدینی را که مؤذن بود و صوت خوشی داشت، چون به حرف او گوش نداده، برپیامبر صلوات فرستاده بود، به قتل رساندند .بسیاری از کتب مربوط به صلوات بر پیامبر صلی الله علیه و آله را به آتش کشید و به هر یک از پیروانش اجازه می داد قرآن را مطابق فهم خود تفسیرکنند.»

محمد بن عبدالوهاب به نوبه خود در اعتقادات پیرو"ابن تیمیه حنبلی "است، که در قرن هشتم هجری می زیسته است، از ابن تیمیه عقاید جالبی نقل شده است.از جمله اینکه او خدا را جسم می دانست! برای ذات مقدس خداوند دست و پا و چشم و زبان و دهان قائل بود! ابن بطوطه جهانگرد معروف در سفرنامه ی خود می گوید:

«ابن تیمیه را بر منبر مسجد جامع دمشق دیدم که مردم را موعظه می کرد و می گفت : خداوند به آسمان دنیا می آید، همان گونه که من اکنون فرود می آیم! سپس یک پله از منبر پائین می آمد.»

عقاید او آنچنان سخیف و بی مقدار بود که خود اهل سنت وی را به زندان افکندند و در رد او کتب متعددی را به رشته تحریر در آوردند. این قطره ای کوچک از مرداب اعتقادات و عملکرد وهابیان در طول این سالیان است. در طول این دوران دانشمندان زیادی چه شیعه و چه سنی به نقد عقاید وهابیت دست زده اند و به شبهات گوناگون آنان پاسخ داده اند.یکی از شبهات آنان مسأله بناء بر قبور است. آن ها ساختن بنا اعم از مسجد یا غیرآن را بر قبر حرام می دانند در این نوشتار سعی می کنیم پاسخی مناسب به شبهه مذکور بدهیم.

نخست آنکه: این شبهه آنان را صریح آیه ی 21 سوره کهف دفع می نماید، که درخصوص ماجرای اصحاب کهف از قول مومنانی که می خواستند یاد اصحاب کهف را گرامی دارند، می فرماید:

«لنتخذن علیهم مسجداً» (بی تردید بر روی قبورآنان مسجدی بنا می کنیم)

دوم آنکه: هنگام ظهوراسلام و در دوران فتوحات اسلامی بناهایی بر قبور انبیاءگذشته وجود داشت. از جمله می توان به قبر حضرت داوود و حضرت موسی در بیت المقدس اشاره نمود. جالب اینجاست که خلیفه دوم که طبق نظرآنان از صحابه است و معصوم ، خود برای انعقاد پیمان صلح به بیت المقدس رفت و پس از تسلط بر آن شهر ، اقدامی در راستای از بین بردن این قبور به عمل نیاورد...

اما به راستی قومی که در تاریخ نه چندان طولانی خود، چنان که از زبان مورخین خودشان شنیدیم قرآن ها را در خیابان ها لگدمال ساختند و در قتل عام پیروان علی علیه السلام و سایر خلفا فرقی نگذاشتند و مجد خود را در غارت و قتل جستجو می کردند، شایستگی این را دارند که مخاطب یک استدلال قرآنی و یاحتی تاریخی قرار گیرند؟!

منبع : نشریه راه قرآن ،شماره 24

نویسنده : آ.ضرغامی

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن