یکشنبه, 04 اسفند 1392 ساعت 12:00
خواندن 1128 دفعه

فرستاده شدن سر مبارک امام حسین علیه السلام در منابع اهل تسنن


سوال:

ابن تیمیه در منهاج السنة ادعا می کند که سر مبارک امام حسین (علیه السلام) نه در شهرها گردانده شد و نه به سوی یزید بن معاویه ارسال شد. آیا در منابع اهل تسنن، شواهدی دالّ بر این واقعه وجود دارد.

 

پاسخ:

همانگونه که در متن سؤال نیز اشاره شده است، ابن تیمیه در منهاج السنه، منکر ارسال سر مطّهر اباعبدالله الحسین (علیه السلام) به شام، برای یزید بن معاویه است. او می گوید:

 

وَ رَأْسُ الْحُسَینِ حُمِلَ إِلَى قُدَّامِ عُبَیدِ اللَّهِ بْنِ زِیادٍ، وَهُوَ الَّذِی ضَرَبَهُ بِالْقَضِیبِ عَلَى ثَنَایاهُ، وَهُوَ الَّذِی ثَبَتَ فِی الصَّحِیحِ. وَأَمَّا حَمْلُهُ إِلَى عِنْدِ یزِیدَ فَبَاطِلٌ وَإِسْنَادُهُ مُنْقَطِعٌ.

سر حسین برای عبیدالله بن زیاد فرستاده شد و او کسی است که با چوب خیزران به دندانهای او ضربه زد، و این مطلبی است که صحاح نقل شده است. اما این گفته که سر حسین برای یزید برده شده است، باطل است و سند این نقل، منقطع می باشد.

اما در این مورد نیز مانند بسیاری موارد دیگر، ابن تیمیه مطابق شیوه معمول خود، به انکار مسلّمات تاریخی پرداخته است.

ما این واقعه را از زبان ابن کثیر (متوفای  (علیه السلام) ق) - که خود از شاگردان ابن تیمیه و از بزرگان اهل تسنن به شمار می رود - بیان کرده و در پایان به منابع دیگر ارجاع می دهیم تا دروغ ابن تیمیه و پیروان او آشکار شود.

ابن کثیر در ابتدای ذکر حوادث سال 61 هجری و بیان کیفیت شهادت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) تصریح می کند که در ذکر این وقایع، به نقل معتبر مورخین اعتماد کرده است نه آنچه که شیعیان در این باره اعتقاد دارند:

 

وهذه صفة مقتله مَأْخُوذَةً مِنْ كَلَامِ أَئِمَّةِ هَذَا الشَّأْنِ لَا كما یزعمه أهل التشیع من الكذب ... 

و کیفیت شهادت حسین بن علی - در حالی که آن را از کلام بزرگان این علم اخذ کرده ایم نه آنگونه که شیعیان به دروغ پنداشته اند - چنین است ...

او بعد از آنکه به تفصیل متعرّض حوادث کربلا می شود، آنگاه که به ماجرای فرستادن سر مطّهر حضرت برای یزید بن معاویه می رسد، می گوید:

 

وقد اختلف العلماء بعدها فی رأس الحسین هل سّیره ابن زیاد إلى الشَّام إلى یزید أم لا، على قولین، الأظهر منهما أنه سیره إلیه، وَقَدْ وَرَدَ فِی ذَلِكَ آثَارٌ كَثِیرَةٌ فَاللَّهُ أعلم.

علما در اینکه آیا ابن زیاد سر حسین را به شام و برای یزید فرستاده است یا خیر، اختلاف کرده اند، اما آنچه صحیح تر به نظر می رسد آن است که ابن زیاد، سر را برای یزید فرستاده است. و در این باره، اخبار و نقل های فراوانی وارد شده است.

و در ادامه، شواهد متعددی را برای این واقعه اقامه می کند:

 

أَمَرَ ابنُ زیاد بِرَأْسِ الْحُسَینِ فَنُصِبَ بِالْكُوفَةِ وَطِیفَ بِهِ فِی أَزِقَّتِهَا، ثُمَّ سَیرَهُ مَعَ زَحْرِ بْنِ قیس ومعه رؤوس أَصْحَابِهِ إِلَى یزِیدَ بْنِ مُعَاوِیةَ بِالشَّامِ ... فخرجوا حتى قدموا بالرؤوس كُلِّهَا عَلَى یزِیدَ بْنِ مُعَاوِیةَ ... ولما وضع رأس الْحُسَینُ بَینَ یدَی یزِیدَ قَالَ: أَمَا وَاللَّهِ لَوْ أَنِّی صَاحِبُكَ مَا قَتَلْتُكَ، ثُمَّ أَنْشَدَ قول الحسین بْنِ الْحُمَامِ الْمُرِّی الشَّاعِرِ:

یفَلِّقْنَ هَامًا مِنْ رِجال أعزةٍ      عَلَینَا وَهُمْ كَانُوا أَعقَّ وأظلمَا

طبق دستور ابن زیاد، سر حسین در کوفه نصب شد و در کوچه ها گردانده شد. سپس سر حسین و اصحاب او را به همراه زحر بن قیس به شام و برای یزید بن معاویه فرستاد ... آنها از کوفه خارج شدند تا آنکه به همراه تمامی سرها بر یزید بن معاویه وارد شدند ... و آنگاه که سر حسین در مقابل یزید قرار گرفت گفت: به خدا سوگند اگر همراه تو بودم، تو را نمی کشتم، سپس به این بیت از حسین بن حُمام مُرِّیّ استشهاد کرد:

سرهایی از بزرگان و عزتمندانی جدا شد که از فرمان ما سرپیچی نمودند.

و در ادامه می گوید:

لما جئ بِرَأْسِ الْحُسَینِ فَوُضِعَ بَینَ یدَی یزِیدَ تَمَثَّلَ بِهَذِهِ الْأَبْیاتِ:

 

لَیتَ أَشْیاخِی ببدرٍ شَهِدُوا                  جَزَعَ الخزرج فی وَقْعِ الْأَسَلْ

فَأَهَلُّوا وَاسْتَهَلُّوا فَرَحًا                  ثُمَّ قَالُوا لی هنیاً لا تسل

حین حكت بفناء بركها                   رواستحر القتل فی عبد الأسل

قد قتلنا الضعف من أشرافكم                  وَعَدَلْنَا مَیلَ بدرٍ فَاعْتَدَلَ

 

قَالَ مُجَاهِدٌ: نَافَقَ فِیهَا، وَاللَّهِ ثُمَّ وَاللَّهِ مَا بَقِی فِی جیشه أحد إلا تركه أی ذمه وعابه.

وقال أَبُو مِخْنَفٍ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ الثُّمَالِی عَنْ عبد الله الیمانی عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ بُخَیتٍ، قَالَ: لَمَّا وُضِعَ رَأْسُ الْحُسَینِ بَینَ یدَی یزِیدَ بْنِ مُعَاوِیةَ جَعَلَ ینْكُتُ بِقَضِیبٍ كأنَّ فِی یدِهِ فِی ثَغْرِهِ، ثُمَّ قَالَ: إِنَّ هَذَا وَإِیانَا كَمَا قَالَ الْحُصَینُ بْنُ الْحُمَامِ الْمُرِّی:

 

یفَلِّقْنَ هَامًا مِنْ رِجال أعزةٍ      عَلَینَا وَهُمْ كَانُوا أَعقَّ وأظلمَا

 

فَقَالَ لَهُ أَبُو بَرْزَةَ الْأَسْلَمِی: أَمَا وَاللَّهِ لَقَدْ أَخَذَ قَضِیبُكَ هَذَا مَأْخَذًا لَقَدْ رَأَیتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَسَلَّمَ یرشفه، ثم قال: ألا إن هذا سیجئ یوم القیامة وشفیعه محمد، وتجئ وشفیعك ابن زیاد. ثم قال فَوَلَّى. 

 

هنگامی که سر حسین را آورده و در مقابل یزید قرار دادند، او به این ابیات تمثّل کرد:

كاش بزرگان قبیله من در جنگ بدر (كه شكست خوردند)، بى‏قرارى مسلمانان خزرجى را از ضربات نیزه ما مى‏نگریستند (كه در احد چگونه شكست خوردند).

آنگاه، همه از روى خوشى و شادكامى، آفرین گفته مى‏گفتند: یزید دستت درد نكند. (این شعر تلفیق از خود یزید است).

ما بزرگانشان را كشتیم، و انحرافى را كه در جنگ بدر پدید آمد تعدیل كردیم.

مجاهد می گوید: یزید با خواندن این ابیات، نفاق پیشه کرد! به خدا سوگند هیچ کس در سپاه یزید باقی نماند مگر آنکه او را ترک کرد و یا ناسزا و سرزنش گفت.

و ابو مخنف از ابو حمزه ثمالی از عبدالله یمانی از قاسم بن بخیت نقل می کند که گفت: هنگامی که سر حسین در مقابل یزید قرارد داده شد، با چوب خیزرانی که در دست داشت به دندانهای حسین کوبید و گفتَ: مثل ما و حسین آنگونه است که حُصَین بن حُمام مُرِّی سردوده است:

سرهایی از پیشوایان بزرگ و عزتمند جدا شد که آنان از فرمان ما سرپیچی نمودند.

پس ابو بَرزه اسلمی به یزید گفت: آگاه باش که به خدا سوگند چوبت را بر جایی کوبیدی که دیدم رسول الله( صلی الله علیه و اله) آن را می بوسید. و سپس خطاب به یزید گفت: بدان که حسین در روز قیامت خواهد آمد در حالی که شفیع او محمد( صلی الله علیه و اله) خواهد بود، و تو به عرصه قیامت وارد خواهی شد در حالی که شفیع تو ابن زیاد است.

همان گونه که ملاحظه کردید، نقل این واقعه از زبان فردی چون ابن کثیر، ما را از ذکر دیگر نقل های این واقعه بی نیاز می کند! چرا که حتی شاگرد ابن تیمیه نیز با وجود دشمنی و عناد فراوانی که با اهل بیت: و پیروان ایشان دارد، نتوانسته است چشم خود را بر واقعیات جانسوز عاشورا و کربلا ببندد و حداقل کمی از استاد خویش، ابن تیمیه، ذره ای جانب انصاف و امانتداری در نقل را رعایت کرده است!

 

(وَ سَیعْلَمُ‏ الَّذینَ‏ ظَلَمُوا أَی مُنْقَلَبٍ ینْقَلِبُونَ) (شعراء-22)

 

منبع : گروه پاسخ گویی بنیاد امامت

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن