سه شنبه, 05 دی 1391 ساعت 10:16
خواندن 2197 دفعه

عزاداري در فقه شيعه و سني چگونه تبيين مي شود؟

پاسخ کوتاه : 
فقهاى اهل سنت گريه بدون فرياد زدن را مباح دانسته اند اما گريه با صوت در بين ايشان محل اختلاف است. حاصل آن كه شافعيه و حنابله بر اين باورند كه چنين گريه اى اشكال ندارد اما مالكيه و حنفيه اجازه آن را نمى دهند. وفقهای شیعه قائلند که شكى نيست كه گريه بر ميت به خاطر روايات متعددى كه به حد تواتر معنوى رسيده و فتاواى فقها جايز است منتهی نوحه سرايىی كه همراه با باطل يا دروغ نباشد جايز است و در غير اين صورت اشكال دارد.
پاسخ تفصیلی :
عزادارى در نگاه علماى اهل سنت :
براى تبيين نظر فقهاى اهل سنت در مورد عزادارى، به نقل از سه كتاب مهم فقهى، الفتاوى الهنديه معروف به فتاوى العالمگيرى و غياثيه بسنده مى كنيم. در فتاوى الهنديه چنين آمده است: «ويكره النوح و الصياح و شق الجيوب فى الجنازه ومنزل الميت فأمّا البكاء من غير رفع الصوت فلا بأس و الصبر افضل»;(1) در تشييع جنازه و در منزل ميت نوحه، گريه، شيون و پاره كردن گريبان مكروه است اما گريه بدون فرياد اشكالى ندارد; ولى صبر و شكيبايى بهتر است.
 در جاى ديگر مى نويسد: «اما النوح العالى فلا يجوز والبكاء مع رقة القلب فلا بأس به و يكره للرجال تسويد الثياب و تمزيقهاللتعزية ولا بأس بالتسويد للنساء واما تسويد الخدود و الايدى و شق الجيوب و خدش الوجوه و نشر الشعور و نشرالتراب على الرؤس و الضرب على الفخذو الصدر و ايفاء النار على القبور فمن رسوم الجاهلية والباطل و الغرور»;(2) گريه و نوحه بلند روا نيست، اما گريه اى كه از سوز قلب باشد، مانعى ندارد. لباس سياه براى مردان مكروه است ولى براى خانمها اشكالى ندارد. سياه كردن گونه ها و دستها، پاره كردن گريبان، زخمى كردن صورت، پريشان كردن موى، ريختن خاك بر سر، زدن بر سينه و ران و روشن كردن آتش بر سر قبرها، از رسومات دوران جاهليت بوده و باطل است.
در فتاوى غياثيه آمده است: «يكره النوح و الصياح لنهى النبى(صلى الله عليه وآله) و البكاء لابأس به كما روى ان النبى(صلى الله عليه وآله) بكى على ابنه ابراهيم»;(3) شيون، زارى و فرياد زدن مكروه است و پيامبر(صلى الله عليه وآله) از آن جلوگيرى فرموده است اما گريه اشكالى ندارد زيرا روايت است كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) در مرگ فرزندش ابراهيم گريست.
فقهاى اهل سنت گريه بدون فرياد زدن را مباح دانسته اند اما گريه با صوت در بين ايشان محل اختلاف است. حاصل آن كه شافعيه و حنابله بر اين باورند كه چنين گريه اى اشكال ندارد اما مالكيه و حنفيه اجازه آن را نمى دهند.
عبدالرحمان الجزيرى مى گويد: «يحرم البكاء على الميت برفع الصوت و الصياح عند المالكيه و الحنفيه، و قال الشافعيه و الحنابله انه مباح اما هطل الدموع بدون صياح فانه مباح باتفاق»;(4)
 از ديد مالكيه و حنفيه گريه با صدا و فرياد زدن حرام است اما از نظر شافعيه و حنبليها مباح و رواست، چنان كه اشك ريختن بدون صدا به اتفاق علما مباح است.
 سُبكى از محققان اهل سنت مى گويد: «اگر گريه براى دلسوختن بر ميت و ترس از عذاب خداوند باشد كراهت ندارد، اما اگر براى جزع و تسليم نشدن در برابر قضاى الهى باشد مكروه و يا حرام است. اين حكم در صورتى است كه گريه با صدا باشد اما بدون صدا هيچ اشكالى ندارد». از روايات چنين به دست مى آيد كه گريه پيش از مرگ جايز است; چنان كه پس از مرگ نيز مى باشد زيرا پيامبر(صلى الله عليه وآله) نزد قبر يكى از دخترانشان گريه كردند و همچنين در زيارت قبر مادر بزرگوارشان آمنه همراه اصحاب گريستند.(5)
عزادارى از ديدگاه علماى شيعه :
از ديد فقهاى شيعه جزع و نوحه سرايى به باطل و دروغ، پاره كردن گريبان و برخى اعمال ديگرى كه يادآورى مى شود مكروه است.
مرحوم صاحب جواهر مى نويسد: «لاريب فى الجواز البكاء على الميت نصاً و فتوى الاخبار التى لا تقصر عن التواتر معنى من بكاء النبى (صلى الله عليه وآله)على حمزه و ابراهيم و غيرهما و فاطمه عليها السلام على ابيها و اختها و على بن الحسين على ابيه حتى عدّوه و فاطمه من البكائين الاربعة»;(6)
شكى نيست كه گريه بر ميت به خاطر روايات متعددى كه به حد تواتر معنوى رسيده و فتاواى فقها جايز است و آن روايات عبارت است از گريه پيامبر(صلى الله عليه وآله) بر حمزه سيدالشهدا و فرزندش ابراهيم و غير آنها; همچنين فاطمه(عليها السلام) بر پدر و خواهرش گريه كرد. امام سجاد بر پدر بزرگوارش گريست; به گونه اى كه حضرت فاطمه و امام سجاد از چهار گريه كننده معروف گرديدند.
 نوحه سرايى در صورتى كه همراه با باطل يا دروغ نباشد جايز است و در غير اين صورت اشكال دارد. روايت است كه حضرت فاطمه(عليها السلام) بر پدرش نوحه كرد: «فقالت يا أبتاه من ربه ما أدناه يا ابتاه الى جبرئيل انعاه يا ابتاه أجاب ربا دعاه».
از على(عليه السلام) روايت شده است كه حضرت فاطمه يك مشت از خاك قبر پيغمبر برداشت و بر چشمان خود نهاد، آنگاه چنين گفت:
ما ذا على المشم تربة احمد *** ان لايشم مدى الزمان غوالى
صبت على مصائب لوانها *** صبت على الايام صرن لياليا(7)
صاحب جواهر در ادامه مى گويد: «همه اين موارد گوياى اين واقعيت است كه ندبه و نوحه سرايى براى كسانى كه داراى ويژگيهاى برجسته اند، مانعى ندارد، بلكه مستحب است تا در پرتو اين مجالس عزا، فضايل و خوبيهاى آنان نشر يابد و ديگران سرمشق و الگو بگيرند».(8)
امام خمينى(ره) مى نويسد: «يجوز البكاء على الميت بل قد يستحب عند اشتداد الحزن و لكن لا يقول ما يسخط الرب و كذا يجوز النوح عليه بالنظم و النثر لولم تشتمل على الباطل من الكذب و غيره من المحرمات بل والويل و الثبور على الاحوط ولايجوز اللطم و الخدش و جز الشعر و نتفه و الصراخ الخارج عن حد الاعتدال على الاحوط و لا يجوز شق الثوب على غيرالاب والاخ بل فى بعض الامور المزبورة يجب الكفارة ففى جزالمرأه شعر فى المصيبة كفارة شهر رمضان و فى نتفه كفارة اليمين»;(9)
گريه كردن بر اموات ـ نه تنها ـ رواست بلكه در هنگام شدت حزن و اندوه مستحب مى باشد ولى سخنى كه باعث غضب پروردگار شود نگويد. و جايز است نوحه سرايى، خواه با شعر يا با نثر; اما با اين شرط كه همراه با دروغ و محرمات ديگر نباشد. همچنين بنابر احتياط در واى گفتن. و بنا بر احتياط جايز نيست سيلى زدن به صورت، زخمى كردن، بريدن و كندن موى و فريادى كه بيرون از حد اعتدال باشد. همچنين پاره كردن لباس روا نيست; جز براى پدر و برادر. و در برخى از امور ياد شده نظير بريدن موى سر توسط خانمها در هنگام مصيبت، كفاره ماه رمضان و در كندن آن، كفاره يمين واجب مى شود.
 امام خمينى(ره) در جاى ديگر مى نويسد: «ما بايد حافظ اين سنتهاى اسلامى، حافظ اين دسته جات مبارك اسلامى كه در عاشورا، در محرم و صفر، در مواقع مقتضى به راه مى افتند تأكيد كنيم كه بيشتر دنبالش باشند. محرم و صفر است كه اسلام را نگه داشته است. فداكارى سيد الشهدا ـ سلام الله عليه ـ است كه اسلام را براى ما زنده نگه داشته است. زنده نگه داشتن عاشورا با همان وضع سنتى خودش از طرف روحانيون، از طرف خطبا، با همان وضع سابق و از طرف توده هاى مردم با همان ترتيب سابق كه دسته جات معظم و منظم، دسته جات عزادارى به عنوان عزادارى راه مى افتاد. بايد بدانيد كه اگر بخواهيد نهضت شما محفوظ بماند، بايد اين سنتها را حفظ كنيد; البته اگر چنانچه يك چيزهاى ناروايى بوده است سابق و دست اشخاص بى اطلاع از مسايل اسلام بوده، آنها بايد يك قدرى تصفيه بشود، لكن عزادارى به همان وقت خودش بايد باقى بماند و گويندگان پس از اين كه مسايل روز را گفتند، روضه را همان طور كه سابق مى خواندند و مرثيه را همان كه سابق مى خواندند، بخوانند و مردم را مهيا كنند براى فداكارى».(10)
سيد محمدكاظم يزدى مى نويسد: «يجوز البكاء على الميت و لو كان مع الصوت بل قد يكون راجحاً كما اذا كان مسكناً للحزن و حرقة القلب بشرط أن لا يكون منافياً للرضا بقضاء الله... و اما البكاء المشتمل على الجزع و عدم الصبر فجائز ما لم يكن مقروناً به عدم الرضا بقضاء الله. نعم يوجب حبط الاجر... يجوز النوح على الميت بالنظم و النثر مالم يتضمن الكذب و لم يكن مشتملا على الويل و الثبور لكن يكره فى الليل و لا تجوز اللطم و الخدش و جز الشعر بل و الصراخ الخارج عن حدّ الاعتدال على الاحوط»;(11)
 گريه بر مرده هر چند با صدا همراه باشد جايز است بلكه در صورتى كه براى تسكين تألم و سوزدل باشد رحجان دارد البته به اين شرط كه با رضاى به قضاى الهى منافات نداشته باشد و همچنين گريه همراه با جزع و بيتابى نيز جايز است; چنان كه نوحه بر ميت همراه با اشعار و غير آن در صورتى كه با ويل و شيون همراه نباشد جايز است گر چه در شب كراهت دارد و جايز نيست زدن صورت، خراشيدن و كندن موى و بلند كردن صدا بيش از حد معمول خلاف احتياط است.
آيت الله خويى مى نويسد «احتياط واجب آن است كه در گريه بر ميت صدا را خيلى بلند نكنند.
اگر زن در عزاى ميت صورت خود را بخراشد و خونين كند يا موى خود بكند بنا بر احتياط مستحب، يك بنده آزاد كند يا ده فقير را طعام دهد و يا بپوشاند و همچنين اگر در مرگ زن يا فرزند، يقه يا لباس خود را پاره كند».(21)
مرحوم محقق نايينى كه از بزرگان و فقهاى معروف معاصر است در پاسخ به پرسش اهل بصره درباره حكم هيأتهاى عزادارى مطالب مفيدى به اين شرح ايراد فرموده اند: «قد توارت علينا برقياتكم و كتبكم المتضمنه للسئوال عن الحكم المواكب العزائيه و ... فها نحن نحرر الجواب عن تلك السئوالات ببيان مسائل. الاولى خروج المواكب العزائيه فى عشرة عاشورا و نحوها الى الطرق و الشوارع مما لاشبهة فى جوازه و رجحانه و كونه من اظهر مصاديق ما يقام به عزاء المظلوم و ايسر الوسائل لتبليغ الدعوة الحسينيه الى كل قريب و بعيد لكن لازم تنزيه هذا الشعار العظيم عما لا يليق بعبادة مثله من غناء او استعمال آلات اللهو و التدافع فى التقدم و التأخر بين اهل محلتين و لو اتفق شيئى من ذلك فذالك الحرام
 الواقع فى البين هو المحرم و لا نسرى حرمته الى الموكب العزائى»;(13)
 از شما پرسشهاى فراوانى درباره موكبهاى عزا كه در خيابانها حركت مى كند و ... به ما رسيده است كه به آنها پاسخ مى دهيم. نخست، شكى نيست كه حركت موكب عزا در عاشورا و مانند آن به سوى خيابانها و راهها، جايز است، بلكه رحجان دارد و از آشكارترين مواردى است كه ـ به واسطه آن ـ عزاى سيد مظلومان بپا داشته مى شود و آسان ترين وسيله تبليغ دعوت حسينيه به دور و نزديك عالم مى باشد; اما شايسته اين شعاير بزرگ آن است كه آنچه مناسب آن نيست، نظير غنا و استعمال آلات لهو و رقابت بين دو هيأت در سبقت و تأخر، داخل اين شعار بزرگ اسلامى نشود چنانچه يكى از اين امور پيش آيد حرام است ولى حرمتش به عزادارى و حركت موكبها سرايت نمى كند و تنها خود اين امور حرام است.

 

پی نوشت ها :

1ـ فتاوى الهنديه فى مذهب الامام ابى حنيفه، مولانا الشيخ نظام و جماعة من علماء الهند، ج 1، ص 162.
2ـ همان.
3ـ فتواى غياثيه، ص 45.
4ـ الفقه على المذاهب الاربعه، عبدالرحمان جزيرى، ج 1، ص 484.
5ـ ارشاد السارى، ج 2، ص 414، باب قول النبى انا بك لمحزونون.
6ـ جواهرالكلام، شيخ محمدحسن نجفى، ج 4، ص 364 و مغنى ابن قدامة، ج 2، ص 547.
7ـ همان.
8ـ همان.
9ـ تحرير الوسيله، ج 1، كتاب الجنائز.
10ـ صحيفه نور، ج 9، ص 116.
11ـ عروة الوثقى، مكروهات دفن.
12ـ توضيح المسائل، مستحباب دفن.
13ـ عزادارى از ديدگاه مرجعيت، على ربانى خلخالى.

 

برگرفته از : سایت مذاهب اسلامی.
کارشناس پاسخگو : سیدمحمد مهدی موسوی

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن