یکشنبه, 17 دی 1391 ساعت 11:21
خواندن 3559 دفعه

زندگانی و شخصیت محمد بن حنفیه

درخواست:
اطلاعاتی در مورد زندگانی و شخصیت محمد بن حنفیه می خواستم.
پاسخ :
وی محمد بن علی بن ابی‌طالب (علیه السلام) معروف به محمد بن حنفیه ،کنیه اش ابوالقاسم ،[1]و  محمد اکبر نیز خوانده‌،شده[2] حدود سال نوزده قمری ، زمانی که سه سال ازخلافت عمر باقی مانده بود به دنیا آمد. راوندی و ابن شهر گزارشی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مبنی بر تولد محمد و اختصاص نام وکنیه آن حضرت بر وی از سوی امیرمومنان (علیه السلام) انعکاس داده‌اند[3] اگرچه ابن سعد، آن را از امیرمومنان (علیه السلام) خطاب به رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، ارائه نموده  است.[4]و سال هشتاد قمری نظریه رایج در مورد وفات وی می‌باشد.[5]
1.    مشخصه خاندانی
چنان‌ که گفته شد وی فرزند امیرمومنان (علیه السلام) است که والایی حسب و نسب آن بر کسی پوشیده نیست . مادرش خوله دختر جعفر بن قیس بن حنفیه از قبايل يمن است و امروزه محمد به خاندان مادری یعنی ابن حنفیه مشهور شده است.[6] در آزاد و برده و نیز اسیر جنگی بودن مادر وی دیدگاه‌های مختلفی به چشم می خورد مثلا گفته می شود او از اسرای یمامه بوده که به علی بن ابیطالب (علیه السلام) رسیده است یا اینکه گفته شده ابوبکر، مادر محمد بن حنفیه را به حضرت علی علیه السلام بخشید و در این باره گزارشی از اسماء دختر ابوبکر مبنی بر این که وی زنی سیاه چهره از اهل سند و کنیز بنی حنفیه بوده ، نه اینکه از خودشان باشد وخالد بن ولید با بنی حنفیه برسر بردگانشان مصالحه کرد[7] امروزه در میراث مکتوب اسلامی قابل مشاهده است. سید مرتضی درباره وی چنین اظهار نظر نموده است : او در واقع اسیر نبوده و به خاطر اسیر بودنش بر آن حضرت حلال نگشته زیرا او با اسلام آوردنش آزاد شده است و علی علیه السلام او را از بردگی مولایش خارج و به عقد نکاح خویش درآورده است.[8]نتیجتا وی از طرف پدر هاشمی و مکی و از طرف مادر حنفیه و یمنی است.
عبدالله(ابوهاشم)،حمزه،علی،جعفراکبر،حسن9]،ابراهیم[10]،قاسم[11]،عبدالرحمن،جعفراصغر،عون[12]،عبدالله اصغر،حسین[13] ورقیه را نيز از فرزندان وی شمرده‌اند.[14]

2.    وقایع دوران محمد بن حنفیه
دوران شصت ساله زندگی محمد با وقایع گوناگونی همراه بوده از جمله آنگاه که سه سال داشت، عمر کشته شد و دوران خردسالی و نوجوانی وی با حکومت عثمان بن عفان و محاصره و قتل وي همراه بوده، در دوران بلوغ شاهد ازدحام حضور مردم برای بیعت پدر معصومش (علیه السلام) بوده و وقتی حدود نوزده سال داشت شاهد نبرد جمل و در حدود بیست ویک سالگی بودکه از نزدیک صفین و ماجرای حکمین را درک نموده و  فتنه خوارج و نبرد نهروان در منطقه حروراء را از نزدیک شاهد بوده است15
امامت برادرش امام مجتبی (علیه السلام) و حکومت فراگیر معاویه و شهادت برادر و ممانعت عایشه از ورود پیکر آن حضرت به روضه نبوی16] و امامت سیدالشهداء (علیه السلام) در دوران معاویه و فاجعه عظیم کربلا و قیام‌های توابین و مختار و امامت امام سجاد (علیه السلام) نیز با دوران میانی و پایانی عمر وی همراه بود
3.    شخصیت محمد بن حنفیه
وی در باب شخصیت فردی به علم و پرهیزگاری[17] و  نیز شجاعت[18] ستوده شده و به برخورداری از سطح والایی از شخصیت اجتماعی یاد شده است.[19] كه به برخي از آنها در ذيل اشاره مي نماييمز
1.3 شخصیت علمی
در مورد شخصیت علمی وی باید گفت : او از جمله تابعینی است که در دوره آغازین و نیز میانی صدساله منع حدیث ، می‌زیسته و بدون اعتنا به منع أن، به فراگیری و تعلیم حدیث ممارست داشته، و با این تفکر عملا به مبارزه برخاست.[20] وی از پدر معصومش امیرمومنان (علیه السلام) ،ابن عباس[21]، عثمان ،عبد الرحمن بن عوف ،طلحة ،زبير، سعد ،أبي بن كعب ،سهل بن حنيف ،حذيفة بن اليمان وزيد بن ثابت،  روایت دارد.[22]و البته بیش‌تر آنها از امیرمومنان (علیه السلام) می‌باشد.
امام باقر (علیه السلام)،[23] یحیی بن سعید[24]، زربن جیش[25]، نبیه بن وهب العبدری[26]، فرزندانش ابراهیم[27] و عمر[28] ، اصبغ بن نباته[29] ، عمران بن داوود[30]،حارث[31]، ابی العباس الدینوری[32]،عبدالله بن محمد الحنفیه[33]،ابی عمرمولی شبر بن غالب[34]،منذر الثوری[35]،ابی الطفیل[36]، ابونعیم،[37] ابی عقیل الثوری[38]، محمدبن بشر[39] و مقاتل[40]، از وی حدیث نقل نموده‌اند. محتوای احادیث وی متنوع بوده که وصایای امیرمومنان (علیه السلام)[41]، محبت اهل بیت،[42] و اختصاصات اهل بیت(علیهم السلام)،[43] تفسیر،[44] کلام[45]و زیارت[46] ازجمله آنها می‌باشند.
افزون بر فراگیری حدیث و تعلیم آن، اظهار نظر‌هایی نیز از وی به ثبت رسیده است از جمله آن که واژه صمد را به قائم به نفس و بی نیاز از غیرخود تفسیر نموده[47] و تکلم در ذات حق را موجب هلاکت شمرده است.[48]
2.3 شخصیت نظامی
حضور محمد در دوران جوانی در کنار پدر ، و سمت‌هایی که در آنها داشته گواه جنگاوری وی می‌باشد،  وی ‌در جنگ جمل پرچمدار سپاه امیرالمومنین (علیه السلام)[49]ودر نبرد نهروان و پیکار با خوارج از دلاوران سپاه امیرمومنان (علیه السلام)[50]و در صفین فرماندهی جناح چپ سپاه بوده ا[51]
4.    محمد و مساله امامت
گزارش‌های مربوط به تعامل محمد با مساله امامت پس از سیدالشهداء (علیه السلام) ، یک دست نبوده و گونه‌ای ابهام را برای خواننده به جای می‌گذارند. اما به نظر می‌رسد وی در پس از جریان عاشورا امامت خویش را در امتداد امامت سیدالشهداء (علیه السلام) طرح می‌نمود و پیروانی را نیز یافته بود اما  پس از مناظره با امام سجاد (علیه السلام) و مشاهده اعجاز از آن حضرت،  نادم گشته و به امامت امام سجاد (علیه السلام) ایمان آورد و با همان ایمان از دنیا رخت بربست. نمونه‌هایی از این گزارش‌ها در ذیل ارائه شده است. جریان مناظره محمد بن حنفیه با امام سجاد (علیه السلام) در موضوع امامت به صورتهای مختلفی در منابع  حدیثی وتاریخی فریقین انعکاس یافته است که به نمونه‌‌هایی از آنها اشاره می کنیم .
1.4 ادعای امامت
برپایه برخی گزارش‌ها، وی پس از شهادت امام حسین علیه السلام، بر سرجانشینی و خلافت و مسئله امامت با امام سجاد (علیه السلام) محاجه کرده و خود را به دلیل اینکه فرزند امیرمومنان (علیه السلام) است و همچنین ازجهت سن و سال از علی بن الحسین (علیه السلام) بزرگ‌تر بوده و از نظر اخذ و نقل روایت در مرتبه بالاتری از امام سجاد(علیه السلام) قرار دارد، وصی ، امام و جانشین امام حسین (علیه السلام) میدانست[52] و نیز گاه خود را برگزیده امیرمومنان(علیه السلام) دانسته است.[53] اما انگیزه وی روشن نیست اگرچه بر پایه گزارش خصیبی از امام صادق (علیه السلام)، به عنوان تاکتیکی از سوی امام حسین (علیه السلام) در هنگام خروج از مدینه در آستانه فاجعه عاشورا به منظور حفظ شیعیان تا بازگشت امام سجاد(علیه السلام) به مدینه عنوان شده است.[54]
2.4 پذیرش امامت امام سجاد (علیه السلام)
از سوی دیگر پاره‌ا‌ی از گزارش‌ها نیز بر این نکته تاکید می‌کنند که امام زین العابدین(علیه السلام) از اوخواست مساله را در کنار خانه خدا، از حجرالاسود پرسیده وشهادت او را بر امامت هر کس که شهادت داد بپذیرند، بنابراین پس ازآنکه حجرالاسود درخواست محمد حنفیه را اجابت نکرده و به امامت علی بن الحسین (علیه السلام)شهادت داد، محمد از ادعای خود منصرف شده و ولایت امام سجاد(علیه السلام) را پذیرفت.[55]دریکی دیگر از مناظره هایی که بین محمد حنفیه و امام سجاد (علیه السلام) اتفاق افتاد آن حضرت از خدا خواستند تا گوسفندی را که در منزل داشتند به سخن آمده وحقیقت را بیان کند. درهمان لحظه آن حیوان زبان باز کرده و به امامت حضرت اقرار نمود و گفت: ای علی بن الحسین خدا علم و وحیش را در تو به ودیعه گذاشت. محمد با مشاهده این صحنه بر صورت خود زده چنین میگفت: ادرکنی ادرکنی ای پسر برادرم .[56]
امام باقر(علیه السلام) نیز در این باره فرمود : مالی از خراسان به مکه فرستاده شده بود که محمد بن حنفیه گفت این مال برای من است و من به آن سزاوارترم، علی بن الحسین (علیه السلام) به او فرمود : صخره]حجرالاسود[بین ما قضاوت خواهد کرد و محمد بن الحنفیه با حجر الاسود سخن گفت  اما او سخنی نگفت و وقتی علی بن الحسین با آن تکلم نمود حجرالاسود شروع به سخن گفتن کرده وگفت : مال از آن تواست و تو وصی، فرزند وصی و امام، فرزند امام هستی در این هنگام محمد به گریه افتاد و گفت : ای پسر برادرم من به تو ظلم کرده وحق تو را غصب نمودم .[57]
و نیز بر پایه گزارش راوندی محمدحنفیه در پاسخ به پرسش خادمش که از وی در مورد امامتش پرسیده بود با جمله : امام من ، تو و  هر مسلمانی، علی بن الحسین، است.[58] اعتقاد خویش به امامت آن حضرت را آشکار نموده است.
امام باقر(علیه السلام) در پاسخ شخصی‌که از امامت محمد حنفیه پرسیده بود فرمود : او امام نبود و لکن هدایت شده، بود. و در روایتی از امام صادق(علیه السلام)، به ایمان محمد به امامت امام سجاد (علیه السلام) در هنگام فوت تصریح شده است.[59]
3.4 پیروان محمد
   اعتقاد به امامت محمد[60] و نیز مهدویت[61] وی همچنان به عنوان انشعابی از شیعه به عنوان کیسانیه[62] ادامه یافت، اینان در زمان امامت او  دچار اختلاف شدند، گروهی او را جانشین بلافصل حضرت علی (علیه السلام) دانسته، گروهی امامت او بعد از امام حسین (علیه السلام) معتقد شده و بعضی امامت را در فرزندان او منحصر دانسته‌اند.
 اعتقاد به امام غایب بودن محمد،  با آن که امام باقر (علیه السلام) فرمود : من عمویم محمدبن حنفیه رادفن کردم و دستم را در خاک قبرش فرو بردم[63] با عدم پذیرش فوت محمد، در میان کیسانیه رواج یافت. به عنوان نمونه در این باره می‌توان به سید اسماعیل حمیری که محمد حنفیه را امام غایب می‌دانست تا اینکه با امام صادق (علیه السلام)  ملاقات کرد وآن حضرت او را از موت محمد آگاه کرده و فرمود : پدرم شاهد دفن او بوده است وغیبت هم در امام دوازدهم واقع خواهد شد. و در نتیجه آن، سید حمیری  از این اعتقاد برگشت و توبه نمود[64] اشاره نمود و به نظر می‌رسد در سده‌های بعدی نیز همچنان پاسخ علمی به امام غائب بودن محمد، عالمان امامي را به خود مشغول ساخته بود چنان که شیخ صدوق در رد آن قلم زده و با طرح صحت موت محمد بن حنفیه، اعتقاد به غیبت وي را باطل شمرده است.[65]
کتب ملل ونحل درتعریف کیسان هم داستان نبوده وآنان را به فرقههاي متعددي در حدود یازده فرقه، تقسیم کرده اند كه محور تمامی آنها را میتوان امامت محمد حنفیه بعد از حسنین علیه السلام دانست. نوبختی، ناشیاکبر، ابوالحسن اشعری، اشعری قمی، بغدادی، شیخ طوسی و اسفراینی،کیسانیه را منادی امامت محمد حنفیه اعلام کرده وکربیه –یکی از فرق کیسانیه-را منادی مهدویت ابن حنفیه دانسته اند .[66] از سوي ديگر شهرستانی، شیخ مفید، ابوحاتم رازی، ابن حزم، شیخ صدوق، ابوالمعالی حسینی و حسن رازی، کیسانیه را همان منادیان مهدویت محمد بن حنفیه معرفي نمودهاند.کیسانیه خالصه که معتقد به غیبت محمد بن حنفیه ومنتظر رجعت وی هستندتا اواسط قرن سوم درعراق،بالاخص کوفه و نواحی آن حضور داشتند.نوبختی، شیخ مفید، ابن حزم وسید مرتضی به انقراض آنها تصریح کرده اند.[67]
شايان ذكر است اکثر نویسندگان کیسان را لقب مختار دانستهاند در نظر برخی از آنها این لقب را حضرت امیر(علیه السلام) به وی عطا کرده است، برخی نیز کیسان را لقب ابو عمره غلام حضرت امیر(علیه السلام)دانسته اند.[68]

پی نوشت ها :
1. ثقفی، الغارات، 2/ 749 ؛ خراسانی کرباسی، اکلیل المنهج، 436.
2. ابن سعد، طبقات الکبری ، 5/94.
3.راوندی، الخرائج والجرائح، 1/66 ؛ ابن شهر، مناقب آل ابی طالب، 2/42.
4. ابن سعد، طبقات الکبری ، 5/94.
5.طوسی، خلاف، 2/334 الخلاف .
6.طوسی، خلاف، 2/334 ؛ محمد بن سعد، طبقات الکبری، 5/94 ؛ کاتب بغدادی، تاریخ الائمه(المجموعه)،16؛ خراسانی کرباسی، اکلیل المنهج، 436.
7. ابن سعد، طبقات الکبری ، 5/94.
8.سیدمرتضی، الشافی، 3/271 الشافی.
9. سید علی برجردی ، طرائف المقال، 2/56 ؛ خوئی، معجم رجال الحدیث، 5/271.
10. ابن شهر،مناقب آل ابی طالب، 3/312.
11. نمازی شاهرودی، مستدرکات علم رجال، 1/403 .
12. نمازی شاهرودی، مستدرکات علم رجال، 1/390 .
13. ابن شهر، مناقب آل ابی طالب، 3/312.
14. ابن سعد، طبقات الکبری ، 5/92.
15. ابن سعد، طبقات الکبری ، 5/94.
16. کلینی، الکافی، 1/303 ؛ صدوق، کمال الدین، 36 .
17. ابن سعد، طبقات الکبری ، 5/94.
18.ابن شهر، مناقب آل ابی طالب، 2/42.
19.طوسی، خلاف، 2/334 الخلاف .
20.عاملی، وسائل الشيعة (آل البيت)، 1/ مقدمة التحقيق 13.
21.شریف مرتضی، ناصریات، 422.
22. ابن سعد، طبقات الکبری ، 5/94.
23. قاضی نعمان،  شرح الأخبار، 1/475 ؛ مفید، اختصاص، 164.
24.صدوق ،خصال، 500 .
25.صدوق ،خصال، 320.
26. صدوق ، خصال، 593 ؛ عاملی، وسائل الشیعه، 28/223.  
27.صدوق، کمال الدین وتمام النعمه، 152؛ ثقفی، الغارات، 2/666 .
28.صدوق، کمال الدین وتمام النعمه، 112.
29.صدوق، معانی الاخبار، 42.
30.خزاز قمی، کفایة الاثر، 157.
31.میر جهانی،مصباح البلاغه (مستدرک نهج البلاغه)، 3/ 119 ؛ قاضی نعمان،  شرح الأخبار، 1/475.
32.میر جهانی،مصباح البلاغه، 3/235.
33.محمد بن سلیمان کوفی، مناقب الامام امرالمومنین، 189 ؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، 88 .
34.محمد بن سلیمان کوفی، مناقب الامام امرالمومنین، 195.
35.همان ص33
36.همان ص111
37.قاضی نعمان،  شرح الأخبار، 3/565
38.همان ص126
39.نعمانی،كتاب الغيبة، 302
40.قاضی نعمان،  شرح الأخبار، 3/525 ؛ ابن شهر، منقب آل ابی طالب، 2/141.
41.عاملی، وسائل الشيعة (آل البيت)، 16/ 150؛ همان، 11/419.
42.محمد بن سلیمان کوفی، مناقب الامام امرالمومنین، 2/ 149
43.صدوق، خصال، 32 .
44.صدوق، توحید، 90 .
45.صدوق، توحید، 457 .
46. طوسی، تهذيب الأحكام، 6/41 .
47.صدوق، توحید، 90 .
48.صدوق، توحید، 457.
49.شریف مرتضی،رسائل، 3/264 ؛ ابن ادریس حلی، سرائر، 3/238؛ ابن شهر، مناقب آل أبي طالب، 2/340 ؛ همان، 3/185 ؛ محمد بن سعد، طبقات الكبرى، 5/94 .
50.حمیری قمی، قرب الاسناد، 28.
51.ابن شهر، مناقب آل أبي طالب، 2/352 ؛ محمد باقر انصاری، كتاب سليم بن قيس، 342 ؛ محمد بن سعد، طبقات الکبری، 5/94 .
52.ابن حمزه طوسی، الثاقب في المناقب، 148.
53.محمد بن سليمان الكوفي، مناقب الإمام أمير المؤمنين (علیه السلام)،2/238
54.خصيبي،الهداية الكبرى،219.
55.صفار، بصائر الدرجات،523؛ابن بابويه،الامامه والتبصره،60؛  کلینی،الكافي،1/348؛حسن بن سلیمان حلی،مختصر بصائر الدرجات،14؛ خصیبی،هداية الكبرى،220؛از قدماءمحدثین،القاب الرسول وعترته (المجموعة)،52؛طبری،199،203،206؛شریف مرتضی،فصول المختارة،298؛حسین بن عبد الوهاب،عيون المعجزات الوهاب، 61؛طبرسي،احتجاج،2/46؛ابن حمزه طوسی،الثاقب في المناقب،350و351؛ ابن شهر،مناقب آل أبي طالب،3/288؛خوئی،معجم رجال الحديث ،17/55.
56.ابن حمزه طوسی،الثاقب في المناقب،148
57. طبری، نوادر المعجزات، 114؛ طبری، دلائل الامامه، 199.
58. قطب الدین راوندی، الخرائج والجرائح، 1/261؛ ابن شهر، مناقب آل أبي طالب، 3/288؛ ابن نما حلی، وذوب النضار، 53 ؛ طوسی، اختيار معرفة الرجال، 1/336 ؛ خوئی، معجم رجال الحديث، 15/134 .
59. ابن بابویه، الإمامة والتبصرة، 60 .
60. قاضی نعمان، شرح الأخبار، 3/317 ؛ طوسی، الغيبة، 4 ؛ بروجردی، طرائف المقال، 2/243 .
61. ابن شهر، مناقب آل أبي طالب، 2/42 .
62. قاضی نعمان، شرح الأخبار، 3/317 ؛ طوسی، الغيبة، 4 ؛ بروجردی، طرائف المقال، 2/243؛ وحید بهبهانی، تعليقة على منهج المقال، 400 ؛ ملاعلی کنی، توضيح المقال في علم الرجال،  219.
63. شریف مرتضی، فصول المختارة، 298 .
64. صدوق، كمال الدين وتمام النعمة، 33و36 .
65. صدوق، كمال الدين وتمام النعمة، 36 .
66.. فرمانیان، آشنایی با فرق تشیع، 37 .
67.همان، 38 .
68.همان، 39 .


فهرست منابع :
1.    ثقفی، إبراهيم بن محمد، الغارات ، تحقيق سید جلال الدین حسینی .
2.    خراسانی کرباسی،محمد جعفر، إكليل المنهج في تحقيق المطلب ،تحقيق سيد جعفر حسيني اشكوري- قم : دار الحديث ، 1382.
3.    محمد بن سعد،طبقات الکبری ، دار صادر ، بيروت .
4.    قطب الدين الراوندي،الخرائج والجرائح، چاپ اول، قم، مؤسسة الإمام المهدي، ذي الحجة 1409.
5.    ابن شهر آشوب، محمد بن علی، مناقب آل أبي طالب، الحيدرية، النجف الأشرف، 1376 – 1956.
6.    طوسي، محمدبن حسن، خلاف، مؤسسة النشر الإسلامي التابعة لجماعة المدرسين بقم المشرفة، 1407.
7.    كاتب بغدادی، تاريخ الأئمة (المجموعة)، مكتب آية الله العظمى المرعشي النجفي، قم، 1406.
8.    سید مرتضی، الشافي في الامامة، چاپ دوم، موسسه اسماعلیان قم، 1410.
9.    كليني، كافي، چاپ پنجم، حیدری، دار الكتب الإسلامية، طهران، 1363.
10.    صدوق، محمد بن علی، كمال الدين وتمام النعمة، مؤسسة النشر الإسلامي التابعة لجماعة المدرسين بقم المشرفة، 1405- 1363 ش .
11.    سيد علي بروجردي،طرائف المقال، چاپ اول، مكتبة آية الله العظمى المرعشي النجفي العامة، قم المقدسة .
12.    خوئي، معجم رجال الحدیث، چاپ پنجم،1413ق .
13.    شيخ علي نمازي شاهرودي، مستدرکات علم رجال حدیث، چاپ اول، شفق، تهران، ابن المولف، 1412.
14.    شیخ حرعاملی، وسائل الشیعه، چاپ دوم، مهر قم، مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث بقم المشرفة، 1414.
15.    شريف مرتضى، ناصریات، مؤسسة الهدى، رابطه الثقافة والعلاقات الإسلامية مديرية الترجمة والنشر، 1417-1997.
16.    مغربی، قاضي نعمان، شرح الآخبار، چاپ دوم، مؤسسة النشر الإسلامي التابعة لجماعة المدرسين بقم المشرفه، 1414.
17.    مفيد، محمد بن نعمان، اختصاص ، چاپ دوم، دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع، بيروت، لبنان، 1414-1993م .
18.    صدوق، محمدبن علی، خصال، منشورات جماعة المدرسين في الحوزة العلمية في قم المقدسة، ذي القعدة الحرام 1403 - 1362 ش .
19.    صدوق، محمدبن علی، معانی الآخبار، مؤسسة النشر الإسلامي التابعة لجماعة المدرسين بقم المشرفة، 1379-1338ش .
20.    خزاز قمي، علی بن محمد، کفایه الاثر، انتشارات بيدار، قم، 1401ق.
21.    ميرجهاني، حسن، مصباح البلاغه، 1388ش.
22.    محمد بن سليمان كوفي، مناقب امام امیرالمومنین، چاپ اول، مجمع إحياء الثقافة الإسلامية،  قم المقدسة، 1412ق.
23.    أبو الفرج الأصفهانى، مقاتل الطالبین، چاپ دوم، منشورات المكتبة الحيدرية ومطبعتها، النجف الأشرف، 1385 -1965م .
24.    نعمانی، محمد بن إبراهيم، کتاب الغیبه، چاپ اول، أنوار الهدى، قم، 1422.
25.    صدوق، محمدبن علی، توحید، منشورات جماعة المدرسين في الحوزة العلمية في قم المقدسة .
26.    طوسي، محمدبن حسن، تهذیب الاحکام ، چاپ دوم، دار الكتب الإسلامية، طهران، 1364ش.
27.    ابن إدريس حلي، السرائر، چاپ دوم، مؤسسة النشر الإسلامي التابعة لجماعة المدرسين بقم المشرفة، 1410.
28.    حميري قمي، عبدالله بن جعفر، قرب الاسناد، چاپ اول، مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث، قم، 1413.
29.    محمد باقر انصاری، کتاب سلیم بن قیس
30.    ابن حمزة طوسي، محمدبن علی، الثاقب فی المناقب، تحقیق استاد نبیل رضا علوان، چاپ دوم، مؤسسة أنصاريان للطباعة والنشر، قم المقدسة، 1412.
31.    خصیبی،حسين بن حمدان، هدایه الکبری، چاپ چهارم، مؤسسة البلاغ للطباعة والنشر والتوزيع، بيروت، لبنان،1411-1991م .
32.    صفار، محمد بن الحسن، بصائرالدرجات،  منشورات الأعلمي،  طهران، 1404-1362ش .
33.    ابن بابويه قمي، علی بن الحسین، الامامه والتبصره، چاپ اول، مدرسة الإمام المهدي (ع)، قم المقدسة،1404-1363ش.
34.    حسن بن سليمان حلي، مختصر بصائر الدرجات، چاپ اول، منشورات المطبعة الحيدرية، النجف الأشرف، 1370-1950م.
35.    از قدماء محدثین،القاب آل رسول، مكتب آية الله العظمى المرعشي النجفي، قم، 1406.
36.    طبری، محمد بن جرير، چاپ اول، بی جا، مركز الطباعة والنشر في مؤسسة البعثة، 1413.
37.    شريف مرتضى، الفصول المختاره، چاپ دوم، دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع،  بيروت، لبنان، 1414-1993م.
38.    حسين بن عبد الوهاب، عیون المعجزات، الحيدرية، نجف، محمد كاظم الشيخ صادق الكتبي، 1369.
39.    طبرسي، احمدبن علی، احتجاج، دار النعمان للطباعة والنشر، النجف الأشرف، 1386-1966م.
40.    طبری، محمد بن جرير، نوادر المعجزات، چاپ اول، مؤسسة الإمام المهدي (عجل الله تعالی فرجه)، قم المقدسة، 1410.
41.    ابن نما حلي، جعفربن محمد، ذوب النضار، تحقیق فارس حسون کریم، چاپ اول، مؤسسة النشر الإسلامي التابعة لجماعة المدرسين بقم المشرفة، 1416.
42.    طوسي، محمدبن حسن، اختیار معرفه الرجال، مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث، 1404.
43.    وحید بهبهانی ، تعلیقه علی منهج المقال.بی جا, بی نا, بی تا.
44.    ملا على كني، توضیح المقال فی علم الرجال، چاپ اول، دار الحديث، 1421-1379ش.
45.    فرمانیان، مهدی، آشنایی با فرق تشیع، چاپ دوم، قم، مرکز مدیرت حوزه علمیه، 1389ش.

 

کارشناس پاسخگو : مهدی سفری
با اشراف استاد : کرمانی کجور

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن