یکشنبه, 30 آبان 1395 ساعت 11:28
خواندن 342 دفعه

فلسفه گریه بر امام حسین

پرسش:

فلسفه گريه كردن بر امام حسين ـ عليه السلام ـ چيست؟ اصلاً چه نيازي به گريه است آيا امام حسين ـ عليه السلام ـ كشته شد كه ما بر او گريه كنيم و خداوند هم از اين طريق دلش رحم بيايد و مارا ببخشد؟ آيا فلسفه قيام امام حسين ـ عليه السلام ـ اين بود؟ چرا بعد از 1400 سال باز مراسم همانگونه كه قبلاً برگزار مي شد باز هم بدون هيچ گونه تحولي برگزار مي شود؟ چرا مردم با اينكه در اين مراسم شركت مي كنند باز كار خود را مي كنند به عبارتي اينگونه برگزاري هيچ تأثيري بر مردم نگذاشته؟ رباخوار بعد از مراسم به رباخواريش مي پردازد و گرانفروش به گرانفروشي؟ چرا تا حالا فكر نشده كه چرا مراسم مؤثر نيست نقص كار كجاست آيا مردم آن گونه منحرف شدند كه ديگر قابل اصلاح نيستند؟

 

پاسخ:

در احاديث معصومين ـ عليهم السلام ـ كه در كتب روايي جمع آوري شده اند به عزاداري و اشك ريختن براي سرور و سالار شهيدان ابا عبدالله الحسين ـ عليه السلام ـ اهميت بسيار بالايي داده شده است و ثواب بسيار زيادي را بر آن مترتب داشته اند، البته بايد دقت شود و يكي از مصاديق عزاداري اشك ريختن است، منظور از عزاداري هر عملي است كه ياد و خاطره حضرت را زنده نگه دارد حال روضه خواندن باشد، سينه زني باشد، سخنراني و... .

به طور مثال امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمودند: «هر كه شعري بخواند در مرثيه حسين ـ عليه السلام ـ و خود بگريد و يك كس ديگر را نيز بگرياند بهشت بر او واجب گردد».(1) امام رضا ـ عليه السلام ـ به يكي از ياران خود فرمودند: « اي پسر شبيب! اگر خواهي خدا را ملاقات كني و گناهي بر تو نباشد زيارت كن حسين ـ عليه السلام ـ را، اي پسر شبيب! اگر گريه كني بر حسين ـ عليه السلام ـ تا آب ديده تو بر روي تو جاري شود حق تعالي جميع گناهان صغيره و كبيره تو را بيامرزد، خواه اندك باشد، خواه بسيار»(2)

لذا اين قبيل روايات در منابع روايي بسيار به چشم مي خورد،اين را نبايد فراموش كرد كه منظور اهل بيت ـ عليهم السلام ـ خصوص اشك ريختن نبوده بلكه منظور زنده نگه داشتن ياد و خاطره حسين ـ عليه السلام ـ بوده است. ولي چرا ً به اين امر اينقدر اهميت داده شده است؟ شهيد بزرگوار مرتضي مطهري در اين باره مي فرمايد: «حسين بن علي ـ عليه السلام ـ به مردم درس غيرت داد، درس تحمل و بردباري داده، درس تحمل شدايد و سختي ها داد، اينها براي مردم مسلمان درس هاي بسيار بزرگي بود، پس اينكه مي گويند حسين بن علي ـ عليه السلام ـ چه كرد و چطور اسلام را زنده كرد، جوابش همين است كه حسين بن علي ـ عليه السلام ـ روح تازه اي در اسلام دميد، خون ها را به جوش آورد. غيرت ها را تحريك كرد، عشق و ايده به مردم داد، حس استغنا در مردم به وجود آورد، درس صبر و تحمل و بردباري و مقاومت و ايستادگي در مقابل شدائد به مردم داد، ترس را ريخت. همان مردمي كه تا آن مقدار مي ترسيدند تبديل به يك عده شجاع و دلاور شدند حسين بن علي يك سوژه بزرگ اجتماعي است. بعد از او هر كس قيام مي كرد با شعار يالثارات الحسين ـ عليه السلام ـ قيام مي كرد، امروز هم يك سوژه بزرگ اجتماعي است، سوژه امر به معروف و نهي از منكر، سوژه اي براي اقامه نماز، براي زنده كردن اسلام براي اينكه احساسات و عواطف عاليه اسلامي در ما احيا شود. او شخصيت اسلامي مسلمين را زنده كرد، بعد از قيام حضرت بسياري از مسلمين توبه كردند، دسته دسته قيام مي كردند، از همين مردم كوفه پنج هزار نفر به عنوان توابين قيام كردند و قاتلين صحراي كربلا را قصاص مي كردند زنده كردن مسلمين يعني دادن عشق و ايده به آنها. حسين بن علي ـ عليه السلام ـ با قيام خود اين كار را كرد».(3)

لذا زنده نگه داشتن نام و ياد حضرت، زنده نگه داشتن درس ها و ايده هاست، اين است معناي جمله زيباي پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ كه فرمودند: «همانا حسين كشتي نجات و چراغ فروزنده هدايت است».(4)

بهترين راه زنده نگه داشتن هم همين گريه كردن ها و عزاداري هاست. ما در هر زمان نيازمند امام حسين ـ عليه السلام ـ هستيم، نيازمند الگوگيري و پيروي راه او هستيم، تا اگر شرايط مشابه زمان حضرت به وجود آمد به راحتي بتوانيم قيام كنيم و از جان و مال خود بگذريم، چنانكه در زمان هشت سال دفاع مقدس مشاهده كرديم كه جوانان ايران اسلامي با اهداء خون خود باعث حفظ نظام و حفظ ارزش هاي اسلامي شدند. شهيد مطهري در اين باره نيز مي فرمايد: «آن چيزهايي كه بشر هميشه به زبان مي آورد و در عمل كمتر ديده مي شود در وجود حسين بن علي ديده مي شود، چطور روح بشر مي تواند اين مقدار شكست ناپذير باشد، سبحان الله بشر به كجا مي رسد، اوج بشر چقدر شكست ناپذير مي شود كه بدنش قطعه قطعه مي شود، جوانانش جلوي چشمش قلم مي شوند، در منتهي درجه تشنگي قرار مي گيرد كه حتي آسمان را تيره و تار مي بيند، خاندانش را مي بيند كه اسير مي شوند، هر چه دارد از دست داده، ولي يك چيز براي او باقي است و آن روحش است كه هرگز شكست نمي خورد (حتي يك ذره عقب نشيني نمي كند) شما يك چنين صحنه اي از فضائل انساني را در غير كربلا سراغ داريد، آن وقت بگوييد به جاي كربلا از آن حادثه ياد كنيد. لذا چنين حادثه اي را بايد زنده نگه داشت».(5)

مهم هدف حضرت است و الگو پذيري مردم از حضرت و ادامه راه او در هر زمان و مكان كه باشيم.

اما راجع به هدف حضرت، شهيد مطهري در اين باره مي فرمايد: «تحريف بزرگي در مسئله عاشورا شده است، بعضي ها گفته اند حسين بن علي ـ عليه السلام ـ شهيد شد كه گناهان شيعه ريخته شود اين شبيه اعتقاد مسيحيت است، كه معتقدند حضرت مسيح كفاره گناهان آنها بوده است، اين مطلب با روح اسلام سازگاري ندارد، با سخن حسين نمي سازد، ابا عبدالله براي مبارزه با گناه قيام كرد، نه اينكه سنگري باشد براي گنهكاران، ما گفتيم حسين ـ عليه السلام ـ يك شركت بيمه گناه تأسيس كرده، گفته است شما از نظر گناه بيمه هستيد، در عوض چه مي گيرم؟ شما براي من اشك بريزيد، من گناهان شما را جبران مي كنم حال هر كس مي خواهيد باشيد. ابن زياد، عمر سعد، والله اين افتراء و دروغ بستن بر حسين ـ عليه السلام ـ است».(6) ايشان در ادامه روايات اهل بيت در اين زمينه را توضيح مي دهند و (گريه مردم) براي تسلي دل اهل بيت و حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ كه نيست، بلكه هدفشان اين است كه پرتويي از روح حسين بن علي ـ عليه السلام ـ بر روح ما بتابد، اگر اشكي براي او مي ريزيم بايد در مسير هماهنگي روح ما باشد، روح ما پرواز كوچكي با روح حسين انجام دهد، ذره اي از همت او، غيرت او، حريت او، ايمان او، تقواي او، شجاعت او و... در ما بتابد، اين چنين اشكي اگر از چشمان جاري شود، آن اشك هر چه دلتان مي خواهد قيمت دارد، اگر گفته اند به اندازه يك بال مگس هم اگر باشد يك دنيا ارزش دارد، باور كنيد، اشكي كه براي هماهنگي كردن و پيروي از حسين ـ عليه السلام ـ باشد».(7)

آري اين اشك است كه اين طور در روايات ارزش دارد و به آن توصيه شده است، اشكي كه ما را عوض كند و مطيع امام شويم، نه اينكه ما هر روز از امام دورتر شده و با اشك بخواهيم گناهانمان ريخته شود.

در نتيجه هدف از اين گريه ها و عزاداري ها زنده نگه داشتن ياد و خاطره حضرت است كه به سبب آن به سمت كمال حركت كنيم و با نور حضرت هدايت شويم و به سوي معبود خود حركت كنيم.

اما راجع به سئوال دوم شما كه نوشته ايد هيچ كس از اين مجالس استفاده نمي كند، اين مطلب درستي نيست، بلكه حقيقت چيز ديگري است، زيرا افراد بسياري در طول تاريخ وجود داشته و دارند كه در همين مجالس به بركت نور حضرت هدايت شده و موفق به توبه شده و مسير زندگي خود را عوض كرده اند، امثال رسول ترك كه آدمي شراب خوار و فاسد بود كه به بركت حضرت اصلاح شد و از مقربان درگاه الهي گرديد، زياد به چشم مي خورد، ما خود در ايام تبليغ كه به مناطق مختلف مي رويم، شاهد آن هستيم كه چه جواناني با آمدن در اين مجالس و با شنيدن آيات قرآن و روايات اهل بيت ـ عليهم السلام ـ تغيير كرده و هدايت مي شوند.

اينكه پيغمبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله وسلم ـ فرمودند: «حسين كشتي نجات است» اين مطلب اختصاص به افراد به خصوصي ندارد بلكه جنبه عمومي و همگاني دارد. حتي بسياري از پيروان اديان ديگر با برگزاري مراسمات عزاداري براي امام حسين ـ عليه السلام ـ مورد توجه حضرت قرار گرفته و حاجت مي گيرند و بعضي ها نيز ايمان آورده و مسلمان مي گردند.

البته بهرمندي از نور امام حسين ـ عليه السلام ـ به صفاي باطني ما بستگي دارد و هر چه ما پاك تر و باتقواتر باشيم بيشتر مي توانيم از نور هدايت حضرت استفاده كنيم. اين نكته را هم فراموش نكنيد كه ما انسان ها مختار آفريده شده ايم و بايد خود تصميم گرفته و عوض شويم نه اينكه ما را مجبور كنند، بعضي از انسان ها چنان مست نعمت هاي دنيوي و لذات زودگذر آن شده اند و به گناه و حرام خواري روي آورده اند كه در وجود خود جايي براي هدايت و دست گيري حضرت از آنان را باقي نگذاشته اند و از نور حضرت كمترين بهره را نمي برند، لذا مشكل از خود آنان است نه امام حسين ـ عليه السلام ـ و عزاداري هاي او، مگر مردم كوفه كه باعث به وجود آمدن آن جنايات در روز عاشورا شدند خود مسلمان نبودند، ولي ترس از كشته شدن و دل بستن به دنيا و گناه با آنان كاري كرده بود كه حتي سخنان حضرت بر آنان بي تأثير بود، آيا مي شود گفت سخن امام مشكل داشت، تأثير نداشت، يا مشكل از ناحيه خود آنان بود و در خود قابليت تأثير را از بين برده بودند. در نتيجه اين مراسم ها تأثير خود را دارد ولي تأثير پذيري افراد مختلف است، بعضي ها كه زمينه اي ولو اندك براي هدايت در نفس خود باقي گذاشته اند، قطعا با نور حضرت هدايت مي شوند ، ولي بعضي ديگر كه تمام روزنه هاي اميد را در خود خشكانده اند و جز به گناه و معصيت فكر نمي كنند، خود مانعي براي تأثير حضرت ايجاد كرده و هدايت نمي شوند.

 

پاورقی:

1. قمي، شيخ عباس، منتهي الآمال، انتشارات نسيم حيات، چاپ آرمان، 1382ش، ج1، ص397.

2. همان.

3. مطهری، مرتضی، حماسه حسيني، ص49.

4. مجلسي، محمد باقر، بحارالأنوار، موسسه الوفاء، بيروت، لبنان، ج91، ص184، 1404ق.

5. مطهری، مرتضی، همان، ص108.

6. مطهری، همان، ص103.

7. همان ، ص107.

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن