چهارشنبه, 26 آبان 1395 ساعت 11:25
خواندن 306 دفعه

گریه حضرت زهرا بر مصیبت سیدالشهدا در عالم دیگر

پرسش:

گاهي اوقات در جلسات مداحي گفته مي شود حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ در بين شما نشسته و گريه مي كند، با توجه به اينكه پس از مرگ براي معصومين نبايد غمي بماند و مصائب آنها پس از دنيا تمام مي شود آيا چنين گفته اي صحيح است و در صورت صحت چگونه آن را مي توان توجيه كرد؟

 

پاسخ:

پاسخ اين سئوال ضمن دو بخش حضور و گواه بودن معصوم بر اعمال ديگران و گريه و اندوه معصوم بعد از مرگ، بيان مي شود:

الف: در ميان پيروان مكتب اهل بيت ـ عليهم السلام ـ با توجه به اخبار و روايات رسيده از معصومين ـ عليهم السلام ـ مشهور اين است كه ايشان از اعمال همه امت پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ و ائمه ـ عليهم السلام ـ آگاه هستند:

رواياتي داريم به اين مضمون كه اعمال بندگان هر شب و روز، هر هفته، در هر هفته دو مرتبه بر پيامبر و امام ـ عليه السلام ـ عرضه مي شود و اختلاف اين روايات هيچ مشكلي ايجاد نمي كند، زيرا عرضه اعمال بر معصوم ـ عليهم السلام ـ در هر شب و روز و يا در هر هفته دو مرتبه، درست نظير اين مي ماند كه در بسياري از مؤسسه ها گزارش كار روزانه را همه روزه مي دهند و گزارش كار هفته را در پايان هفته و گزارش كار ماه را در پايان ماه به مقامات مسئول مي دهند.(1)

به هر حال اعمال بندگان اعم از كارهاي پنهاني و غير آن به طور غير عادي و از طريق تعليم الهي براي معصومين ـ عليهم السلام ـ آشكار مي شود و آنان شاهد و گواه اعمال امت اند و تمام شئوون همه افراد بشر مشهود آنان است و اين امر در همين دنياست (اما آشكار شدن كارهاي انسان از طريق عادي در فرداي قيامت امري است كه اختصاص به معصوم ندارد).

چون آنان حجت هاي خدا و هاديان خلق و واسطه بين خلق و خالق هستند و بر اعمال بندگان نظارت مي نمايند و احاطه علمي بر همه زمين و زمان دارند چون مظهر اسماي حسناي الهي و مظهر اتم حق تعالي بوده و بالاترين بهره ممكن را از خداي شان دارند.

و پيداست كه اين نظارت و حضور آنان اختصاص به زمان حيات شان نداشته بلكه بعد از مرگ و آن وقتي كه روح شان به بدن مثالي تعلق مي گيرد و بدن مادي را ترك مي نمايد و به عبارتي از زندان بدن مادي كه از لوازم زندگي دنيوي است رهائي مي يابند، باز هم به اذن و اجازه الهي بر امور بندگان نظارت مي نمايند و حضور حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ و معصومين ـ عليهم السلام ـ با اين بيان هيچ محذوري عقلي و نقلي ندارد.

قرآن كريم نيز اين مطلب را كه معصومين ـ عليهم السلام ـ گواه اعمال بندگان هستند و كردارشان نزد آنان حاضر است تأئيد مي نمايد: «و بگو عمل كنيد كه خدا و پيامبرش و مؤمنين اعمال شما را مي بينند و به زودي به سوي داناي نهان و آشكار، بازگردانده مي شويد و شما را به آنچه عمل مي كرديد خبر مي دهد».(2)

از اين آيه بر مي آيد كه مؤمنان كه مراد از آن افراد انگشت شماري از مؤمنان است، در اين دنيا همانند پيامبر شاهد اعمال انسان ها و آنچه از خير و شر انجام مي دهند مشهود خدا و رسول و مؤمنين (ائمه ـ عليهم السلام ـ ) است و آنگاه كه قيامت بر پا مي شود همه از حقيقت اعمال خود آگاه مي شوند و اعمال شان مشهود خودشان نيز خواهد بود.(3)

بنابراين حاضر بودن اعمال بندگان نزد معصومين و نظارت آنان بر همه كارهاي خوب و بد ما به اين معناست كه آنان چون داراي سعه وجودي و احاطه علمي هستند و شاهد بر اعمال ما مي باشند، مي توانند در يك لحظه در مكان هاي مختلف ناظر و حاضر باشند و در مجالس ما حضور داشته باشند.

اما در خصوص كارهاي خير و از جمله عزاداري مي توان گفت: معصومين ـ عليهم السلام ـ علاوه بر اينكه شاهد كار آنان است آن كار خير مورد عنايت و توجه خاص آنان است. در روايتي از ابن بكير از امام صادق ـ عليه السلام ـ آمده است كه: «روح بزرگ امام حسين ـ عليه السلام ـ از سمت راست عرش بر دو دسته نظر محبت مي اندازد:

و اين در حالي است كه به خدايش عرض مي كند پروردگارا! به وعده اي كه به من دادي جامه عمل بپوشان.

1. به زئران دلباخته و با اخلاصش.

2. و ديگر به كساني كه به منظور زنده ساختن آرمان بلند و رهائي بخش او در محافل بزرگداشت شهادت او گريه مي كنند».(4) چون اين مجالس جان افزا و حيات بخش است.

ب: اما بخش ديگري از سئوال و اينكه بعد از مرگ گريه و ناراحتي براي معصومين چه توجيهي دارد و آيا دليل بر اين مطلب هست يا نه؟

ابتدا بايد اين نكته را مورد دقت قرار بدهيم كه فلسفه گريه بر امام حسين ـ عليه السلام ـ و ترغيب ائمه ـ عليهم السلام ـ به اين امر چه چيز است؟ گريه بر آن حضرت فلسفه هاي سازنده دارد كه به اموري در اين زمينه مي توان اشاره كرد از جمله:

1. پيوند عميق عاطفي بين امت و الگوهاي راستين به منظور توجه و پيروي عملي از آنان.

2. اقامه مجالس ديني و عزاداري در سطح وسيع و آشنا شدن توده ها با اهداف أبا عبدالله الحسين ـ عليه السلام ـ .

3. پالايش روح و تزكيه نفس و برقراري ارتباط بين امت و امام ـ عليه السلام ـ و هماهنگي و همنوائي با امام ـ عليه السلام ـ .

4. اعلام وفاداري و عشق و محبت نسبت به حق و مظلوم و انزجار نسبت به ظالم و باطل.

5. الهام بخش روح انقلابي و ستم ستيزي و زنده نگهداشتن تاريخ نهضت آزادي خواهي حسيني.

6. توجه به هدف قيام امام حسين ـ عليه السلام ـ كه همانا جلوگيري از انحراف و احياي ارزش هاي ديني بوده است.

بنابراين هر چند عزاداري و گريه ما بر امام حسين ـ عليه السلام ـ نوعي مساعدت و همنوائي با ائمه معصومين ـ عليهم السلام ـ و فاطمه زهرا ـ سلام الله عليها ـ مي باشد و نوعي ياري رساني به امام حسين ـ عليه السلام ـ و آرمان بلند او است لكن همان طوريكه، شهيد مطهري (ره)، فرموده است اين به اين معنا نيست كه فاطمه زهرا ـ سلام الله عليها ـ هنوز هم در حال جزع و فزع مي باشد و فاطمه زهرا ـ سلام الله عليها ـ ، پيامبر و ائمه ـ عليهم السلام ـ كه از دنيا رفته اند هنوز هم در سوگ امام حسين ـ عليه السلام ـ مي سوزند و اشك مي ريزند و گريه و عزاداري ما تسلي خاطري براي آنان مي باشد. چون حضرت ابا عبدالله الحسين ـ عليه السلام ـ خود فرموده آرزو دارم به جدم، پدرم، مادرم ملحق شوم و به شهادت برسم «شوق و علاقه من به آنان همانند علاقه يعقوب به يوسف است».(5) بنابراين با توجه به اينكه سال هاست امام حسين ـ عليه السلام ـ به جدش، به برادرش و مادرش و پدرش ملحق شده و با آنان بر سر يك سفره نشسته است، غم و غصه و گريه حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ و ديگر معصومين ـ عليهم السلام ـ به جز امام زمان ـ عليه السلام ـ وجهي عقلائي ندارد.(6)

البته آنچه گفته شد منافات با گريه حضرت زهرا در روز رستاخيز ندارد كه در آن روز مجلسي از سوي اهل محشر بر پا مي شود و اداره كننده آن مجلس فاطمه زهرا ـ سلام الله عليها ـ مي باشد. روايات در اين زمينه فراوان است و مضمون آنها اين است كه روز قيامت نخست دخت گرامي پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ در حالي كه پيراهن گلگون فرزندش حسين ـ عليه السلام ـ را به دست دارد وارد صحنه محشر مي شود و بر سوگ او به شدت مي گريد.آنگاه پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ و پس از آن همه فرشتگان با او همنوا مي شوند و در سوگ امام حسين ـ عليه السلام ـ به سوگواري مي پردازند و تمامي مؤمنان در سوگ او سيلاب اشك جاري مي سازند.

فاطمه الزهرا ـ سلام الله عليها ـ ضجه و شهقه اي مي زند كه هيچ ملك مقربي و هيچ پيامبر مرسلي و هيچ مؤمني نيست جز اينكه در اثر ناله حضرت زهرا اشك مي ريزد و در يك كلام گريه فاطمه اهل محشر را مي گرياند و آن وقتي كه قاتلان و دشمنان امام حسين ـ عليه السلام ـ به جزاي اعمال شان مي رسند خداوند خشم ها را فرو مي نشاند و به حزن ها پايان مي دهد.(7)

دليل اينكه گفته شد ناله وگريه فاطمه زهرا ـ سلام الله عليها ـ در روز محشر براي امام حسين ـ عليه السلام ـ تنافي با اين امر ندارد كه حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ و پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ و ديگر ائمه كه به شهادت رسيده اند قبل از بر پا شدن صحنه محشر غم و غصه و گريه ندارند، شايد اين نكته باشد كه صحنه محشر صحنه دادخواست و رسيدگي به اعمال خوب و بد بندگان است و حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ شايد به جهت دادخواست و اينكه اولين و آخرين از چنين جرم و جنايت مطلع شوند آن ناله جانسوز را سر مي دهد تا برهان قاطعي باشد عليه دشمنان امام حسين ـ عليه السلام ـ و وقتي آنان به جزاي شان رسيدند خشم ها فرو مي نشيند و حزن ها پايان مي يابد.

 

پاورقی:

1. مکارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دارالکتب الاسلاميه، 1374ش، ج14، ص184 و ج8، ص127.

2. توبه : 105.

3. طباطبائي، محمد حسين، الميزان، ترجمه، موسوي همداني، جامعه مدرسين، بي تا، ج9، ص524.

4. مجلسي، محمد باقر، بحارالأنوار، بيروت، مؤسسه الوفاء، چاپ دوم، 1403ق، ج44، ص292.

5. مجلسي، محمد باقر، بحارالأنوار، ج44، ص366.

6. شهيد مطهري، مرتضي، مجموعه آثار، حماسه حسيني يادداشت ها، قم، صدرا، چاپ پنجم، 1381ش، ج17، ص476.

7. مجلسي، محمد باقر، بحارالأنوار، ج43، ص221.

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن