پنج شنبه, 03 مهر 1399 ساعت 18:30

نگرش منابع تاريخي اهل سنت به قضاياي کربلا و شهادت امام حسين (علیه السلام) چیست؟

پاسخ:
در نقل حوادثي که در جريان کربلا رخ داده، مخصوصاً حوادثي که در روز عاشورا رخ داده، تقريباً توافق همه جانبه اي وجود دارد. در نقل مصائبي که بر خاندان پيامبر ص و بر امام حسين (علیه السلام)  و ساير اصحابش در اين روز اتفاق افتاده است، بين منابع شيعه و سني تفاوت زيادي وجود ندارد. اما در اينکه هدف امام حسين (علیه السلام)  از قيام چه بوده است؟ و مقصر در اين جريان کيست؟ تنها بين منابع اهل سنت دو ديدگاه کلي وجود دارد. ديدگاه اقليتِ منابع اهل سنت سعي در تبرئه يزيد دارند و سعي دارند امام حسين (علیه السلام)  را به عنوان مقصر معرفي کنند. که عمده صاحبان اين ديدگاه منابع قديمي هستند. اما ديدگاه اکثريت، يزيد را مقصر مي دانند و کاملاً از حرکتِ امام حسين (علیه السلام)  و قيام ايشان دفاع مي کنند. اين ديدگاه در منابع قديم زياد و در منابع جديد زيادتر است. ابوفلاح عبدالحي بن عماد حنبلي از علماي معروف حنبلي مي نويسد: «همة علما اتفاق دارند در تحسين قيام امام حسين (علیه السلام) عليه يزيد»[۱] ما در اين مقاله ابتدا ديدگاه گروه نخست را بيان مي کنيم و سپس ديدگاه اکثريت را بيان خواهيم کرد.
يکي از کساني که در گروه اقليت قرار دارد مورخ مشهور اهل سنت «طبري» مي باشد. اين مورخ اشاره به مقصرين حادثه نمي کند و هدف قيام امام حسين (علیه السلام)  از گزارش او معلوم نمي شود. وي تا حدودي سعي در تبرئه يزيد دارد. ايشان مي نويسد: وقتي خبر کشته حسين توسط «زحر بن قيس» به گوش يزيد رسيد گفت: «... خدا پسر سميه را لعنت کند به خدا اگر کار وي به دست من بود، مي بخشيدمش»[٢] «ابن کثير» هم سعي در تبرئه يزيد دارد ايشان مي نويسد: «جز عده قليلي از کوفه کسي راضي به قتل حسين نبود... بلکه حتي يزيد بن معاويه هم راضي به اين کار نبود...»[۳] در حالي که کلماتي که خود يزيد آن را بيان کرده، کاملاً رضايت او را به اين امر نشان مي دهد.[۴]
«ابن عربي» از نويسندگان بسيار متعصب سني، جزء اقليتي است که حرکت يزيد را تأييد مي کند و حرکت امام حسين (علیه السلام)  را کاملاً اشتباه معرفي مي کند. وي مي نويسد: «علت کشته شدن حسين اين بود که مردم حديثي از پيامبر شنيده بودند که مي گفت کسي که بخواهد تفرقه بيندازد بين اين امت، او را با شمشير بزنيد هر کس که باشد.»[۵] اين مورخ هيچ توجهي به احاديثي که پيامبر ص در مورد فضيلت امام حسين (علیه السلام)  فرموده بود[۶] نمي کند و حديثي را نقل مي کند که بر فرض صحت هيچ ارتباطي با حرکت امام حسين (علیه السلام)  ندارد چون امام حسين (علیه السلام)  قصد تفرقه بين امت اسلامي را نداشت بلکه هدف او اصلاح حکومت اسلامي بود. اين مورخ حتي به نويسندگاني که يزيد را شارب خمر معرفي کرده اند حمله مي کند و مي نويسد: «... مورخاني که مي گويند يزيد شراب مي خورد، خجالت نمي کشند؟».[۷]
اما ديدگاه اکثريت مورخان و نويسندگان اهل سنت در رابطه با قضاياي کربلا و شهادت امام حسين (علیه السلام)  همان طور که بيان شد، تأييد حرکت امام حسين (علیه السلام)  و تخطئه اقدامات يزيد مي باشد. اين گروه يزيد را فردي ظالم، بزه کار و قاتل امام حسين (علیه السلام)  مي دانند و برخي حتي معاويه را هم مقصر مي دانند.
«ابوالحسن اشعري» مي نويسد: «چون ستمگري يزيد از حد گذشت حسين با ياران خود عليه بيداد او قيام کرد و در کربلا به شهادت رسيد.»[۸] ابوفلاح حنبلي مي نويسد: «شانزده تن از اهل بيت حسين که در آن روزگار کسي همانند آنها نبود همراه او به شهادت رسيدند. خدا انجام دهنده آن را بکشد و خوار گرداند هر آن کس را که بدان امر کرد و رضايت داد.»[۹] ابن خلدون مي نويسد: «اين عمل يزيد يکي از اعمالي است که فسق او را تأکيد و تأئيد مي کند و حسين در اين واقعه شهيد و در نزد خدا مأجور است و عمل او بر حق و از روي اجتهاد است.»[۱۰] ابن خلدون يزيد را ظالم و قيام امام حسين (علیه السلام)  را قيام عليه ظلم معرفي مي کند «... يزيد از عدالت به دور بوده و حسين عليه يک حاکم ظالم قيام کرده بود.»[۱۱]
ابن خلدون، در «العبر»،‌ يزيد را فردي ستم کار، بزه کار و شارب خمر و فاعل ساير معاصي مي داند وي مي نويسد: «چون ستم يزيد و عمالش همه جا را فراگرفت و بزه کاري هايش چون کشتن سبط رسول خدا و ياران او و نيز شرب خمر و اشتغال او به ديگر معاصي آشکار شد، نخست مردم مدينه بر عامل خود بشوريدند...»[۱٢] هر چند اين مورخ در برخي از موارد اشتباهاتي را هم به امام حسين (علیه السلام)  نسبت مي دهد. «عبدالرحمان شرقاوي» در کتابش «الحسين ثائراً و شهيداً» حرکت امام حسين (علیه السلام)  را کاملاً تأئيد مي کند و رضايت يزيد را از اعمالي که انجام داده در کربلا بيان مي کند.[۱۳]
«طه حسين» انتخاب يزيد توسط معاويه را کاري منفور و بدعتي جديد مي نامد.[۱۴] و يزيد را جواني مفرط در لهو و لعب و عياشي و ميگساري مي داند که به طور علني مرتکب اين اعمال مي شد.[۱۵] وي سپس مي نويسد «مورخين مي گويند که يزيد گناه قتل حسين و شهداي ديگر را بر گردن عبيدالله بن زياد افکند اما اين اتهام يزيد درست نيست زيرا همه مي دانند که يزيد، ابن زياد را نه فقط مجازات نکرد بلکه از کار هم برکنار نساخت»[۱۶] «و مورد تشويق هم قرار گرفت»[۱۷] و در جاي ديگر مي نويسد: «شايد گفته شود که «حسين بر يزيد شوريده و بيعت او را شکسته... از اين رو يزيد از حق حاکميتِ خود دفاع کرده و جلوي تفرقه بين مسلمين را گرفته است» ولي اين گفته صحيح نيست.»[۱۸]
نويسندگان زيادي از اهل سنت ديدگاهي شبيه طه حسين دارند از جمله «خالد محمد خالد» نويسنده کتاب «ابناء الرسول في کربلا» و «عباس محمود العقاد» صاحب کتاب «ابو الشهدا حسين بن علي».
در پايان مي توان نتيجه گرفت که تقريباً اکثر نويسندگان اهل سنت بر کشته شدن مظلومانة امام حسين (علیه السلام)  و گناه کار بودنِ يزيد متفق هستند. اين ديدگاه در حال رشد و ترقي مي باشد. نوانديشان سني با ادله محکم اين امر را ثابت کرده اند.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
۱. انباء الرسول في کربلا، خالد محمد خالد.
٢. ابوالشهدا حسين بن علي ع، عباس محمود العقاد.
۳. علي و فرزندانش، طه حسين.
۴. الحسين ثائراً و شهيدا، عبدالرحمن شرقاوي.


منابع و مراجع:
[۱] . بر شطّي از حماسه و حضور، مجموعه مقالات، قم، مرکز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامي، چاپ اول، ۱۳۷۵، ص ٢۶۷، به نقل از: «شذرات الذهب من اخبار من ذهب» ج ٢، ص ۶۷.
[٢] . محمد بن جرير طبري، الرسل و الملوک، ترجمه ابوالقاسم پاينده، تهران، انتشارات اساطير، چاپ ۵، سال ۱۳۷۵، ج۷، ص۳۰۷۱.
[۳] . اسماعيل بن کثير، البدايه و النهايه، بيروت، دارالمعرفه، چاپ ۴، سال ۱۴۱۹، مجلد ۴، ج ۸-۷، ص ۶۰۰.
[۴] . اشعاري همانند: «لعبت هاشم بالمک فلا خبر جاء و لا وحي نزل» و «قد اخذنا الثار منکم يا حسين» مراجعه شود به کتاب عبدالرحمن شرقاوي، الحسين ثائراً و شاهداً، ص ۴۱۱.
[۵] . ابن عربي، العواصم من القواصم، قاهره، المطبعه الاسلاميه، سال ۱۳۷۱ هـ ، ج٢، ص٢۳٢.
[۶] . من جمله حديث «ان الحسين مصباح الهدي و سفينة النجاة» بحار، ج ۳۶، ص ٢۰۵.
[۷] . ابن عربي، پيشين، ص٢۳۳.
[۸] . بر شطّي از حماسه و حضور، پيشين، ص ٢۶۷، به نقل از «مقالات الاسلاميين و اختلاف المصلين»، ص ۴۵.
[۹] . همان، ص ٢۸٢، به نقل از «شذرات الذهب من اخبار من ذهب»، ج ٢، ص ۶۷.
[۱۰] . ابن خلدون، مقدمه، ترجمه محمد پروين گنابادي، تهران مرکز انتشارات علمي فرهنگي، چاپ ۴، سال ۱۳۶٢، ج۱، ص۴۱۷.
[۱۱] . همان، ص۴۱۷.
[۱٢] . ابن خلدون، العبر، ترجمه عبدالحميد آيتي، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگي، چاپ ۱، ۱۳۶۳، ج۴، ص۳۷.
[۱۳] . عبدالرحمن شرقاوي، الحسين ثائراً و شهيداً، بيروت، العصر الحديث لِلنشر و التوزيع، چاپ دوم، ۱۴۰۵.
[۱۴] . طه حسين، علي و فرزندانش، ترجمه محمدعلي شيرازي، تهران، انتشارات گنجينه، چاپ چهارم، ۱۳۵۴، ص٢۴٢.
[۱۵] . همان، ص ٢۴٢.
[۱۶] . همان، ص ٢۵۹.
[۱۷] . همان، ص ٢۶۳.
[۱۸] . همان، ص ٢۶٢.
منبع: مفتاح