پنج شنبه, 02 آبان 1398 ساعت 15:00

اجداد پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) یا دیگر انبیای الهی مومن بوده اند یا مشرک؟

پاسخ اجمالی
همه شیعیان و گروهی از اهل سنت - با استناد به دلایل نقلی - بر آنند که پدر و مادر و اجداد هیچ‌یک از پیامبران مشرک و بت‌پرست نبوده، بلکه همه آنان موحد و خداپرست بودند.
همچنین می‌توان گفت: بنابر اعتقادات مسلّم شیعه پیامبران معصوم‌اند و به جهت آن‌که آنها در جایگاه هدایت‌گری مردم قرار دارند، اگر از نسب درستی برخوردار نباشند، امکان دارد که باعث انزجار مردم و پیروی نکردن از آنها شود.

پاسخ تفصیلی
مسئله موحد بودن و ایمان آباء و اجداد پیامبران بیشتر در بحث از پدران و اجداد پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه وآله) مطرح می‌شود و با ثابت شدن ایمان و خداپرست بودن اجداد پیامبر(صلی الله علیه وآله)؛ این عقیده قابلیت این اثبات را دارد که همه پیامبران الهی از نسل موحدان و خداپرستان بودند، نه از نسل مشرکان؛ از این‌رو در این نوشته نیز همین روش دنبال می‌شود و درباره ایمان پدر و اجداد پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) بحث می‌کنیم.

عقیده شیعه درباره موحد بودن اجداد پیامبر(صلی الله علیه وآله)
پاکدامنى پدران و مادران پیامبر از اصول اساسى و مسلّم عقاید شیعه امامیه است؛ پیروان اهل ‏بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) با استفاده از نظریات آن پیشوایان الهى، معتقدند که تمامى اجداد رسول گرامى اسلام(صلی الله علیه وآله) مؤمن و خداپرست بوده‌اند. گروهى از آنان توانسته‌اند ایمان خویش را اظهار کنند و همه مردم آنان را بدین پایه و مایه می‌شناسند و گروهى دیگر که در دوران تقیه و فترت می‌زیستند، ایمان خویش را پنهان کرده و در درون، بر سر ایمان خویش ثابت و استوار بودند. در این‌جا کلام برخی از دانشمندان بزرگ شیعه را می‌آوریم:
1. محدّث بزرگوار، شیخ صدوق(متوفای 386ق): «اعتقاد ما درباره پدر و اجداد پیامبر(صلی الله علیه وآله) آن است که همه آنها از حضرت آدم(علیه السلام) تا پدرش مسلمان بوده‌اند».[1]
2. شیخ مفید(متوفای 413ق): «پدر و اجداد پیامبر(صلی الله علیه وآله) تا حضرت آدم(علیه السلام) موحّد بوده و بر حسب آنچه ابوجعفر شیخ صدوق فرمود به خداوند ایمان آورده بودند، و شیعه که فرقه بر حقّ است بر این امر اجماع دارد».[2]  وی در جاى دیگر می‌گوید: «علماى امامیّه اتفاق دارند که پدر و اجداد رسول خدا(صلی الله علیه وآله) از حضرت آدم(علیه السلام) تا عبداللَّه بن عبدالمطلب به خداوند عزّوجلّ ایمان آورده و به توحید اعتراف نموده‌اند».[3]
3. شیخ الطائفه، ابوجعفر طوسى(460ق): «نزد اصحاب ما به اثبات رسیده و در میان آنان(اجداد پیامبر) کافر وجود نداشته است. و دلیل آنان در این مسئله اجماع فرقه بر حقّ است. و در جاى خود به اثبات رسید که اجماع آنان به جهت دخول معصوم در بین آنها حجّت است. و در این مسئله اختلافى بین امامیه نیست».[4]
4. علامه حلی(متوفای 726ق): «شیعه امامیه بر آنند که پیامبر باید از پستى پدران و آلودگى مادران و از صفت‌هاى زشت‏ و کارهایى چون تمسخر که مقام آدمى را فرو می‌آورد پیراسته باشد؛ زیرا این امور منزلت و قدر او را در قلب انسان‌ها حقیر می‌کند و مردم از پیروى او پرهیز می‌نمایند».[5]

عقیده اهل سنت
به‌طور کلی اهل سنت دو دیدگاه درباره خداپرست بودن یا مشرک بودن اجداد پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله) دارند:
الف. گروهى از علماى اهل سنّت با شیعیان در مورد ایمان پدر و اجداد پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) هم‌رأى شده‌اند:
1. جلال الدین سیوطى(متوفای 911ق)، بر ایمان پدر و اجداد پیامبر(صلی الله علیه وآله) تأکید و پاى فشارى کرده و کتاب‌هایى را در این موضوع تألیف نموده است.[6]
2. از قاضى ابوبکر بن عربى پرسیدند: چه می‌گویى در مورد کسى که بگوید: پدر رسول خدا(صلی الله علیه وآله) در آتش است؟! گفت: چنین کسى ملعون است؛ زیرا خداوند فرمود: «إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ»،[7] و اذیتى بالاتر از این نیست که کسى درباره پدر پیامبر خدا بگوید او در آتش جهنّم است.[8]
3. مفسّر و محدّث مشهور عجلونی(متوفای 1162ق): «بسیارى از علما درباره اسلام پدر و مادر پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) کتاب تألیف کرده‌اند - خداوند بر سعى آنها جزاى خیر دهد- از جمله آنان حافظ سخاوى است؛ زیرا او در "المقاصد" گفته است که در این موضوع یک جلد کتاب نوشته است».[9]  وى این عقیده را به تعدادى دیگر نیز نسبت می‌دهد و می‌گوید: «به این مسلک طائفه بسیارى از حفاظ محدّثین و غیر محدّثین میل پیدا کرده‌اند، از آن جمله ابن شاهین و حافظ ابوبکر بغدادى و سهیلى و قرطبى و محبّ طبرى را می‌توان نام برد».[10]
4. آلوسى بغدادى(متوفای 1270ق) در ذیل آیه شریفه «وَ تَقَلُّبَکَ فِی السَّاجِدِینَ»،[11] می‌نویسد: «به آیه شریفه بر ایمان پدر و مادر رسول خدا(صلی الله علیه وآله) استدلال شده است، همان‌گونه که بسیارى از بزرگان اهل سنّت این استدلال را پذیرفته‌اند...».[12]
وی در جاى دیگر می‌نویسد: «آنچه گروه زیادى از اهل سنّت بر آن اعتماد نموده‌اند آن است که آزر پدر حضرت ابراهیم(علیه السلام) نبوده است. آنان چنین ادعا نموده‌اند که در بین پدران پیامبر(صلی الله علیه وآله) هیچ شخص کافرى وجود نداشته است. و اگر کسى همانند فخر رازى ادعا کند که این قول تنها مدعاى شیعه است، ناشى از کمى تتبع و جستجوگرى اوست».[13]
5. کتانى(متوفای 1345ق) در کتاب «نظم المتناثر»: «احادیثى که دلالت دارد بر این‌که همه پدران و مادران پیامبر(صلی الله علیه وآله) بر توحید بوده، و هرگز به کفر، عیب و پلیدى و هر چیزى که اهل جاهلیت بر آن بوده‌اند، مبتلا نگشته‌اند، به حدّ تواتر است».[14]
ب. برخی دیگر[15] از اهل سنّت بر این باورند که پدر و مادر پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) و اجداد او کافر بوده‌اند.

ادله ایمان پدر و اجداد پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله)
شیعه امامیه بر مدعاى خود - که همانا ایمان جمیع آباء پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله) است - دلایلى ذکر کرده‌اند که به برخى از آنها اشاره می‌کنیم:
1. اجماع شیعه امامیه بر ایمان جمیع آباء پیامبر(صلی الله علیه وآله).[16]
2. استدلال به این سخن خداوند متعال: «الَّذی یَراکَ حینَ تَقُومُ، وَ تَقَلُّبَکَ فِی السّاجِدینَ»؛[17] هم او که تو را هنگامى که [براى عبادت‏] می‌ایستى می‌بیند، و گردش و حرکت تو را در میان سجده ‏کنندگان [مشاهده می‌کند].
معناى آیه آن است که خداوند متعال روح پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله) را از سجده ‏کننده‌اى به ساجدى دیگر منتقل می‌کند؛ طبق این معنا آیه دلالت دارد بر این‌که جمیع آباء پیامبر با ایمان و خداپرست بوده‌اند.[18] در ذیل این آیه روایاتی در منابع اسلامی نقل شده است که در بخش روایات خواهد آمد.
3. از جمله ادله ایمان عبدالمطلب - جدّ پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) - کلام و دعاى او هنگام هجوم ابرهه حبشى به مکه براى خراب نمودن کعبه است؛ زیرا در این هنگام حضرت عبدالمطلب به بُت‌ها پناه نبرد، بلکه براى حمایت کعبه بر خداوند متعال توکّل نمود![19]
4. همچنین می‌توان گفت: بنا بر اعتقادات مسلّم شیعه پیامبران معصوم‌اند و به جهت آن‌که آنها در جایگاه هدایت‌گری مردم قرار دارند، اگر از نسب درستی برخوردار نباشند، امکان دارد که باعث انزجار مردم و پیروی نکردن از آنها شود.[20]

ایمان پدر و اجداد پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) از دیدگاه روایات‏
با مراجعه به روایات شیعه و اهل سنت پى خواهیم برد که روایات فراوانى وجود دارد که‏ به طور وضوح و آشکار دلالت بر ایمان پدر و اجداد پیامبر اسلام دارد، اینک به برخى از آنها اشاره می‌کنیم:
الف. روایات شیعه[21]
پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله):
«خداوند چون خواست مرا خلق کند، مرا نطفه‌اى سفید و پاک آفرید. آن‌گاه آن‌را در صلب پدرم آدم(ع) قرار داد. و پیوسته آن نطفه را از صلب پاکى به رحم پاکى تا نوح و ابراهیم(علیه السلام) منتقل نمود، و این‌چنین بود تا به عبدالمطلب رسید. پس مرا بدی‌هاى جاهلیت اصابت نکرده است».[22]
امام على(علیه السلام):
«پیامبران را در بهترین جایگاه به ودیعت گذارد و در بهترین مکان‌ها استقرارشان داد. از صلب کریمانه پدران به رحم پاک مادران منتقل فرمود که هرگاه یکى از آنان درگذشت دیگرى براى پیشبرد دین خدا بپاخواست تا آن‌که کرامت اعزام نبوت از طرف خداى سبحان به حضرت محمّد(صلی الله علیه وآله) رسید. نهاد اصلى وجود او را از بهترین معدن استخراج کرد. و نهال وجود او را در اصیل‌ترین و عزیزترین سرزمین‌ها کاشت و آبیارى کرد. او را از همان درختى که دیگر پیامبران و امینان خود را از آن آفرید، به وجود آورد، که عترت او بهترین عترت‌ها و خاندانش بهترین خاندان‌ها و درخت وجودش بهترین درختان است. در حرم امن الهى رویید و در آغوش خانواده کریمى بزرگ شد. شاخه‌هاى بلند آن سر به آسمان کشید که دست کسى به میوه آن نمی‌رسد».[23]
ب. روایات اهل سنّت‏
رسول خدا(صلی الله علیه وآله): «همانا خداوند مردم را آفرید و من را در میان بهترین آنان و بهترین فرقه‌ها و بهترین دو دسته قرار داد. سپس قبیله‌ها را اختیار کرد و مرا در بهترین قبیله قرار داد. و نیز خانواده‌ها را اختیار نمود آن‌گاه مرا در بهترین خانواده قرار داد. پس من بهترین مردم از جهت نَفْس و خانواده‌ام».[24]
ابن عباس: «پیامبر دائماً در اصلاب انبیا بود تا آن‌که مادرش او را به دنیا آورد».[25]
و روایات دیگری که تصریح دارند بر این‌که پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) در اصلاب و ارحام بزرگوار و پاک بوده است.[26]

[1]. شیخ صدوق‏، الاعتقادات، ص 110، قم، المؤتمر العالمی للشیخ المفید، چاپ دوم‏، 1414ق.
[2]. شیخ مفید، تصحیح اعتقادات الإمامیة، ص 139، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ اول، 1413ق.
[3]. شیخ مفید، أوائل المقالات، ص 45، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ اول‏، 1413ق.
[4]. شیخ طوسی، الاقتصاد فیما یتعلق بالاعتقاد، ص 217، بیروت، دار الأضواء، چاپ دوم‏، 1406ق.
[5]. علامه حلی، حسن بن یوسف، نهج الحقّ و کشف الصدق، ص 159 – 160، بیروت، دار الکتاب اللبنانی، چاپ اول، 1982م.
[6]. مانند: «مسالک الحنفاء فی نجاة آباء المصطفى»، «الدرج المنیفة فی الآباء الشریفة»، «التعظیم والمنّة فی أنّ أبوى رسول اللَّه فى الجنّة» و «السبل الجلیة فی الآباء العلیة».
[7]. احزاب، 57.
[8]. هروی قاری، علی بن (سلطان) محمد، أدلة معتقد أبی حنیفة فی أبوی الرسول، ص 140، سعودی،  مکتبة الغرباء الأثریة، چاپ اول، 1413ق.
[9]. عجلونی، إسماعیل بن محمد، کشف الخفاء و مزیل الإلباس، ج 1، ص 70، المکتبة العصریة، چاپ اول، 1420ق.
[10].  همان، ص 71.
[11]. شعراء، 219: «و گردش و حرکت تو را در میان سجده‏کنندگان [مشاهده می‌کند]».
[12]. آلوسی، سید محمود، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، ج ‏10، ص 135، بیروت، دارالکتب العلمیة، چاپ اول، 1415ق.
[13]. همان، ج ‏4، ص 184. نیز ر.ک: «موحد بودن پدر حضرت ابراهیم»، سؤال 7745.
[14]. کتانی، محمد بن أبی الفیض جعفر، نظم المتناثر من الحدیث المتواتر، ص 190، مصر، دار الکتب السلفیة، چاپ دوم، بی‌تا.
[15]. در کتاب های کلامی ادعا شده است که بسیاری از اهل سنت قائل به کفر و مشرک بودن اجداد پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) هستند که البته به‌دست اوری این اکثریت نیاز به تحقیق و جست‌وجو دارد.
[16]. جمیل حمود، محمد، الفوائد البهیة فی شرح عقائد الإمامیة، ج ‏1، ص 479، بیروت، مؤسسة الأعلمی‏، چاپ دوم‏، 1421ق.
[17]. شعراء، 218 – 219.
[18]. طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، ج ‏8، ص 68، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی تا؛ أوائل المقالات، ص 45؛ ابن عطیه، جمیل حمود، أبهى المراد فی شرح مؤتمر علماء بغداد، ج ‏2، ص 344، بیروت، مؤسسة الأعلمی‏، چاپ اول‏، 1423ق.
[19]. ر.ک: شیخ مفید، الأمالی، ص 313، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ اول، 1413ق؛ ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج ‏1، ص 444، بیروت، دار صادر، 1385ق.
[20].  ر.ک: «اصلاب شامخه و ارحام مطهره»، سؤال 11812؛ «ضرورت عصمت و راه های تشخیص آن در امام(ع)»، سؤال 258.
[21]. برای آگاهی بیشتر ر.ک: «وارد شدن والدین پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) به بهشت»،  سؤال 19809.
[22]. شیخ طوسی، الامالی، ص 500، قم، دار الثقافة، چاپ اول، 1414ق.
[23]. سید رضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق، صبحی صالح، خطبه 94، ص 139، قم، هجرت، چاپ اول، 1414ق.
[24]. ترمذی، محمد بن عیسى، سنن الترمذی، ج 5، ص 584، مصر، شرکة مکتبة و مطبعة مصطفى البابی الحلبی، چاپ دوم، 1395ق.
[25]. سیوطی، جلال الدین، الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج ‏5، ص 98، قم، کتابخانه آیة الله مرعشی نجفی، 1404ق.
[26]. ر.ک: بغدادی، أبو بکر محمد بن حسین، الشریعة، ج 3، ص 1419، ریاض، دار الوطن، چاپ دوم، 1420ق؛ الدر المنثور فى تفسیر المأثور، ج ‏3، ص 295.