دوشنبه, 04 مرداد 1395 ساعت 11:00

دادن انگشتر درحال نماز چه امتيازی برای امام علی است

پرسش:

دادن انگشتر درحال نماز چه امتیازی برای امام علی است؟ و چگونه این كار انجام گرفت؟

 

پاسخ:

از جمله آیاتی كه به اتفاق اكثر مفسران و اهل حدیث درباره امام علی ـ علیه السلام ـ نازل شده است آیه انما ولیكم الله و رسوله و الذین امنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزكوة و هم راكعون(1) سرپرست و رهبر شما تنها خدا است، و پیامبر او، و آنهایی كه ایمان آورده‌اند و نماز را برپای دارند و در حال ركوع زكات می‌پردازند.» می‌باشند.

در شأن نزول آیه از عبدالله بن عباس چنین نقل شده است كه ابوذر عفاری گفت:‌روزی ار روزها با رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ در مسجد نماز می‌خواندم، سائلی وارد مسجد شد و از مردم تقاضای كمك كرد ولی كسی چیزی به او نداد، او دست خود را به آسمان بلند كرد و گفت: خدایا تو شاهد باش كه من در مسجد رسول تو تقاضای كمك كردم ولی كسی جواب مساعد به من نداد. در همین حال علی ـ علیه السلام ـ كه درحال ركوع بود با انگشت كوچك دست راست خود اشاره كرد سائل نزدیك آمد و انگشتر را از دست آن حضرت بیرون آورد، پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ كه در حال نماز بود این جریان را مشاهده كرده هنگامی كه از نماز فارغ شد. سر به سوی آسمان بلند كرد و چنین گفت: «خداوندا برادرم موسی از تو تقاضا كرد كه روح او را وسیع گردانی و كارها را بر او آسان سازی و گره از زبان او بگشائی تا مردم گفتارش را درك كنند، و نیز موسی درخواست كرد هارون را كه برادرش بود وزیر و یاورش قرار دهی و بوسیله او نیرویش را زیاد كنی و در كارهایش شریك سازی خداوند! من محمد پیامبر و فرستادة توأم. سینه مرا گشاده كن و كارها را بر من آسان ساز از خاندانم علی را وزیر من گردان تا بوسیله او پشتم قوی و محكم گردد. ابوذر می‌گوید: هنوز دعای پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ پایان نیافته بود كه جبرئیل نازل شد. و به پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ گفت بخوان، پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود چه بخوانم، گفت بخوان انما ولیكم الله و رسوله و الذین امنو...(2)

البته این شأن نزول از طرق مختلف نقل شده كه گاهی در جزئیات و خصوصیات مطلب با هم تفاوت دارند. ولی اساس و عصاره همه یكی یاست.

البته این شأن نزول از طرق مختلف نقل شده كه گاهی در جزئیات و خصوصیات مطلب با هم تفاوت دارند. ولی اساس و عصاره همه یكی است.

این آیه كه با كلمه «انما» كه در لغت عرب به معنای انحصار می‌آید شروع شده و می‌گوید: ولی و سرپرست و متصرف در امور شما تنها خدا و پیامبر و كسانی كه ایمان آورده‌اند و نماز را به پا می‌دارند و در حال ركوع زكات می‌دهند، می‌باشند شك نیست كه ركوع در این آیه به معنی ركوع نماز است، نه به معنی خضوع، زیرا در عرف شرع هنگامی كه ركوع گفته می‌شود. به همان معنی معروف آن یعنی ركوع نماز است. و همچنین كلمه «ولی» در آیه مورد بحث به معنای دوست و یاور و ناصر نیست زیرا ولایت به معنای دوستی و یاری كردن مخصوص كسانی نیست كه نماز می‌خوانند و در حال ركوع زكات می‌دهند بلكه همة مسلمین باید همدیگر را دوست بدارند و به همدیگر كمك كنند. پس منظور از «ولی» در آیه فوق به معنی سرپرستی و رهبری می‌باشد.

بنابراین آیه از آیاتی است كه دلالت بر ولایت و امامت علی ـ علیه السلام ـ می‌كند و از این رو به آیة‌ ولایت معروف و مشهور می‌باشد. شأن نزول كه در آیه ولایت ذكر شد علاوه بر كتب شیعه در كتابهای معتبر اهل سنت بطور گسترده ذكر شده است.(3) و این مسأله بقدری روشن و آشكار بوده است كه حسان ابن ثابت شاعر معروف عصر پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ راجع به این قصه بزرگ چنین سروده است:

«علی تو آن كسی هستی كه در حال ركوع عطا كردی، جان امت به فدای تو ای بهترین نمازگزار، انگشتر مبارك خود را دادی ای نیكوترین افرادو نیكوترین خریدار و نیكوترین ركوع كننده، خداوند عالیترین مقام ولایت را در حق تو نازل كرد و آن را در آیات محكم خود تشریع نمود.»(4)

ممكن است كسی بگوید: كه در آیه كلمه جمع «الذین» آمده در حالی كه امام علی ـ علیه السلام ـ مفرد و یك شخص است چگونه تنها بر امام علی ـ علیه السلام ـ تطبیق می‌شود؟

پاسخ آن اینست كه در زبان عربی از مفرد به جای لفظ جمع بسیار استفاده می‌شود از جمله در آیه مباهله كلمه «نسائنا» به صورت جمع آمده در حالی كه منظور آن فقط فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ است.(5)

اشكال دیگری كه برخی مطرح نموده اینست كه: با توجه به اینكه امام علی در حال نماز غرق در مناجات پروردگار می‌باشد تا جایی كه تیر از پایش بیرون آوردند، ‌او متوجه نشد، چگونه ممكن است صدای سائل را شنیده باشد و به او توجه پیدا كند؟

پاسخ اینست: شنیدن صدای سائل و به كمك او پرداختن توجه به خویشتن نیست بلكه عین توجه به خدا است. علی ـ علیه السلام ـ در حال نماز از خود بیگانه بود نه از خدا،‌و بیگانگی از خلق خدا بیگانگی از خدا است، به عبارت دیگر پرداخت زكات در حال نماز انجام عبادت در ضمن عبادت است نه انجام یك عمل مباح در ضمن عبادت:

از آنجا كه مقام امام علی ـ علیه السلام ـ و عظمت عبادت او (دادن انگشتر در حال نماز به سائل) در نزد خدا می‌داند، بسیار ارزشمند است لذا خداوند در شأن آن آیه نازل گردیده و

او را به عنوان امام و سرپرست مسلمین بعد از پیامبر معرفی نموده است و ولایت و رهبری آن حضرت را در ادامه ولایت خویش و پیامبرش قرار داده است. پس آن عمل باید از اهمیت و جایگاهی بلندی برخوردار باشد كه در برابر آن از خداوند چنین امتیازی دریافت می‌دارد.

بنابراین امتیاز صدقه دادن در حال ركوع ویژگی خاص امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ است كه در آیه مطرح شده است.

1. این كار از نگاهی صوری و ظاهری مخصوص امام علی ـ علیه السلام ـ می‌باشد و از هیچ كسی دیگر چنین چیزی نقل نشده است و یك عمل عمومی عادی و متداول نیست.

2. ممكن است هر كسی دیگر در حال نماز انگشتری به سائل بدهد اگرچه واقع نشده است. ولكن مهر تاییدخدا با فرستادن آیه در شأن آن مخصوص امام علی ـ علیه السلام ـ است كه بیانگر اخلاص تمام آن حضرت در برابر خدای متعال می‌باشد كه درك و وصف آن برای ما ممكن نیست.

3. امتیاز دیگر آن است كه خداوند انگشتر دادن امام علی ـ علیه السلام ـ را در حال ركوع نشانه و مشخصه قرار داده تا امام و رهبر امت اسلامی را بعد از پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ برای مردم معرفی نماید. زیرا علامت‌گذاری براساس عمل عمومی و عادی كار را در تشخیص دشوار می‌كند. و اگر خداوند می‌فرمود: رهبر شما كسی است كه نماز می‌خواند.تعیین رهبرمشكل می‌گردید زیرا تمام مسلمین نمازخوان بوده‌اند. و اما خداوند، علامت و نشانه امام و رهبر آینده مسلمین را عملی قرار داده كه فقط از یك نفر صادر شده و آن را با فرستادن آیه ابدی و جاویدان ساخته است.

 

پی نوشت ها:

1. مائده: 55.

2. نصر الدین، ایحی، كتاب المواقف، بیروت، دارالجیل، چاپ اول، 1997 م. ابن حجر هیثمی، احمد بن محمد،‌ صواعق المحرقه، بیروت، مؤسسة الرسالة، چاپ اول، 1997 م، ص 104.

3. طبرسی، بن جریر، جامع بیان، بیروت، دارالفكر، ج6، ص 389. جصاص، احكام القرآن، بیروت، دارالكتب العلمیه، چاپ اول، 1415 ق، ج2، ص 557. حاكم حسكانی، ‌شواهد التنزیل، احیاء الثقافه، چاپ اول، 1411، ج1، ص 209. قرطبی، تفسیر قرطبی، بیروت، مؤسسة التاریخ العربی، 1405 ق، ج6، ص 221.

4. امینی، عبدالحسین، الغدیر، بیروت، دارالكتب العربی، چاپ چهارم، 1397ق، ج2، ص47‌.

5. مكارم شیرازی، تفسیر نمونه، ‌دارالكتب الاسلامیه، 1394 ق، ج4، ص 427.