دوشنبه, 17 ارديبهشت 1397 ساعت 11:16

آيا بحث مهدويت در قرآن و در منابع اهل سنت مخصوصا صحيحين مطرح شده است؟

آيا بحث مهدويت در قرآن و در منابع اهل سنت مخصوصا صحيحين مطرح شده است؟

پاسخ:

مهدويت در قرآنقرآن كريم در زمينه ظهور و قيام حضرت مهدي (عج) مانند بسياري از زمينه هاي ديگر، بدون اينكه وارد جزئيات شود، به صورت كلي و اصولي بحث كرده است. يعني از تشكيل حكومت عدل جهاني، و پيروزي كامل و نهايي صالحان در روي زمين سخن گفته است. اين گونه آيات را مفسران اسلامي، به استناد مدارك حديثي و تفسيري، مربوط به حضرت مهدي و ظهور و قيام او دانسته اند.(1) اكنون به چند آيه در اين مورد اشاره مي كنيم:

1. خداي متعال در قرآن كريم مي فرمايند: در تورات و زبور نوشته ايم كه صالحان، وارث زمين خواهند بود وَلَقَدْ كتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ.(2)

در تفسير اين آيه از امام باقر ـ عليه السلام ـ نقل شده است كه فرمود: اين بندگان صالح همان ياران حضرت مهدي ـ عليه السلام ـ در آخرالزمانند.(3) و در آيه ديگري نظير اين مضمون، از حضرت موسي ـ عليه السلام ـ نقل شده است.(4) و بي شك اين وعده، روزي تحقق خواهد يافت.

2. در جاي ديگر بعد از اشاره به داستان فرعون كه مردم را به استضعاف كشانده بود، مي فرمايد: وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَي الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ(5). «ما ميخواهيم بر مستضعفان زمين منّت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان روي زمين قرار دهيم!». اين آيه هر چند در مورد بني اسرائيل و به قدرت رسيدن آنان بعد از رهايي از چنگال فرعون است ولي تعبير «و نريد ...» اشاره به يك اراده مستمر الهي دارد و از اين روي در بسياري از روايات، بر ظهور حضرت مهدي ـ عليه السلام ـ تطبيق شده است.(6)

3. در جاي ديگري خطاب به مسلمانان مي فرمايد: كساني از شما كه ايمان واقعي و اعمال شايسته داشته باشند به خلافت خواهند رسيد و با امنيت كامل، به پرستش خداي متعال خواهند پرداخت: وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الْأَرْضِ كمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَي لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكونَ بِي شَيْئًا وَمَن كفَرَ بَعْدَ ذَلِك فَأُوْلَئِك هُمُ الْفَاسِقُون(7). «خداوند به كساني از شما كه ايمان آورده و كارهاي شايسته انجام دادهاند وعده ميدهد كه قطعاً آنان را حكمران روي زمين خواهد كرد، همان گونه كه به پيشينيان آنها خلافت روي زمين را بخشيد و دين و آييني را كه براي آنان پسنديده، پابرجا و ريشهدار خواهد ساخت و ترسشان را به امنيّت و آرامش مبدّل ميكند، آن چنان كه تنها مرا مي پرستند و چيزي را شريك من نخواهند ساخت. و كساني كه پس از آن كافر شوند، آنها فاسقانند». و در روايات آمده است كه مصداق كامل اين وعده، در زمان ظهور ولي عصر (عج) تحقق خواهد يافت. روايات ديگري در تطبيق چندين آيه ديگر وجود دارد كه به جهت رعايت اختصار از ذكر آنها خودداري مي شود.(8)

 

مهدويت در صحيحينقبل از پرداختن به صحيحين، اجمالي از نظرات و ديدگاه هاي محدثان و علماي اهل سنت را بيان مي كنيم. محدثان اهل سنت نيز احاديث مربوط به آن حضرت را از طريق گروه بسياري از صحابه و تابعين در كتاب هاي خويش نقل كرده اند، به طوري كه گذشته از كتب شيعه، كتب و آثار ديگر مذاهب اسلامي (حنفي، شافعي، مالكي، حنبلي) نيز از روايات نبوي كه درباره مهدي و ظهور او رسيده، سرشار است. بر اساس پژوهش برخي از محققان بزرگ، محدثان اهل سنت احاديث مربوط به حضرت مهدي ـ عليه السلام ـ را از 33 نفر از صحابه پيامبر اسلام در كتب خود نقل كرده اند. تعداد 106 نفر از مشاهير علماي بزرگ اهل سنت، اخبار ظهور امام غايب را در كتاب هاي خود آورده اند. و 32 نفر از آنان مستقلا درباره حضرت مهدي ـ عليه السلام ـ كتاب نوشته اند. به علت كثرت احاديث نبوي در مورد حضرت مهدي ـ عليه السلام ـ و صفات و علائم ايشان در منابع قديم اهل سنت، دانشمندان علم حديث و حافظان بزرگ سني، اين احاديث را «متواتر»،(9) دانسته اند بر اساس يك بررسي اجمالي، تعداد 17 نفر از دانشمندان بزرگ اهل سنت، به «متواتر» بودن احاديث مهدي در كتاب هاي خود، تصريح كرده اند. علامه «شوكاني» در خصوص اثبات تواتر اين روايات، كتابي به نام «التوضيح في تواتر ما جاء في المنتظر و الدّجال و المسيح» تأليف كرده است.(10)

از جمله اشكالاتي كه برخي بر قضيه مهدويت از سوي اهل سنت گرفته اند، آن است كه بخاري و مسلم اشاره اي به احاديث مهدويت نكرده و آنها را در صحيح خود نقل نكرده اند، و اين به نوبه خود مي تواند سبب وهن اين احاديث باشد. احمد امين مصري مي گويد: «از افتخارات صحيح بخاري و مسلم آن است كه اين گونه احاديث در آن دو وارد نشده است». همين اشكال از ناحيه اشخاص ديگر از متفكرين غرب زده اهل سنت از قبيل شيخ محمد زهره، سعد محمد حسن، حسين سائح ليبيايي مغربي، سيد محمد رشيد رضا و شيخ بن محمود وارد شده است.

پاسخ را در دو جهت بيان مي كنيم. «دكتر شبوي» مي گويد: «اينان گمان مي كنند كه بخاري و مسلم احاديث مهدويت را به جهت ضعف در اسنادشان نقل نكرده اند. اين گمان باطلي است، زيرا اين دو به تمام احاديث صحيح احاطه نداشته و هرگز چنين ادعايي نكرده اند». بخاري مي گويد: « آنچه را كه در كتاب خود «الجامع الصحيح» آورده ام صحيح است، ولي چه بسيار احاديث صحيح السندي كه به جهت طولاني شدن كتابم نقل نكرده ام». مسلم بن حجاج قشيري مي گويد: «من تمام احاديث صحيح نزد خود را در اين كتاب «صحيح» نياورده ام، بلكه در صدد آن بوده ام كه تنها احاديثي را ذكر كنم كه اجماعي است».

حاكم نيشابوري مي گويد: «بخاري و مسلم حكم به عدم صحت احاديثي كه در دو كتابشان نياورده نكرده اند».(11)

گفته هاي ديگري از علماي بزرگ اهل سنت در اين مورد آمده كه به جهت اختصار از ذكر آنها خودداري مي شود.

جهت ديگر پاسخ آنكه، بخاري و مسلم به احاديث مهدويت به طور عموم اشاره كرده اند كه مختصراً به آنها اشاره مي كنيم:

الف) احاديث خروج دجال: بخاري و خصوصا مسلم، احاديث زيادي از طرق مختلف در اين مورد نقل كرده اند.(12)

ابن حجر عسقلاني با نقل كلامي از آبّري در تواتر احاديث مهدي ـ عليه السلام ـ قصه دجال را به خروج حضرت مهدي ـ عليه السلام ـ ربط مي دهد.

ب) احاديث نزول عيسي بن مريم: بخاري به سند خود از ابوهريره نقل كرده كه پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ فرمود: «كيف انتم إذ نزل ابن مريم فيكم و امامكم منكم».(13) مسلم نيز همين مضمون را نقل كرده است.(14)

(در اين روايات آمده كه وقتي عيسي نزول مي كند، امام شما از خودتان است) مقصود از امام در اين روايات كسي جز مهدي ـ عليه السلام ـ نخواهد بود، و لذا شارحين صحيح بخاري همگي متفق القول «الامام» در اين روايات را حضرت مهدي ـ عليه السلام ـ معرفي كرده اند.

ج) احاديث بخشش مال، مسلم به سند خود از جابر بن عبدالله انصاري نقل كرده كه رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ فرمود: در پايان امتم خليفه اي خواهد بود كه مال فراوان مي دهد بدون آنكه شمارش كند». با رجوع به روايات ديگر پي خواهيم برد كه مقصود از اين خليفه همان مهدي ـ عليه السلام ـ است.

ابن ابي شيبه به سندش از رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ نقل كرده كه فرمود: «يخرج رجل من اهل بيتي عند انقطاع من الزمان و ظهور من الفتن يكون عطاؤه حيثا. مردي از اهل بيتم بعد از وقفه اي از زمان و ظهور فتنه ها خروج خواهد كرد كه عطاي او ريزان است».

د) احاديث خسف بيداء: مسلم در «صحيح» به سند خود از رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ نقل كرده كه فرمود: «يعوذ عائذ بالبيت فيبعث الله بعث فاذا كانوا ببيداء من الارض خسف بهم. شخص به خانه پناه مي برد، لشكري به سوي او فرستاده مي شود. آن لشكر به سرزمين بيداء كه مي رسد در آنجا به زمين فرو مي رود».

با مراجعه به ساير روايات پي مي بريم كه فرو رفتن زمين بيداء از علائم ظهور حضرت مهدي ـ عليه السلام ـ است.(15)

 

پاورقی:

 

1. پيشوائي، مهدي، سيره پيشوايان، قم، موسسه تحقيقاتي و تعليماتي امام صادق(ع)، 1376ش، ص712.

2. انبياء : 105.

3. پیشوایی، مهدی، همان، ص714.

4. ر.ک: اعراف : 128.

5. قصص : 5.

6. ر.ک، مجلسي، محمد باقر، بحار الأنوار، چاپ المکتبه الاسلاميه، 1393ق، ج51، ص54.

7. نور : 55.

8. مصباح يزدي، محمد تقي، آموزش عقايد (دوره سه جلدي)، چاپ و نشر بين الملل، 1380ش، ص331.

9. حديثي که راويان بسيار داشته و ثبوت و صدور آن از پيامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) قطعي است.

10. پیشوایی، همان، ص696 ـ 698.

11. رضواني، علي اصغر، موعود شناسي و پاسخ به شبهات، قم، انتشارات مسجد مقدس جمکران، 1384ش، ص131 و 132.

12. بخاری، صحيح بخاري، بيروت، دارالقلم، 1407ق، 1987م، ج4، ص633، کتاب الأنبياء، باب 946.

13. همان، باب 945.

14. مسلم، صحيح مسلم، بيروت، دارالفکر، 1417ق، 1996م، ج1، ص892.

15. رضوانی، علی اصغر، همان، ص132 و 133.