شنبه, 11 آذر 1391 ساعت 10:59
خواندن 1844 دفعه

حضرت پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ شيعه بود يا سنّي براي من اثبات كنيد كه شيعه بود؟

پرسش:
حضرت پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ شيعه بود يا سنّي براي من اثبات كنيد كه شيعه بود؟
پاسخ:
شيعه در لغت به معني پيرو است و در اصطلاح به كساني گفته مي شود كه به امامت و خلافت بلافصل علي ـ عليه السّلام ـ معتقدند و بر اين عقيده اند كه امامت او از طريق نص ثابت شده است و امامت حق او و فرزندان او است.(1) در مقابل اين ديدگاه اهل سنت قرار دارد، آنها باور دارند كه دربارة امامت و خلافت نصّي از كتاب و سنت وارد نشده و تعيين خليفه و پيشواي مسلمانان پس از رسول اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ به انتخاب مسلمانان واگذار شده است.(2) بنابراين اصطلاح شيعه و سني بر امت پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ اطلاق مي گردد نه بر خود پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ يا امام علي ـ عليه السّلام ـ .
اما اينكه كدام يك از اين دو اصطلاح مورد تأييد خدا و پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ مي باشد و در زمان حيات پيامبر در ميان مسلمين رايج بوده است بايد توجه نمود كه به گواهي تاريخ، رسول خدا در طول حيات خود در موارد مختلف بارها از فضايل و مناقب و نيز قيادت و رهبري علي ـ عليه السّلام ـ پس از خود سخن به ميان آورد و اين توصيه ها و سفارشات سبب شده بود كه طبق روايات مستند در همان زمان پيامبر، گروهي دور علي ـ عليه السّلام ـ را بگيرند و بنام شيعه علي ـ عليه السّلام ـ شناخته شوندپيامبراكرم(ص)درتفسيرايه "اولئك خيرالبريه"فرموده انان شيعيان علي هستند اين گروه پس از رحلت پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ بر همان عقيدة پيشين خود باقي ماندند و مصلحت انديشيهاي فردي و گروهي را  علي رغم فشارها وشكنجه ها وكشتار شيعيان بر تنصيص رسول خدا در باب رهبري مقدّم نداشتند و چنين بود كه گروهي در عصر رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ و پس از درگذشت او به نام شيعه معروف شدند.
نوبختي متوفاي (1310 ه) مي نويسد: شيعه به كساني گفته مي شود كه در زمان رسول خدا و پس از او علي ـ عليه السّلام ـ را به امامت و خلافت پذيرفته و از ديگران گسسته و به او پيوسته اند.»(3)
ابوالحسن اشعري از بزرگان اهل سنت مي گويد: علت اينكه اين گروه را شيعه مي گويند آن است كه اينان علي ـ عليه السّلام ـ را پيروي كرده و او را بر ديگر صحابه مقدم مي دارند.(4)
شهرستاني (از اهل سنت) در كتاب ملل و نحل مي نويسد: شيعه كساني هستند كه از علي ـ عليه السّلام ـ بالخصوص پيروي كرده و به امامت و خلافت او از طريق نص و وصيت قايل شده اند.(5)
بنابراين شيعه تاريخي جز اسلام و سرآغازي جز مبدأ پيدايش اسلام ندارد، و در حقيقت اسلام و تشيع دو روية يك سكّه اند كه در يك زمان متولد شده اند پيامبر در نخستين روزهاي دعوت آشكار خود بني هاشم را جمع كرد و خلافت و وصايات علي را به آنان اعلان نمود و پس از آن نيز در مراحل مختلف بخصوص در روز غدير خلافت او را رسماً اعلام داشت و خود پيامبر بذر تشيع را اولين بار در دل صحابه غرس نمود و به مرور زمان آن را رشد داد و جمعي از صحابه بزرگ مانند سلمان، ابوذر را شيعه ناميد و مفسران در تفسير آيه «اما كساني كه ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند بهترين مخلوقات خدايند»(6) گفته اند: كه مقصود از اين آيه علي و شيعيان اوست.(7)
نوبختي گفته است: سلمان فارسي، ابوذر غفاري، مقداد بن اسود و عمار ياسر نخستين كساني بودند كه به نام شيعه ناميده شدند.(8)
ممكن است گفته شود كه: در زمان پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ مسلمانان به فرقه هايي تقسيم نشده بودند تا عده اي به نام شيعه معروف گردند بلكه همگي به نام مسلمان ناميده مي شدند. در جواب بايد گفت: اطلاق لفظ شيعه در كلمات پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ ناظر به زمان آينده است چون پيامبر مي دانسته كه بعد از او مسلمانان، به دو گروه شيعه و غير شيعه تقسيم مي گردند بدين منظور براي حقّانيت شيعه بعد از خود، در همان ابتدا پيروي از امام علي ـ عليه السّلام ـ و اهل بيت ـ عليه السّلام ـ را مورد تأييد و مايه نجات دانسته و بارها به مسلمانان ابلاغ نموده است. دليل ما بر اين ادعا روايات متواتر ثقلين، منزلت، غدير و... مي باشد.
اما اصطلاح اهل سنت در زمان پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ و صحابه قطعاً نبوده و سالها بعد از رحلت رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ  به وجود آمده است. در اين باره دو قول است: عده اي مانند ابوحاتم رازي تاريخ پيدايش اصطلاح اهل سنت را زمان خلفاي عباسي دانسته و گفته است: در عصر معاويه به گروهي از مسلمانان كه هوا خواه عثمان بودند «عثمانيّه» مي گفتند، اين گروه در عهد حكومت عباسيان به نام اهل سنت ناميده شدند.(9) و قول ديگر اين است كه تاريخ اين اصطلاح به اوايل قرن دوم هجري باز مي گردد.(10)
با توجه به آنچه ذكر شد روشن مي گردد كه پيامبر گرامي اسلام نه شيعه بوده و نه سنّي بلكه او رهبر و مقتدايي است كه خداوند براي نجات بشريت و هدايت انسانها بسوي خويش مبعوث نموده است و در طول حيات خويش علي ـ عليه السّلام ـ و پيروان او را كه به اسم شيعه معروف بوده است تأييد نموده است.
پی نوشت:
1. شيخ مفيد، محمد بن محمد بن نعمان، أوائل المقالات، ص41، لبنان، دارالمفيد، دوم 1414 ه .
2. بغدادي، عبدالقاهر، الفرق بين الفرق، ص 6-7، بيروت، دار المعرفه، بي تا.
3. نوبختي، ابومحمد حسن، فرق الشيعه، ص 17، بيروت، دارالاضواء، 1404.
4. اشعري، ابوالحسن، مقالات الاسلاميين، ج 1، ص 65، بي تا، بي جا.
5. شهرستاني، عبدالكريم، ملل و نحل، ص131، بيروت، دارالكتاب العلميه، 1410 ه .
6. بيّنه، آيه 7.
7. سيوطي، جلال الدين، الدرالمنثور، ج 8، ص 589، بيروت، دارالفكر 1993 م.
8. نوبختي، فرق الشيعه، ص 17-18.
9. عاملي، سيدمحسن امين، اعيان الشيعه، 1، 18، بيروت، دارالتعارف للمطبوعات، 1406 ه .
10. سبحاني، جعفر، بحوث في الملل و نحل 2، 334، قم مركز مديريت اول، 1408.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن