شنبه, 22 ارديبهشت 1397 ساعت 16:25

بیانات حضرت آیت الله میلانی در جشن نیمه شعبان 1439

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السلام علی خیر خلقه و أشرف بریّته محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الاولین و الاخرین

اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی کل ساعة ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه أرضک طوعا و تمتعه فیها طویلا

در چند روز گذشته ولادت ائمه اطهار علیهم الصلاة و السلام را داشتیم و پس فردا هم ولادت حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف که تبریک عرض می کنم خدمت همه ی آقایان. درباره ی هر یک از ائمه علیهم الصلاة و السلام بحث هایی بالخصوص وجود دارد. اما معلوم است که امامت همه ی ائمه علیهم الصلاة و السلام فرع امامت امیرالمؤمنین سلام الله علیه است و در روایت داریم «هل من یعرف الآخر من لم یعرف الاول» نمی شود که شناختمان نسبت به حضرت ولی عصر علیه الصلاة و السلام کامل بشود مگر اینکه شناختمان نسبت به امیرالمؤمنین و ولایتمان از قبل کامل شده باشد. بنابراین، بحث بر می گردد به معرفت و معرفت هم همچنانی که می دانید ابعاد مختلف دارد و بر حسب استعدادات اشخاص خواسته شده اما به هر حال، وجوب معرفت امام به ادله ی نقلیه و عقلیه ثابت شده و جزء ضروریات قرار گرفته. وقتی معرفت حاصل بشود، قهرا بیعت هم به دنبال آن خواهد بود و دبه نبال بیعت، اطاعت مطلقه است و به دنبال آن، تولّی و تبرّی خواهد بود، معرفت اینچنین است.

معرفت نسبت به امام علیه الصلاة و السلام یک وقت نسبت به شخص حضرت است؛ خب اسم حضرت را بدانیم، تاریخ تولدش را بدانیم، محل ولادتش را بدانیم، در این اندازه. یک وقت معرفت بیش از اینهاست، یعنی معرفت به صفات است، معرفت به مقامات و منازل امام علیه الصلاة و السلام است. اما محور، علی کلّ حال، امامت است. اینکه در ادله و احادیث صحیحه آمده که اگر کسی امامش را نشناخته باشد، با او بیعت نکرده باشد، موت او موت جاهلیت است، این از برای این است که اعتقادات او، اعمال او و همه ی جهات زندگی او بایستی به هدایت امام علیه الصلاة و السلام باشد و وقتی هدایت نباشد، قهرا ضلالت خواهد بود. ضلالت یعنی چه؟ یعنی موت جاهلیت؛ لذا در روایت صحیحه داریم که از اما علیه الصلاة و السلام سؤال شد که آیا جدّتان رسول الله فرمودند «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتةً جاهلیةً» و یا «مات میتةَ جاهلیةٍ»، حضرت فرمودند بله. او تعجب می کند می گوید واقعا اینطوره، حالا به تعبیر بنده، که واقعا اینطوره که اگر کسی امامش را نشناسد، موت او موت جاهلیت است؟ حضرت فرمود «موتة کفرٍ و نفاقٍ و ضلالة» این معنای امامت است و امام شناسی و اثرش. معرفت امام علیه الصلاة و السلام به نحوی که انسان اگر آن را نشناسد، موتش موت جاهلیت خواهد بود، باید براساس کتاب باشد، قرآن مجید، براساس سنت باشد، احادیث صحیحه از پیغمبر اکرم، براساس براهین عقلیه قطعیه باشد، معرفت امام باید اینچنین باشد و از این راه و این مؤسسه برای همین جهت تأسیس شده. مؤسسه ایست که تأسیس شد که براساس قرآن و سنت و عقل، امام شناسی داشته باشیم. براساس کتاب و سنت و عقل.

در طول تاریخ از روز اول تا به امروز، سعی فراوانی شده از طرف دشمنان و مخالفین تا منکر امامت حضرت امیر بشوند. خب چقدر دروغ گفتند، چقدر از حقایق را انکار کردند، چقدر از حقایق را کتمان کردند، چقدر دلائل را تحریف کردند، چقدر حدیث جعل کردند، خیلی از این کارها خب در کتب هست و خودتان می دانید ولی این کارها هیچکدام نتیجه نداد و امامت امیرالمؤمنین باقی ماند و امامت شیخین قابلیت برای اثبات ندارد. هرگز نمی توانند امامت شیخین را به اثبات برسانند، هرگز نمی توانند. امامت شیخین نه کتاباً و نه سنتاً و نه عقلاً قابل اثبات نیست. اما ما که آمدیم در این مؤسسه هم آن جنبه ی اثباتی را باید کاملا برسیم هم این جنبه ی نفیی را باید کار کنیم تا واقعا عالم باشیم به امامت امیرالمؤمنین و اهل بیت عارف باشیم تا بتوانیم از این مکتب که تشکیل شده است از یک اثبات و یک نفی، دفاع کنیم و هدف از تأسیس این مؤسسه این بوده که نیروهای مدافع داشته باشیم از این مکتب، هم از نظر اثباتی هم از نظر نفیی.

در خصوص مسئله ی امام زمان علیه الصلاة و السلام هم کوشش های بسیاری داشتند و دارند. سعی می کنند تا ایمان شیعیان را تضعیف کنند نسبت به حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف. شبهاتی را مطرح می کنند، حرف هایی می زنند، و حتی کسانی را از داخل تشیع استخدام می کنند. الان کسانی را و کسی را مشخصاً در نظر دارم که در حوزه ی علمیه ی قم و قبلا در حوزه های علمیه ی عراق طلبه بود، این آقا را بردند به خارج و نسبت به حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف حرف می زند، امکاناتی در اختیارش قرار گرفته، این فردی نبود که این امکانات را هرگز به طور طبیعی و روال عادی تحصیل کند.

در خصوص وجود حضرت عجل الله تعالی فرجه الشریف حرف دارد و حال اینکه ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ادله ی قطعیه دارد. بنده اینجا اشاره می کنم به سه تا حدیث قطعی از پیغمبراکرم که هم ما روایت کردیم هم مخالفین روایت کردند. اینکه پیغمبراکرم فرمودند «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة» که البته این حدیث به الفاظ دیگری هم روایت شده، در همه ی منابع موجود است، احدی نمی تواند این حدیث را انکار کند، قابل انکار نیست. احادیثی که وارد شده است در خصوص ثقلین «إنی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی ما إن تمسکتم بهما لن تضلوا» محلّ شاهد اینجاست «و إنهما لن یفترقا حتی یردا علیّ الحوض» خب این دو تا حدیث را کنار هم بگذاریم چه می شود؟ که در هر زمان باید امامی باشد که مردم او را بشناسند، با او بیعت کنند، این امام لابدّ از پیغمبراکرم است که تا وقتی قرآن است، امام از اهل بیت وجود دارد. اینکه دارم الان عرض می کنم، در مباحث حدیث ثقلین مفصل گفته ام و از منابع دسته اول نقل کردم و شراح حدیث به آنچه که الان عرض کردم، از اهل سنت شراح بزرگشان تصریح دارند، پس لامحاله در هر زمان باید امامی باشد و از اهل بیت پیغمبراکرم باید باشد تا وقتی که قرآن هست امام هم هست. از آن طرف احادیث «الائمة بعدی اثناعشر» پس در هر زمان امامی باید باشد، آن امام از اهل بیت است قطعا، و عدد ائمه هم دوازده تا، نه سیزده تا و نه یازده تا. حالا بنشینند فکر کنند که این دوازده تا کیانند، می توانند درستش کنند؟!

ما در این جهت در آن وقتی که جوان بودیم وقت گذاشتیم، اگر به آسمان بروند و به زمین برگردند و همه آنها در یک جا جمع شوند، نخواهند توانست این سه حدیث را منطبق کنند بر هرکسی که باشد غیر از ائمه ی اثناعشر اهل بیت علیهم الصلاة و السلام. لا محاله امام دوازدهم امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است. همان مهدی ای که صدها حدیث درباره ی او از پیغمبراکرم وارد شده است در منابع فرقین لامحاله الحجة بن الحسن العسکری عجل الله تعالی فرجه الشریف است. و اما روایات وارده به اسانید صحیحه در خصوص ولادت امام زمان به مبانی همه ی رجالیین که صحیحند این اسانید فراوان است و ما کار کردیم. این بچه طلبه ی کوچولویی که پیدا شده، میگه بر مبنای یکی از مراجع قابل تصحیح نیست احادیث ولادت امام زمان، این بچه می خواهد جانشین برقعی بشود. بعد از ابوالفضل برقعی، آیت الله العظمی که وهابی ها الان دارند می گویند که نوارهای 50 سال قبل او را الان دارند پخش می کنند، این می خواهد جانشین او شود مگر خدا هدایتش کند و إلا روایات وارده ی در ولادت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به اسانید صحیحه فراوان داریم به اجماع همه ی علمائمان. علاوه بر آن سه حدیثی که قطعی الصدورند گفتم. از آن طرف شبهاتی مطرح می کنند. از جمله اینکه از خود بنده سوال شده که گفته می شود در زمان حکومت حضرت ولی عصر خونریزی فراوان است کأنّ نهرهایی از خون جاری خواهد شد. کسانی از مقابل پیدا شدند در خودمان و از داخل حوزه ی علمیه در جلسه ای بودند که خود بنده بودم مطرح شد این قضیه که آقایی گفت حتی یک قطره خون هم حضرت نخواهند ریخت، گفتم این دیگه افراط است و تفریط و افراط و تفریط باطل است. قدر متیقن این است که حضرت ولی عصر ولی دم هستند و «من قُتِل مظلوما و قد جعلنا لولیّه سلطانا» ولی عصر می توانند قصاص کنند قتله ی آبائشان و امهاتشان را، اینکه قدر مسلم است که ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف از معجزاتشان استفاده خواهند کرد، از مواعظشان استفاده خواهند کرد، عقول مردم را تکمیل خواهند کرد، حضرت ولی عجل الله تعالی فرجه الشریف تورات اصلی را خواهند آورد. انجیل اصلی را خواهند آورد، و لذا بنده شاید در روایات هم دیده باشم و لذا بنده معتقدم، اتباع ادیان دیگر پیش از مسلمین ایمان خواهند آورد به حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف اما بالاخره یک اقلیتی باقی می مانند که در برابر حضرت ممکن است بایستند و لامحاله حضرت باید اینها را از سر راه بردارند. ، در آن جلسه ای که اشاره کردم، آن آقایی که سخنرانی می کرد گفت که به دست پیغمبر اکرم حتی یک نفر کشته نشده، گفتم این خبر صحت ندارد، در فتح مکه به دست پیغمبراکرم بیش از 1 نفر کشته شده است. می خواست بگوید پیغمبراکرم رحمت للعالمینند به این معنا پس امام زمان هم رحمت للعالمینند به این معنا، نخیر به دست پیغمبراکرم در فتح مکه بیش از یک نفر کشته شده است در منابع دسته اول خود عامه؛ پس نباید افراط و نباید تفریط کرد

شبهه ی دیگری که مطرح می کنند این است که ملاقات با حضرت ولی عصر نمی شود کرد و نشده است وتمام آنچه نقل می شود دروغ است. این در داخل حوزه قائل دارد. بنده عرض می کنم نه افراط و نه تفریط، نه اینکه هرکسی هر ادعایی را کرد فوراً قبول کنیم و نه انکار کنیم این همه روایات و اخبار و حکایات را. درست نیست نه افراط نه تفریط. البته بعضی ها که حضرت را زیارت کردند، نشناختند، خب روایت دارد که ایشان هرسال در موسم حج حضور دارند، خیلی ها خدمت حضرت رسیدند مکاشفه بوده، این هم نمی شود منکر شد ولی کسانی که خدمت حضرت رسیدند و مکاشفه نبوده و معرفت هم بوده، باز علم اجمالی داریم مواردی را از بعضی بزرگان از معاصرین خودمان که بنده شنیدم که خدمت حضرت رسیده یا می رسند، پس نه افراط نه تفریط.

اینها شبهاتی است که مطرح می شود برای تشویش اذهان اهل ایمان. از جمله شبهاتی که مطرح می کنند راجع به علائم ظهور است. شنیدم بعضی از آقایان مکلّا که نمی دانم اینها از تهران می آیند به قم یا مقیم قم هستند، اینها از بیخ منکر علائم ظهورند، این خیلی جرأت است و این افراط و تفریط است که بیاییم هرچه گفته شد بپذیریم و یا تمام آنچه که هست انکار کنیم از دم. نمی شود به تمام آنچه که در کتاب ها هست اعتماد کنیم، البته تمام آنچه که هست تکذیب کنیم؟!

بنده عرض می کنم اموری که مربوط می شود به حضرت ولی عصر تقسیم می شود به سه قسم. یک قسم اموری است که مربوط می شود به قبل از ظهور حضرت و قبل از تأسیس حکومتشان، این یک قسم امور است. یک قسم مربوط می شود به زمان حضرت و حکومتشان، این یک قسم امور است. یک قسم اموری است مربوط به مابعد حکومت حضرت. خب اینها مورد سؤال قرار می گیرد.

قسمی که مربوط به قبل از ظهور حضرت است، این علائم ظهور و امثال ذلک، قسمی که مربوط به زمان حضرت می شود، خب سؤال می شود که حضرت چگونه غلبه پیدا می کنند، چگونه حکومتشان را تأسیس می کنند، مسئولین این حکومت چه کسانی هستند، این «یملؤا الله الأرض قسطا و عدلا بعد ما ملئت» یا «کما ملئت ظلما و جورا» یعنی چه؟ چگونه می شود؟ و بالاخره حضرت چگونه از دنیا می روند؟ چه کسی حضرت را دفن می کند و به خاک می سپارد؟ یک قسم مربوط می شود به بعد از حضرت، کسانی از حالا پیدا شدند مطالبی را درباره ی بعد از زمان امام زمان مطرح می کنند و از مردم بیعت می گیرند. کسانی پیدا شدند از حالا ادعای نیابت می کنند برای بعد از امام زمان و کسانی هم گول خوردند و تحت تأثیر قرار گرفتند. حسابش را بکنید ببینید دیگران چگونه کار می کنند و چگونه مخالفین برنامه ریزی می کنند و چگونه با این مذهب و اهل این مذهب مبارزه می کنند، چگونه تکه تکه می کنند این مذهبی را که نتوانستند در طول تاریخ از بین ببرند و معتقدین این مذهب را با تمام فشارهایی که آوردند به جمیع اقسامها که چقدر کشتند و چقدر خانه بر سر شیعیان تخریب کردند و چقدر زندان ها از بین بردند چه کردند چه کردند و الی یومنا هذا، از راه های دیگر استفاده می کنند اونهایی که استفاده می کنند. ما در خصوص امام زمان و امامتشان و ولایتشان و مایتعلّق به حضرت ولی عصر بیشتر باید کار کنیم، البته مؤسساتی در حوزه ی علمیه در خصوص مهدویت داریم که شکرالله سعیهم اما باید بیشتر کار شود و مردم باید ایمانشان تقویت شود در خصوص حضرت ولی عصر ما وظیفه داریم کار کنیم، وظیفه داریم مردم را متوجه کنیم به سوی آن حضرت عجل الله تعالی فرجه الشریف و بنده در اینجا اعلام می کنم رسما می گویم، از قول من نقل کنید، تا وقتی شیعیان از ماسوای امام زمان منقطع نشوند، مشکلاتشان حل نخواهد شد. باید از ماسوای ولی عصر منقطع شوند. انقطاع از ماسوای ولی عصر، آن وقت حضرت به داد می رسند.

اجمالا عرض می کنم که ما وظیفه داریم ایمان مؤمنین را تقویت کنیم و مردم را به مبانی اعتقادی و اصول تشیع، البته هرکس در حد وسعش، چه بنده چه آن کسی که می خواهم مطلب را برایش بیان کنم، وسع او و وسع بنده، در ارائه ی مطالب وسع مطالب و در فراگیری مطالب، که البته «لا یکلّف الله نفسا الا وسعها» این است که وظیفه داریم و به این وظیفه باید عمل کنیم. همه ما مسئولیم «وقفوهم إنهم مسئولون» از ولایت امیرالمؤمنین تا ولایت امام زمان از ما سؤال خواهند کرد و از آن طرف دشمنان دارند کار می کنند، ما بنشینیم؟ آنها همه جوره دارند فعالیت می کنند، از همه ی امکانات دارند استفاده می کنند. پیشرفت تشیع برای آنها قابل تحمل نیست، این مذهب در حال پیش روی است، نه به سعی بنده و غیر بنده و امثال بنده، نخیر خود حقانیت این مذهب پشتیبان این مذهب است، این مذهب دارد پیش می رود و دشمنان نمی توانند تحمل کنند و آرام نمی گیرند، پیشرفت این مذهب برای آنها قابل تحمل نیست، بالخصوص از وقتی که این انقلاب در این کشور آمده و جمهوری اسلامی تأسیس شده، اینها فکر می کنند هرجا قدرت پیدا کرده تشیع قدرت پیدا کرده است، تا حدی هم همینطور است. قهراً سعیشان دو چندان می شود، فعالیتهایشان وسیع تر و بیشتر و قوی تر چون هم مذهب است و هم سیاست، اینجاست که می بینیم می آیند با غربی ها تفاهم می کنند، اینجاست که می بینیم می آیند تفاهم هایی با کفار برگزار می کنند و برقرار می کنند، باج می دهند به دشمنان. الان کارهایی که در دنیا دارد می شود شما می دانید و اینها عمومیت پیدا کرده است، در این دو قرن اخیر عمومیت نداشت به این صورت، تحقیقا در این دو قرن اخیر بین تسنن و وهابیت و غربی ها تفاهم بوده و همکاری وجود داشته، ببینید مستشرقین چه می گویند، وهابی ها آن را دوباره می گویند، آن مستشرق یک حرف می زند، در کتاب اصول مذهب شیعه پیدایش می کنید آن حرف را. افرادی را از بچه شیعه ها می برند به پاریس وقتی که بر می گردند منحرف بر می گردند، چجور می شود؟ اینها یک اموری بوده که خصوصی بوده و فقط اهلش می دانستند اما این دادوستدهایی که اخیرا ملاحظه می کنید، اسلحه ببرند و بیاورند و لشکرکشی کنند، اینها عمومی شده، اینها را همه می فهمند، اموری را که در این دو قرن اخیر بوده، خیلی عمیق تر از این بوده.

کسروی را چه کسی درست کرد؟ شریعت سنگلجی را چه کسی درست کرد؟ برقعی را چه کسی درست کرد و دیگران را چه کسی درست کرد؟ چجور می شود که اینها در داخل تشیع پیدایشان می شود؟ الان پایان نامه ی دانشگاهی چاپ شده «الشیعة و التصحیح» آنهایی که تشیع را می خواستند تصحیح کنند، اغلاط تشیع و اشتباهات و انحرافات تشیع را بزنند کنار، معرفی شدند آیت الله العظمی برقعی، آیت الله العظمی کسروی، با چه القابی و با چه آب و تابی فضائلی و مناقبی، این شده پایان نامه، خیال می کنید تمام شد، همین است فقط یا دنباله دارد، ادامه خواهند داد و ادامه می دهند. الان کسانی در حوزه ی علمیه مشغول کارند، من نمی دانم اینها حسن نیت دارند یا نه چون دلیل شرعی ندارم اما کارهایشان به نفع مخالفین است، حالا من نمی دانم چرا اینجور کار می کنند و سببش چیست، افرادی در حوزه ی علمیه به عنوان نظریه پردازی، آزاد اندیشی مطالبی می گویند و بعد می گویند مقام معظم رهبری فرموده اند این چنین چیزهایی باید در حوزه مطرح شود و آزاداندیشی باید در حوزه علمیه باشد، بله ایشان هم فرمودند و خوب هم فرمودند اما خطوط قرمزی ایشان مقرر نکردند؟ فرمودند آزاداندیشی و آزاد باشید هرچه دلتان می خواهد بگویید؟ خب روز اول فروردین هم در مشهد سخنرانی کردند و همین مطلب را ایشان تذکر دادند که معنای آزاداندیشی و معنای آزادی بیان این نیست که هرچه می خواهید بگویید، آن وقت عصمت ائمه را ببریم زیر سؤال؟ حدیث الائمة اثناعشر برود کلا زیر سؤال و اسنادش دروغ است؟ این است آزاداندیشی؟ بسیار عنوان جالبی است آزاداندیشی، چه کسی مخالف آزاداندیشی و آزادی بیان است؟ کسانی در حوزه ی علمیه هستند، عرض کردم این را فراموش نکنید متهم نمی کنم کسی را والله، بنده دلیل شرعی ندارم و حجت ندارم که کسی را متهم کنم و لکن مآل کارشان را دارم عرض می کنم، کسانی در حوزه ی علمیه به عنوان وحدت، آیا وحدت بین شیعه و سنی را کسی مخالف است، کسی بدش می آید از تقریب مذاهب؟! حالا وحدت که محال است اما کسی بدش می آید از تقریب مذاهب؟ کسی مخالف با تقریب بین مذاهب است؟ آقا تقریب بین مذاهبی که مقام معظم رهبری مؤسسه تأسیس کردند آیین نامه ای معین نکردند برای این کار؟ آقای بروجردی که این کار را 80 سال قبل در قاهره انجام دادند، آیین نامه ای معین نکردند؟ نفرمودند چگونه باید بشود در تقریب بین مذاهب؟ خب بنشینید فکر کنید، آقای عسکری خدا رحمتش کند او یه جور می گفت، سیدشرف الدین یه جور می گفت خدا رحمتش کنه، شیخ حسن کاشف الغطا یه جور می گفت، همه ی اینها را من والله بلدم، بنشینید فکر کنید معنای تقریب مذاهب، انکار حقایق بین مذهب است؟ کم رنگ کردن مبانی بین مذهب است؟ این است تقریب بین مذاهب؟ خب یک عده ای هم آمدند یک دانشگاهی را تأسیس کردند به نام دانشگاه ادیان و مذاهب، تمام فرق ضاله حرفهایشان در آنجا مطرح می شود و نقد هم نمی شود و آن وقت پایان نامه در می آورند کتاب قطب راوندی را از اول تا آخر تشکیک می کنند، تمام معاجز پیغمبراکرم و اهل بیت همه اش دروغ است، این است؟ و امثال ذلک از کارهایی که در آنجا انجام شده، این است تقریب بین مذاهب و تحقیق بین ادیان و مذاهب؟ آن وقت یک عده هم پیدا شدند که اینها محققینند در این حوزه ی علمیه در این پژوهشگاه ها و محافل علمی، یک تعبیر در یک جایی گفته که بایستی مبانی اعتقادی شیعه را از دید تاریخی رسیدگی کنیم، این یک حرف غربی است که آنجا گفته، خب بفرمایید که سقیفه را چرا از دید تاریخی تحقیق نکنیم؟ چرا خلافت ابوبکر را از دید تاریخی تحقیق نکنیم؟ عاشورا را باید تحقیق کنیم؟ زیارت عاشورا را باید زیر سؤال ببریم؟ این است دید تاریخی؟ آن وقت 170 صفحه کتاب در بیاوری به عنوان تفکر شیعه، 5 نفر اسامیشان در آنجا موجود است، اینها این کتاب را درست کنند در داخل حوزه ی علمیه؟! یا یک کتاب دیگر برای من آورده اند چاپ هفدهم که در یکی از دانشگاه های کشور تدریس می شود به نام تاریخ تشیع، پر از مزخرفات و خلاف واقع و همه ی منابع، منابع مستشرقین و مخالفین و وهابی ها، این تدریس شود در دانشگاه های کشور به نام تاریخ تشیع؟! در حوزه ی علمیه بایستی مبانی تشیع تقویت شود، بایستی تحقیق شود، بررسی شود مبانی تشیع در حوزه ی علمیه بایستی تقویت شود، فلسفه ی تأسیس حوزه ی علمیه چه بوده است؟ حکمت از تأسیس این حوزه های علمیه چه بوده؟ چرا سهم امام را در این حوزه های علمیه خرج می کنید؟ برای چه؟ اصلا می دانیم ما چرا حوزه تأسیس شد؟ حوزه براساس آیه ی نفر تأسیس شده، براساس آیه ی نفر «فلولا نفر من کلّ فرقة منهم طائفة لیتفقهوا فی الدین و لینذروا قومهم إذا رجعوا إلیهم» بر این جهت تأسیس شده، خب این خرج دارد، طلابی که می آیند اینجا، مکان لازم دارند، مدرسه تأسیس شد، بودجه اش از کجا؟ وقتی برای مذهب است، لیتفقهوا فی الدین است، از طرف امام باید تأمین شود مخارج اینجا، حوزه ی علمیه بر این جهت تأسیس شد، تفقه در دین یعنی اصول دین، فروع دین، مبانی دین، اخلاق دین و همه چیز دین، لیتفقهوا فی الدین و لینذروا قومهم إذا رجعوا الیهم لعلهم یحذرون، آنوقت حالا کسانی این چنین بگویند، نقل شد از یکی از آقایان، یکی از این آقازاده ها آمده بود پیش من می گفت که آن هم دکتر است، نقل کرد از یکی از این آقایان که همه چیز را در جلسه انکار کرده بود، گفتند آقا شما که همه چیز را انکار کردی، گفت بله شما درخت های کهنی را از بیخ کندی، ساختمان های قوی ای را خراب کردی، پس چه شد؟ گفت بله من زمین صاف به شما تحویل می دهم و شما از نو بکارید. این است؟ حوزه برای این تأسیس شده؟ من خواهش می کنم از مراجع تقلید، بنده خواهش می کنم از مسئولین حوزه ی علمیه، بنده خواهش دارم از شورای عالی حوزه ی علمیه برای این قضایا بنشینند فکر کنند. تحت عنوان آزادی بیان هرچه گفتند، تحت این عنوان از دید تاریخی نگاه کردند هرچه دلشان خواست بگویند و بنویسند و چاپ کنند، یک عده جوان های بندگان خدا صاف و ساده و پاک اعم از دانشگاهی یا طلبه، این جوان ها پای این صحبت ها می نشینند، پای این درس ها می نشینند، این کتاب ها را  می خانند، بنده خواهش می کنم از آقایانی که شأنی دارند در حوزه ی علمیه این قضایا رسیدگی شود، و إلا بدانید این مذهب استقامتی که دارد در مقابل دشمنان، این استقامت را از دست خواهد داد، ارزش استقامت این مذهب در مقابل دشمنان غربی و غیر غربی به این است که اعتقاداتشان قوی باشد، آنچه که استقامت می دهد به این کشور ایمان است و آنها دارند کار می کنند مایه ی استقامت را از ما بگیرند و کشور استقامتش را در مقابل مخالفین و دشمنان از دست خواهد داد اگر این وضعیت ادامه پیدا کند و بنده وظیفه داشتم این عرایض را عرض کنم، شاید اولین باری است که شنیدید، از بنده که اولین بار است شنیدید، روی این جهات فکر شود و از قول بنده نقل شود و بنده به حول و قوه الهی در این مؤسسه قول می دهم هر آنچه که از دست این مؤسسه بر بیاید، از مدیر عامل این مؤسسه حجت الاسلام و المسلمین آقای دکتر سبحانی و معاونین این مؤسسه و کارکنان این مؤسسه و بنده که خدمتگزار این مؤسسه هستم، هرکاری که از دستمان بربیاید در این مسیر حاضریم، تمام آن کسانی که حسن نیت دارند و می خواهند واقعا خدمت کنند و واقعا قصد این را دارند که تثبیت کنند مبانی اعتقادی را و خدمت به تشیع کنند، ما در خدمت حاضریم، هر آنچه که از دستمان بر بیاید، و بر این جهت تأسیس شده این مؤسسه، نمی دانم چقدر خسته تان کردم، مطالبی که عرض کردم خواهشی که دارم فکر کنید و هر فردی از شماها به هرجایی که می تواند برساند برساند بلکه ان شاء الله یک تنبهی پیدا شود در حوزه ی علمیه مخصوصا مسئولین که عرض کردم آنها قدرت دارند و مسموع الکلمه هستند و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

                                                                          

                                                                     برای مشاهده ویدیو بر روی تصویرکلیک کنید