سه شنبه, 22 تیر 1395 ساعت 11:00
خواندن 606 دفعه

نظر ابن خلدون در احادیث مهدویت و نقد آن

پرسش : آیا نقد ابن خلدون بر احادیث مهدویت وارد است؟

پاسخ تفصیلی: 

اکثریت قریب به اتفاق دانشمندان اهل سنّت، احادیث مربوط به حضرت مهدى را صحیح و مورد قبول مى‏دانند. اما تنى چند، آنها را رد نموده یا مورد تشکیک قرار داده اند که از آن جمله «ابن خلدون» است. وى مى‏گوید:

در میان تمام مسلمانان در طول قرون و اعصار مشهور بوده و هست که در آخر الزمان حتماً مردى از خاندان پیامبر ظهورمى‏کند و دین را تایید و عدل و داد را آشکار مى‏سازد، مسلمانان از او پیروى مى‏کنند، وى بر تمام کشورهاى اسلامى تسلّط پیدا مى‏کند، این شخص مهدى نامیده شود و ظهوردجال و حوادث بعدى که از مقدمات مسلّم قیامت است، به دنبال قیام او خواهد بود، عیسى فرود مى‏آید و دجّال را مى‏کشد یا در قتل دجّال او را یارى می کند و عیسى پشت سر او نمازمى‏خواند...
گروهى از پیشوایان حدیث، مانند: ترمذى، ابو داود، بزّاز، ابن ماجه، حاکم، طبرانى، ابو یَعْلى‏ احادیث مربوط به مهدى را در کتابهاى خود به نقل از گروهى از صحابه مانند: على، ابن عباس، عبد اللهبن عمر، طلحه، عبد اللهبن مسعود، ابو هریره، انس، ابو سعید خُدرى، اُمّ حبیبه، اُمّ سلمه، ثوبان، قره بن ایّاس، على هلالى، عبد الله بن حارث، آورده اند.
ولى چه بسا منکران این احادیث، در سند آنها مناقشه کنند در میان دانشمندان اهل حدیث معروف است که «جَرْح» بر «تعدیل» مقدّم است. بنابراین اگر ما، در بعضى از راویان این احادیث نقطه ضعفى از قبیل: غفلت، کم حافظگى، ضعف یا انحراف عقیده یافتیم، اصل حدیث از درجه اعتبار ساقط مى‏شود.... 
وى آنگاه به نقل تعدادى از این احادیث و بررسى وضع راویان آنها پرداخته و برخى از آنها را غیر موثق اعلام نموده و اضافه مى‏کند:
این است مجموع احادیثى که پیشوایان حدیثدرباره مهدى و قیام او در آخر الزماننقل کرده اند و چنانکه ملاحظه کردید، همه آنها جز مقدار بسیار کمى مخدوش است. 
این بود خلاصه و فشرده نظریه ابن خلدون درباره احادیث مربوط به مهدى منتظر - عجل الله تعالى فرجه -.
دانشمندان صاحبنظر و متخصصان علم حدیثاعم از شیعهوسنى، سخنان وى را با دلایل روشن رد کرده و آن را بى پایه دانسته اند. ولى ما، در اینجا به عنوان نمونه خلاصه سخنان «شیخ عبد المحسن عباد»، استاد و رییس دانشگاه مدینه را نقل مى‏کنیم:
وى در کنفرانسى تحت عنوان «عقیده اهل السنه والاثر فى المهدى المنتظَر»، در ردّ نظریه ابن خلدون چنین مى‏گوید:
الف - اگر ابراز شک و تردید در مورد احادیث مهدى از طرف شخصى حدیثشناس بود، یک لغزش به شمار مى‏رفت،
چه رسد به مورّخانى که اهل تخصّص در علم حدیثنیستند. چه خوب گفته است «شیخ احمد شاکر»:
ابن خلدون چیزى را دنبال کرده است که به آن آگاهى ندارد و وارد میدانى شده است که مرد آن نیست. او در فصلى که در مقدمه خود به مهدى اختصاص داده، پریشان گویى عجیبى کرده و مرتکب اشتباهات روشنى شده است. اصولاً او متوجه نشده است که مقصود محدثان از این جمله که: «جرح بر تعدیل مقدّم است» چیست؟!
ب - وى در آغاز فصل مربوط به مهدى اعتراف کرده است که: در میان مسلمانان در طول قرون و اعصار مشهور بوده و هست که در آخر الزمانحتماً مردى از خاندان پیامبر ظهور مى‏کند...
با اعتراف به اینکه موضوع قیام مهدى در میان تمام مسلمانان در طول قرون و اعصار امرى مشهور و مورد قبول بوده و هست، آیا صحیح نبود که او نیز این عقیده مشهور را مثل دیگران نپذیرد؟ ایا نظریه وى، با وجود اعتراف به اینکه همه مسلمانان برخلاف او عقیده دارند، نوعى کجروى و تکرروى نیست؟ آیا همه مسلمانان اشتباه کرده اند و فقط ابن خلدون درست فهیمده است؟!
اصولاً این موضوع یک موضوع اجتهادى نیست، بلکه یک موضوع نقلى و غیبى است و جایز نیست کسى آن را با هیچ دلیلى جز با کتاب خداو سنتپیامبر(ص) اثبات کند و دلیل مزبور در اینجا نظریه مسلمانان را اثبات مى‏کند و آنان در این موضوع نقلى داراى تخصص هستند.
ج - ابن خلدون پیش از نقد و بررسى این احادیث مى‏گوید: «اینک ما در اینجا احادیثى را که در این باره نقل شده، ذکر مى‏کنیم». و پس از نقل احادیث مى‏گوید: «این است مجموع احادیثى که پیشوایان حدیثدرباره مهدى و قیام او در آخر الزماننقل کرده اند». و در جاى دیگر مى‏گوید: «آنچه محدثان از روایات مهدى نقل کرده اند، ما همه را به قدر توان در اینجا آوردیم. 
در حالى که وى بسیارى از احادیث مهدى را ناگفته گذاشت است، چنانکه این معنا با مراجعه به کتاب «العرف الوردى فى اخبار المهدى»» تالیف «سیوطى» روشن مى‏گردد. همچنین او از حدیثى که با سند معتبر در کتاب «المناز المنیف» تالیف «ابن قیم» نقل شده، غفلت کرده است.
د - ابن خلدون تعدادى از این احادیث را نقل و به خاطر بعضى از راویان آنها در سند آنها اشکال مى‏کند، در حالى که راویان یاد شده، کسانى هستند که «بخارى» و «مسلم» یا حداقل یکى از آنها در صحیح خود از آنها نقل حدیثکرده اند و دانشمندان در سند آنها ایرادى نکرده اند.
ه- ابن خلدون اعتراف مى‏کند که تعداد کمى از احادیث مربوط به مهدى جاى هیچ نقد و ایرادى از نظر سند ندارد.
بنابراین باید بگوییم: آن تعداد کم که به گفته وى مورد قبول است، براى اثبات مطلب کافى است و بقیه احادیث نیز موید آن تعداد خواهد بود.(1)
پی نوشت: 
(1). گردآوري از کتاب: سیره پیشوایان، مهدی پیشوایی، موسسه امام صادق(علیه السلام)، قم، 1390ه.ش، ص 705.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن